«- جنگسالاری که مستقیما توسط روسیه پشتیبانی میشه: حمله به اوکراین بر اساس توجیهات دروغین انجام شد و محصول فاجعهبار دروغهای رژیم کرملینه
- یه مشت سرمایهگذار تو سانفرانسیسکو که کل پولشون رو ریختن تو شرکتهای تک: نه اینا همهش تقصیر ناتوعه»
علاوه بر نژادپرستی از نوع روسپرستی، کوری حاصل از مخالفتگرایی هم از عوامل این وضعیته. این رو قبلا نوشته بودم: مخالفت با هدف مخالفت انقدر میتونه غلیظ بشه که اگه دولت اعلام کنه مادرشون یه زن وفاداره، از فرداش تو پادکستها بهمدیگه میگن «نمیدونستم مادرم روسپی بوده».
- یه مشت سرمایهگذار تو سانفرانسیسکو که کل پولشون رو ریختن تو شرکتهای تک: نه اینا همهش تقصیر ناتوعه»
علاوه بر نژادپرستی از نوع روسپرستی، کوری حاصل از مخالفتگرایی هم از عوامل این وضعیته. این رو قبلا نوشته بودم: مخالفت با هدف مخالفت انقدر میتونه غلیظ بشه که اگه دولت اعلام کنه مادرشون یه زن وفاداره، از فرداش تو پادکستها بهمدیگه میگن «نمیدونستم مادرم روسپی بوده».
Anarchonomy
«- جنگسالاری که مستقیما توسط روسیه پشتیبانی میشه: حمله به اوکراین بر اساس توجیهات دروغین انجام شد و محصول فاجعهبار دروغهای رژیم کرملینه - یه مشت سرمایهگذار تو سانفرانسیسکو که کل پولشون رو ریختن تو شرکتهای تک: نه اینا همهش تقصیر ناتوعه» علاوه بر نژادپرستی…
یه چیزی هم درباره این آمار ویوی پستهای شبکههای اجتماعی باید گفت: همهشون فیک هستند.
و طبیعی هم است. اگه اعتبار شرکت بند این اعداد باشه، منافعشون ایجاب میکنه عدد درست رو درج نکنند.
و طبیعی هم است. اگه اعتبار شرکت بند این اعداد باشه، منافعشون ایجاب میکنه عدد درست رو درج نکنند.
«ما یک بار در ۵۷ ایدههایی که کسی تا اون زمان امتحان نکرده بود رو امتحان کردیم، برای هفتپشتمان بس است. الان تنها چیزی که میخوایم همون چیزیه که همه دنیا امتحان کردهاند، یعنی دولت نرمال. نه آنارشیسم و خودمختاری و این چیزهای عجیب غریب».
حالا اینکه چرا نگران این ایدهها هستند وقتی هنوز هیچ برنامهای برای شکست دادن اشرار ندارند، خودش یک مسئلهست، ولی ازش بگذریم. گیر عمیق اینها اینه که فکر میکنند دولت نرمال یه چیزی مثل چیلره! یه روز زنگ میزنی جرثقیل میاره میذاره رو پشت بوم و بعد یه عده نصاب میاد راهش میندازن و بعد میتونیم ازش استفاده کنیم! اما اینجوری نیست. دولت نرمال رو باید ساخت. اونایی که الان دارندش، خیلی وقته که مشغول ساختنش هستند. ما هنوز از دایره زیست عشایری خارج نشدهایم! منظور من انگ مضحکی با عنوان «خلقیات ایرانیان» نیست. منظورم ابتداییات لازم برای دولت مدرنه. مردم ما هنوز اینکه حزب چجوری کار میکنه رو هضم نمیکنند. مثال میخواهید؟ همهجا ریخته. به عنوان نمونه ماندگاری شخصیتهای کارآمد در پستهای مدیریتی و سیاسی دولت مدرن غربی رو با خویشاوندسالاری هیئتی در ایران یکی میگیرند.
این عشایر عزیز تصور میکنند فاصلهشون با دولت مدرن نرمال، خیلی کمه، و ایدههای رادیکالتر خیلی دورترند. اما فاصلهشون با همهشون به یک اندازهست و خبر ندارند.
حالا اینکه چرا نگران این ایدهها هستند وقتی هنوز هیچ برنامهای برای شکست دادن اشرار ندارند، خودش یک مسئلهست، ولی ازش بگذریم. گیر عمیق اینها اینه که فکر میکنند دولت نرمال یه چیزی مثل چیلره! یه روز زنگ میزنی جرثقیل میاره میذاره رو پشت بوم و بعد یه عده نصاب میاد راهش میندازن و بعد میتونیم ازش استفاده کنیم! اما اینجوری نیست. دولت نرمال رو باید ساخت. اونایی که الان دارندش، خیلی وقته که مشغول ساختنش هستند. ما هنوز از دایره زیست عشایری خارج نشدهایم! منظور من انگ مضحکی با عنوان «خلقیات ایرانیان» نیست. منظورم ابتداییات لازم برای دولت مدرنه. مردم ما هنوز اینکه حزب چجوری کار میکنه رو هضم نمیکنند. مثال میخواهید؟ همهجا ریخته. به عنوان نمونه ماندگاری شخصیتهای کارآمد در پستهای مدیریتی و سیاسی دولت مدرن غربی رو با خویشاوندسالاری هیئتی در ایران یکی میگیرند.
