گهگاه مقالهای میاد درباره اینکه گرمایش جهانی به نفع فلان حشره شده، چون دمای بالاتر باعث شده غذای بیشتری گیرش بیاد، یا اونی که شکارش میکرد به فلاکت افتاده، و این از فرصت استفاده کرده و داره لونههای بیشتری میسازه.
اینکه تا آخر آبان ماه بشه با تیشرت تردد کرد میتونست فرصتی باشه برای بیعرضههایی که توان تأمین گاز مملکت رو نداشتند. اما ذات آخوند چنان تخریبگراست که حتی اگه ابر و باد و مه و خورشید و النینو هم بش فرصت تقدیم کنند، هیچ استفادهای ازش نخواهد کرد، بلکه به شیرجه سقوط کشور سرعت هم خواهد داد. اون حشره ممکنه مغز خیلی کوچکی داشته باشه، اما معنی منفعت رو درست درک میکنه. برای آخوند پوچگرا، منافع بازیچههای دنیوی هستند.
اینکه تا آخر آبان ماه بشه با تیشرت تردد کرد میتونست فرصتی باشه برای بیعرضههایی که توان تأمین گاز مملکت رو نداشتند. اما ذات آخوند چنان تخریبگراست که حتی اگه ابر و باد و مه و خورشید و النینو هم بش فرصت تقدیم کنند، هیچ استفادهای ازش نخواهد کرد، بلکه به شیرجه سقوط کشور سرعت هم خواهد داد. اون حشره ممکنه مغز خیلی کوچکی داشته باشه، اما معنی منفعت رو درست درک میکنه. برای آخوند پوچگرا، منافع بازیچههای دنیوی هستند.
هابرماس نگفته اسراییل هرکی رو زد، خوب کرده زده. گفته از لحاظ اصولی حق داره بزنه. این جاکشین امپریالیسم عربی، با اصولش هم مشکل دارند، و ایدهآلشون اینه که اسراییل دراز بکشه تا بیان از روش رد بشن. که یعنی همون «یهودی خوب، یهودی حذفشده است».
اما در این بساط غلیان جهانی «وای من نگران کودکانم» چیزی که بامزهست (و بامزگیهای زیادی موجوده) اینه که اسراییل رو نماینده سفیدپوستها میدونند، و ابرقبیله عرب رو نماینده رنگینپوستان! اینکه به چهره اسراییلیها (که شامل یهودیان ایرانی مهاجرت کرده هم میشه) نگاه کنند و ببینند بیشتر سفیدند یا شبیه بقیه خاورمیانهایها هستند، کاریه که از عهدهش برنمیان. کل چپ جهانی به طور مصلحتی از عهدهش برنمیاد.
«ای هابرماس بد، چرا ما رو تو هذیان هویتیمون همراهی نکردی» تو برنامه پیشبینیهاتون برای جفنگیات ۲۰۲۳ نبود؟ تمرین کنید که بدبینتر باشید.
اما در این بساط غلیان جهانی «وای من نگران کودکانم» چیزی که بامزهست (و بامزگیهای زیادی موجوده) اینه که اسراییل رو نماینده سفیدپوستها میدونند، و ابرقبیله عرب رو نماینده رنگینپوستان! اینکه به چهره اسراییلیها (که شامل یهودیان ایرانی مهاجرت کرده هم میشه) نگاه کنند و ببینند بیشتر سفیدند یا شبیه بقیه خاورمیانهایها هستند، کاریه که از عهدهش برنمیان. کل چپ جهانی به طور مصلحتی از عهدهش برنمیاد.
«ای هابرماس بد، چرا ما رو تو هذیان هویتیمون همراهی نکردی» تو برنامه پیشبینیهاتون برای جفنگیات ۲۰۲۳ نبود؟ تمرین کنید که بدبینتر باشید.
ویدئو کتک زدن سربازان روسیه رو دیده و میپرسه اینها چرا فیلم میگیرن و منتشرش میکنند تا وجههشون خراب بشه؟
هنوز نمیتونید دنیا رو از دریچه نگاه خلافکار روس نگاه کنید. به نظر خودشون وجهه درست دقیقا همینه. این شمایید که فکر میکنید زدن یک مرد با چوب و شلیک گلوله کنار صورتش، تا جایی که به صورت هیستریک گریه کنه، یک عمل ضدانسانیه. برای اونها دو گانه انسانی و ضدانسانی اعتباری نداره. چون فقط دو گانه ضعیف و قوی رو به رسمیت میشناسند. و مردی که انقدر پول یا قدرت نداشته که پاش به جبهه نرسه، مستحق اینه که توسط بالاسریها تحقیر بشه. این کار براشون همونقدر طبیعیه که برای شما دوش گرفتن بعد از کاری که عرقتون رو درآورده، طبیعیه. این شمایید که فکر میکنید ارائه این تصویر از روسیه براشون خطرناکه. نظر خودشون اینه که «گسترش احتمالی این فکر که ممکنه بشه از نقش گوشت جلوی توپ که برای مرد ضعیف در نظر گرفته شده قسر در رفت، خطرناکه».
توهمت درباره اینکه مسلمونها مسلمون هستند وقتی به پایان میرسه که تو پادگان مسلمونها خدمت کنی. توهمت درباره اینکه روسها مسیحی ارتودکس هستند هم وقتی به پایان میرسه که توسط روسها به جبهه اعزام بشی، یا اسیرشون بشی. چیزهای زیادی هست که از طریق تصویر و قصه و لوگو و موزیک برات بدیهی جلوه دادن، ولی در دنیای فیزیکی کاملا پوک بودهاند. یا از کسانی که پوکشناسند بپرس، یا همواره برای خودت مانور پوکشناسی اجرا کن. چطور برای زلزله و آتشسوزی مانور آمادگی انجام میدید.. شبیه همون کار رو برای فروریختن احتمالی چیزهایی که از قبل پذیرفتید هم انجام بدید. اون بیرون کسی مسئولیت سوپرایز شدن شما رو به عهده نمیگیره.
