رستورانها در دوره کرونا بیشترین آسیب رو دیدند. بعد ازون دوره دست به هرکاری زدند تا آمار مراجعه رو بالا ببرند. این رستوران غذاهای دریایی هم یه سینی ۲۰ دلاری میگو به منو اضافه کرده بود، که محدودیت نداشت. ۲۰ دلار میدادی هرچقدر میخواستی میخوردی. حالا اعلام کرده که جواب نداد. مراجعه ۴ درصد بیشتر شد، اما ۱۱ میلیون دلار ضرر کردیم!
گاهی باید با پولی که از جیب خودت ضرر میدی بفهمی که دنیای فیزیکی چطور کار میکنه. مثل این واقعیت که «احتمال اینکه مشتریان سابق، با یک مشوق بیشتر غذا بخورند، بیشتر از احتمال اینه که به خاطر اون مشوق مشتری جدید ایجاد بشه»، و این واقعیت که «کسی که پرغذاست، میتونه از استاندارد خودش هم بیشتر بخوره».
این تو دنیای بیزینس خجالت نداره. حتی میشه با افتخار گفت یه پولی ازم رفت، ولی خیلی چیزها فهمیدم. ولی مدیران این رستوران باید خجالت بکشند. چون چندسال پیش هم همین کار رو کردند، و اون دفعه هم به همین دلیل ضرر کردند.
پریدن تجربه از داخل شرکت، خیلی سنگینتر از پریدن پوله.
گاهی باید با پولی که از جیب خودت ضرر میدی بفهمی که دنیای فیزیکی چطور کار میکنه. مثل این واقعیت که «احتمال اینکه مشتریان سابق، با یک مشوق بیشتر غذا بخورند، بیشتر از احتمال اینه که به خاطر اون مشوق مشتری جدید ایجاد بشه»، و این واقعیت که «کسی که پرغذاست، میتونه از استاندارد خودش هم بیشتر بخوره».
این تو دنیای بیزینس خجالت نداره. حتی میشه با افتخار گفت یه پولی ازم رفت، ولی خیلی چیزها فهمیدم. ولی مدیران این رستوران باید خجالت بکشند. چون چندسال پیش هم همین کار رو کردند، و اون دفعه هم به همین دلیل ضرر کردند.
پریدن تجربه از داخل شرکت، خیلی سنگینتر از پریدن پوله.
فرق علم با شبهعلم اینه که فیزیکدان میاد یوتیوب و خطاب به میلیونها نفر از مخاطبانش میگه: «اوکی رفقا، یه مبحثی هست که در دویست سال گذشته مخ نابغهها گوزیده تا حلش کنند، اما من میخوام خلاصهش کنم و با انیمیشن براتون توضیح بدم». و جامعهشناس میاد میگه «حالا این پدیده که ذکر کردم اینجا نمیشه بازش کرد، باید کتابهای جولز و جولی و مایکل و دیوید و اندرو و ریچارد و تیم و تام و توماس رو بخونید برای مقدمه».
عمر کوتاهه.. دو دستی تقدیم جانوران آکادمیک نکنید.
عمر کوتاهه.. دو دستی تقدیم جانوران آکادمیک نکنید.
یه سری دو قلو انتخاب کردن و به یکیشون غذای حاوی گوشت دادن و اون یکی بدون گوشت. نتیجه گرفتند اونی که گوشت نمیخورده وضع سلامتش بهتر شده.
میری مقاله رو میخونی چیزهای دیگهای میفهمی ولی. رژیم رو فقط برای مدت کوتاهی کنترل میکردند، و ازون تایم به بعد سپردن به خود طرف که غذا رو درست کنه و فقط گزارش بده که چی ریخته. که یعنی دقیق نیست. و خیلیهاشون احساس تنگنا کردن در پیدا کردن دستور غذای مناسب که با مواد گیاهی جور باشه، که یعنی روی حجم خوردنشون اثر داشته. همچنین مجموع کالری دریافتی تیم گیاهی کمتر بوده، و وزن کم کردن. که یعنی در نهایت اگه کمتر بخوری، تو جواب آزمایشت عددهای نرمالتری دیده خواهد شد. چیزی که یک بچه هم میدونه. گوشت این وسط فقط تیتر خبری ساخت.
میری مقاله رو میخونی چیزهای دیگهای میفهمی ولی. رژیم رو فقط برای مدت کوتاهی کنترل میکردند، و ازون تایم به بعد سپردن به خود طرف که غذا رو درست کنه و فقط گزارش بده که چی ریخته. که یعنی دقیق نیست. و خیلیهاشون احساس تنگنا کردن در پیدا کردن دستور غذای مناسب که با مواد گیاهی جور باشه، که یعنی روی حجم خوردنشون اثر داشته. همچنین مجموع کالری دریافتی تیم گیاهی کمتر بوده، و وزن کم کردن. که یعنی در نهایت اگه کمتر بخوری، تو جواب آزمایشت عددهای نرمالتری دیده خواهد شد. چیزی که یک بچه هم میدونه. گوشت این وسط فقط تیتر خبری ساخت.
Anarchonomy
یه سری دو قلو انتخاب کردن و به یکیشون غذای حاوی گوشت دادن و اون یکی بدون گوشت. نتیجه گرفتند اونی که گوشت نمیخورده وضع سلامتش بهتر شده. میری مقاله رو میخونی چیزهای دیگهای میفهمی ولی. رژیم رو فقط برای مدت کوتاهی کنترل میکردند، و ازون تایم به بعد سپردن به…
در دنیای مدرن با دو تضاد مضحک طرفیم.
۱- برعکس تمام تاریخ، فقرا چاقند، و ثروتمندان لاغر! چون سرمایهداری کالری غذایی رو به شدت ارزان و در دسترس کرده، بنابراین فقرای امروز از پادشاهان قدیم هم بیشتر کالری مصرف میکنند، و بیشتر ازونها روی صندلی لم میدن. اما ثروتمند پولش رو برای غذاهای مفیدتر و با کالری کمتر خرج میکنه، و برای فعالیتهای ورزشی، که همون کالری مصرفی محدود رو هم بسوزونه.