این عشایر عزیز تصور میکنند فاصلهشون با دولت مدرن نرمال، خیلی کمه، و ایدههای رادیکالتر خیلی دورترند. اما فاصلهشون با همهشون به یک اندازهست و خبر ندارند.
آیه حجاب نه تنها حکم نیست، بلکه عمومیت هم نداره. و به دیوار برلین اسلام تبدیلش کردهاند. اما طولانیترین آیه قرآن درباره ثبت اسناده. با یک حکم حکومتی ساده روش شرع برای سند معاملات رو منسوخ میکنند.
هی میگن حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه آخوند چیست. نه. حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه دیندار چیست. یه کارتنی دست این ملت بود که چندصدسال بازش نکرده بودند، و فقط حملش می کردند. این فرصت چهل سال اخیر فقط باعث شد باز بشه و معلوم بشه خالی بوده. از همون اول خالی بوده.
هی میگن حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه آخوند چیست. نه. حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه دیندار چیست. یه کارتنی دست این ملت بود که چندصدسال بازش نکرده بودند، و فقط حملش می کردند. این فرصت چهل سال اخیر فقط باعث شد باز بشه و معلوم بشه خالی بوده. از همون اول خالی بوده.
تو کشتی در حال غرق شدن، چشمت به هر طرف بیفته بالا اومدن آب رو میبینی. در امروز ایران چیزی نیست که بش توجه کنی و فرو ریختن رو نبینی. و خود این دستت رو میبنده. چون دیگه هیچ پدیده ایزولهای وجود نداره و همهچیز به صدتا معضل مقدم بر خودش وصله که دستت بشون نمیرسه.
وقتی دختری رو میبینی که به زور شونزده سالش میشه، و خودش رو انداخته لای پسرهای خیابونی، که اونها هم به زور هجده سالشون میشه، و از عاجز بودنشون در حرف زدن میشه حدس زد از خیلی وقت پیش ترک تحصیل کردن، و چون هیچچیز بلد نیستند میشه حدس زد رفتار پرخطر باهمدیگه داشته باشند، چه کاری از دستت برمیاد؟ به پلیس داعش اطلاع بدی که مأمورانش مریضتر از همون پسرها هستند؟ به بهزیستی اطلاع بدی که خودش فروشنده کودکانه؟ به والدینی اطلاع بدی که از گربه بیمسئولیتتر بودهاند؟
وقتی دختری رو میبینی که به زور شونزده سالش میشه، و خودش رو انداخته لای پسرهای خیابونی، که اونها هم به زور هجده سالشون میشه، و از عاجز بودنشون در حرف زدن میشه حدس زد از خیلی وقت پیش ترک تحصیل کردن، و چون هیچچیز بلد نیستند میشه حدس زد رفتار پرخطر باهمدیگه داشته باشند، چه کاری از دستت برمیاد؟ به پلیس داعش اطلاع بدی که مأمورانش مریضتر از همون پسرها هستند؟ به بهزیستی اطلاع بدی که خودش فروشنده کودکانه؟ به والدینی اطلاع بدی که از گربه بیمسئولیتتر بودهاند؟
اینجا یه ژورنالیست رو داریم که به جای اینکه تحلیل خودش رو منطبق با واقعیت کنه، تلاش میکنه واقعیت رو خم کنه تا تحلیلش درست از آب دربیاد.
میگه اگه کار واگنر یه «کودتای فیک» نبود چجوری با فقط چند هزار نفر تا جایی در خاک روسیه پیشروی کرد که هیتلر یا یک میلیون سرباز نتونست؟ اگه فیک نبود چجوری هیچکس جلوش نایستاد، بعدشم گفت «ولش کن، من رفتم بلاروس، خدافس».
خانوم برای ما سوال مطرح میکنه، اما برای خودش نه. مثلا از خودش نمیپرسه اگه فیک بود چطور هواپیمای شناسایی روسیه رو زدن که همه پرسنلش هم کشته شد، که اوکراین هم هنوز نتونسته این کار رو بکنه؟
کلمات اینجا خیلی مهمند. اگه بگی کودتا فیک بود، کودتا بودنش رو رد نمیکنی، بلکه تأیید میکنی. فقط هدف ظاهریش رو رد میکنی. تکرار «کودتای فیک» و «کودتای نمایشی» به مخاطب القا میکنه یه کودتایی رخ داده بوده واقعا، ولی فریبکارانه بوده! در حالی که کودتایی رخ نداد. یک یاغیگری بود، و بله یاغیها ممکنه هواپیمای شناسایی رو هم بزنند اگه وسیلهش رو در اختیار داشته باشند. کودتاچی، حتی برای فریبکاری، برای رسیدن به مسکو، از جنوب راهش رو شروع نمیکنه. یاغی این کار رو میکنه. ارتش روسیه واکنش درخور نشون نداد چون ظرفیت عملیاتی این ارتش اونقدری نیست که ژورنالیستها تصور میکنند. همزمان خیلی از درجهداران منتظر بودند تا براشون مسجل بشه این کودتاست یا یاغیگریه، تا بعد تصمیم بگیرند بش ملحق بشن یا نشن. و رئیس یاغیها میتونه بگه خدافس و بره بلاروس چون تو روسیه خیلی از بازیگران فقط یک فرد نیستند، بلکه تعدادی زیادی از آدمهای صاحب نفوذ پشتش هستند. اونایی که از لب پنجره پرت میشن پایین، فرد هستند.
