Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در روزهای اعتراضات مهسا نوشتم اگه مردم بازیگران عوضی خودشون رو نسازند، بازیگران عوضی دیگه‌ای وارد بازی خواهند شد که هیچ اهمیتی به منافع مردم نخواهند داد. اما جامعه امروزی از پس هضم این مطلب برنمیاد. بنابراین باید هرروز با پیشروی عوضی‌ها مواجه بشن، تا اینکه هیچ چیز از زندگی‌شون باقی نمونه که در کنترل خلافکارها نباشه. این قاعده با کسی تعارف نداره و هم در سودان پیش اومد هم در روسیه و هم در پاکستان.
کی عوضی‌تر از کسیه که لقمه غذا رو از دهان کودک گرسنه بیرون می‌کشه؟ کسی که خودش در قلعه امنیت و رفاهه و برای مردم پرهیز از خشونت، بردباری، و توسل به زمان رو تجویز می‌کنه. متاسفانه مردم نمی‌فهمند که این‌ها از کسی که لقمه غذا رو از دهان کودک گرسنه بیرون می‌کشند، عوضی‌ترند. بنابراین نیروهای عوضی خودشون رو، که بیرحم بودن رو بلدند، تربیت نمی‌کنند تا در برابر اون عوضی‌ها قرار بگیرند، تا تازه به یک ستیز رسمی برسیم. ما هنوز داخل جبهه هم نیستیم.
چرا این‌ها بدتر از کسانی هستند که لقمه غذا رو از دهان کودک گرسنه بیرون می‌کشند؟ چون زندگی رو از دست ایرانی‌ها بیرون می‌کشند. صلح‌طلب میخواد زندگی مردم رو خرج زندگی خودش کنه. این خیلی هیولاواره؟ نه، آدم‌های شاعر، فیلمساز، احساساتی، کیوت، ملوس، و جوراب رنگین‌کمانی هم این کارو می‌کنند. و مردم باکره نمی‌تونند پشت‌شون رو ببینند. پشت آدم‌های محترم، پشت آدم‌های موفق، پشت آدم‌های شیک، پشت آدم‌های هنری، پشت آدم‌های معتبر، پشت آدم‌های مردم‌دوست!

وقتی با کفتارها طرفی باید سگ باشی. نه فقط برای دریدن. بلکه برای بو کشیدن.
هیچ‌کس از اون‌هایی که می‌نویسند تا بقیه بخونند، نیومد بگه ملت من درباره روسیه شناخت درستی نداشتم و این چند روزه جفنگ زیاد بافتم، معذرت می‌خوام. و این باید کافی باشه برای اینکه بفهمید باید کی رو جدی بگیرید و کی رو جدی نگیرید.
Anarchonomy
هیچ‌کس از اون‌هایی که می‌نویسند تا بقیه بخونند، نیومد بگه ملت من درباره روسیه شناخت درستی نداشتم و این چند روزه جفنگ زیاد بافتم، معذرت می‌خوام. و این باید کافی باشه برای اینکه بفهمید باید کی رو جدی بگیرید و کی رو جدی نگیرید.
کسانی که میخوان اوراکل باشند، به جای اینکه که فقط متکی به اطلاعات و منطق باشند، هیچ‌وقت نمی‌پذیرند که خیلی چیزها رو نمی‌دونند. اما مردم نادان رهاشون نمی‌کنند. وقتی کروزوس از اوراکل پرسید به جنگ ایرانی‌ها بره یا نره، جواب داد این جنگ یک امپراتوری را نابود خواهد کرد. رفت و از کوروش شکست خورد و حکومتش از بین رفت. گفتند مشکل از کروزوس بوده که بد متوجه شده. اوراکل نگفت کدوم امپراتوری از بین خواهد رفت. منظورش حکومت خود کروزوس بود!
یونانی‌‌ها این قصه رو وارد ادبیات و فرهنگ خودشون کردند، بدون اینکه خجالت بکشند. کسی که نظرش فرقی با شیر و خط سکه نداشته رو اوراکل خودشون کرده بودند‌.
جاکشان به اصطلاح بخش خصوصی، طوری جلوی دوربین صداسیما پز صادرات لبنیات رو‌ میدن انگار این بازارهای هدف بوده که تقاضای کالای ایران رو داشته‌اند، نه اینکه به دلیل فقر مطلق مردم در حتی بخش خوراک، دچار مازاد شدید ظرفیت شده‌اند و باید تو هر کدوم از کشورهای همسایه که ممکنه تخلیه‌ش کنند (ایرانی صبح تا شب داره به اپوزیسیون خارج‌نشین غر میزنه اما هنوز نتونسته در داخل، هزینه مصاحبه با تلویزیون داعش رو بالا ببره. نباید داعش بتونه مصاحبه‌ای انجام بده که در اون معلوم نباشه مصاحبه‌شونده شکنجه شده. یعنی باید کاری کرد هزینه قرار گرفتن جلوی دوربین اوباش انقدر بالا باشه که فقط وقتی بتونند کسی رو راضی کنند مصاحبه انجام بده، که شکنجه شده باشه. اما ایرانی‌ها حاضر نیستند این بیسیک‌ترین اقدام متقابلانه رو هم انجام بدن).

