گوساله جهانسومی فکر میکنه غرب هم مثل همون طویلهایه که توش به دنیا اومده و آزادی بیان «امتیاز»یه که خلیفه از بالا میده و رعیت استفاده میکنه، پس طبیعیه که پس بگیره. چون طویلهزاد برای تسکین حس لوزر بودن خودش چارهای نداره جز اینکه به خودش تلقین کنه همهجا طویلهست.
گوساله جهانسومی فکر میکنه شرکت خصوصی نوکر باباشه که بش تریبون بده، تا همون نجاساتی که تو طویله میل میکرد رو به بقیه هم تعارف کنه. بیمصرفی که مذهبش درباره مفتخوریه، فرهنگش درباره مفتخوریه، منطقش درباره مفتخوریه، و احساساتش هم درباره مفتخوریه.
گوساله جهانسومی توان نگاه کردن به لوکیشن سُم خودش هم نداره، تا ببینه همین آروغی هم که داره درباره آزادی میزنه، داره تو پلتفرم آزاد میزنه.
گوساله جهانسومی فکر میکنه شرکت خصوصی نوکر باباشه که بش تریبون بده، تا همون نجاساتی که تو طویله میل میکرد رو به بقیه هم تعارف کنه. بیمصرفی که مذهبش درباره مفتخوریه، فرهنگش درباره مفتخوریه، منطقش درباره مفتخوریه، و احساساتش هم درباره مفتخوریه.
گوساله جهانسومی توان نگاه کردن به لوکیشن سُم خودش هم نداره، تا ببینه همین آروغی هم که داره درباره آزادی میزنه، داره تو پلتفرم آزاد میزنه.
یه وضعیتی داریم که خودم هم بش مبتلام: وضعیت خوشبینی حاصل از بدبینی. فکر کن بت بگن فلانی همه همکلاسیاش رو گرفته زده، و چون تو درباره جرئت و عرضهش بدبینی، باور نمیکنی که کتککاری اتفاق افتاده باشه یا شدید بوده باشه. یعنی بدبینی نسبت به فرد، منجر به خوشبینی نسبت به اتفاق میشه. بعد میفهمی که واقعا کتکشون زده و بد هم زده.
چند هفته پیش شایعه شد که ریشسفیدهای حزب که منتقد سبک فعلی حکمرانیاند، با هم جلسه میذارن و با نخستوزیر سابق ملاقاتهایی دارند. خودم جزء کسانی بودم که گفتم این شایعات رو جدی نگیرید، چون اینها بخار این کار رو ندارند. و حالا اعلام میشه که ایشون کاملا «طبیعی» در سن ۶۸ سالگی، بر اثر حمله قلبی فوت کرده.
چند هفته پیش شایعه شد که ریشسفیدهای حزب که منتقد سبک فعلی حکمرانیاند، با هم جلسه میذارن و با نخستوزیر سابق ملاقاتهایی دارند. خودم جزء کسانی بودم که گفتم این شایعات رو جدی نگیرید، چون اینها بخار این کار رو ندارند. و حالا اعلام میشه که ایشون کاملا «طبیعی» در سن ۶۸ سالگی، بر اثر حمله قلبی فوت کرده.
Anarchonomy
گزارش جالبی منتشر شده درباره یک شرکت اسراییلی که تو کار جوسازی رسانهای و اثرگذاری روی افکار عمومیه، که دولت قبلی بورکینوفاسو استخدامشون کرده بوده تا یه ذره تو اینترنت براشون تبلیغ کنه، که البته اجل مهلت نداد و با کودتا سرنگون شد. دولت بشون گفته بوده داعشیها…
«هزاران تفنگدار دریایی آمریکا وارد اسراییل شدند».
فیلم مربوط به چند سال پیشه. اسراییل هم نیست. تفنگدار دریایی هم نیستند.
وقتی پروژه محتواسازی تعریف میشه، خیلیها میپرن تو استخر که یه پولی گیرشون بیاد تا سفره بازه. کیفیت و افکت، اهمیتی نداره. هرچیزی دم دست باشه، پست میکنند. بعد تو پیش خودت هی سوال مطرح میکنی که «یعنی هدف ایران و روسیه ازین فیکنیوزها چیه؟». سوالی که موضوعیت نداره.
فیلم مربوط به چند سال پیشه. اسراییل هم نیست. تفنگدار دریایی هم نیستند.