میگه اگه کار واگنر یه «کودتای فیک» نبود چجوری با فقط چند هزار نفر تا جایی در خاک روسیه پیشروی کرد که هیتلر یا یک میلیون سرباز نتونست؟ اگه فیک نبود چجوری هیچکس جلوش نایستاد، بعدشم گفت «ولش کن، من رفتم بلاروس، خدافس».
خانوم برای ما سوال مطرح میکنه، اما برای خودش نه. مثلا از خودش نمیپرسه اگه فیک بود چطور هواپیمای شناسایی روسیه رو زدن که همه پرسنلش هم کشته شد، که اوکراین هم هنوز نتونسته این کار رو بکنه؟
کلمات اینجا خیلی مهمند. اگه بگی کودتا فیک بود، کودتا بودنش رو رد نمیکنی، بلکه تأیید میکنی. فقط هدف ظاهریش رو رد میکنی. تکرار «کودتای فیک» و «کودتای نمایشی» به مخاطب القا میکنه یه کودتایی رخ داده بوده واقعا، ولی فریبکارانه بوده! در حالی که کودتایی رخ نداد. یک یاغیگری بود، و بله یاغیها ممکنه هواپیمای شناسایی رو هم بزنند اگه وسیلهش رو در اختیار داشته باشند. کودتاچی، حتی برای فریبکاری، برای رسیدن به مسکو، از جنوب راهش رو شروع نمیکنه. یاغی این کار رو میکنه. ارتش روسیه واکنش درخور نشون نداد چون ظرفیت عملیاتی این ارتش اونقدری نیست که ژورنالیستها تصور میکنند. همزمان خیلی از درجهداران منتظر بودند تا براشون مسجل بشه این کودتاست یا یاغیگریه، تا بعد تصمیم بگیرند بش ملحق بشن یا نشن. و رئیس یاغیها میتونه بگه خدافس و بره بلاروس چون تو روسیه خیلی از بازیگران فقط یک فرد نیستند، بلکه تعدادی زیادی از آدمهای صاحب نفوذ پشتش هستند. اونایی که از لب پنجره پرت میشن پایین، فرد هستند.
Anarchonomy
اینجا یه ژورنالیست رو داریم که به جای اینکه تحلیل خودش رو منطبق با واقعیت کنه، تلاش میکنه واقعیت رو خم کنه تا تحلیلش درست از آب دربیاد. میگه اگه کار واگنر یه «کودتای فیک» نبود چجوری با فقط چند هزار نفر تا جایی در خاک روسیه پیشروی کرد که هیتلر یا یک میلیون…
ناپلئون به تپه اجساد نگاه میکرد و میگفت عیب نداره، زنها باز زایمان میکنند اینا جایگزین میشن. الان زنان روستا فیلم میگیرند و دستهجمعی میگن پسرانمون رو از جبهه برگردونید. زمان هیتلر اعداد میلیونی عادی بودند، الان دیکتاتور کوچولو برای صدهزارنفر سربازگیری با هشت چالش مختلف مواجهه. تو ویتنام گاهی آمریکا روزی دهتا هواپیما از دست میداد و عین خیالش نبود، الان دو تا پرنده تو اوکراین میفته میگن وای باید استراتژی رو تغییر بدیم!
جک دورسی دیگه صحبت از ابرتورم نمیکنه. ویدئوهای تیکتاک که میگفت الوار چوب شده پنج برابر، تموم شد. نمودارهای چاپ پول با تیترهایی مثل «فدرال رزرو دوست ندارد شما این نمودار را ببینید» دیگه دیده نمیشه. سهم دلار از رزرو جهانی یک درصد هم بیشتر شد حتی، اما دیگه نمودارهاش دیده نمیشه. شعبه مکدانلد تو کیف رو نشون میدادن که تر و تمیزه و میگفتن «جنگ کجا بود؟». اما وقتی روسیه پاساژ خرید رو با موشک زد، مشغول جوک ساختن درباره زیردریایی میلیاردرها بودن. یازده سپتامبر و سوریه و خاشقچقی و یمن تموم شد، الان پستهای فکاهی که تو ریاض فیلمبرداری شده وایرال میشه.
به عنوان کسی که داره نزدیک به دو دهه میشه که یک بند نوشته، انقدر در اینترنت غوطهور بودهام که جنس همه رو میشناسم، و جنسخراب همیشه تو این محیط بوده، و خواهد بود. اما دارم یک روند رو میبینم که اصلا به نفع نسل آینده نیست. یک فرهنگ شکل گرفته که در اون میشه پشت میم قایم شد تا بشه عوضی بود! چون عوضی بودن حداقل در ظاهر غیرقانونی شده. این چیزیه که رییسجمهور فرانسه باید نگرانش باشه، نه بازیهای کامپیوتری.
