Anarchonomy
اگه روسیه اجساد سربازانش رو سریع جمع میکرد، یعنی اهمیت میداد به اینکه حتما جمعشون کنه، این تصاویر خلق نمیشد. نه تنها از گوشت جلوی توپ استفاده میکنند، بلکه براشون فرقی نداره که همه ببینند دارند از گوشت جلو توپ استفاده میکنند. هیچکدوم از چهرههای اصلی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- شصت سانت لوله زنگزده میخوام
- برای کجا میخوای؟
- برای دومین ارتش گودرتمند جهان
- برای کجا میخوای؟
- برای دومین ارتش گودرتمند جهان
Anarchonomy
اینجایی که ویلای داریوش مهرجویی توش بود یه خانه بهداشت داشت، که یه پیرمرد پولداری از خیلی وقت پیش اهدا کرده بود. یه ساختمان مستطیلی بود با چندتا اتاق. اتاق جراحی سرپاییش بیشتر شبیه کتابخونه مدرسه بود تا اتاق جراحی سرپایی. یه قفسه کتاب بود، با یه میز چرخدار…
حکومتی که درباره همهچیز عددسازی میکنه، درباره هرچیزی هم قصهسازی خواهد کرد. مثل قصه متداول «قاتل با مقتول اختلاف مالی داشت». تا وانمود بشه اگه مقتول کرمی نریخته بود قبلا، این اتفاق نمیفتاد. اگه شما مواظب حساب و کتاب زندگیتون باشید، گلوتون بریده نمیشه.
برای خانوادههای ضعیف، گمنام و فقیر، یک قصه متداول دیگه دارند: «قاتل شیشه مصرف کرده بود»، تا وانمود بشه وضعیت جامعه اینطور نیست که افراد عادی دست به قتل عام کل خانوادهشون بزنند، اینها حالت عادی ندارند. اگه شما مواظب باشید مواد وارد زندگیتون نشه، اتفاق هولناکی براتون نمیفته.
برای خانوادههای ضعیف، گمنام و فقیر، یک قصه متداول دیگه دارند: «قاتل شیشه مصرف کرده بود»، تا وانمود بشه وضعیت جامعه اینطور نیست که افراد عادی دست به قتل عام کل خانوادهشون بزنند، اینها حالت عادی ندارند. اگه شما مواظب باشید مواد وارد زندگیتون نشه، اتفاق هولناکی براتون نمیفته.
در جهت منویات سیاسی خلیفه، شافعی هم خودی درمیاد. این ادعا که نزدیک به تشیع هستند، انگی بود که بقیه سنیها بشون زدند. اما این انگ رو با کمال میل پذیرفتند، و شیعه هم ازش استقبال میکنه. همونطور که عرب اروپایی میاد در تظاهرات خیابانی و در حمایت فلسطین شعار «خیبر خیبر» میده تا کشتار یهودیان در صدر اسلام رو به یهودیان امروزی یادآوری کنه، انگی که یک حدیثساز یهودی به مسلمانان زد، و اونها هم با کمال میل پذیرفتند، و الان بش افتخار هم میکنند.
مثل اینه که یکی شایعه کنه مادرت خرابه، بعد بری خیابون شعار بدی «خرابیم و خرابیم».
مثل اینه که یکی شایعه کنه مادرت خرابه، بعد بری خیابون شعار بدی «خرابیم و خرابیم».
Anarchonomy
در جهت منویات سیاسی خلیفه، شافعی هم خودی درمیاد. این ادعا که نزدیک به تشیع هستند، انگی بود که بقیه سنیها بشون زدند. اما این انگ رو با کمال میل پذیرفتند، و شیعه هم ازش استقبال میکنه. همونطور که عرب اروپایی میاد در تظاهرات خیابانی و در حمایت فلسطین شعار «خیبر…
قرنهاست که یهودیان به بهانههای مذهبی مورد کشتار، نسلکشی، پاکسازی نژادی، آوارگی، مصادره اموال، و آزار و اذیت قرار گرفتهاند. ولی در بیشتر موارد، موضوع اصلی منافع مادی و سیاسی بوده.
