Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
وضع طوریه که نمیشه به این‌ها گفت حماس درباره همه‌چیز از آخوند اجازه نمی‌گیره. باید سکوت کنیم شاید بعدا خودشون یه جوری بفهمن.
این یک پی‌نوشت روانشناختی هم داره البته‌، و اون مربوط به میم اینترنتی میشه، و تسلیم ذهنی مردم به این میم‌ها. مهم بودن ایران، الان یک میمه تا یک واقعیت. و چون اینترنتیه، در خارج از ایران هم افکت داشته. مثلا دقت کنید که دولت‌های غربی کوچکترین میلی به جنگ با آخوند ندارند، اما شبکه‌های اجتماعی غربی، چه جدی و چه فکاهی، پر شده از اسم ایران و اینکه مقصد بعدی جنگ اونجاست!
Anarchonomy
چه سریع از محتوم بودن شکست روسیه، رسید به الهام گرفتن از اکانت اجاره‌ای کرملین در تحلیل اجتماعی 😁 (نگید چرا کلید کردی رو این. برای من حکم تفریح داره).
نمی‌دونم در جریان قرار گرفتید یا نه، ولی مشخص شد اکانتی که ایلان ماسک برای فالو پیشنهاد داد درباره اخبار جنگ، توسط یه بچه هجده ساله که در لندن برای سپاه جاکشی رسانه‌ای می‌کنه، اداره میشه.
ورودی شناختی این‌ها، این‌هاست.
«خب، ظاهرا همه‌جای دنیا تظاهرات یهودستیزانه و علامت نازی‌ها و عکس‌های هیتلر و شعار یهودی‌ها رو‌ خفه کنید و این‌ها دیده میشه. همه جا غیر از اوکراین».

انگ نازیسم به اوکراین در دو سال گذشته، برای توجیه تنها گذاشتنش، و تقدیم خاکش به خلافکارهای روس، یکی از بیشرمانه‌ترین گناهان جمعی دوران ما بود. تنوع چشمگیری از افراد در این گناه شریک بودند. از چپ، تا راست، از لیبرال تا کمونیست، از مسیحی تا مسلمان، از سلبریتی تا پروفسور دانشگاه. اما از همه مهم‌تر، خود اسراییل هم در این گناه شریک بود.
چیزی که نه تنها غربی تیپیکال، و حتی مسلمان تیپیکال نمیدونه اینه که داغستان، غزه روسیه‌ست. چپ دانشگاهی لازم ندید مردم رو درباره‌ش آگاه کنه، چون معرفی روسیه، و هر آمریکاستیز دیگه‌ای، به عنوان استعمارگر، اصلا تو برنامه دانشگاه نیست.
همیشه پشت حیاطی که توش هیاهو برقراره، یه حیاط دیگه هست که عده‌ای نشستن و دارن درباره دو روز بعد بحث می‌کنند. لزوما بحث دقیقی ندارند، ولی هرچه هست درباره دو روز بعده، نه لحظه هیاهو.
در مورد اتفاقات اخیر خاورمیانه هم تو حیاط دوم بحث‌های ساکتی درباره دو روز بعد در جریانه. و خلاصه فارسیش اینه: «اعراب در وضعیت تحقیرآمیزی قرار دارند، و هیچ علامتی وجود نداره که وضع‌شون بهتر بشه، و این داره به تکرار تاریخ منجر میشه تا ایران و ترکیه دوباره روی تصاحب منطقه با هم درگیر بشن».

این یک توضیح لازم داره تا سوء تفاهم ایجاد نکنه. کسانی که به این جمع‌بندی رسیده‌اند، واقعا سعی می‌کنند به شواهد استناد کنند، برای همین به هیاهو توجه نمی‌کنند، اما همزمان بایاس تاریخی دارند. یعنی به عنوان یک تفریح آکادمیک، به رقابت‌های امپراتورهای ایرانی و عثمانی علاقه دارند (یکم تجربه میخواد تشخیص اینکه کی در دانشگاه فتیش چیزی رو پیدا کرده، و سپس تشخیص این فتیش در حرفاش).