هنوز نمیتونید دنیا رو از دریچه نگاه خلافکار روس نگاه کنید. به نظر خودشون وجهه درست دقیقا همینه. این شمایید که فکر میکنید زدن یک مرد با چوب و شلیک گلوله کنار صورتش، تا جایی که به صورت هیستریک گریه کنه، یک عمل ضدانسانیه. برای اونها دو گانه انسانی و ضدانسانی اعتباری نداره. چون فقط دو گانه ضعیف و قوی رو به رسمیت میشناسند. و مردی که انقدر پول یا قدرت نداشته که پاش به جبهه نرسه، مستحق اینه که توسط بالاسریها تحقیر بشه. این کار براشون همونقدر طبیعیه که برای شما دوش گرفتن بعد از کاری که عرقتون رو درآورده، طبیعیه. این شمایید که فکر میکنید ارائه این تصویر از روسیه براشون خطرناکه. نظر خودشون اینه که «گسترش احتمالی این فکر که ممکنه بشه از نقش گوشت جلوی توپ که برای مرد ضعیف در نظر گرفته شده قسر در رفت، خطرناکه».
توهمت درباره اینکه مسلمونها مسلمون هستند وقتی به پایان میرسه که تو پادگان مسلمونها خدمت کنی. توهمت درباره اینکه روسها مسیحی ارتودکس هستند هم وقتی به پایان میرسه که توسط روسها به جبهه اعزام بشی، یا اسیرشون بشی. چیزهای زیادی هست که از طریق تصویر و قصه و لوگو و موزیک برات بدیهی جلوه دادن، ولی در دنیای فیزیکی کاملا پوک بودهاند. یا از کسانی که پوکشناسند بپرس، یا همواره برای خودت مانور پوکشناسی اجرا کن. چطور برای زلزله و آتشسوزی مانور آمادگی انجام میدید.. شبیه همون کار رو برای فروریختن احتمالی چیزهایی که از قبل پذیرفتید هم انجام بدید. اون بیرون کسی مسئولیت سوپرایز شدن شما رو به عهده نمیگیره.
تو دارک وب، همیشه هستند کسانی که میان تا کنجکاویشون رو ارضاء کنند. از تبلیغ انجام کارهای خطرناک، تا فیلم نوشیدن خون پریود بازیگر پورن، تا سربریدنها و تکه تکه شدنها. اما رفلکسشون اینه «خدایا این چی بود من دیدم؟» و سریع میان بیرون. انگار برای اولین بار بوده که فهمیدن در دنیایی که هستند، وقتی تصادف رانندگی شدید رخ میده، ممکنه صورت راننده باز بشه، و نصف محتویات سرش بریزه رو صندلی. چون تا اون لحظه از عمرش به این فکر نکرده که چه حالتی ممکنه پیش بیاد. دیده بوده که وقتی نیروهای امداد میرسند، سریع دور و اطراف رو پارچه میکشند تا چیزی دیده نشه، اما هیچوقت به این فکر نکرده که زیر اون پارچه وضع چه شکلی میتونه داشته باشه.
کانال من هم تقریبا همین وضعیت رو داره. از روی کنجکاوی میان سر و گوشی آب بدن، و در حالی که میگن «خدایا این چی بود خوندم؟» لفت میدن. این بیشتر ازینکه اطلاعاتی درباره کانال من بده، اطلاعاتی درباره بقیه جاها میده. چون نشون میده در چه محیط فلتی زندگی کردهاند. فلت یعنی حالتی که برای سالهای طولانی هیچی نمیره زیر لاستیک ذهنت. و فکر میکنی دیفالتش همینه.
کانال من هم تقریبا همین وضعیت رو داره. از روی کنجکاوی میان سر و گوشی آب بدن، و در حالی که میگن «خدایا این چی بود خوندم؟» لفت میدن. این بیشتر ازینکه اطلاعاتی درباره کانال من بده، اطلاعاتی درباره بقیه جاها میده. چون نشون میده در چه محیط فلتی زندگی کردهاند. فلت یعنی حالتی که برای سالهای طولانی هیچی نمیره زیر لاستیک ذهنت. و فکر میکنی دیفالتش همینه.
کلیشه «نیایید اینجا مار داره» که مورد استفاده مهاجران ایرانی مقیم خارجه، نسخه انگلیسی هم داره:
«نمیدونم ملت با چه منطقی میخوان بیان آمریکا. هواش که سرده، تورم که بالاست، خونه که گرونه، جرم هم زیاده، حقوق هم که زیاد نمیدن، بیمه درمان هم گرونه. آمریکا دیگه آمریکا دهه هشتاد و نود نیست».
شگفتآوره. چون دقیقا مواردی رو مثال میزنه که در آمریکا وضع بهتر از بقیه کشورهای توسعهیافتهست، و به مراتب بهتر از دهه هشتاد خودشه.
شهرهای ارزانتر تو منطقه آب و هوایی گرمترند. تورم از همه کشورهای جی۸ کمتره. غیر از شهرهایی که هاب هستند، در بقیه مناطق خونه گرونتر از استاندارد جهانی نیست، و حتی ارزونتره، با مساحت بیشتر. جرم و خلافکاری خیلی بهتر از سی سال پیش شده. به کسی که بشینه پیش بچه تا پدر و مادرش برن خرید و برگردن، ساعتی ۲۰ دلار میدن، و بیمه درمان گرونه چون خود تشخیص و درمان با اون کیفیت، گرونه. امآرآی مجانی به چه دردی میخوره وقتی قرار باشه شش ماه تو صف بمونی؟
اینکه کجا برای زندگی کردن بهتره یک سوال شخصیه و جواب هرکس به هزار و یک فاکتور مربوط به شخصیت خودش مربوطه. اما اینها دارند واقعیات واضح رو هم انکار میکنند.
«نمیدونم ملت با چه منطقی میخوان بیان آمریکا. هواش که سرده، تورم که بالاست، خونه که گرونه، جرم هم زیاده، حقوق هم که زیاد نمیدن، بیمه درمان هم گرونه. آمریکا دیگه آمریکا دهه هشتاد و نود نیست».
