This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نظرات درخشان شاه فیصل درباره اسراییل بود. نه فقط مشکلات منطقه، که کل مشکلات عالم رو تقصیر صهیونیسم میدونست. تغییر سبک زندگی و خلقیات جامعهش هم همینطور. پفیوز روانی فقط مونده بود بگه فلج اطفال هم تقصیر صهیونیستهاست!
و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که بردهداری رو در عربستان ممنوع کرد، و به خاطر آوردن تلویزیون به سرزمین وحی، ترورش کردند.
منظور اینها از اصلاحات اینه: مردم موهوماتی که نمیپسندیم رو کنار بگذارند و موهوماتی که میپسندیم رو جایگزین کنند.
و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که بردهداری رو در عربستان ممنوع کرد، و به خاطر آوردن تلویزیون به سرزمین وحی، ترورش کردند.
منظور اینها از اصلاحات اینه: مردم موهوماتی که نمیپسندیم رو کنار بگذارند و موهوماتی که میپسندیم رو جایگزین کنند.
Anarchonomy
این نظرات درخشان شاه فیصل درباره اسراییل بود. نه فقط مشکلات منطقه، که کل مشکلات عالم رو تقصیر صهیونیسم میدونست. تغییر سبک زندگی و خلقیات جامعهش هم همینطور. پفیوز روانی فقط مونده بود بگه فلج اطفال هم تقصیر صهیونیستهاست! و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که…
شاه فیصل هم مثل شما بود. هر قصهای رو که میخوند باور میکرد، و دوست داشت مردم هم چیزهایی که خودش باور کرده رو باور کنند.
بالاخره اکانتم در توعیتر رو دیاکتیو کردم. سال ۲۰۱۲ ساخته بودمش. یازده سال زشتی بود، ولی گذشت. اون یکی اکانت سال ۲۰۰۹ ساخته شده بود، و اون رو هم دیاکتیو کردم. این یکی چهارده سال قدمت داشت و توش کسانی رو داشتم که تو اولین تجمعات اعتراضی زنان در تهران شرکت کرده بودند. و اگه کنجکاوید که بدونید چه چیزی تغییر کرده، باید بگم هیچ. جاکش بچه آخوند، هنوز جاکش بود. پخمه هنوز پخمه، و عافیتطلب خود بامزهپندار، همچنان عافیتطلب خود بامزهپندار، و معتاد هشتگ همچنان معتاد هشتگ. همگی زیر بار فشار اقتصادی زایمان کرده بودند، ولی نسبت چهل میلیون کسخل و چهل میلیون کسکش تغییری نکرده بود.
در مورد خارجیها، با یک اکانت چپها رو فالو میکردم و با اون یکی راستها رو. دو تایملاین کاملا متفاوت بود. برای مطالعه اینکه پروپاگاندا چطور کار میکنه لازم داشتم. اما دیگه چیزی نبود که بخوام یاد بگیرم. اگه کنجکاوید که بدونید چه چیزی تغییر کرده، باید بگم هیچ. اگه اسکرینشات میگرفتند و تاریخها رو حذف میکردند نمیتونستم با اطمینان بگم برای امروزه یا چهارده سال پیش. بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان، همچنان بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان بود، و هوچیباز مسیحی همچنان هوچیباز مسیحی. مسابقه کی دلش برای جامعه بشری بیشتر میسوزه هم همچنان برقرار.
این چهارمین یا پنجمین باره (دقیق یادم نیست) که یک آرشیو بزرگ شامل تعاملات، تبادلات، خاطرات، و دراما رو یکجا میریزم در سطل زباله. اگه کنجاوید که بدونید چه حسی ازین دور ریختنها دارم، باید بگم هیچ. من جزء کسانی بودم که روی پرسپشن آدمها از دنیایی که توش هستند اثرگذارند. ولی بهیچوجه حق ندامت از وقت و انرژی که گذاشتن بدون اینکه افکت کلانی داشته باشند، ندارند، چون از همون ابتدا پذیرفته بودند که با یک میدان موقتی طرفند.