۲- در هیچ دورهای در تاریخ این تنوع از مواد غذایی، و این کیفیت و بهداشت در مواد غذایی، و این قیمت برای مواد غذایی، و این دسترسی دوازده ماهه به مواد غذایی، که الان وجود داره، وجود خارجی نداشته. و همزمان در هیچ دورهای در تاریخ به اندازه الان انسانها دچار این گرفتاری که «شام چی درست کنم؟» نبودهاند. تا جایی که شغل پولساز میلیونها نفر در سراسر دنیا اینه که به بقیه بگن چی درست کنند و چی رو با چی قاطی کنند. تا جایی که شرکتهایی تأسیس شد که مواد لازم برای هر دستور غذا رو به صورت پیمانه شده داخل کارتن بذارند و با پیک بفرستند درب منازل!
اگه بخوای فوکوس کنی روی کبد، شاید تا دویست سال بعد هم جا برای مطالعه و تحقیق داشته باشه. ولی عوارضی که اون بیرون مردم باش مواجهند، به خاطر این نیست که هنوز دقیقا نمیدونیم کبد داره چه میکنه. بیشتر اون عوارض به خاطر ذهنیت آدمهاست. اگه ترجیح بدی تمام روز بشینی، مفیدترین و سالمترین غذاها رو هم مصرف کنی، خیلی زود در سراشیبی میفتی. و اگه حجمی از مواد غذایی رو بخوری که بدنت نمیدونه چطور هندلش کنه، تمام روز هم در حال تحرک باشی، باز هم در سراشیبی میفتی. ترجیحات آدمها رو نمیشه با رژیم و برنامه ورزشی تغییر داد. همه راهها در نهایت به فلسفه ختم میشه.
۱- برعکس تمام تاریخ، فقرا چاقند، و ثروتمندان لاغر! چون سرمایهداری کالری غذایی رو به شدت ارزان و در دسترس کرده، بنابراین فقرای امروز از پادشاهان قدیم هم بیشتر کالری مصرف میکنند، و بیشتر ازونها روی صندلی لم میدن. اما ثروتمند پولش رو برای غذاهای مفیدتر و با کالری کمتر خرج میکنه، و برای فعالیتهای ورزشی، که همون کالری مصرفی محدود رو هم بسوزونه.
۲- در هیچ دورهای در تاریخ این تنوع از مواد غذایی، و این کیفیت و بهداشت در مواد غذایی، و این قیمت برای مواد غذایی، و این دسترسی دوازده ماهه به مواد غذایی، که الان وجود داره، وجود خارجی نداشته. و همزمان در هیچ دورهای در تاریخ به اندازه الان انسانها دچار این گرفتاری که «شام چی درست کنم؟» نبودهاند. تا جایی که شغل پولساز میلیونها نفر در سراسر دنیا اینه که به بقیه بگن چی درست کنند و چی رو با چی قاطی کنند. تا جایی که شرکتهایی تأسیس شد که مواد لازم برای هر دستور غذا رو به صورت پیمانه شده داخل کارتن بذارند و با پیک بفرستند درب منازل!
اگه بخوای فوکوس کنی روی کبد، شاید تا دویست سال بعد هم جا برای مطالعه و تحقیق داشته باشه. ولی عوارضی که اون بیرون مردم باش مواجهند، به خاطر این نیست که هنوز دقیقا نمیدونیم کبد داره چه میکنه. بیشتر اون عوارض به خاطر ذهنیت آدمهاست. اگه ترجیح بدی تمام روز بشینی، مفیدترین و سالمترین غذاها رو هم مصرف کنی، خیلی زود در سراشیبی میفتی. و اگه حجمی از مواد غذایی رو بخوری که بدنت نمیدونه چطور هندلش کنه، تمام روز هم در حال تحرک باشی، باز هم در سراشیبی میفتی. ترجیحات آدمها رو نمیشه با رژیم و برنامه ورزشی تغییر داد. همه راهها در نهایت به فلسفه ختم میشه.
آیا رابطهای بین رزیدنت بیمارستان که خودکشی میکنه، و پیک موتوری وجود داره؟
بله. وقتی موتورش رو که با تکنولوژی شصت سال پیش ساخته شده، چون اینجوری ارزونتره، و به اندازه یک ماشین سواری سوخت مصرف میکنه، و به اندازه دو ماشین سواری آلودگی ایجاد میکنه رو میاره بیرون و در روزی ازش استفاده میکنه که شدت آلودگی هوا رو در فاصله بین ابتدا تا انتهای خیابون هم میشه با چشم غیرمسلح دید، یعنی داره یک عده رو روانه بیمارستان میکنه، و اون یک عده سر اون دانشجو یا دکتر یا پرستاری آوار میشن که در حالت عادی هم فراتر از حد معقول کار انجام میدن.
اگه حکومت پول مملکت رو خرج اوباش محور مقاومت نمیکرد، بودجه کافی برای بهبود وضع کارکنان بخش درمان تأمین نمیشد؟ چرا. البته که میشد. با پولی که به اون شکل خرج خونریزی میشه، میشد حتی داروی مصرفی کل ایران رو به رایگان تحویل مردم داد. اما فعلا که این در حد یک اگره. اگه کسی بدونه صابون در کار نیست، سعی میکنه تا جایی که میشه دست خودش رو روغنی نکنه. یک جامعه نرمال هم اگه بدونه که فعلا سرم نیست و دارو نیست و پرستار نیست و دکتر نیست و امکانات نیست و مملکت در هرج و مرجه، سعی میکنه مراقب سلامت خودش و بقیه همشهریانش باشه، تا هم دست خودش روغنی نشه هم دست اونها. اما در جامعهای که جامعه بودن خودش رو از دست داده و همه در سلولهای فردی خودشون پناه گرفتهاند، این محاسبات انجام نمیشه. اینکه حکومت کسی رو از خونهش بندازه بیرون، یک موضوعه، اینکه مردم اونی که حکومت انداخته بیرون و تو پارک میخوابه رو با چوب بزنند، یک موضوع دیگهست.