شگفتآوره. چون دقیقا مواردی رو مثال میزنه که در آمریکا وضع بهتر از بقیه کشورهای توسعهیافتهست، و به مراتب بهتر از دهه هشتاد خودشه.
شهرهای ارزانتر تو منطقه آب و هوایی گرمترند. تورم از همه کشورهای جی۸ کمتره. غیر از شهرهایی که هاب هستند، در بقیه مناطق خونه گرونتر از استاندارد جهانی نیست، و حتی ارزونتره، با مساحت بیشتر. جرم و خلافکاری خیلی بهتر از سی سال پیش شده. به کسی که بشینه پیش بچه تا پدر و مادرش برن خرید و برگردن، ساعتی ۲۰ دلار میدن، و بیمه درمان گرونه چون خود تشخیص و درمان با اون کیفیت، گرونه. امآرآی مجانی به چه دردی میخوره وقتی قرار باشه شش ماه تو صف بمونی؟
اینکه کجا برای زندگی کردن بهتره یک سوال شخصیه و جواب هرکس به هزار و یک فاکتور مربوط به شخصیت خودش مربوطه. اما اینها دارند واقعیات واضح رو هم انکار میکنند.
نیکی هیلی، که در بین بقیه نامزدهایی که ترامپ نیستند، بالاترین رأی رو در نظرسنجیها داره، میگه اگه برنده شدم شرکتهای شبکه اجتماعی رو مجبور میکنم از کاربرانشون بخوان که اسم واقعیشون رو برای اکانتشون بذارن. اینجوری مشکل باتهای چینی و روسی و ایرانی حل میشه.
یکی نیست به اینها بگه تا الان بزرگترین مانع در برابر باتهای چینی، کاربران بینام و نشان چینی، و بزرگترین مانع در برابر باتهای روس، کاربران بینام و نشان روس، و بزرگترین مانع در برابر باتهای ایرانی، کاربران بینام و نشان ایرانی بودهاند تا الان. نه الگوریتمها، و نه سیاستهای شرکتها، و نه افبیآی. این ما که معلوم نیست کی هستیم، بودیم که لشکر سایبری داعش و جاعش رو عملا ناکام گذاشتیم (این ما، منظور من و بقیه نیست. چون من در یک لیگ دیگه هستم و عمله سایبری طرف من هم نمیپلکه. چون تو جزوهشون برای گودزیلایی مثل من دستورالعملی ندارند. این ما یعنی جامعه بزرگ گمنامها). این ماییم که برای ریدن به ارتشهای سایبری انگیزه داریم. شرکتهای شما نه تنها انگیزهش رو ندارند، بلکه برعکس ازش درآمد دارند. هشتاد درصد فالوعرهای خود ایلان ماسک، بات هستند. چون عددش رو لازم داره. هر کامنت آمار انگیجمنت رو بالا میبره، و همین برای گزارش به سهامداران کافیه. کسی نمیپرسه چندتا ازون کامنتها «فری پالستاین» فلهای بود.
همچنین کسی نیست بشون بگه کلا این قضیه بات و لشکر سایبری رو زیادی جدی گرفتید. شماها اکثرا پنجاه ساله و بالاتر هستید و ایمیلتون رو به زور چک میکنید. برای همین درک رابطه سه گوش جامعهشناسی پروپاگاندای سایبری و جنبههای تکنیکی اینترنت و روانشناسی، براتون آسون نیست. و برای همین وقتی تو نظرسنجی معلوم میشه جوانان بین هجده تا بیست و چهارسال حمایت بیشتری از اسراییل دارند تا سی سالهها، تعجب میکنید و میپرسید مگه اینها نسل تیکتاک نیستند؟ مگه تیکتاک پر از پروپاگاندای محور مقاومت نیست؟ پس چرا اینجور شد؟ سی سالههامون چشونه؟ به من که ویزا نمیدید بیام بتون مشاوره بدم، به مشاور قالیباف و توله فلان مرجع و پیمانکار قرارگاه خاتم ویزا میدید. و گرنه میاومدم بتون توضیح میدادم هرچی که اوباش روش سرمایهگذاری میکنند، این معنی رو نمیده که خیلی ابزار کارآمدیه.
یکی نیست به اینها بگه تا الان بزرگترین مانع در برابر باتهای چینی، کاربران بینام و نشان چینی، و بزرگترین مانع در برابر باتهای روس، کاربران بینام و نشان روس، و بزرگترین مانع در برابر باتهای ایرانی، کاربران بینام و نشان ایرانی بودهاند تا الان. نه الگوریتمها، و نه سیاستهای شرکتها، و نه افبیآی. این ما که معلوم نیست کی هستیم، بودیم که لشکر سایبری داعش و جاعش رو عملا ناکام گذاشتیم (این ما، منظور من و بقیه نیست. چون من در یک لیگ دیگه هستم و عمله سایبری طرف من هم نمیپلکه. چون تو جزوهشون برای گودزیلایی مثل من دستورالعملی ندارند. این ما یعنی جامعه بزرگ گمنامها). این ماییم که برای ریدن به ارتشهای سایبری انگیزه داریم. شرکتهای شما نه تنها انگیزهش رو ندارند، بلکه برعکس ازش درآمد دارند. هشتاد درصد فالوعرهای خود ایلان ماسک، بات هستند. چون عددش رو لازم داره. هر کامنت آمار انگیجمنت رو بالا میبره، و همین برای گزارش به سهامداران کافیه. کسی نمیپرسه چندتا ازون کامنتها «فری پالستاین» فلهای بود.