پونصدسال پیش، اوضاع درست برعکس الان بود. یهودیان در منطقه تحت کنترل مسلمانان امنیت بیشتری داشتند تا در جوامع مسیحی. حاکمان اموی اسپانیا، بشون اجازه داده بودند آزاد باشند. نه اینکه ازشون خوششون میاومد، بلکه به این دلیل که اقلیت یهودی اهل تجارت و بیزینس بود، و بخش قابل توجهی از درآمد مالیاتی حکومت رو تأمین میکرد. وقتی مسیحیان اروپا موفق شدند به تدریج قلمروشون رو از مسلمانان پس بگیرند، و اونها رو از اسپانیا بیرون کنند، با یهودیان لج کردند. چون سابقا از طریق مالیات، اسپانسر حکومت عربها محسوب میشدند. حاکم مسیحی، بشون چهار ماه وقت داد یا مسیحی بشن، یا اسپانیا رو ترک کنند (مجبور کردن به تغییر مذهب با تهدید به قتل، چیزی که در کشورهای اسلامی هم علیه یهودیان رخ نداده بود، یا با این ابعاد و جدیت رخ نداده بود). اموال و املاکشون رو با قیمت پایین ازشون خریدن و آوارهشون کردند. بایزید دوم، پادشاه امپراتور عثمانی کشتیهای نیروی دریاییش رو فرستاد و تعدادی از یهودیان آواره رو به ترکیه و یونان آورد. اون هم نه برای اینکه ازشون خوشش میاومد. بلکه چون اونها رو پولساز میدونست.
عطش برای از بین بردن این اقلیت، انگیزههای مذهبی داره، ولی کاملا در حاشیهست و برای کسی اهمیت چندانی نداره. همونطور که آثار بیمیلی به جهاد، هم در خاورمیانه و هم در اروپا کاملا مشهوده. چه در ایران که حتی همون عده اندک ساندیسی رو بدون وعده شام نمیشه در میدان فلسطین جمع کرد، چه اون مهاجران و مهاجرزادگان عرب اروپا، که هر نوع مراسمی رو برای «مبارزه» برگزار میکنند، غیر ازینکه زندگیشون در اروپا رو ول کنند.
موضوع اصلی، تبدیل شدن یهودستیزی به وسیله نقلیه انگیزههای دیگهست، که همگی سیاسی هستند. مثل حس تحقیر و سرخوردگی عربها از جایگاهی که در دنیا نصیبشون شده، و این رو تقصیر غرب میدونند، و بنابراین غربستیزی رو در کانال یهودستیزی دنبال میکنند. برای همینه که کشتار نیم میلیون عرب در سوریه، براشون اهمیتی نداشت، و آشتی دوباره با قاتل اون نیم میلیون نفر رو اقدام بیشرمانهای قلمداد نمیکنند. چون قاتل هم عرب بود. در عربکشی سوریه، نمیشد غربستیزی رو دنبال کرد. و این غربستیزی یک ریاکشن عوامگرایانهست، یک پلن نیست. همونطور که اگه در یک حالت فرضی، اسراییل از نقشه حذف و همه یهودیان کشته بشن، تغییری در وضعیت عرب، که دلش برای قلدربازیهای قدیمش تنگ شده، بوجود نخواهد اومد.
پونصدسال پیش، اوضاع درست برعکس الان بود. یهودیان در منطقه تحت کنترل مسلمانان امنیت بیشتری داشتند تا در جوامع مسیحی. حاکمان اموی اسپانیا، بشون اجازه داده بودند آزاد باشند. نه اینکه ازشون خوششون میاومد، بلکه به این دلیل که اقلیت یهودی اهل تجارت و بیزینس بود، و بخش قابل توجهی از درآمد مالیاتی حکومت رو تأمین میکرد. وقتی مسیحیان اروپا موفق شدند به تدریج قلمروشون رو از مسلمانان پس بگیرند، و اونها رو از اسپانیا بیرون کنند، با یهودیان لج کردند. چون سابقا از طریق مالیات، اسپانسر حکومت عربها محسوب میشدند. حاکم مسیحی، بشون چهار ماه وقت داد یا مسیحی بشن، یا اسپانیا رو ترک کنند (مجبور کردن به تغییر مذهب با تهدید به قتل، چیزی که در کشورهای اسلامی هم علیه یهودیان رخ نداده بود، یا با این ابعاد و جدیت رخ نداده بود). اموال و املاکشون رو با قیمت پایین ازشون خریدن و آوارهشون کردند. بایزید دوم، پادشاه امپراتور عثمانی کشتیهای نیروی دریاییش رو فرستاد و تعدادی از یهودیان آواره رو به ترکیه و یونان آورد. اون هم نه برای اینکه ازشون خوشش میاومد. بلکه چون اونها رو پولساز میدونست.