وقتی پروژه محتواسازی تعریف میشه، خیلیها میپرن تو استخر که یه پولی گیرشون بیاد تا سفره بازه. کیفیت و افکت، اهمیتی نداره. هرچیزی دم دست باشه، پست میکنند. بعد تو پیش خودت هی سوال مطرح میکنی که «یعنی هدف ایران و روسیه ازین فیکنیوزها چیه؟». سوالی که موضوعیت نداره.
Anarchonomy
- هیتلر دنبال ایجاد دولت رفاه بود، حمل و نقل با ماشین رو برای اقشار ضعیف ممکن کرد، و حامی برنامه حفاظت از حیوانات بود. - عالی، خودتون رو معرفی میکنید حالا؟ - کاربری با سینههای بزرگ هستم
برام نوشته: درسته «اندفعه فرق داره»ها رو مسخره میکنی ولی من فکر میکنم خسارتی که اندفعه به آرمان فلسطین وارد شد قابل اندازهگیری نیست و آثارش تا سالها باقی میمونه.
عزیزم، اونها به تخمشون هم نیست. این تویی که درباره آرمان فلسطین دچار سوء تفاهم بودی. مثل سوء تفاهمی که درباره جنبش بیالام داشتی و فکر میکردی بریزن تو رستوران داد بزنند تو صورت سفیدپوستها و بگن از جنبش ما حمایت کن، وجهه جنبششون رو خراب میکنه. مثل سوء تفاهمی که درباره قشر مذهبی داشتی و فکر میکردی برخورد خشنشون با دختران بیحجاب، وجهه مذهبشون رو خراب میکنه. اونها دنبال ایجاد رعب و تسلیم کردن دیگران هستند. این تویی که دوزاریت کجه، اونها میدونند دارند چه میکنند.
عزیزم، اونها به تخمشون هم نیست. این تویی که درباره آرمان فلسطین دچار سوء تفاهم بودی. مثل سوء تفاهمی که درباره جنبش بیالام داشتی و فکر میکردی بریزن تو رستوران داد بزنند تو صورت سفیدپوستها و بگن از جنبش ما حمایت کن، وجهه جنبششون رو خراب میکنه. مثل سوء تفاهمی که درباره قشر مذهبی داشتی و فکر میکردی برخورد خشنشون با دختران بیحجاب، وجهه مذهبشون رو خراب میکنه. اونها دنبال ایجاد رعب و تسلیم کردن دیگران هستند. این تویی که دوزاریت کجه، اونها میدونند دارند چه میکنند.
سوال ایرانیای که زیر چهل سال تبلیغات آخوند به گرگ بارونزده تبدیل شده: اگه آموزش پرورش کشورهای اسکاندیناوی انقدر خوب بود که میگفتند، چرا جوانانشون به راحتی با پالیوود خر میشن؟
۱- سیستم آموزشی مدرن، از سیستم آموزشی شصت سال پیش بهتره. نه اینکه مناسب زمانه امروز باشه. سوئد همیشه با تعداد زیادی از کشورها مقایسه شده که در شصت سال پیش گیر کردهاند، و طبیعیه که مثل یک کینگ به نظر بیاد. و یکچشم در شهر کورها پادشاه است. بهترین سیستمهای آموزشی فعلی، برای چالشهای امروزی طراحی نشدن. و برای همینه که اقلیت بچهها که باهوشتر از بقیه هستند، شناختشون از دنیا رو با اینترنت تکمیل میکنند. مثلا اطلاعاتی که در سایتهای فکاهی درباره واقعیتهای سیاسی پیدا میشه، از چیزی که معلمها ممکنه ارائه کنند، کاملتره. این مصیبتهایی رو هم بوجود میاره، چون اینترنت پر از شارلاتانهاست. اما نشون میده سیستم آموزشی چقدر ضعیفه.
