Anarchonomy
44.6K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این ویدئو کوتاه رو دیدید؟ قاضی به زنه میگه ۵۰۰ دلار هم جریمه پارک داری، بعد دلش به رحم میاد تبدیلش می‌کنه به ۵۰ دلار، بعد بازم دلش به رحم میاد همشو می‌بخشه!
من تخصصی در حقوق ندارم و نمی‌دونم کار قاضی درست بوده یا نه، جرائم نقدی هم جزیی از بیت‌المال هستند و ازین جهت همه جامعه توش سهم دارند، آیا قاضی حق داره از کیسه جامعه ببخشه؟ من نمی‌دونم.
فقط یه سوال خیلی مهمی این وسط هست که لازمه حتما بش پاسخ شفاف داده بشه: من یک انسان مذکر هستم که به دلایل ژنتیکی و فرهنگی، در بروز احساسات حالت خیلی محافظه‌کارانه‌ای دارم، و همزمان آدم درونگرایی هستم که به سختی چیزهایی از درونش به بیرونش نشت می‌کنه. سوال اینه که اگه یک مرد درونگرا مثل من که یا بلد نیست گریه کنه یا غرورش نمیذاره گریه کنه یا به هردلیل موجه یا غیرموجهی نمیخواد گریه کنه، دقیقا در موقعیت این خانوم بود، و دقیقا همینقدر در مضیقه مالی بود، قاضی همینقدر شفقت به خرج می‌داد؟

من زمانی به دوستان می‌گفتم چرا اجازه میدن قاضی چهره متهم رو ببینه؟ چون خودم وقتی ببینم رو صورت طرف اثر زخم چاقو هست، اتوماتیک نظرم درباره‌ش دچار تغییراتی میشه. چطور به این موضوع مهم توجهی نشده؟ اما در شرایطی که این آبغوره‌گیری در برابر قاضی کاملا مجازه، و تازه هموطن ما میگه باید به عنوان الگو در تمام دادسراها پخش بشه! به نظر میرسه که من داشتم خیلی آرمانگرایانه فکر می‌کردم.




https://twitter.com/kianfarid/status/1052957312284016642?s=09
1
پدر دخترک نوجوان تماس گرفته و میگه لطفا با دخترم صحبت کنید و قانعش کنید نماز بخونه، شما رو میشناسه، ازتون حرف‌شنوی داره! کمی من و من کردم تا سکوت بین این جمله و جمله احتمالی بعدی رو پر کنه، اما جمله احتمالی بعدی در کار نبود و منتظر بود تا چیزی بگم. با «اِ» و «اوم» و اینا کار راه نمیفتاد، باید یه جوابی میدادم. گفتم این کارها رو معمولا میسپارند به ریش‌سفیدها، نه داغونی مثل من. گفت شما اهل مسجدی، تأثیر حرف شما بیشتره. گفتم چرا خودتون اهل مسجد نیستید؟ گفت وقت نمی‌کنم! (یعنی من از شدت بیکاری، مسجدی شدم؟) گفتم بذارید ببینم راهی پیدا می‌کنم به روشی بش بگم که دافعه ایجاد نکنه یا نه. خودمم از وعده سرخرمن دیپلماتیکی که تحویلش دادم خوشم اومد. اما مثل هر وعده‌ای که یه دیپلمات ممکنه بده، تهی از صداقت بود. وقتی هم این قابلیت رو دارم که یه نوجوان رو آتئیست کنم و هم این قابلیت رو دارم که یه مومن نستوه! ازش دربیارم، چرا باید از روی «سفارش» یک پدر، یک قابلیت رو به نفع اون یکی خاموش کنم؟
اگه واقعا اپلیکیشنی وجود داشت که پول می‌گرفت و فرزند نمازخوان تحویل می‌داد، اینا بی‌درنگ روی «سفارش آنلاین» کلیک می‌کردند. برای من اهمیتی نداره فرزند فرضیم مسلمان باشه یا نباشه، اما اونی که براش اهمیت داره، باید خودش از روز اول روش سرمایه‌گذاری می‌کرد. اونی که میگه «وقت ندارم»، دخترش هم خواهد گفت «حوصله ندارم». به همین سادگی‌.
4
از قول بشار اسد:

🔸 ما به حامیان راستگرامون میگیم داریم با داعش، القاعده و بقیه جهادی‌ها و تروریست‌های اسلامگرا می‌جنگیم.

