Anarchonomy
یه تفکیک ظریفی هست در ادبیات قدیم بین شیطان و اشراری که عملهی شیطان هستند. اشرار سمت و جناح دارند. ولی شیطان فراجناح و فراسمته. مثلا دقت کنید که همونهایی که برای حماس هورا میکشند که به مردم عادی تیرخلاص میزنه، به جرم اینکه دولتشون یه جای دیگه پنج شش کیلومتر…
یکی از ترفندهای موفق شیطانی، همین فانتزی روز و خورشید و اینهاست، تا مقابله با شر رو یک پروژه مدتدار، موقتی، و محدود نمایش بده. که در پوچگرایی مذهبی، نقش مهمی پیدا کرده (افراد غیرمذهبی متوجه نیستند که تا چه حد تحت تأثیر القائات مذهب رایج هستند. این مثل یک خال پشت گردن نیست که خودش نبینه ولی بقیه ببینند. این مثل فشار خون بالاست، که بقیه وقتی میفهمند که برای خودش دیر شده).
در حالی که خورشیدی در کار نیست اگه به تایم خاصی گره خورده. در چارچوب ایمان توحیدی، خورشید همواره جلوته.
در حالی که خورشیدی در کار نیست اگه به تایم خاصی گره خورده. در چارچوب ایمان توحیدی، خورشید همواره جلوته.
Anarchonomy
تایمز آو اسراییل، به مورد تاریخی خوبی اشاره کرده. در دادگاه نورنبرگ یک جنایتکار نازی در توجیه کشتن بیگناهان گفته بود کار ما با خلبانی که یک دکمه رو فشار میده و بمب میریزه جایی که میدونه غیرنظامیها هستند، فرقی نداره، و نباید گناه اون رو سبکتر از گناه ما…
آوردن «زن مجرد لیبرال» در بین جماعت توجیهکننده جنایت، صدای برخی از دوستان رو درآورد، ولی یک واقعیت مدرنه، و شاید تنها چیزی باشه که «اندفعه فرق داره». طبق آمارهای رسمی همه کشورها، هیچوقت در تاریخ مدون بشری، این مقدار زن مجرد در دنیا وجود نداشته، تا جایی که به یک قشر اجتماعی تبدیل شده، و در انتخابات تعیینکنندهست، و ترامپ به خاطر همین قشر باخت. و اصلا محدود به آمریکا و اروپای غربی نیست، و شامل دختر مصری که در دوبی کار میکند هم میشه، با اینکه محیط کاملا متفاوته (یکی دیگه از نشانههای اینکه ماشین فرهنگی آمریکا نه آلترناتیو داره نه رقیب).
در مورد زن مجرد لیبرال میشه یک کتابچه تیپولوژی نوشت که مملو از تعمیمهای بیجا باشه، اما به صورت کلی قشریه که در تمام دوران تحصیل (چه رسمی، و چه اینترنتی)؛ تحت بمباران این تلقین بوده که ۱- اول مظلوم عالمه و ۲- نیازی به کسی نداره.
این تلقینات در زندگی شخصی افکتهای سوئی دارند که روی طولانیتر شدن دوره مجردی اثر داره، مثل عدم تطبیقپذیری با هر پارتنری. اما اون قسمتش مربوط به موضوع توجیه جنایت نیست.
قسمت توجیه جنایت مربوط میشه به مردانه دیدن تمام تاریخ، که بعد میرسه به این جمعبندی خطرناک: «هر روایتی که تا الان ساخته شده کار مردهاست، و باید زیر سوال برود. هر سازمان و مکانیزمی که تا الان ساخته شده کار مردهاست و باید منحل شود. تمام راه حلهایی که تا الان ارائه شده، کار مردهاست و باید رد شود».
این «لیبرالیسم» بولدوزری، گندم و علف رو با هم له میکنه، و ممکنه با افتخار کنار مجرم نازی در دادگاه نورنبرگ، روی یک نیمکت بشینه، با اینکه اون مجرم نازی خلاصهای از رخ واقعا مردانه خشونت بود.
