Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این یکی از بدترین استدلال‌ها در دفاع از انرژی مصرفی بیت‌کوینه.
منظور از کمیابی انرژی این نیست که خود انرژی کم است. منظور اینه که نیروی کار کافی برای استخراجش کم است. باید مقادیر زیادی کار انجام بدی تا نفت از دل زمین بیرون بیاد و روی سطح زمین هم جابجا بشه و قابل استفاده هم بشه. و اون مقادیر زیادی کار، خودش انرژی میخواد. و هرروز این نسبت داره بدتر میشه. متاسفانه این سوء تفاهم وجود داره که تکنولوژی این نسبت رو کاهش میده، اما فقط ممکنش می‌کنه. تکنولوژی باعث شد بتونیم چاه افقی بزنیم. ولی حالا داریم انرژی خیلی بیشتری صرف می‌کنیم تا بتونیم از چاه افقی استفاده کنیم.
این که در صنعت خودرو و فضا تونست انقلابی در بیزینس ایجاد کنه همه رو به این اشتباه انداخت که تو هر چیزی وارد بشه میتونه موفق بیرون بیاد.
خیلی‌ها اینجوری گول می‌خورند. چون عادت داریم توضیح پدیده‌ها و اتفاقات رو بمون بفروشند، نه اینکه خودمون کنکاش کنیم. فروشنده هم این توضیح رو فروخت که «موفقیت تسلا و اسپیس ایکس تا حد زیادی مدیون مدیرشون بود».
آرژانتین: داری یکم یوآن دستی بدی؟

چین: جون، حتما.. ولی برای چی میخوای؟

آرژانتین: میخوام بدم صندوق بین‌المللی پول

چین: به اونا چرا؟

آرژانتین: میخوام وام به دلار بگیرم

چین: دهنتو

#لبخند_شبانه
این رو تو سنگر روس‌ها پیدا کردن. میگه ما اهل خانواده‌ایم، اوکراینی‌ها همجنس‌بازن. ما خدا پیغمبر حالیمونه، اوکراینی‌ها شیطان‌پرستن.

هیچ‌جا به اندازه روسیه مردها زن بچه‌دار رو ول نمی‌کنن برن. و اینو اون سرباز هم میدونه. اما برعکس بودن این‌ ادعاها به اندازه تو سنگر پیدا شدنش مهم نیست. تو دوره آموزشی سرباز اعزام شده، خیلی دیره برای اینکه بگی ما کی‌ایم و اونا کی‌ان. فساد انقدر عمیقه که دستگاه پروپاگاندا اصلا فکر نمی‌کنه که داره چیکار می‌کنه. فقط میخوان پول پروژه رو بگیرن و برن.
تو المپیاد ریاضی، آمریکا دوم شد و استرالیا سوم، که همشون چینی‌تبار بودند. عده‌ای ذوق کرده‌اند که چین روی هر سه سکوئه.
فرهنگ امپراتوری‌پرست اجازه نمیده هموطن سابق خودشون رو در یک دایره ملی و هویتی دیگه ببینند، و حتی وقتی برای یک پرچم دیگه زحمت می‌کشه و بالا میبردش، قبول ندارند که دیگه چینی نیست. چون رعیت، اموال امپراتوری‌اند، و اگه جای دیگه‌ای برن، به اون مکان جدید امانت داده شده‌اند!
هیچ‌وقت در طول تاریخ بشر این مقدار آدم مجرد به نسبت کل جمعیت در دنیا وجود نداشته. طبیعیه که رفتارهایی شکل بگیرند که منطبق با این وضعیت ویژه باشه.
اما بس کنید آخرالزمان‌پنداری‌هایی رو که به خود اینترنت مربوطند. اینکه فقط داره شبی پونزده‌ هزار دلار درمیاره یعنی یک اقلیت جهانی کوچک مشتریش هستند. کل مارکت اونلی‌فنز یک بخش مینیاتوری از اقتصاد دنیاست. اگه همین امکانات، یعنی تماشای زنده زنی که به خواب رفته در هرجای جهان، هفتصد سال پیش فراهم می‌شد، ملت گریبان می‌دریدند و کار و زندگی در قلمروهای حکومت‌ها مختل می‌شد. این چیزها فقط برای پادشاهان و فرماندهانی که در جنگ تن به تن زخمی شده بودند، فراهم می‌شد، اون هم با قیمتی گزاف. اما ما به راحتی از کنارش عبور می‌کنیم، یه چشم ابرو هم بالا میندازیم و به طرف میگیم «چه چیپ».
