Anarchonomy
همه ما به خاطر توهم «خون بر شمشیر پیروز است» بدبخت شدیم. حتی همین که درآمد تویی که این رو میخونی کمتر از اعانهایه که در آمریکا به کارتنخوابها پرداخت میکنند، به خاطر همین توهمه. پدر و مادرت شاید خوب بلد نبودند شعارش رو بدن، ولی تا عمق وجود به این توهم باور…
نه تنها خون بر شمشیر پیروز نیست، بلکه شمشیر در برابر شمشیر هم به حساب کتاب نیاز داره.
پارسال که توپخانه روسیه ده برابر اوکراین آتش میریخت رو سر طرف مقابل، میگفتند اینجوری پیش بره اوکراین هیچ شانسی نداره. این حرف رو حتی از اوکراینیهای توی خط مقدم هم شنیدیم. چون مثل بارون گلوله توپ میریخت رو سرشون و بعضیهاشون حتی دچار حمله عصبی شدند. اما الان روسیه با سقوط آزاد در آمار به تعدادی رسیده که از اوکراین هم کمتره. چون مصرف فلهای مهمات (و همچنین لوله توپ) برای چند روز و چندهفته، ممکنه، اما نه برای یک سال و دو سال. تو نقطه اوج مصرف گفتند ظرفیت تولید کل ناتو در برابر ظرفیت ما عددی نیست، و حالا دست به دامن کرهشمالی شدهاند.
پارسال که توپخانه روسیه ده برابر اوکراین آتش میریخت رو سر طرف مقابل، میگفتند اینجوری پیش بره اوکراین هیچ شانسی نداره. این حرف رو حتی از اوکراینیهای توی خط مقدم هم شنیدیم. چون مثل بارون گلوله توپ میریخت رو سرشون و بعضیهاشون حتی دچار حمله عصبی شدند. اما الان روسیه با سقوط آزاد در آمار به تعدادی رسیده که از اوکراین هم کمتره. چون مصرف فلهای مهمات (و همچنین لوله توپ) برای چند روز و چندهفته، ممکنه، اما نه برای یک سال و دو سال. تو نقطه اوج مصرف گفتند ظرفیت تولید کل ناتو در برابر ظرفیت ما عددی نیست، و حالا دست به دامن کرهشمالی شدهاند.
برای بسیاری از مسلمین، چه کابل چه برلین، اون قسمت کشتن سربازان اسراییلی خیلی جذاب نیست. اون قسمت کشتن و اسیر کردن نوجوانها جذابتره. برای همین جهادیهای پاراگلایدری که مسئول کشتار اون نوجوانها بودند رو به عنوان نماد انتخاب میکنند، نه جهادی هایی که پشت وانت بودند.
اما برای تعدادی دیگه، تفکیکی مطرح نیست، و حتی کانتکس هم مطرح نیست. بلکه این مود غالبه که مطرحه. برای همین با جنبش ژینا ما همراهی نکردند، با اینکه خودشون در اروپا بیحجابند. چون جنبش ژینا ضد مود بود. مود غالب اینه که «دنیای مدرن نمیخواد بذاره حجاب داشته باشیم»، مود غالب اینه که «مدرنیته اشتباه بود». در حالی که جنبش ژینا درباره اینه که ما میخواهیم مدرن باشیم. مود غالب در مورد فلسطین هم ایناست: «کبوتر»، «قفس»، «پر پرواز»، «رها شو کودکم». و همه توی گوشی. و گاهی تو خیابون.
اما برای تعدادی دیگه، تفکیکی مطرح نیست، و حتی کانتکس هم مطرح نیست. بلکه این مود غالبه که مطرحه. برای همین با جنبش ژینا ما همراهی نکردند، با اینکه خودشون در اروپا بیحجابند. چون جنبش ژینا ضد مود بود. مود غالب اینه که «دنیای مدرن نمیخواد بذاره حجاب داشته باشیم»، مود غالب اینه که «مدرنیته اشتباه بود». در حالی که جنبش ژینا درباره اینه که ما میخواهیم مدرن باشیم. مود غالب در مورد فلسطین هم ایناست: «کبوتر»، «قفس»، «پر پرواز»، «رها شو کودکم». و همه توی گوشی. و گاهی تو خیابون.
ایران زندان بسیار بزرگتری از غزهست. در صف دلسوزان فلسطین، ما باید در انتهای صف قرار بگیریم. اما توجه به اتفاقات و حرفها و سیاستهای حول این مناقشه، به درد ایرانی میخوره، که بفهمه تو چه دنیایی قرار داره، و باید چه خاکی روی سر خودش بریزه. مثلا دقت کنید به اینکه هیچکس هیچ ایدهای نمیده که ارتش اسراییل باید چیکار کنه تا پلید نباشه! بمباران هوایی کنه، میگن بچهها رو کشتی. زمینی حمله کنه، میگن بچهها رو کشتی. قبلش اخطار نده، میگن بچهها رو کشتی. اخطار بده، میگن وقت کم دادی. وقت زیاد بده، میگن بچهها رو آواره کردی. حتی اونهایی که میگن باید فلسطینیها رو از شر حماس نجات داد هم نمیگن باید چطور این کار رو کرد. ترجمه بیتعارف همه اینها اینه که ای اسراییلیها از جاتون تکون نخورید، و صبر کنید هر از چندی «مبارزان آزادی» بیان تو خونهتون و به تک تک اعضای خانوادهتون تیر خلاص بزنند.