در مورد زن مجرد لیبرال میشه یک کتابچه تیپولوژی نوشت که مملو از تعمیمهای بیجا باشه، اما به صورت کلی قشریه که در تمام دوران تحصیل (چه رسمی، و چه اینترنتی)؛ تحت بمباران این تلقین بوده که ۱- اول مظلوم عالمه و ۲- نیازی به کسی نداره.
این تلقینات در زندگی شخصی افکتهای سوئی دارند که روی طولانیتر شدن دوره مجردی اثر داره، مثل عدم تطبیقپذیری با هر پارتنری. اما اون قسمتش مربوط به موضوع توجیه جنایت نیست.
قسمت توجیه جنایت مربوط میشه به مردانه دیدن تمام تاریخ، که بعد میرسه به این جمعبندی خطرناک: «هر روایتی که تا الان ساخته شده کار مردهاست، و باید زیر سوال برود. هر سازمان و مکانیزمی که تا الان ساخته شده کار مردهاست و باید منحل شود. تمام راه حلهایی که تا الان ارائه شده، کار مردهاست و باید رد شود».
این «لیبرالیسم» بولدوزری، گندم و علف رو با هم له میکنه، و ممکنه با افتخار کنار مجرم نازی در دادگاه نورنبرگ، روی یک نیمکت بشینه، با اینکه اون مجرم نازی خلاصهای از رخ واقعا مردانه خشونت بود.
چند روز اخیر داشتم مقاله آمادئو بوردیگا، مارکسیست ایتالیایی، درباره نظرات استالین رو میخوندم، که سال ۱۹۵۲ نوشته شده. از ابتدا تا انتها فحش میکشه به استالین که به آرمانهای مارکسیستی خیانت کردی و فلان. مرحوم قرومساق نگارشش انقدر قوی بوده که اگه در زمان توعیتر زنده میبود، از خود ایلان ماسک بیشتر فالوعر جمع میکرد (دخترهای دانشگاههای غربی صف میکشیدن که واژنشون رو در اختیارش بذارن).
این پاراگرافش فوقالعادهست، و لبخندسازه:
«پس قراره به امپریالیسم حمله کنیم، اوکی، ولی کی؟ در زمان صلح یا زمان جنگ؟ در زمان صلح تو (استالین) میگی شوروی رو به حال خودش رها کنید، ما از همه قوانین تبعیت میکنیم. حرفی از سرنگونی سرمایهداری هم در کار نیست. در زمان جنگ هم میگی الان دیگه وقت جنگ داخلی و جنگ طبقاتی و این صحبتها نیست. کارگران جمع بشن اعزام بشن به جبهه و کنار متحدان کاپیتالیستمون خون بدن که کار زیاد داریم!».
خوندن مقاله رو به شدت توصیه میکنم، مخصوصا برای دانشجویان اقتصاد.
این پاراگرافش فوقالعادهست، و لبخندسازه:
«پس قراره به امپریالیسم حمله کنیم، اوکی، ولی کی؟ در زمان صلح یا زمان جنگ؟ در زمان صلح تو (استالین) میگی شوروی رو به حال خودش رها کنید، ما از همه قوانین تبعیت میکنیم. حرفی از سرنگونی سرمایهداری هم در کار نیست. در زمان جنگ هم میگی الان دیگه وقت جنگ داخلی و جنگ طبقاتی و این صحبتها نیست. کارگران جمع بشن اعزام بشن به جبهه و کنار متحدان کاپیتالیستمون خون بدن که کار زیاد داریم!».
خوندن مقاله رو به شدت توصیه میکنم، مخصوصا برای دانشجویان اقتصاد.