اگه علم و بلوغ الانم رو داشتم و به سال ۲۰۰۷ برمیگشتم، دیگه این کار رو نمیکردم. شاید به ژاپن فرار میکردم و یه باغچه در شهری دورافتاده میخریدم و همونجا سبزیجات میکاشتم و مرغ و خروس نگه میداشتم. برخلاف تصور عموم، بهترین ریسکی که انسان میتونه باش برخورد داشته باشه، ریسک حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و طوفانه. ریسک برخورد با بقیه انسانها، که در شهرها و در اینترنت وجود داره، خیلی بدتره. درسته که طبیعت خشنه، ولی قابل فهمه. ریسک اینکه آب بیاد باغچهت رو ببره یا صاعقه بزنه به سگت، ریسک لطیفیه. در حالت کلی این یکجور شکستگراییه. یعنی محتوم دانستن اینکه «شهر به عنوان نماد تمدن رو نمیشه به صراط مستقیم هدایت کرد، پس بهتره فرار کنیم به کوهها تا ملت کله خود را به هر دیگ پر از گهی که خواستند فرو کنند». متأسفانه ورژن مدرن این صوفیسم پوچگرایانه دوباره در حال ظهوره. تا جایی که دارند سر زمینهای دورافتاده هم دعوا میکنند. ولی من در قبیله این فراریان مأیوس نیستم. من فقط به این درک رسیدم که فکر هدایت جماعت، خود شرکه! چون حتی خدا هم دنبال هدایت همه و فیکس کردن همهچیز نیست. و اگه پانزده سال پیش این درک رو داشتم، به این شرک آلوده نمیشدم. دعوا با اشرار، منطقه آزاد نداره، و تو همون باغچه فرضی در ژاپن هم قطعا باید با اشرار زمان و مکان مواجه میشدم. اما قطعا وقتم رو صرف اینکه به دیگران بگم باید چطور در برابر واقعیتهای جهان، پخمه نبود، نمیکردم؛ و خودم رو خیلی خیلی خیلی کمتر جدی میگرفتم.
در مورد خارجیها، با یک اکانت چپها رو فالو میکردم و با اون یکی راستها رو. دو تایملاین کاملا متفاوت بود. برای مطالعه اینکه پروپاگاندا چطور کار میکنه لازم داشتم. اما دیگه چیزی نبود که بخوام یاد بگیرم. اگه کنجکاوید که بدونید چه چیزی تغییر کرده، باید بگم هیچ. اگه اسکرینشات میگرفتند و تاریخها رو حذف میکردند نمیتونستم با اطمینان بگم برای امروزه یا چهارده سال پیش. بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان، همچنان بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان بود، و هوچیباز مسیحی همچنان هوچیباز مسیحی. مسابقه کی دلش برای جامعه بشری بیشتر میسوزه هم همچنان برقرار.
این چهارمین یا پنجمین باره (دقیق یادم نیست) که یک آرشیو بزرگ شامل تعاملات، تبادلات، خاطرات، و دراما رو یکجا میریزم در سطل زباله. اگه کنجاوید که بدونید چه حسی ازین دور ریختنها دارم، باید بگم هیچ. من جزء کسانی بودم که روی پرسپشن آدمها از دنیایی که توش هستند اثرگذارند. ولی بهیچوجه حق ندامت از وقت و انرژی که گذاشتن بدون اینکه افکت کلانی داشته باشند، ندارند، چون از همون ابتدا پذیرفته بودند که با یک میدان موقتی طرفند.
اگه علم و بلوغ الانم رو داشتم و به سال ۲۰۰۷ برمیگشتم، دیگه این کار رو نمیکردم. شاید به ژاپن فرار میکردم و یه باغچه در شهری دورافتاده میخریدم و همونجا سبزیجات میکاشتم و مرغ و خروس نگه میداشتم. برخلاف تصور عموم، بهترین ریسکی که انسان میتونه باش برخورد داشته باشه، ریسک حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و طوفانه. ریسک برخورد با بقیه انسانها، که در شهرها و در اینترنت وجود داره، خیلی بدتره. درسته که طبیعت خشنه، ولی قابل فهمه. ریسک اینکه آب بیاد باغچهت رو ببره یا صاعقه بزنه به سگت، ریسک لطیفیه. در حالت کلی این یکجور شکستگراییه. یعنی محتوم دانستن اینکه «شهر به عنوان نماد تمدن رو نمیشه به صراط مستقیم هدایت کرد، پس بهتره فرار کنیم به کوهها تا ملت کله خود را به هر دیگ پر از گهی که خواستند فرو کنند». متأسفانه ورژن مدرن این صوفیسم پوچگرایانه دوباره در حال ظهوره. تا جایی که دارند سر زمینهای دورافتاده هم دعوا میکنند. ولی من در قبیله این فراریان مأیوس نیستم. من فقط به این درک رسیدم که فکر هدایت جماعت، خود شرکه! چون حتی خدا هم دنبال هدایت همه و فیکس کردن همهچیز نیست. و اگه پانزده سال پیش این درک رو داشتم، به این شرک آلوده نمیشدم. دعوا با اشرار، منطقه آزاد نداره، و تو همون باغچه فرضی در ژاپن هم قطعا باید با اشرار زمان و مکان مواجه میشدم. اما قطعا وقتم رو صرف اینکه به دیگران بگم باید چطور در برابر واقعیتهای جهان، پخمه نبود، نمیکردم؛ و خودم رو خیلی خیلی خیلی کمتر جدی میگرفتم.
