Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«کاش نظام کاری به رفقای ما نداشت و اجازه میداد با طیب خاطر به نفرت‌پراکنی علیه یهودیان بپردازیم. چرا این دلخوشی‌های کوچک را از ما دریغ می‌کنند؟ تازه مگر نفرت‌پراکنی ما به نفع خود نظام نیست؟ تازه بارها گفته‌ایم که خشونت فقط حق مسلم مبارزان فلسطینی است، نه ایرانیان معترض. گاهی از کارهای نظام سر در نمی‌آوردم».
Anarchonomy
نسیم نشسته هشتگ‌ها رو چک می‌کنه، می‌ترسه دوباره بزنند همین چیزی که از لبنان باقی مونده رو هم شخم بزنند، و فایده هم نداشته باشه و شیعه‌ها بقیه این کشور هم صاحب بشن و مجبور بشه برای همیشه با کشورش و رویای احیای فرهنگ متکثر شام، خداحافظی کنه، هی میگه «اندفعه…
نسیم الان دوباره تو اون حالتشه که تو کابین هواپیما عینک غواصی میزد. بش سخت نگیرید که حرف‌های خودش رو یادش بره.

به عنوان کسی که سال‌هاست درباره همه‌چیز اظهار نظر کرده این رو میگم:
داشتن consistency در آخرالزمان، مثل نگه داشتن زغال سرخ در دستان است.
خیلی حلزونی دارند متوجه میشن آدم خوب بودن تو زمین بازی آدم بدها، بد بودنه.

#تاتی_تاتی_تا_نور
یکی از اشتراکات برجسته بین فقه و روانشناسی، اینه که هر دو با اختراع «اصل» و «قاعده» وانمود می‌کنند در حال کشف علمی هستند، که یک‌جور حسادت به علوم طبیعیه که درباره قاعده‌ها و قانون‌ها حرف می‌زنند (اگه در فضای حوزه بوده باشید می‌دونید که تا الان صدها «اصل» از قرآن استخراج کرده‌اند. شیعه همزمان صدها اصل دیگه از نهج‌البلاغه استخراج کرده).
برای این قواعد هم اسم‌هایی انتخاب می‌کنند که عوام بگرخه. مثل این یکی: امبادید کاگنیشن! یعنی ادراک جسمیت‌یافته یا همچین چیزی.
و از عباراتی در معرفیش استفاده می‌کنند که یک تکتیک بازاریابیه، مثل این جمله: «می‌دانیم که..»، که به طرف القاء بشه این قاعده اثبات‌شده، و پذیرفته‌شده‌ست، ما می‌دونستیم، این تویی که خبر نداشتی، بیخود به سرت نزنه درباره‌ش تشکیک کنی.
حالا چی میگه این «اصل»؟ میگه اگه یه لیوان نوشیدنی داغ دستت باشه، غریبه‌هایی که باشون برخورد می‌کنی رو دوستانه‌تر در نظر می‌گیری!
این یه چیزیه که باید از زبان مادربزرگ خرافاتیت میشنیدی، ولی به عنوان «اصل» داره در دانشگاه‌ها تدریس میشه.
آرشیو من مثل بایبله. بذارید بالای تخت‌تون.
همزمان با شروع تجاوز روسیه به اوکراین یک سری پست درباره مهملاتی که اون روزها تکرار می‌شد نوشتم که مورد استقبال قرار گرفت (براشون هشتگ نذاشتم، با سرچ کلمه «مهمل» پیدا میشن). بد نیست دو تا از مهملات وقایع اخیر رو هم لیست کنم.

مهمل ۱: الان تظاهرات‌ در حمایت از فلسطین در کشورهای غربی بزرگ‌تر شده چون دموگرافی تغییر کرده و عرب‌ها و مسلمان‌ها زیاد شدن!

