اون دو نفری که تا الان به خاطر خوردن گرمک آلوده به سالمونلا فوت کردن، احتمالا خیلی مواظب بودند روغن سرخکردنیشون زیاد رو حرارت نمونه، چون سرطانزاست، بیسکوییت کارخونهای نخرن چون مواد نگهدارندهای توشون میریزند که سرطانزاست، و یه رفیق داشتند که بشون گفته داماد ما تو کارخونه سوسیسسازی کار میکنه و میگه اگه شما میدیدید چقدر کثیفه و چه آشغالهایی میریزن دیگه لب به سوسیس نمیزدید. اما به این دلیل فوت کردن که یکی با چاقوی آلوده یه میوه طبیعی و سالم رو قاچ کرده بود.
دنیای فیزیکی حرامزادهست، و گاهی بمون میخنده.
دنیای فیزیکی حرامزادهست، و گاهی بمون میخنده.
امروز دو هفته از روزی که میگفتند نوار غزه فقط برای ۷۲ ساعت آب و غذا دارد گذشته.
اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت، جزیی از کده.
اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت، جزیی از کده.
روسیه یکی از شبکههای تلویزیونی خودش رو جریمه نقدی کرد، چون موزیک ویدئویی پخش کرده بود که در یک کادر دست دو نفر دیده میشد که هر دو زن هستند.
در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی گرفته تا معضلات فرهنگی) در فضای عمومی با وسواس یک جراح مغز و اعصاب، دنبال حذف نشانههای گی هستند. درست همون کاری که آخوند استالینپرست با حجاب میکنه. چون هر دو از یک قماشند، و این قماش خلافکار هیچ اهمیتی به ارزشهای سنتی و دینی نمیدن. هدفشون خودنمایی و قدرتنمایی در یک رزمایش قانونبازانهست. دقیقا همون خلافکارهایی که قانون رو به تخمشون گرفتند، و چون اینکار رو کردند پیشرفت کردند، خیلی روی قانون تأکید دارند. آخوند روی قانون بودن ممنوعیت بیحجابی، و دولت روسیه روی قانون بودن ممنوعیت همجنسگرایی. در این رزمایش برنامه اینه که با واقعیتستیزی ثابت بشه زورشون از تمام عوامل محیطی و اجتماعی بیشتره، و اگه جامعه و حتی کل دنیا بره به سمت چپ، میتونند بیارنش به سمت راست، و اگه بره به سمت راست میتونند بیارنش به سمت چپ. چون آچار همهچیز رو در اختیار دارند!
در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی گرفته تا معضلات فرهنگی) در فضای عمومی با وسواس یک جراح مغز و اعصاب، دنبال حذف نشانههای گی هستند. درست همون کاری که آخوند استالینپرست با حجاب میکنه. چون هر دو از یک قماشند، و این قماش خلافکار هیچ اهمیتی به ارزشهای سنتی و دینی نمیدن. هدفشون خودنمایی و قدرتنمایی در یک رزمایش قانونبازانهست. دقیقا همون خلافکارهایی که قانون رو به تخمشون گرفتند، و چون اینکار رو کردند پیشرفت کردند، خیلی روی قانون تأکید دارند. آخوند روی قانون بودن ممنوعیت بیحجابی، و دولت روسیه روی قانون بودن ممنوعیت همجنسگرایی. در این رزمایش برنامه اینه که با واقعیتستیزی ثابت بشه زورشون از تمام عوامل محیطی و اجتماعی بیشتره، و اگه جامعه و حتی کل دنیا بره به سمت چپ، میتونند بیارنش به سمت راست، و اگه بره به سمت راست میتونند بیارنش به سمت چپ. چون آچار همهچیز رو در اختیار دارند!
ویدئو خودکشی سربازان روس رو باید در مدارس برای بچهها پخش کنند. مخصوصا در مناطقی که آمار خودکشی نوجوانان بالاست. چون انواع این جور فیلمها رو خارج از محیط مدرسه و کاملا غیرکنترل شده در اینترنت خواهند دید بهرحال. وقتی خودشون تو اتاق خودشون تماشا کنند، فقط حادثه رو میبینند، کانتکست رو نمیبینند. باید یه بزرگتری باشه تا کانتکست رو هم بشون بگه. وقتی خودشون تماشا کنند، نتیجه میگیرند که خرج مرگ فقط فشار دادن ماشهست. باید یه بزرگتری باشه که بشون بگه اون سرباز در حالت سالم نبود که این کار رو کرد. یه چیزیش شده بود. و چند دقیقه دردناک یا حتی چندساعت دردناک رو طی کرده بود، و بعد این کار رو کرد. چون همونطور که بدن انسان به راحتی از بین میره، میتونه در رها کردن حیات سمج هم باشه. دقیقا در همون محیط جنگی هم میتونه سمج باشه. چه برسه در یک محیط خیلی امنتر. بنابراین اگه بخواهید در محیط امن خودتون یه بلایی سر خودتون بیارید، باید همیشه این رو در ذهن داشته باشید که احتمال خیلی زیادی وجود داره که بدنتون سماجت نشون بده، و به خاطر این سماجت مجبور بشید دردی رو تجربه کنید که هیچ تصوری از شدتش نداشتید.