اگه ازون موتوری شرح حال بگیری، اصلا قبول نداره که داره کادر درمان رو با چوب میزنه. با اینکه داره ماهی ۳۰ تومن درمیاره، و فعلا مالیات هم نمیده (و نباید هم بده، چون با ۶۰۰ دلار در ماه همچنان فقیره، و از فقیر نباید مالیات گرفت، ولی در مقایسه با بقیه، داره نمیده. پزشکی که فرستادنش شهرستان، داره میده) میگه «حاجی کونمون پاره میشه تا یه لقمه نون در بیاریم». و دروغ نمیگه. اما به اون پزشک و پرستاری که داره با آلودهتر کردن اتاق گاز، ترافیک کاریشون رو بیشتر میکنه، دارند ۷ الی ۱۰ تومن میدن.
در ترازوی اخلاقی، کونپارگی وزنی به طرفین اضافه نمیکنه و معیار هیچچیز نیست. میشه محروم بود و همزمان در محرومسازی سهیم بود. میشه مظلوم بود و همزمان با اشرار شراکت کرد. میشه قربانی خرابکاریها بود، و همزمان خرابکاری رو گسترش داد.
بله. وقتی موتورش رو که با تکنولوژی شصت سال پیش ساخته شده، چون اینجوری ارزونتره، و به اندازه یک ماشین سواری سوخت مصرف میکنه، و به اندازه دو ماشین سواری آلودگی ایجاد میکنه رو میاره بیرون و در روزی ازش استفاده میکنه که شدت آلودگی هوا رو در فاصله بین ابتدا تا انتهای خیابون هم میشه با چشم غیرمسلح دید، یعنی داره یک عده رو روانه بیمارستان میکنه، و اون یک عده سر اون دانشجو یا دکتر یا پرستاری آوار میشن که در حالت عادی هم فراتر از حد معقول کار انجام میدن.
اگه حکومت پول مملکت رو خرج اوباش محور مقاومت نمیکرد، بودجه کافی برای بهبود وضع کارکنان بخش درمان تأمین نمیشد؟ چرا. البته که میشد. با پولی که به اون شکل خرج خونریزی میشه، میشد حتی داروی مصرفی کل ایران رو به رایگان تحویل مردم داد. اما فعلا که این در حد یک اگره. اگه کسی بدونه صابون در کار نیست، سعی میکنه تا جایی که میشه دست خودش رو روغنی نکنه. یک جامعه نرمال هم اگه بدونه که فعلا سرم نیست و دارو نیست و پرستار نیست و دکتر نیست و امکانات نیست و مملکت در هرج و مرجه، سعی میکنه مراقب سلامت خودش و بقیه همشهریانش باشه، تا هم دست خودش روغنی نشه هم دست اونها. اما در جامعهای که جامعه بودن خودش رو از دست داده و همه در سلولهای فردی خودشون پناه گرفتهاند، این محاسبات انجام نمیشه. اینکه حکومت کسی رو از خونهش بندازه بیرون، یک موضوعه، اینکه مردم اونی که حکومت انداخته بیرون و تو پارک میخوابه رو با چوب بزنند، یک موضوع دیگهست.
اگه ازون موتوری شرح حال بگیری، اصلا قبول نداره که داره کادر درمان رو با چوب میزنه. با اینکه داره ماهی ۳۰ تومن درمیاره، و فعلا مالیات هم نمیده (و نباید هم بده، چون با ۶۰۰ دلار در ماه همچنان فقیره، و از فقیر نباید مالیات گرفت، ولی در مقایسه با بقیه، داره نمیده. پزشکی که فرستادنش شهرستان، داره میده) میگه «حاجی کونمون پاره میشه تا یه لقمه نون در بیاریم». و دروغ نمیگه. اما به اون پزشک و پرستاری که داره با آلودهتر کردن اتاق گاز، ترافیک کاریشون رو بیشتر میکنه، دارند ۷ الی ۱۰ تومن میدن.
در ترازوی اخلاقی، کونپارگی وزنی به طرفین اضافه نمیکنه و معیار هیچچیز نیست. میشه محروم بود و همزمان در محرومسازی سهیم بود. میشه مظلوم بود و همزمان با اشرار شراکت کرد. میشه قربانی خرابکاریها بود، و همزمان خرابکاری رو گسترش داد.
Anarchonomy
آیا رابطهای بین رزیدنت بیمارستان که خودکشی میکنه، و پیک موتوری وجود داره؟ بله. وقتی موتورش رو که با تکنولوژی شصت سال پیش ساخته شده، چون اینجوری ارزونتره، و به اندازه یک ماشین سواری سوخت مصرف میکنه، و به اندازه دو ماشین سواری آلودگی ایجاد میکنه رو میاره…
ازونجایی که تعداد محسوسی از خوانندگان اینجا هم دانشجوی پزشکی و در حال خدمت در بخش دولتی هستند، لازمه درباره خودکشی چیزی بشون بگم که از هیچکس دیگه نخواهند شنید.
با وجود اینکه برنامه دولت بردهداری شماست، و مردم هم با این توجیه که خودشون هم بدبختند به بیگاری کشیدن حکومت از شما اهمیتی نمیدن، در نهایت این خود شمایید که تصمیمگیرندهاید. چون هیچ موقعیتی نیست که تصمیم با خود ما نباشه. خودتون دیدید سرباز اسیر اوکراینی رو که وقتی میخواستن تیر خلاص بش بزنند، داد و بیداد کرد، و اون یکی گفت «زنده باد اوکراین». یکیشون میشه قهرمان ملی، و حتی مجسمهش رو در شهر نصب میکنند، و اون یکی فراموش میشه، با اینکه کار اشتباهی نکرده، چون وحشت از مرگ گناه نیست. دیگه موقعیتی جبریتر از لحظات آخر قبل از اعدام نیست، ولی حتی در اون جبریترین لحظات هم تصمیم اینکه چه چیزی از دهان ما خارج بشه، با خودمونه. و برای شما، هنوز خیلی چیزها دست خودتونه.