یکی از فحشهای باکلاس این بود که میگفتن طرف تکبعدیه!
ولی اگه تناسب رو لحاظ کنیم اون خوبه، چون مواردی داریم که طرف اصلا بعد نداره و مغزش مثل نخ نبات شده.
یکی از کلیشههای دستمالی شده اخیر این بُعدلِسها اینه: «هرکی میخواد جنایت کنه اینترنت رو قطع میکنه!».
این رو شاقول قرار میده برای خودش، و بعد که نقض شد میمونه توش. حالا یا اینجوری نقض میشه که سوئد هم در ناآرامی اینترنت رو قطع میکنه، یا اینجوری نقض میشه که جمهوری اسلامی در نآرامی قطع نمی کنه!
معمولا کسخل جماعت هم برای خودش زحمت درست میکنه و هم برای دیگران. مثل همینهایی که پارسال شاقولشون گیر کرد به پاشنه پای خودشون و هی میپرسیدن: «چرا اینترنت رو قطع نمیکنند؟ هدفشون چیه؟ نکنه شلوغیها کار خودشونه؟». واسه خودش تله ذهنی کار میذاره، بعد خودش میفته توش، بعد نمیتونه جواب بده، بعد میگه وای فضا غبارآلوده، تشخیص نمیدیم!
کسخل غباری در کار نیست، خودت از تو کونت یک «اصل» درآوردی، وقتی نمیدونستی دولتها چجوری کار میکنند و بروکراتها چجوری دستورالعمل صادر میکنند و چقدر دستورات میتونه به مود سیستم و مود افراد بستگی داشته باشه، و بعد واقعیت با اصل اختراعیت جور در نیومد، بعد پنجتا نظریه توطئه درآوردی که جبرانش کنه، بعد مثل گربهای که لای کاموا گیر کرده، خودت رو گیج کردی فقط.
ولی اگه تناسب رو لحاظ کنیم اون خوبه، چون مواردی داریم که طرف اصلا بعد نداره و مغزش مثل نخ نبات شده.
یکی از کلیشههای دستمالی شده اخیر این بُعدلِسها اینه: «هرکی میخواد جنایت کنه اینترنت رو قطع میکنه!».
این رو شاقول قرار میده برای خودش، و بعد که نقض شد میمونه توش. حالا یا اینجوری نقض میشه که سوئد هم در ناآرامی اینترنت رو قطع میکنه، یا اینجوری نقض میشه که جمهوری اسلامی در نآرامی قطع نمی کنه!
معمولا کسخل جماعت هم برای خودش زحمت درست میکنه و هم برای دیگران. مثل همینهایی که پارسال شاقولشون گیر کرد به پاشنه پای خودشون و هی میپرسیدن: «چرا اینترنت رو قطع نمیکنند؟ هدفشون چیه؟ نکنه شلوغیها کار خودشونه؟». واسه خودش تله ذهنی کار میذاره، بعد خودش میفته توش، بعد نمیتونه جواب بده، بعد میگه وای فضا غبارآلوده، تشخیص نمیدیم!
کسخل غباری در کار نیست، خودت از تو کونت یک «اصل» درآوردی، وقتی نمیدونستی دولتها چجوری کار میکنند و بروکراتها چجوری دستورالعمل صادر میکنند و چقدر دستورات میتونه به مود سیستم و مود افراد بستگی داشته باشه، و بعد واقعیت با اصل اختراعیت جور در نیومد، بعد پنجتا نظریه توطئه درآوردی که جبرانش کنه، بعد مثل گربهای که لای کاموا گیر کرده، خودت رو گیج کردی فقط.