خلیفه فرستاده بوده دنبال یکی که حدیث می‌نوشته، ازش پرسیده حدیثی داریم که بگه اونی که به پیامبر اهانت می‌کنه رو باید کشت؟ اینم برگشته گفته آره، خوبشم داریم، یه «مردی» از فلانی نقل کرد که یک روز یکی به پیامبر دشنام داد، و پیامبر گفت چه کسی حاضر است شر دشمن من را کم کند؟ و خالد بن ولید داوطلب شد و آن فرد را کشت. بعد خلیفه میگه این که سند نداره، این «مردی» کی بوده اصلا؟ و جواب داده آره بابا، مستنده، اون مردی رو هم اسمشو نمی‌دونم ولی اون زمان می‌شناختند. بعد هزار دینار گرفته اومده بیرون.
کل قضیه سب‌النبی رو با هزار دینار اختراع کردند، چون به نفع حاکم بود و می‌شد به بهانه‌ش هر مخالفی رو حذف کرد. قسمت حیرت‌آورش اینه که خود خلیفه هم باور نمی‌کرده بشه به همین داستان شوتکی استناد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه در آینده عینک واقعیت مجازی بتونه به همین صورت، و بدون کوچکترین تأخیری که برای مغز قابل تشخیص باشه، تصویر بیرون رو به تصویر فانتزی تبدیل کنه، وارد حیطه‌ای از روانشناسی خواهیم شد که دیگه نمیشه ازش بیرون اومد، و شخصا حاضرم شیرجه برم توش. این یه مسیر بی‌بازگشته، و مسیر خوبیه.
«امارات از جمعیت بومی خودش بیشتر مهاجر داره اما از آمریکا امن‌تره. زمان این رسیده که مکرون از رهبران مسلمان امارات و عربستان و کویت و بحرین کمک بگیره که می‌دونند باید چطور با افراطی‌هایی که به بهانه عدالت، آتش می‌زنند و غارت می‌کنند و تخریب می‌کنند، برخورد کرد».

ابله جهان‌سومی فکر می‌کنه عقب‌ رفتن راهنمایی میخواد. رهبران مسلمان دیکتاتور چی می‌تونند به مکرون بگن که تو خود تاریخ فرانسه نبوده؟ اگه فرانسوی‌ها بخوان همه پیشرفت‌های مدنی خودشون در دویست سال گذشته رو دور بریزند و مثل بدوی‌ها با چالش‌های اجتماعی برخورد کنند، تو تاریخ پر از خشونت خودشون کلکسیونی از الگوها موجوده. لازم نیست از شیوخی کمک بگیرند که در قرن بیست و یکم هنوز به مردم اجازه تعیین سرنوشت نمیدن.
ابله جهان‌سومی فکر می‌کنه به ذهن فرانسوی‌ها نمیرسه که میشه از تیربار علیه شورشیان استفاده کرد، میشه حقوق فردی افراد رو زیر پا گذاشت، و هر بچه‌ای رو با شکنجه بازجویی کرد. مثل اینه که یه ریغوی دله‌دزد که اگه چاقو دستش نباشه هیچ راه دیگه‌ای برای دفاع از خودش نداره، وارد باشگاه بوکس بشه و ببینه دو نفر نره غول داخل رینگ دارن همو می‌زنند، بعد به یکی‌شون بگه «عه چرا صورتت خونیه؟ میخوای بت یادت بدم؟».
به شدت لازمه به ریغوی جهان‌سومی گفته بشه بتمرگ سرجات بچه‌جان. بتمرگ و از جامعه‌ای که دویست سال ازت جلوتره چهارتا چیز یاد بگیر.