Anarchonomy
ویدئو خودکشی سربازان روس رو باید در مدارس برای بچهها پخش کنند. مخصوصا در مناطقی که آمار خودکشی نوجوانان بالاست. چون انواع این جور فیلمها رو خارج از محیط مدرسه و کاملا غیرکنترل شده در اینترنت خواهند دید بهرحال. وقتی خودشون تو اتاق خودشون تماشا کنند، فقط حادثه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دردی که ماشه رو هم نمیتونی پیدا کنی.
در یک سمت تسلا رو داریم، که مدیر هوچیبازش، مارکتینگ هیجانی رو بالاتر از کارایی قرار داده، و ژورنالیستهایی که دیگه درکی از ژورنالیسم ندارند به عملههای تبلیغاتیش تبدیل شدهاند، تا از قطار هیجانات پایین نیفتند؛ و از یک طرف تویوتا رو داریم که مدت کنفرانسش برای رونمایی از کانسپتهای آینده، بیش از یک ساعته، و بخش عمده اون منبر یک ساعته صرف سالاد کلمات اداری میشه.
انگار هیچکس دیگه بلد نیست نرمال باشه.
روابط عمومی دنیای سیاست، به دنیای بیزینس هم سرایت کرده. این دو گانه که در عرض بیست و چهار ساعت از تسلا و تویوتا دیده میشه، یک کپی از دوگانه سیاسی ترند شده سالهای اخیره: از یک طرف ترامپیسم، که سنتشکنه، اما همزمان همهچیز رو به هوچیبازی آلوده کرده؛ و در طرف دیگه آنتیترامپیسم که هنوز به استایل سابق پایبندند، و متوجه توقعات جدید نیستند. طوری که انگار هیچکس بلد نیست به زمانه جدید پاسخ متناسب بده، بدون اینکه شارلاتانبازی در بیاره.
انگار هیچکس دیگه بلد نیست نرمال باشه.
روابط عمومی دنیای سیاست، به دنیای بیزینس هم سرایت کرده. این دو گانه که در عرض بیست و چهار ساعت از تسلا و تویوتا دیده میشه، یک کپی از دوگانه سیاسی ترند شده سالهای اخیره: از یک طرف ترامپیسم، که سنتشکنه، اما همزمان همهچیز رو به هوچیبازی آلوده کرده؛ و در طرف دیگه آنتیترامپیسم که هنوز به استایل سابق پایبندند، و متوجه توقعات جدید نیستند. طوری که انگار هیچکس بلد نیست به زمانه جدید پاسخ متناسب بده، بدون اینکه شارلاتانبازی در بیاره.
«هر تراکنش بیتکوین ۴۲۰۰ گالن آب مصرف میکنه که برای پر کردن یک استخر کافیه، و میتونه منجر به کمبود آب شیرین بشه».
این جور تیترها رو در سایتهای تک و گیم میزنند، اما محاسباتش رو برای حوزه علاقمندی خودشون، که تک و گیمه، انجام نمیدن. مثلا تا الان ندیدم بنویسند هر یک ساعت بازی چند گالن آب نیاز داره. که اصلا عدد کمی نیست، مخصوصا وقتی مصرف سیپییوهایی که اینها اخیرا استفاده میکنند رو لحاظ کنید، که اگه اینتل باشه تا ۱۵۰ واته، و کارت گرافیکهایی که اخیرا استفاده میکنند، که میتونه تا ۳۵۰ وات مصرف کنه.
اگه قرار باشه مجبور باشیم بین این دو مصرف ضدمحیط زیست، یکی رو انتخاب کنیم، کدومش توجیه بیشتری داره؟ پلتفرمی برای وقتکشی و سرگرمی، یا پلتفرمی برای تبادل آزادانه پول؟
این جور تیترها رو در سایتهای تک و گیم میزنند، اما محاسباتش رو برای حوزه علاقمندی خودشون، که تک و گیمه، انجام نمیدن. مثلا تا الان ندیدم بنویسند هر یک ساعت بازی چند گالن آب نیاز داره. که اصلا عدد کمی نیست، مخصوصا وقتی مصرف سیپییوهایی که اینها اخیرا استفاده میکنند رو لحاظ کنید، که اگه اینتل باشه تا ۱۵۰ واته، و کارت گرافیکهایی که اخیرا استفاده میکنند، که میتونه تا ۳۵۰ وات مصرف کنه.
اگه قرار باشه مجبور باشیم بین این دو مصرف ضدمحیط زیست، یکی رو انتخاب کنیم، کدومش توجیه بیشتری داره؟ پلتفرمی برای وقتکشی و سرگرمی، یا پلتفرمی برای تبادل آزادانه پول؟
Anarchonomy
امروز دو هفته از روزی که میگفتند نوار غزه فقط برای ۷۲ ساعت آب و غذا دارد گذشته. اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت،…
همونایی که میگفتند آمریکا یک میلیون کودک عراقی (نه کلا شهروند عراقی، فقط یک میلیون کودک) رو کشته، الان هم میگن در عرض یک ماه بیست هزار فلسطینی کشته شدن!
به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود، با تیراژی از مصرف بمب که صنایع غربی هنوز نتونستن دوباره بش دست پیدا کنند.
به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود، با تیراژی از مصرف بمب که صنایع غربی هنوز نتونستن دوباره بش دست پیدا کنند.