هیچ‌کدوم ازین صادرکنندگان بدون حمایت‌های دولتی نمی‌تونند سرپا بمونند. تسهیلات تورم‌زا به تولید صادرات‌محور، یعنی نه تنها دستمزد هیچ رشدی نخواهد داشت بلکه همینطور از تورم عقب خواهد افتاد، که آثارش رو در برده‌داری در حال گسترش بازار کار داریم می‌بینیم، و برده‌ها قدرت خرید نخواهند داشت. این پز دادن درباره رشد صادرات، نه تنها انعکاسی از فقر در ماه‌های گذشته‌ست، بلکه داره پیام فقر بیشتر در آینده رو میده.
خلاصه افاضات حائری:

«تف تو روت خامنه‌ای. دوره خاتمی چش بود خرابش کردی؟ نظام داشت نرمالایز می‌شد، پیش غربی‌ها داشتیم معتبر می‌شدیم، یه مقدار دلار هم می‌اومد، که شاید به همه نمی‌رسید ولی به خیلی‌ها می‌رسید و به نظر می‌اومد رونقی هست و ملت مشغولند، حرمت ما آخوندها هم سرجاش بود، هر از چندی هم یه مجوز معدنی بندری چیزی بمون می‌رسید. الان هیچ‌کدوم اینا نیست».

اینکه میگم هیچوقت توبه آخوند رو نپذیرید برای اینه. هیچوقت توبه‌ای در کار نیست.
اشتباه ابن خلدون در مطالعاتش درباره حکومت‌ها این بود که فکر کرد در مسائل اجتماعی هم مثل فیزیک، تکرار میتونه معنی قاعده بده. اما دهان سرویس قاعده‌ای که مطرح کرد طوریه که به نظر می‌رسه هنوز داره کار می‌کنه. گفت عمر حکمرانی متعصبین چهار نسله، چون هیچ حکومتی ندیده که بیشتر ازون دوام بیاره. خلیفه اول و دوم رو باید سه نسل در نظر گرفت چون بدون علم پزشکی خلیفه فعلی خیلی وقت پیش مرده بود. پس ولیعهد فعلی نسل چهارم حساب میشه، و ترک‌های دیوار مشخصه. در بین توده طرفدار که آلردی به نسل چهارم رسیده. نوه انقلابیون پنجاه و هفتی یا بچه‌دار نمیشه، یا بچه‌هاش کلا در یک فضای دیگه هستند. و گفت همزمان با باز شدن ترک‌ها، مالیات به حدی افزایش پیدا می‌کنه که از عهده بیشتر مردم خارج میشه.
- غرب: چرا سریع نمیری جلو؟

- اوکراین: بدون پشتیبانی هوایی چجوری برم؟

- چی لازم داری برای پشتیبانی هوایی؟

- اف۱۶

- وات؟ عزیزم.. نمیشه که. خیلی خطرناکه. زیارت اف۱۶ رو هرکی خونده حاجت‌های عجیب غریب گرفته ازش. اگه پوتین تحریک بشه از بمب اتمی سبک استفاده کنه چی؟ اوووه.