هیچ زندانی نیست که فقط سه تا دیوار داشته باشه. اما با کمال پررویی یک دروغ بزرگ با عنوان «غزه بزرگترین زندان روباز دنیاست» رو به یک فکت تبدیل کردن و به هرکس که زیر سوال ببردش انگ نسلکشی میزنند. اگه غزه مشکلی در تأمین و تردد داشته باشه، که خود این هم جزء تبلیغاته، یک دیوارش مصره. اگه این دیوار چهارم وجود نداشت، محاصره و انسداد معنی نداشت. اما در اوج وقاحت، اسراییل رو محکوم میکنند اما حرفی از مصر نمیزنند. این وقاحت مختص آخوند شیعه نیست. مختص عرب مفتخور عربدهکش هم نیست. این یک وقاحت جهانیه.
Anarchonomy
هیچ زندانی نیست که فقط سه تا دیوار داشته باشه. اما با کمال پررویی یک دروغ بزرگ با عنوان «غزه بزرگترین زندان روباز دنیاست» رو به یک فکت تبدیل کردن و به هرکس که زیر سوال ببردش انگ نسلکشی میزنند. اگه غزه مشکلی در تأمین و تردد داشته باشه، که خود این هم جزء…
هافینگتونپست رو آخوند اداره نمیکنه. همونایی اداره میکنند که شما فکر میکنی با آخوند فرق دارند.
امشب دستفروشی رو دیدم که دم اذان مغرب سجاده پهن کرد کنار پیادهرو و نمازش رو اول وقت خوند. شلوار زنانه میفروشه. ازونایی که کوتاهند و چون کوتاهند شیکند. اگه بری ازین آدم بپرسی دینت رو از کی گرفتی میگه از امام صادق. این یه جد بزرگی داشته حتما که اونم اول وقت نماز میخونده. اما اگه میدیدید زنش با اون شلوارها رفته بیرون، فلکش میکرد و انقدر میزدش تا حداقل برای یک هفته پیادهروی براش ممکن نباشه. اگه ازون هم میپرسیدی دینت رو از کی گرفتی، اونم میگفت از امام صادق. هیچکس نمیگه گذری یه سری اعتقاد ریختن تو کلهم و رفتن. همه یه جوری ادا درمیارن که انگار فکرهایی که تو کله دارن خیلی ریشه داره.
Anarchonomy
اگه به من بگن با خامه قنادی و واشر شلنگ توالت جمله بساز، میتونم، ولی این یکم سخت بود.
در حوزه علمیه قم، و دانشگاه استنفورد، دارن یک کار مشترک انجام میدن، که ثابت کنند «اسلام پیروز است، آمریکا نابود است». حالا چه در زمینه تکنولوژی، چه فرهنگ، چه سیاست، و چه حتی میلیتاری! در هر دو هم همه مکبوک پرو جلوشونه. که اخیرا با پردازنده ام۳، که سیپییو ۸ هستهای داره و گرافیک ۱۰ هستهای، و ۱۸ گیگ رم. فقط فرقش اینه که اینا عبا دارن، و اونها غیر از عبا ممکنه با شورت بیان تو کتابخونه.
داری تو دنیای دلقکهای خطرناک زندگی میکنی عزیزم. پس:
Act accordingly.
داری تو دنیای دلقکهای خطرناک زندگی میکنی عزیزم. پس:
Act accordingly.
بارها به زبانهای مختلف نوشته بودم اثر یک بچهبسیجی روی خامنهای بیشتر از اثر خامنهای روی همون بچهست، چون رژیمهای بسته و خلافکار، مصرفکننده پروپاگاندا و قصههای داخلی خودشون هستند. برای همینه که از محتویات تولیدی عملههای سایبری میشه فهمید خلیفه هفته بعد چه موضعی میگیره.
درست بعد از آبروریزی بچه مسلمانها در داغستان، بوقچیهای روس در تلگرام صحبت از توطئه اوکراین میکردند. اونی که با این ریتم پروپاگاندای پایین به بالا آشنا بود، چون قبلا صدبار مشاهدهش کرده، هشدار داد که اینها قراره تقصیر رو بندازن گردن اوکراین. چند ساعت بعد پوتین رسما اوکراین رو مقصر اعلام کرد!
مخاطب عادی فکر میکنه اون یارو که اون هشدار رو داد، به منابع خاصی در داخل کرملین وصله. اما منبع همون کانالهای تلگرامه. همونایی که ادمینشون یه بچه سادیسته، یا یک سرباز مرخص شده.