Anarchonomy
فحش مادری که ما ایرانیها به جیک سالیوان میدیم، و شایستگیش رو هم داره، برای لحظهای بذارید کنار و به این جملهای که نوشته توجه کنید: "Washington must balance a sense of urgency with patience, understanding that what matters is the sum of its actions, not…
اینکه سیاست دولت بایدن در برابر آخوند درست است یا غلط است یک موضوع مفصله، اما جدا ازون موضوع، اگر کسی کوچکترین تردیدی در نظریه #گله_گاو داشت باید تا الان تمام تردیدهاش از بین میرفت وقتی میدید که نظام اجازه میده یک فاطی کماندو بیسواد گمنام، حرکتی انجام بده که مشاور امنیت ملی آمریکا رو هم به واکنش وادار کنه.
سپس متناسب با یقینی که به این نظریه پیدا کرده، تمام تصمیمات آتی زندگیش رو تنظیم میکرد.
سپس متناسب با یقینی که به این نظریه پیدا کرده، تمام تصمیمات آتی زندگیش رو تنظیم میکرد.
Anarchonomy
نسیم الان دوباره تو اون حالتشه که تو کابین هواپیما عینک غواصی میزد. بش سخت نگیرید که حرفهای خودش رو یادش بره. به عنوان کسی که سالهاست درباره همهچیز اظهار نظر کرده این رو میگم: داشتن consistency در آخرالزمان، مثل نگه داشتن زغال سرخ در دستان است.
گفتم که دلتون براش میسوزه. طفلک فکر میکنه آخوند به راه حل دو کشور رضایت میده، و «دعا» میکنه که رأی مثبت به چیزی که شامل این راه حل میشه، نشانه این رضایته! نه تنها هیچ شناختی از آخوند پوچگرا نداره، بلکه خبر نداره که سازمان ملل، میدلفینگرخانهست، و فلسفه رأی مثبت یا منفی اینه که کشورها انگشت وسط بهمدیگه نشون بدن و اعتبار دیگهای نداره.
بارها به دوستان گفتم خیلی از سوء تفاهمهای جهانی درباره ایران برطرف میشد اگه کانالهای فارسی تلگرام به دنیا معرفی میشدند.
بارها به دوستان گفتم خیلی از سوء تفاهمهای جهانی درباره ایران برطرف میشد اگه کانالهای فارسی تلگرام به دنیا معرفی میشدند.
«در همون مقاله نیویورکتایمز که به تفصیل درباره احتکار سوخت و آب توسط حماس گزارش میده، خوانندگان با یکی از عجیبترین جملههای دوران مدرن روبرو میشن: انبارهای حماس سوالهایی درباره اینکه چه مسئولیتی درباره غیرنظامیان دارد، و اصلا مسئولیتی دارد، ایجاد میکند!».
این نگاه قشر روشنفکر و روزنامهنویس و روزنامهخوان آمریکاست. وقتی به اسراییل میرسه، برای دولت مقابل حداقلیترین مسئولیت رو قائله، و حتی اینکه موظفه مردم خودش رو بکشه یا نکشه یا گرسنه و تشنه نگهشون داره یا نگه نداره رو به عنوان یک پرسش بدون جواب در نظر میگیره!
اینم بذارید تو زونکن مدارک «نگاه واقعی چپ به حرمت حیات مردم جهان سوم».
این نگاه قشر روشنفکر و روزنامهنویس و روزنامهخوان آمریکاست. وقتی به اسراییل میرسه، برای دولت مقابل حداقلیترین مسئولیت رو قائله، و حتی اینکه موظفه مردم خودش رو بکشه یا نکشه یا گرسنه و تشنه نگهشون داره یا نگه نداره رو به عنوان یک پرسش بدون جواب در نظر میگیره!
اینم بذارید تو زونکن مدارک «نگاه واقعی چپ به حرمت حیات مردم جهان سوم».
Anarchonomy
اگه روسیه اجساد سربازانش رو سریع جمع میکرد، یعنی اهمیت میداد به اینکه حتما جمعشون کنه، این تصاویر خلق نمیشد. نه تنها از گوشت جلوی توپ استفاده میکنند، بلکه براشون فرقی نداره که همه ببینند دارند از گوشت جلو توپ استفاده میکنند. هیچکدوم از چهرههای اصلی…
گوریل باشگاهزیست آمریکایی با پرچم بردهداران جنوب تو گاراژش: روسیه آخرین کشوریه که مرد رو به جایگاه اصلی خودش برمیگردونه.