Anarchonomy
همونایی که میگفتند آمریکا یک میلیون کودک عراقی (نه کلا شهروند عراقی، فقط یک میلیون کودک) رو کشته، الان هم میگن در عرض یک ماه بیست هزار فلسطینی کشته شدن! به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود،…
اونی که واقعا نیم میلیون عرب رو کشت یا به کشتن داد، روسیه بود. اما حتی یک عرب جرئت نداشت و ندارد که بره سنتپترزبورگ و تو ماه دسامبر رو پلاکارد بنویسه «گه تو درخت کریسمستون». عرب این کار رو در کشور غربی انجام میده، که بش پناه داده، و بش آزادی داده، بش رفاه داده، بش احترام میذاره، و امنیتش رو تأمین میکنه. دینشون هم طوری تنظیم کردن که با این دنائت تطبیق داشته باشه: نمکبهحرامی در برابر میزبان، و دریوزگی در برابر متجاوز.
اجلاسی که درباره گرمایش جهانیه رو در یک کشور نفتی برگزار میکنند، یک مدیر نفتی رو میذارن به عنوان دبیر اجلاس، بعد وقتی میگه نباید مصرف نفت رو کاهش داد، تعجب میکنند! انگار طبیعیش این بوده که بیاد بگه «تو رو خدا درآمد ما رو تا ۲۰۵۰ نصف کنید پول داره اذیتمون میکنه».
بعد از جنگ سرد یک افسانه در دنیای سیاست جای خودش رو تثبیت کرد که میگفت «با گفتگو همه چیز حل میشه»، و سپس از دنیای سیاست وارد دنیای سیاستگذاری شد، و ازونجا وارد سیستمهای بروکراسی. تا امروز که به این وضعیت مضحک منجر شده که طرفهای مختلف با منافع متضاد گفتگودرمانی میکنند، و سپس هیچ اتفاقی نمیفته، که نباید هم بیفته، و به تدریج وارد فاز خودنمایی شده و هر طرف فرصت جلسه رو برای اجرای یک نوع فلکس استفاده میکنه، تا نشون بده که حرفهای تندتری بلده بزنه. و البته همین حرفهای تند هم اگه نباشه، جلسه حتی یک سیکل خبری ساده هم نخواهد داشت.
تسلیم کردن نفتفروش فقط یک راه داره، و اونم اینه که آلترناتیوهای بیشتری برای نفت ایجاد بشه. بازار رو فقط با بازار میشه شکست داد.
بعد از جنگ سرد یک افسانه در دنیای سیاست جای خودش رو تثبیت کرد که میگفت «با گفتگو همه چیز حل میشه»، و سپس از دنیای سیاست وارد دنیای سیاستگذاری شد، و ازونجا وارد سیستمهای بروکراسی. تا امروز که به این وضعیت مضحک منجر شده که طرفهای مختلف با منافع متضاد گفتگودرمانی میکنند، و سپس هیچ اتفاقی نمیفته، که نباید هم بیفته، و به تدریج وارد فاز خودنمایی شده و هر طرف فرصت جلسه رو برای اجرای یک نوع فلکس استفاده میکنه، تا نشون بده که حرفهای تندتری بلده بزنه. و البته همین حرفهای تند هم اگه نباشه، جلسه حتی یک سیکل خبری ساده هم نخواهد داشت.
تسلیم کردن نفتفروش فقط یک راه داره، و اونم اینه که آلترناتیوهای بیشتری برای نفت ایجاد بشه. بازار رو فقط با بازار میشه شکست داد.
Anarchonomy
روسیه یکی از شبکههای تلویزیونی خودش رو جریمه نقدی کرد، چون موزیک ویدئویی پخش کرده بود که در یک کادر دست دو نفر دیده میشد که هر دو زن هستند. در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی…
اگر دیدید کسی با اوباش درباره ارزشهای دینی و اخلاقی بحث و مناظره میکنه، نباید صرفا کارش رو «اشتباه» معرفی کنید. بلکه باید «همکار» اوباش معرفیش کنید. همونطور که معنی نداشت به ابنزیاد توضیح میدادی حسین کیست. خودش بهتر از هرکسی میدونست کیست. اگه کسی تلاش میکرد بش توضیح بده، صرفا مرتکب اشتباه نبود. داشت بش اعتبار میداد، پس همکارش بود.
صرفا جهت اطلاع کسانی که منظور از «ارزشهای دینی» رو متوجه نمیشن، باید این تذکر رو داد که هیچکدوم از عبارتهای زیر در صدر اسلام وجود خارجی نداشته و نه پیامبر و نه اهلبیتش هیچ صحبتی دربارهشون نداشتهاند:
حجاب برتر
عفت عمومی
احساسات مذهبی
مدیریت جامعه
امنیت اخلاقی
تهاجم فرهنگی
غیرت دینی
هویت اسلامی
همه اینها اختراعات سلاطین هستند.
صرفا جهت اطلاع کسانی که منظور از «ارزشهای دینی» رو متوجه نمیشن، باید این تذکر رو داد که هیچکدوم از عبارتهای زیر در صدر اسلام وجود خارجی نداشته و نه پیامبر و نه اهلبیتش هیچ صحبتی دربارهشون نداشتهاند:
حجاب برتر
عفت عمومی
احساسات مذهبی
مدیریت جامعه
امنیت اخلاقی
تهاجم فرهنگی
غیرت دینی
هویت اسلامی
همه اینها اختراعات سلاطین هستند.