Anarchonomy
«امارات از جمعیت بومی خودش بیشتر مهاجر داره اما از آمریکا امن‌تره. زمان این رسیده که مکرون از رهبران مسلمان امارات و عربستان و کویت و بحرین کمک بگیره که می‌دونند باید چطور با افراطی‌هایی که به بهانه عدالت، آتش می‌زنند و غارت می‌کنند و تخریب می‌کنند، برخورد…
زن عفیف داشتن خیلی راحته، اگه بندازیش تو یه اتاق و در رو به روش قفل کنی. امن کردن امارات کار راحتیه وقتی جامعه‌ای دو‌شقه تشکیل بدی از میلیونرها، و کارگران مهاجری که از ترس مفقودالاثر شدن جرئت هیچ خطایی ندارند. و مگه دوبی چیزی غیر ازینه؟ کجای این شرکت-شهر اثری از طبقه متوسط باقی مونده؟ در یک طرف ثروتمندانی داریم، که نصف‌شون خلافکارند، و گرنه دو برابر قیمت املاک فلوریدا رو برای جایی که مگنت گرد و خاکه، پرداخت نمی‌کردند؛ و از یک طرف قشری که به این ثروتمندان سرویس میدن و هیچ حقوقی ندارند، و صدا هم ندارند. این جامعه مدل فکری نداره که بخواد موفق باشه یا نباشه، تا بخواد مدلش رو به بقیه هم ارائه بده. پرسش فلسفی حال حاضر جامعه امارات چیست؟ حتی طرح سوالش هم خنده‌داره.
اما فقط امارات نیست. ابلهان جهان‌سومی زیادند، و وقتی سر و صداشون بیشتر میشه که صنعتی‌تر میشن، و این صنعتی‌تر شدن باعث میشه فکر کنند خبریه، و اون جامعه تهی که قبلا بودند نیستند. ولی هیچ اقدامی انجام نشده که دیگه تهی نباشند. بحث فلسفی امروز جامعه چین چیه؟ هیچ. این کشور کاملا از اندیشه خالیه. یک جامعه یک و نیم میلیاردی خالی. همه پرسش‌ها درباره امورات روزمره‌ست. وام‌ها را چه کنیم؟ ارزش یوآن را چه کنیم؟ کمبود خانه سالمندان را چه کنیم؟ بحران مسکن را چه کنیم؟ مجرد ماندن جوانان را چه کنیم؟ عده‌ای خام فکر می‌کنند اگه از فلسفه تهی‌اند حداقل درباره این امورات روزمره واقع‌گرا هستند. اما حتی این هم نیست. وقتی مسئله پایین بودن مصرف داخلی مطرح شد، گفتند یک راهکار بالا بردن مصارف رفاه سلامت و بیمه‌ست؛ چیزی که الان در چین نسبت به بقیه کشورهای صنعتی، خیلی پایینه. اما بلافاصله جناب امپراتور وینی پو اومد گفت رفاه زیاد خوب نیست، مردم نازک نارنجی بار میان!
این کشورها قرار نیست اندیشه صادر کنند، چون ندارند که صادر کنند. فرانسه چون اندیشه داره، درگیره. چون مدل داره، چالش هم داره. ممکنه مدلش ایراد هم داشته باشه، که میشه درباره‌ش مثنوی نوشت. اما هرچه که هست یک مدله. فرانسوی‌ها تن به مشاغل سطح پایین نمیدن، و همزمان با دریافت مهاجر جبرانش می‌کنند، و همزمان میخوان مهاجرپذیری هیچ تصادم فرهنگی ایجاد نکنه. قبلا در جنبش جلیقه‌زردها هم سیاست‌های ضد رشد اقتصادی رو مطالبه می‌کردند، هم خدماتی از دولت می‌خواستند که بودجه‌ش فقط در شرایط رشد بالا تأمین‌پذیر بود. مدل فعلی در برابر این تضادهای نوظهور، ناکارآمد به نظر می‌رسه، ولی همچنان یک مدل فکریه، و اگر روزی اصلاح صورت بگیره روی پلتفرم فعلی اجرا خواهد شد. اما ابله جهان‌سومی این رو نمی‌فهمه، و چالش‌های جامعه پیشرفته‌تر رو از زاویه تنگ دنیای کوچک خودش می‌بینه، و میگه «خب چرا مسلمون‌ها رو دیپورت نمی‌کنید؟». تو دنیای کوچک خودش همه این‌ها مشکلاتی مکانیکی هستند، و در نتیجه راه حل مکانیکی دارند. تو دنیای کوچک خودش راه حل‌های مکانیکی گاهی انقدر مکانیکی میشه، که از ابزارآلات مکانیکی هم استفاده می‌کنه، مثل اره برقی برای کم حجم کردن جسد مخالف سیاسی برای خارج کردنش از سفارت.