- حداقل موشک دوربرد بدید

- عزیزم دیگه چی؟ میخوای مسکو رو هم بزنی لابد

- مسکو رو نمی‌زنیم

- نمیشه که، شاید دست‌تون خورد

- باشه پس همینجوری پیش میریم ببینیم چی میشه، جوونامون از بین میرن دیگه

- ولی با این سرعت ده سال دیگه هم نمی‌تونید قسمت‌های اشغال شده رو پس بگیرید

- خب شما می‌فرمایید چیکار کنیم؟

- به نظر بیایید توافق کنید با روس‌ها

- نصف مملکت‌مون رو بدیم بره یعنی؟

- ببین عزیزم اصلا از همون پونصدسال پیش شرق رود دنیپرو با غرب رود جدا بود. شما اوکراینی‌ها زیاد تو شرقش نبودید، تاتارها بودن و یه تعداد اقوام چرت و پرت

- همون موقعش هم روس‌ها جداش کردن

- عزیزم اصلا اینا هیچ.. شرق دنیپرو رو میخوای چیکار، زمین سوخته هم شده، ولش کن بره، اصلا نمیارزه انقدر خرجش بشه

- شما حاضرید آلاسکا رو دوباره بفروشید به روس‌ها؟

- ببین عزیزم اون فرق داره.. بعدشم جنگ بین سفیدها با سفیدها اصلا خوب نیست. فکر کن هر دو طرف خوشگل و خوش‌تیپید، بعدشم این روند ادامه پیدا کنه روس‌های سفید میپرن بغل چینی‌های چرک. این خیلی بد نیست به نظرت؟

- بغل هرکی خواستن بپرن، خودشون میخوان

- نه دیگه عزیزم.. بعضی وقتا دوست قدیمی چون مست کرده میخواد خودشو از پل بندازه پایین، به عنوان دوست باید مانعش شد

- حالا چیکار کنیم یعنی؟

- یه مقدار ادامه بدید، که به نظر برسه هر دو طرف به اهداف‌شون نرسیدن، بقیه‌ش با ما. مرسی.
- «مردم روسیه رهبر ضعیف را تحمل نمی‌کنند، و پوتین نشان داد که ضعیف است».

- «مردم روسیه حتی خبر ندارند که واگنر تا دویست کیلومتری مسکو آمده بود».

لزومی نداره این دو گزاره رو در مقابل هم قرار بدید. واقعیت شامل هر دو میشه. نود درصد فضای رسانه‌ای هوچی‌گریه، و کسی علم و فضل پخش نمی‌کنه. اگه کسی در برابر یک هوچی‌گری قرار گرفت، متوسل به هوچی‌گری درباره یه چیز دیگه‌ست، نه اینکه با اصل هوچی‌گری مشکل داشته باشه. برای همینه که یک طرف کسانی رو می‌بینید که میگن «روسیه در آستانه فروپاشیه»، و اون طرف کسانی رو می‌بینید که میگن «کدوم فروپاشی؟ دخترها دارن تو سنت‌پترزبورگ میرقصن». که هر دو پیشفرض‌های ابلهانه دارند. اون فرض کرده فروپاشی رو میشه پیش‌بینی کرد، و این فرض کرده تو کشور در آستانه فروپاشی مردم جمع میشن تو میدون شهر و خاک میریزن رو سر خودشون، نه اینکه برقصند!

بله مردم روسیه از رهبر ضعیف خوش‌شون نمیاد، و بله پوتین نتونست تصویر رهبر مقتدر و استراتژیست! رو حفظ کنه. اما مردم روسیه اهمیتی ندارند. اون گنگ الیت روسیه که قدرت رو در دست دارند اهمیت دارند، که از رهبر فعلی عبور کنند یا نکنند، تحملش کنند یا دورش بندازند، تخریبش کنند یا شهید وطنش کنند.
میگه کاش میشد تئوری #گله_گاو رو به زبان آکادمیک درآورد، چون جای خالیش در علوم انسانی حس میشه.

معمولا وقتی میخوان بگن تا آکادمیک حرف نزنی جدی گرفته نمیشی، این رو میگن، تا به نظر برسه کاری با شخص ندارند. ولی اگه با شخص کار داشتند هم مشکلی نبود. مشکل در اینه که متوجه نیستند چرا به زبان آکادمیک درنمیاد. دلیلش دست‌اندازهای زبانی نیست. دلیلش عدم تطبیق با فرهنگ حاکم بر دانشگاهه (فارغ ازینکه علوم انسانی رو علم بدونی، یا ندونی).