اما مشکل اینه که علاوه بر بایاس، در مشاهدات هم دقت ندارند. حتی اگه شناخت‌شون از ترکیه رو قضاوت نکنیم، می‌تونیم با اطمینان بگیم تقریبا هیچی از واقعیت ایران نمی‌دونند.
زمانی که ایران و عثمانی با هم کشتی می‌گرفتند، هر دو یل بودند. اما الان چنین تناسبی وجود نداره. ترکیه از لحاظ نیروی انسانی، قوی‌ترین ارتش اروپاست. و به زودی در اقتصاد، کشورهای صنعتی اروپا رو هم پشت سر میگذاره. یعنی با کشوری طرفیم که هم نیرو داره، هم بضاعت صنعتی. و اتفاقا به دلیل ترکیب این دو اعتماد به نفس امپریالیستی پیدا کرده. اما ایران، عملا صنعت نداره، عملا ارتش نداره، و عملا پول هم نداره. مجموعه بحران‌هایی که در داخل باش دست به گریبانه هم بماند.
و این همه داستان نیست. ایران و ترکیه یک نقطه اشتراک هم دارند، که درست خلاف نقطه اشتراک‌شون در زمان قاجاره. و اون دموگرافیه! ایرانی‌ها و ترک‌ها، تقریبا به یک اندازه بی‌میل به بچه‌دار شدن هستند. یعنی دقیقا برعکس چیزی که امپراتوری توسعه‌طلب میخواد. با ملتی که یا مجردی رو می‌پسنده، یا ازدواج بدون فرزند رو می‌پسنده، یا تک‌فرزندی رو، نمیشه کشورگشایی کرد. البته گرایشی برای تکرار تاکتیک‌های قدیمی، مثل استفاده از جوانان مناطق تحت سلطه، به جای جوانان سرزمین اصلی، به عنوان نیروهای نیابتی، وجود داره. مثل ایران که انواع و اقسام گروه‌های زینبی و فاطمی و حزب‌اللهی اختراع و در منطقه پراکنده کرده، و ترکیه که انواع و اقسام گروه‌های سنی و سلفی رو ساپورت می‌کنه. اما به دلیل اینکه همه این گروه‌ها درگیر منافع گروهی و کشوری خودشون هم هستند، مناسبات بهیچوجه مشابه مناسبات زمان عثمانی قجری نیست‌.
بعضی‌ها خیلی جدی به این نتیجه رسیده‌اند که عرب‌ها رو یکی باید اداره کنه، خودشون نمی‌تونند. اما تصورشون ازینکه ایران و ترکیه میتونند این کار رو انجام بدن کاملا غلطه.
یکی از معجزات اروپا این بود که از آپارتمان‌های لانه‌سگی کمونیستی، یک هویت نوستالژیک ساختند، که به جای اینکه وجهه منفی ایجاد کنه، به مردم خارج اروپا این حس رو میده که یه چیزی رو از دست داده‌اند که هنوز نتونستن توشون زندگی کنند.
Anarchonomy
چیزی که نه تنها غربی تیپیکال، و حتی مسلمان تیپیکال نمیدونه اینه که داغستان، غزه روسیه‌ست. چپ دانشگاهی لازم ندید مردم رو درباره‌ش آگاه کنه، چون معرفی روسیه، و هر آمریکاستیز دیگه‌ای، به عنوان استعمارگر، اصلا تو برنامه دانشگاه نیست.
یک شباهت داغستان به غزه، غیر از اسلامگرایی خرکی، تعصب نژادی، یهودستیزی، و فقر؛ بی‌اعتنایی دولت مرکزی و بیرون کشیدن خودش از دایره مسئولیت‌هاست. و فرقش اینه که مسکو داوطلبانه خودش رو از داغستان بیرون کشید، و تل آویو بر اثر فشار جهانی و متحدان غربیش از غزه بیرون کشید.
روسپی‌‌های طرفدار فلسطین هیچوقت اعتراف نمی‌کنند که وضع کرانه باختری برای این بهتر از غزه‌ست، که اسراییل در مدیریت و امنیت کرانه باختری دخالت داشت، و در غزه نداشت.
وضع اقتصادی و چشم‌انداز زندگی در چین به قدری زیباست که چینی‌ها به چهارمین ملیت مهاجران غیرقانونی که از مرز مکزیک وارد آمریکا میشن، تبدیل شده‌اند.