دولت روسیه و مردان مصرفیش 👆🏻
دولت روسیه و مردان مصرفیش 👆🏻
وضع طوریه که نمیشه به اینها گفت حماس درباره همهچیز از آخوند اجازه نمیگیره. باید سکوت کنیم شاید بعدا خودشون یه جوری بفهمن.
این یک پینوشت روانشناختی هم داره البته، و اون مربوط به میم اینترنتی میشه، و تسلیم ذهنی مردم به این میمها. مهم بودن ایران، الان یک میمه تا یک واقعیت. و چون اینترنتیه، در خارج از ایران هم افکت داشته. مثلا دقت کنید که دولتهای غربی کوچکترین میلی به جنگ با آخوند ندارند، اما شبکههای اجتماعی غربی، چه جدی و چه فکاهی، پر شده از اسم ایران و اینکه مقصد بعدی جنگ اونجاست!
این یک پینوشت روانشناختی هم داره البته، و اون مربوط به میم اینترنتی میشه، و تسلیم ذهنی مردم به این میمها. مهم بودن ایران، الان یک میمه تا یک واقعیت. و چون اینترنتیه، در خارج از ایران هم افکت داشته. مثلا دقت کنید که دولتهای غربی کوچکترین میلی به جنگ با آخوند ندارند، اما شبکههای اجتماعی غربی، چه جدی و چه فکاهی، پر شده از اسم ایران و اینکه مقصد بعدی جنگ اونجاست!
Anarchonomy
گفتم که دلتون براش میسوزه. طفلک فکر میکنه آخوند به راه حل دو کشور رضایت میده، و «دعا» میکنه که رأی مثبت به چیزی که شامل این راه حل میشه، نشانه این رضایته! نه تنها هیچ شناختی از آخوند پوچگرا نداره، بلکه خبر نداره که سازمان ملل، میدلفینگرخانهست، و فلسفه…
چه سریع از محتوم بودن شکست روسیه، رسید به الهام گرفتن از اکانت اجارهای کرملین در تحلیل اجتماعی 😁
(نگید چرا کلید کردی رو این. برای من حکم تفریح داره).
(نگید چرا کلید کردی رو این. برای من حکم تفریح داره).
Anarchonomy
چه سریع از محتوم بودن شکست روسیه، رسید به الهام گرفتن از اکانت اجارهای کرملین در تحلیل اجتماعی 😁 (نگید چرا کلید کردی رو این. برای من حکم تفریح داره).
نمیدونم در جریان قرار گرفتید یا نه، ولی مشخص شد اکانتی که ایلان ماسک برای فالو پیشنهاد داد درباره اخبار جنگ، توسط یه بچه هجده ساله که در لندن برای سپاه جاکشی رسانهای میکنه، اداره میشه.
ورودی شناختی اینها، اینهاست.
ورودی شناختی اینها، اینهاست.
«خب، ظاهرا همهجای دنیا تظاهرات یهودستیزانه و علامت نازیها و عکسهای هیتلر و شعار یهودیها رو خفه کنید و اینها دیده میشه. همه جا غیر از اوکراین».
انگ نازیسم به اوکراین در دو سال گذشته، برای توجیه تنها گذاشتنش، و تقدیم خاکش به خلافکارهای روس، یکی از بیشرمانهترین گناهان جمعی دوران ما بود. تنوع چشمگیری از افراد در این گناه شریک بودند. از چپ، تا راست، از لیبرال تا کمونیست، از مسیحی تا مسلمان، از سلبریتی تا پروفسور دانشگاه. اما از همه مهمتر، خود اسراییل هم در این گناه شریک بود.