اگه خوب دقت کنی، به توی ایرانی هم دارند همین رو میگن. به تو میگن به خشونت متوسل نشو، چون بچهها رو یتیم میکنی. به زیرساختهای کشور هم آسیب نزن، چون بچهها رو فقیر میکنی. امنیت رو هم چیز نکن، چون ممکنه ثبات در منطقه بهم بریزه. نیروهای مسلح هم تضعیف نکن، چون ممکنه در خلاء قدرت گروههای تروریستی و تجزیهطلب قد علم کنند. که ترجمهش اینه که: بشین و صبر کن هرروز حکومت یه قدم دیگه بیاد جلو و زندگیت رو ازینی که هست سیاهتر کنه.
به نظر میرسه که ملت همین رو انتخاب کردهاند. ولی یه چیزی رو باید مطمئن باشند: کسی بعدا نخواهد گفت «چه ملت پاکی».
اگه خوب دقت کنی، به توی ایرانی هم دارند همین رو میگن. به تو میگن به خشونت متوسل نشو، چون بچهها رو یتیم میکنی. به زیرساختهای کشور هم آسیب نزن، چون بچهها رو فقیر میکنی. امنیت رو هم چیز نکن، چون ممکنه ثبات در منطقه بهم بریزه. نیروهای مسلح هم تضعیف نکن، چون ممکنه در خلاء قدرت گروههای تروریستی و تجزیهطلب قد علم کنند. که ترجمهش اینه که: بشین و صبر کن هرروز حکومت یه قدم دیگه بیاد جلو و زندگیت رو ازینی که هست سیاهتر کنه.
به نظر میرسه که ملت همین رو انتخاب کردهاند. ولی یه چیزی رو باید مطمئن باشند: کسی بعدا نخواهد گفت «چه ملت پاکی».
Anarchonomy
ایران زندان بسیار بزرگتری از غزهست. در صف دلسوزان فلسطین، ما باید در انتهای صف قرار بگیریم. اما توجه به اتفاقات و حرفها و سیاستهای حول این مناقشه، به درد ایرانی میخوره، که بفهمه تو چه دنیایی قرار داره، و باید چه خاکی روی سر خودش بریزه. مثلا دقت کنید به…
به عنوان نمونه، این مخملبافه. کاملا فانتزی ارائه میده: وسط سوپ مذهب، دولت سکولار غیردینی تشکیل شود و همه با مهربانی کنار هم زندگی کنند!
مثل اینه که بری دکتر بگی: دکتر یه جوری عملم کن که لازم نباشه جاییم زخم بشه، درد بعد از عمل هم نداشته باشم، دماغم مثل آنجلینا جولی بشه، باسنم مثل کیم کارداشیان، لهجهم مثل امیلی بلانت، چشمام رنگ چشمای بیلی آیلیش.
هر دکتری این رو بشنوه میگه پاشو گمشو بیرون زنیکه، مگه من مسخره توام؟.. ولی ما عادت نداریم به این خیالپردازها بگیم مگه ما مسخره شماییم؟
مثل اینه که بری دکتر بگی: دکتر یه جوری عملم کن که لازم نباشه جاییم زخم بشه، درد بعد از عمل هم نداشته باشم، دماغم مثل آنجلینا جولی بشه، باسنم مثل کیم کارداشیان، لهجهم مثل امیلی بلانت، چشمام رنگ چشمای بیلی آیلیش.
هر دکتری این رو بشنوه میگه پاشو گمشو بیرون زنیکه، مگه من مسخره توام؟.. ولی ما عادت نداریم به این خیالپردازها بگیم مگه ما مسخره شماییم؟
Anarchonomy
بله باکرهاید. خدا هم نمیتونه اینجا رو نجات بده.
