Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
«دین سوپرمارکت نیست که هر تکه‌ش رو که دوس داشتی برداری» بچه شیعه حواسش نیست که این دقیقا چیزی بود که یهودیا به محمد می‌گفتند.
اون آیه ظاهرا درباره حکم شرعیه، اما درباره حکم شرعی نیست. درباره اثر ایمانه. به بنی‌اسراییل میگه قرار نبود همدیگه رو بکشید و آواره کنید، اما وقتی همونایی که آواره کردید اسیر میشن، طبق حکم شرعی تورات عمل می‌کنید و یه پولی می‌گیرید تا آزادشون کنید! چطور به اون دستور نکشتن و آواره نکردن عمل نکردید، اما قاعده معامله اسیر رو مو به مو اجرا می‌کنید؟ نمیخواد بگه به یه جاش ایمان دارید و به یه جاش ندارید، داره میگه کلا ایمان ندارید. چون گناه بزرگ‌تر که قتل بود رو به هیچ گرفتید. پس ایمان‌تون فاقد اثره. اگه برعکس بود فرق داشت. یعنی اگه حرمت قتل رو جدی می‌گرفتند، اما در امر اسرا کمی خباثت به خرج میدادن، نمی‌شد گفت ایمان ندارند. چون اثرش هست (کشتار رخ نمیده)، اما کامل نیست.
و اما در مورد پیامبر اسلام. یهودیا بش می‌گفتن تکه‌هایی از دین ما که خوشت می‌اومد رو برداشتی بقیه رو رد می‌کنی.

امیدوارم این توضیح به شدت کافی باشه.
Anarchonomy
امشب فقط پایان یک سال تقویمی نبود. امشب پایان یک نبرد بود. بازار شلوغ و خیابان‌های تسخیرشده توسط دست‌فروش‌ها، یک موج انسانی ساخته بود که زن‌ها با درجات مختلفی از پوشش در اون حضور داشتند. هوس اوباش حکومتی در این بود که این ازدحام رو رنگ دلخواه بزنند و به جای…
یه عکسی هست که وایرال شد و دو تا دختر بی‌حجابند کنار پدر و مادر مذهبی‌شون، یا دقیق‌تر، کنار پدر هیئتی‌شون، که کاملا اوکی هستند با عقاید فرزندشون. حجم زیادی از اطلاعات که توی عکسه، همه رو به وجد میاره. که بعدا آدم میتونه به آیندگان بگه این عکس دوران منه! عکس‌های تاریخی پکیج فشرده‌ای از اطلاعات سنگین هستند که نمی‌تونی به راحتی از روشون اسکرول کنی و بگذری، چون نیاز به چند ثانیه یا چند دقیقه تأمل داره تا کاملا هضم بشه، و فرقی نداره بیننده کدوم طرف تاریخ ایستاده باشه.
اما با وجود این حجم سنگین اطلاعات، یه چیزی توش نیست، و همین غیبت هم جزیی از اطلاعات تاریخی پکیج عکسه. و اون نسل مابین این دو پدر و دختره. نسلی که پنجاه و هفتی نبود و فقط توش به دنیا اومد، و دوره کودکی و نوجوانیش رو تو بی‌ثباتی جنگ و صف نفت و نون و روغن و برنج گذروند. تو نبرد بین مرد ریش‌سفیدکرده هیئتی و دختری که طرفدار تیلور سوئیفته، خودش رو یک توپ جمع کن می‌بینه. اینکه به نظر میاد غایبه، تصادفی نیست. نمیتونه غایب نباشه، چون روحیه بازندگی فلجش کرده. بازندگی مثل یه دراگه، که اگه برای مدت طولانی استفاده بشه، ترک کردنش کار خودت نیست و باید یه عده تو آسایشگاه پروژه نجاتت رو به عهده بگیرن. و ما آسایشگاهی برای این لوزرها نداریم. وقتی از خیابون‌ها صدای تیراندازی و شلیک اشک‌آور می‌اومد، پاسخ این نسل این بود که: من با این کارها مخالفم، یه بار انقلاب رو دیدیم برای هفت پشت‌مون بسه!
این همون نسلیه که انقلاب زندگیش رو نابود کرد، اما بزرگترها ازش میخواستن مثل سگ به تلاش کردن ادامه بده. مثل سگ تو صف وایسه و همزمان مثل سگ درس بخونه، و همزمان مثل سگ کارهای خونه رو انجام بده، از جمله کارهای مربوط به نگهداری خواهر برادرهای کوچکتر، که پروژه تولید انبوه شیعه در دهه شصت بود.‌ این نسل نه تعصبات والدینش به سنت و مذهب مرگ‌سالار رو داره، و نه اونقدر زندگی از درونش میجوشه که مثل جوان‌ها برای آزادی ارزشی قائل باشه. یک کارمند/معلم/مهندس آواره‌ست، که از پیروز شدن هیچ کس خوشحال نمیشه؛ و حتی فراتر از اون، خود پیروزی رو هم به رسمیت نمیشناسه. چنان در بازندگی غرق شده که دنیا رو آکواریوم لزجی از باخت و خسارت می‌بینه. بنابراین کل مطالبه‌ش اینه که «سر و صدا نکنید بذارید دم غروب استراحت‌مون رو بکنیم».