مهمه که اطلاعاتت از یک کشور رو از کدوم قشر اون‌ کشور دریافت می‌کنی. اگه از مهندسی که تو‌ شانگهای یه پنت‌هاوس داره دریافت کنی، تصویری بت میده که شامل این بدبختی که خودش رو تا مکزیک رسونده نمیشه. وقتی کارگران چینی در میانمار که در شورش‌های اخیر، اسیر شده بودند آزاد شدند، تازه ناظر خارجی با خودش گفت «عه.. پس یه عده هم انقدر بیچاره‌اند که چین رو ول می‌کنند میرن میانمار کارگری می‌کنند!». این با اون تصویر «هشتصد میلیون نفر رو از فقر بیرون کشیدیم و کارخانه جهانیم و چند سال دیگه آمریکا رو پشت سر میذاریم» و این‌ها تطابق نداره.
روسیه چهل هزار نیرو جمع کرده در یک نقطه که تا پایان سال، یا حداکثر تا سالگرد شروع جنگ، کل استان دونتسک رو تصاحب کنه، حتی اگه شده با فرستادن پسرها به داخل چرخ گوشت. و درست همزمان، دموکرات‌ها با یک حرکت بچه‌گانه رئیس قبلی مجلس، که یک معامله‌گر بود کنار گذاشتند، تا کسی رئیس بشه که به حکومت عیسی بیشتر اعتقاد داره تا دموکراسی، و ترجیح میده مهمات برسه به دست اسراییل، تا برسه به دست اوکراین (نیازهای نظامی‌شون فرق داره البته، ولی تصمیمات سیاسی میتونه یکی رو کند کنه و اون یکی رو تسریع).
سواد سیاسی شامل این میشه که به این درک برسی که خیلی از اتفاقات، کاملا خرکی و یا از روی خریت رخ میدن، و همین خرکیجات بخشی از فرمول تاریخه.
Anarchonomy
خارجی‌ها فکر می‌کنند در ایران ممکن بود برای آرمیتا هم اعتراضاتی مثل پارسال شکل بگیره اما به خاطر اتفاقات منطقه شکل نگرفت. در داخل هم همه فکر می‌کنند مهندسی خبر توسط حکومت باعث شده شکل نگیره. چه در داخل و چه در خارج، با واقعیت پریودیک بودن جامعه ایرانی آشنا…
فرندز در جهان سوم بیننده بیشتری داشت تا در آمریکا و کانادا. چون یک پکیج از ارزش‌های جدید بود: ارتباطات جنسی آزاد، بی‌قیدی، اصالت خوش‌گذرانی، بازتعریف خانواده، استقلال، و شوخی با هرچیز قدیمی. همه این‌ها برای آدم جهان‌سومی که گروگان جامعه سنتی خودشه، مثل یک شربت گوارا بود. بنابراین ارتباطش با این سریال یک ارتباط عادی نبود، و برای همین اهمیت نداشت که بازیگرش درجه سه بوده یا درجه یک.
بچه دهه هشتادی هنوز خیلی چیزها رو نمیفهمه، ولی علامت نفهمیدنش این یک مورد نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نظرات درخشان شاه فیصل درباره اسراییل بود. نه فقط مشکلات منطقه، که کل مشکلات عالم رو تقصیر صهیونیسم می‌دونست. تغییر سبک زندگی و خلقیات جامعه‌ش هم همینطور. پفیوز روانی فقط مونده بود بگه فلج اطفال هم تقصیر صهیونیست‌هاست!
و این تازه شاه اصلاح‌طلب‌شون بود که برده‌داری رو در عربستان ممنوع کرد، و به خاطر آوردن تلویزیون به سرزمین‌ وحی، ترورش کردند.
منظور این‌ها از اصلاحات اینه: مردم موهوماتی که نمی‌پسندیم رو کنار بگذارند و موهوماتی که می‌پسندیم رو جایگزین کنند.