از وقایع همین روزهای اخیر میشه به عنوان یک مثال استفاده کرد. آیا جامعه دانشگاهی، یعنی اون‌هایی که علوم سیاسی یا روابط بین‌الملل خوانده‌اند مثلا، این ادعا رو جدی می‌گیرند که خود پوتین هم نمیدونه در اطرافش چی میگذره؟ اصلا و ابدا. ممکنه هفده روایت تحلیلی مختلف بسازند که با هم اختلاف داشته باشند و حتی متضاد همدیگه باشند، که ساخته‌اند، اما توی هیچ‌کدوم‌شون پوتین کسی که نمی‌دونه اطرافش چه خبره نیست. حالا این رو به هر زبانی که خواستی تبدیل کن، فرقی نداره، بهرحال با فرهنگ فعلی تحصیلکردگان تطبیق نداره. کسی که اجازه میده یک یاغی خلافکار که خوب بو می‌کشه، بفهمه که دولت مرکزی استراتژی نداره، و قبل ازینکه همه‌چیز قربانی این فقدان استراتژی بشه، با یک رژه دلقک‌وار خودش و نیروهاش رو بکشه بیرون، نمی‌دونه داره در اطرافش چی میگذره. ولی این رو قبل از رژه اون یاغی هم باید میشد فهمید. فهمیدنش مستلزم اینه که بدونی همه این بازیگرها چه سبک کاری دارند. این رو حتی جوانان علافی که در طراحی مدل‌های سه بعدی خودروها مهارت دارند هم می‌دونند. اینکه قبل ازینکه جنرال موتورز مدل بعدی وانتش رو رونمایی کنه، این بچه‌ها با تخمینی خیلی نزدیک پیش‌بینی کنند که چه فرمی خواهد داشت، به این دلیل نیست که تو اون شرکت خبرچین دارند. به این دلیله که می‌دونند سبک کاری طراحان جنرال موتورز چیه. این نوع از شناخت، با روش‌های رایج در دانشگاه تطبیق نداره.
Anarchonomy
میگه کاش میشد تئوری #گله_گاو رو به زبان آکادمیک درآورد، چون جای خالیش در علوم انسانی حس میشه. معمولا وقتی میخوان بگن تا آکادمیک حرف نزنی جدی گرفته نمیشی، این رو میگن، تا به نظر برسه کاری با شخص ندارند. ولی اگه با شخص کار داشتند هم مشکلی نبود. مشکل در اینه…
دزدی صنعتی توسط چینی‌ها به یک روال عادی تبدیل شده (که البته خود سمت متضرر هم بی‌تقصیر نیست)، اما ظاهرا چینی‌ها دزدیدن هرچیز غربی رو بلدند غیر از دزدیدن استراتژی‌های غربی. مثلا در مواجهه با قدرت نوظهور دارند درست خلاف آمریکا عمل می‌کنند. آمریکایی‌ها وقتی فهمیدند چین آینده داره، به جای تقابل فرسایشی، خودشون رو در آینده‌ش شریک کردند (البته تاجر آمریکایی خیلی قبل‌تر از نیکسون این تشخیص رو داد که باید در چین سرمایه‌گذاری کرد، و بقیه رو هم به این کار تشویق کرد، اما دولت هم خیلی لفتش نداد. دولت وقت به نسبت داستان‌هایی از فساد و بی‌کفایتی که باش درگیر بود، عملکرد فرزی در طراحی استراتژی کلان داشت. چیزی که معمولا تحلیلگران توعیتری رو به اشتباه میندازه و فکر می‌کنند دولت آمریکا نمیتونه همزمان چندتا هندونه رو تو دستش بگیره). اما دولت چین به جای اینکه خودش رو با هند شریک کنه، داره به هندی‌ها انگیزه‌های رقابتی بیشتری میده تا با حفظ دشمنی، از چین جلو بزنند (برخلاف پیشگویی‌های عددی رایج، موضوع اصلی قرار گرفتن در جای چین نیست، که ممکنه شصت سال طول بکشه. بلکه قاپیدن هرمقدار از سهم بالفعل و بالقوه‌ش از اقتصاد دنیاست).