به عنوان کسی که داره نزدیک به دو دهه میشه که یک بند نوشته، انقدر در اینترنت غوطهور بودهام که جنس همه رو میشناسم، و جنسخراب همیشه تو این محیط بوده، و خواهد بود. اما دارم یک روند رو میبینم که اصلا به نفع نسل آینده نیست. یک فرهنگ شکل گرفته که در اون میشه پشت میم قایم شد تا بشه عوضی بود! چون عوضی بودن حداقل در ظاهر غیرقانونی شده. این چیزیه که رییسجمهور فرانسه باید نگرانش باشه، نه بازیهای کامپیوتری.
این یکی از بدترین استدلالها در دفاع از انرژی مصرفی بیتکوینه.
منظور از کمیابی انرژی این نیست که خود انرژی کم است. منظور اینه که نیروی کار کافی برای استخراجش کم است. باید مقادیر زیادی کار انجام بدی تا نفت از دل زمین بیرون بیاد و روی سطح زمین هم جابجا بشه و قابل استفاده هم بشه. و اون مقادیر زیادی کار، خودش انرژی میخواد. و هرروز این نسبت داره بدتر میشه. متاسفانه این سوء تفاهم وجود داره که تکنولوژی این نسبت رو کاهش میده، اما فقط ممکنش میکنه. تکنولوژی باعث شد بتونیم چاه افقی بزنیم. ولی حالا داریم انرژی خیلی بیشتری صرف میکنیم تا بتونیم از چاه افقی استفاده کنیم.
منظور از کمیابی انرژی این نیست که خود انرژی کم است. منظور اینه که نیروی کار کافی برای استخراجش کم است. باید مقادیر زیادی کار انجام بدی تا نفت از دل زمین بیرون بیاد و روی سطح زمین هم جابجا بشه و قابل استفاده هم بشه. و اون مقادیر زیادی کار، خودش انرژی میخواد. و هرروز این نسبت داره بدتر میشه. متاسفانه این سوء تفاهم وجود داره که تکنولوژی این نسبت رو کاهش میده، اما فقط ممکنش میکنه. تکنولوژی باعث شد بتونیم چاه افقی بزنیم. ولی حالا داریم انرژی خیلی بیشتری صرف میکنیم تا بتونیم از چاه افقی استفاده کنیم.
این که در صنعت خودرو و فضا تونست انقلابی در بیزینس ایجاد کنه همه رو به این اشتباه انداخت که تو هر چیزی وارد بشه میتونه موفق بیرون بیاد.
خیلیها اینجوری گول میخورند. چون عادت داریم توضیح پدیدهها و اتفاقات رو بمون بفروشند، نه اینکه خودمون کنکاش کنیم. فروشنده هم این توضیح رو فروخت که «موفقیت تسلا و اسپیس ایکس تا حد زیادی مدیون مدیرشون بود».
خیلیها اینجوری گول میخورند. چون عادت داریم توضیح پدیدهها و اتفاقات رو بمون بفروشند، نه اینکه خودمون کنکاش کنیم. فروشنده هم این توضیح رو فروخت که «موفقیت تسلا و اسپیس ایکس تا حد زیادی مدیون مدیرشون بود».
آرژانتین: داری یکم یوآن دستی بدی؟
چین: جون، حتما.. ولی برای چی میخوای؟
آرژانتین: میخوام بدم صندوق بینالمللی پول
چین: به اونا چرا؟
آرژانتین: میخوام وام به دلار بگیرم
چین: دهنتو
#لبخند_شبانه
چین: جون، حتما.. ولی برای چی میخوای؟
آرژانتین: میخوام بدم صندوق بینالمللی پول
چین: به اونا چرا؟
آرژانتین: میخوام وام به دلار بگیرم
چین: دهنتو
#لبخند_شبانه
این رو تو سنگر روسها پیدا کردن. میگه ما اهل خانوادهایم، اوکراینیها همجنسبازن. ما خدا پیغمبر حالیمونه، اوکراینیها شیطانپرستن.
هیچجا به اندازه روسیه مردها زن بچهدار رو ول نمیکنن برن. و اینو اون سرباز هم میدونه. اما برعکس بودن این ادعاها به اندازه تو سنگر پیدا شدنش مهم نیست. تو دوره آموزشی سرباز اعزام شده، خیلی دیره برای اینکه بگی ما کیایم و اونا کیان. فساد انقدر عمیقه که دستگاه پروپاگاندا اصلا فکر نمیکنه که داره چیکار میکنه. فقط میخوان پول پروژه رو بگیرن و برن.
هیچجا به اندازه روسیه مردها زن بچهدار رو ول نمیکنن برن. و اینو اون سرباز هم میدونه. اما برعکس بودن این ادعاها به اندازه تو سنگر پیدا شدنش مهم نیست. تو دوره آموزشی سرباز اعزام شده، خیلی دیره برای اینکه بگی ما کیایم و اونا کیان. فساد انقدر عمیقه که دستگاه پروپاگاندا اصلا فکر نمیکنه که داره چیکار میکنه. فقط میخوان پول پروژه رو بگیرن و برن.
