Anarchonomy
جمعیت کشور اگه هشتاد میلیون نفر باشه، چهل میلیون نفرشون کسخل هستند، و چهل میلیون نفرشون کسکش! ممکنه عدهای ازین گروه نشت کنند به اون گروه، و برعکس؛ اما کلیت ترکیب سرجاش میمونه. مثلا در مجارستان نیمی از مردم انقدر کسکشند که ازینکه روسیه زورش میرسه نسلکشی…
در جامعهای که کانالهای رسمی خودانتقادی مسدودند، نه تنها ضرب موجهای کسخلبازی گرفته نمیشه، بلکه به سونامی تبدیل میشن.
Anarchonomy
در جامعهای که کانالهای رسمی خودانتقادی مسدودند، نه تنها ضرب موجهای کسخلبازی گرفته نمیشه، بلکه به سونامی تبدیل میشن.
در ادامه سندروم بلژیکپنداری وطن، از همون روشهایی برای«فشار از پایین» استفاده میکنند که در اروپا کاربرد داره، و سعید حجاریان و بقیه امنیتی هایی که بعدا جامعهشناس شدند، بشون گفتند در مورد ایران هم صادقه.
یه مدت هم باید صبر کنیم تا باور کنند دلقکخانهای که عنوان دانشگاه رو بش دادند، دیگه در اختیار مردم نیست و فقط متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامیه. جایی که فقط با سهمیه پدر سپاهی میشه واردش شد، و فقط با پول پدر سپاهی میشه هزینهش رو داد.
یه مدت هم باید صبر کنیم تا باور کنند دلقکخانهای که عنوان دانشگاه رو بش دادند، دیگه در اختیار مردم نیست و فقط متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامیه. جایی که فقط با سهمیه پدر سپاهی میشه واردش شد، و فقط با پول پدر سپاهی میشه هزینهش رو داد.
«امروز در لندن، حامیان هولوکاست ۲ با تمام قوا ریختند بیرون».
خیلی بامزهست که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف و با تجربیات مختلف، در تله ذهنی «اندفعه فرق داره» میفتند. حامیان هولوکاست ۱ در غرب هشتاد سال پیش، خیلی بیشتر ازین بودند، و اون موقع همشون سفید بودند. علت اینکه اون موقع با این ابعاد نمیریختند بیرون به خاطر این بود که خیابان اصلا میدان مطرحی نبود. الان به پشتوانه شبکههای اجتماعی، خیابان خیلی مهمتر از چیزی که هست تلقی میشه. و اتفاقا این خوبه، چون این تصور رو در بین این آدمها ایجاد میکنه که فعال و موثر شدهاند.
خیلی بامزهست که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف و با تجربیات مختلف، در تله ذهنی «اندفعه فرق داره» میفتند. حامیان هولوکاست ۱ در غرب هشتاد سال پیش، خیلی بیشتر ازین بودند، و اون موقع همشون سفید بودند. علت اینکه اون موقع با این ابعاد نمیریختند بیرون به خاطر این بود که خیابان اصلا میدان مطرحی نبود. الان به پشتوانه شبکههای اجتماعی، خیابان خیلی مهمتر از چیزی که هست تلقی میشه. و اتفاقا این خوبه، چون این تصور رو در بین این آدمها ایجاد میکنه که فعال و موثر شدهاند.
بین فاشیسم و تکنولوژی رابطه وجود داره. و این رابطه تئوریک نیست. فاشیستهای قرن بیستم، که به قدرت رسیدند، یا نزدیک بود به قدرت برسند، در جزوههاشون مطلب تئوریکی درباره تکنولوژی نبود. اما تکنولوژی باعث شده بود اعتماد به نفس پیدا کنند. مخصوصا در اوائل قرن بیستم، که پیشرفتهای سریع این حس رو ایجاد کرد که «الان میشه کارهایی کرد که قبلا نمیشد».
الان دوباره در یک دوره دیگه از پیشرفتهای سریع هستیم، و این باز داره به فاشیستها اعتماد به نفس میده. دقت کنید که چین چقدر درباره هوش مصنوعی و قطارهای سریع هیجانزدهست. یا کشورهای ضعیف، چقدر درباره پرتاب موفقیتآمیز فلان، و ساخت پهپاد بهمان، هیجانزدهاند.