همچنین کسی نیست بشون بگه کلا این قضیه بات و لشکر سایبری رو زیادی جدی گرفتید. شماها اکثرا پنجاه ساله و بالاتر هستید و ایمیلتون رو به زور چک میکنید. برای همین درک رابطه سه گوش جامعهشناسی پروپاگاندای سایبری و جنبههای تکنیکی اینترنت و روانشناسی، براتون آسون نیست. و برای همین وقتی تو نظرسنجی معلوم میشه جوانان بین هجده تا بیست و چهارسال حمایت بیشتری از اسراییل دارند تا سی سالهها، تعجب میکنید و میپرسید مگه اینها نسل تیکتاک نیستند؟ مگه تیکتاک پر از پروپاگاندای محور مقاومت نیست؟ پس چرا اینجور شد؟ سی سالههامون چشونه؟ به من که ویزا نمیدید بیام بتون مشاوره بدم، به مشاور قالیباف و توله فلان مرجع و پیمانکار قرارگاه خاتم ویزا میدید. و گرنه میاومدم بتون توضیح میدادم هرچی که اوباش روش سرمایهگذاری میکنند، این معنی رو نمیده که خیلی ابزار کارآمدیه.
Anarchonomy
نیکی هیلی، که در بین بقیه نامزدهایی که ترامپ نیستند، بالاترین رأی رو در نظرسنجیها داره، میگه اگه برنده شدم شرکتهای شبکه اجتماعی رو مجبور میکنم از کاربرانشون بخوان که اسم واقعیشون رو برای اکانتشون بذارن. اینجوری مشکل باتهای چینی و روسی و ایرانی حل میشه.…
خطی دیدن همه روندها خطاییه که در خیلی از پیشبینیها درباره آینده وجود داره. ده سال پیش اگه درباره گسترش دوربینهای مداربسته نظر پیشبینیکنندهای رو میپرسیدی میگفت تا ده سال بعد نقطه کوری برای دوربینها باقی نخواهد موند. یه مدت حتی به فیلمهای هالیوودی مثل «دشمن کشور» و «گزارش اقلیت» ارجاع میدادند. خیلی جدی تصور میکردند داریم به اون سمت میریم. اما امروز بعد از ده سال، با وجود تعداد نجومی دوربینها در همه جا، نه تنها همچنان نقاط کور زیادند، بلکه بازار به اشباع رسیده و شرکتهای این صنعت انتظار رشد آنچنانی ندارند. چون نگهداری این سیستمها هزینه داره، و هیچکس از حجم نجومی دیتا خوشش نمیاد، که پردازش و نگهداری ازش هزینه بالایی داره (دولتها وانمود میکنند هزینههاش براشون مهم نیست، تا فکر کنید محدودیتی ندارند). اما غیر از جنبههای فنی، یک جنبه فیزیکی هم وجود داشت که پیشبینیکنندگان بش توجه نکرده بودند. بعد از ده سال به جای اینکه چیزی شبیه فیلم دشمن کشور با بازی ویل اسمیت گیرمون بیاد، انبوهی از ویدئوهای فکاهی از دزدیها و خلافکاریها گیرمون اومد. ازینکه با ماسک و عینک میریزن تو بوتیکها و پالتوها رو میبرن و هیچکس نمیتونه کاری بکنه و تنها اتفاق اینه که شلوار یکیشون موقع دویدن میفته پایین، تا موتوریهایی که گوشیها رو میزنند و یکی میاد موتورشون رو میبره، تا دزدهایی که یکیشون میخواد آجر بزنه به شیشه و آجر میخوره به مخ اون یکی دزد و بیهوش میشه. همچنین به جای اینکه یه بلایی مثل فیلم گزارش اقلیت با بازی تام کروز به سرمون بیاد، با پدیدههایی مثل میل به عنصر نامطلوب بودن مواجه شدیم، مثل کسانی که با علم به اینکه قراره ازشون فیلمبرداری بشه و به پابلیک معرفی بشن، بعضی کارها رو انجام میدن، مثل پاره کردن پوستر گروگانهای اسراییلی، یا فحاشی نژادی علیه دانشجوی سفیدپوست، یا آوردن پرچم نازیها تو تظاهرات. یعنی به جای اینکه تشکیلات نظارت افراد رو به موشهای مانیتورشده تبدیل کنه، گاهی افراد سوار این تشکیلات میشن. و این تو بینگو کارت پیشبینیکنندگان هم نبود.
همین خطای خطی دیدن رو درباره باتها و سایبریها هم داشتند. محاسبهشون هم یک محاسبه ساده بود: بات ارزان است (مثل سنسور دوربین مداربسته که ارزان است)، رژیم پول زیاد دارد، پس به زودی بات دنیا رو برمیداره!
نکته جالب، و تأسفبرانگیز اینه که نه فقط در تئوری، بلکه به صورت پرکتیکال این ذهنیت رو زیر سوال بردیم. در پروژهای که به کمپوت گه معروف شد، نه باتها، که اون موقع به خاطر نبود هوش مصنوعی زبانی هنوز مطرح نبودند، بلکه کاربران واقعی ارتش سایبری رو بهمدیگه معرفی و به صورت فله ای بلاک میکردیم. در عرض یک هفته کل گردانهای سایبری در لاک خودیها ایزوله شدند. تأسفبرانگیز اینه که این تجربه و آزمایش عملی ما در محتویات دانشگاهی بررسی نمیشه، و یه چیزی در حد خاطره برای خودمون باقی مونده.
با اینکه اون هماهنگی همگانی در پیوستن به پروژه کمپوت و استفاده ازش، دیگه تکرار نشد، اما قابلیتهای شخصیسازی شبکههای اجتماعی، عملا همون کارکرد رو ایجاد کرد. طوری که امروز میشه هر پلتفرمی رو طوری شخصیسازی و کاستوم کرد که اثری از باتها و سایبریها در اون دیده نشه. بسیاری از کاربران عملا در داخل پروژه کمپوت گه هستند، بدون اینکه خودشون بدونند. سناتورهای آمریکایی، و نمایندگان پارلمان اروپا، متوجه نیستند که تو فید میلیونها کاربر تیکتاک، حتی یک پست سیاسی هم نمیاد. این ایزولاسیون، هدف شرکتی که پلتفرم رو اداره میکنه نبوده. بلکه سایدافکت الگوریتمهاییه که داره ازشون استفاده میکنه تا ویو رو بالا ببره. همین الان میتونم اکانتی بسازم که به نظر برسه در آمریکا هیچ انتخاباتی در جریان نیست. و میتونم اکانت دیگهای بسازم که از فیدش به نظر برسه انتخابات قراره این هفته برگزار بشه.