عطش برای از بین بردن این اقلیت، انگیزههای مذهبی داره، ولی کاملا در حاشیهست و برای کسی اهمیت چندانی نداره. همونطور که آثار بیمیلی به جهاد، هم در خاورمیانه و هم در اروپا کاملا مشهوده. چه در ایران که حتی همون عده اندک ساندیسی رو بدون وعده شام نمیشه در میدان فلسطین جمع کرد، چه اون مهاجران و مهاجرزادگان عرب اروپا، که هر نوع مراسمی رو برای «مبارزه» برگزار میکنند، غیر ازینکه زندگیشون در اروپا رو ول کنند.
موضوع اصلی، تبدیل شدن یهودستیزی به وسیله نقلیه انگیزههای دیگهست، که همگی سیاسی هستند. مثل حس تحقیر و سرخوردگی عربها از جایگاهی که در دنیا نصیبشون شده، و این رو تقصیر غرب میدونند، و بنابراین غربستیزی رو در کانال یهودستیزی دنبال میکنند. برای همینه که کشتار نیم میلیون عرب در سوریه، براشون اهمیتی نداشت، و آشتی دوباره با قاتل اون نیم میلیون نفر رو اقدام بیشرمانهای قلمداد نمیکنند. چون قاتل هم عرب بود. در عربکشی سوریه، نمیشد غربستیزی رو دنبال کرد. و این غربستیزی یک ریاکشن عوامگرایانهست، یک پلن نیست. همونطور که اگه در یک حالت فرضی، اسراییل از نقشه حذف و همه یهودیان کشته بشن، تغییری در وضعیت عرب، که دلش برای قلدربازیهای قدیمش تنگ شده، بوجود نخواهد اومد.
Anarchonomy
قرنهاست که یهودیان به بهانههای مذهبی مورد کشتار، نسلکشی، پاکسازی نژادی، آوارگی، مصادره اموال، و آزار و اذیت قرار گرفتهاند. ولی در بیشتر موارد، موضوع اصلی منافع مادی و سیاسی بوده. پونصدسال پیش، اوضاع درست برعکس الان بود. یهودیان در منطقه تحت کنترل مسلمانان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرتاندیش دانشگاهی و حوزوی، عقبتر از عوامه. اونها دنبال تحلیل استعماری/دینی وقایع هستند، در حالی که عوام ازین چیزها عبور کردهاند و دارند مخلوقات جدیدی عرضه میکنند. نه به این معنی که این مخلوقات، خطرناک نیست. مثل هدایت شدن غربستیزی اعراب به سمت خشونت و جنگ. بلکه به این معنی که با محتویات درسی تحلیلگران فرق داره.
اینجا یک کلوب در روسیه رو میبینیم، که نماینده نئوارتودکسهای مسیحی هستند. یک شبه کالت، که شدیدا مردانهست، مشروب و مواد و دختربازی ممنوعه، نژاد اسلاو روس در حد پرستش تمجید و ارزشهای لیبرال تقبیح میشه، و انرژی انفجاری نوجوانان تازه به بلوغ رسیده، به سمت مبارزه با ارزشهای لیبرال! هدایت میشه. یک واکنش هیستریک به از دست دادن جایگاهشون در دنیا، که تعریف جدیدی از مسیحی بودن رو خلق کرده که ربطی به مسیح نداره. همونطور که واکنش هیستریک عرب به از دست دادن جایگاهش در دنیا، تعریف جدیدی از مسلمان بودن خلق کرده که ربطی به محمد نداره.