اینکه دستمزد شما ایرانیها ساعتی ۱ دلاره نباید باعث بشه شغل خودتون رو دستکم بگیرید، چون با همون شغل دارید به ثروت کانادا میافزایید، که کار کمی نیست.
پروسهش به طور خلاصه و خیلی فارسی اینه که بعد از کرونا قیمت مسکن در کانادا صعودی میشه و تولههای نظام متوجه میشن با قیمتهای جدید و نرخ ریال در برابر دلار دیگه نمیتونند به راحتی در کانادا دست به خرید بزنند. بنابراین سپاه با وعده سود سپردهای که از عهده دزدخانههای رسمی کشور که اسمشون بانک گذاشته شده هم خارج بود، سرمایه زیادی رو از طبقه متوسط طمعکاری که همواره به داعش اعتماد داره، جذب کرد. سرمایه جذب شده در قالب وام به تولههای نظام تحویل داده شد، و سپس به دلار کانادا تبدیل شد، و به بازار مسکن اون کشور وارد شد. برای جبران خسارت طبقه متوسط طمعکاری که به داعش اعتماد داره، از دارایی بانک ملی استفاده شد. بانک ملی هم بلافاصله طرح جدید وام سیصد میلیونی با بهره چهار درصد به شرط شش ماه خواب رو آغاز کرد تا مقداری ازون دارایی مورد نیاز رو از طبقه پایینتر از متوسط جمعآوری کنه. و ازونجایی که این نرخ، حتی با شش ماه خواب، از تورم خیلی عقبتره، در ادامه باید با چاپ پول بیشتر، ضرر بانک جبران بشه؛ که هزینه کاهش ارزش پول حاصل ازون رو دهکهای پایین خواهند داد.
بنابراین دفعه بعد که وارد بقالی شدید و مشاهده کردید تخممرغ بیست درصد دیگه گرون شده، فقط نیمه خالی لیوان رو نبینید. به این فکر کنید که دارید با پرداخت مبلغ بیشتر، دارایی مردم کانادا که صاحبخانه هستند رو افزایش میدید.
پروسهش به طور خلاصه و خیلی فارسی اینه که بعد از کرونا قیمت مسکن در کانادا صعودی میشه و تولههای نظام متوجه میشن با قیمتهای جدید و نرخ ریال در برابر دلار دیگه نمیتونند به راحتی در کانادا دست به خرید بزنند. بنابراین سپاه با وعده سود سپردهای که از عهده دزدخانههای رسمی کشور که اسمشون بانک گذاشته شده هم خارج بود، سرمایه زیادی رو از طبقه متوسط طمعکاری که همواره به داعش اعتماد داره، جذب کرد. سرمایه جذب شده در قالب وام به تولههای نظام تحویل داده شد، و سپس به دلار کانادا تبدیل شد، و به بازار مسکن اون کشور وارد شد. برای جبران خسارت طبقه متوسط طمعکاری که به داعش اعتماد داره، از دارایی بانک ملی استفاده شد. بانک ملی هم بلافاصله طرح جدید وام سیصد میلیونی با بهره چهار درصد به شرط شش ماه خواب رو آغاز کرد تا مقداری ازون دارایی مورد نیاز رو از طبقه پایینتر از متوسط جمعآوری کنه. و ازونجایی که این نرخ، حتی با شش ماه خواب، از تورم خیلی عقبتره، در ادامه باید با چاپ پول بیشتر، ضرر بانک جبران بشه؛ که هزینه کاهش ارزش پول حاصل ازون رو دهکهای پایین خواهند داد.
بنابراین دفعه بعد که وارد بقالی شدید و مشاهده کردید تخممرغ بیست درصد دیگه گرون شده، فقط نیمه خالی لیوان رو نبینید. به این فکر کنید که دارید با پرداخت مبلغ بیشتر، دارایی مردم کانادا که صاحبخانه هستند رو افزایش میدید.
Anarchonomy
آمار دولینگو برای سال ۲۰۲۳ نشون میده همه دارند انگلیسی یاد میگیرند، و ایرانیها آلمانی! میل به فرار طوری شدت گرفته که در نقشهها و نمودارها و اینفوگرافیها هم داریم خودمون رو به عنوان یک نقطه متفاوت نشون میدیم.
ایرانیهایی که انگلیسی رو تا یه حدی بلدن، دنبال ویزای دانشجویی از اروپا و یا پناهندگی هستند، که الان متمرکز شده روی آلمان. اگه دولینگو فارسی داشت، تمام طلبهها و زائران عراق ازش برای یاد گرفتن عربی استفاده میکردند و اونجوری بایاس بزرگتری ایجاد میشد که واقعیت رو میپوشوند.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
عملههای داعش شیعه در عراق تانکر سوخت رو به این شکل تغییر میدن تا به وسیلهای خرکی برای پرتاب راکت تبدیل بشه تا علیه پایگاههای آمریکایی استفاده کنند. تمام سوالاتی که دربارهش به ذهنت میرسه، مثل «فایدهش چیه؟» یا «وقتی بهرحال حسگرهای حرارتی پیداش میکنند این کارها برای چیه؟» یا «اگه مدعیاند کار درستیه چرا مخفیش میکنند؟» یا «اگه تو شهر تردد کنه و به هر دلیلی منفجر بشه چه بلایی سر مردم میاد؟»، که هر کدوم به یک جنبه از ابهامات قضیه مربوط میشه، هیچ جایگاهی در مسئله ندارند. یعنی هم سوال درباره تاکتیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره تکنیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره اخلاقیات جایگاهی نداره. این سوالها فقط برای تو که ناظر هستی معنی دارند. برای پوچگرایان هیچکدومشون معنی ندارند. اونها خودشون رو داخل یک بازی میبینند. مگه تو وقتی بچه بودی و بعدازظهر تابستونها تو باغچه یه چاله میکندی، بعد دورش کوه درست میکردی، بعد چندتا ساقه خشکیده رو به عنوان حصار میچیدی دورش، به خودت میگفتی باید تا ساعت ۵ حتما این سازه رو تکمیل کنم؟ اصلا از ذهنت هم عبور نمیکرد. تو داشتی داخل اون بازی زندگی میکردی، تا هروقت که بشه.