🔸 به مخاطب غربی میگیم که ما سکولاریم و داریم از اقلیت‌ها، مسیحیان و زنان محافظت می‌کنیم.

🔸 به آخوندهای ایران، حزب‌الله و مدافعان حرم میگیم در حال یک نبرد مقدس علیه آمریکا، اسراییل و سنی‌‌های تکفیری هستیم.

🔸 و به طرفداران چپگرامون میگیم که داریم با شورشیان مورد حمایت آمریکا، اروپا، اسراییل، ترکیه، عربستان و کشورهای خلیج می‌جنگیم!



می‌دونید چی گریه آدمو درمیاره؟ همشون همونی که اسد بشون میگه رو باور می‌کنند!
9
تکلیف سمپات‌های نظام در برابر مسیح که روشنه، و اهمیتی هم نداره، اما یکی از عبارات رایج که طیف برانداز در تخطئه مسیح به کار میبرند اینه: «مگه الان مشکل ما با نظام، فقط حجابه؟».
خب این بحث و جدل نداره که. هرکسی که خودش رو برانداز یا اپوزیسیون میدونه، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، شروع کنه به فعالیت درباره «مشکل‌های مهم‌تر ما با نظام»، چطوره؟ چرا به جای تخریب، فعالیت خودشون رو کلید نمیزنن؟ مگر قرار نیست در «ایران آزاد» حزب تشکیل شه و احزاب با هم رقابت کنند؟ خب فکر کن عده‌ای از ایرانی‌ها در حزب مسیح هستند، شما حزب خودت رو بساز و از همین الان رقابت کن. چه چیزی مانعه؟ نمی‌دونم چرا عقل‌شون نمیرسه وقتی هدف رو حذف رقیب پرمخاطب قرار میدن، دارن عملا اعتراف می‌کنند که خودشون در جذب مخاطب ناتوانند!




https://t.me/twitter_farsi/70112
4
Anarchonomy
Photo
پیامبر اسلام هیچ حرکت ژانگولری به نام خودش ثبت نکرده. نه از دل کوه شتر بیرون کشیده، نه دریا شکافته نه مرده زنده کرده. شاخص‌ترین صفتش «امین» بوده. یعنی یک توافق اجتماعی شکل گرفته بوده که این آقا قابل اعتماد است، و اگه حتی حرفی زد و چیزی خواست که با عقل جور در نمی‌اومد، حداقل خیالمون راحته که به ضرر ما عمل نخواهد کرد (و واقعا هم نکرد، بلکه برعکس از قعر فلاکت، رسوندنشون به جایی که یک امپراطوری ساختند). آیا اون توافق جمعی در مورد یک فرد و با همون غلظت، الان هم ممکنه؟ مطلقا خیر. الان امام جامعه نمیتونه بگه من چیزی رو می‌بینم که شما نمی‌بینید. دیگه گذشت اون دورانی که اون ساختار، کار می‌کرد. اما این بزرگواران هنوز برای تحلیل جامعه از سیزده قرن پیش روایاتی میارن درباره تقسیم بندی مردم به خوک و گوسفند و شیر و روباه!
3
این متن رو بخونید. از یک قتل نتیجه گرفتند که عربستان درست‌بشو نیست! باشه، باید مثل عراق و سوریه دچار جنگ داخلی بشه، نیم میلیون نفر کشته بشن، بعد چهارتا دیوونه اسلامگرا از توی صندوق‌های رأی بیان بیرون. لابد اونجوری مسیر درست توسعه طی میشه! قبوله آقا، حرفی نیست. ولی یک قاعده ذکر کرده در متن، که اگر این و این و این نباشد، توسعه بی‌توسعه! (اگه آدرس پاراگرافش رو میخواید میشه علف چهارم). یه نگاه به اون موارد بندازید.. چین لاکردار همه‌ش رو تیک زده! و guess what؟
چین با سرعت موشک در حال توسعه یافتنه!
دو پست قبلی در همین کانال، یه گیف گذاشته که خیز توسعه‌ای چین رو نشون میده، که عنقریبه از آمریکا جلو بزنه (که به نظرم من زده آلردی). زیبا نیست؟
هیچ‌کس مثل چین پدر اقلیت‌ها رو درنیاورده، هیچ‌کس مثل چین پدر مخالفان، منتقدان، هنرمندان مستقل، خبرنگاران تحقیقی، و نویسندگان رو درنیاورده. تازه مخالفانی که طفلک‌ها آزارشون به مورچه هم نمی‌رسید، نه مخالفان القاعده‌گرایی که مشاور ترکی‌الفیصل باشند! اما به‌رغم نظریه نویسنده مطلب، از ژاپن جلو زدند.