اینکه چینی‌ها هیچ‌وقت در تاریخ‌شون تجربه اینکه کار در اسکیل جهانی انجام بدن نداشتن (چون «قلمرو خودمون رو سفت نگه داریم هنر کردیم» هسته فرهنگ حکمرانی‌شون بوده)، یکی از توضیحاتیه که معمولا داده میشه، و شاید بیراه نباشه، اما در حال حاضر کاراکتر حاکمان فعلی هم نقش زیادی در تصمیمات کلان این کشور داره. و شما نمی‌تونی کاراکتر رو با نصیحت و مشاوره تغییر بدی. کاراکتر جنس تصمیم‌سازی خودش رو تحمیل می‌کنه، تا جایی که هزینه‌ها انباشت بشن، یا نیرویی بیرونی مهارش کنه. در چین نیروهای بیرونی مهارکننده یا اصلا حاضر نبوده‌اند یا خیلی موقتی بوده‌اند. درست خلاف اروپا که قدرت حاکم دائم تحت فشارهای بیرونی بود. مثلا حجم زیادی از تحولات حکمرانی در انگلیس، مدیون آزاری بود که فرانسوی‌ها بشون وارد کردند؛ هرچند که شخصیت‌های اون زمان در لحظه فکر نمی‌کردند که ما داریم تحت تأثیر بیرون، سیستم داخلی‌مون رو تغییر میدیم.

در رسیدن به نتیجه فیزیکی، دو نوع عملکرد موفق می‌تونیم داشته باشیم، که یکیش متکی به کاراکتره و یکیش متکی به فشار. مربی باشگاه موظفه تا ساعت ۶ بعدازظهر با شما کار کنه، اما وقتی می‌بینه داری خوب پیشرفت می‌کنی، یک ساعت دیگه میمونه و بات تمرین می‌کنه، چون کاراکترش یه تعریف دیگه از شغلش ایجاد کرده که فراتر از پول و دستمزد رفته‌. میخواد هم نفع مادیش رو ببره، هم موفقیت تو رو ببینه‌. در نوع دوم رابطه انقدر دوستانه نیست، ولی بازدهیش خیلی بالاتره. اگه مافوق سرباز ترک‌زبان تو جبهه بش بگه اگه تو دو هفته تونستی به هم‌سنگرت ترکی یاد بدی، می‌فرستمت بری خونه؛ اون سرباز برای اینکه برگرده خونه تو اون دو هفته کاری می‌کنه که یه تیم از مدرسان زبان ترکی نمی‌تونند انجام بدن. چون این خودشه که به شدت به نتیجه نیاز داره. تو نوع اول، استرس کمتری وجود داره، چون از روی علاقه‌ست، اما مربی میتونه کشش بده، چون داره از خود روند لذت میبره، و مانعی هم در برابرش وجود نداره. در سیستم متکی به کاراکتر، حاکمان به فراتر از مادیات اهمیت میدن (ممکنه از امتیازات حکومتی استفاده نکنند، ممکنه پسر خودشون رو قربانی کنند، ممکنه خستگی‌ناپذیر کار کنند..)، اما پروژه‌ شخصی‌شون رو انقدر کش میدن (چون بش علاقه دارند) که هزینه‌ها انباشت میشه، زاویه با راه عقلانی بیشتر میشه، و بعضی یا همه پل‌های پشت سر خراب میشن. بنابراین لازم نیست نوستراداموس باشی تا حرکت‌های بعدی‌شون رو پیش‌بینی کنی. کافیه دو چیز رو بدونی: اینکه چه کاراکتری دارند، و اینکه تا جایی که واقعیت آوار نشه روی سرشون ضد اون کاراکتر عمل نخواهند کرد.
اولش خجالت نمی‌کشیدند ازینکه بم بگن «چرا میگی اینستاگرام باید فیلتر بشه؟ با محدود شدن مردم که نظام سقوط نمی‌کنه».
الان هم خجالت نمی‌کشند که بم بگن «دانشگاه که نریم، سربازی هم نریم، برای نهاد دولتی هم که کار نکنیم، پس میگی چه خاکی بریزیم رو سرمون؟».
اما یواش یواش چیزی که نمی‌فهمیدند توسط خود حکومت تو حلق‌شون چپانده خواهد شد. وقتی بفهمند نه میشه به سازمان اوقاف اعتماد کرد، نه میشه بچه‌ای رو به بهزیستی سپرد، نه میشه از پلیس کمک خواست، نه میشه دانشگاه رفت، نه میشه پول رو به بانک سپرد، نه میشه به اعتبار ثبت اسناد دل خوش کرد، نه میشه جایی سرمایه‌گذاری کرد و نقره‌داغ نشد، تازه می‌فهمند تغییر برنامه، تز من نبوده. تنها راهی که دارند بوده. چون هیچ نهادی در جامعه‌شون باقی نمونده که بخوان بترسن همه‌چیز بهم بریزه یا نریزه.
پوچگرا باید هم دچار لازمانی باشه، چون اگه غیر ازین باشه همه‌چیز براش غیرقابل تحمل میشه. دلیل خزیدن در پوچگرایی همینه که لازم نباشه به امر زمان خودت بپردازی، تا لازم نباشه قطب‌نما داشته باشی، تا لازم نباشه تصمیم بگیری. پوچگرایی مذهبی، واکنش آدم لش به مسئولیت‌های عقله.