Anarchonomy
عملههای داعش شیعه در عراق تانکر سوخت رو به این شکل تغییر میدن تا به وسیلهای خرکی برای پرتاب راکت تبدیل بشه تا علیه پایگاههای آمریکایی استفاده کنند. تمام سوالاتی که دربارهش به ذهنت میرسه، مثل «فایدهش چیه؟» یا «وقتی بهرحال حسگرهای حرارتی پیداش میکنند این…
دقیق یادم نیست قرار بود دعای توسل بخونند یا کمیل. اونی که قرار بود مثلا ده دقیقه بعد از نماز عشاء بیاد و بخونه، نیومد. بیست دقیقه بعد هم نیومد. نیمساعت بعد هم نیومد. یک ساعت بعد هم نیومد. ولی اینها همینطور نشسته بودند و صحبت میکردند. وقتی پرسیدم تا کی میخواین بشینید؟ گفتند «میاد، گم نشده که.. نشستیم حالا». به یکیشون که کمی خودیتر بود و میشد باش تعارف نداشت تا بقیه که باشون تعارف داشتم هم بشنوند، گفتم «تو زن نداری؟ ساعت پنج اذان داده، یک ساعت گذشته، هنوز اینجایی.. تمام روز که بیرون بودی همدیگه رو ندیدید. شب هم اینطور». و فقط خندید، که یعنی چه کلیدی کردی رو ما حاجی.
ازین آدمها میشه انتظار داشت قطبنما داشته باشند؟ که هدف داشته باشند؟ که به عقلانیت بچسبند؟ که جلوی اشرار بایستند؟ کل زندگیشون رو میشه در همون عبارت «نشستیم حالا» خلاصه کرد. و همون کسی که زندگی روزمرهش در نشستیم حالا خلاصه شده، وقتی اسلحه داشته باشه، با هر مقدار از کارایی، تمام فعالیت مسلحانهش خلاصه میشه در «میزنیم حالا». چه هدف دختری در مترو باشه، چه زمین خاکی یه پایگاه در بیابونهای سوریه. این ادامه همونه.
ازین آدمها میشه انتظار داشت قطبنما داشته باشند؟ که هدف داشته باشند؟ که به عقلانیت بچسبند؟ که جلوی اشرار بایستند؟ کل زندگیشون رو میشه در همون عبارت «نشستیم حالا» خلاصه کرد. و همون کسی که زندگی روزمرهش در نشستیم حالا خلاصه شده، وقتی اسلحه داشته باشه، با هر مقدار از کارایی، تمام فعالیت مسلحانهش خلاصه میشه در «میزنیم حالا». چه هدف دختری در مترو باشه، چه زمین خاکی یه پایگاه در بیابونهای سوریه. این ادامه همونه.
Telegram
Iran International ایران اینترنشنال
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان اینکه «حوزه فرهنگ باید تقویت شود»، گفت: «نظارت بر صدور پروانه نمایش فیلم را تقویت کردم و کسانی مانند رییس بسیج صداوسیما، یادداشتنویس روزنامه کیهان و بیژن نوباوه را وارد شورای صدور پروانه کردم.»
او افزود:…
او افزود:…
بچهشیعه عاشق استالینه، اما خیلی پخمهتر و لشتر از روسهاست. کمونیستها به محض اینکه مسلط شدند گفتند هنر باید در خدمت نظام باشد. فیلمسازان منتقد و زباندراز رو قلع و قمع کردند، و به بقیه گفتن چی لازم دارید تا تهیه کنیم. موسسه مُسفیلم هرچی لازم داشت تهیه کردند. زمین و ساختمانهایی که انقدر بزرگ بود که همین امروز هم از عکسهای ماهوارهای میشه جاش رو پیدا کرد. از شهرکسینمایی تا دکور و نورپردازی تا لباس و تدوین، همه در این موسسه بزرگ انجام میشد. تا کارخانه متمرکز فیلمسازی باشه! و واقعا هم عین کارخانه تولید کرد و عده زیادی در دنیا رو تحت تأثیر محصولاتش قرار داد. چون هدف پروپاگاندا بود و حکومت نتیجه میخواست.