«مردم آلمان، وقتی یه سیاستمدار در بازدید از سیل‌زده‌ها که تلفات جانی داشته، می‌خنده؛ و وقتی دولت پنجاه درصد هر اضافه حقوقی رو مالیات می‌گیره».

اینکه مردم ازینکه ادب و آداب رعایت نشه بیشتر عصبانی میشن، تا ازینکه پولشون به زور ازشون گرفته بشه، باعث تأسفه؛ اما نمیشه فقط ۴۹ یورو بدی و با قطار در هر جایی از کشور که خواستی تردد کنی، و مالیات گزاف هم ندی. اگه اونی که پولت رو به زور ازت می‌گیره، برای خودت خرجش کنه، عصبانی شدن ازش یکم پیچیده میشه.
نسبت به سه سال پیش نظرم در مورد بعضی چیزها تغییر کرده، و یکیش علت موفقیت دختران جذاب در اینستاگرامه. چون اهمیت علمی نداشت و یک سوژه چیپ بود، توضیح عوام رو دربست پذیرفته بودم، که «دختر بودن و سکسی بودن برای افزایش فالوعر کافی است». اما مثال‌های نقض بسیار باعث شد غلط بودن این توضیح ثابت بشه. این مثال‌های نقض کسانی بودند که هر دو شرط دختر بودن و سکسی بودن رو داشتند، و حتی الگوریتم پلتفرم در پربازدید کردن تعدادی از پست‌هاشون به کمک‌شون اومده بود، اما باز تعداد فالوعرها در طول زمان رشد چشمگیری نداشت. و این تحریکم کرد یک مطالعه جامعه‌شناختی دم دستی درباره‌شون انجام بدم، که حاصلش شد این تئوری خیلی فشرده: «مخاطب دنبال کسی که ایرادات ظاهری حداقلی دارد نیست. دنبال کسی است که می‌شود با او فانتزی جنسی ساخت». این دو ممکنه در مواردی همپوشانی داشته باشند، اما دو تارگت جدا هستند‌.
نوع و کارگردانی محتوا در پتانسیلی که برای فانتزی ایجاد میشه موثره. بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو میسازند، و بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو خالی نگه می‌دارند.
شاید بعدا این تئوری رو تکمیل یا اصلاح کردم.
جنایتکاری روس‌ها به قدری گسترده شده که حتی خبر کشته شدن کسی که من فالوش می‌کردم هم میاد روی تایملاین. می‌گفتند هفتاد درصد مردم اوکراین دوست، عزیز، و آشنایی دارند که یا کشته شده، یا زخمی شده. اما این طرز درست بیانش نیست. باید درصد جهانیش رو هم بگن. باید من رو هم حساب کنند‌. من هم کسی که به توعیت‌هاش عادت کرده بودم رو از دست دادم. از یک طرف باید در برابر عقل تسلیم بود تا به نفرت افسار بزنه، و از یک طرف همون عقل میگه افسار من رو میخوای چه کنی؟ تو که بهرحال نمیتونی کوره آدم‌سوزی درست کنی و همه روس‌ها رو بریزی توش. پس با خیال راحت فانتزیش رو بساز. کی به کیه؟ عقل بم اجازه داده آرزو کنم همه روس‌ها داغدار بشن، خونه‌هاشون رو از دست بدن، برای پیدا کردن نان از همدیگه چاقو بخورن، تمام فرهنگ و ادبیات و میراث تاریخی مزخرف‌شون از بین بره، و به گدایی بیفتند. آره بذار بگن اگه قدرت داشت دست به جنایات جنگی میزد. به خاطر قضاوت دیگران دست از آرزوم برنمیدارم.