تو المپیاد ریاضی، آمریکا دوم شد و استرالیا سوم، که همشون چینیتبار بودند. عدهای ذوق کردهاند که چین روی هر سه سکوئه.
فرهنگ امپراتوریپرست اجازه نمیده هموطن سابق خودشون رو در یک دایره ملی و هویتی دیگه ببینند، و حتی وقتی برای یک پرچم دیگه زحمت میکشه و بالا میبردش، قبول ندارند که دیگه چینی نیست. چون رعیت، اموال امپراتوریاند، و اگه جای دیگهای برن، به اون مکان جدید امانت داده شدهاند!
فرهنگ امپراتوریپرست اجازه نمیده هموطن سابق خودشون رو در یک دایره ملی و هویتی دیگه ببینند، و حتی وقتی برای یک پرچم دیگه زحمت میکشه و بالا میبردش، قبول ندارند که دیگه چینی نیست. چون رعیت، اموال امپراتوریاند، و اگه جای دیگهای برن، به اون مکان جدید امانت داده شدهاند!
هیچوقت در طول تاریخ بشر این مقدار آدم مجرد به نسبت کل جمعیت در دنیا وجود نداشته. طبیعیه که رفتارهایی شکل بگیرند که منطبق با این وضعیت ویژه باشه.
اما بس کنید آخرالزمانپنداریهایی رو که به خود اینترنت مربوطند. اینکه فقط داره شبی پونزده هزار دلار درمیاره یعنی یک اقلیت جهانی کوچک مشتریش هستند. کل مارکت اونلیفنز یک بخش مینیاتوری از اقتصاد دنیاست. اگه همین امکانات، یعنی تماشای زنده زنی که به خواب رفته در هرجای جهان، هفتصد سال پیش فراهم میشد، ملت گریبان میدریدند و کار و زندگی در قلمروهای حکومتها مختل میشد. این چیزها فقط برای پادشاهان و فرماندهانی که در جنگ تن به تن زخمی شده بودند، فراهم میشد، اون هم با قیمتی گزاف. اما ما به راحتی از کنارش عبور میکنیم، یه چشم ابرو هم بالا میندازیم و به طرف میگیم «چه چیپ».
اما بس کنید آخرالزمانپنداریهایی رو که به خود اینترنت مربوطند. اینکه فقط داره شبی پونزده هزار دلار درمیاره یعنی یک اقلیت جهانی کوچک مشتریش هستند. کل مارکت اونلیفنز یک بخش مینیاتوری از اقتصاد دنیاست. اگه همین امکانات، یعنی تماشای زنده زنی که به خواب رفته در هرجای جهان، هفتصد سال پیش فراهم میشد، ملت گریبان میدریدند و کار و زندگی در قلمروهای حکومتها مختل میشد. این چیزها فقط برای پادشاهان و فرماندهانی که در جنگ تن به تن زخمی شده بودند، فراهم میشد، اون هم با قیمتی گزاف. اما ما به راحتی از کنارش عبور میکنیم، یه چشم ابرو هم بالا میندازیم و به طرف میگیم «چه چیپ».
خلیفه فرستاده بوده دنبال یکی که حدیث مینوشته، ازش پرسیده حدیثی داریم که بگه اونی که به پیامبر اهانت میکنه رو باید کشت؟ اینم برگشته گفته آره، خوبشم داریم، یه «مردی» از فلانی نقل کرد که یک روز یکی به پیامبر دشنام داد، و پیامبر گفت چه کسی حاضر است شر دشمن من را کم کند؟ و خالد بن ولید داوطلب شد و آن فرد را کشت. بعد خلیفه میگه این که سند نداره، این «مردی» کی بوده اصلا؟ و جواب داده آره بابا، مستنده، اون مردی رو هم اسمشو نمیدونم ولی اون زمان میشناختند. بعد هزار دینار گرفته اومده بیرون.
کل قضیه سبالنبی رو با هزار دینار اختراع کردند، چون به نفع حاکم بود و میشد به بهانهش هر مخالفی رو حذف کرد. قسمت حیرتآورش اینه که خود خلیفه هم باور نمیکرده بشه به همین داستان شوتکی استناد کرد.
کل قضیه سبالنبی رو با هزار دینار اختراع کردند، چون به نفع حاکم بود و میشد به بهانهش هر مخالفی رو حذف کرد. قسمت حیرتآورش اینه که خود خلیفه هم باور نمیکرده بشه به همین داستان شوتکی استناد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه در آینده عینک واقعیت مجازی بتونه به همین صورت، و بدون کوچکترین تأخیری که برای مغز قابل تشخیص باشه، تصویر بیرون رو به تصویر فانتزی تبدیل کنه، وارد حیطهای از روانشناسی خواهیم شد که دیگه نمیشه ازش بیرون اومد، و شخصا حاضرم شیرجه برم توش. این یه مسیر بیبازگشته، و مسیر خوبیه.