اینجا یک کلوب در روسیه رو میبینیم، که نماینده نئوارتودکسهای مسیحی هستند. یک شبه کالت، که شدیدا مردانهست، مشروب و مواد و دختربازی ممنوعه، نژاد اسلاو روس در حد پرستش تمجید و ارزشهای لیبرال تقبیح میشه، و انرژی انفجاری نوجوانان تازه به بلوغ رسیده، به سمت مبارزه با ارزشهای لیبرال! هدایت میشه. یک واکنش هیستریک به از دست دادن جایگاهشون در دنیا، که تعریف جدیدی از مسیحی بودن رو خلق کرده که ربطی به مسیح نداره. همونطور که واکنش هیستریک عرب به از دست دادن جایگاهش در دنیا، تعریف جدیدی از مسلمان بودن خلق کرده که ربطی به محمد نداره.
به نقل از یک دیپلمات غربی میگه ما «صحنه رو به کشورهای جنوب باختیم. همه تلاشهایی که در مورد اوکراین با اونها کردیم به باد رفت. نظم جهانی رو فراموش کنید، اونها دیگه به حرف ما گوش نمیدن».
دقت کنید که جانور آکادمیک، که در دانشگاه چپها شستشوی مغزی شده و سپس وارد دولت شده، چطور سعی داره ذهن مخاطب رو با سیاهنمایی درباره دولت خودش فریب بده. در مورد اوکراین، به هیچ نتیجه قابل توجهی در کشورهای جهانسومی نرسیدند که حالا بخواد به باد رفته باشه. کشور فقیر کاری نداره متجاوز کیه، آواره کیه. اون دنبال خرید ذرت و گندم و نفت و گاز برای سال بعدشه. مثل هند، که بدون شرمساری نفت روسیه رو خرید، و ازینکه تخفیف گرفته خوشحال هم بود.
همچنین هیچکس به اینکه غرب جایگاه اخلاقی بالایی داره یا نداره، اهمیتی نمیده. چه این جایگاه سرجاش باشه چه از دست رفته باشه. اینکه «تا الان داشتن به حرفمون گوش میدادن چون ما رو دارای برتری اخلاقی میدونستند» یک افسانه بین اندیشکدههاست. هروقت منافعشون تأمین بشه گوش میدن، و هروقت فکر کنند نمیشه گوش نمیدن. باز هم مثل هند، که بدون شرمساری از اسراییل حمایت میکنه. نصف جمعیت «جنوب» در هنده.
دقت کنید که جانور آکادمیک، که در دانشگاه چپها شستشوی مغزی شده و سپس وارد دولت شده، چطور سعی داره ذهن مخاطب رو با سیاهنمایی درباره دولت خودش فریب بده. در مورد اوکراین، به هیچ نتیجه قابل توجهی در کشورهای جهانسومی نرسیدند که حالا بخواد به باد رفته باشه. کشور فقیر کاری نداره متجاوز کیه، آواره کیه. اون دنبال خرید ذرت و گندم و نفت و گاز برای سال بعدشه. مثل هند، که بدون شرمساری نفت روسیه رو خرید، و ازینکه تخفیف گرفته خوشحال هم بود.
همچنین هیچکس به اینکه غرب جایگاه اخلاقی بالایی داره یا نداره، اهمیتی نمیده. چه این جایگاه سرجاش باشه چه از دست رفته باشه. اینکه «تا الان داشتن به حرفمون گوش میدادن چون ما رو دارای برتری اخلاقی میدونستند» یک افسانه بین اندیشکدههاست. هروقت منافعشون تأمین بشه گوش میدن، و هروقت فکر کنند نمیشه گوش نمیدن. باز هم مثل هند، که بدون شرمساری از اسراییل حمایت میکنه. نصف جمعیت «جنوب» در هنده.
نسیم نشسته هشتگها رو چک میکنه، میترسه دوباره بزنند همین چیزی که از لبنان باقی مونده رو هم شخم بزنند، و فایده هم نداشته باشه و شیعهها بقیه این کشور هم صاحب بشن و مجبور بشه برای همیشه با کشورش و رویای احیای فرهنگ متکثر شام، خداحافظی کنه، هی میگه «اندفعه فرق داره.. خطرناکه». هم یه جورایی دل آدم براش میسوزه، هم خندهش میگیره.