Anarchonomy
جنایتکاری روس‌ها به قدری گسترده شده که حتی خبر کشته شدن کسی که من فالوش می‌کردم هم میاد روی تایملاین. می‌گفتند هفتاد درصد مردم اوکراین دوست، عزیز، و آشنایی دارند که یا کشته شده، یا زخمی شده. اما این طرز درست بیانش نیست. باید درصد جهانیش رو هم بگن. باید من…
نازی‌ها دنبال یه اقلیت ضعیف بی‌دفاع بودن تا از مسئولیت ناکامی‌های جامعه عظمت‌طلب‌شون فرار کنند و تقصیر رو بندازن گردنش. ما در برابر روس‌ها با خود فاعلان جنایت طرفیم. یعنی فرق این رو نمی‌فهمید؟ دقیقا جاشون برعکسه. این روس‌ها هستند که جای نازی‌ها نشستن و میخوان برای فرار از ناکامی‌های مربوط به عظمت‌طلبی به بن‌بست خورده‌شون، از یک کشور ضعیف بی‌دفاع انتقام بگیرند، اما چون محاسباتشون غلط بود، خیلی هم بی‌دفاع نموند.
اگه میخواید ایراد بگیرید باید به یک قسمت دیگه جنگ جهانی دوم ارجاع بدید. اونجایی که بعد از تسخیر برلین، یکی گفت باید تمام اعضاء حزب نازی اعدام بشن. بش گفتن می‌دونی این یعنی ۱۳ میلیون نفر؟ گفت عه نمی‌دونستم، ولی اگه ۵ میلیون بودن به نظرم اوکی بود! انجامش داد؟ نه. ولی آرزوش رو گفت.
Anarchonomy
نازی‌ها دنبال یه اقلیت ضعیف بی‌دفاع بودن تا از مسئولیت ناکامی‌های جامعه عظمت‌طلب‌شون فرار کنند و تقصیر رو بندازن گردنش. ما در برابر روس‌ها با خود فاعلان جنایت طرفیم. یعنی فرق این رو نمی‌فهمید؟ دقیقا جاشون برعکسه. این روس‌ها هستند که جای نازی‌ها نشستن و میخوان…
دارند درس اخلاق به من میدن حالا. عزیزم اخلاق درباره رفتارهاست، نه تصفیه ذهن از نفرت. اگه از اشرار تنفر نداری برای چی زنده‌ای؟
البته خیلی‌ها دارند، اما مثل گوسفندهایی هستند که میترسن تو چشم گرگ نگاه کنند. اینکه سرت رو بندازی پایین تو رو به یک آدم خوب تبدیل نمی‌کنه.
Anarchonomy
دارند درس اخلاق به من میدن حالا. عزیزم اخلاق درباره رفتارهاست، نه تصفیه ذهن از نفرت. اگه از اشرار تنفر نداری برای چی زنده‌ای؟ البته خیلی‌ها دارند، اما مثل گوسفندهایی هستند که میترسن تو چشم گرگ نگاه کنند. اینکه سرت رو بندازی پایین تو رو به یک آدم خوب تبدیل…
وقتی آلمان رو گرفتن، دولت‌های پیروز گفتن خب دیگه، ما تعیین می‌کنیم انتقام به چه شکل صورت بگیره و کی مجازات بشه و کی نشه، شلوغش نکنید!. همون دولت‌هایی که تا دیروزش داشتند شهرهای آلمان رو کارپت بمبینگ می‌کردند. انگار باید از اون همه جنایت شنیع، فقط با یاد و خاطره‌ای عبور کرد! اینکه سربازهای صفر میرفتن کشاورزها و زن و بچه‌شون رو در همون حالتی که داشتن زمینشون رو شخم میزدند دستگیر می‌کردند و میبردن سر یه گودال تیر خلاص بشون می‌زدند و همونجا دفن‌شون می‌کردند، فقط تقصیر هیتلر و چندنفر از درجه‌دارها بوده‌ و گذشته‌ها گذشته. تازه تعدادی از همون درجه‌دارها رو هم صهیونیست‌ها سرخود از بین بردند، و گرنه شاید تا همین چندسال پیش زنده مونده بودند.