درست بعد از آبروریزی بچه مسلمانها در داغستان، بوقچیهای روس در تلگرام صحبت از توطئه اوکراین میکردند. اونی که با این ریتم پروپاگاندای پایین به بالا آشنا بود، چون قبلا صدبار مشاهدهش کرده، هشدار داد که اینها قراره تقصیر رو بندازن گردن اوکراین. چند ساعت بعد پوتین رسما اوکراین رو مقصر اعلام کرد!
مخاطب عادی فکر میکنه اون یارو که اون هشدار رو داد، به منابع خاصی در داخل کرملین وصله. اما منبع همون کانالهای تلگرامه. همونایی که ادمینشون یه بچه سادیسته، یا یک سرباز مرخص شده.
بچه مسلمون ساکن اروپا در اعترافنامهای آنلاین نوشته در دین ما میگفتند کفار بد هستند و اهل جهنمند و نباید با اینها دوست بشید، اما بهترین دوستام کافرند و از معاشرت باشون خوشحالم. این چیه حکمتش؟ (این حسش اخیرا تقویت شده، چون رفیق آتئیست گی خودش رو میبینه که از فلسطین حمایت میکنه و به اندازه خودش یهودستیزه، اما مسلمون هموطن خودش تو خاورمیانه رو میبینه که داره با اسامی مستعار میشاشه به آرمان فلسطین).
قبلا نوشته بودم عربدهکشی خیابانی مسلمین در اروپا، نویزه. سیگنال همینه که این بچه نوشته. همچنان اروپا در تربیت جهادی و تروریست، جای پرریسکتریه تا دوبی. ولی اصل قصه اینه که اسلامگرایی مُرده. به همین دلیل ساده که اسکلتش برمبنای ارزشهای قبیلهای چیده شده. دوگانههای اسلامی خودی و غیرخودی، ما و آنها، روی شابلون هویتهای قبیلهای قرار گرفته بودند. اما الان زندگی قبیلهای وجود نداره، و ناممکنه، و بلاموضوعه، و فوندانسیون دیگهای داره دوگانههای دوست و دشمن رو تعریف میکنه. پس اسلامگرایی با زندگی واقعی، به تصادم با همدیگه منجر میشه.
در برابر این نسل مسلمان پریشانخاطر، یک دو راهی قرار داره. یا اسلام رو از بیخ مهندسی معکوس کنه، تا ببینه هسته اصلی چی بوده که بلافاصله توسط خلافت عربی هایجک شده، و به خورد بقیه ملتها داده شده. یا به کلی پشت کنه به گذشته و یک نئواسلام مندرآوردی بسازه که صد درصد از محتوای هویتی تشکیل شده، نه محتوای ایمانی.
قبلا نوشته بودم عربدهکشی خیابانی مسلمین در اروپا، نویزه. سیگنال همینه که این بچه نوشته. همچنان اروپا در تربیت جهادی و تروریست، جای پرریسکتریه تا دوبی. ولی اصل قصه اینه که اسلامگرایی مُرده. به همین دلیل ساده که اسکلتش برمبنای ارزشهای قبیلهای چیده شده. دوگانههای اسلامی خودی و غیرخودی، ما و آنها، روی شابلون هویتهای قبیلهای قرار گرفته بودند. اما الان زندگی قبیلهای وجود نداره، و ناممکنه، و بلاموضوعه، و فوندانسیون دیگهای داره دوگانههای دوست و دشمن رو تعریف میکنه. پس اسلامگرایی با زندگی واقعی، به تصادم با همدیگه منجر میشه.
در برابر این نسل مسلمان پریشانخاطر، یک دو راهی قرار داره. یا اسلام رو از بیخ مهندسی معکوس کنه، تا ببینه هسته اصلی چی بوده که بلافاصله توسط خلافت عربی هایجک شده، و به خورد بقیه ملتها داده شده. یا به کلی پشت کنه به گذشته و یک نئواسلام مندرآوردی بسازه که صد درصد از محتوای هویتی تشکیل شده، نه محتوای ایمانی.
قیمتبندی اپل روی خط جدید مکبوکها باید در دانشگاهها به عنوان محتوای درسی آموزش داده بشه. قیمت پایه ۱۴ اینچ، ۱۶۰۰ دلار تعیین شده، که ۳۰۰ دلار از ۱۳ پرو سابق بالاتره، بنابراین جماعتی که فقط دنبال اسم پرو هستند، این رو به جای ۱۳ میخرند، مخصوصا وقتی صفحه بزرگتر و پرنورتری داره، سیپییو قویتری داره، و بقیه قطعاتش هم اپگرید شدهاند. اما فقط ۸ گیگ رم براش قرار داده شده، که اصلا برای کسانی که فقط دنبال اسم پرو نیستند و کارهای سنگین انجام میدن کافی نیست. اگه رم رو افزایش بده، باید ۲۰۰ دلار اضافه بده، که مجموعا میرسه به ۱۸۰۰ دلار. اما در مرز ۱۸۰۰ خیلی نزدیکه به ۲۰۰۰ دلار که با اون پول میتونه ام۳ پرو و ۱۸ گیگ رم رو انتخاب کنه.