اما بچهشیعه بعد از ۴۶ سال از رسیدن به قدرت، تازه داره تصاحب صندلی رو جشن میگیره. انگار هنوز در نقطه صفره. و همواره در نقطه صفر باقیه. چون هیچکدوم به نتیجه اهمیت نمیدن. برخلاف هنرمند کمونیست هیچ تعهدی به ایدئولوژی ندارند. برخلاف هنرمند کمونیست هیچکاری رو بدون در نظر گرفتن پول انجام نمیدن. و برخلاف هنرمند کمونیست که نگاه جمعی داشت، به طور افراطی فردگرا و خودمحور هستند.
https://t.me/IranintlTV/205281
اما بچهشیعه بعد از ۴۶ سال از رسیدن به قدرت، تازه داره تصاحب صندلی رو جشن میگیره. انگار هنوز در نقطه صفره. و همواره در نقطه صفر باقیه. چون هیچکدوم به نتیجه اهمیت نمیدن. برخلاف هنرمند کمونیست هیچ تعهدی به ایدئولوژی ندارند. برخلاف هنرمند کمونیست هیچکاری رو بدون در نظر گرفتن پول انجام نمیدن. و برخلاف هنرمند کمونیست که نگاه جمعی داشت، به طور افراطی فردگرا و خودمحور هستند.
https://t.me/IranintlTV/205281
فرمودند ایران بعد از هند ارزانترین تخممرغ دنیا رو تولید میکند.
باید پرسید ارزان برای کی؟ هر عدد تخممرغ در فروشگاه والمارت به نرخ آزاد دلار ۱۲ هزار تومن قیمت داره (و الان در ماه دسامبر هستیم که همیشه قیمتش بالا میره)، و در ایران ۴ هزار تومنه. که یعنی یک سوم قیمت آمریکاست. ولی باید همینجوری حساب کنیم؟ مگه حضرات نهاده رو با دلار ۲۸ هزار تومنی نمیخرند؟ چرا من قیمت تخممرغ والمارت رو با نرخ ۲۸ حساب نکنم؟ مگه همه مردم ایران در منابع زیرزمینی ایران سهیم نیستند؟ پس گاز و گازوییل و برق و آبی که مرغدار داره به یک بیستم و یک پنجاهم! نرخ آمریکا پرداخت میکنه رو هم باید حساب کنم (کسی نمیتونه بگه ایران در این مورد مزیت محلی داره، چون آمریکا هم کشور نفتیه). اینکه در آمریکا دارند به کارگر مرغداری ساعتی ۱۷ دلار میدن، و مرغدار ایرانی داره ساعتی ۱ دلار و سی سنت میده، و مهاجر افغان رو به کار میگیره تا همون هم نده، رو هم باید حساب کنم. اگه اینجوری حساب کنم دیگه ارزانترین نیست. مسخرهترینه.
باید پرسید ارزان برای کی؟ هر عدد تخممرغ در فروشگاه والمارت به نرخ آزاد دلار ۱۲ هزار تومن قیمت داره (و الان در ماه دسامبر هستیم که همیشه قیمتش بالا میره)، و در ایران ۴ هزار تومنه. که یعنی یک سوم قیمت آمریکاست. ولی باید همینجوری حساب کنیم؟ مگه حضرات نهاده رو با دلار ۲۸ هزار تومنی نمیخرند؟ چرا من قیمت تخممرغ والمارت رو با نرخ ۲۸ حساب نکنم؟ مگه همه مردم ایران در منابع زیرزمینی ایران سهیم نیستند؟ پس گاز و گازوییل و برق و آبی که مرغدار داره به یک بیستم و یک پنجاهم! نرخ آمریکا پرداخت میکنه رو هم باید حساب کنم (کسی نمیتونه بگه ایران در این مورد مزیت محلی داره، چون آمریکا هم کشور نفتیه). اینکه در آمریکا دارند به کارگر مرغداری ساعتی ۱۷ دلار میدن، و مرغدار ایرانی داره ساعتی ۱ دلار و سی سنت میده، و مهاجر افغان رو به کار میگیره تا همون هم نده، رو هم باید حساب کنم. اگه اینجوری حساب کنم دیگه ارزانترین نیست. مسخرهترینه.
در حقوق مدنی و آزادی، میشه یک شبه پرشهای صدساله کرد. کافیه ساز و کاری که ازشون دفاع کنه رو خوب بسازی. اگه بتونیم بسازیم، در حقوق بشر، فقط یک ماه فرصت لازمه تا از قعر جدول به صدر جدول برسیم. اما همه خیلی دور و غیردستیافتنی جلوهش میدن. وقتی میگی آزادی بهاییان، میگن اوووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی همجنسگرایان، میگن اووووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی اهانت به مقدسات دیگران، میگن اووووه چه خبره حالا، تو خود انگلیس هم حرف اهانتآمیز جریمه داره! انگار نه تنها باید قدمهای مورچهای برداریم، بلکه خیال سبقت گرفتن از غربیها رو هم باید از سر بیرون کنیم! گویی که برای تعالی فرهنگی، سقف تعیین شده و سقف ما فعلا همینه! در حالی که این یک توهم مسموم بیشتر نیست. هیچچیز مانع ما نیست که در آزادی، از مهد آزادی جلو بزنیم. هیچچیز مانع ما نیست که در حقوقبشر از بهترین کشورها جلو بزنیم. هیچچیز مانع ما نیست که مملکتی بسازیم که اقلیتها بیشتر از هرجای دیگهای توش احساس امنیت کنند.