شما در موقعیت یک ژاپنی که از شدت کار زیاد، خودش رو میندازه روی ریل قطار نیستید. اون این کار رو میکنه چون خستهست. چون در یک ماراتن قرار داره و یک جا دیگه بدنش جواب نمیده. و گرنه بعد از آمریکا بالاترین دستمزد دنیا رو داره میگیره، و با پاداش بازنشستگی و سرمایهگذاری که انجام داده، کل خاندان شما رو میتونه بخره و آزاد کنه. برای همینه که با راهکارهای فیزیکی مثل تغییر رنگ نور الئیدی ایستگاه مترو میشه میلش به خودکشی رو کاهش داد. چون با بدنش طرفند، و بدنش به راهکارهای فیزیکی پاسخ میده. پس در واقع اون ژاپنی داره به خاطر غرور خودکشی میکنه. و غرور تعریف بدبختی و شکست رو تغییر میده. و اونجا غرور تعیین کرده که خارج شدن از لاین، یعنی شکست. و لاین یعنی همون چیزی که پدرانش داخلش بودند: کار و کار و کار. بنابراین کم آوردن بدنش در کار زیاد، یعنی مأیوس کردن اجداد، مأیوس کردن ژاپن، مأیوس کردن مافوق، و حتی عجیبتر از همه، مأیوس کردن مشتریان! برای همین این غرور اینطور تعریف کرده که مُردن آبرومندانهتر از خارج شدن از لاینه. برای همینه که نمیبینید یک ژاپنی بگه «فاک دیس شت، من رفتم».
تو نباید به غرورت اجازه بدی شکست رو برات تعریف کنه، چون تو در کشور نرمال نیستی. تو در یک اردوگاه زندگی میکنی. و در اردوگاه در لاین باقی ماندن معنی نداره. تو باید خر باشی. بله، دقیقا باید خر باشی. چون خر به راحتی از لاین خارج میشه و میره تو خاکی. «چهار سال روابطم با دوستانم رو قطع کردم تا بتونم کنکور پزشکی قبول بشم» یا «بابام کلی خرج کرد تا خرج دانشگاهم رو بده» یا «داداشم سه سال هرروز تو سرما و گرما من رو تا دانشگاه آورد و برگردوند» همه لاین تو هستند، و ازت میخوان داخلش بمونی، ولی باید خر باشی و ازش بیرون بیای.
این خریت از روی ناآگاهی نیست، بلکه یک استراتژیه. تو دقیقا باید بگی فاک دیس شت، و بزنی تو خاکی. نمیشه و نباید برای همه یک نسخه صادر کرد و گفت به جای خودکشی کار ایکس و ایگرگ را انجام بده. چون دروازه خروج برای هرکس متفاوته. مهم اینه که اون کار کاری باشه که فقط یک خر ممکنه انجام بده. همون کار نجاتتون خواهد داد.
با وجود اینکه برنامه دولت بردهداری شماست، و مردم هم با این توجیه که خودشون هم بدبختند به بیگاری کشیدن حکومت از شما اهمیتی نمیدن، در نهایت این خود شمایید که تصمیمگیرندهاید. چون هیچ موقعیتی نیست که تصمیم با خود ما نباشه. خودتون دیدید سرباز اسیر اوکراینی رو که وقتی میخواستن تیر خلاص بش بزنند، داد و بیداد کرد، و اون یکی گفت «زنده باد اوکراین». یکیشون میشه قهرمان ملی، و حتی مجسمهش رو در شهر نصب میکنند، و اون یکی فراموش میشه، با اینکه کار اشتباهی نکرده، چون وحشت از مرگ گناه نیست. دیگه موقعیتی جبریتر از لحظات آخر قبل از اعدام نیست، ولی حتی در اون جبریترین لحظات هم تصمیم اینکه چه چیزی از دهان ما خارج بشه، با خودمونه. و برای شما، هنوز خیلی چیزها دست خودتونه.
شما در موقعیت یک ژاپنی که از شدت کار زیاد، خودش رو میندازه روی ریل قطار نیستید. اون این کار رو میکنه چون خستهست. چون در یک ماراتن قرار داره و یک جا دیگه بدنش جواب نمیده. و گرنه بعد از آمریکا بالاترین دستمزد دنیا رو داره میگیره، و با پاداش بازنشستگی و سرمایهگذاری که انجام داده، کل خاندان شما رو میتونه بخره و آزاد کنه. برای همینه که با راهکارهای فیزیکی مثل تغییر رنگ نور الئیدی ایستگاه مترو میشه میلش به خودکشی رو کاهش داد. چون با بدنش طرفند، و بدنش به راهکارهای فیزیکی پاسخ میده. پس در واقع اون ژاپنی داره به خاطر غرور خودکشی میکنه. و غرور تعریف بدبختی و شکست رو تغییر میده. و اونجا غرور تعیین کرده که خارج شدن از لاین، یعنی شکست. و لاین یعنی همون چیزی که پدرانش داخلش بودند: کار و کار و کار. بنابراین کم آوردن بدنش در کار زیاد، یعنی مأیوس کردن اجداد، مأیوس کردن ژاپن، مأیوس کردن مافوق، و حتی عجیبتر از همه، مأیوس کردن مشتریان! برای همین این غرور اینطور تعریف کرده که مُردن آبرومندانهتر از خارج شدن از لاینه. برای همینه که نمیبینید یک ژاپنی بگه «فاک دیس شت، من رفتم».