۲- آموزش و پرورش عمومی، که دولت متولی اونه، از پایه و اساس یک ایده سوسیالیستیه. خود مدرسه، میلیتاریستیه، و برای همین هنجارهای پادگانی رو توش میبینید (چه پاکستان باشه چه آمریکا، معلم این حق رو برای خودش قائله که گوشی بچه رو ازش بگیره). اما عمومی بودن تحصیل، ایده سوسیالیستها بود و حتی حاضر بودند به خاطرش خون بدن. چون آموزش و پرورش متمرکز و ملی، جامعه رو یکدست بار میاره، و سوسیالیسم برای پیاده کردن بقیه ایدههای خودش به یکدست بودن مردم نیاز داره. و سوسیالیسم مخالف پروپاگاندا نیست. بلکه خودش تولیدکنندهش بوده و هست. بنابراین محصل، دنبال این نیست که کی راست میگه. از معلوماتش و مهارتهای زبانی که بدست آورده استفاده میکنه تا به بقیه بگه کی رو باید باور کرد. از پادگان سرباز میاد بیرون، نه حکیم.
۳- مردم، و مخصوصا بچهها بیشتر ازینکه تحت تأثیر کتاب باشند، تحت تأثیر اطرافیان و رفقاشون هستند. بخش پرکتیکال زندگی، به بخش منطقی اون غلبه میکنه. اگه چهارسال تمام چهار دانشجوی کرد همخوابگاهیت باشند، نظرت درباره خودمختاری کردستان، با حالتی که خوابگاه نگرفته بودی، یا گرفته بودی ولی هماتاقیها اصفهانی بوده باشند، خیلی تفاوت پیدا میکنه. مجاورت و معاشرت، روی اینکه بچهها چه دروغهایی رو بپسندند، یا نسبت به چه حقایقی کور بمونند، تأثیر داره. در خیلی از موارد، اون چیزی که شما «باور کردن پروپاگاندا» تلقی میکنید، در واقع باور کردن نیست. بلکه «پسندیدن پروپاگاندا»ست.
۱- سیستم آموزشی مدرن، از سیستم آموزشی شصت سال پیش بهتره. نه اینکه مناسب زمانه امروز باشه. سوئد همیشه با تعداد زیادی از کشورها مقایسه شده که در شصت سال پیش گیر کردهاند، و طبیعیه که مثل یک کینگ به نظر بیاد. و یکچشم در شهر کورها پادشاه است. بهترین سیستمهای آموزشی فعلی، برای چالشهای امروزی طراحی نشدن. و برای همینه که اقلیت بچهها که باهوشتر از بقیه هستند، شناختشون از دنیا رو با اینترنت تکمیل میکنند. مثلا اطلاعاتی که در سایتهای فکاهی درباره واقعیتهای سیاسی پیدا میشه، از چیزی که معلمها ممکنه ارائه کنند، کاملتره. این مصیبتهایی رو هم بوجود میاره، چون اینترنت پر از شارلاتانهاست. اما نشون میده سیستم آموزشی چقدر ضعیفه.
۲- آموزش و پرورش عمومی، که دولت متولی اونه، از پایه و اساس یک ایده سوسیالیستیه. خود مدرسه، میلیتاریستیه، و برای همین هنجارهای پادگانی رو توش میبینید (چه پاکستان باشه چه آمریکا، معلم این حق رو برای خودش قائله که گوشی بچه رو ازش بگیره). اما عمومی بودن تحصیل، ایده سوسیالیستها بود و حتی حاضر بودند به خاطرش خون بدن. چون آموزش و پرورش متمرکز و ملی، جامعه رو یکدست بار میاره، و سوسیالیسم برای پیاده کردن بقیه ایدههای خودش به یکدست بودن مردم نیاز داره. و سوسیالیسم مخالف پروپاگاندا نیست. بلکه خودش تولیدکنندهش بوده و هست. بنابراین محصل، دنبال این نیست که کی راست میگه. از معلوماتش و مهارتهای زبانی که بدست آورده استفاده میکنه تا به بقیه بگه کی رو باید باور کرد. از پادگان سرباز میاد بیرون، نه حکیم.
۳- مردم، و مخصوصا بچهها بیشتر ازینکه تحت تأثیر کتاب باشند، تحت تأثیر اطرافیان و رفقاشون هستند. بخش پرکتیکال زندگی، به بخش منطقی اون غلبه میکنه. اگه چهارسال تمام چهار دانشجوی کرد همخوابگاهیت باشند، نظرت درباره خودمختاری کردستان، با حالتی که خوابگاه نگرفته بودی، یا گرفته بودی ولی هماتاقیها اصفهانی بوده باشند، خیلی تفاوت پیدا میکنه. مجاورت و معاشرت، روی اینکه بچهها چه دروغهایی رو بپسندند، یا نسبت به چه حقایقی کور بمونند، تأثیر داره. در خیلی از موارد، اون چیزی که شما «باور کردن پروپاگاندا» تلقی میکنید، در واقع باور کردن نیست. بلکه «پسندیدن پروپاگاندا»ست.