هدف upsell کردنه، یعنی وادار کردن مشتری به انتخاب گزینههایی که حاشیه سود بیشتری دارند (تو بازاری که سایزش داره آب میره، «باید» این کارو بکنی) و اپل به طور همزمان هم مشتری ظاهرپسندش رو آپسل میکنه، هم مشتری پرفرمنسطلبش رو.
هدف upsell کردنه، یعنی وادار کردن مشتری به انتخاب گزینههایی که حاشیه سود بیشتری دارند (تو بازاری که سایزش داره آب میره، «باید» این کارو بکنی) و اپل به طور همزمان هم مشتری ظاهرپسندش رو آپسل میکنه، هم مشتری پرفرمنسطلبش رو.
دختران عزیز، الان یه جوریه که بیست درصد زیباییت کار خداست، و هشتاد درصد کار سرمایهداری. و روزهایی که فقط به خدا توکل میکنی، هشتاد درصد افت میکنی.
ندونستن این خطراتی داره، و دونستنش خطراتی دیگه. ندونستنش باعث شده عده زیادی اعتماد به نفس نداشته باشند. و دونستنش باعث شده زیادی به سرمایهداری دخیل ببندند.
تو بدون و آدم باش.
ندونستن این خطراتی داره، و دونستنش خطراتی دیگه. ندونستنش باعث شده عده زیادی اعتماد به نفس نداشته باشند. و دونستنش باعث شده زیادی به سرمایهداری دخیل ببندند.
تو بدون و آدم باش.
حمایت عربهای آمریکا از بایدن از ۵۹ درصد سقوط کرده به ۱۷ درصد، و حمایتشون از ترامپ از ۳۵ درصد به ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده. همون ترامپی که خود اینها دربارهش میگفتند قانون ممنوعیت صدور ویزا، ممنوعیت نژادی علیه مسلمانانه و وامحمدا! همون ترامپی که یه راه حلهایی برای شخم زدن غزه ارائه میده که خود نتانیاهو هم تأییدشون نمیکنه.
بله مردم میتونند به طور کامل مثل یک بچه رفتار کنند.
بله مردم میتونند به طور کامل مثل یک بچه رفتار کنند.
Anarchonomy
همزمان با شروع تجاوز روسیه به اوکراین یک سری پست درباره مهملاتی که اون روزها تکرار میشد نوشتم که مورد استقبال قرار گرفت (براشون هشتگ نذاشتم، با سرچ کلمه «مهمل» پیدا میشن). بد نیست دو تا از مهملات وقایع اخیر رو هم لیست کنم. مهمل ۱: الان تظاهرات در حمایت…
یکی از لیدرهای اعتراضات بیالام، به زندان محکوم شده، چون ۳۰ هزار پوند از پول اهدایی مردم رو خرج مصارف شخصی کرده بود.
بله تیپش همینه. اگه درگیر دادگاه نبود، الان داشت با پرچم فلسطین نعره میزد. چون همونطور که نوشتم «اینا همونان».
اما این پرونده یه چیزی داره که برای فهمیدن اینکه دنیای واقعی واقعا چه شکلیه، به درد میخوره: ازین ۳۰ هزار پوند، ۶ هزار پوندش رو خرج اوبر کرده بوده.
آدمهایی که شعارهای گنده میدن، آرزوهای خیلی چیپی دارن. مثل لکسوس سوار شدن.
بله تیپش همینه. اگه درگیر دادگاه نبود، الان داشت با پرچم فلسطین نعره میزد. چون همونطور که نوشتم «اینا همونان».
اما این پرونده یه چیزی داره که برای فهمیدن اینکه دنیای واقعی واقعا چه شکلیه، به درد میخوره: ازین ۳۰ هزار پوند، ۶ هزار پوندش رو خرج اوبر کرده بوده.
آدمهایی که شعارهای گنده میدن، آرزوهای خیلی چیپی دارن. مثل لکسوس سوار شدن.