مسئله بدبین بودن به آینده نیست. کسی از بدبینی ضرر نمیکنه. مسئلهای که پیشبینیکنندگان در درکش عاجزند اینه که واقعیت کسشرتر و جالبتر از چیزهاییه که به ذهنشون میرسه. این دو خصلت کنار هم و همزمان با هم هستند.
همین خطای خطی دیدن رو درباره باتها و سایبریها هم داشتند. محاسبهشون هم یک محاسبه ساده بود: بات ارزان است (مثل سنسور دوربین مداربسته که ارزان است)، رژیم پول زیاد دارد، پس به زودی بات دنیا رو برمیداره!
نکته جالب، و تأسفبرانگیز اینه که نه فقط در تئوری، بلکه به صورت پرکتیکال این ذهنیت رو زیر سوال بردیم. در پروژهای که به کمپوت گه معروف شد، نه باتها، که اون موقع به خاطر نبود هوش مصنوعی زبانی هنوز مطرح نبودند، بلکه کاربران واقعی ارتش سایبری رو بهمدیگه معرفی و به صورت فله ای بلاک میکردیم. در عرض یک هفته کل گردانهای سایبری در لاک خودیها ایزوله شدند. تأسفبرانگیز اینه که این تجربه و آزمایش عملی ما در محتویات دانشگاهی بررسی نمیشه، و یه چیزی در حد خاطره برای خودمون باقی مونده.
با اینکه اون هماهنگی همگانی در پیوستن به پروژه کمپوت و استفاده ازش، دیگه تکرار نشد، اما قابلیتهای شخصیسازی شبکههای اجتماعی، عملا همون کارکرد رو ایجاد کرد. طوری که امروز میشه هر پلتفرمی رو طوری شخصیسازی و کاستوم کرد که اثری از باتها و سایبریها در اون دیده نشه. بسیاری از کاربران عملا در داخل پروژه کمپوت گه هستند، بدون اینکه خودشون بدونند. سناتورهای آمریکایی، و نمایندگان پارلمان اروپا، متوجه نیستند که تو فید میلیونها کاربر تیکتاک، حتی یک پست سیاسی هم نمیاد. این ایزولاسیون، هدف شرکتی که پلتفرم رو اداره میکنه نبوده. بلکه سایدافکت الگوریتمهاییه که داره ازشون استفاده میکنه تا ویو رو بالا ببره. همین الان میتونم اکانتی بسازم که به نظر برسه در آمریکا هیچ انتخاباتی در جریان نیست. و میتونم اکانت دیگهای بسازم که از فیدش به نظر برسه انتخابات قراره این هفته برگزار بشه.
مسئله بدبین بودن به آینده نیست. کسی از بدبینی ضرر نمیکنه. مسئلهای که پیشبینیکنندگان در درکش عاجزند اینه که واقعیت کسشرتر و جالبتر از چیزهاییه که به ذهنشون میرسه. این دو خصلت کنار هم و همزمان با هم هستند.
Anarchonomy
خطی دیدن همه روندها خطاییه که در خیلی از پیشبینیها درباره آینده وجود داره. ده سال پیش اگه درباره گسترش دوربینهای مداربسته نظر پیشبینیکنندهای رو میپرسیدی میگفت تا ده سال بعد نقطه کوری برای دوربینها باقی نخواهد موند. یه مدت حتی به فیلمهای هالیوودی…
در تحلیل و پیشبینی رفتار جامعه انسانی باید تا حد ممکن از عمل ضرب خودداری کرد. و اگه نتیجهگیریتون رو چک کردید و دیدید هشتاد درصدش مدیون عمل ضربه، جدی نگیریدش. این شامل خیلی چیزها میشه و محدود به دوربین مداربسته و بات سایبری نیست. نیوتون در زمانهای که مردم داشتن همدیگه رو میخوردند، داشت با منشور و بقیه اشیای اوپتیکی ور میرفت و بیس تئوری رنگها رو مینوشت. در دوره کرونا با ارجاع به تضاد بین وضع جامعه و مشغولیت نخبگان در عزلت، اینطور محاسبه کردند که اینقدر میلیارد نفر در قرنطینه بسر میبرند و تو خونه بیکارند، اگه انقدر درصدشون خلاق باشند، و انقدر درصد ازون خلاقها بیفتند دنبال کشف و اختراع کارگاهی، بعد از کرونا با موج تازهای از نوآوریها مواجه میشیم!
و گس وات؟ نشدیم. بلکه برعکس بعد از کرونا و با افزایش نرخ بهره بانکی، خیلی از استارتآپها به فاک عظما رفتند، که نشون میداد از عوارض نرخ بهره صفر بودهاند و نوآوریشون فیک بوده.
و گس وات؟ نشدیم. بلکه برعکس بعد از کرونا و با افزایش نرخ بهره بانکی، خیلی از استارتآپها به فاک عظما رفتند، که نشون میداد از عوارض نرخ بهره صفر بودهاند و نوآوریشون فیک بوده.
Anarchonomy
کلیشه «نیایید اینجا مار داره» که مورد استفاده مهاجران ایرانی مقیم خارجه، نسخه انگلیسی هم داره: «نمیدونم ملت با چه منطقی میخوان بیان آمریکا. هواش که سرده، تورم که بالاست، خونه که گرونه، جرم هم زیاده، حقوق هم که زیاد نمیدن، بیمه درمان هم گرونه. آمریکا دیگه…
من که نمیدونم این کارهایی که فاکتور کرده چی هستند، ولی ۱۴۵ دلار برای یک جلسه، فقط از یک مشتری، در شهرکی که کمتر از ده هزارنفر جمعیت داره، و همه بازنشسته هستند. توضیح دیگهای لازم نیست.