اینجایی که ویلای داریوش مهرجویی توش بود یه خانه بهداشت داشت، که یه پیرمرد پولداری از خیلی وقت پیش اهدا کرده بود. یه ساختمان مستطیلی بود با چندتا اتاق. اتاق جراحی سرپاییش بیشتر شبیه کتابخونه مدرسه بود تا اتاق جراحی سرپایی. یه قفسه کتاب بود، با یه میز چرخدار که روش چندتا ازین کاسه استیلهای بیضی شکل گذاشته بودن. هیچچیز دیگهای که به تجهیزات پزشکی بخوره نبود. یه روز باز بود یه روز نبود. انگار مسجد باشه که بعد اذان میبندند. روزی که باز نبود اگه داخلش بودی یاد بازیهای کامپیوتری اکشن میافتادی، که هیچکس نیست و باید همه کشوها رو بریزی بیرون تا سرم و الکل و آنتیبیوتیک پیدا کنی. از خودت میپرسیدی یکی اینجا دم غروب دچار یک مسمومیت ساده بشه، و ماشین نداشته باشه که بره فردیس، باید چکار کنه؟ روبروی اون خانه مثلا بهداشت، ویلاهایی بود که انقدر بزرگ بودند و تراکم درختهاشون انقدر زیاد بود، که از در ورودی ملک، نمیشد در ورودی ساختمان رو دید. انگار که کاملا ایزوله از دنیای بیرون بودند. دنیای بیرون چند کیلومتر اونطرفتر نبود. ته همون خیابون بود. ته همون خیابون میگفتن فرخآباد شروع میشه. یه محلهای پر از آدمهای فقیر که یا پول نداشتند نمای خونههاشون رو از حالت نیمه کاره دربیارن، یا اهمیت نمیدادن. مغازهها یکی درمیون بقالی، مکانیکی، مکانیکی، بقالی، مکانیکی، باتریساز، مکانیکی، یدکی. حتی همون موقع هم از خودت میپرسیدی اینا که تو این ویلاها هستند، فکر میکنند جاشون امنه؟
Anarchonomy
اینجایی که ویلای داریوش مهرجویی توش بود یه خانه بهداشت داشت، که یه پیرمرد پولداری از خیلی وقت پیش اهدا کرده بود. یه ساختمان مستطیلی بود با چندتا اتاق. اتاق جراحی سرپاییش بیشتر شبیه کتابخونه مدرسه بود تا اتاق جراحی سرپایی. یه قفسه کتاب بود، با یه میز چرخدار…
هرکسی که هستی و در هر موقعیت اجتماعی که قرار داری، یه برآوردی داری از خیت بودن اوضاع. فرض کنیم مقدار اون برآورد عدد ایکس باشه.
این ایکس از نظر خودت و شاید اطرافیانت، ممکنه زیاد باشه، اما با حجم سقوطی که در واقعیت رخ داده، همخوانی نداره. پس یا ایکس تو یک عدد کاملا غلطه، یا قراره با تأخیر آپدیت بشه.
این ایکس از نظر خودت و شاید اطرافیانت، ممکنه زیاد باشه، اما با حجم سقوطی که در واقعیت رخ داده، همخوانی نداره. پس یا ایکس تو یک عدد کاملا غلطه، یا قراره با تأخیر آپدیت بشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزه چنان درگیر جنگ و قحطی آبه که بازار خانیونس از لالهزار شلوغتره.
(ظاهرا صهیونیسم مانع این میشه که آشغال زیر پاشون رو جمع کنند)
(ظاهرا صهیونیسم مانع این میشه که آشغال زیر پاشون رو جمع کنند)
توی گزارش پسری در انگلیس رو نشون میده که با روشی مشابه اونلیفنز خودفروشی میکنه تا خرج دانشگاهش رو دربیاره.
تو همون انگلیس به شدت به بنا و لولهکش و کاشیکار نیاز دارند، که مدرک خاصی نمیخواد. اما اینارو میذاره برای مهاجر نیجریهای، و بعد میگه «مجبورم».
اونایی که خودشون مشغول کاری هستند که تنها دلیلی که تا الان ربات جاشون رو نگرفته اینه که فعلا ربات گرونتر درمیاد، و برای کسانی که از اونلیفنز درآمد دارند تأسف میخورند، ترحمبرانگیزند. حداقل کارگران جنسی با جایگزین شدن با ربات، فاصله خیلی بیشتری دارند. این بالانشینی اخلاقی، باعث شده کارگر جنسی بگه مجبورم! یعنی «درسته، حق با شماست، دارم کار چیپی میکنم، ولی چاره دیگهای ندارم». در حالی که این فیکه. قطعا چیپتر از گچکاری یا نظافت نیست. پس برات چیپ نیست. مثل هرکس دیگهای، بین چندتا گزینه، اونی که راحتتره رو انتخاب کردی. اونی که برات تاسف میخوره هم انتخاب مشابهی داشته.
تو همون انگلیس به شدت به بنا و لولهکش و کاشیکار نیاز دارند، که مدرک خاصی نمیخواد. اما اینارو میذاره برای مهاجر نیجریهای، و بعد میگه «مجبورم».
اونایی که خودشون مشغول کاری هستند که تنها دلیلی که تا الان ربات جاشون رو نگرفته اینه که فعلا ربات گرونتر درمیاد، و برای کسانی که از اونلیفنز درآمد دارند تأسف میخورند، ترحمبرانگیزند. حداقل کارگران جنسی با جایگزین شدن با ربات، فاصله خیلی بیشتری دارند. این بالانشینی اخلاقی، باعث شده کارگر جنسی بگه مجبورم! یعنی «درسته، حق با شماست، دارم کار چیپی میکنم، ولی چاره دیگهای ندارم». در حالی که این فیکه. قطعا چیپتر از گچکاری یا نظافت نیست. پس برات چیپ نیست. مثل هرکس دیگهای، بین چندتا گزینه، اونی که راحتتره رو انتخاب کردی. اونی که برات تاسف میخوره هم انتخاب مشابهی داشته.