اما هدف این سگ‌نامه‌ها مردم حاضر در مراسم دعا نیستند. این کلمه محاکمه که هی تکرارش می‌کنند یک کد داخلی برای اطلاع‌رسانی درباره اینه که قبیله‌های دستگاه امنیتی مراقب چه کسانی هستند، که یک جور واق واق تاکتیکی در جهت تنظیم روند جانشینیه. اینکه چرا اوباش با این سبک برای همدیگه اعلام موضع کنند به ذات هیئتی بودن تشکیلات برمیگرده.
آدم مذهبی فکر می‌کرد کار شاق ابراهیم این بود که حاضر شد چاقو رو تا زیر گلوی پسرش بیاره. چون پسر برای خودشون مهم بود فکر کردند برای ابراهیم هم همینقدر سخت بوده. اما کار شاق ابراهیم این بود که چاقو رو از زیر گلوی پسرش بلند کرد. آدم مذهبی که تا اون مرحله رفته، نمیتونه برگرده. ابراهیم می‌تونست در هر لحظه فراموش کنه کیه، با اینکه کَس خدا بود. اما آدم مذهبی با اینکه یه هیچ‌کسه نمیتونه فراموش کنه کیه. ابراهیم می‌تونست خودش رو از هر چیزی بکشه بیرون. آدم مذهبی خودش رو تو هر چیزی پرت می‌کنه پایین.
Anarchonomy
دزدی صنعتی توسط چینی‌ها به یک روال عادی تبدیل شده (که البته خود سمت متضرر هم بی‌تقصیر نیست)، اما ظاهرا چینی‌ها دزدیدن هرچیز غربی رو بلدند غیر از دزدیدن استراتژی‌های غربی. مثلا در مواجهه با قدرت نوظهور دارند درست خلاف آمریکا عمل می‌کنند. آمریکایی‌ها وقتی فهمیدند…
جناب رییس‌جمهور چین یه روز اومده از فرماندهی نیروی دریایی دیدن کرده. حوله‌ای که اونجا استفاده کرده رو جدا کردن گذاشتن تو موزه‌. میکروفونی که توش حرف زده هم هست، بعلاوه فنجونی که باش چای خورده.
اصل مضحک بودن قضیه رو بذارید کنار فعلا. مهم اینه که خودش میدونه این مسخره‌بازی جریان داره، و جلوش رو نمی‌گیره، چون تأییدش می‌کنه. وقتی میخوای سیاست این کشور رو تحلیل کنی، همیشه باید یادت باشه «رهبر این‌ها کاراکتری داره که با خودش میگه خوبه حوله من رو بذارن تو موزه». این دقت تحلیلت رو بالا میبره‌.
کندی عکس یه دختره رو گذاشته که روی سوئیشرتش لوگوی انتخاباتیش رو نوشته‌. اما دختره تو آمریکا نیست، روسیه‌ست. سوئیشرتش هم این نبوده، یه لوگوی دیگه بوده که با فوتوشاپ عوضش کردن.
بعد یه عده چغندر می‌گفتند باید درباره علم پزشکی با این یارو مناظره کرد.
#گاو_خارجی
مدیر فوتبالی اروپایی میگه عربستان داره پول هدر میده، با پول‌پاشی برای بازیکن بازنشسته نمیشه فوتبال مملکت رو ساخت؛ با این پول‌ها برید چهارتا آکادمی بسازید مربی بیارید، نسل سی سال بعد رو بسازید.
ایرانی تحلیل‌الدوله تلگرامی خطاب به اون اروپایی نوشته حرف شما متین، ولی پول اینا هدر نمیره، چون هدف‌شون خود فوتبال نیست، هدف‌شون نرمالایز کردن چهره خودشون تو دنیاست. می‌دونی بازیکن‌هایی که آورده چقدر فالوعر دارن تو اینستاگرام؟ همه این‌ها تأثیر داره.