همین چندماه پیش اسراییل تعداد زیادی از رهبران راکت‌انداز غزه رو کتلت کرد، که اون موقع هم تلفات غیرنظامی وجود داشت. اما جیک از کسی در نیومد. حمله به جنین در کرانه باختری یک اقدام تند بود، و بابت اون هم جیکی ایجاد نشد. تو فاصله چندماه دموگرافی اروپا تغییر نکرده. حتی تغییرش در ده سال گذشته هم اونقدری نبوده که بتونه بلبشوی اخیر رو توضیح بده. رشد ارگانیک، آهسته و پیوسته‌ست. وقتی حالت انفجاری پیدا می‌کنه یعنی یکی داره از پشت هلش میده.
خود این عبارت «بی‌سابقه‌ترین راهپیمایی‌ها در حمایت از فلسطین» میس‌اینفورمیشنه. چون در بطن امر، این جزء راهپیمایی‌های متداول اروپایی درباره فلسطین نیست. بلکه همون اعتراضات جنبش بی‌ال‌ام است که پرچمش عوض شده، و پول قطر هم بش اضافه شده. عرب و مسلمان، قابلیت هوچی‌گری بالایی داره، ولی در برابر قابلیت‌های «چپ آکادمیک» عددی نیست. عرب و مسلمان، هدایت‌کننده و جریان‌ساز اروپا نیست. چون از لحاظ نرم‌افزاری تهی است (اگه تهی نبود تو همون مملکت خودش یه کاری از پیش می‌برد). و آدم تهی وقتی وارد یک سیستم غول‌پیکر نرم‌افزاری میشه، مغلوب و مقهور میشه. چون در جایی که ازش اومده، تفکر انتقادی و بینش‌مندی مفاهیم غریبی هستند. این‌ها در زندگی‌شون با کسی مثل من برخورد نکردن، و اگه آکادمی غربی اجازه میداد در برابر من قرار بگیرند، دچار تروما میشدند (باز انگ نارسیسیسم بزن ولی خودت که اینجا رو میخونی می‌دونی واقعیته).
بنابراین اگه میخوای تحلیل کنی، باید به این بپردازی که بی‌ال‌ام‌ دنبال چیه. نه مهاجر و مهاجرزاده مسلمان.

مهمل۲: اینکه هر کون‌نشوری بحران میسازه برای دنیا یعنی آمریکا موقعیت قبلی خودش رو از دست داده، و حتی شهروندانش رو گروگان می‌گیرن و کاری نمی‌کنه.

آمریکا قبل ازین گروگان‌های خیلی بدتری داده، که گل درشتش تو ایران خودمون بود. آمریکا با انفجارهای بزرگ جلوی سفارت‌های خودش مواجه شده. آمریکا بحران موشکی کوبا رو داشت، که خاک خود آمریکا تهدید شده بود. و هیاهوی خانمان‌برانداز جنگ ویتنام رو. آمریکا بحران نفتی رو داشت که مردم ثروتمندترین کشور دنیا کیلومترها تو صف بنزین می‌نشستند و با هم دعوا می‌کردند. آمریکا تورم بیست درصدی رو داشت و صف کوپن شیر خشک رو و جنگ سرد رو. آمریکا جولان مافیا تو شهرها رو داشت، و نژادپرستی عریان تو خیابون رو. و این فقط مواردیه که تو خاطرات آدم‌های زنده‌ست. آمریکا روزهایی رو از سر گذرونده که این روزها در برابرش زنگ تفریح هم نیست. آمریکا هیچ‌وقت انقدر قوی و سر حال نبوده که الان است. دنیا هم به نفعش تغییر کرده، هی میگن جنگ جهانی سوم، اما نفت هیچ میلی به بالا رفتن نداره، و آب هم تو دل مصرف‌کننده آمریکایی تکون نخورده. اختلافات یاغی‌ها با همدیگه، بیشتر از اشتراکاتشونه، و برخلاف قدقدهای تریبونی، میل به دردسر خریدن کمتر شده.
حتی بین دکور خونه و گرایشات سیاسی مردم رابطه وجود داره. مبل استیل، که فقط یک گروهان لازمه تا جابجاش کنند، فقط یک سلیقه نیست. فتیش امپراتوری هم است. منزلی نشانه موفقیت صاحبشه، که شاهانه باشه. اما برخلاف ادعاهای آریایی، این فتیش شاهی، بیشتر مغولیه، تا باستانی‌.
کافیه دقت کنید سقف اهداف عوام و انقلابیون از رسیدن به قدرت در اعصار مختلف چی بوده: شاشیدن! بله دقیقا همین. به نظر شما خنده‌دار میاد، ولی همینه. مثلا ببینید چطور اصرار دارند که کاخ سفید باید حسینیه بشه (که محتمل است خود دموکرات‌ها قبل ازینکه آخوند به خودش تکون بده، سفره رقیه رو پهن کنه اونجا) یا تو تل‌آویو نماز بخونند (که عرب اسراییلی داره آلردی نماز میخونه اونجا، ولی نماز اون‌ها رو قبول ندارند)‌ ولی وقتی بپرسی «خب بعدش چی؟ بعد از حسینیه شدن کاخ‌سفید چی میشه؟» جوابی نداره و به بن‌بست میرسه. چون ته آرمان همونه. چون این‌ها رو نماد شاشیدنش در اونجا می‌بینه. روضه، شاش شیعه‌ست. وقتی میاد به زور تو دانشگاه روضه میخونه، میخواد بگه اینجا هم شاشیدم‌. وقتی مسلمانان جلوی سفارت کشور اروپایی، نماز جماعت برپا می‌کنند، میخوان بگن جلوی درتون هم ادرارمون رو پاشیدیم و کسی نتونست مانع بشه. حتی مخالف رژیم فعلی هم فقط در صورتی باور می‌کنه به پیروزی رسیده که ببینه مرقد خمینی به توالت عمومی تبدیل شده باشه. و این منش مغولی در قدرت بود. هیچ پلنی در کار نبود. غایت و نهایت همه تلاش‌ها و جهادها، شاشیدن به قدرتمند قبلی یا نظم قبلی بود، تا فقط سلطه خودش رو به اثبات برسونه. همه رفتارها و استراتژی‌ها و سیاست‌ها رو باید در این راستا ببینید تا بتونید چرایی کارهایی که انجام میدن رو درک کنید.