Anarchonomy
مدیریت کشور خیلی هیئتیتر ازونیه که ایرانی میانگین تصور میکنه.
کشور نرمال، که توسط تعدادی گاومیش اداره نمیشه، اینجوری آمار خانههای خالی رو اعلام میکنه.
بیشترین فیلمها و سریالهای جاسوسی و ضدتروریسم، یا کاراکتر بریتانیایی دارند یا موضوع بریتانیایی. در حالی که انگلیس امروز کمترین نقش میدانی رو تو عملیاتهای اینچنینی داره. بگذریم که پلیس انگلیس کم مونده یه چیزی هم دستی به جهادیها بده! همزمان دنیای سینما کاملا خالی از کاراکتر اسراییلی و موضوع اسراییلیه، در حالی که اسراییل بیشترین فعالیت میدانی رو درباره این چیزها داره. از فقط همین که هرروز محل سکونت یا اختفای یک فرمانده تروریستها رو پیدا کنی و شربت شهادت رو بش بنوشانی، سه تا سریال نتفلیکس میشه ساخت. اما کسی جرئت نداره چنین تصویری از موساد و شینبت ارائه بده. کاراکتر اسراییلی نباید مرد خوب آلفا نمایش داده بشه.
اما جماعت جهانسومی همچنان درباره اینکه «رسانهها تو چنگ یهودیهاست» به زر زدن ادامه میده.
اما جماعت جهانسومی همچنان درباره اینکه «رسانهها تو چنگ یهودیهاست» به زر زدن ادامه میده.
Anarchonomy
بیشترین فیلمها و سریالهای جاسوسی و ضدتروریسم، یا کاراکتر بریتانیایی دارند یا موضوع بریتانیایی. در حالی که انگلیس امروز کمترین نقش میدانی رو تو عملیاتهای اینچنینی داره. بگذریم که پلیس انگلیس کم مونده یه چیزی هم دستی به جهادیها بده! همزمان دنیای سینما کاملا…
همین «اسراییلیها مظلومنمایی میکنند» یکی از کلیشههای یهودستیزانهست، تا نفرت خاص و غیرعادی که علیهشون دارند رو عادی جلوه بدن. مثلا عوام ارمنی درباره هولوکاست میگفتند «ما رو هم نسلکشی کردند، فقط شما رو نکردند که شلوغش کردید». اتفاقا این رو اخیرا هم میگن، وقتی پاکسازی نژادی قرهباغ رخ داد اخیرا، و جامعه جهانی به اونجاش هم نگرفت.
مظلومنمایی استراتژی اسراییل نیست. این رو بش نسبت میدن. کشور مظلومیتباز، اصرار نمیکنه اف۳۵ بخره، انحصار سلاح اتمی داشته باشه، و بهترین پدافند دنیا رو بسازه.
دعواها دوباره سرد میشه، سیکل خبری عوض میشه، هیاهو میخوابه. اما الان بهترین فرصته تا کشف کنید که چقدر دروغ و توهم و وقاحتی که این دروغها و توهمات رو بهمدیگه وصل کرده، زندگی شما رو احاطه کرده.
مظلومنمایی استراتژی اسراییل نیست. این رو بش نسبت میدن. کشور مظلومیتباز، اصرار نمیکنه اف۳۵ بخره، انحصار سلاح اتمی داشته باشه، و بهترین پدافند دنیا رو بسازه.
دعواها دوباره سرد میشه، سیکل خبری عوض میشه، هیاهو میخوابه. اما الان بهترین فرصته تا کشف کنید که چقدر دروغ و توهم و وقاحتی که این دروغها و توهمات رو بهمدیگه وصل کرده، زندگی شما رو احاطه کرده.
Anarchonomy
تو بعضی شیشههای دو جداره، جداره بیرونی سکوریته، و شیشه داخلی معمولی. شیشههای دفتر آسوشیتدپرس از همونا بوده. ولی خندهداره، تو طبقه اِنم برج که قرار نیست توپ بخوره به پنجره که ایمن بودن یه جداره کافی باشه. اگه کسی نشسته بود پشت اون میزها، تکههای شیشه گردنش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برج با شیشههای بزرگ، جای امنی نیست. نمونه شماره ۳۵۲.