تو نباید به غرورت اجازه بدی شکست رو برات تعریف کنه، چون تو در کشور نرمال نیستی. تو در یک اردوگاه زندگی میکنی. و در اردوگاه در لاین باقی ماندن معنی نداره. تو باید خر باشی. بله، دقیقا باید خر باشی. چون خر به راحتی از لاین خارج میشه و میره تو خاکی. «چهار سال روابطم با دوستانم رو قطع کردم تا بتونم کنکور پزشکی قبول بشم» یا «بابام کلی خرج کرد تا خرج دانشگاهم رو بده» یا «داداشم سه سال هرروز تو سرما و گرما من رو تا دانشگاه آورد و برگردوند» همه لاین تو هستند، و ازت میخوان داخلش بمونی، ولی باید خر باشی و ازش بیرون بیای.
این خریت از روی ناآگاهی نیست، بلکه یک استراتژیه. تو دقیقا باید بگی فاک دیس شت، و بزنی تو خاکی. نمیشه و نباید برای همه یک نسخه صادر کرد و گفت به جای خودکشی کار ایکس و ایگرگ را انجام بده. چون دروازه خروج برای هرکس متفاوته. مهم اینه که اون کار کاری باشه که فقط یک خر ممکنه انجام بده. همون کار نجاتتون خواهد داد.
اون دو نفری که تا الان به خاطر خوردن گرمک آلوده به سالمونلا فوت کردن، احتمالا خیلی مواظب بودند روغن سرخکردنیشون زیاد رو حرارت نمونه، چون سرطانزاست، بیسکوییت کارخونهای نخرن چون مواد نگهدارندهای توشون میریزند که سرطانزاست، و یه رفیق داشتند که بشون گفته داماد ما تو کارخونه سوسیسسازی کار میکنه و میگه اگه شما میدیدید چقدر کثیفه و چه آشغالهایی میریزن دیگه لب به سوسیس نمیزدید. اما به این دلیل فوت کردن که یکی با چاقوی آلوده یه میوه طبیعی و سالم رو قاچ کرده بود.
دنیای فیزیکی حرامزادهست، و گاهی بمون میخنده.
دنیای فیزیکی حرامزادهست، و گاهی بمون میخنده.
امروز دو هفته از روزی که میگفتند نوار غزه فقط برای ۷۲ ساعت آب و غذا دارد گذشته.
اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت، جزیی از کده.
اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت، جزیی از کده.
روسیه یکی از شبکههای تلویزیونی خودش رو جریمه نقدی کرد، چون موزیک ویدئویی پخش کرده بود که در یک کادر دست دو نفر دیده میشد که هر دو زن هستند.
در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی گرفته تا معضلات فرهنگی) در فضای عمومی با وسواس یک جراح مغز و اعصاب، دنبال حذف نشانههای گی هستند. درست همون کاری که آخوند استالینپرست با حجاب میکنه. چون هر دو از یک قماشند، و این قماش خلافکار هیچ اهمیتی به ارزشهای سنتی و دینی نمیدن. هدفشون خودنمایی و قدرتنمایی در یک رزمایش قانونبازانهست. دقیقا همون خلافکارهایی که قانون رو به تخمشون گرفتند، و چون اینکار رو کردند پیشرفت کردند، خیلی روی قانون تأکید دارند. آخوند روی قانون بودن ممنوعیت بیحجابی، و دولت روسیه روی قانون بودن ممنوعیت همجنسگرایی. در این رزمایش برنامه اینه که با واقعیتستیزی ثابت بشه زورشون از تمام عوامل محیطی و اجتماعی بیشتره، و اگه جامعه و حتی کل دنیا بره به سمت چپ، میتونند بیارنش به سمت راست، و اگه بره به سمت راست میتونند بیارنش به سمت چپ. چون آچار همهچیز رو در اختیار دارند!
در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی گرفته تا معضلات فرهنگی) در فضای عمومی با وسواس یک جراح مغز و اعصاب، دنبال حذف نشانههای گی هستند. درست همون کاری که آخوند استالینپرست با حجاب میکنه. چون هر دو از یک قماشند، و این قماش خلافکار هیچ اهمیتی به ارزشهای سنتی و دینی نمیدن. هدفشون خودنمایی و قدرتنمایی در یک رزمایش قانونبازانهست. دقیقا همون خلافکارهایی که قانون رو به تخمشون گرفتند، و چون اینکار رو کردند پیشرفت کردند، خیلی روی قانون تأکید دارند. آخوند روی قانون بودن ممنوعیت بیحجابی، و دولت روسیه روی قانون بودن ممنوعیت همجنسگرایی. در این رزمایش برنامه اینه که با واقعیتستیزی ثابت بشه زورشون از تمام عوامل محیطی و اجتماعی بیشتره، و اگه جامعه و حتی کل دنیا بره به سمت چپ، میتونند بیارنش به سمت راست، و اگه بره به سمت راست میتونند بیارنش به سمت چپ. چون آچار همهچیز رو در اختیار دارند!
ویدئو خودکشی سربازان روس رو باید در مدارس برای بچهها پخش کنند. مخصوصا در مناطقی که آمار خودکشی نوجوانان بالاست. چون انواع این جور فیلمها رو خارج از محیط مدرسه و کاملا غیرکنترل شده در اینترنت خواهند دید بهرحال. وقتی خودشون تو اتاق خودشون تماشا کنند، فقط حادثه رو میبینند، کانتکست رو نمیبینند. باید یه بزرگتری باشه تا کانتکست رو هم بشون بگه. وقتی خودشون تماشا کنند، نتیجه میگیرند که خرج مرگ فقط فشار دادن ماشهست. باید یه بزرگتری باشه که بشون بگه اون سرباز در حالت سالم نبود که این کار رو کرد. یه چیزیش شده بود. و چند دقیقه دردناک یا حتی چندساعت دردناک رو طی کرده بود، و بعد این کار رو کرد. چون همونطور که بدن انسان به راحتی از بین میره، میتونه در رها کردن حیات سمج هم باشه. دقیقا در همون محیط جنگی هم میتونه سمج باشه. چه برسه در یک محیط خیلی امنتر. بنابراین اگه بخواهید در محیط امن خودتون یه بلایی سر خودتون بیارید، باید همیشه این رو در ذهن داشته باشید که احتمال خیلی زیادی وجود داره که بدنتون سماجت نشون بده، و به خاطر این سماجت مجبور بشید دردی رو تجربه کنید که هیچ تصوری از شدتش نداشتید.