تاریخ رو اون‌هایی که خودشون رو نشون میدن میسازن. کسانی که نمیخوان بیان وسط، بهتره که حتی تصادفی هم وسط میدان نباشند. اون عکس باید دقیقا به همون شکلی می‌بود که شد.
Anarchonomy
درست یک سال ازین پست گذشته و اوضاع هوچی‌گری همونه که بود. https://t.me/anarchonomy/10243
اینا سهم هر ارز از تراکنش‌های دنیاست. اون آبی کمر‌نگه دلاره. آبی پررنگه یورو. اروپا با اون بنیه صنعتی و صادراتی، بیست و دو ساله که جون میکنه، شده این. اون نارنجیه، که هسته خرماست، یوآنه.
(ازونجایی که هر تراکنش دو طرف داره مجموع باید بشه دویست درصد، البته با احتساب همه ارزهای ریزنقش دیگه).
#لبخند_شبانه
عکس کالا رو میدن به هوش مصنوعی، پس‌زمینه و محیط رو خودش براش خلق می‌کنه.
مجله‌های لوکس چندهزار دلار میدادن به عکاس‌های مشهور، تا همین کار رو انجام بده.
آمار طلاق بعضی کشورها پنجاه درصده‌. جانور آکادمیک اومده تحلیل کارشناسانه انجام بده، میگه شاید مدل ازدواج کلاسیک دیگه جواب نمیده و باید مدل‌های دیگه‌ای رو امتحان کنیم!
این شبیه این نیست که ماشینت رو بکوبی به در و دیوار، بعد بگی این ماشین نمیتونه من رو به مقصد برسونه چون هی متوقف میشه؟
فکر می‌کنه آدم سرگردان رو با مدلی متفاوت از قراردادها میشه سر به راه کرد. اونی که رنو رو میکوبه به در و دیوار، بنتلی هم زیر پاش بود میزد به در و دیوار.
مردم تو دنبال پارتنری هستند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود! و چنین آدمی وجود نداره. بنابراین فکر می‌کنند آدم اشتباهی رو انتخاب کردن. دنبال پارتنری هستند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود، چون این رو حق خودشون می‌پندارند. فکر می‌کنند این سهم‌شون ازین دنیاست که کسی رو داشته باشند که بشه تمام بیست و چهار ساعت شیفته‌ش بود. چون فرهنگ عمومی و نظام آموزش و پرورش کشورت، اینطور تربیتش کرد که مدام به سهم‌هایی که داره فکر کنه‌. در بین مردم تو، آدم‌های زیادی وجود دارند که برای سهم‌های خیالی‌شون بیشتر حرص میخورند، تا برای حقوق واقعی‌شون.
ما کینگ نیستیم که برامون حوریان بهشتی رو ردیف کنند. و ازدواج هم درباره این نیست. هدف اینه که کاری کنی پارتنرت، که پرفکت نیست، از خودش خوشش بیاد. اون کاری که میتونی براش انجام بدی، اینه‌. برای حوری هیچ‌کاری نمیتونی انجام بدی. اون برای اینکه از خودش خوشش بیاد نیاز به کسی نداره. ازدواج درباره اینه که برای یک دیگری، سهم بسازی.
مذهب درباره شرعه، و شرع یعنی قانون، و قانون برای کنترله. اگه حاکم سیاسی بودید شما هم مذهب می‌ساختید. و آخوند رو مأمور هدایت این پروژه‌ می‌کردید. پس وظیفه متولی مذهب تربیت مردان کوچکه. مردان تسلیم و ضعیف و ترسو و عقیم و قانون‌مداری که فقط در صورتی گاز خواهند گرفت که به نفع حاکم باشه، یا به نفع اصل قدرت. به نفع کنترل‌کننده باشه، یا به نفع اصل کنترل‌.