ایرانی یاد گرفته هی به خودش بگه مغول‌ها به ما حمله کردند، اما این ما بودیم که که فرهنگ‌مون رو بشون تحمیل کردیم. غافل ازینکه یک‌طرفه نبوده. بله اون‌ها ایرانیزه شدند، ولی جامعه تو هم سلطه‌جو شد.
اخیرا دیدم بعضی از روس‌ها هم دارند کشف می‌کنند منجلابی که کشورشون در اون افتاده، بی‌ربط به افکت حاکمیت مغول‌ها بر سرزمین‌شون نیست.
همه فکر می‌کردند هوش مصنوعی که هر تصویری میتونه بسازه، باعث میشه مردم هرچیزی رو باور کنند. اما خود این جو که ممکنه همه همه‌چیز رو باور کنند، باعث شده که الان مردم هیچ‌چیزی رو باور نکنند!
قبیله‌گرایی همیشه هست، و مردم شواهد رو طبق سوگیری خودشون دستچین می‌کنند، و اون‌هایی که باش مطابقت داره رو می‌پذیرند و بقیه رو انکار می‌کنند.
اما این همه موضوع نیست. یک عامل روانی دیگه دخالت داره: مردم دوست ندارند جزء فریب‌خوردگان باشند! وقتی چو میفته که «آهای، فریب آسانتر شده»، میرن تو لاک دفاعی، تا از حیثیت زرنگ‌بودگی خود دفاع کنند. ترجیح میدن همه مسئولیت‌های اخلاقی، و واکنش‌های عاطفی به شواهد رو تعطیل کنند، تا زرنگ باقی بمونند.
Anarchonomy
همه ما به خاطر توهم «خون بر شمشیر پیروز است» بدبخت شدیم. حتی همین که درآمد تویی که این رو میخونی کمتر از اعانه‌ایه که در آمریکا به کارتن‌خواب‌ها پرداخت می‌کنند، به خاطر همین توهمه. پدر و مادرت شاید خوب بلد نبودند شعارش رو بدن، ولی تا عمق وجود به این توهم باور…
بعد از سپتامبر، اکتبر هم رکورد گرم‌ترین اکتبر ثبت‌شده رو زد. اختلاف با گذشته یه جوریه که انگار دستگاه‌ها خراب شدن.
از یک طرف این کنجکاوی ایجاد میشه که این گرمای غیرعادی چطور خودش رو در ماه‌های آینده تو حوادث آب و هوایی نشون میده. یعنی دوست داری ببینی چی میشه. از طرف دیگه اون حوادث بدون تلفات نخواهد بود. یعنی دوست نداری ببینی چی میشه.
این یکی از شهرهای روسیه‌ست. بالکن طرف زرد بوده، یه پتو آبی هم داشته شسته پهن کرده. بش گفتن مثل پرچم اوکراین شده، سریع جمعش کن!