«امارات از جمعیت بومی خودش بیشتر مهاجر داره اما از آمریکا امنتره. زمان این رسیده که مکرون از رهبران مسلمان امارات و عربستان و کویت و بحرین کمک بگیره که میدونند باید چطور با افراطیهایی که به بهانه عدالت، آتش میزنند و غارت میکنند و تخریب میکنند، برخورد کرد».
ابله جهانسومی فکر میکنه عقب رفتن راهنمایی میخواد. رهبران مسلمان دیکتاتور چی میتونند به مکرون بگن که تو خود تاریخ فرانسه نبوده؟ اگه فرانسویها بخوان همه پیشرفتهای مدنی خودشون در دویست سال گذشته رو دور بریزند و مثل بدویها با چالشهای اجتماعی برخورد کنند، تو تاریخ پر از خشونت خودشون کلکسیونی از الگوها موجوده. لازم نیست از شیوخی کمک بگیرند که در قرن بیست و یکم هنوز به مردم اجازه تعیین سرنوشت نمیدن.
ابله جهانسومی فکر میکنه به ذهن فرانسویها نمیرسه که میشه از تیربار علیه شورشیان استفاده کرد، میشه حقوق فردی افراد رو زیر پا گذاشت، و هر بچهای رو با شکنجه بازجویی کرد. مثل اینه که یه ریغوی دلهدزد که اگه چاقو دستش نباشه هیچ راه دیگهای برای دفاع از خودش نداره، وارد باشگاه بوکس بشه و ببینه دو نفر نره غول داخل رینگ دارن همو میزنند، بعد به یکیشون بگه «عه چرا صورتت خونیه؟ میخوای بت یادت بدم؟».
به شدت لازمه به ریغوی جهانسومی گفته بشه بتمرگ سرجات بچهجان. بتمرگ و از جامعهای که دویست سال ازت جلوتره چهارتا چیز یاد بگیر.
ابله جهانسومی فکر میکنه عقب رفتن راهنمایی میخواد. رهبران مسلمان دیکتاتور چی میتونند به مکرون بگن که تو خود تاریخ فرانسه نبوده؟ اگه فرانسویها بخوان همه پیشرفتهای مدنی خودشون در دویست سال گذشته رو دور بریزند و مثل بدویها با چالشهای اجتماعی برخورد کنند، تو تاریخ پر از خشونت خودشون کلکسیونی از الگوها موجوده. لازم نیست از شیوخی کمک بگیرند که در قرن بیست و یکم هنوز به مردم اجازه تعیین سرنوشت نمیدن.
ابله جهانسومی فکر میکنه به ذهن فرانسویها نمیرسه که میشه از تیربار علیه شورشیان استفاده کرد، میشه حقوق فردی افراد رو زیر پا گذاشت، و هر بچهای رو با شکنجه بازجویی کرد. مثل اینه که یه ریغوی دلهدزد که اگه چاقو دستش نباشه هیچ راه دیگهای برای دفاع از خودش نداره، وارد باشگاه بوکس بشه و ببینه دو نفر نره غول داخل رینگ دارن همو میزنند، بعد به یکیشون بگه «عه چرا صورتت خونیه؟ میخوای بت یادت بدم؟».
به شدت لازمه به ریغوی جهانسومی گفته بشه بتمرگ سرجات بچهجان. بتمرگ و از جامعهای که دویست سال ازت جلوتره چهارتا چیز یاد بگیر.
Anarchonomy
«امارات از جمعیت بومی خودش بیشتر مهاجر داره اما از آمریکا امنتره. زمان این رسیده که مکرون از رهبران مسلمان امارات و عربستان و کویت و بحرین کمک بگیره که میدونند باید چطور با افراطیهایی که به بهانه عدالت، آتش میزنند و غارت میکنند و تخریب میکنند، برخورد…
زن عفیف داشتن خیلی راحته، اگه بندازیش تو یه اتاق و در رو به روش قفل کنی. امن کردن امارات کار راحتیه وقتی جامعهای دوشقه تشکیل بدی از میلیونرها، و کارگران مهاجری که از ترس مفقودالاثر شدن جرئت هیچ خطایی ندارند. و مگه دوبی چیزی غیر ازینه؟ کجای این شرکت-شهر اثری از طبقه متوسط باقی مونده؟ در یک طرف ثروتمندانی داریم، که نصفشون خلافکارند، و گرنه دو برابر قیمت املاک فلوریدا رو برای جایی که مگنت گرد و خاکه، پرداخت نمیکردند؛ و از یک طرف قشری که به این ثروتمندان سرویس میدن و هیچ حقوقی ندارند، و صدا هم ندارند. این جامعه مدل فکری نداره که بخواد موفق باشه یا نباشه، تا بخواد مدلش رو به بقیه هم ارائه بده. پرسش فلسفی حال حاضر جامعه امارات چیست؟ حتی طرح سوالش هم خندهداره.