میشه گفت یه جور واکنش روانی آدمهای بیشیله پیله، به سایه سیاه نابودیه. همه ظرفیت این که بپذیرند راه نجاتی نیست رو ندارند.
میشه گفت یه جور واکنش روانی آدمهای بیشیله پیله، به سایه سیاه نابودیه. همه ظرفیت این که بپذیرند راه نجاتی نیست رو ندارند.
Anarchonomy
اگه روسیه اجساد سربازانش رو سریع جمع میکرد، یعنی اهمیت میداد به اینکه حتما جمعشون کنه، این تصاویر خلق نمیشد. نه تنها از گوشت جلوی توپ استفاده میکنند، بلکه براشون فرقی نداره که همه ببینند دارند از گوشت جلو توپ استفاده میکنند. هیچکدوم از چهرههای اصلی…
اون تعداد پرسنل کشته شده که اوکراین اعلام میکنه رو همه باور نمیکنند، و قابل درکه، اما تعداد تانکها رو با تصاویر میشه چک کرد. ۵۵ تا در یک روز شبیه شوخیه، ولی اتفاق افتاده. کشورهایی وجود دارند که کلا پنجاه تا تانک دارند. اندونزی وقتی لئوپارد رو به آلمان سفارش داد، چهل تا بش دادن.
روسیه هیولای هفت سریه که در یک روز میتونه به اندازه کل دارایی یک کشور تلفات بده، و باز هم ادامه بده.
روسیه هیولای هفت سریه که در یک روز میتونه به اندازه کل دارایی یک کشور تلفات بده، و باز هم ادامه بده.
Anarchonomy
اون تعداد پرسنل کشته شده که اوکراین اعلام میکنه رو همه باور نمیکنند، و قابل درکه، اما تعداد تانکها رو با تصاویر میشه چک کرد. ۵۵ تا در یک روز شبیه شوخیه، ولی اتفاق افتاده. کشورهایی وجود دارند که کلا پنجاه تا تانک دارند. اندونزی وقتی لئوپارد رو به آلمان سفارش…
معمولا روسها ازینکه حکومت تلفات زیادی بده خوششون نمیاد، چون قلدرپرستند، و قلدر حاکم نباید جبهه رو وا بده. عوامل زیادی وجود داره که باعث شده اهمیتی ندن، اما بدهکار بودن تعداد زیادی از خانوادهها به نفع دولت شده. در زمان حکومت تزاری بدهی به شکل امروزی مطرح نبود (که مردم به راحتی از عملکرد جنگی شاه ایراد میگرفتند)، ولی الان هر خانواده به نوعی اسیر بانکه. بنابراین وقتی مرد خونه قرارداد اعزام به جنگ رو امضاء میکنه، چه مدت طولانی اونجا بمونه و چه کشته بشه، به نفع خانوادهست، چون مسئله بدهی رو به طور کامل، یا در حدی که دیگه جای نگرانی نباشه، حل میکنه. در دوره پوتین، بیشتر احساس رشد رفاهی که ایجاد شد، بر پایه مصرف با بدهی بود.
برای کاری به یکی از ادارات دولتی رفته بودم، و لحظات اول فکر کردم اشتباه کردم و یک روز تعطیل پاشدم اومدم، و بعد به خودم گفتم اگه تعطیل بود پس چرا در باز بود؟ نصف کارمندها نبودند. بعضی اتاقها کاملا خالی بود. اون کسی که قرار بود مثلا کار مردم رو راه بندازه پیرمردی بود که انگار منتظر بودند استخوان دندههاش هم از زیر پیراهنش بزنه بیرون تا بازنشستش کنند. اما همون هم کارم رو انجام نداد و گفت این خدمت رو دیگه ما انجام نمیدیم، دفاتر پیشخوان انجام میدن. رفتم دفتر پیشخوان، اونها هم گفتند ما هم دیگه انجام نمیدیم. یعنی نه تنها معلوم نیست کارمند کجاست، بلکه وظایفش رو برونسپاری کردن، بلکه خود اون برونسپاری رو هم کنسل کردهاند. اما همچنان یک عده زیادی در حال دریافت حقوق و مزایا هستند.