برای جنگ با اشرار باید مجهز بود، و هشتگ جای کلاشینکف رو نمیگیره. اما ملتی که برای مبارزه جدیه، منتظر کلاشینکف هم نمیمونه. یک بخش مهم جنگ اوکراین که به چشم نمیاد، و توی اخبار هم نمیاد، و نه به این دلیل که سانسور میشه، بلکه به این دلیل که پوشش دادنش آسون نیست، اتفاقاتیه که در قسمتهای اشغالشده میفته، و دردسرهاییه که برای اشغالگران ایجاد میکنند. و همشون نیاز به شجاعت داره. مثل سم ریختن در آب، مثل ریختن تیغ یا سوزن در غذا، مثل وسایل شخصی که منفجر میشن، مثل مرگ مشکوک کسانی که به عنوان مسئول منطقه منصوب شدهاند.
این کارها وضعیت جبهه رو تغییر نمیده، ولی زندگی رو برای اشغالگر سخت میکنه. بیش از ۴۵ ساله که مردم ما این کارها رو با اشغالگران ایران انجام ندادند و همواره منتظر هواپیماهای جنگنده یک کشور خارجی نشستن. حتی در ده سال اخیر که موضوع اشغالشدگی ایران از محفل سیاسینویسها خارج و به جمع عوام راه پیدا کرد هم این کارها رو نکردند. مسلما چشمانداز برای اوکراین روشنتره، حتی اگه با خاک یکسان بشه، و چشمانداز برای ایران تاریکه، حتی اگه تخریب نشه.
این کارها وضعیت جبهه رو تغییر نمیده، ولی زندگی رو برای اشغالگر سخت میکنه. بیش از ۴۵ ساله که مردم ما این کارها رو با اشغالگران ایران انجام ندادند و همواره منتظر هواپیماهای جنگنده یک کشور خارجی نشستن. حتی در ده سال اخیر که موضوع اشغالشدگی ایران از محفل سیاسینویسها خارج و به جمع عوام راه پیدا کرد هم این کارها رو نکردند. مسلما چشمانداز برای اوکراین روشنتره، حتی اگه با خاک یکسان بشه، و چشمانداز برای ایران تاریکه، حتی اگه تخریب نشه.
از دختر آمریکایی که در تیکتاک از بنلادن دفاع میکنه، که با طرز لباس پوشیدنش توسط همون بنلادن به سنگسار محکوم میشد، مگر اینکه قبول میکرد به یکی از مجاهدین در داخل غارهای افغانستان سرویس جنسی ارائه بده، بدتر، چپ لائیکیه که برای شهدای آبان سوگواره و همزمان همه پروپاگاندای غزه رو با پارچ سر میکشه. چون اون دختر که همیشه جلوی وبکم اتاقش نیمه برهنهست، نه چیزی از خاورمیانه میدونه نه شناختی از مسلمان داره، و فقط هشتگ و سوژه روز رو دنبال میکنه و قاطی جو میشه تا از مارکت عقب نمونه. اما چپ مسلمانزاده، هم تو خاورمیانه زندگی کرده هم اسلامی که حمام خون راه میندازه رو دیده، هم اسلامی که هر دروغی رو مجاز میکنه رو دیده. دیده که تک تیرانداز پسر شونزده ساله رو زده، و سپس انکار شده، و سپس اعلام شده بسیجی بوده، فقط به این جرم که لای جمعیت بوده.
گناه اون دختر اینه که جاهله. اما جرم این چپ اینه که به طور مصلحتی فراموش میکنه اسلام چجوری کار میکنه.
گناه اون دختر اینه که جاهله. اما جرم این چپ اینه که به طور مصلحتی فراموش میکنه اسلام چجوری کار میکنه.
میپرسه برای خودت پیش نیومده که بفهمی تا الان نمیدونستی دنیای فیزیکی چطور کار میکنه؟ و اگه اومده چی بوده؟
البته که پیش اومده. بارها. و اگه غیر ازین بود دربارهش نمینوشتم. یکیش وقتی بود که قرار بود از یک کوه بالا بریم که دو راه موازی براش وجود داشت، و یکی پهنتر از اون یکی بود. همه از اون راه پهنتر میرفتند. اما من از راه باریکتر رفتم، چون اختلاف شیب رو اونقدری نمیدیدم که از پسش برنیام. و برنیومدم. یعنی با وضعیتی خودم رو به بقیه رسوندم که به خاطر کمبود آب بدن نزدیک بود بیهوش بشم. نمیدونم اون راه باریکتر رو چه کسی طراحی کرده بود، ولی برای بدن من طراحی نکرده بود. اینکه همه گزینههای موجود، گزینههای موجود «برای تو» نیستند، فهمی لازم داشت که در اون لحظه نداشتم. همچنین باید بدونی کجا همرنگ جماعت نشی. اگه این همرنگ نشدن به شکل یک آئین دربیاد، در انتهای روز همون جماعت نادان میتونند نسبت به تو وضع بهتری پیدا کنند.
یکی دیگهش وقتی بود که در طی سه مرحله، از پزشک عمومی، به متخصص و سپس فوق متخصص پاس داده شدم، و کار داشت به جای باریکی میکشید، و یک لحظه استاپ زدم تا به جای بررسی اینکه دکترها دارن چی بم میگن، چیزهایی که خودم دارم بشون میگفتم رو بررسی کنم. و به شدت به موقع بود، چون مشخص شد که تا اون لحظه داشتم اطلاعات اشتباه بشون میدادم، و همین مسیر تشخیص رو تا ترکستان منحرف کرده بود. همهچیز از بیرون به آدم تحمیل نمیشه. از درون هم میشه یه چیزهایی رو به بیرون تحمیل کرد. میشه کسی که قراره به خودت کمک کنه رو هم به اشتباه انداخت. آدم باهوش میتونه قربانی پروپاگاندای خودش بشه، بنابراین در عین باهوش بودن ممکنه مرتکب خریتی بشه که سادهلوحها مرتکبش نمیشن.