حائری این ادعا که آمریکا در عراق پونصدهزارنفر رو کشت رو از کجا آورده؟ اصلا این عدد اولین‌بار از کجا دراومد؟ من که تا الان دنبالش نبودم، ولی حتما میرسه به یه مارکسیست فمنیست، که کل رسالت خودش در زندگی رو در این میدونه که از آمریکا یک هیولا بسازه تا اگه اربابش روسیه یا چین دست به جنایت زدند بتونه بگه «آمریکا که بدترش رو انجام داده چرا به اون چیزی نمی‌گید؟».
اما اونایی که این عدد رو می‌شنوند، چرا نمی‌پرسند این چجوری اتفاق افتاد؟ یک سال و نیمه که روسیه داره شهرهای اوکراین رو موشک‌باران می‌کنه، و عمدا به آپارتمان‌ها و رستوران‌ها میزنه. این خیلی مهمه که داره عمدا میزنه. و تا الان دولت اوکراین میگه ۱۰ هزار غیرنظامی کشته شده‌اند. ده هزارتا هم خیلی زیاده. هزارتا هم زیاده. ولی ده هزار کجا و پانصد هزار کجا؟ از خودشون نمی‌پرسند اگه کشتن ده هزار نفر غیرنظامی، یک سال و نیم وقت میخواد، و هزاران موشک و بمب و پهپاد انتحاری، اونم توسط روسیه که زاغه مهمات دنیاست، چه لجستیک نجومی لازمه برای کشتن پنجاه برابر این تعداد؟
اون قسمت واقعیت که بیشتر عراقی‌هایی که کشته شدند توسط عراقی‌های سنی و ایرانی‌های شیعه کشته شدند (و نباید اجازه داد اون جنایات بزرگ رو پشت پرچم آمریکا پنهان کنند تا با این زرنگ‌بازی‌ها نقش کثافت‌ مذهب ارتجاعی در مستندات تاریخی این منطقه محو بشه) رو بذاریم کنار اصلا، فعلا سوال مقدماتی لجستیک قضیه‌ست. چجوری نیم میلیون نفر رو کشت؟ با چه سلاحی؟ به چه شکلی؟
Anarchonomy
حائری این ادعا که آمریکا در عراق پونصدهزارنفر رو کشت رو از کجا آورده؟ اصلا این عدد اولین‌بار از کجا دراومد؟ من که تا الان دنبالش نبودم، ولی حتما میرسه به یه مارکسیست فمنیست، که کل رسالت خودش در زندگی رو در این میدونه که از آمریکا یک هیولا بسازه تا اگه اربابش…
یک حرف مفت دیگه حائری مثالی از تقیه‌ست که از هزار و دویست سال پیش میاره، که هارون‌الرشید روزی که عیدفطر نبود رو عید اعلام کرد و از امام کاظم پرسید برای شما عیده؟ اونم گفت آره امیرالمومنین شمایید و فلان، اما اومد بیرون به شیعیانش گفت شما روزه‌تون رو نخورید، فردا عیده! پس ایران هم باید در برابر قدرت آمریکا از هزینه دادن بی‌ثمر خودداری کنه.
خودشون هم متوجه مسخرگی این احادیث نیستند. امام کاظم انقدر زرنگ بود که نقش مطیع خلیفه رو بازی کنه، اما انقدر ساده‌لوح بود که می‌اومد بیرون زرت لوش می‌داد، تا جایی که به گوش همه رسید و تو در دوازده قرن بعد هم فهمیدی! یعنی تو فهمیدی، و هارون که افعی بود نفهمید!
پنهان‌کاری که همه بدونند پنهان‌کاریه، دیگه پنهان‌کاری نیست. این رو هر ابلهی میفهمه.