اما فقط امارات نیست. ابلهان جهانسومی زیادند، و وقتی سر و صداشون بیشتر میشه که صنعتیتر میشن، و این صنعتیتر شدن باعث میشه فکر کنند خبریه، و اون جامعه تهی که قبلا بودند نیستند. ولی هیچ اقدامی انجام نشده که دیگه تهی نباشند. بحث فلسفی امروز جامعه چین چیه؟ هیچ. این کشور کاملا از اندیشه خالیه. یک جامعه یک و نیم میلیاردی خالی. همه پرسشها درباره امورات روزمرهست. وامها را چه کنیم؟ ارزش یوآن را چه کنیم؟ کمبود خانه سالمندان را چه کنیم؟ بحران مسکن را چه کنیم؟ مجرد ماندن جوانان را چه کنیم؟ عدهای خام فکر میکنند اگه از فلسفه تهیاند حداقل درباره این امورات روزمره واقعگرا هستند. اما حتی این هم نیست. وقتی مسئله پایین بودن مصرف داخلی مطرح شد، گفتند یک راهکار بالا بردن مصارف رفاه سلامت و بیمهست؛ چیزی که الان در چین نسبت به بقیه کشورهای صنعتی، خیلی پایینه. اما بلافاصله جناب امپراتور وینی پو اومد گفت رفاه زیاد خوب نیست، مردم نازک نارنجی بار میان!
این کشورها قرار نیست اندیشه صادر کنند، چون ندارند که صادر کنند. فرانسه چون اندیشه داره، درگیره. چون مدل داره، چالش هم داره. ممکنه مدلش ایراد هم داشته باشه، که میشه دربارهش مثنوی نوشت. اما هرچه که هست یک مدله. فرانسویها تن به مشاغل سطح پایین نمیدن، و همزمان با دریافت مهاجر جبرانش میکنند، و همزمان میخوان مهاجرپذیری هیچ تصادم فرهنگی ایجاد نکنه. قبلا در جنبش جلیقهزردها هم سیاستهای ضد رشد اقتصادی رو مطالبه میکردند، هم خدماتی از دولت میخواستند که بودجهش فقط در شرایط رشد بالا تأمینپذیر بود. مدل فعلی در برابر این تضادهای نوظهور، ناکارآمد به نظر میرسه، ولی همچنان یک مدل فکریه، و اگر روزی اصلاح صورت بگیره روی پلتفرم فعلی اجرا خواهد شد. اما ابله جهانسومی این رو نمیفهمه، و چالشهای جامعه پیشرفتهتر رو از زاویه تنگ دنیای کوچک خودش میبینه، و میگه «خب چرا مسلمونها رو دیپورت نمیکنید؟». تو دنیای کوچک خودش همه اینها مشکلاتی مکانیکی هستند، و در نتیجه راه حل مکانیکی دارند. تو دنیای کوچک خودش راه حلهای مکانیکی گاهی انقدر مکانیکی میشه، که از ابزارآلات مکانیکی هم استفاده میکنه، مثل اره برقی برای کم حجم کردن جسد مخالف سیاسی برای خارج کردنش از سفارت.
اما فقط امارات نیست. ابلهان جهانسومی زیادند، و وقتی سر و صداشون بیشتر میشه که صنعتیتر میشن، و این صنعتیتر شدن باعث میشه فکر کنند خبریه، و اون جامعه تهی که قبلا بودند نیستند. ولی هیچ اقدامی انجام نشده که دیگه تهی نباشند. بحث فلسفی امروز جامعه چین چیه؟ هیچ. این کشور کاملا از اندیشه خالیه. یک جامعه یک و نیم میلیاردی خالی. همه پرسشها درباره امورات روزمرهست. وامها را چه کنیم؟ ارزش یوآن را چه کنیم؟ کمبود خانه سالمندان را چه کنیم؟ بحران مسکن را چه کنیم؟ مجرد ماندن جوانان را چه کنیم؟ عدهای خام فکر میکنند اگه از فلسفه تهیاند حداقل درباره این امورات روزمره واقعگرا هستند. اما حتی این هم نیست. وقتی مسئله پایین بودن مصرف داخلی مطرح شد، گفتند یک راهکار بالا بردن مصارف رفاه سلامت و بیمهست؛ چیزی که الان در چین نسبت به بقیه کشورهای صنعتی، خیلی پایینه. اما بلافاصله جناب امپراتور وینی پو اومد گفت رفاه زیاد خوب نیست، مردم نازک نارنجی بار میان!
این کشورها قرار نیست اندیشه صادر کنند، چون ندارند که صادر کنند. فرانسه چون اندیشه داره، درگیره. چون مدل داره، چالش هم داره. ممکنه مدلش ایراد هم داشته باشه، که میشه دربارهش مثنوی نوشت. اما هرچه که هست یک مدله. فرانسویها تن به مشاغل سطح پایین نمیدن، و همزمان با دریافت مهاجر جبرانش میکنند، و همزمان میخوان مهاجرپذیری هیچ تصادم فرهنگی ایجاد نکنه. قبلا در جنبش جلیقهزردها هم سیاستهای ضد رشد اقتصادی رو مطالبه میکردند، هم خدماتی از دولت میخواستند که بودجهش فقط در شرایط رشد بالا تأمینپذیر بود. مدل فعلی در برابر این تضادهای نوظهور، ناکارآمد به نظر میرسه، ولی همچنان یک مدل فکریه، و اگر روزی اصلاح صورت بگیره روی پلتفرم فعلی اجرا خواهد شد. اما ابله جهانسومی این رو نمیفهمه، و چالشهای جامعه پیشرفتهتر رو از زاویه تنگ دنیای کوچک خودش میبینه، و میگه «خب چرا مسلمونها رو دیپورت نمیکنید؟». تو دنیای کوچک خودش همه اینها مشکلاتی مکانیکی هستند، و در نتیجه راه حل مکانیکی دارند. تو دنیای کوچک خودش راه حلهای مکانیکی گاهی انقدر مکانیکی میشه، که از ابزارآلات مکانیکی هم استفاده میکنه، مثل اره برقی برای کم حجم کردن جسد مخالف سیاسی برای خارج کردنش از سفارت.