از خبرنگاران و اهالی دانشگاه و پادکستیها و نیوزلترنویسهای خارجی که انتظاری نمیشه داشت، اما حتی مردم خودمون هم نمیدونند واقعیت اشراری که باشون طرفند چقدر سادهست. همه فکر میکنند هردفعه که خامنهای میخواد بیاد بیرون سخنرانی کنه، شب قبلش تمرین میکنه که چطور فیلم بازی کنه برای ملت! یا فلان سردار سپاه میاد بیمعنیترین حرف ممکن رو میزنه، شب قبلش تمرین کرده و به خودش گفته چی بگم که بیمعنی باشه و مخالفان رو عصبانی کنه! در حالی که اصلا ازین خبرها نیست. همهشون دارند چیزی که شخصا قبولش دارند رو میگن، و طبق همون عمل میکنند.
خامنهای همون بابات یا بابابزرگته، که وقتی بش گفتی میخوام طلاق بگیرم، گفت «باباجان فعلا جایی نگو تا ببینم چه خاکی به سر بریزم». خامنهای همون مامان یا مامانبزرگته که وقتی سربازان آمریکایی تو نجف تیراندازی میکردند میگفت «خدایا نسل اینارو بکن».
این ادا درنمیاره که فکر میکنه آمریکا ضعیف شده و جامعهش دو قطبی شده، پس الان وقتشه که یه جنگ تو منطقه راه بندازیم. واقعا همین فکر رو میکنه. همونطور که پوتین تا بایدن رئیسجمهور شد گفت «دیگه ناتو این کونی مونیها رو میخواد بیاره تو ارتشش، الان وقتشه اوکراین رو بگیرم».
این رتوریکه که برنامهها رو تنظیم میکنه، نه عقل. برای همینه که هیچ اتفاقی باعث نمیشه که نتیجه بگیره «عه، تر زدم». و برای همین چندوقت بعد دوباره میگه «آمریکا رو به افوله، اندفعه جنگ راه بندازیم تمومه». همونطور که نصرالله درباره جنگ قبلی گفت اگه میدونستم انقدر خسارت داره شروع نمیکردم، اما باز الان داره شروع میکنه.
خامنهای همون باباته که وقتی بش میگفتی قدیم این نذری که میدادیم فقرا میبردن، الان فقط فامیل میبره، دیگه لزومی نداره ادامه بدیم؛ میگفت «باشه، نمیشه قطعش کرد»، که وقتی بش بگی اصرار روی حجاب اون موقعی که همه ملت پتانسیل عضویت در القاعده رو داشتن، و از عکسهای خانوادگی دهه شصتشون هم معلومه، معنی داشت، نه الان که هیچکس به هیچچیز اعتقاد نداره؛ میگه «باشه، نمیشه قطعش کرد». درباره تمام حرفها، و سیاستها، و برنامهها، از روزمره تا کلان، این ترکیب «باشه، نمیشه» وجود داره.
ایرانی نمیتونه بپذیره اینها فیلم بازی نمی کنند که انقدر پرتند و تصورشون از طرز کار دنیا کودکانهست. چون در اون صورت باید به این سوال پاسخ بدن که «چطور این اسگلها تونستند بر ما حاکم بشن؟». و ازین سوال خوششون نمیاد، چون ممکنه جوابش این باشه که: چون خود ما هم پرت هستیم!
خامنهای همون بابات یا بابابزرگته، که وقتی بش گفتی میخوام طلاق بگیرم، گفت «باباجان فعلا جایی نگو تا ببینم چه خاکی به سر بریزم». خامنهای همون مامان یا مامانبزرگته که وقتی سربازان آمریکایی تو نجف تیراندازی میکردند میگفت «خدایا نسل اینارو بکن».
این ادا درنمیاره که فکر میکنه آمریکا ضعیف شده و جامعهش دو قطبی شده، پس الان وقتشه که یه جنگ تو منطقه راه بندازیم. واقعا همین فکر رو میکنه. همونطور که پوتین تا بایدن رئیسجمهور شد گفت «دیگه ناتو این کونی مونیها رو میخواد بیاره تو ارتشش، الان وقتشه اوکراین رو بگیرم».
این رتوریکه که برنامهها رو تنظیم میکنه، نه عقل. برای همینه که هیچ اتفاقی باعث نمیشه که نتیجه بگیره «عه، تر زدم». و برای همین چندوقت بعد دوباره میگه «آمریکا رو به افوله، اندفعه جنگ راه بندازیم تمومه». همونطور که نصرالله درباره جنگ قبلی گفت اگه میدونستم انقدر خسارت داره شروع نمیکردم، اما باز الان داره شروع میکنه.