بله توسعه‌یافتگی شوخی نیست، زحمت و نبوغ و اتحاد و ملی‌گرایی لازم داره. و چی لازم نداره؟ لیبرالیسم 😅






https://t.me/EsfandiarKhodaee/972
2
آخ‌جون.. دعوا 😅
منم درباره این موضع تعلیق شدن اکانت‌ها چندتا کامنت بدم لال از دنیا نرم:
۱- اینکه چند اکانت ایرانی پتانسیل دخالت در انتخابات آمریکا داشتن یک جوک بی‌مزه‌ست. حتی روسیه با اون تشکیلات عظیم سایبری، معادل یک درصد هزینه‌ای که خود آمریکایی‌ها در ایام انتخابات خرج تبلیغات اینترنتی می‌کنند، خرج نکرده. تصور اینکه این یک درصد تأثیری در نتیجه انتخابات داشته بیشتر توهین به شعور مردم آمریکاست. تازه معکوس این قضیه منطقی‌تره، یعنی این آمریکا و اروپا بودن که تو انتخابات ما دخالت کردند. بسیاری از وابستگان نظام که شبکه‌های فارسی‌زبان غربی رو در کنترل خودشون دارند با ممارستی عجیب برای پیروزی روحانی تبلیغات می‌کردند، و ازونجایی که این رسانه‌ها تنها روزنه‌‌های غیرحکومتی برای میلیون‌ها ایرانی هستند، تأثیرگذاری‌شون اصلا قابل اغماض نیست.
۲- اونی که به حذف فیزیکی مخالفان نظام می‌خنده، نابود شدن زندگی‌شون رو به سخره می‌گیره، و نفرت‌پراکنی می‌کنه، حقشه که اکانتش تعلیق شه. این اتفاق تلنگری بود به جبهه ارزشی که توعیتر رو با پایگاه بسیج محله‌شون اشتباه نگیرند‌.
۳- با این حال، این موضوع خبر خوبی برای من نیست. کسانی که در توعیتر دارند این الک‌کردن‌ها رو انجام میدن عده‌ای بچه لیبرال هستند، و اگه امروز یه مشت بسیجی رو بیرون کردند، فردا سراغ امثال من هم خواهد اومد. برای شرکتی که معطل دلارهای کثیف ولید بن طلاله، بستن اکانتی که توعیت‌های زیادی در حمایت از عربستان بن‌سلمانی داشته، کاملا موجه هم هست.
۴- کانال فیلترشکن‌ها زیادی بزرگش کرده. صفا خب، سمپات نظامه. چه واکنش دیگه‌ای باید نشون میداد؟ برادران و‌ خواهران ارزشی باید می‌گفتند خیلی ممنون که اکانت‌هامون رو بستید؟ به نظرش این گزینش‌ها مسخره‌ست و نظرش رو ابراز کرده. اینکه میگه نریمان خطرناکه رو زیادی جدی گرفتند. این توصیف رو تو توعیتر همه لاقل یک‌بار درباره یک شخص ثالث که باش مشکل دارن به کار بردن :-)
۵- امیرعلی صفا هم باید فراموش نکنه که این سیاست‌ها چه مسخره‌ باشند یا نباشند، قبلا با همشون موافقت کرده. شما می‌دونستید که شرکت هیچ تعهدی نداده که اکانت شما رو دائما فعال نگه داره. از طرفی، یک شرکت خصوصیه، و آزاده به هرکس که خواست سرویس ارائه بده و یا نده. چه صاحبش ولید باشه چه جَک!
۶- بذارید به امیرعلی صفا تقلب برسونیم. شرکت‌های کالیفرنیایی، هرچقدر هم لیبرال باشند، به پول نه نمیگن. حتی اگه به اندازه گوگل غرق در پول باشند. این‌ها به خواسته‌های دولت چین تن میدن، پس امکانش وجود داشت که به خواسته‌های جمهوری‌اسلامی هم تن بدن. اما اون امکان الان فراهم نیست. چون ما ایزوله‌ایم، و گرفتار فقر مطلق. اگه درآمد سرانه ما ایرانی‌ها ۳۰هزار دلار می‌شد، دیگه نمی‌تونستن بازار ما رو نادیده بگیرن و وقتی نتونستن بازار ما رو نادیده بگیرن متعاقبا درخواست‌های دولت ایران هم نمی‌تونستن نادیده بگیرن. پس برای اینکه توعیتر آدم حسابتون کنه، به جای چنگ زدن به صورت توعیتر، و رابطان خطرناکش! از نظام مقدس و محبوب‌تون بخواین سیاست‌هایی که منجر به انزوای ایران میشه رو بذاره کنار و انقدر نشاشه تو اقتصاد مملکت. حکومت توتالیتر چین هم ماله‌کش داره، اما چون یک حکومت کارآمده، ماله‌کش‌های چینی کار به مراتب آسان‌تری دارند. شما مجبورید از چیزی دفاع کنید که از فرط بی‌عرضگی خودشو گیر انداخته تو گوشه رینگ.‌