سه سال پیش اگه صدنفر از چهرههای اکتیویست بیتکوین رو فالو میکردم، الان فقط پنج نفرشون رو دارم، که توسعهدهنده هستند و حرف زیادی نمیزنند. نود و پنج نفر دیگه رو به مناسبتهای مختلف آنفالو و یا حتی بلاک کردم تا الان. فرقی نداره موضوع روز چی باشه، چه انتخابات، چه واکسن، چه تورم، چه اوکراین، چه غزه.. این جماعت بالاخره یک راهی برای اینکه ثابت کنند یک مشت ابلهند پیدا میکنند. یا به شکل بیتعارفتر: بیتکوین بازدهی بالایی در جذب ابلهان داره. مثل اسلام که بازدهی بالایی در جذب بیماران روانی داره.
همون سازمان بینالمللی که مثلا قراره مانع ساخت سلاح اتمی توسط آخوند بشه، از کلمه «انفجار» در نزدیکی تأسیسات اتمی اوکراین استفاده میکنه بدون اینکه به عاملش اشاره کنه، تا جایی که هیئت مبارزه با فیکنیوز توعیتر، پلتفرمی که به زبالهدانی اینترنت تبدیل شده، هم این وقاحت رو برنمیتابه و زیرش تذکر میده که انفجار خود به خودی نداریم. حمله روسیه بود، که با پهپادهای ایرانی انجام شد.
ما مردم ایران با گروگانگیرهای بالاسرمون کاملا تنهاییم، و هرچقدر داد بزنیم کمک، کسی صدامون رو نخواهد شنید.
ما مردم ایران با گروگانگیرهای بالاسرمون کاملا تنهاییم، و هرچقدر داد بزنیم کمک، کسی صدامون رو نخواهد شنید.
همه دنبال دوست از جانگذشته میگردند، که براشون جان بده، یا بیهیچتوقع هواشون رو داشته باشه. اما تو دنیای واقعی آدم بیشتر به متحد نیاز داره، تا دوست فداکار. و متحد لزوما کسی نیست که کاری برات انجام بده. بلکه در بیشتر موارد کسیه که کاری به کارت نداره.
ما در یک باکس فرهنگی بزرگ شدیم، که بدون اینکه حتی خودمون متوجه باشیم، تعریف شخصیمون از سعادت رو اون فرهنگ برامون تعیین کرده. و تعریف رسمی داخل این باکس اینه که سعادت یه ربطی به این داره که خدم و حشم داشته باشی! چون شاهان و شاهزادگان ته تهش به همین میرسیدند. برای همین حتی کارمند ساده هم به محض اینکه میفهمه اجازهش رو داره، شروع میکنه به خدمتطلبی: اینو برام بیار، اونو برام ببر، اینو برام درست کن، اونو برام بشور! تا جایی که در چارچوب فساد سیستماتیک، رشوه غیرنقدی، به یک پدیده به بزرگی رشوه نقدی تبدیل شده. به این معنی که رشوهگیرنده، دیگه صرفا به ارزش ریالی رشوهای که میگیره اهمیت نمیده؛ بلکه دنبال اینه که شکل این رو داشته باشه که دیگران نوکریش رو میکنند! بنابراین ممکنه به زیردستش بگه برو دو کیلو میوه بخر ببر خونهم تحویل بده به خانومم! با اینکه میتونه پولی رو که به شکل رشوه از دیگران گرفته صرف گرفتن پیک کنه، تا پیک میوه رو برای زنش ببره. اما اون کار جذابیتی براش نداره، با اینکه براش رایگانه و پول پیک رو از جیب خودش نداده. میخواد این کار از طریق نوکری انجام بشه، نه از طریق تجاری. فهم بسیاری از مردم ما از رسیدن به «نان و نوا» همینه، و فراتر ازین نیست.
اما سعادت در بیشینه کردن مصونیت از شر دیگرانه. که حداکثری از غریبهها، طی توافقاتی رسمی و غیررسمی، متعهد باشند که برات دردسر درست نکنند. حس آرامش و آسایشی که این مصونیت ایجاد میکنه، به قدری قیمتی و ارزشمنده، که دیگه اهمیت نداره هیچ خدم و حشمی نداشته باشی، و حتی اهمیتی نداره اگه امکانات رفاهی ساده رو هم نداشته باشی و لباسات رو با دست بشوری.