Anarchonomy
ویدئو خودکشی سربازان روس رو باید در مدارس برای بچهها پخش کنند. مخصوصا در مناطقی که آمار خودکشی نوجوانان بالاست. چون انواع این جور فیلمها رو خارج از محیط مدرسه و کاملا غیرکنترل شده در اینترنت خواهند دید بهرحال. وقتی خودشون تو اتاق خودشون تماشا کنند، فقط حادثه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دردی که ماشه رو هم نمیتونی پیدا کنی.
در یک سمت تسلا رو داریم، که مدیر هوچیبازش، مارکتینگ هیجانی رو بالاتر از کارایی قرار داده، و ژورنالیستهایی که دیگه درکی از ژورنالیسم ندارند به عملههای تبلیغاتیش تبدیل شدهاند، تا از قطار هیجانات پایین نیفتند؛ و از یک طرف تویوتا رو داریم که مدت کنفرانسش برای رونمایی از کانسپتهای آینده، بیش از یک ساعته، و بخش عمده اون منبر یک ساعته صرف سالاد کلمات اداری میشه.
انگار هیچکس دیگه بلد نیست نرمال باشه.
روابط عمومی دنیای سیاست، به دنیای بیزینس هم سرایت کرده. این دو گانه که در عرض بیست و چهار ساعت از تسلا و تویوتا دیده میشه، یک کپی از دوگانه سیاسی ترند شده سالهای اخیره: از یک طرف ترامپیسم، که سنتشکنه، اما همزمان همهچیز رو به هوچیبازی آلوده کرده؛ و در طرف دیگه آنتیترامپیسم که هنوز به استایل سابق پایبندند، و متوجه توقعات جدید نیستند. طوری که انگار هیچکس بلد نیست به زمانه جدید پاسخ متناسب بده، بدون اینکه شارلاتانبازی در بیاره.
انگار هیچکس دیگه بلد نیست نرمال باشه.
روابط عمومی دنیای سیاست، به دنیای بیزینس هم سرایت کرده. این دو گانه که در عرض بیست و چهار ساعت از تسلا و تویوتا دیده میشه، یک کپی از دوگانه سیاسی ترند شده سالهای اخیره: از یک طرف ترامپیسم، که سنتشکنه، اما همزمان همهچیز رو به هوچیبازی آلوده کرده؛ و در طرف دیگه آنتیترامپیسم که هنوز به استایل سابق پایبندند، و متوجه توقعات جدید نیستند. طوری که انگار هیچکس بلد نیست به زمانه جدید پاسخ متناسب بده، بدون اینکه شارلاتانبازی در بیاره.
«هر تراکنش بیتکوین ۴۲۰۰ گالن آب مصرف میکنه که برای پر کردن یک استخر کافیه، و میتونه منجر به کمبود آب شیرین بشه».
این جور تیترها رو در سایتهای تک و گیم میزنند، اما محاسباتش رو برای حوزه علاقمندی خودشون، که تک و گیمه، انجام نمیدن. مثلا تا الان ندیدم بنویسند هر یک ساعت بازی چند گالن آب نیاز داره. که اصلا عدد کمی نیست، مخصوصا وقتی مصرف سیپییوهایی که اینها اخیرا استفاده میکنند رو لحاظ کنید، که اگه اینتل باشه تا ۱۵۰ واته، و کارت گرافیکهایی که اخیرا استفاده میکنند، که میتونه تا ۳۵۰ وات مصرف کنه.
اگه قرار باشه مجبور باشیم بین این دو مصرف ضدمحیط زیست، یکی رو انتخاب کنیم، کدومش توجیه بیشتری داره؟ پلتفرمی برای وقتکشی و سرگرمی، یا پلتفرمی برای تبادل آزادانه پول؟
این جور تیترها رو در سایتهای تک و گیم میزنند، اما محاسباتش رو برای حوزه علاقمندی خودشون، که تک و گیمه، انجام نمیدن. مثلا تا الان ندیدم بنویسند هر یک ساعت بازی چند گالن آب نیاز داره. که اصلا عدد کمی نیست، مخصوصا وقتی مصرف سیپییوهایی که اینها اخیرا استفاده میکنند رو لحاظ کنید، که اگه اینتل باشه تا ۱۵۰ واته، و کارت گرافیکهایی که اخیرا استفاده میکنند، که میتونه تا ۳۵۰ وات مصرف کنه.
اگه قرار باشه مجبور باشیم بین این دو مصرف ضدمحیط زیست، یکی رو انتخاب کنیم، کدومش توجیه بیشتری داره؟ پلتفرمی برای وقتکشی و سرگرمی، یا پلتفرمی برای تبادل آزادانه پول؟
Anarchonomy
امروز دو هفته از روزی که میگفتند نوار غزه فقط برای ۷۲ ساعت آب و غذا دارد گذشته. اسلام برای عرب، یک دین درباره رستگاری و توحید نیست. یک کد فرهنگیه. هیچکس در جامعه عربی نمیپرسه «برای چی داریم توی این دریای دروغ شنا میکنیم؟». چون دروغ، شارلاتانبازی، خباثت،…
همونایی که میگفتند آمریکا یک میلیون کودک عراقی (نه کلا شهروند عراقی، فقط یک میلیون کودک) رو کشته، الان هم میگن در عرض یک ماه بیست هزار فلسطینی کشته شدن!
به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود، با تیراژی از مصرف بمب که صنایع غربی هنوز نتونستن دوباره بش دست پیدا کنند.
به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود، با تیراژی از مصرف بمب که صنایع غربی هنوز نتونستن دوباره بش دست پیدا کنند.