خامنهای همون باباته که وقتی بش میگفتی قدیم این نذری که میدادیم فقرا میبردن، الان فقط فامیل میبره، دیگه لزومی نداره ادامه بدیم؛ میگفت «باشه، نمیشه قطعش کرد»، که وقتی بش بگی اصرار روی حجاب اون موقعی که همه ملت پتانسیل عضویت در القاعده رو داشتن، و از عکسهای خانوادگی دهه شصتشون هم معلومه، معنی داشت، نه الان که هیچکس به هیچچیز اعتقاد نداره؛ میگه «باشه، نمیشه قطعش کرد». درباره تمام حرفها، و سیاستها، و برنامهها، از روزمره تا کلان، این ترکیب «باشه، نمیشه» وجود داره.
ایرانی نمیتونه بپذیره اینها فیلم بازی نمی کنند که انقدر پرتند و تصورشون از طرز کار دنیا کودکانهست. چون در اون صورت باید به این سوال پاسخ بدن که «چطور این اسگلها تونستند بر ما حاکم بشن؟». و ازین سوال خوششون نمیاد، چون ممکنه جوابش این باشه که: چون خود ما هم پرت هستیم!
تعدادی جاکش وجود دارند که سعی دارند از بیتفاوتی محرز ایرانیها نسبت به مسئله فلسطین نتیجه بگیرند که جامعه ایرانی دچار سقوط اخلاقی شده. جواب اینها رو باید فقط با «گه نخور» بدهید. چه از تفالههای حکومتی باشند، چه از زخمخوردگان از حکومت. اگر هم سقوط اخلاقی رخ داده باشه، و نشانههایی داشته باشه، نشانهش این نیست.
از مردم ایران توقع دارند دلسوز جماعتی باشند که هنوز اسم صدام حسین رو روی میدانها و خیابانهاشون میذارن، و این اسم هم در غزه دیده میشه و هم در کرانه باختری. بین جناحهای فلسطینی هرچقدر اختلاف باشه، در ارادت به صدام اختلافی ندارند. صدامی که هنوز هیچ دیوانهای نتونسته رکورد استفادهاش از سلاح شیمیایی رو بشکنه، با اینکه دنیا کمبودی در تعداد دیوانههای در مسند قدرت نداره. صدامی که هنوز نمیشه با اطمینان گفت همه گورهای دستهجمعی که در خاک عراق کند، کشف شدهاند.
اما دلیل ایرانیها برای بیتفاوتی، فقط منحصر به بیتفاوتی فلسطینیها به ایرانیکشی نمیشه. بلکه شامل علاقه وافرشون به نسلکشی یهودیان هم میشه. بهانه بودن اشغال، و هدف اصلی بودن نابودی یهودیان رو نمیشه تا ابد پنهان کرد (نتایج نطرسنجیهای اخیر غزه که بیشترشون حامی حماس و مخالف با اصل وجود اسراییل هستند رو نشونم داده و میپرسه تو اینو دیده بودی و گفتی اینها دنبال استقلال نیستند یا از قبل میدونستی؟ من سالهاست که حرفم اینه. شما عجیبید که هنوز در مرحله کشف و شهودید).
ما در برابر هر جماعتی مسئولیت نداریم. مسئولیت شما درباره کشوری که شصت درصد مردمشون تجاوز جنسی به پسربچهها رو امر عادی تلقی میکنند چیه؟ باید مواظب باشید آسیبی نبینند؟ خیر. اگه از دستتون برمیاد باید بچهها رو از شرشون نجات بدید. و اگه برنمیاد، طبیعیترین واکنشتون اینه که نسبت به تجربهشون از گای سگ، بیتفاوت باشید.
همچنین مردم ایران موظف نیستند دنبالهرو اخلاقیات سینوسی دولتهای آمریکا باشند. دولت فعلی آمریکا خودش رو معلم اخلاق اسراییل جا زده، و از ارتش اسراییل میخواد تا «گناه جمعی» رو به فلسطینیها نسبت نده و برحسب اون گناه مجازاتشون نکنه. در حالی که دولت آمریکا بعد از یازده سپتامبر، که تلفاتش به نسبت جمعیت آمریکا، به مراتب کمتر از تلفات اخیر اسراییل بود، مردم افغانستان رو برحسب گناه جمعی مجازات کرد، و گرنه بیست سال تمام بمباران مناطق مسکونی، که شامل مراسم عروسی هم میشد، طبق منطق چندروز اخیرشون، معنی دیگهای نداشت (که اون هم تجویز پرتاندیشان دانشگاهی بود که فکر میکردند با بمب و موشک میشه مسلمان پشتکوهی رو علاقمند سکولاریسم و حقوق زنان کرد). آمریکا این مجازات رو فقط وقتی پایان داد که برای همه مسلم شد صرفا با یک گروه طرف نیست، با میلیونها افغان طرفه که نه تنها درکی از ارزشهای مدرن ندارند، بلکه نمیخوان هم داشته باشند. اما حتی با وجود این کشف مهم هم، دلیل اینکه پروژه رو رها کرد این بود که افغانستان اون سر دنیاست. و گرنه اگر در جای مکزیک قرار داشت، دولتهای وقت آمریکا، تا هفتاد سال بعد هم به بمبارانش ادامه میدادند. اما به اسراییل میگه «یه جوری با دو سه میلیون مجاهد انتحاری که رفاه اخروی رو به رفاه دنیوی ترجیح میدن، در بیخ گوش مرزت کنار بیا» (و همون پرتاندیشان دانشگاهی دوباره تز میدن که راه حل مناقشه رشد اقتصادی غزهست. بیخبر ازینکه با جماعتی طرفند که یک حوری رو به پنجاه برابر شدن جیدیپی ترجیح میدن. و اگه غیر ازین بود چه در عمل و چه در نظرسنجی گزینههایی که به بهبود اوضاع کمک میکنه رو انتخاب میکردند، نه گزینههایی که خودکشیاند).