اگه رد این کجفهمی در زندگی شخصی افراد رو دنبال کنید، به وضعیت کلی کشور هم میرسید. در تنظیم مناسبات، و طراحی حکمرانی، دنبال جنگلی هستند که توی اون جنگل دوستان جانبرکفی داشته باشند، که در روز مبادا از خطرات اون جنگل محافظتشون کنه، تا اینکه گلستانی داشته باشیم که کسی نوکر کسی نباشه.
به عبارت دیگه، ایرانی تیپیکال، زندگی خوب در جای بد رو ترجیح میده به زندگی سخت در جای خوب. و تا وقتی این فرهنگ تغییر نکنه، تا دویست سال دیگه هم ایران یک جای بد خواهد بود.
ما در یک باکس فرهنگی بزرگ شدیم، که بدون اینکه حتی خودمون متوجه باشیم، تعریف شخصیمون از سعادت رو اون فرهنگ برامون تعیین کرده. و تعریف رسمی داخل این باکس اینه که سعادت یه ربطی به این داره که خدم و حشم داشته باشی! چون شاهان و شاهزادگان ته تهش به همین میرسیدند. برای همین حتی کارمند ساده هم به محض اینکه میفهمه اجازهش رو داره، شروع میکنه به خدمتطلبی: اینو برام بیار، اونو برام ببر، اینو برام درست کن، اونو برام بشور! تا جایی که در چارچوب فساد سیستماتیک، رشوه غیرنقدی، به یک پدیده به بزرگی رشوه نقدی تبدیل شده. به این معنی که رشوهگیرنده، دیگه صرفا به ارزش ریالی رشوهای که میگیره اهمیت نمیده؛ بلکه دنبال اینه که شکل این رو داشته باشه که دیگران نوکریش رو میکنند! بنابراین ممکنه به زیردستش بگه برو دو کیلو میوه بخر ببر خونهم تحویل بده به خانومم! با اینکه میتونه پولی رو که به شکل رشوه از دیگران گرفته صرف گرفتن پیک کنه، تا پیک میوه رو برای زنش ببره. اما اون کار جذابیتی براش نداره، با اینکه براش رایگانه و پول پیک رو از جیب خودش نداده. میخواد این کار از طریق نوکری انجام بشه، نه از طریق تجاری. فهم بسیاری از مردم ما از رسیدن به «نان و نوا» همینه، و فراتر ازین نیست.
اما سعادت در بیشینه کردن مصونیت از شر دیگرانه. که حداکثری از غریبهها، طی توافقاتی رسمی و غیررسمی، متعهد باشند که برات دردسر درست نکنند. حس آرامش و آسایشی که این مصونیت ایجاد میکنه، به قدری قیمتی و ارزشمنده، که دیگه اهمیت نداره هیچ خدم و حشمی نداشته باشی، و حتی اهمیتی نداره اگه امکانات رفاهی ساده رو هم نداشته باشی و لباسات رو با دست بشوری.
اگه رد این کجفهمی در زندگی شخصی افراد رو دنبال کنید، به وضعیت کلی کشور هم میرسید. در تنظیم مناسبات، و طراحی حکمرانی، دنبال جنگلی هستند که توی اون جنگل دوستان جانبرکفی داشته باشند، که در روز مبادا از خطرات اون جنگل محافظتشون کنه، تا اینکه گلستانی داشته باشیم که کسی نوکر کسی نباشه.
به عبارت دیگه، ایرانی تیپیکال، زندگی خوب در جای بد رو ترجیح میده به زندگی سخت در جای خوب. و تا وقتی این فرهنگ تغییر نکنه، تا دویست سال دیگه هم ایران یک جای بد خواهد بود.