https://t.me/filtershekanha/263
2
این هم یکی از چیزهایی که میگفتند فقط ممکنه از دهان الکس جونز خارج بشه، اما در نهایت از توی مقالات محققان بیرون اومد!
شخصا خیلی مشتاقانه سیر تکنولوژی باتری‌ها رو دنبال می‌کنم، و اینجور که به نظر میاد حالا حالاها وابسته به لیتیوم خواهیم بود، و تغییر خیلی رادیکالی هم در ساختار تولید رخ نخواهد داد. پس بدبینانه نیست اگه بگیم بعیده این مقدار از آلایندگی کمتر شه.
خودروی برقی، به جز خود باتری، ماهیتا ارزانتر از خودروی با موتور درون‌سوز تموم میشه، چون قطعات خیلی کمتری داره. هرچی از بخش‌های مکانیکی کم بشه و به بخش‌های الکتریکی و الکترونیکی اضافه بشه، به نفع تولیدکننده‌ست. و تولیدکننده‌ها چیزی که به نفعشونه رو رها نخواهند کرد. پس خودروهای برقی سهم بیشتر و بیشتری از کل تولید رو به خودشون اختصاص میدن در آینده‌. اما چپ‌های محیط‌زیستی، که به طرز شگفت‌آوری از سبک و سیاق متحجران مذهبی استفاده می‌کنند برای همراه کردن افکار عمومی با خودشون، این خودروها رو «پاک» جا زدند در ذهن مردم، که مصداق کامل عوامفریبی بود. فکر می‌کنم در حال حاضر، دیگه در موقعیت چوپان دروغگو قرار گرفته باشند، و اگه فردا حرف درستی هم زدند کسی باور نکنه.


https://t.me/persianbloomberg/7449
2
جمهوری‌اسلامی هم آدم فرستاد به غرب تا سواددار بشن و برگردن به نظام خدمت کنند، سعودی‌ها هم فرستادند! فقط مقایسه کنید تسلط به زبان انگلیسی عادل‌الجبیر رو با ظریف و همه دیپلمات‌های تاریخ جمهوری‌اسلامی. مثل فرق پیتزاهای نیویورک و خورشت بامیه‌ست.
من یه پست نوشته بودم با این عنوان که رضاخان پدر ما ایرانی‌هاست. یکی از وظایفی که اون پدر به روی دوش فرزندانش گذاشت این بود که «توی ایرانی باید بلد باشی با غربی‌ها حرف بزنی!». اینکه موفق بود در اینکه کل جامعه رو توانمند کنه در این زمینه یا نه یه بحث جداست، اما این واقعیت وجود داشت که این وظیفه ذهنی رو ایجاد کرد، و تحصیلکرده‌های اون زمان واقعا بلد بودند با غربی‌ها حرف بزنند. این وظیفه رضاخانی، بعد از انقلاب به کلی محو و نابود شد. و یک علت زمینه‌ای داشت: این نظام اصلا علاقه‌ای نداره که ما بتونیم با غربی‌ها حرف بزنیم! این عدم علاقه انقدر جدی و پیگیرانه بود که امروز حتی برای انجام امورات خودش هم با قحطی «بلد» مواجهه.