Anarchonomy
همونایی که میگفتند آمریکا یک میلیون کودک عراقی (نه کلا شهروند عراقی، فقط یک میلیون کودک) رو کشته، الان هم میگن در عرض یک ماه بیست هزار فلسطینی کشته شدن! به نسبت جمعیت غزه، این یعنی بیشتر از تلفات ایتالیا در کل جنگ جهانی دوم، که خودش یکی از نیروهای اصلیش بود،…
اونی که واقعا نیم میلیون عرب رو کشت یا به کشتن داد، روسیه بود. اما حتی یک عرب جرئت نداشت و ندارد که بره سنتپترزبورگ و تو ماه دسامبر رو پلاکارد بنویسه «گه تو درخت کریسمستون». عرب این کار رو در کشور غربی انجام میده، که بش پناه داده، و بش آزادی داده، بش رفاه داده، بش احترام میذاره، و امنیتش رو تأمین میکنه. دینشون هم طوری تنظیم کردن که با این دنائت تطبیق داشته باشه: نمکبهحرامی در برابر میزبان، و دریوزگی در برابر متجاوز.
اجلاسی که درباره گرمایش جهانیه رو در یک کشور نفتی برگزار میکنند، یک مدیر نفتی رو میذارن به عنوان دبیر اجلاس، بعد وقتی میگه نباید مصرف نفت رو کاهش داد، تعجب میکنند! انگار طبیعیش این بوده که بیاد بگه «تو رو خدا درآمد ما رو تا ۲۰۵۰ نصف کنید پول داره اذیتمون میکنه».
بعد از جنگ سرد یک افسانه در دنیای سیاست جای خودش رو تثبیت کرد که میگفت «با گفتگو همه چیز حل میشه»، و سپس از دنیای سیاست وارد دنیای سیاستگذاری شد، و ازونجا وارد سیستمهای بروکراسی. تا امروز که به این وضعیت مضحک منجر شده که طرفهای مختلف با منافع متضاد گفتگودرمانی میکنند، و سپس هیچ اتفاقی نمیفته، که نباید هم بیفته، و به تدریج وارد فاز خودنمایی شده و هر طرف فرصت جلسه رو برای اجرای یک نوع فلکس استفاده میکنه، تا نشون بده که حرفهای تندتری بلده بزنه. و البته همین حرفهای تند هم اگه نباشه، جلسه حتی یک سیکل خبری ساده هم نخواهد داشت.
تسلیم کردن نفتفروش فقط یک راه داره، و اونم اینه که آلترناتیوهای بیشتری برای نفت ایجاد بشه. بازار رو فقط با بازار میشه شکست داد.
بعد از جنگ سرد یک افسانه در دنیای سیاست جای خودش رو تثبیت کرد که میگفت «با گفتگو همه چیز حل میشه»، و سپس از دنیای سیاست وارد دنیای سیاستگذاری شد، و ازونجا وارد سیستمهای بروکراسی. تا امروز که به این وضعیت مضحک منجر شده که طرفهای مختلف با منافع متضاد گفتگودرمانی میکنند، و سپس هیچ اتفاقی نمیفته، که نباید هم بیفته، و به تدریج وارد فاز خودنمایی شده و هر طرف فرصت جلسه رو برای اجرای یک نوع فلکس استفاده میکنه، تا نشون بده که حرفهای تندتری بلده بزنه. و البته همین حرفهای تند هم اگه نباشه، جلسه حتی یک سیکل خبری ساده هم نخواهد داشت.
تسلیم کردن نفتفروش فقط یک راه داره، و اونم اینه که آلترناتیوهای بیشتری برای نفت ایجاد بشه. بازار رو فقط با بازار میشه شکست داد.
Anarchonomy
روسیه یکی از شبکههای تلویزیونی خودش رو جریمه نقدی کرد، چون موزیک ویدئویی پخش کرده بود که در یک کادر دست دو نفر دیده میشد که هر دو زن هستند. در حالی که جنگ باعث شده واقعیت گی ارتش این کشور برملا بشه (چون اساسا جنگ همهچیز ارتشها رو لو میده، از نقصهای تخصصی…
اگر دیدید کسی با اوباش درباره ارزشهای دینی و اخلاقی بحث و مناظره میکنه، نباید صرفا کارش رو «اشتباه» معرفی کنید. بلکه باید «همکار» اوباش معرفیش کنید. همونطور که معنی نداشت به ابنزیاد توضیح میدادی حسین کیست. خودش بهتر از هرکسی میدونست کیست. اگه کسی تلاش میکرد بش توضیح بده، صرفا مرتکب اشتباه نبود. داشت بش اعتبار میداد، پس همکارش بود.
صرفا جهت اطلاع کسانی که منظور از «ارزشهای دینی» رو متوجه نمیشن، باید این تذکر رو داد که هیچکدوم از عبارتهای زیر در صدر اسلام وجود خارجی نداشته و نه پیامبر و نه اهلبیتش هیچ صحبتی دربارهشون نداشتهاند:
حجاب برتر
عفت عمومی
احساسات مذهبی
مدیریت جامعه
امنیت اخلاقی
تهاجم فرهنگی
غیرت دینی
هویت اسلامی
همه اینها اختراعات سلاطین هستند.
صرفا جهت اطلاع کسانی که منظور از «ارزشهای دینی» رو متوجه نمیشن، باید این تذکر رو داد که هیچکدوم از عبارتهای زیر در صدر اسلام وجود خارجی نداشته و نه پیامبر و نه اهلبیتش هیچ صحبتی دربارهشون نداشتهاند:
حجاب برتر
عفت عمومی
احساسات مذهبی
مدیریت جامعه
امنیت اخلاقی
تهاجم فرهنگی
غیرت دینی
هویت اسلامی
همه اینها اختراعات سلاطین هستند.
اینکه دستمزد شما ایرانیها ساعتی ۱ دلاره نباید باعث بشه شغل خودتون رو دستکم بگیرید، چون با همون شغل دارید به ثروت کانادا میافزایید، که کار کمی نیست.