بعضیها فکر میکنند ما هنوز در مرحله ناکارآمدی هستیم. ناکارآمدی دولتی چیزیه که در همه کشورها کم و بیش وجود داره. ما خیلی وقته که از ناکارآمدی عبور کردیم. ما در یک مرحله خاصیم که عرفا ازش با عنوان «فنا» یاد میکنند.
بعضیها فکر میکنند ما هنوز در مرحله ناکارآمدی هستیم. ناکارآمدی دولتی چیزیه که در همه کشورها کم و بیش وجود داره. ما خیلی وقته که از ناکارآمدی عبور کردیم. ما در یک مرحله خاصیم که عرفا ازش با عنوان «فنا» یاد میکنند.
«اوکراین یه جوری نازیه که رییسجمهور یهودیمون همراه با وزیر دفاع مسلمونمون دارن فشار میارن که قانون حمایت از همجنسگرایان تصویب بشه، درست وقتی در برابر کشوری قرار داریم که گفته قصد داره ماها رو به خاطر هویتمون قتل عام کنه. قشنگ وایب رایش سوم میده».
جبهه اندرو تیت دنیای سیاست، یه جوری پریشانه که همزمان مواضع متناقض رو دنبال میکنه. از یه طرف میگه اینا نازیاند، از یه طرف میگه اینا ووک هستند.
شاید این بتون کمک کنه درک کنید که چطور بسیاری از هیاهوی سیاسی در سطح دنیا، مربوط به مود افراد میشه.
جبهه اندرو تیت دنیای سیاست، یه جوری پریشانه که همزمان مواضع متناقض رو دنبال میکنه. از یه طرف میگه اینا نازیاند، از یه طرف میگه اینا ووک هستند.
شاید این بتون کمک کنه درک کنید که چطور بسیاری از هیاهوی سیاسی در سطح دنیا، مربوط به مود افراد میشه.
Anarchonomy
سیگار کشیدن نیکا رو نشانه خراب بودنش میدونستند، اما میا خلیفه رو در زمره صالحان قرار دادند. این همه اطلاعاتی که لازمه درباره تشیع بدونید رو بتون میده.
دختران ایرانی عزیز، دیدید کافی بود فلسطین داعشی رو هو کنید تا چپها دیگه شما رو لایق آزادی ندونند؟ این همه اطلاعاتی که لازمه درباره چپ بدونید رو بتون میده.
Anarchonomy
جمعیت کشور اگه هشتاد میلیون نفر باشه، چهل میلیون نفرشون کسخل هستند، و چهل میلیون نفرشون کسکش! ممکنه عدهای ازین گروه نشت کنند به اون گروه، و برعکس؛ اما کلیت ترکیب سرجاش میمونه. مثلا در مجارستان نیمی از مردم انقدر کسکشند که ازینکه روسیه زورش میرسه نسلکشی…
در جامعهای که کانالهای رسمی خودانتقادی مسدودند، نه تنها ضرب موجهای کسخلبازی گرفته نمیشه، بلکه به سونامی تبدیل میشن.
Anarchonomy
در جامعهای که کانالهای رسمی خودانتقادی مسدودند، نه تنها ضرب موجهای کسخلبازی گرفته نمیشه، بلکه به سونامی تبدیل میشن.
در ادامه سندروم بلژیکپنداری وطن، از همون روشهایی برای«فشار از پایین» استفاده میکنند که در اروپا کاربرد داره، و سعید حجاریان و بقیه امنیتی هایی که بعدا جامعهشناس شدند، بشون گفتند در مورد ایران هم صادقه.
یه مدت هم باید صبر کنیم تا باور کنند دلقکخانهای که عنوان دانشگاه رو بش دادند، دیگه در اختیار مردم نیست و فقط متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامیه. جایی که فقط با سهمیه پدر سپاهی میشه واردش شد، و فقط با پول پدر سپاهی میشه هزینهش رو داد.
یه مدت هم باید صبر کنیم تا باور کنند دلقکخانهای که عنوان دانشگاه رو بش دادند، دیگه در اختیار مردم نیست و فقط متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامیه. جایی که فقط با سهمیه پدر سپاهی میشه واردش شد، و فقط با پول پدر سپاهی میشه هزینهش رو داد.