«مردم آلمان، وقتی یه سیاستمدار در بازدید از سیلزدهها که تلفات جانی داشته، میخنده؛ و وقتی دولت پنجاه درصد هر اضافه حقوقی رو مالیات میگیره».
اینکه مردم ازینکه ادب و آداب رعایت نشه بیشتر عصبانی میشن، تا ازینکه پولشون به زور ازشون گرفته بشه، باعث تأسفه؛ اما نمیشه فقط ۴۹ یورو بدی و با قطار در هر جایی از کشور که خواستی تردد کنی، و مالیات گزاف هم ندی. اگه اونی که پولت رو به زور ازت میگیره، برای خودت خرجش کنه، عصبانی شدن ازش یکم پیچیده میشه.
اینکه مردم ازینکه ادب و آداب رعایت نشه بیشتر عصبانی میشن، تا ازینکه پولشون به زور ازشون گرفته بشه، باعث تأسفه؛ اما نمیشه فقط ۴۹ یورو بدی و با قطار در هر جایی از کشور که خواستی تردد کنی، و مالیات گزاف هم ندی. اگه اونی که پولت رو به زور ازت میگیره، برای خودت خرجش کنه، عصبانی شدن ازش یکم پیچیده میشه.
نسبت به سه سال پیش نظرم در مورد بعضی چیزها تغییر کرده، و یکیش علت موفقیت دختران جذاب در اینستاگرامه. چون اهمیت علمی نداشت و یک سوژه چیپ بود، توضیح عوام رو دربست پذیرفته بودم، که «دختر بودن و سکسی بودن برای افزایش فالوعر کافی است». اما مثالهای نقض بسیار باعث شد غلط بودن این توضیح ثابت بشه. این مثالهای نقض کسانی بودند که هر دو شرط دختر بودن و سکسی بودن رو داشتند، و حتی الگوریتم پلتفرم در پربازدید کردن تعدادی از پستهاشون به کمکشون اومده بود، اما باز تعداد فالوعرها در طول زمان رشد چشمگیری نداشت. و این تحریکم کرد یک مطالعه جامعهشناختی دم دستی دربارهشون انجام بدم، که حاصلش شد این تئوری خیلی فشرده: «مخاطب دنبال کسی که ایرادات ظاهری حداقلی دارد نیست. دنبال کسی است که میشود با او فانتزی جنسی ساخت». این دو ممکنه در مواردی همپوشانی داشته باشند، اما دو تارگت جدا هستند.
نوع و کارگردانی محتوا در پتانسیلی که برای فانتزی ایجاد میشه موثره. بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو میسازند، و بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو خالی نگه میدارند.
شاید بعدا این تئوری رو تکمیل یا اصلاح کردم.
نوع و کارگردانی محتوا در پتانسیلی که برای فانتزی ایجاد میشه موثره. بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو میسازند، و بعضی دارند بدون اینکه متوجه باشند این پتانسیل رو خالی نگه میدارند.
شاید بعدا این تئوری رو تکمیل یا اصلاح کردم.
جنایتکاری روسها به قدری گسترده شده که حتی خبر کشته شدن کسی که من فالوش میکردم هم میاد روی تایملاین. میگفتند هفتاد درصد مردم اوکراین دوست، عزیز، و آشنایی دارند که یا کشته شده، یا زخمی شده. اما این طرز درست بیانش نیست. باید درصد جهانیش رو هم بگن. باید من رو هم حساب کنند. من هم کسی که به توعیتهاش عادت کرده بودم رو از دست دادم. از یک طرف باید در برابر عقل تسلیم بود تا به نفرت افسار بزنه، و از یک طرف همون عقل میگه افسار من رو میخوای چه کنی؟ تو که بهرحال نمیتونی کوره آدمسوزی درست کنی و همه روسها رو بریزی توش. پس با خیال راحت فانتزیش رو بساز. کی به کیه؟ عقل بم اجازه داده آرزو کنم همه روسها داغدار بشن، خونههاشون رو از دست بدن، برای پیدا کردن نان از همدیگه چاقو بخورن، تمام فرهنگ و ادبیات و میراث تاریخی مزخرفشون از بین بره، و به گدایی بیفتند. آره بذار بگن اگه قدرت داشت دست به جنایات جنگی میزد. به خاطر قضاوت دیگران دست از آرزوم برنمیدارم.