در مقابل، در صنعت و علم و تکنولوژی و مدیریت، اگه همین امروز هم شروع کنیم، حداقل شصت سال طول میکشه تا به الانِ کشورهای پیشرفته برسیم. اما همه خیلی نزدیک و دستیافتنی جلوهش میدن. فلان چیز رو ساختیم که از نسخه آمریکاییاش بهتر است. فلان چیز رو ساختیم که در دنیا فقط سه تا کشور تونستن بسازن. فلان چیز رو آلمانیها در یک سال ساختند، ما در یک ماه ساختیم. فلان چیز رو اسپانیاییها با یک میلیون یورو ساختند، ما با صدهزار یورو ساختیم. که همه توهمند. و این توهم بعد از انقلاب شروع نشد. محمدرضا پهلوی در شرایطی وعده سبقت از آلمان رو میداد که هفتاد درصد مردم ایران یا عشایرزاده بودند یا روستازاده. و الان که ازون موقع هم بدتره، چون پرت بودن از دنیا به بیزینس هم رسیده، چون چهل ساله که از تجارت جهانی خارج بودهایم. مسئله دیگه فقط دانشگاهی که وجود ندارد و صنعتی که وجود ندارد نیست. ما عملا هیچی از بیزینس در سطح جهانی نمیدونیم. و اگه حتی همین فردا همه دیوارهای زندان فروبریزه، پنجاه سال طول میکشه تا یه چیزهایی یاد بگیریم و بفهمیم نقش ما در دنیا باید کجا باشه.
ایرانی فکر میکنه فقط در مذهب بوده که قربانی شستوشوی مغزی بوده. و برای همین با کنار زدن خدا و پیغمبر تصور میکنه مغزش رو ریست کرده و خلاص شده. اما در مورد خیلی چیزهای دیگه هم تحت شستوشوی مغزی بوده. از جمله درباره اینکه چه چیزهایی در کشورش ممکنه، و چه چیزهایی فعلا ممکن نیست.
در مقابل، در صنعت و علم و تکنولوژی و مدیریت، اگه همین امروز هم شروع کنیم، حداقل شصت سال طول میکشه تا به الانِ کشورهای پیشرفته برسیم. اما همه خیلی نزدیک و دستیافتنی جلوهش میدن. فلان چیز رو ساختیم که از نسخه آمریکاییاش بهتر است. فلان چیز رو ساختیم که در دنیا فقط سه تا کشور تونستن بسازن. فلان چیز رو آلمانیها در یک سال ساختند، ما در یک ماه ساختیم. فلان چیز رو اسپانیاییها با یک میلیون یورو ساختند، ما با صدهزار یورو ساختیم. که همه توهمند. و این توهم بعد از انقلاب شروع نشد. محمدرضا پهلوی در شرایطی وعده سبقت از آلمان رو میداد که هفتاد درصد مردم ایران یا عشایرزاده بودند یا روستازاده. و الان که ازون موقع هم بدتره، چون پرت بودن از دنیا به بیزینس هم رسیده، چون چهل ساله که از تجارت جهانی خارج بودهایم. مسئله دیگه فقط دانشگاهی که وجود ندارد و صنعتی که وجود ندارد نیست. ما عملا هیچی از بیزینس در سطح جهانی نمیدونیم. و اگه حتی همین فردا همه دیوارهای زندان فروبریزه، پنجاه سال طول میکشه تا یه چیزهایی یاد بگیریم و بفهمیم نقش ما در دنیا باید کجا باشه.
ایرانی فکر میکنه فقط در مذهب بوده که قربانی شستوشوی مغزی بوده. و برای همین با کنار زدن خدا و پیغمبر تصور میکنه مغزش رو ریست کرده و خلاص شده. اما در مورد خیلی چیزهای دیگه هم تحت شستوشوی مغزی بوده. از جمله درباره اینکه چه چیزهایی در کشورش ممکنه، و چه چیزهایی فعلا ممکن نیست.
اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته غیرفعالتر از کشورهای نرمال است، مزخرف میگه. و اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته به اندازه کشورهای نرمال فعال است، اون هم داره مزخرف میگه. در واقعیت، قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته «فعالتر» از قوه قضاییه کشور نرمال است.
به دو دلیل:
۱- خلافکار به شو نیاز دارد
۲- خلافکار از قانون به عنوان ابزار استفاده میکند
اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، نمایش کلانتری که خیلی روی اسبدزدی حساسه رو بازی میکنه. در دورهای که پلیس کشورهای درگیر مافیا، به طور کامل توسط مافیا خریده شده بودند، هرشب در اخبار گزارش میشد که گرفتیم و کشف کردیم و منهدم کردیم و بلا بلا بلا. دقیقا در دورهای که جاسوسهای اسراییل در دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی نفوذ داشتند، در دستگاههای اطلاعاتی عربی پشت سرهم کمیته مخفی جاسوسیابی تأسیس میشد، توسط کسانی که خودشون جاسوس بودند!
همچنین اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، میفهه دار زدن رقیب به عنوان اسبدزد، روش بهتری برای حذف کردنشه. باندهای مواد مخدر در مکزیک، بیشتر ازون تعدادی که وانت خریده باشند، قاضی و دادستان و بازجو خریده بودند. چون خلافکار نهاد قضایی رو وسیلهای میبینه که میشه توسط اون کارهای کثیف رو خیلی تمیزتر انجام داد. مثل به دردسر انداختن افرادی که حرف گوش نمیدن، یا عاصی کردن افرادی که باج نمیدن، یا ترسوندن افرادی که به خط قرمز باند احترام نمیذارن، یا محبوس کردن افرادی که همکاری نمیکنند، یا بیآبرو کردن افرادی که نمیشه خریدشون.