البته که پیش اومده. بارها. و اگه غیر ازین بود دربارهش نمینوشتم. یکیش وقتی بود که قرار بود از یک کوه بالا بریم که دو راه موازی براش وجود داشت، و یکی پهنتر از اون یکی بود. همه از اون راه پهنتر میرفتند. اما من از راه باریکتر رفتم، چون اختلاف شیب رو اونقدری نمیدیدم که از پسش برنیام. و برنیومدم. یعنی با وضعیتی خودم رو به بقیه رسوندم که به خاطر کمبود آب بدن نزدیک بود بیهوش بشم. نمیدونم اون راه باریکتر رو چه کسی طراحی کرده بود، ولی برای بدن من طراحی نکرده بود. اینکه همه گزینههای موجود، گزینههای موجود «برای تو» نیستند، فهمی لازم داشت که در اون لحظه نداشتم. همچنین باید بدونی کجا همرنگ جماعت نشی. اگه این همرنگ نشدن به شکل یک آئین دربیاد، در انتهای روز همون جماعت نادان میتونند نسبت به تو وضع بهتری پیدا کنند.
یکی دیگهش وقتی بود که در طی سه مرحله، از پزشک عمومی، به متخصص و سپس فوق متخصص پاس داده شدم، و کار داشت به جای باریکی میکشید، و یک لحظه استاپ زدم تا به جای بررسی اینکه دکترها دارن چی بم میگن، چیزهایی که خودم دارم بشون میگفتم رو بررسی کنم. و به شدت به موقع بود، چون مشخص شد که تا اون لحظه داشتم اطلاعات اشتباه بشون میدادم، و همین مسیر تشخیص رو تا ترکستان منحرف کرده بود. همهچیز از بیرون به آدم تحمیل نمیشه. از درون هم میشه یه چیزهایی رو به بیرون تحمیل کرد. میشه کسی که قراره به خودت کمک کنه رو هم به اشتباه انداخت. آدم باهوش میتونه قربانی پروپاگاندای خودش بشه، بنابراین در عین باهوش بودن ممکنه مرتکب خریتی بشه که سادهلوحها مرتکبش نمیشن.
«سهم دلار در مبادلات سوئیفت به ۴۸ درصد رسیده که بالاترین مقدار در ده سال گذشتهست».
حالا این رو از آخر به اول بخونید تا اینجوری بشه: «تمام ده ساله گذشته با سوژه یوآن و روبل و آلت تناسلی خر وقتمون رو تلف کردند».
حالا این رو از آخر به اول بخونید تا اینجوری بشه: «تمام ده ساله گذشته با سوژه یوآن و روبل و آلت تناسلی خر وقتمون رو تلف کردند».
یه سازمان فلسطینی یه نظرسنجی انجام داده اونجا که طبق انتظار، اکثریت مطلق حامی ریختن یهودیان در دریا هستند. اما کاملا بیاعتباره. به این دلیل که یکی از سوالاتش این بوده که «فکر میکنید جنایات اسراییل فراموش بشود؟». مهم نیست جواب چی باشه. هرکس چنین سوالی بپرسه، در حال نظرسنجی نیست، در حال شعارسنجیه. «فراموش نمیکنیم» همیشه یک شعاره، نه یک برنامه، و نه یک فکت.
مثل وقتی که تیمی از پسرها که برای دوره پیشاهنگی در جنگل رها شدهاند تا شب رو در اونجا بگذرونند و تمرین بقا کنند، دور آتیش ترانهای من درآوردی میخونند که توش این جمله «ما از چیزی ترس نداریم» هم وجود داره. اگه دور اون آتیش ازشون بپرسی «آیا ممکنه تا ساعاتی دیگر از چیزی بترسید؟» نمیگن بله ممکنه. چون اصل اردوی جنگل درباره این بوده که نترسن.
مثل وقتی که تیمی از پسرها که برای دوره پیشاهنگی در جنگل رها شدهاند تا شب رو در اونجا بگذرونند و تمرین بقا کنند، دور آتیش ترانهای من درآوردی میخونند که توش این جمله «ما از چیزی ترس نداریم» هم وجود داره. اگه دور اون آتیش ازشون بپرسی «آیا ممکنه تا ساعاتی دیگر از چیزی بترسید؟» نمیگن بله ممکنه. چون اصل اردوی جنگل درباره این بوده که نترسن.
رییسجمهور چین یه چیزی گفت که فارسیش میشد ما با شما آمریکاییها مشکلی نداریم که، فقط میگیم یه سری کشورها دست شما هستن، بذارید یه سری کشورها هم دست ما باشند، خیلی انتظار بالایی نیست.
در مورد اینکه سیاستمداران فعلی چینی پیرپاتالهایی هستند که دنیا رو بد متوجه شدهاند میشه کتاب نوشت. ولی علیالحساب میشه فقط به یک دیتا پوئینت اشاره کرد: در سال ۲۰۲۳ محبوبیت آمریکا در کشورهای آسیایی بیشتر از محبوبیت آمریکا در اروپاست.
در مورد اینکه سیاستمداران فعلی چینی پیرپاتالهایی هستند که دنیا رو بد متوجه شدهاند میشه کتاب نوشت. ولی علیالحساب میشه فقط به یک دیتا پوئینت اشاره کرد: در سال ۲۰۲۳ محبوبیت آمریکا در کشورهای آسیایی بیشتر از محبوبیت آمریکا در اروپاست.
اون زمانی بود که ایرانخودرو اعلام کرد برای یکی از مدلها سانروف اضافه کرده، و مدیر در یک مصاحبه گفته بود این کار شش ماه زمان برد، و این سوژه جوک در شبکههای اجتماعی شد. مهندس ایرانی شاغل در یک شرکت اروپایی اومد به ایرانیان بیسواد توضیح بده که درسته ایرانخودرو خر است اما تغییر در هر قسمت محصول به معنی تغییر در کل خطه و شش ماه برای انجام این تغییرات یک زمان نرماله.