انگ نازیسم به اوکراین در دو سال گذشته، برای توجیه تنها گذاشتنش، و تقدیم خاکش به خلافکارهای روس، یکی از بیشرمانهترین گناهان جمعی دوران ما بود. تنوع چشمگیری از افراد در این گناه شریک بودند. از چپ، تا راست، از لیبرال تا کمونیست، از مسیحی تا مسلمان، از سلبریتی تا پروفسور دانشگاه. اما از همه مهمتر، خود اسراییل هم در این گناه شریک بود.
چیزی که نه تنها غربی تیپیکال، و حتی مسلمان تیپیکال نمیدونه اینه که داغستان، غزه روسیهست. چپ دانشگاهی لازم ندید مردم رو دربارهش آگاه کنه، چون معرفی روسیه، و هر آمریکاستیز دیگهای، به عنوان استعمارگر، اصلا تو برنامه دانشگاه نیست.
همیشه پشت حیاطی که توش هیاهو برقراره، یه حیاط دیگه هست که عدهای نشستن و دارن درباره دو روز بعد بحث میکنند. لزوما بحث دقیقی ندارند، ولی هرچه هست درباره دو روز بعده، نه لحظه هیاهو.
در مورد اتفاقات اخیر خاورمیانه هم تو حیاط دوم بحثهای ساکتی درباره دو روز بعد در جریانه. و خلاصه فارسیش اینه: «اعراب در وضعیت تحقیرآمیزی قرار دارند، و هیچ علامتی وجود نداره که وضعشون بهتر بشه، و این داره به تکرار تاریخ منجر میشه تا ایران و ترکیه دوباره روی تصاحب منطقه با هم درگیر بشن».
این یک توضیح لازم داره تا سوء تفاهم ایجاد نکنه. کسانی که به این جمعبندی رسیدهاند، واقعا سعی میکنند به شواهد استناد کنند، برای همین به هیاهو توجه نمیکنند، اما همزمان بایاس تاریخی دارند. یعنی به عنوان یک تفریح آکادمیک، به رقابتهای امپراتورهای ایرانی و عثمانی علاقه دارند (یکم تجربه میخواد تشخیص اینکه کی در دانشگاه فتیش چیزی رو پیدا کرده، و سپس تشخیص این فتیش در حرفاش).
اما مشکل اینه که علاوه بر بایاس، در مشاهدات هم دقت ندارند. حتی اگه شناختشون از ترکیه رو قضاوت نکنیم، میتونیم با اطمینان بگیم تقریبا هیچی از واقعیت ایران نمیدونند.
زمانی که ایران و عثمانی با هم کشتی میگرفتند، هر دو یل بودند. اما الان چنین تناسبی وجود نداره. ترکیه از لحاظ نیروی انسانی، قویترین ارتش اروپاست. و به زودی در اقتصاد، کشورهای صنعتی اروپا رو هم پشت سر میگذاره. یعنی با کشوری طرفیم که هم نیرو داره، هم بضاعت صنعتی. و اتفاقا به دلیل ترکیب این دو اعتماد به نفس امپریالیستی پیدا کرده. اما ایران، عملا صنعت نداره، عملا ارتش نداره، و عملا پول هم نداره. مجموعه بحرانهایی که در داخل باش دست به گریبانه هم بماند.
و این همه داستان نیست. ایران و ترکیه یک نقطه اشتراک هم دارند، که درست خلاف نقطه اشتراکشون در زمان قاجاره. و اون دموگرافیه! ایرانیها و ترکها، تقریبا به یک اندازه بیمیل به بچهدار شدن هستند. یعنی دقیقا برعکس چیزی که امپراتوری توسعهطلب میخواد. با ملتی که یا مجردی رو میپسنده، یا ازدواج بدون فرزند رو میپسنده، یا تکفرزندی رو، نمیشه کشورگشایی کرد. البته گرایشی برای تکرار تاکتیکهای قدیمی، مثل استفاده از جوانان مناطق تحت سلطه، به جای جوانان سرزمین اصلی، به عنوان نیروهای نیابتی، وجود داره. مثل ایران که انواع و اقسام گروههای زینبی و فاطمی و حزباللهی اختراع و در منطقه پراکنده کرده، و ترکیه که انواع و اقسام گروههای سنی و سلفی رو ساپورت میکنه. اما به دلیل اینکه همه این گروهها درگیر منافع گروهی و کشوری خودشون هم هستند، مناسبات بهیچوجه مشابه مناسبات زمان عثمانی قجری نیست.