https://t.me/khabaronline_ir/190702
3
میدل‌ایست‌آی چندتا مقاله جالب به قلم جمال خاشقچی منتشر کرده که قبلا با هویت ناشناس منتشر کرده بوده! یعنی اون موقع که اینارو نوشته نمی‌خواسته بفهمند که نویسنده‌ش خاشقچی بوده.
در مورد سوریه چیزهایی نوشته بوده که حمایتش از تروریست‌ها رو کاملا عیان می‌کنه، مثلا سال ۲۰۱۶ گفته بوده عربستان و ترکیه باید موشک‌های زمین به هوا بدن به شورشیان مورد حمایت خودشون! باید گفت شانس آوردیم عربستان و ترکیه به توصیه‌های این دیوانه عمل نکردند.
اما اونا زیاد مهم نیست، مربوط به تحولات روزمره منطقه‌ست. از همه مهمتر مقاله‌ایه که لینکش رو میذارم اینجا اگه حوصله داشتید بخونید. این در سال ۲۰۱۷ نوشته شده ظاهرا و دیدگاه کلی خاشقچی رو نشون میده.
خلاصه‌ش اینه که نمیشه در خاورمیانه دموکراسی برقرار کرد بدون اینکه اسلام‌گراها پیروز انتخابات بشن! پس اگه نخواین اسلام‌گراها به قدرت برسن باید قید دموکراسی رو بزنید. اما چون نمی‌تونید قید دموکراسی رو بزنید، چون حکومت‌های فعلی ناکارآمد و فاسدند، پس مجبورید با ما اسلامگراها کنار بیایید! یعنی دلتون بخواد یا نخواد آینده خاورمیانه دست اخوان‌المسلمین خواهد بود! یعنی امثال خل‌وضع‌هایی مثل محمد مرسی در مصر!
بعبارت دیگه میشه گفت دیدگاه خاشقچی با دیدگاه‌های علیرضا پناهیان خودمون زیاد فرق نداره، فقط خاشقچی اهل سنته و شیعه نیست.
بدشانسی علیرضا پناهیان اینه که کت‌شلوار و کراوات زیاد بش نمیاد و انگلیسی بلد نیست، و با CIA همکاری نمی‌کنه، و گرنه در غرب محبوب می‌شد.

استدلال اخوانی‌ها، از جمله همین مرحوم مغفور حامی تروریسم، اینه که دیکتاتوری‌های فعلی خاورمیانه ناکارآمدند و چند دهه‌ست که بشون فرصت داده شده و تجربه کردیم که قابل اصلاح نیستند، پس باید بریم سراغ اسلام سیاسی.
به عنوان یک ایرانی باید به این متوهمان قدرت‌طلب بگیم که اتفاقا ما ۴۰ سال زودتر از شما این فرصت رو در اختیار اسلام‌سیاسی دادیم، و این فلاکت فعلی نصیب‌مون شده. هرکس که تجربه ما ایرانی‌ها رو برای اعراب آرزو داره، یا یک شارلاتانه، یا یک دشمن قسم‌خورده اعراب.

(داخل پرانتز بگم نمیتونم انکار کنم که بعضی وقت‌ها حق رو به بشار اسد میدم که با مشت آهنین با این جانوران برخورد کرد)


https://www.middleeasteye.net/columns/will-heavens-smile-saudi-when-we-beat-qatar-533203523
2
Anarchonomy
Photo
یکی از بدبختی‌های ما ایرانیان در عصر حاضر در این توعیت فشرده شده. طرف رو با یک نئاندرتال رادیکال مقایسه می‌کنند بعد نتیجه می‌گیرند که نخبه‌ست، بمب استعداد است. خب من رو هم با یک یابو مقایسه کنند نابغه حساب میشم، در حالی که یک آدم بی‌نهایت معمولی‌ام بدون سواد درست حسابی. در واقع فردوسی‌پوری که یک عمر از پستان نظام شیر خورده و شده انقدر، علاوه بر تمام رانت‌هایی که ازشون برخوردار بوده حالا از رانت «رقیب چیپ» هم برخوردار شده.
اگه وضعیت اقبال عمومی به مجریان تلویزیونی مثلا انگلستان رو در نظر بگیرید، دلتون براشون خواهد سوخت، از بس که تحت فحاشی و تمسخر مخاطب هستند (و البته از رو نمیرن). جایگاه تیپیکال یک مجری ورزشی همینقدره، نه بیشتر. پس چرا اینجا جایگاه «نخبه»، «استعداد برتر»، و حتی «نماینده ملت» بش اعطا شده؟ زیست سیاسی در ایران، به طاعون مبتلاست، همه‌چیز در بیمارگونه‌ترین حالت خودش قرار داره. تا جایی که تقابل درون‌تیمی یک مجری با مدیر سازمانیش، میشه انعکاس تقابل ملت-حکومت! و بعد در این دوگانه، فردوسی‌پور میشه لژیونر ما، و اون مدیر بسیجی میشه لژیونر آنها! هیچ‌کس هم نمی‌پرسه برفرض که این دوگانه معتبر بود، چرا کسی باید لژیونر ما باشه که یه عمر دهانش قفل شده بوده روی پستان نظام؟ خیلی‌ها روی این دوگانه سوار شدند و به نان و نوا رسیدند، ولی همچنان هموطنان من به همین سادگی بازی می‌خورند.