اینکه عقربه توسعه رو روی فالوعر اینستاگرام قرار بدن، شاید فقط از تحلیلگر ایرانی بربیاد. حتی بینش کافی برای بررسی اینکه چی دارند می‌‌نویسند هم ندارند. اون داره میگه کوتاه مدت فکر نکنید، سیستم بسازید؛ این در جوابش میگه کوتاه مدت نیست، هدف یه چیز دیگه‌ست. بعد وقتی اون هدف دیگه رو توضیح میده معلوم میشه اونم کوتاه مدته!

ایرانی چنان در هرج و مرج و بی‌قانونی و بلاتکلیفی و بی‌ثباتی و فقدان دولت و فرقه‌گرایی زندگی‌ستیز و سقوط اقتصادی بوده که هر قاطری رو اسب شاخدار می‌بینه‌. و گرنه «کارگردان توسعه» پنداشتن شیوخ عرب اطراف ما خنده‌داره. این‌ها اسم قبیله‌شون رو گذاشتن روی کشورشون. ملتی در کار نیست که توسعه اجتماعی در کار باشه. عربستان یک کشور نیست، یک قطعه مِلکه، و صاحب این ملک که سعودی‌ها باشند تصمیم می‌گیرند که کجاش رو باغچه کنند، کجاش رو آلاچیق بذارن، کجاش رو استخر و جکوزی بذارن، کجاش رو ویلا بسازند، کجاش رو پیست بسازند. صاحب ملک هم فعلا نمی‌فهمه سیستم چیه.

هرکس که مثل حاکمان ایران گراز نبود، حکیم و دانا که نیست. میتونه قاطر باشه. قاطر خیلی بهتر از گرازه. ولی اسب شاخدار نیست.
«- جنگ‌سالاری که مستقیما توسط روسیه پشتیبانی میشه: حمله به اوکراین بر اساس توجیهات دروغین انجام شد و محصول فاجعه‌بار دروغ‌های رژیم کرملینه

- یه مشت سرمایه‌گذار تو سانفرانسیسکو که کل پول‌شون رو ریختن تو شرکت‌های تک: نه اینا همه‌ش تقصیر ناتوعه»

علاوه بر نژادپرستی از نوع روس‌پرستی، کوری حاصل از مخالفت‌گرایی هم از عوامل این وضعیته. این رو قبلا نوشته بودم: مخالفت با هدف مخالفت انقدر میتونه غلیظ بشه که اگه دولت اعلام کنه مادرشون یه زن وفاداره، از فرداش تو پادکست‌ها بهمدیگه میگن «نمی‌دونستم مادرم روسپی بوده».
Anarchonomy
«- جنگ‌سالاری که مستقیما توسط روسیه پشتیبانی میشه: حمله به اوکراین بر اساس توجیهات دروغین انجام شد و محصول فاجعه‌بار دروغ‌های رژیم کرملینه - یه مشت سرمایه‌گذار تو سانفرانسیسکو که کل پول‌شون رو ریختن تو شرکت‌های تک: نه اینا همه‌ش تقصیر ناتوعه» علاوه بر نژادپرستی…
یه چیزی هم درباره این آمار ویوی پست‌های شبکه‌های اجتماعی باید گفت: همه‌شون فیک هستند.
و طبیعی هم است. اگه اعتبار شرکت بند این اعداد باشه، منافع‌شون ایجاب می‌کنه عدد درست رو درج نکنند.
«ما یک بار در ۵۷ ایده‌هایی که کسی تا اون زمان امتحان نکرده بود رو امتحان کردیم، برای هفت‌پشت‌مان بس است. الان تنها چیزی که میخوایم همون چیزیه که همه دنیا امتحان کرده‌اند، یعنی دولت نرمال. نه آنارشیسم و خودمختاری و این چیزهای عجیب غریب».