تو دوران شوروی یه نقاش رو فرستادن اردوگاه. چون مأموری که تعیین میکرد کی تو سیبری بمیره، تو چهره یکی از نقاشی‌هاش علامت اس‌اس نازی رو دیده بود. هیچ‌ جوری نمیشه چهره انسان رو ترسیم کرد که علامت اس‌اس از توش دربیاد، ولی اون دیده بود.
Anarchonomy
این یکی از شهرهای روسیه‌ست. بالکن طرف زرد بوده، یه پتو آبی هم داشته شسته پهن کرده. بش گفتن مثل پرچم اوکراین شده، سریع جمعش کن! تو دوران شوروی یه نقاش رو فرستادن اردوگاه. چون مأموری که تعیین میکرد کی تو سیبری بمیره، تو چهره یکی از نقاشی‌هاش علامت اس‌اس نازی…
تو کشوری که مثل اردوگاه اداره میشه، قصه‌ها همه‌چیزند. هم پایه ساختمانند، هم ستون‌هاش. هم دیوارند هم سقفش. همونطور که تمام زندگی اسرای داخل اردوگاه با پشتوانه یک قصه تنظیم شده، بهم ریختن همه‌چیز هم با شکست خوردن قصه اتفاق میفته. مثلا «مرجع عالیقدر شیعه میخواد اسلام ناب رو پیاده کنه و به مدینه فاضله برسیم» یه قصه‌ست.
تو محیط اردوگاهی، که قصه تمام اکسیژن موجود رو مصرف کرده، نمادها بیش از اندازه به چشم میان. چون تابلوی قصه‌ها هستند، و توجهات رو به سمت قصه اصلی، هدایت می‌کنند. بنابراین چهره مرجع عالیقدر رو تصادفی در ماه نمی‌بینند، بلکه مجبورند ببینند، چون به این تابلوها نیاز دارند. و همچنین نمادهایی که متعلق به دشمن هستند هم بیش از حد دیده میشن، چون ضدقصه هستند. مثل لوگوی شیر و خورشید، یا ستاره داوود.
تو اردوگاه، تو قصه رو مصرف نمی‌کنی. بلکه این قصه‌ست که تو رو مصرف می‌کنه. تا وقتی داخل اردوگاهی متوجه نمیشی که چطور تمام توان مغزت صرف فوکوس بیمارگونه به قصه و تزییناتش شده.
خبر سکته قلبی پوتین معادل خارجی «خامنه‌ای فرار کرده نجف» و این‌هاست. اما کار ترکیبی رسانه‌های رسمی، که با ریدن به اعتبار خودشون در مورد بیمارستان غزه همون یه ذره اعتمادی که وجود داشت رو از بین بردند، و ایلان ماسک، که با ریدن به توعیتر اونجارو به جنگل بات‌ها و سایبری‌ها تبدیل کرده؛ باعث شد مبارزه با فیک‌نیوز یک تلاش بیهوده به نظر برسه، و دیگه حتی کسی رغبت نداره به مردم بگه باور نکنید این جفنگیات را.
Anarchonomy
- به یه جانور آکادمیک اقتصاد خونده گفتم مثل اقتدارگراهای سایکوپت درباره اموال مردم حرف می‌زنید، بلاکم کرد. تو دانشگاه بش آموزش ندادن با حرف رک چطور مواجه بشه. - این پسره که دو نفر رو در دفاع از خودش کشته بالاخره به حبس محکوم می‌کنند. نژادپرستی در آمریکا یه…
در مورد پرونده Rittenhouse حرفم درست درنیومد و خوشبختانه تبرئه شد (البته در اون پاراگراف حالا می‌تونید به جای کلمه سفید، «یهودیان» رو بذارید، و درست دربیاد)، ولی اینکه مخ ایلان ماسک تاب داره، حرف دقیقی بود که خیلی زودتر از همه نوشتم، و دارند به مرور بش پی میبرند. حمله به ویکیپدیا آخرین رفتار کودکانه آدمیه که به نفعش بود وقت زیادی رو آنلاین نباشه و خودش رو به دنیا نشناسونه.
پول رفیق کسی نیست که بش بگه چی به نفعشه. پول فقط یک حماله که به هر طرف بخوای میبردت. اگه بش بگی میخوام برم تو زباله‌دانی، تا همونجا حملت می‌کنه. عقل خودت، یا عقل رفیقت، باید بت بگه دقیقا کی هستی، تا بفهمی بهتره چی رو نشون بدی و چی رو نشون ندی. بعد از پول بخوای یه چیزهایی ازت رو نشون بده، و یه چیزهایی ازت رو مخفی نگه داره‌.
ایده‌آل اینه که کمترین عیوب شخصیتی رو داشته باشی. اما هیچ‌کس به ایده‌آل نمیرسه. پس هدف منطقی بعدی، باید این باشه که از پولت برای پوشاندن عیوبت استفاده کنی. کسی که نه تنها این کار رو نمی‌کنه، بلکه از پول برای عریان‌تر کردن خودش استفاده می‌کنه، دچار فقر ذهنیه.
اقتدارگرایان توتالیتر اهمیت نمیدن چقدر باشون کنار اومدی و ازین به بعد چقدر حاضری کنار بیای.
اپل شوی جان استوارت رو کنسل کرد چون این بشر نمیتونه تو برنامه‌ش به چین انتقاد نکنه، و وابستگی اپل به چین طوریه که نمیتونه هزینه عصبانی شدن‌شون رو بپردازه.
اما توتالیتر نمیاد بگه عه مرسی که به خاطر ما شوی پربیننده پلتفرمت رو کنسل کردی. توتالیتر طلب‌کارتر هم میشه، و حالا یک پرونده شکایت مالیاتی علیه فاکسکان، که تولیدات اپل رو انجام میده، باز کرده. این پرونده‌ها اینجوری‌ان که یا باید باج هنگفت بدی که شکایت رو پس بگیرند، یا باید انتظار داشته باشی بیان آش و جاش رو مصادره کنند. و ازونجایی که فاکسکان تایوانیه، این یک تهدید خزنده در راستای جنگ هم حساب میشه. بهترین نوع باجگیری، تو موقعیتی که شرکت رو در یک مخمصه ژیوپولتیک قراردادی، قابل انجامه.