فست فوروارد به سال ۲۰۲۳، مدیری که تویوتا برای بخش ماشینها برقی داشت بعد از بازدید از شرکت خودروسازی بیوایدی چین که قرار شده بود با هم همکاری کنند، کف و خون بالا آورده و به توکیو ایمیل زد «حاجی اینها تغییرات در خط رو در عرض چند روز انجام میدن، نه چندماه، نجنبیم کارمون تمومه».
درس اخلاقی: وقتی میخوای به بیسوادها تدریس کنی، که کار خوبیه و ثواب داره، چک کن جزوهت آپدیت باشه.
فست فوروارد به سال ۲۰۲۳، مدیری که تویوتا برای بخش ماشینها برقی داشت بعد از بازدید از شرکت خودروسازی بیوایدی چین که قرار شده بود با هم همکاری کنند، کف و خون بالا آورده و به توکیو ایمیل زد «حاجی اینها تغییرات در خط رو در عرض چند روز انجام میدن، نه چندماه، نجنبیم کارمون تمومه».
درس اخلاقی: وقتی میخوای به بیسوادها تدریس کنی، که کار خوبیه و ثواب داره، چک کن جزوهت آپدیت باشه.
پشت این پدیده که جنازه بنلادن چندین هزار برابر آخوند زنده شیعه میتونه مخاطب جذب کنه، یک واقعیت بزرگتر وجود داره که ربطی به تیکتاک نداره.
اگه از طلبه بپرسی این اختلاف فاحش ناشی از چیه یه جمله کارخونهای داره که تو حوزه بش یاد دادن: «ما تو رسانه ضعیفیم». اما برای ادامهش توضیحی نداره، که چرا ضعیفه؟ مگه بیل تو کمرشه، یا آیکیوش کمتر از آخوند عربه یا چی؟
هم شیعه و هم عرب سنی سکولاریزه شده، وهابیها رو افراطیهای حاشیهای و سوء استفادهگر معرفی میکنند. اما در واقعیت، وهابیها چه در سواد قرآنی و چه در سواد حدیث و چه در بقیه محتویات خیلی قویترند. بعبارتی برتری وهابی در فقه است، نه رسانه. این یکی از شوکهای فرهنگیه که به بچهشیعه وارد میشه وقتی سعی میکنه بفهمه دقیقا چه خبره.
اگه از طلبه بپرسی این اختلاف فاحش ناشی از چیه یه جمله کارخونهای داره که تو حوزه بش یاد دادن: «ما تو رسانه ضعیفیم». اما برای ادامهش توضیحی نداره، که چرا ضعیفه؟ مگه بیل تو کمرشه، یا آیکیوش کمتر از آخوند عربه یا چی؟
هم شیعه و هم عرب سنی سکولاریزه شده، وهابیها رو افراطیهای حاشیهای و سوء استفادهگر معرفی میکنند. اما در واقعیت، وهابیها چه در سواد قرآنی و چه در سواد حدیث و چه در بقیه محتویات خیلی قویترند. بعبارتی برتری وهابی در فقه است، نه رسانه. این یکی از شوکهای فرهنگیه که به بچهشیعه وارد میشه وقتی سعی میکنه بفهمه دقیقا چه خبره.
Anarchonomy
پشت این پدیده که جنازه بنلادن چندین هزار برابر آخوند زنده شیعه میتونه مخاطب جذب کنه، یک واقعیت بزرگتر وجود داره که ربطی به تیکتاک نداره. اگه از طلبه بپرسی این اختلاف فاحش ناشی از چیه یه جمله کارخونهای داره که تو حوزه بش یاد دادن: «ما تو رسانه ضعیفیم». اما…
خودش مخاطب جذب نمیکنه، آبراه بقیه رو میبنده. منظور از برتری در فقه این نیست که اونها بیشتر درس میخونند. برتری در اینه که فقه دست اونهاست و موقعیت برنده رو دارند. و موقعیت برنده اینجوریه: «هر مسلمانی رو بذاری جلوی وهابی تا بحث نظری انجام بده، بش میبازه». نه به این دلیل که وهابی مغلطهبازه. بلکه به این دلیل که اسلام موجود، همونیه که دست اونه. همونطور که یک ژاپنی نمیتونه به یک هندی بگه کریکت چیست!
خوبی تظاهرات ضداسراییلی در کشوری که بیشترین دشمنی رو با اسراییل داره، نسبت به کشورهای غربی، اینه که آرامه.
«متعجبم که داخل شرکت متا وضعیت ویژه اعلام نکردن، در حالی که بیزینسشون تو شبکه اجتماعی داره توسط توعیتر تهدید میشه، متاورسشون داره توسط عینک اپل تهدید میشه، و بخش هوش مصنوعیشون توسط اوپناِیآی».
این مدیر سابق ردیته. این توعیت هم مربوط به هجده سال قبل نیست. مال فقط پنج ماه قبله. توعیتر داره از هم میپاشه و تریدز به ۱۴۰ میلیون کاربر رسیده. عینک اپل هنوز در مرحله توسعهست در حالی که متا عینک جدید خودش رو معرفی کرد و آلردی داره میفروشه. تو اوپن هم یا دارند همدیگه رو اخراج میکنند یا به خاطر همدیگه استعفا میدن.
اینها مخهای تِک هستن، و وضع ذهنشون اینه.
این مدیر سابق ردیته. این توعیت هم مربوط به هجده سال قبل نیست. مال فقط پنج ماه قبله. توعیتر داره از هم میپاشه و تریدز به ۱۴۰ میلیون کاربر رسیده. عینک اپل هنوز در مرحله توسعهست در حالی که متا عینک جدید خودش رو معرفی کرد و آلردی داره میفروشه. تو اوپن هم یا دارند همدیگه رو اخراج میکنند یا به خاطر همدیگه استعفا میدن.
اینها مخهای تِک هستن، و وضع ذهنشون اینه.