فرقش اینه که امروز، تمام کشورهایی که سودای احیای ورژن قدیمی خودشون، که امپراتوری بودند و برو بیایی داشتند رو در سر دارند، مثل روسها، مثل اعراب، واردکننده محض تکنولوژی هستند. حتی چین که بالاترین بضاعت تولید صنعتی رو داره، هنوز باید تکنولوژی روز رو وارد کنه. در حالی که اروپایی که فاشیستهای قرن بیستمش اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، در لبهی لبه تکنولوژی بود، و با این حال فاشیستها شکست خوردند. چه افقی برای فاشیستهای امروزی در نظر دارید که اعتماد به نفسشون هم عاریتیه؟
اینکه جماعت جهانسومی بگن دموکراسی و لیبرالیسم بده و اَخه، علاوه بر اینکه چیز جدیدی نیست، چیز مهمی هم نیست. اینها صلاح خودشون هم نمیتونند تشخیص بدن. همونطور که در آفریقا، با شعارهای خرکی ضداروپایی، نیروهای فرانسوی که تا حدی امنیتشون رو تأمین میکرد بیرون کردند، و حالا از یک سمت با واگنر طرفند و از یک طرف با داعش! (حتی سفید خوب و سفید بد رو هم تشخیص نمیدن. و گرنه روس رو به فرانسوی ترجیح نمیدادن. فرانسوی امروزی، فرانسوی امروزه. اما روس امروزی، همون روس دویست سال پیشه و بیاد تو روستا همه رو به رگبار میبنده. کمااینکه بستند چند هفته پیش). وقتی باید نگران شد، که در جوامع آزاد، و تولیدکننده تکنولوژی، فاشیسم دوباره سر بلند کنه.
الان دوباره در یک دوره دیگه از پیشرفتهای سریع هستیم، و این باز داره به فاشیستها اعتماد به نفس میده. دقت کنید که چین چقدر درباره هوش مصنوعی و قطارهای سریع هیجانزدهست. یا کشورهای ضعیف، چقدر درباره پرتاب موفقیتآمیز فلان، و ساخت پهپاد بهمان، هیجانزدهاند.
فرقش اینه که امروز، تمام کشورهایی که سودای احیای ورژن قدیمی خودشون، که امپراتوری بودند و برو بیایی داشتند رو در سر دارند، مثل روسها، مثل اعراب، واردکننده محض تکنولوژی هستند. حتی چین که بالاترین بضاعت تولید صنعتی رو داره، هنوز باید تکنولوژی روز رو وارد کنه. در حالی که اروپایی که فاشیستهای قرن بیستمش اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، در لبهی لبه تکنولوژی بود، و با این حال فاشیستها شکست خوردند. چه افقی برای فاشیستهای امروزی در نظر دارید که اعتماد به نفسشون هم عاریتیه؟
اینکه جماعت جهانسومی بگن دموکراسی و لیبرالیسم بده و اَخه، علاوه بر اینکه چیز جدیدی نیست، چیز مهمی هم نیست. اینها صلاح خودشون هم نمیتونند تشخیص بدن. همونطور که در آفریقا، با شعارهای خرکی ضداروپایی، نیروهای فرانسوی که تا حدی امنیتشون رو تأمین میکرد بیرون کردند، و حالا از یک سمت با واگنر طرفند و از یک طرف با داعش! (حتی سفید خوب و سفید بد رو هم تشخیص نمیدن. و گرنه روس رو به فرانسوی ترجیح نمیدادن. فرانسوی امروزی، فرانسوی امروزه. اما روس امروزی، همون روس دویست سال پیشه و بیاد تو روستا همه رو به رگبار میبنده. کمااینکه بستند چند هفته پیش). وقتی باید نگران شد، که در جوامع آزاد، و تولیدکننده تکنولوژی، فاشیسم دوباره سر بلند کنه.
نکته اول: اصلا خوشبین نیستم که حمله زمینی به غزه نتایجی که اسراییل توقع داره رو برآورده کنه، وقتی هشت درصد کل مردان بالغ اونجا عضو حماس هستند. اما مخالفت و جیغ و داد حامیان به اصطلاح «آرمان فلسطین» با حمله زمینی، واقعیت اینها رو برای شما برملا میکنه. مسائلی که در حملات هوایی جیغ بنفش اینها رو بلند کرده، مثل تلفات غیرنظامی و نابرابر بودن تلفات به نفع اسراییل، در حمله زمینی کاملا برعکسه. تلفات غیرنظامی کاهش پیدا میکنه، و این نیروهای اسراییل هستند که در معرض ریسک بیشتری قرار میگیرند و کشته زیادی خواهند داد. این چیزیه که یک سرباز صفر هم میدونه. بنابراین دلواپس تیپیکال فلسطین، باید از حمله زمینی استقبال هم بکنه، چون میتونه برای اینکه کودکان کمتری کشته میشن، و سربازان اسراییلی بیشتری کشته میشن، جشن بگیره. اما برعکس، از قبل ماتم گرفته.