بعضیها خیلی جدی به این نتیجه رسیدهاند که عربها رو یکی باید اداره کنه، خودشون نمیتونند. اما تصورشون ازینکه ایران و ترکیه میتونند این کار رو انجام بدن کاملا غلطه.
در مورد اتفاقات اخیر خاورمیانه هم تو حیاط دوم بحثهای ساکتی درباره دو روز بعد در جریانه. و خلاصه فارسیش اینه: «اعراب در وضعیت تحقیرآمیزی قرار دارند، و هیچ علامتی وجود نداره که وضعشون بهتر بشه، و این داره به تکرار تاریخ منجر میشه تا ایران و ترکیه دوباره روی تصاحب منطقه با هم درگیر بشن».
این یک توضیح لازم داره تا سوء تفاهم ایجاد نکنه. کسانی که به این جمعبندی رسیدهاند، واقعا سعی میکنند به شواهد استناد کنند، برای همین به هیاهو توجه نمیکنند، اما همزمان بایاس تاریخی دارند. یعنی به عنوان یک تفریح آکادمیک، به رقابتهای امپراتورهای ایرانی و عثمانی علاقه دارند (یکم تجربه میخواد تشخیص اینکه کی در دانشگاه فتیش چیزی رو پیدا کرده، و سپس تشخیص این فتیش در حرفاش).
اما مشکل اینه که علاوه بر بایاس، در مشاهدات هم دقت ندارند. حتی اگه شناختشون از ترکیه رو قضاوت نکنیم، میتونیم با اطمینان بگیم تقریبا هیچی از واقعیت ایران نمیدونند.
زمانی که ایران و عثمانی با هم کشتی میگرفتند، هر دو یل بودند. اما الان چنین تناسبی وجود نداره. ترکیه از لحاظ نیروی انسانی، قویترین ارتش اروپاست. و به زودی در اقتصاد، کشورهای صنعتی اروپا رو هم پشت سر میگذاره. یعنی با کشوری طرفیم که هم نیرو داره، هم بضاعت صنعتی. و اتفاقا به دلیل ترکیب این دو اعتماد به نفس امپریالیستی پیدا کرده. اما ایران، عملا صنعت نداره، عملا ارتش نداره، و عملا پول هم نداره. مجموعه بحرانهایی که در داخل باش دست به گریبانه هم بماند.
و این همه داستان نیست. ایران و ترکیه یک نقطه اشتراک هم دارند، که درست خلاف نقطه اشتراکشون در زمان قاجاره. و اون دموگرافیه! ایرانیها و ترکها، تقریبا به یک اندازه بیمیل به بچهدار شدن هستند. یعنی دقیقا برعکس چیزی که امپراتوری توسعهطلب میخواد. با ملتی که یا مجردی رو میپسنده، یا ازدواج بدون فرزند رو میپسنده، یا تکفرزندی رو، نمیشه کشورگشایی کرد. البته گرایشی برای تکرار تاکتیکهای قدیمی، مثل استفاده از جوانان مناطق تحت سلطه، به جای جوانان سرزمین اصلی، به عنوان نیروهای نیابتی، وجود داره. مثل ایران که انواع و اقسام گروههای زینبی و فاطمی و حزباللهی اختراع و در منطقه پراکنده کرده، و ترکیه که انواع و اقسام گروههای سنی و سلفی رو ساپورت میکنه. اما به دلیل اینکه همه این گروهها درگیر منافع گروهی و کشوری خودشون هم هستند، مناسبات بهیچوجه مشابه مناسبات زمان عثمانی قجری نیست.
بعضیها خیلی جدی به این نتیجه رسیدهاند که عربها رو یکی باید اداره کنه، خودشون نمیتونند. اما تصورشون ازینکه ایران و ترکیه میتونند این کار رو انجام بدن کاملا غلطه.