نه آقا، فردوسی‌پور نماد استعداد و رشد طبیعی ما ایرانی‌ها نیست. نماد کسانی‌ست که در یک سیستم بسته، زرنگ‌بازی را خوب بلدند.
6
ازین توعیتم خوششون نیومده دوستان. نگاه‌شون به سیاست یه نگاه فوتبالیه. تو فوتبال اگه تیم محبوبت گل به خودی هم زد، باید بگی بدشانسی بود. و اگه تیم رقیب گل به خودی زد باید تا صدسال آینده مسخره‌شون کرد. چون تو طرفداری فوتبالی، اینکه درباره یک اتفاق چه نظری داشته باشی رو «گَنگ» تعیین می‌کنه، نه خودت.
در مورد سوریه هم «گنگ اسدیست» داریم و «گنگ آنتی‌اسد». اگه تو گنگ آنتی‌اسد باشی حق نداری بگی اسد فلان کار را درست انجام داد، یا میشه برای فلان کار بش حق داد. گنگ تعیین کرده که هرچه که اسد انجام دهد پلید است!

ولی متأسفم عزیزان، من در هیچ گنگی نمی‌گنجم. من خودم تعیین می‌کنم که نظرم درباره هرچیزی چی باشه‌.
5
آیا دموکراسی برای کشوری که تعداد زیادی متحجر در آن وجود دارد یک نعمت است؟
متأسفانه نمیشه خیلی دقیق برآورد کرد که چند درصد ایرانیان با تحت فشار قرار گرفتن بهاییان موافقند. انشاء‌الله که در اقلیتند. ولی اگر نبودند چه؟ در جایی مثل پاکستان که خیلی ابهام وجود نداره و میشه حدس زد اگه سرنوشت بعضی از اقلیت‌ها به اکثریت سپرده بشه، تار و مار میشن (فعلا یک ارتش شبه سکولاری وجود داره که مانع بشه).
پدران بنیانگذار آمریکا همون موقع که داشتند قانون اساسی این کشور رو طراحی می‌کردند به چنین معضلاتی فکر کرده بودند. در جمهوری فدرال، هزینه همراه نبودن با جماعت به حداقل ممکن میرسه. درسته که لیبرال‌های کالیفرنیایی از ریپابلیک دل خوشی ندارند و آرمان‌شون یک دموکراسی اروپاییه، اما دقیقا همون‌ها از همین جمهوری فدرال منتفع هستند. یک کالیفرنیایی، میتونه تحت قوانینی زندگی کنه که با تفکر تگزاسی جور در نمیاد، و این آزادی بزرگیه، مخصوصا اگه یک نوع فکر تگزاسی به کل کشور سرایت کنه. یعنی میتونه خودش رو از چیزی که کل کشور بش مبتلاست مصون نگه داره!
استان البرز جاییه که بهایی‌ها توش راحتند. اما کل کشور به چیزی مبتلاست که حتی کرج رو هم براشون ناامن کرده‌. اگه فدرالیسم وجود داشت، میشد این شهر رو از ویروس شهرهای مذهبی در امان نگه داشت. ولی وجود نداره. و همه مجبورند تابع مرکزیت باشند. در جمهوری فدرال، ایالت میتونه بابت بد تا کردن با شهروندش از دولت مرکزی شکایت کنه. ولی ما نمیتونیم از مرکز شکایت کنیم که چرا این بلاها رو سر دانشجوهای ایالت ما میارن.


https://t.me/javanmardi77/8129
3
نوری‌زاد، با تمام بحث‌هایی که در موردش بوده و هست، و با تمام ایراداتی که در سیستم فکریش هست، یک تنه کاری رو که باید ژورنالیست‌های کل مملکت انجام میدادن رو به دوش گرفته. پا شده رفته خونه یک زندانی سیاسی (که البته آقای ظریف بش احتمالا میگه زندانی امنیتی)، حالا با هر نیتی، که من حتی اسمش هم نشنیده بودم.