بالاخره اکانتم در توعیتر رو دی‌اکتیو کردم. سال ۲۰۱۲ ساخته بودمش. یازده سال زشتی بود، ولی گذشت. اون یکی اکانت سال ۲۰۰۹ ساخته شده بود، و اون رو هم دی‌اکتیو کردم. این یکی چهارده سال قدمت داشت و توش کسانی رو داشتم که تو اولین تجمعات اعتراضی زنان در تهران شرکت کرده بودند. و اگه کنجکاوید که بدونید چه چیزی تغییر کرده، باید بگم هیچ. جاکش بچه آخوند، هنوز جاکش بود. پخمه هنوز پخمه، و عافیت‌طلب خود بامزه‌پندار، همچنان عافیت‌طلب خود بامزه‌پندار، و معتاد هشتگ همچنان معتاد هشتگ. همگی زیر بار فشار اقتصادی زایمان کرده بودند، ولی نسبت چهل میلیون کسخل و چهل میلیون کسکش تغییری نکرده بود.
در مورد خارجی‌ها، با یک اکانت چپ‌ها رو فالو می‌کردم و با اون یکی راست‌ها رو. دو تایم‌لاین کاملا متفاوت بود. برای مطالعه اینکه پروپاگاندا چطور کار می‌کنه لازم داشتم. اما دیگه چیزی نبود که بخوام یاد بگیرم. اگه کنجکاوید که بدونید چه چیزی تغییر کرده، باید بگم هیچ. اگه اسکرین‌شات می‌گرفتند و تاریخ‌ها رو حذف می‌کردند نمی‌تونستم با اطمینان بگم برای امروزه یا چهارده سال پیش. بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان، همچنان بچه لیبرال زیرخواب مسلمانان بود، و هوچی‌باز مسیحی همچنان هوچی‌باز مسیحی. مسابقه کی دلش برای جامعه بشری بیشتر میسوزه هم همچنان برقرار.
این چهارمین یا پنجمین باره (دقیق یادم نیست) که یک آرشیو بزرگ شامل تعاملات، تبادلات، خاطرات، و دراما رو یکجا میریزم در سطل زباله. اگه کنجاوید که بدونید چه حسی ازین دور ریختن‌ها دارم، باید بگم هیچ. من جزء کسانی بودم که روی پرسپشن آدم‌ها از دنیایی که توش هستند اثرگذارند. ولی بهیچوجه حق ندامت از وقت و انرژی که گذاشتن بدون اینکه افکت کلانی داشته باشند، ندارند، چون از همون ابتدا پذیرفته بودند که با یک میدان موقتی طرفند.
اگه علم و بلوغ الانم رو داشتم و به سال ۲۰۰۷ برمی‌گشتم، دیگه این کار رو نمی‌کردم. شاید به ژاپن فرار می‌کردم و یه باغچه در شهری دورافتاده میخریدم و همونجا سبزیجات میکاشتم و مرغ و خروس نگه می‌داشتم. برخلاف تصور عموم، بهترین ریسکی که انسان میتونه باش برخورد داشته باشه، ریسک حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و طوفانه. ریسک برخورد با بقیه انسان‌ها، که در شهرها و در اینترنت وجود داره، خیلی بدتره. درسته که طبیعت خشنه، ولی قابل فهمه. ریسک اینکه آب بیاد باغچه‌ت رو ببره یا صاعقه بزنه به سگت، ریسک لطیفیه. در حالت کلی این یک‌جور شکست‌گراییه. یعنی محتوم دانستن اینکه «شهر به عنوان نماد تمدن رو نمیشه به صراط مستقیم هدایت کرد، پس بهتره فرار کنیم به کوه‌ها تا ملت کله خود را به هر دیگ پر از گهی که خواستند فرو کنند».‌ متأسفانه ورژن مدرن این صوفیسم پوچگرایانه دوباره در حال ظهوره. تا جایی که دارند سر زمین‌های دورافتاده هم دعوا می‌کنند. ولی من در قبیله این فراریان مأیوس نیستم. من فقط به این درک رسیدم که فکر هدایت جماعت، خود شرکه! چون حتی خدا هم دنبال هدایت همه و فیکس کردن همه‌چیز نیست. و اگه پانزده سال پیش این درک رو داشتم، به این شرک آلوده نمیشدم. دعوا با اشرار، منطقه آزاد نداره، و تو همون باغچه فرضی در ژاپن هم قطعا باید با اشرار زمان و مکان مواجه میشدم. اما قطعا وقتم رو صرف اینکه به دیگران بگم باید چطور در برابر واقعیت‌های جهان، پخمه نبود، نمی‌کردم؛ و‌ خودم رو خیلی خیلی خیلی کمتر جدی می‌گرفتم.