«مردم مینالن که وضع اقتصاد خوب نیست، در حالی که رفتن یه اسکلت چهارمتری واسه هالووین خریدن و ۳۰۰ دلار بش پول دادن».
این خطای متداول رو همه جای دنیا دارند مرتکب میشن، که چیزی رو نگاه میکنند که نماینده یک گروهه، نه نماینده یک جامعه. کسی که برای هالووین زیاد خرج میکنه، نماینده کسانیه که برای هالووین زیاد خرج میکنند، و از قضا اینها بیشتر دیده میشن، هم تو خیابون، و هم تو اینترنت (چون چیزهایی که خریدن رو به بقیه نشون میدن). کسانی که چیزی نمیخرند، دیده نمیشن.
مردم آمریکا دارند برحسب احساسات و فرضیات غلط از وضع اقتصاد مینالن. تمام شواهد آماری نشون میده که وضع کلی بهتر از قبله. اما ناقض فرضیات غلطشون، این مشاهدات مغلطهساز نیست. ناقض فرضیاتشون اینه که اگه میمهای اینترنتی رو ازشون بگیری، دیگه نمیتونند توضیح بدن چرا وضع اقتصاد خوب نیست.
این خطای متداول رو همه جای دنیا دارند مرتکب میشن، که چیزی رو نگاه میکنند که نماینده یک گروهه، نه نماینده یک جامعه. کسی که برای هالووین زیاد خرج میکنه، نماینده کسانیه که برای هالووین زیاد خرج میکنند، و از قضا اینها بیشتر دیده میشن، هم تو خیابون، و هم تو اینترنت (چون چیزهایی که خریدن رو به بقیه نشون میدن). کسانی که چیزی نمیخرند، دیده نمیشن.
مردم آمریکا دارند برحسب احساسات و فرضیات غلط از وضع اقتصاد مینالن. تمام شواهد آماری نشون میده که وضع کلی بهتر از قبله. اما ناقض فرضیات غلطشون، این مشاهدات مغلطهساز نیست. ناقض فرضیاتشون اینه که اگه میمهای اینترنتی رو ازشون بگیری، دیگه نمیتونند توضیح بدن چرا وضع اقتصاد خوب نیست.
یادتونه وقتی این دختر به سرباز اسراییلی سیلی زد، چپها چه قهرمانی ازش ساختند؟ وقتی ما میگفتیم این پلیدتر از هر سربازیه، میگفتند «چرا؟ چون یه سیلی زده؟».
حالا همین حیوان تو اینستاگرامش خطاب به اسراییلیها نوشت «منتظریم بیایید به کرانه باختری تا یه جوری قتل عامتون کنیم که بگید کاری که هیتلر کرد شوخی بود.. خونتون رو سر میکشیم و جمجمهتون رو میخوریم».
فانتزی اینها همیشه همین بوده، و اشغال همواره بهانه. و چپ از ابتدا برای این فانتزی هورا کشید و میکشه. و اگه فردا اسراییل بگه «باشه، وارد منطقه شما نمیشیم، اما هیچ امکانات و کالایی هم بهتون نمیدیم» همین چپ شروع میکنه به خواندن روضه حضرت رقیه در خرابه شام!
حالا همین حیوان تو اینستاگرامش خطاب به اسراییلیها نوشت «منتظریم بیایید به کرانه باختری تا یه جوری قتل عامتون کنیم که بگید کاری که هیتلر کرد شوخی بود.. خونتون رو سر میکشیم و جمجمهتون رو میخوریم».
فانتزی اینها همیشه همین بوده، و اشغال همواره بهانه. و چپ از ابتدا برای این فانتزی هورا کشید و میکشه. و اگه فردا اسراییل بگه «باشه، وارد منطقه شما نمیشیم، اما هیچ امکانات و کالایی هم بهتون نمیدیم» همین چپ شروع میکنه به خواندن روضه حضرت رقیه در خرابه شام!
جوردن پیترسون میگفت اینترنت و اسامی مستعار باعث افزایش نفرتپراکنی شده، چون پشت نقاب هر حرفی که دلشون میخواد علیه دیگران میزنند.