پروسهش به طور خلاصه و خیلی فارسی اینه که بعد از کرونا قیمت مسکن در کانادا صعودی میشه و تولههای نظام متوجه میشن با قیمتهای جدید و نرخ ریال در برابر دلار دیگه نمیتونند به راحتی در کانادا دست به خرید بزنند. بنابراین سپاه با وعده سود سپردهای که از عهده دزدخانههای رسمی کشور که اسمشون بانک گذاشته شده هم خارج بود، سرمایه زیادی رو از طبقه متوسط طمعکاری که همواره به داعش اعتماد داره، جذب کرد. سرمایه جذب شده در قالب وام به تولههای نظام تحویل داده شد، و سپس به دلار کانادا تبدیل شد، و به بازار مسکن اون کشور وارد شد. برای جبران خسارت طبقه متوسط طمعکاری که به داعش اعتماد داره، از دارایی بانک ملی استفاده شد. بانک ملی هم بلافاصله طرح جدید وام سیصد میلیونی با بهره چهار درصد به شرط شش ماه خواب رو آغاز کرد تا مقداری ازون دارایی مورد نیاز رو از طبقه پایینتر از متوسط جمعآوری کنه. و ازونجایی که این نرخ، حتی با شش ماه خواب، از تورم خیلی عقبتره، در ادامه باید با چاپ پول بیشتر، ضرر بانک جبران بشه؛ که هزینه کاهش ارزش پول حاصل ازون رو دهکهای پایین خواهند داد.
بنابراین دفعه بعد که وارد بقالی شدید و مشاهده کردید تخممرغ بیست درصد دیگه گرون شده، فقط نیمه خالی لیوان رو نبینید. به این فکر کنید که دارید با پرداخت مبلغ بیشتر، دارایی مردم کانادا که صاحبخانه هستند رو افزایش میدید.
پروسهش به طور خلاصه و خیلی فارسی اینه که بعد از کرونا قیمت مسکن در کانادا صعودی میشه و تولههای نظام متوجه میشن با قیمتهای جدید و نرخ ریال در برابر دلار دیگه نمیتونند به راحتی در کانادا دست به خرید بزنند. بنابراین سپاه با وعده سود سپردهای که از عهده دزدخانههای رسمی کشور که اسمشون بانک گذاشته شده هم خارج بود، سرمایه زیادی رو از طبقه متوسط طمعکاری که همواره به داعش اعتماد داره، جذب کرد. سرمایه جذب شده در قالب وام به تولههای نظام تحویل داده شد، و سپس به دلار کانادا تبدیل شد، و به بازار مسکن اون کشور وارد شد. برای جبران خسارت طبقه متوسط طمعکاری که به داعش اعتماد داره، از دارایی بانک ملی استفاده شد. بانک ملی هم بلافاصله طرح جدید وام سیصد میلیونی با بهره چهار درصد به شرط شش ماه خواب رو آغاز کرد تا مقداری ازون دارایی مورد نیاز رو از طبقه پایینتر از متوسط جمعآوری کنه. و ازونجایی که این نرخ، حتی با شش ماه خواب، از تورم خیلی عقبتره، در ادامه باید با چاپ پول بیشتر، ضرر بانک جبران بشه؛ که هزینه کاهش ارزش پول حاصل ازون رو دهکهای پایین خواهند داد.
بنابراین دفعه بعد که وارد بقالی شدید و مشاهده کردید تخممرغ بیست درصد دیگه گرون شده، فقط نیمه خالی لیوان رو نبینید. به این فکر کنید که دارید با پرداخت مبلغ بیشتر، دارایی مردم کانادا که صاحبخانه هستند رو افزایش میدید.
Anarchonomy
آمار دولینگو برای سال ۲۰۲۳ نشون میده همه دارند انگلیسی یاد میگیرند، و ایرانیها آلمانی! میل به فرار طوری شدت گرفته که در نقشهها و نمودارها و اینفوگرافیها هم داریم خودمون رو به عنوان یک نقطه متفاوت نشون میدیم.
ایرانیهایی که انگلیسی رو تا یه حدی بلدن، دنبال ویزای دانشجویی از اروپا و یا پناهندگی هستند، که الان متمرکز شده روی آلمان. اگه دولینگو فارسی داشت، تمام طلبهها و زائران عراق ازش برای یاد گرفتن عربی استفاده میکردند و اونجوری بایاس بزرگتری ایجاد میشد که واقعیت رو میپوشوند.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
عملههای داعش شیعه در عراق تانکر سوخت رو به این شکل تغییر میدن تا به وسیلهای خرکی برای پرتاب راکت تبدیل بشه تا علیه پایگاههای آمریکایی استفاده کنند. تمام سوالاتی که دربارهش به ذهنت میرسه، مثل «فایدهش چیه؟» یا «وقتی بهرحال حسگرهای حرارتی پیداش میکنند این کارها برای چیه؟» یا «اگه مدعیاند کار درستیه چرا مخفیش میکنند؟» یا «اگه تو شهر تردد کنه و به هر دلیلی منفجر بشه چه بلایی سر مردم میاد؟»، که هر کدوم به یک جنبه از ابهامات قضیه مربوط میشه، هیچ جایگاهی در مسئله ندارند. یعنی هم سوال درباره تاکتیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره تکنیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره اخلاقیات جایگاهی نداره. این سوالها فقط برای تو که ناظر هستی معنی دارند. برای پوچگرایان هیچکدومشون معنی ندارند. اونها خودشون رو داخل یک بازی میبینند. مگه تو وقتی بچه بودی و بعدازظهر تابستونها تو باغچه یه چاله میکندی، بعد دورش کوه درست میکردی، بعد چندتا ساقه خشکیده رو به عنوان حصار میچیدی دورش، به خودت میگفتی باید تا ساعت ۵ حتما این سازه رو تکمیل کنم؟ اصلا از ذهنت هم عبور نمیکرد. تو داشتی داخل اون بازی زندگی میکردی، تا هروقت که بشه.