یکی از فحش‌های باکلاس این بود که می‌گفتن طرف تک‌بعدیه!
ولی اگه تناسب رو لحاظ کنیم اون خوبه، چون مواردی داریم که طرف اصلا بعد نداره و مغزش مثل نخ نبات شده.
یکی از کلیشه‌های دستمالی شده اخیر این بُعدلِس‌ها اینه: «هرکی میخواد جنایت کنه اینترنت رو قطع می‌کنه!».
این رو شاقول قرار میده برای خودش، و بعد که نقض شد میمونه توش. حالا یا اینجوری نقض میشه که سوئد هم در ناآرامی اینترنت رو قطع می‌کنه، یا اینجوری نقض میشه که جمهوری اسلامی در نآرامی قطع نمی کنه!
معمولا کسخل جماعت هم برای خودش زحمت درست می‌کنه و هم برای دیگران. مثل همین‌هایی که پارسال شاقول‌شون گیر کرد به پاشنه پای خودشون و هی می‌پرسیدن: «چرا اینترنت رو قطع نمی‌کنند؟ هدف‌شون چیه؟ نکنه شلوغی‌ها کار خودشونه؟». واسه خودش تله ذهنی کار میذاره، بعد خودش میفته توش، بعد نمیتونه جواب بده، بعد میگه وای فضا غبارآلوده، تشخیص نمیدیم!
کسخل غباری در کار نیست، خودت از تو کونت یک «اصل» درآوردی، وقتی نمی‌دونستی دولت‌ها چجوری کار می‌کنند و بروکرات‌ها چجوری دستورالعمل صادر می‌کنند و چقدر دستورات میتونه به مود سیستم و مود افراد بستگی داشته باشه، و بعد واقعیت با اصل اختراعیت جور در نیومد، بعد پنج‌تا نظریه توطئه درآوردی که جبرانش کنه، بعد مثل گربه‌ای که لای کاموا گیر کرده، خودت رو گیج کردی فقط‌.
هیچ زندانی نیست که فقط سه تا دیوار داشته باشه. اما با کمال پررویی یک دروغ بزرگ با عنوان «غزه بزرگترین زندان روباز دنیاست» رو به یک فکت تبدیل کردن و به هرکس که زیر سوال ببردش انگ نسل‌کشی می‌زنند‌. اگه غزه مشکلی در تأمین و تردد داشته باشه، که خود این هم جزء تبلیغاته، یک دیوارش مصره‌. اگه این دیوار چهارم وجود نداشت، محاصره و انسداد معنی نداشت‌. اما در اوج وقاحت، اسراییل رو محکوم می‌کنند اما حرفی از مصر نمی‌زنند. این وقاحت مختص آخوند شیعه نیست. مختص عرب مفت‌خور عربده‌کش هم نیست. این یک وقاحت جهانیه.
امشب دست‌فروشی رو دیدم که دم اذان مغرب سجاده پهن کرد کنار پیاده‌رو و نمازش رو اول وقت خوند. شلوار زنانه میفروشه. ازونایی که کوتاهند و چون کوتاهند شیکند.‌ اگه بری ازین آدم بپرسی دینت رو از کی گرفتی میگه از امام صادق. این یه جد بزرگی داشته حتما که اونم اول وقت نماز میخونده. اما اگه می‌دیدید زنش با اون شلوارها رفته بیرون، فلکش می‌کرد و انقدر میزدش تا حداقل برای یک هفته پیاده‌روی براش ممکن نباشه. اگه ازون هم میپرسیدی دینت رو از کی گرفتی، اونم می‌گفت از امام صادق. هیچ‌کس نمیگه گذری یه سری اعتقاد ریختن تو کله‌م و رفتن. همه یه جوری ادا درمیارن که انگار فکرهایی که تو کله دارن خیلی ریشه داره.
اگه به من بگن با خامه قنادی و واشر شلنگ توالت جمله بساز، می‌تونم، ولی این یکم سخت بود.