اما فرض کنیم این داستان‌ها واقعی بوده‌اند. باز ربطی به وضعیت فعلی جمهوری اسلامی ندارند. امام کاظم که ارتش نداشت، نفت نداشت، سرباز مفت نداشت، جنگجوی نیابتی نداشت. جمهوری اسلامی همه این‌ها رو داره. چرا باید تاکتیک کسی رو انتخاب کنه که هیچ‌کدوم این‌ها رو نداره؟ سوال رو میشه یه شکل دیگه پرسید: جمهوری اسلامی باید دقیقا به چه ابعادی از دارایی‌ها و امکانات برسه که از نظر شما وقت درست مقابله با آمریکا باشه؟ یه ارتشی داشته باشه اندازه خود آمریکا، و یه اقتصادی به اندازه خود آمریکا، بعلاوه اینکه در این مقابله از دماغ هیچ شیعه‌ای هم خون نیاد؟ خب چرا نمیگید «هیچوقت»؟
می‌گفتند فرانسه به تسخیر اسلام درمیاد، اما در اعتراضات اخیر، و حتی در آشوب‌های خرابکارانه اعتراضات اخیر، هیچ اثری از جریان اسلامگرایی دیده نمیشه.
باید به بعضی‌ها توضیح داد که جر و بحث دو نفر تو خیابون، که یکی‌شون دل‌بسته به القاعده‌ست، و یکی‌شون نئونازی؛ انعکاس دهنده جریان‌های اصلی تحولات اجتماعی نیست. اونی که میگه ما مسلمون‌ها انقدر زیاد میشیم که جای شما بومی‌ها رو می‌گیریم، داره حرف همونایی رو میزنه که میگن «از شنبه هفته آینده حتما ورزش رو شروع می‌کنم». جنبش سیاسی، و حتی جهادی، نیازی به رسیدن به اکثریت مطلق نداره. اگه مسلمان بخواد حرکتی بزنه، الان هم میتونه بزنه. و همونطور که الان نمیزنه، وقتی تعداد مسلمانان خیلی بیشتر شد هم نخواهد زد. چون اسلامگرایی همین الانش هم مُرده.
اسلامگرایی یک جنون بود، که فقط برای هیجانات آنی برنامه داشت، نه برای سیاست، نه برای توسعه، نه برای زندگی. اون بچه‌ای که الان تو خیابون‌های لیونه، از دولت و جامعه‌ش برنامه میخواد، نه موهومات.
دیپلمات چینی خطاب به همتایان ژاپنی و کره‌ای خودش میگه غربی‌ها نمی‌تونند فرد چینی رو از ژاپنی و کره‌ای تشخیص بدن، هرچقدر موهامون رو رنگ کنیم و دماغ‌مون رو عمل کنیم، غربی نمیشیم. ما باید برگردیم به ریشه‌هامون!

از اینکه نادان نمیفهمه که آسیایی‌ها هم نمی‌تونند مرد ایتالیایی و یونانی رو از هم تشخیص بدن، و این نشانه هیچ‌چیزی نیست، بگذریم؛ و از اینکه نمیفهمه غربی شدن با ریخت و قیافه معنی نداره وقتی خود غربی‌ها هرروز دارن ریخت و قیافه‌شون رو تغییر میدن هم بگذریم، این حرف‌ها نوع نگاه الیت چین رو نشون میده. نه تنها نفهمیده‌اند که فرهنگ بسته امپراتوری اون‌ها رو عقب نگه داشت، بلکه اصرار دارند که باید به همون سیستم برگردیم! و جوان چینی گرفتار این دایناسورهاست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو فیلم‌های جنگی مربوط به دوران باستان، همیشه این جمله کلیشه‌ای رو از زبان یکی از سربازان خطاب به فرمانده‌ش، استفاده می‌کردند: مردن در کنار شما افتخار ماست سرورم!
با خودم می‌گفتم چه دوران خوبی بوده که این جمله‌ها معنادار بوده‌اند. در دوران ما این حرف‌ها بی‌معنی‌اند. اما بعدا فهمیدم موقعیتی که بشه به فرد یا افرادی این حرف رو زد، مختص تاریخ و نسل خاصی نیست. در همه دوران‌ها فرصتش پیش میاد. تو دوره ما هم بود. به سربازان ارتش نیجریه که با حیوانات داعش می‌جنگیدند، می‌تونستم بگم مردن در کنار شما افتخار است. و همچنین به این اوکراینی‌ها.