جالبه که این زندانی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده، یعنی حتی اگه بنا به شوآف و سوء استفاده رسانه‌ای بود، طیف احمدی‌نژادی یا بقیه مخالفان دولت می‌تونستند برن سراغ خانواده‌ش و گزارش تهیه کنند. منظورم اینه که انقدر ژورنالیسم ایرانی عقیم و خشکیده و بی‌جانه که حتی ژورنالیست‌های مزدور یا حتی ژورنالیست‌های وابسته به جریان‌های ایدئولوژیک هم تکونی به خودشون نمیدن تا از سوژه‌ها استفاده کنند، چه برسه به ژورنالیست مستقل (با فرض اینکه وجود داره).

در ایران، دچار یک پریشانی عجیبیم که همه دارند کاری رو انجام میدن که فرد دیگه‌ای باید انجامش بده. نوری‌زاد، که مشکل شخصی با «ملا»ها پیدا کرده و تمام معضلات ریشه‌ای مملکت رو به دشمنی ملاهای عراقی با ایران تقلیل میده، داره کار ژورنالیستی می‌کنه. یعنی واقعا داره اینکارو می‌کنه.. دائم در مسافرته، ازین شهر به اون شهر، از دیدار با فلان خانواده محروم تا بهمان خانواده زندانی، فیلم مستند می‌گیره، صدا ضبط میکنه حتی از راننده تاکسی‌ها، نامه‌ مینویسه، نامه‌های دیگران رو بازنشر می‌کنه.. همه کارهایی که از یک ژورنالیست اکتیو و یک اکتیویست ژورنالیست انتظار داریم. و همه این‌ها در حالیه که اینکاره نیست و باید افراد بهتری مشغول این فعالیت‌ها می‌بودند قاعدتا. ازونطرف خانومی که باید مربی باشگاه یوگا میشد، کارت خبرنگاری داره و نشسته پشت لپ‌تاپ و توعیت‌های آقازاده‌های خارج‌نشین که دارن ازونجا به ما میگن که زیاد غر نزنیم رو ریتوعیت می‌کنه!


https://t.me/MohammadNoorizad/20740
2
جسد یک مرد رو داخل یه ماشین پیدا کردن که معلوم شده یک هفته اون تو بوده و کسی متوجه نشده. خودش رو با خوردن سم کشته بوده. چون زندگیش نابود شده بوده. چون پنج سال پیش تو‌ مک‌دونالد یه ساندویچ سفارش میده و یه چیز دیگه براش میارن اشتباها. عصبانی میشه و پرتش میکنه به سمت کارگر مک‌دونالد که یه زن حامله بود. میفته زندان. حبسش هم میکشه و میاد بیرون. اما فیلمش پخش شده بود و دیگه معروف شده بود. هیچ‌جا بش کار ندادن. خانواده‌ش از هم پاشید و خونه‌ش هم از دست داد.

در عصر اینترنت، مجازات فقط اون مدت محدودی که قاضی حبس میبره برای مجرم، نیست. یه مجازات غیررسمی دیگه هم هست که کاربران اینترنت اجراش می‌کنند (که خیلی وقت‌ها میتونه توسط فمنیست‌ها شارژ بشه)، و همیشه نامتناسب با اندازه جرمه.

همه افراد جامعه در مرگ چنین افرادی سهیمند. اما چون وزن گناه بین همه تقسیم میشه، کسی حتی عذاب وجدان هم نمی‌گیره. بعد همین افراد تو شبکه‌های اجتماعی جملات قصار درباره «اهمیت جان آدمی» شیر می‌کنند!
5
یه زمانی یه بنده خدا بم گفت این حاتم قادری آدم خیلی باسوادیه، پیگیرش باش. اون موقع توعیتر زیاد مطرح نبود. واقعا شکل‌گیری این شبکه، تحول شناختی عظیمی ایجاد کرد. کسانی که غول‌های فکری به نظر می‌رسیدند، اینجا معلوم شد کلا چقدر میارزند.
میتونی تا دکترا بخونی، ولی فهمت در حد بز کوهی باقی بمونه. به رضا پهلوی میگه تو حق نداری از دموکراسی سکولار حرف بزنی وقتی پدرت مانعش شد، یکی اومده میگه ایشون به باباش هم انتقاد داشتن خب، میگه مهم نیست، بچه‌ی گرگ هم گرگه! و یه چیز غریزیه! یعنی ایجاد ممانعت برای دموکراسی سکولار یه چیزیه که در DNA بعضی آدم‌ها وجود داره، و در بقیه وجود نداره!