مردم ایران در چهار پنج دهه گذشته در داخل کشور خودشون به خوبی با جماعت دگم و هیئتیمسلک و حوریپسند و مرگپرست و پوچگرا، که حداقل امکانات قدرت رو بدست بیاره، شروع میکنه به توحش، آشنا شدهاند و خیلی طبیعیه که نسبت به سرنوشت جماعتی مشابه، که علاوه بر همه اینها، ضدایرانی هم است، بیتفاوت باشند. مردم ایران حق دارند که بگن غزه به تخم چپمون هم نیست. و این نه پینوشت داره و نه زیرنویس.
از مردم ایران توقع دارند دلسوز جماعتی باشند که هنوز اسم صدام حسین رو روی میدانها و خیابانهاشون میذارن، و این اسم هم در غزه دیده میشه و هم در کرانه باختری. بین جناحهای فلسطینی هرچقدر اختلاف باشه، در ارادت به صدام اختلافی ندارند. صدامی که هنوز هیچ دیوانهای نتونسته رکورد استفادهاش از سلاح شیمیایی رو بشکنه، با اینکه دنیا کمبودی در تعداد دیوانههای در مسند قدرت نداره. صدامی که هنوز نمیشه با اطمینان گفت همه گورهای دستهجمعی که در خاک عراق کند، کشف شدهاند.
اما دلیل ایرانیها برای بیتفاوتی، فقط منحصر به بیتفاوتی فلسطینیها به ایرانیکشی نمیشه. بلکه شامل علاقه وافرشون به نسلکشی یهودیان هم میشه. بهانه بودن اشغال، و هدف اصلی بودن نابودی یهودیان رو نمیشه تا ابد پنهان کرد (نتایج نطرسنجیهای اخیر غزه که بیشترشون حامی حماس و مخالف با اصل وجود اسراییل هستند رو نشونم داده و میپرسه تو اینو دیده بودی و گفتی اینها دنبال استقلال نیستند یا از قبل میدونستی؟ من سالهاست که حرفم اینه. شما عجیبید که هنوز در مرحله کشف و شهودید).
ما در برابر هر جماعتی مسئولیت نداریم. مسئولیت شما درباره کشوری که شصت درصد مردمشون تجاوز جنسی به پسربچهها رو امر عادی تلقی میکنند چیه؟ باید مواظب باشید آسیبی نبینند؟ خیر. اگه از دستتون برمیاد باید بچهها رو از شرشون نجات بدید. و اگه برنمیاد، طبیعیترین واکنشتون اینه که نسبت به تجربهشون از گای سگ، بیتفاوت باشید.
همچنین مردم ایران موظف نیستند دنبالهرو اخلاقیات سینوسی دولتهای آمریکا باشند. دولت فعلی آمریکا خودش رو معلم اخلاق اسراییل جا زده، و از ارتش اسراییل میخواد تا «گناه جمعی» رو به فلسطینیها نسبت نده و برحسب اون گناه مجازاتشون نکنه. در حالی که دولت آمریکا بعد از یازده سپتامبر، که تلفاتش به نسبت جمعیت آمریکا، به مراتب کمتر از تلفات اخیر اسراییل بود، مردم افغانستان رو برحسب گناه جمعی مجازات کرد، و گرنه بیست سال تمام بمباران مناطق مسکونی، که شامل مراسم عروسی هم میشد، طبق منطق چندروز اخیرشون، معنی دیگهای نداشت (که اون هم تجویز پرتاندیشان دانشگاهی بود که فکر میکردند با بمب و موشک میشه مسلمان پشتکوهی رو علاقمند سکولاریسم و حقوق زنان کرد). آمریکا این مجازات رو فقط وقتی پایان داد که برای همه مسلم شد صرفا با یک گروه طرف نیست، با میلیونها افغان طرفه که نه تنها درکی از ارزشهای مدرن ندارند، بلکه نمیخوان هم داشته باشند. اما حتی با وجود این کشف مهم هم، دلیل اینکه پروژه رو رها کرد این بود که افغانستان اون سر دنیاست. و گرنه اگر در جای مکزیک قرار داشت، دولتهای وقت آمریکا، تا هفتاد سال بعد هم به بمبارانش ادامه میدادند. اما به اسراییل میگه «یه جوری با دو سه میلیون مجاهد انتحاری که رفاه اخروی رو به رفاه دنیوی ترجیح میدن، در بیخ گوش مرزت کنار بیا» (و همون پرتاندیشان دانشگاهی دوباره تز میدن که راه حل مناقشه رشد اقتصادی غزهست. بیخبر ازینکه با جماعتی طرفند که یک حوری رو به پنجاه برابر شدن جیدیپی ترجیح میدن. و اگه غیر ازین بود چه در عمل و چه در نظرسنجی گزینههایی که به بهبود اوضاع کمک میکنه رو انتخاب میکردند، نه گزینههایی که خودکشیاند).