حتی با بحث تئوریک هم میشد ثابت کرد که زر میزنه و قبلا بارها دربارهش نوشتم، اما اگه عقلش توان پردازش تئوری رو هم نداشت، باید با مثالهای فیزیکی این روزها میفهمید که زر میزده. امروز کنترل نفرت در خیابانهای نیویورک و پاریس سختتر شده تا در توعیتر و اینستاگرام. حتی پروفسورهای دانشگاه دانشجویان یهودی رو تهدید به قتل میکنند، دوباره آدمهای خوب دارند خانوادههای یهودی رو پناه میدن، به راحتی در فضای پابلیک از حذف اسراییل از نقشه صحبت میشه، چهرههای موجه علنا از حماس حمایت میکنند و تروریسم اسلامی رو «شرعی» اعلام میکنند و قربانیان یهودی رو مسخره و یا مرگشون رو انکار میکنند، به کسی که پرچم اسراییل دستشه حمله میشه، و در مناطق جنگلیتر مثل داغستان، اتاق به اتاق دنبال یهودی میگردند تا گلوش رو ببرند.
در حالی که در پلتفرمهای اینترنتی میشه به راحتی محتویات نفرتآمیز رو حذف و سانسور کرد.
امثال پیترسون نمیفهمند دنیای واقعی چطور کار میکنه. نفرتپراکنی، نیاز به ناشناس بودن نداره. اگه داشت، انقدر قدمت نمیداشت. ناشناسنویسی یک پدیده جدیده که در بستر اینترنت بوجود اومده، در حالی که نفرتپراکنی قدمتی به اندازه کل تاریخ داره. اون چیزی که تولید و اشاعه نفرت رو آسان میکنه، ماسک نیست، بلکه همراهی جمعی یا بیتفاوتی جمعیه. نازیها از چند سال قبل ازینکه کشتار یهودیان رو استارت بزنند، همه مشکلات دنیا رو انداختند گردن اونها، و تونستند این کار رو بکنند چون یا مردم آلمان با اون حرفها موافق بودند، یا حس نمیکردند که وظیفه دارند باش مخالفت کنند. ساختن موج نفرت، به آدمهای زیاد نیاز داره، نه آیدیهای زیاد.
حتی با بحث تئوریک هم میشد ثابت کرد که زر میزنه و قبلا بارها دربارهش نوشتم، اما اگه عقلش توان پردازش تئوری رو هم نداشت، باید با مثالهای فیزیکی این روزها میفهمید که زر میزده. امروز کنترل نفرت در خیابانهای نیویورک و پاریس سختتر شده تا در توعیتر و اینستاگرام. حتی پروفسورهای دانشگاه دانشجویان یهودی رو تهدید به قتل میکنند، دوباره آدمهای خوب دارند خانوادههای یهودی رو پناه میدن، به راحتی در فضای پابلیک از حذف اسراییل از نقشه صحبت میشه، چهرههای موجه علنا از حماس حمایت میکنند و تروریسم اسلامی رو «شرعی» اعلام میکنند و قربانیان یهودی رو مسخره و یا مرگشون رو انکار میکنند، به کسی که پرچم اسراییل دستشه حمله میشه، و در مناطق جنگلیتر مثل داغستان، اتاق به اتاق دنبال یهودی میگردند تا گلوش رو ببرند.
در حالی که در پلتفرمهای اینترنتی میشه به راحتی محتویات نفرتآمیز رو حذف و سانسور کرد.
امثال پیترسون نمیفهمند دنیای واقعی چطور کار میکنه. نفرتپراکنی، نیاز به ناشناس بودن نداره. اگه داشت، انقدر قدمت نمیداشت. ناشناسنویسی یک پدیده جدیده که در بستر اینترنت بوجود اومده، در حالی که نفرتپراکنی قدمتی به اندازه کل تاریخ داره. اون چیزی که تولید و اشاعه نفرت رو آسان میکنه، ماسک نیست، بلکه همراهی جمعی یا بیتفاوتی جمعیه. نازیها از چند سال قبل ازینکه کشتار یهودیان رو استارت بزنند، همه مشکلات دنیا رو انداختند گردن اونها، و تونستند این کار رو بکنند چون یا مردم آلمان با اون حرفها موافق بودند، یا حس نمیکردند که وظیفه دارند باش مخالفت کنند. ساختن موج نفرت، به آدمهای زیاد نیاز داره، نه آیدیهای زیاد.
«هیچجا مثل ایران نمیشه پول درآورد، برم کجا؟ کشورهایی که مو رو از ماست میکشن بیرون و ممکنه برای استفاده از انحصار بیفتی زندان؟ اسگلم؟ البته تو ایران هم مشکلاتی هست، مثلا یکی که از ما گندهتره میاد دست میزنه به بشقاب ما، ولی در کل خونه خوبیه برای ما».
#ترجمه_به_فارسی
#ترجمه_به_فارسی