- بچههای ما نرفتن با صدام بجنگند که با دستهای بسته شهید بشن که امروز هموطن خودمون با دست بسته کشته بشه
- مگه اینا همونا نیستن؟ مگه یکی از غواصهایی که زنده موند، جلیلی نبود؟ مگه جلیلیهای زنده مونده، خون مخالف نظام رو هدر نمیدونند؟
- نه پدر شهید من مثل اینا نبود
- تو سه سالت بود. آدم تو سه سالگی نمیفهمه باباش چه آدمیه
- مگه اینا همونا نیستن؟ مگه یکی از غواصهایی که زنده موند، جلیلی نبود؟ مگه جلیلیهای زنده مونده، خون مخالف نظام رو هدر نمیدونند؟
- نه پدر شهید من مثل اینا نبود
- تو سه سالت بود. آدم تو سه سالگی نمیفهمه باباش چه آدمیه
چپ که داغ اعدامهای دهه شصت رو فراموش نمیکنه، و نباید هم بکنه، فقط وقتی از زیدآبادی متنفر شد که به جلاد دهه شصت گفت قاضی بیشیلهپیله! حالا همون زیدآبادی، به دلیل تهی بودن از هر ایدیولوژیای، غیر از «جبرگرایی زیر سایه سلطان مقتدر» که به یک خواجه تبدیلش کرده، احتیاط بیشتری داره در ترسیم چهره مثبت از حماس، تا چپ، که به مجاهد سلفیمذهب که گردن کارگر تایلندی شاغل در اسراییل رو با بیل میزنه، میگه فریدام فایتر!
خواجه وسطباز هم روزی دوبار ساعت رو درست نشون میده. اما چپ عصبانی با خود زمان هم دشمنی داره.
خواجه وسطباز هم روزی دوبار ساعت رو درست نشون میده. اما چپ عصبانی با خود زمان هم دشمنی داره.
آخوند دریافت پول مفت بابت اقامه نماز ظهر رو ول نمیکنه بیاد فیزیک درس بده، برای همون مقدار پول.
وقتشه باور کنید که همهچیز زمینهسازی شده نیست. واقعیت به همین سادگیه که کشورتون حکومت نداره و یابوهای حاکم امورات سادهای مثل محاسبه تعادل بین بازنشستگی و استخدام و تربیت نیرو رو نمیتونند انجام بدن و در هرج و مرج زندگی میکنید و بچههاتون قراره بیشتر تجربهش کنند.
وقتشه باور کنید که همهچیز زمینهسازی شده نیست. واقعیت به همین سادگیه که کشورتون حکومت نداره و یابوهای حاکم امورات سادهای مثل محاسبه تعادل بین بازنشستگی و استخدام و تربیت نیرو رو نمیتونند انجام بدن و در هرج و مرج زندگی میکنید و بچههاتون قراره بیشتر تجربهش کنند.
Anarchonomy
دیوار مهربانی یادتون هست؟ الان تو خیابون نمونهای ازش میبینید؟ یک حرکت بینظیر بود در دنیا، ولی انگار هیچوقت اتفاق نیفتاده. ایرانیها یک ملت پریودیک هستند. برای هر حرکتی یک پریود دارند. ازون پریود که بگذره، هرچقدر هم تبلیغات انجام بدی مثل اینه که با دیوار…
خارجیها فکر میکنند در ایران ممکن بود برای آرمیتا هم اعتراضاتی مثل پارسال شکل بگیره اما به خاطر اتفاقات منطقه شکل نگرفت. در داخل هم همه فکر میکنند مهندسی خبر توسط حکومت باعث شده شکل نگیره. چه در داخل و چه در خارج، با واقعیت پریودیک بودن جامعه ایرانی آشنا نیستند.
Anarchonomy
خارجیها فکر میکنند در ایران ممکن بود برای آرمیتا هم اعتراضاتی مثل پارسال شکل بگیره اما به خاطر اتفاقات منطقه شکل نگرفت. در داخل هم همه فکر میکنند مهندسی خبر توسط حکومت باعث شده شکل نگیره. چه در داخل و چه در خارج، با واقعیت پریودیک بودن جامعه ایرانی آشنا…
همیشه این رو در گوشه ذهن داشته باشید که اگه آرمیتا روحیه پسرانهای داشت و میرفت دو نفر از اعضای بسیج رو به قتل میرسوند، و بعد دچار مرگ مغزی میشد، دیگه این تصویر شهید گونه رو ازش ارائه نمیکردند. خانوادهش میاومد میگفت اخیرا مواد مصرف میکرد، صداسیما میگفت از کومله پول گرفته بود، ایرانی خاکستری میگفت اینها میخوان ایران رو سوریه کنند، و وزیر خارجه آمریکا میگفت ما با افزایش هرگونه تنش مخالفیم. بنابراین کسانی که وانمود میکنند ناراحتند که به این شکل فوت کرده، «میپسندند» که به این شکل فوت کنه.