خیلی سادهست. چون دغدغهش ویرانی و کودک فلسطینی نیست. میترسه حماس و بقیه گروههای تروریستی، قابلیتهای جنگی خودشون رو از دست بدن.
نکته دوم: مشابه این پست رو پونزده سال پیش هم نوشته بودم. دقیقا همینقدر تکراریاند.
خیلی سادهست. چون دغدغهش ویرانی و کودک فلسطینی نیست. میترسه حماس و بقیه گروههای تروریستی، قابلیتهای جنگی خودشون رو از دست بدن.
نکته دوم: مشابه این پست رو پونزده سال پیش هم نوشته بودم. دقیقا همینقدر تکراریاند.
Anarchonomy
پیوند آخوند و چپ، فقط در نوفللوشاتو نبود. هنوز هم با قدرت در جریانه. آخوند همهچیز دنیا رو از دریچه تنگ و کهنه «مسلمان-کافر» خودش نگاه میکنه، و چپ همهچیز دنیا رو از دریچه تنگ و کهنه «ستمگر-ستمدیده». هر دو، نگاه باینریشون رو، روی همدیگه میندازن و همپوشانی…
چپ و آخوند، وقتی با تهی بودن فرضیاتشون مواجه میشن، سوئیچ میکنند به همدیگه.
وقتی میپرسی کدوم نیروی استعماری سراغ دارید که وقتی مورد حمله قرار میگیره، شهروندانش مثل اسراییلیهای ساکن خارج، بلیت گرفته باشند تا برگردن به کشور تا اعزام بشن به جبهه؟ اینطور جواب میده که: خب اینها انگیزههای مذهبی دارند و تورات فلان گفته و بهمان.
وقتی میپرسی اگه انگیزه مذهبیه، پس چرا عرب اسراییلی هم داره پول جمع میکنه تا کمک کنه به ارتش؟ میگه اینها به دلیل نهادینه شدن استعمار در فرهنگ شهروندانه، همونطور که هندیها برای ارتش انگلیس جان میدادند!
پیچگوشتی چهارسو رو بکنی تو پیچ دوسو و اصرار کنی جواب میده، حداکثر یه حفره توش ایجاد میشه، و سپس گرد میشه، و سپس با پیچگوشتی دوسو هم نمیتونی بازش کنی. گاهی باید بپذیری ابزارت مناسب نیست.
وقتی میپرسی کدوم نیروی استعماری سراغ دارید که وقتی مورد حمله قرار میگیره، شهروندانش مثل اسراییلیهای ساکن خارج، بلیت گرفته باشند تا برگردن به کشور تا اعزام بشن به جبهه؟ اینطور جواب میده که: خب اینها انگیزههای مذهبی دارند و تورات فلان گفته و بهمان.
وقتی میپرسی اگه انگیزه مذهبیه، پس چرا عرب اسراییلی هم داره پول جمع میکنه تا کمک کنه به ارتش؟ میگه اینها به دلیل نهادینه شدن استعمار در فرهنگ شهروندانه، همونطور که هندیها برای ارتش انگلیس جان میدادند!
پیچگوشتی چهارسو رو بکنی تو پیچ دوسو و اصرار کنی جواب میده، حداکثر یه حفره توش ایجاد میشه، و سپس گرد میشه، و سپس با پیچگوشتی دوسو هم نمیتونی بازش کنی. گاهی باید بپذیری ابزارت مناسب نیست.
Anarchonomy
«امروز در لندن، حامیان هولوکاست ۲ با تمام قوا ریختند بیرون». خیلی بامزهست که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف و با تجربیات مختلف، در تله ذهنی «اندفعه فرق داره» میفتند. حامیان هولوکاست ۱ در غرب هشتاد سال پیش، خیلی بیشتر ازین بودند، و اون موقع همشون سفید بودند.…
درباره اینکه هشتاد سال پیش نقش خیابان چه بود، و الان چیه، این عکس کفایت میکنه؛ که هشتاد و پنج سال پیش در اتریش گرفته شده. یهودیان رو مجبور میکردند کف خیابون رو فرچه بزنند، تا شعارهایی که علیه اشغال اتریش توسط آلمان نوشته شده بود رو پاک کنند. شعارها رو یکی دیگه نوشته بود، اما یهودی رو مجبور میکردند پاکشون کنه. با این ادعا که «یکم کار سخت انجام بدید به جامعه نفع برسونید تن لشها». چون ترند اون زمان این بود که یهودی مفتخوره، چون کار سخت نمیکنه اما وضعش از بقیه بهتره.