هر دو اینها باعث میشه قوه قضاییه فعال باشه. اما دلیل فعال«تر» بودنش اینه که نقطه تعادل برای هیچکدوم ازین تعریف شدنی نیست.
بعضی چیزها هستند که نقطه تعادل تعریفشده دارند، فقط ممکنه نپذیریش. مثلا موقع دویدن به سرعتی میرسی که دیگه نمیکشی. که معلوم میکنه بعد ازون دیگه افراطه. ممکنه نپذیری و ادامه بدی و یه بلایی سر خودت بیاری. ولی خودت هم میدونی اون نقطه کجا بود. اما بعضی چیزها نقطه تعادل تعریفشده ندارند، حتی اگه حاضر باشی بلافاصله بپذیریش. مثل دروغگویی. هیچکس نمیتونه بگه اینجا نقطه تعادل دروغ گفتنه و ازین بیشتر نباید ادامه داد. چون هر نقطهای رو در نظر بگیری، میشه نقطه بعدیش رو به عنوان نقطه تعادل توجیه کرد.
وقتی نقطه تعادل چیزی تعریفناشدنی باشه، افراط اجتنابناپذیر خواهد بود. اجتنابناپذیری خصلت ذاتی این مسئلهست و فرقی نداره هوش و دانایی افراد درگیر چقدر باشه. به همین ترتیب هیچکدوم از خلافکارهایی که شو اجرا میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. و خلافکارهایی که دارند از نهاد قضایی به عنوان ابزار استفاده میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. بنابراین فعالیت بیشتر از حالت نرمال میشه، و همینطور افزایش پیدا میکنه. پروندهها زیاد، اعداد نجومی، پیگیریها جدی، و همه مشغول.
به دو دلیل:
۱- خلافکار به شو نیاز دارد
۲- خلافکار از قانون به عنوان ابزار استفاده میکند
اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، نمایش کلانتری که خیلی روی اسبدزدی حساسه رو بازی میکنه. در دورهای که پلیس کشورهای درگیر مافیا، به طور کامل توسط مافیا خریده شده بودند، هرشب در اخبار گزارش میشد که گرفتیم و کشف کردیم و منهدم کردیم و بلا بلا بلا. دقیقا در دورهای که جاسوسهای اسراییل در دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی نفوذ داشتند، در دستگاههای اطلاعاتی عربی پشت سرهم کمیته مخفی جاسوسیابی تأسیس میشد، توسط کسانی که خودشون جاسوس بودند!
همچنین اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، میفهه دار زدن رقیب به عنوان اسبدزد، روش بهتری برای حذف کردنشه. باندهای مواد مخدر در مکزیک، بیشتر ازون تعدادی که وانت خریده باشند، قاضی و دادستان و بازجو خریده بودند. چون خلافکار نهاد قضایی رو وسیلهای میبینه که میشه توسط اون کارهای کثیف رو خیلی تمیزتر انجام داد. مثل به دردسر انداختن افرادی که حرف گوش نمیدن، یا عاصی کردن افرادی که باج نمیدن، یا ترسوندن افرادی که به خط قرمز باند احترام نمیذارن، یا محبوس کردن افرادی که همکاری نمیکنند، یا بیآبرو کردن افرادی که نمیشه خریدشون.
هر دو اینها باعث میشه قوه قضاییه فعال باشه. اما دلیل فعال«تر» بودنش اینه که نقطه تعادل برای هیچکدوم ازین تعریف شدنی نیست.
بعضی چیزها هستند که نقطه تعادل تعریفشده دارند، فقط ممکنه نپذیریش. مثلا موقع دویدن به سرعتی میرسی که دیگه نمیکشی. که معلوم میکنه بعد ازون دیگه افراطه. ممکنه نپذیری و ادامه بدی و یه بلایی سر خودت بیاری. ولی خودت هم میدونی اون نقطه کجا بود. اما بعضی چیزها نقطه تعادل تعریفشده ندارند، حتی اگه حاضر باشی بلافاصله بپذیریش. مثل دروغگویی. هیچکس نمیتونه بگه اینجا نقطه تعادل دروغ گفتنه و ازین بیشتر نباید ادامه داد. چون هر نقطهای رو در نظر بگیری، میشه نقطه بعدیش رو به عنوان نقطه تعادل توجیه کرد.
وقتی نقطه تعادل چیزی تعریفناشدنی باشه، افراط اجتنابناپذیر خواهد بود. اجتنابناپذیری خصلت ذاتی این مسئلهست و فرقی نداره هوش و دانایی افراد درگیر چقدر باشه. به همین ترتیب هیچکدوم از خلافکارهایی که شو اجرا میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. و خلافکارهایی که دارند از نهاد قضایی به عنوان ابزار استفاده میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. بنابراین فعالیت بیشتر از حالت نرمال میشه، و همینطور افزایش پیدا میکنه. پروندهها زیاد، اعداد نجومی، پیگیریها جدی، و همه مشغول.