مردم ایران در چهار پنج دهه گذشته در داخل کشور خودشون به خوبی با جماعت دگم و هیئتیمسلک و حوریپسند و مرگپرست و پوچگرا، که حداقل امکانات قدرت رو بدست بیاره، شروع میکنه به توحش، آشنا شدهاند و خیلی طبیعیه که نسبت به سرنوشت جماعتی مشابه، که علاوه بر همه اینها، ضدایرانی هم است، بیتفاوت باشند. مردم ایران حق دارند که بگن غزه به تخم چپمون هم نیست. و این نه پینوشت داره و نه زیرنویس.
1
Anarchonomy
اگر اسراییل نمیتواند قوانین فیزیک را خم کند، بهتر است از بین برود. سولماز، عکاس دریاچه ارومیه
برای اینکه روسیه کودکان اوکراینی رو دزدید و به روسیه برد، بعد به بمباران ادامه داد. برای اینکه راکتاندازهای اوکراینی روی سقف بیمارستانها و منازل مسکونی قرار ندارند. برای اینکه هشتاد درصد جنگ اوکراین در حاشیه مزارع انجام میشه. و گرنه اگه تعداد گلوله توپی که در اوکراین مصرف شد، در فلسطین مصرف میشد، گنجشکها هم زنده نمیموندند.
هر آماری هم که «وزارت بهداشت یک گروه تروریستی خلافکار» اعلام کنه، دقیق است. چون سولماز، عکاس دریاچه ارومیه، قبولشون داره.
هر آماری هم که «وزارت بهداشت یک گروه تروریستی خلافکار» اعلام کنه، دقیق است. چون سولماز، عکاس دریاچه ارومیه، قبولشون داره.
Anarchonomy
- این نسل فرق داره - چندتاشون فرق دارن؟ - دوازدهتاشون تو کل یک مدرسه
این وضعیت دلقکوار، نتیجه آزادی، رفاه و امنیته. وقتی هیچکس بابت عقایدش به صلابه کشیده نشه و هیچ هزینهای نده، در کل جامعه یه عده هم ظهور خواهند کرد که شکل یک دلقک زندگی کنند. در واقع جواب سوال «چرا عدهای دلقکند؟» فقط اینه که «چون میشه دلقک بود». چون آسونه. چون آزاده. چون امنه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فکر میکردید چه سالی در آینده این اتفاق رخ بده که پرنده انتحاری بیفته دنبال افسر نظامی دشمن، و اون هم برای نجات جان خودش قایم موشک بازی دربیاره، و در نهایت بش ببازه؟
مطمئنم ۲۰۲۳ رو حدس نمیزدید.
مطمئنم ۲۰۲۳ رو حدس نمیزدید.
مدتیه که سلبریتیهای تیکتاکی از دوربینهای کامپکت که تولیدشون چندساله متوقف شده برای عکاسی استفاده میکنند، چون با اینکه دورهشون گذشته و قدیمیاند، پردازش بهتری روی تصویر انجام میدادند. پردازش نرمافزاری پیشرفتهای زیادی کرده و تولیدکننده اسمارتفونها ابزار قدرتمندی بدست آوردهاند که قبلا ژاپنیها نداشتند، اما از قدرتی که بدست آوردن درست استفاده نمیکنند، تا جایی که سلبریتیها از چیزی که گوشیشون میگیره راضی نیستند (حتی به جای به اشتراک گذاشتن خروجی اپ دوربین، اسکرینشاتی که از محیط اپ دوربین میگیرند رو به اشتراک میذارن، تا پردازشهای بعد از گرفتهشدن عکس رو دور بزنند). اما حالا به این مشکل برخوردهاند که دوربینهای کامپکت، آنلاین نیستند، و عکسها رو توی کارت اسدی ذخیره میکنند، و باید از طریق کارت خوان منتقلشون کرد به لپتاپ، که وقتگیره. مخصوصا که سرعت کارتهای اسدی زیاد نیست.
اون زمانی که این دوربینها متداول بود، سرعت انتقال مسئله مهمی نبود، چون خیلی استفاده نمیشد. معمولا در مسافرتها یا مناسبتها استفاده داشت. اما این سلبریتیها تمام شبانهروز در حال عکس گرفتن از زندگیشون هستند.