Anarchonomy
چیزی که نه تنها غربی تیپیکال، و حتی مسلمان تیپیکال نمیدونه اینه که داغستان، غزه روسیهست. چپ دانشگاهی لازم ندید مردم رو دربارهش آگاه کنه، چون معرفی روسیه، و هر آمریکاستیز دیگهای، به عنوان استعمارگر، اصلا تو برنامه دانشگاه نیست.
یک شباهت داغستان به غزه، غیر از اسلامگرایی خرکی، تعصب نژادی، یهودستیزی، و فقر؛ بیاعتنایی دولت مرکزی و بیرون کشیدن خودش از دایره مسئولیتهاست. و فرقش اینه که مسکو داوطلبانه خودش رو از داغستان بیرون کشید، و تل آویو بر اثر فشار جهانی و متحدان غربیش از غزه بیرون کشید.
روسپیهای طرفدار فلسطین هیچوقت اعتراف نمیکنند که وضع کرانه باختری برای این بهتر از غزهست، که اسراییل در مدیریت و امنیت کرانه باختری دخالت داشت، و در غزه نداشت.
روسپیهای طرفدار فلسطین هیچوقت اعتراف نمیکنند که وضع کرانه باختری برای این بهتر از غزهست، که اسراییل در مدیریت و امنیت کرانه باختری دخالت داشت، و در غزه نداشت.
وضع اقتصادی و چشمانداز زندگی در چین به قدری زیباست که چینیها به چهارمین ملیت مهاجران غیرقانونی که از مرز مکزیک وارد آمریکا میشن، تبدیل شدهاند.
مهمه که اطلاعاتت از یک کشور رو از کدوم قشر اون کشور دریافت میکنی. اگه از مهندسی که تو شانگهای یه پنتهاوس داره دریافت کنی، تصویری بت میده که شامل این بدبختی که خودش رو تا مکزیک رسونده نمیشه. وقتی کارگران چینی در میانمار که در شورشهای اخیر، اسیر شده بودند آزاد شدند، تازه ناظر خارجی با خودش گفت «عه.. پس یه عده هم انقدر بیچارهاند که چین رو ول میکنند میرن میانمار کارگری میکنند!». این با اون تصویر «هشتصد میلیون نفر رو از فقر بیرون کشیدیم و کارخانه جهانیم و چند سال دیگه آمریکا رو پشت سر میذاریم» و اینها تطابق نداره.
مهمه که اطلاعاتت از یک کشور رو از کدوم قشر اون کشور دریافت میکنی. اگه از مهندسی که تو شانگهای یه پنتهاوس داره دریافت کنی، تصویری بت میده که شامل این بدبختی که خودش رو تا مکزیک رسونده نمیشه. وقتی کارگران چینی در میانمار که در شورشهای اخیر، اسیر شده بودند آزاد شدند، تازه ناظر خارجی با خودش گفت «عه.. پس یه عده هم انقدر بیچارهاند که چین رو ول میکنند میرن میانمار کارگری میکنند!». این با اون تصویر «هشتصد میلیون نفر رو از فقر بیرون کشیدیم و کارخانه جهانیم و چند سال دیگه آمریکا رو پشت سر میذاریم» و اینها تطابق نداره.
Anarchonomy
وضع اقتصادی و چشمانداز زندگی در چین به قدری زیباست که چینیها به چهارمین ملیت مهاجران غیرقانونی که از مرز مکزیک وارد آمریکا میشن، تبدیل شدهاند. مهمه که اطلاعاتت از یک کشور رو از کدوم قشر اون کشور دریافت میکنی. اگه از مهندسی که تو شانگهای یه پنتهاوس داره…
خیلی بده که اطلاعات آدم با برخورد با فیزیک اشیاء بالا بره.