اینکه الان به سهامدار اپل بگی «دیدید؟ نگفتیم تو چین سرمایه‌گذاری نکنید؟» نشانه هوشمندی نیست. هوشمندی این می‌بود که وقتی این هشدار رو بدی که توتالیتر داشت می‌گفت «بیایید هیشکی باتون کار نداره.. همه دارن میان. همه که خنگ نیستن».
سالانه میلیاردها دلار خرج سکس میشه، اما هیچ‌کس به هیچ‌کس نمیگه انقدر پول میدم آخر هفته‌ها بیا بم سر بزن، انقدر میدم بیا با هم بریم پیاده‌روی، انقدر میدم بذاری ده دقیقه از نزدیک به صورتت خیره بشم. برای سکس حاضرند هر غریبه‌ای رو استخدام کنند، اما برای این کارهای ساده، اگه طرف از هفت‌خوان عشق رد نشده باشه قبولش ندارند.‌
Anarchonomy
سالانه میلیاردها دلار خرج سکس میشه، اما هیچ‌کس به هیچ‌کس نمیگه انقدر پول میدم آخر هفته‌ها بیا بم سر بزن، انقدر میدم بیا با هم بریم پیاده‌روی، انقدر میدم بذاری ده دقیقه از نزدیک به صورتت خیره بشم. برای سکس حاضرند هر غریبه‌ای رو استخدام کنند، اما برای این کارهای…
اون یک سفارش رندومه، و مربوط به بحران تنهایی میشه.
خیلی‌ها مشکلی با تنهایی ندارند. منظور من موقعیت‌هاییه که از چهره، صدا، بیان، استیل کسی خوشتون میاد، اما تمام راه‌ها برای بهره‌مند شدن ازین صفاتش برای مدت محدود، مسدوده.
بین خوانندگان همین کانال مرد جوانی هست که چهره‌ش مثل سربازیه که از جنگ بالکان اومده بیرون. اگه بگم کاش میشد بریم یه جا من فقط سی دقیقه بی‌وقفه به چشمات نگاه کنم میگن طرف گی‌ای چیزیه. اما برای واژن اجاره‌ای، کافیه تا سر خیابون برم.
It ain't right.
یادتونه تو مدرسه داعش شیعه بتون می‌گفتن اگه تو تظاهرات ۱۳ آبان شرکت کنید، انقدر نمره به درس فلان‌تون اضافه می‌کنیم؟ خب، تو دانشگاه برکلی هم دارند همینو به دانشجو میگن، برای شرکت در تظاهرات حمایت از فلسطین. مثل اینجا فیلم هم براشون پخش می‌کنند. البته باید عکس یا فیلم که ثابت کنه شرکت کردن رو ارسال کنند تا ساندیس آخر ترم شامل‌شون بشه.
فحش مادری که ما ایرانی‌ها به جیک سالیوان میدیم، و شایستگیش رو هم داره، برای لحظه‌ای بذارید کنار و به این جمله‌ای که نوشته توجه کنید:

"Washington must balance a sense of urgency with patience, understanding that what matters is the sum of its actions, not winning a single news cycle"

«واشنگتن باید فوریت‌شناسی را با اضافه کردن بردباری، متعادل کند؛ با این درایت که چیزی که مهم است حاصل‌جمع اقداماتش است، نه پیروزی در یک سیکل خبری».

این‌ها هشت حمله پهپادی خمپاره‌ای به پایگاه‌هاشون توسط بوزینه‌های نظام در عرض یک هفته رو، یک سیکل خبری (که ذاتا موقتی هستند) می‌بینند، و نگاهشون به بازه ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ میلادیه‌.
اینکه این نگاه غلطه یا درسته، یا نظر ما درباره‌ش چیه، یک بحث دیگه‌ست. فعلا لازمه همه بفهمند که نوع نگاه این‌ها چیه. چون خیلی‌ها هنوز نفهمیدن.
تیتر اکونومیست: «آمریکا میتونه دو تا جنگ، و شاید سه تا رو هندل کنه؟».

تیتربازی یه صنعته. و این‌ها توش واردند. آمریکا در حال حاضر داخل هیچ جنگی نیست. به اوکراین داره فقط سلاح میفرسته، اون هم تاریخ گذشته‌ها رو. در مدیترانه هم یه ناو هواپیمابر مستقر کرده که دویست سیصد کیلومتر دورتر از ساحله. از تایوان هم که فعلا خبری نیست.
برعکسِ این تیتر رو نمی‌بینید. یعنی تیتری مثل این: «تردیدها درباره آمادگی چین برای جنگ: خلع و ناپدید شدن دو نفر از کلیدی‌ترین مقامات کابینه در عرض کمتر از سه ماه».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الان دو جا هست که امام مسجد از ارتش‌های کشورهای اسلامی میخواد که علیه اسراییل اقدام نظامی انجام بدن و دعوت به جهاد می‌کنه. یکی وزیرستان پاکستان، یکی هم بردفورد انگلیس! 😂
اما دقت کنید که وقتی داره نمونه میاره ازین ارتش‌ها، میگه ارتش پاکستان، ارتش ترکیه، و ارتش‌های عربی. اسمی از ایران نمیاد، که خودش و مزدورانش نود و هشت درصد تمام اقدامات نظامی علیه اسراییل رو دارند انجام میدن. این هم جزء حس حقارتیه که مسلمان درگیرشه‌.