چیزی که بسیار جالبه اینه که این محدودیت تکنیکی هم نتونسته این جرقه رو در ذهنشون بزنه که: «نکنه دارم زیادی عکس میگیرم؟».
بینش از خود، چیزی نیست که بشه از همه توقع داشت. بسیاری از مردم عادت به رفتارهایی دارند که خودشون هیچوقت متوجه نمیشن بشون عادت دارند، و باید یک نفر با نظارت بیرونی، توجهشون رو بش جلب کنه. اما این یک کوری پسیوه. یک نوع نابینایی هم وجود داره که کاملا فعالانهست. این نوجوانها عضو یک قبیله بزرگ هستند، که زیاد نشان دادن زندگی، بخشی از فرهنگ اون قبیلهست. بنابراین با تلاش برای باقی ماندن در این جمع، به طور فعال مانع بینش فردی خودشون میشن. هرچند محتوا درباره شخصه: من لباس خریدم، من خوردم، من تماشا کردم، من بازی کردم، من رقصیدم، من راه رفتم، من خسته شدم.. اما بیشتر درباره یک جمعه، که همگی درحال کپی الگوش هستند.
دنبالهای کمرنگ از رفتارهای بشری که دور آتش میرقصید و دعا میخوند رو، در جامعه مدرنی که هیچ ربطی به اون آدمها ندارند، میشه دید.
اون زمانی که این دوربینها متداول بود، سرعت انتقال مسئله مهمی نبود، چون خیلی استفاده نمیشد. معمولا در مسافرتها یا مناسبتها استفاده داشت. اما این سلبریتیها تمام شبانهروز در حال عکس گرفتن از زندگیشون هستند.
چیزی که بسیار جالبه اینه که این محدودیت تکنیکی هم نتونسته این جرقه رو در ذهنشون بزنه که: «نکنه دارم زیادی عکس میگیرم؟».
بینش از خود، چیزی نیست که بشه از همه توقع داشت. بسیاری از مردم عادت به رفتارهایی دارند که خودشون هیچوقت متوجه نمیشن بشون عادت دارند، و باید یک نفر با نظارت بیرونی، توجهشون رو بش جلب کنه. اما این یک کوری پسیوه. یک نوع نابینایی هم وجود داره که کاملا فعالانهست. این نوجوانها عضو یک قبیله بزرگ هستند، که زیاد نشان دادن زندگی، بخشی از فرهنگ اون قبیلهست. بنابراین با تلاش برای باقی ماندن در این جمع، به طور فعال مانع بینش فردی خودشون میشن. هرچند محتوا درباره شخصه: من لباس خریدم، من خوردم، من تماشا کردم، من بازی کردم، من رقصیدم، من راه رفتم، من خسته شدم.. اما بیشتر درباره یک جمعه، که همگی درحال کپی الگوش هستند.
دنبالهای کمرنگ از رفتارهای بشری که دور آتش میرقصید و دعا میخوند رو، در جامعه مدرنی که هیچ ربطی به اون آدمها ندارند، میشه دید.
Anarchonomy
این وضعیت دلقکوار، نتیجه آزادی، رفاه و امنیته. وقتی هیچکس بابت عقایدش به صلابه کشیده نشه و هیچ هزینهای نده، در کل جامعه یه عده هم ظهور خواهند کرد که شکل یک دلقک زندگی کنند. در واقع جواب سوال «چرا عدهای دلقکند؟» فقط اینه که «چون میشه دلقک بود». چون آسونه.…
شما رو به چالش نخندیدن دعوت میکنم:
ترنسها کشف کردند تولیدکننده هورمونهایی که لازمه تزریق کنند، اسراییلیه.
اگه لبخند هم زدید، باختید.
ترنسها کشف کردند تولیدکننده هورمونهایی که لازمه تزریق کنند، اسراییلیه.
اگه لبخند هم زدید، باختید.
اگه ازش بپرسی کینهای که از حکومت صهیونیستی (این عبارت رو بکار میبرن تا بگن قبول ندارن که یک دموکراسیه) داری رو از همین نظام یهودستیز گرفتی یا خودت تنهایی به دستش آوردی، میگه خودم تحقیق کردم! دقیقا مثل وقتی که ازشون بپرسی چون بابات مسلمانه مسلمانی یا خودت مسلمان شدی، میگه خودم تحقیق کردم. غیر از آلت تناسلیش که اون بدون تحقیق جراحی شد.
در ایران آزاد و آباد، نویسنده سابق نشریه تروریستی کیهان، که فرزند خودش ساکن کاناداست، متنی رو بازنشر میکنه که نویسنده اون متن فاطمه سپهری رو به جرم حمایت از اسراییل، «عوام» خطاب میکنه، که قادر به تشخیص درست و غلط نیست و از سر لجبازی با حکومت، حرف میزنه.
نگاه اینها به شما اینه. تحت هیچ شرایطی فراموش نکنید.
نگاه اینها به شما اینه. تحت هیچ شرایطی فراموش نکنید.