هرچند که توعیتر رو یه مشت بچه لیبرال چپ اداره می‌کنند، اما بهشون مدیونم. بعضی وقت‌ها به کسانی مدیون میشی که ازشون خوشت نمیاد.
6
زمانی قصد ترجمه یک کتاب مرتبط با تکنولوژی عکاسی رو داشتم، و بعد از کمی پرس و جو متوجه شدم تقریبا عبث‌ترین کاریه که میشه در فضای موجود انجام داد. تصور کنید با صرف وقت و انرژی زیاد یک متن فنی رو ترجمه کنی و دستمزدی گیرت بیاد که عددش حقیقتا خنده‌داره، و بعد همون مقدار خنده‌دار هم بپره چون فرداش نسخه‌های قاچاقی و پی‌دی‌افی کتاب میرسه به دست همون تعداد اندک از خوانندگان احتمالی.
وقتی صحبت میشه ازینکه سیصدسال از اروپا عقبیم میگن آقا چرا اغراق می‌کنی؟.. چه اغراقی؟ سیصدسال پیش یک مولف در اروپا هم انگیزه بیشتری داشت برای کار، هم مالکیت معنویش محترم‌تر بود نسبت به الان ما در ایران.


https://t.me/RezaNassaji/1400
2
فرمانده انتظامی تهران پخمگی خاصی داره که به نظر میرسه حکمت الهی پشتش بوده، چون داره به طرز جالبی فشل بودن کل نظام رو منعکس میکنه.
زمان معرکه‌گیری درویش‌ها، در حد یک سرگرد شهرستانی با نماینده‌ دراویش مذاکره می‌کرد، از اتاق فرمان بش گفتن انگار اونی که ترسیده تویی نه اونا، فرداش اومد رجز خوند که برخورد می‌کنیم فلان می‌کنیم. اما در این ویدئو به اوج خودش می‌رسه. قبلش نپرسیده پسره چرا اینجاست که بدونه چی باید بپرسه. یعنی خودش رو دو دستی تقدیم دوربین‌ها میکنه تا جا خوردنش رو ثبت کنند. و وقتی هم سعی می‌کنه سوال‌های متوالی ابداع کنه، دقیقا سوال‌هایی میپرسه که موقعیتش رو بدتر می‌کنند. بلاهتش حقیقتا تماشاییه. در نهایت حتی از حرمت پلیس هم دفاع نمی‌کنه و صحنه رو ترک می‌کنه، در حالی که مثلا باید می‌گفت «مگه ثابت شده بود مرگ عموت قتل عمد بوده؟ و برفرض که قتل عمد بود، باید از مسیر قانونی پیگیری میکردی. اگه قرار بود هرکس که احساس می‌کنه بش ظلمی شده قرص بخوره و با قمه به دیگران حمله کنه که جامعه نابود می‌شد». اما نمیگه. چون حتی چیزی همینقدر بدیهی و کلیشه‌ای به ذهنش نمیرسه که بگه. عملا فرمانده انتظامی، خودش رو در برابر یک قمه‌کش بازنده می‌کنه. زیبا نیست؟
اونجایی که با دستش چونه طرف رو میاره بالا هم زیباست. میترسه اگه بش آمرانه بگه «منو نگاه کن وقتی سوال میپرسم ازت» که معمولا از افراد نظامی می‌شنویم، پسره اطاعت نکنه و نشنیده بگیره، و این نافرمانی جلوی دوربین‌ها ضایعش کنه، پس از دستش استفاده می‌کنه که مطمئن بشه حتما بالا اومدن سر انجام میشه. دقیقا جایگاه فرمانده رو در حد یک ناظم مدرسه راهنمایی در دهه شصت تنزل میده.
حسین رحیمی سمبلی شده از تحکم فیک، اقتدار فیک، تسلط فیک، قدرت فیک، تخصص فیک، شایستگی فیک، و همه چیزهایی که در مقامات نظام و مسئولانش فیک و قلابی و بنجولند. سمبلی از تمام آدم‌های اشتباهی که حاکمیت رو در اختیار دارن.
بی‌نظیره این ویدئو.


https://t.me/mamlekate/40089
1