نظر اینها هیچوقت تغییر نکرد. فقط زور آمریکا چربید و نشستن سرجاشون. حالا وانمود میکنند یه مشت مهاجر عرب اقلیت وضع رو خیلی بدتر کردهاند!
نظر اینها هیچوقت تغییر نکرد. فقط زور آمریکا چربید و نشستن سرجاشون. حالا وانمود میکنند یه مشت مهاجر عرب اقلیت وضع رو خیلی بدتر کردهاند!
Anarchonomy
خبرنگار مجله معتبر! آمریکایی میگه گزارش قبلیم درباره اینکه بچههای اسراییلی سربریده شده بودند درست نبود. گزارش درست این بود که بنویسم سر نداشتند. بله همینقدر دلقکند.
توعیتر جایی بود که آدم رو بارها و بارها وادار میکرد که بگه «امیدوارم سر خانواده خودت بیاد». تا قبل از توعیتر تصور میکردیم قدیمیها چون آدمهای سنتی هستند دیگران رو لعن میکنند. بعد از توعیتر فهمیدیم ربطی به سنت نداره.
یکی از افههای متداول، این ژانر «یکی بدتر از خودشون» است.
میگم افه، چون صرفا کاربرد «من فقط به جان آدمها اهمیت میدم و انسان درستیام» داره، و گرنه در صورتی که این بزرگواران در شرایطی قرار بگیرند که مجبور بشن بین زندان اسراییل و زندان غزه، یکیش رو انتخاب کنند، زندان اون «بدتر از حماس» رو انتخاب میکنند.
میگم افه، چون صرفا کاربرد «من فقط به جان آدمها اهمیت میدم و انسان درستیام» داره، و گرنه در صورتی که این بزرگواران در شرایطی قرار بگیرند که مجبور بشن بین زندان اسراییل و زندان غزه، یکیش رو انتخاب کنند، زندان اون «بدتر از حماس» رو انتخاب میکنند.
Anarchonomy
درباره اینکه هشتاد سال پیش نقش خیابان چه بود، و الان چیه، این عکس کفایت میکنه؛ که هشتاد و پنج سال پیش در اتریش گرفته شده. یهودیان رو مجبور میکردند کف خیابون رو فرچه بزنند، تا شعارهایی که علیه اشغال اتریش توسط آلمان نوشته شده بود رو پاک کنند. شعارها رو یکی…
نفرتانگیزترین پلاکارد اعتراضات اخیر رو یک عرب در دست نگرفته بود. هویت این دختره رو کشف کردن. یک نروژیه، که در لهستان درس میخونه.
اعراب برای یهودستیزی نیاز به معلم ندارند، اما در برابر اروپاییها کلاس ابتدایی هستند.
اعراب برای یهودستیزی نیاز به معلم ندارند، اما در برابر اروپاییها کلاس ابتدایی هستند.
چیزی یاد گرفتهام که به کسی نصیحتش نمیکنم، چون همینکه برای خودم خوب کار میکنه کافیه: از کسانی که برهنگی زنان مسئله مهمیه براشون، چه مثبت و چه منفی، باید دوری کرد. چه اونی که از برهنگی دچار شعف میشه، و چه اونی که دچار انزجار میشه، یه جای دیگه درباره موضوعاتی دیگه، چیزی خواهد گفت یا کاری خواهد کرد، که میفهمی باید زودتر ازش فاصله میگرفتی.
I may sound like a narcissist, but I never "trust me bro" you. All I'm saying is that people around you, people you listen to, and people you're influenced by, don't understand how the physical world works; and that should scare the hell out of you for the rest of your life.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پوچگرایی مذهبی از سن پایین به مغز تزریق میشه. مثل این مورد که بچه به برادر در حال مرگ خودش اصرار میکنه که شهادتین رو بگه. کوچکترین اثری از احساسات نرمال انسانی، مثل وحشت، غم، شوک، و تنش در چهرهش دیده نمیشه. از همین الان به روبوتی که هیچچیز براش مفهوم نداره، تبدیلش کردهاند.