«امروز در لندن، حامیان هولوکاست ۲ با تمام قوا ریختند بیرون».
خیلی بامزهست که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف و با تجربیات مختلف، در تله ذهنی «اندفعه فرق داره» میفتند. حامیان هولوکاست ۱ در غرب هشتاد سال پیش، خیلی بیشتر ازین بودند، و اون موقع همشون سفید بودند. علت اینکه اون موقع با این ابعاد نمیریختند بیرون به خاطر این بود که خیابان اصلا میدان مطرحی نبود. الان به پشتوانه شبکههای اجتماعی، خیابان خیلی مهمتر از چیزی که هست تلقی میشه. و اتفاقا این خوبه، چون این تصور رو در بین این آدمها ایجاد میکنه که فعال و موثر شدهاند.
خیلی بامزهست که آدمهای مختلف با گرایشهای مختلف و با تجربیات مختلف، در تله ذهنی «اندفعه فرق داره» میفتند. حامیان هولوکاست ۱ در غرب هشتاد سال پیش، خیلی بیشتر ازین بودند، و اون موقع همشون سفید بودند. علت اینکه اون موقع با این ابعاد نمیریختند بیرون به خاطر این بود که خیابان اصلا میدان مطرحی نبود. الان به پشتوانه شبکههای اجتماعی، خیابان خیلی مهمتر از چیزی که هست تلقی میشه. و اتفاقا این خوبه، چون این تصور رو در بین این آدمها ایجاد میکنه که فعال و موثر شدهاند.
بین فاشیسم و تکنولوژی رابطه وجود داره. و این رابطه تئوریک نیست. فاشیستهای قرن بیستم، که به قدرت رسیدند، یا نزدیک بود به قدرت برسند، در جزوههاشون مطلب تئوریکی درباره تکنولوژی نبود. اما تکنولوژی باعث شده بود اعتماد به نفس پیدا کنند. مخصوصا در اوائل قرن بیستم، که پیشرفتهای سریع این حس رو ایجاد کرد که «الان میشه کارهایی کرد که قبلا نمیشد».
الان دوباره در یک دوره دیگه از پیشرفتهای سریع هستیم، و این باز داره به فاشیستها اعتماد به نفس میده. دقت کنید که چین چقدر درباره هوش مصنوعی و قطارهای سریع هیجانزدهست. یا کشورهای ضعیف، چقدر درباره پرتاب موفقیتآمیز فلان، و ساخت پهپاد بهمان، هیجانزدهاند.
فرقش اینه که امروز، تمام کشورهایی که سودای احیای ورژن قدیمی خودشون، که امپراتوری بودند و برو بیایی داشتند رو در سر دارند، مثل روسها، مثل اعراب، واردکننده محض تکنولوژی هستند. حتی چین که بالاترین بضاعت تولید صنعتی رو داره، هنوز باید تکنولوژی روز رو وارد کنه. در حالی که اروپایی که فاشیستهای قرن بیستمش اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، در لبهی لبه تکنولوژی بود، و با این حال فاشیستها شکست خوردند. چه افقی برای فاشیستهای امروزی در نظر دارید که اعتماد به نفسشون هم عاریتیه؟
اینکه جماعت جهانسومی بگن دموکراسی و لیبرالیسم بده و اَخه، علاوه بر اینکه چیز جدیدی نیست، چیز مهمی هم نیست. اینها صلاح خودشون هم نمیتونند تشخیص بدن. همونطور که در آفریقا، با شعارهای خرکی ضداروپایی، نیروهای فرانسوی که تا حدی امنیتشون رو تأمین میکرد بیرون کردند، و حالا از یک سمت با واگنر طرفند و از یک طرف با داعش! (حتی سفید خوب و سفید بد رو هم تشخیص نمیدن. و گرنه روس رو به فرانسوی ترجیح نمیدادن. فرانسوی امروزی، فرانسوی امروزه. اما روس امروزی، همون روس دویست سال پیشه و بیاد تو روستا همه رو به رگبار میبنده. کمااینکه بستند چند هفته پیش). وقتی باید نگران شد، که در جوامع آزاد، و تولیدکننده تکنولوژی، فاشیسم دوباره سر بلند کنه.