روسیه چهل هزار نیرو جمع کرده در یک نقطه که تا پایان سال، یا حداکثر تا سالگرد شروع جنگ، کل استان دونتسک رو تصاحب کنه، حتی اگه شده با فرستادن پسرها به داخل چرخ گوشت. و درست همزمان، دموکراتها با یک حرکت بچهگانه رئیس قبلی مجلس، که یک معاملهگر بود کنار گذاشتند، تا کسی رئیس بشه که به حکومت عیسی بیشتر اعتقاد داره تا دموکراسی، و ترجیح میده مهمات برسه به دست اسراییل، تا برسه به دست اوکراین (نیازهای نظامیشون فرق داره البته، ولی تصمیمات سیاسی میتونه یکی رو کند کنه و اون یکی رو تسریع).
سواد سیاسی شامل این میشه که به این درک برسی که خیلی از اتفاقات، کاملا خرکی و یا از روی خریت رخ میدن، و همین خرکیجات بخشی از فرمول تاریخه.
سواد سیاسی شامل این میشه که به این درک برسی که خیلی از اتفاقات، کاملا خرکی و یا از روی خریت رخ میدن، و همین خرکیجات بخشی از فرمول تاریخه.
Anarchonomy
خارجیها فکر میکنند در ایران ممکن بود برای آرمیتا هم اعتراضاتی مثل پارسال شکل بگیره اما به خاطر اتفاقات منطقه شکل نگرفت. در داخل هم همه فکر میکنند مهندسی خبر توسط حکومت باعث شده شکل نگیره. چه در داخل و چه در خارج، با واقعیت پریودیک بودن جامعه ایرانی آشنا…
فرندز در جهان سوم بیننده بیشتری داشت تا در آمریکا و کانادا. چون یک پکیج از ارزشهای جدید بود: ارتباطات جنسی آزاد، بیقیدی، اصالت خوشگذرانی، بازتعریف خانواده، استقلال، و شوخی با هرچیز قدیمی. همه اینها برای آدم جهانسومی که گروگان جامعه سنتی خودشه، مثل یک شربت گوارا بود. بنابراین ارتباطش با این سریال یک ارتباط عادی نبود، و برای همین اهمیت نداشت که بازیگرش درجه سه بوده یا درجه یک.
بچه دهه هشتادی هنوز خیلی چیزها رو نمیفهمه، ولی علامت نفهمیدنش این یک مورد نیست.
بچه دهه هشتادی هنوز خیلی چیزها رو نمیفهمه، ولی علامت نفهمیدنش این یک مورد نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نظرات درخشان شاه فیصل درباره اسراییل بود. نه فقط مشکلات منطقه، که کل مشکلات عالم رو تقصیر صهیونیسم میدونست. تغییر سبک زندگی و خلقیات جامعهش هم همینطور. پفیوز روانی فقط مونده بود بگه فلج اطفال هم تقصیر صهیونیستهاست!
و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که بردهداری رو در عربستان ممنوع کرد، و به خاطر آوردن تلویزیون به سرزمین وحی، ترورش کردند.
منظور اینها از اصلاحات اینه: مردم موهوماتی که نمیپسندیم رو کنار بگذارند و موهوماتی که میپسندیم رو جایگزین کنند.
و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که بردهداری رو در عربستان ممنوع کرد، و به خاطر آوردن تلویزیون به سرزمین وحی، ترورش کردند.
منظور اینها از اصلاحات اینه: مردم موهوماتی که نمیپسندیم رو کنار بگذارند و موهوماتی که میپسندیم رو جایگزین کنند.
Anarchonomy
این نظرات درخشان شاه فیصل درباره اسراییل بود. نه فقط مشکلات منطقه، که کل مشکلات عالم رو تقصیر صهیونیسم میدونست. تغییر سبک زندگی و خلقیات جامعهش هم همینطور. پفیوز روانی فقط مونده بود بگه فلج اطفال هم تقصیر صهیونیستهاست! و این تازه شاه اصلاحطلبشون بود که…
شاه فیصل هم مثل شما بود. هر قصهای رو که میخوند باور میکرد، و دوست داشت مردم هم چیزهایی که خودش باور کرده رو باور کنند.