Anarchonomy
پوچگرایی مذهبی از سن پایین به مغز تزریق میشه. مثل این مورد که بچه به برادر در حال مرگ خودش اصرار میکنه که شهادتین رو بگه. کوچکترین اثری از احساسات نرمال انسانی، مثل وحشت، غم، شوک، و تنش در چهرهش دیده نمیشه. از همین الان به روبوتی که هیچچیز براش مفهوم نداره،…
در یک منطقه کالیفرنیا، دقیقا همون سفیدهایی که برای جورج فلوید ختم هفتم و چهلم میگرفتند، در پاسخ به درخواست جواز ساخت مسکن انبوه، که خانوادههای کمبضاعت، که یعنی شامل سیاهها میشه، در اون ساکن بشن، یه نامه نوشتن که مضمونش این بود که «مگه از رو جنازه ما رد بشید». یعنی ما از شما در برابر «ظلم دولت» حمایت میکنیم، ولی گه میخورید بخواید ارزش ملک ما رو بیارید پایین! یعنی دمتون گرم، سنگ بزنید به سیستم، ولی طرف محله ما نیایید!
برای خاورمیانهای هم این نقش رو قائلند که سنگ بزنه به سیستم، که معتقدند هژمونی آمریکاست، و زندگی براشون مهم نباشه، تا هزینههای این سنگ زدن رو به راحتی بپردازند، ولی مشکلی برای تجارت جهانی پیش نیاد، که ریتم زندگی خودشون بهم بریزه. دقیقا مثل مسابقات یوافسی، که برای تماشاچیهای پر از هیجان، سرگرمی آخر هفتهست، ولی برای اونی که داخل اوکتاگونه میتونه منجر به مرگ بشه. پس بهتره اون «فایتر» دچار ذهنیتی باشه که مرگ رو سبک میگیره.
دانشگاه غربی، یک هیولای تخیلی از «غرب» ساخته، و از اقشار بدبخت توقع داره در برابر این هیولا امتیاز بگیرند.
حالا براتون شفافتر شد؟
برای خاورمیانهای هم این نقش رو قائلند که سنگ بزنه به سیستم، که معتقدند هژمونی آمریکاست، و زندگی براشون مهم نباشه، تا هزینههای این سنگ زدن رو به راحتی بپردازند، ولی مشکلی برای تجارت جهانی پیش نیاد، که ریتم زندگی خودشون بهم بریزه. دقیقا مثل مسابقات یوافسی، که برای تماشاچیهای پر از هیجان، سرگرمی آخر هفتهست، ولی برای اونی که داخل اوکتاگونه میتونه منجر به مرگ بشه. پس بهتره اون «فایتر» دچار ذهنیتی باشه که مرگ رو سبک میگیره.
دانشگاه غربی، یک هیولای تخیلی از «غرب» ساخته، و از اقشار بدبخت توقع داره در برابر این هیولا امتیاز بگیرند.
حالا براتون شفافتر شد؟
«کاش نظام کاری به رفقای ما نداشت و اجازه میداد با طیب خاطر به نفرتپراکنی علیه یهودیان بپردازیم. چرا این دلخوشیهای کوچک را از ما دریغ میکنند؟ تازه مگر نفرتپراکنی ما به نفع خود نظام نیست؟ تازه بارها گفتهایم که خشونت فقط حق مسلم مبارزان فلسطینی است، نه ایرانیان معترض. گاهی از کارهای نظام سر در نمیآوردم».
Anarchonomy
نسیم نشسته هشتگها رو چک میکنه، میترسه دوباره بزنند همین چیزی که از لبنان باقی مونده رو هم شخم بزنند، و فایده هم نداشته باشه و شیعهها بقیه این کشور هم صاحب بشن و مجبور بشه برای همیشه با کشورش و رویای احیای فرهنگ متکثر شام، خداحافظی کنه، هی میگه «اندفعه…
نسیم الان دوباره تو اون حالتشه که تو کابین هواپیما عینک غواصی میزد. بش سخت نگیرید که حرفهای خودش رو یادش بره.
به عنوان کسی که سالهاست درباره همهچیز اظهار نظر کرده این رو میگم:
داشتن consistency در آخرالزمان، مثل نگه داشتن زغال سرخ در دستان است.
به عنوان کسی که سالهاست درباره همهچیز اظهار نظر کرده این رو میگم:
داشتن consistency در آخرالزمان، مثل نگه داشتن زغال سرخ در دستان است.