حالا اینکه چرا نگران این ایده‌ها هستند وقتی هنوز هیچ برنامه‌ای برای شکست دادن اشرار ندارند، خودش یک مسئله‌ست، ولی ازش بگذریم. گیر عمیق این‌ها اینه که فکر می‌کنند دولت نرمال یه چیزی مثل چیلره! یه روز زنگ می‌زنی جرثقیل میاره میذاره رو پشت بوم و بعد یه عده نصاب میاد راهش میندازن و بعد میتونیم ازش استفاده کنیم! اما اینجوری نیست. دولت نرمال رو باید ساخت‌. اونایی که الان دارندش، خیلی وقته که مشغول ساختنش هستند. ما هنوز از دایره زیست عشایری خارج نشده‌ایم! منظور من انگ مضحکی با عنوان «خلقیات ایرانیان» نیست. منظورم ابتداییات لازم برای دولت مدرنه. مردم ما هنوز اینکه حزب چجوری کار می‌کنه رو هضم نمی‌کنند. مثال میخواهید؟ همه‌جا ریخته. به عنوان نمونه ماندگاری شخصیت‌های کارآمد در پست‌های مدیریتی و سیاسی دولت مدرن غربی رو با خویشاوندسالاری هیئتی در ایران یکی می‌گیرند.
این عشایر عزیز تصور می‌کنند فاصله‌شون با دولت مدرن نرمال، خیلی کمه، و ایده‌های رادیکال‌تر خیلی دورترند. اما فاصله‌شون با همه‌شون به یک اندازه‌ست و خبر ندارند.
آیه حجاب نه تنها حکم نیست، بلکه عمومیت هم نداره. و به دیوار برلین اسلام تبدیلش کرده‌اند. اما طولانی‌ترین آیه قرآن درباره ثبت اسناده. با یک حکم حکومتی ساده روش شرع برای سند معاملات رو منسوخ می‌کنند.
هی میگن حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه آخوند چیست. نه. حکومت دینی لازم بود تا معلوم بشه دیندار چیست. یه کارتنی دست این ملت بود که چندصدسال بازش نکرده بودند، و فقط حملش می کردند. این فرصت چهل سال اخیر فقط باعث شد باز بشه و معلوم بشه خالی بوده‌. از همون اول خالی بوده.
تو کشتی در حال غرق شدن، چشمت به هر طرف بیفته بالا اومدن آب رو می‌بینی. در امروز ایران چیزی نیست که بش توجه کنی و فرو ریختن رو‌ نبینی. و خود این دستت رو می‌بنده. چون دیگه هیچ پدیده ایزوله‌ای وجود نداره و همه‌چیز به صدتا معضل مقدم بر خودش وصله که دستت بشون نمیرسه.
وقتی دختری رو می‌بینی که به زور شونزده سالش میشه، و خودش رو انداخته لای پسرهای خیابونی، که اون‌ها هم به زور هجده سال‌شون میشه، و از عاجز بودن‌شون در حرف زدن میشه حدس زد از خیلی وقت پیش ترک تحصیل کردن، و چون هیچ‌چیز بلد نیستند میشه حدس زد رفتار پرخطر باهمدیگه داشته باشند، چه کاری از دستت برمیاد؟ به پلیس داعش اطلاع بدی که مأمورانش مریض‌تر از همون پسرها هستند؟ به بهزیستی اطلاع بدی که خودش فروشنده کودکانه؟ به والدینی اطلاع بدی که از گربه بی‌مسئولیت‌تر بوده‌اند؟