الان دوباره در یک دوره دیگه از پیشرفتهای سریع هستیم، و این باز داره به فاشیستها اعتماد به نفس میده. دقت کنید که چین چقدر درباره هوش مصنوعی و قطارهای سریع هیجانزدهست. یا کشورهای ضعیف، چقدر درباره پرتاب موفقیتآمیز فلان، و ساخت پهپاد بهمان، هیجانزدهاند.
فرقش اینه که امروز، تمام کشورهایی که سودای احیای ورژن قدیمی خودشون، که امپراتوری بودند و برو بیایی داشتند رو در سر دارند، مثل روسها، مثل اعراب، واردکننده محض تکنولوژی هستند. حتی چین که بالاترین بضاعت تولید صنعتی رو داره، هنوز باید تکنولوژی روز رو وارد کنه. در حالی که اروپایی که فاشیستهای قرن بیستمش اعتماد به نفس پیدا کرده بودند، در لبهی لبه تکنولوژی بود، و با این حال فاشیستها شکست خوردند. چه افقی برای فاشیستهای امروزی در نظر دارید که اعتماد به نفسشون هم عاریتیه؟
اینکه جماعت جهانسومی بگن دموکراسی و لیبرالیسم بده و اَخه، علاوه بر اینکه چیز جدیدی نیست، چیز مهمی هم نیست. اینها صلاح خودشون هم نمیتونند تشخیص بدن. همونطور که در آفریقا، با شعارهای خرکی ضداروپایی، نیروهای فرانسوی که تا حدی امنیتشون رو تأمین میکرد بیرون کردند، و حالا از یک سمت با واگنر طرفند و از یک طرف با داعش! (حتی سفید خوب و سفید بد رو هم تشخیص نمیدن. و گرنه روس رو به فرانسوی ترجیح نمیدادن. فرانسوی امروزی، فرانسوی امروزه. اما روس امروزی، همون روس دویست سال پیشه و بیاد تو روستا همه رو به رگبار میبنده. کمااینکه بستند چند هفته پیش). وقتی باید نگران شد، که در جوامع آزاد، و تولیدکننده تکنولوژی، فاشیسم دوباره سر بلند کنه.
نکته اول: اصلا خوشبین نیستم که حمله زمینی به غزه نتایجی که اسراییل توقع داره رو برآورده کنه، وقتی هشت درصد کل مردان بالغ اونجا عضو حماس هستند. اما مخالفت و جیغ و داد حامیان به اصطلاح «آرمان فلسطین» با حمله زمینی، واقعیت اینها رو برای شما برملا میکنه. مسائلی که در حملات هوایی جیغ بنفش اینها رو بلند کرده، مثل تلفات غیرنظامی و نابرابر بودن تلفات به نفع اسراییل، در حمله زمینی کاملا برعکسه. تلفات غیرنظامی کاهش پیدا میکنه، و این نیروهای اسراییل هستند که در معرض ریسک بیشتری قرار میگیرند و کشته زیادی خواهند داد. این چیزیه که یک سرباز صفر هم میدونه. بنابراین دلواپس تیپیکال فلسطین، باید از حمله زمینی استقبال هم بکنه، چون میتونه برای اینکه کودکان کمتری کشته میشن، و سربازان اسراییلی بیشتری کشته میشن، جشن بگیره. اما برعکس، از قبل ماتم گرفته.
خیلی سادهست. چون دغدغهش ویرانی و کودک فلسطینی نیست. میترسه حماس و بقیه گروههای تروریستی، قابلیتهای جنگی خودشون رو از دست بدن.
نکته دوم: مشابه این پست رو پونزده سال پیش هم نوشته بودم. دقیقا همینقدر تکراریاند.
خیلی سادهست. چون دغدغهش ویرانی و کودک فلسطینی نیست. میترسه حماس و بقیه گروههای تروریستی، قابلیتهای جنگی خودشون رو از دست بدن.
نکته دوم: مشابه این پست رو پونزده سال پیش هم نوشته بودم. دقیقا همینقدر تکراریاند.