ایمان ابراهیمی درباره توحیده، و توحید عصیان علیه زمینی‌هاست. علیه گنده‌هاشون، و قلدرهاشون، و قانون‌هاشون، و آخوندهاشون. برای همین در خاورمیانه شکوفا شد، نه چون اینجا قبیله سابقه‌دار بود. چون اینجا مهد حکمرانی بود. آنتی‌تز، مجاور تز پا می‌گیره. عصیان، مرد جنگی می‌خواد. پس وظیفه پیامبران تربیت مردان قوی بود. مردانی که خم نمیشن. و کم نمیارن. و تا تهش میرن. و پشیمون نمیشن. مردانی که کافه رو بهم می‌ریزند. مردانی که هیچ‌چیز نمیتونه حواس‌شون رو از بهم زدن بساط قدرت پرت کنه.

وقتی شهر پر از مردان بی‌خایه‌ست، یعنی پیامبران در اون شهر غریبند، و آخوند بر همه‌چیز مسلط شده.
بزدلی و خفت، یک شبه نازل نمیشه. و اونایی که از بچگی توی شهرند ممکنه متوجه رشد خزنده‌ش نباشند. همونطور که خوزستانی‌ها دیر فهمیدند مردانی دارند که جرئت بریدن سر دخترشون رو دارند، اما جرئت پرتاب یک سنگ هم به سمت اشرار حکومتی ندارند.

دنیا طوری ساخته شده که هر جا بایستی و به اندازه کافی تماشا کنی، سمبل‌ها و نشانه‌ها از جلوت رژه خواهند رفت. این خدا بود که زودتر از همه میم ساخت. و خیلی‌ها بدون اینکه متوجه باشند، یا بتونند مانعش بشن، توی میم‌های خدا قرار گرفتند. مثل خالی کردن سطل ماست روی سر بی‌حجاب. که به ذهن هیچ طراحی نمیرسه. و این رو آدم‌های تربیت‌شده توسط آخوند، هضم نمی‌کنند، و برای همین باورش براشون سخته، و سوال‌های پوآرویی می‌پرسند: چرا سطل ماست بیرون از یخچال بود؟ چرا سطل در نداشت؟ چطور ممکنه؟

خدا شریک نداره، اما تیمی بازی می‌کنه. خیلی وقته که به مردان جنگی گفته: عصیان از شما، میم با من.
Anarchonomy
قطارهایی که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت مسافر جابجا کنند، به یک چیز عادی تبدیل شده‌اند. این سرعتیه که میشه همچنان از ریل استفاده کرد، و وارد هزینه‌های سیستم مگنتی نشد. هرچند که کیفیت ریل‌ها باید ارتقاء پیدا کنه. اوباش حاکم بر ایران، از بیست سال پیش که این…
جماعت مذهبی نمی‌فهمید که حکومت توتالیتر حتی اگه به شکلی کاملا آپارتایدی، بالاتر از بقیه شهروندان قرارش بده، باز هم پشیزی براش ارزش قائل نیست، و حتی عقلی هم براش قائل نیست. خلافت توتالیتر، آدم مذهبی رو چنان صغیر می‌پنداره که برای همه‌چیز زندگیش برنامه‌ریزی می‌کنه، چون فرضش اینه که خود مذهبی از پسش برنمیاد. حتی برای ساده‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین سوژه‌های تقویمی، مثل سیزده‌به‌در و رمضان، باید نیروهای امنیتیش در آماده‌باش قرار بگیرند، صداسیما در آماده‌باش قرار بگیره، و حتی طلبه‌های مبلغش هم در آماده‌باش قرار بگیرند. تا به مذهبی بگن که باید چطور با این رویداد عظیم و تکان‌دهنده مواجه بشه!
یه زمانی برای شوخی اول آوریل خبری پخش شد که ماکیتا مایکروفر پرتابل تولید کرده (برای کارگران ساختمانی که میخوان غذاشون رو گرم کنند). برای خیلی‌ها چنان کاربردی بود که باور کردند و ماکیتا رو تحسین کردند، و وقتی فهمیدن شوخی بوده ضدحال خوردن. اما حالا ماکیتا واقعا یکی ساخت. دو تا باتری میخوره، از همونی که بقیه ابزارهای ماکیتا استفاده می‌کنند، و با هربار شارژ تا هشت یا دوازده دقیقه جواب میده، که برای غذای یه تیم کافیه. مصداق اون نصیحت اخلاقی شده که: اگه درباره‌ت اغراق کردند، کاری کن درست دربیاد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترکیب فشن شو بالنسیاگا و جنگ ستارگان، توسط هوش مصنوعی.
دوران طلایی میم تازه داره شروع میشه.

#لبخند_شبانه
وقتی تانک یا یه خودروی زرهی مورد اصابت موشک‌هایی قرار می‌گیره که برای نابود کردنش طراحی شدن، برای جمع‌آوری باقی‌مانده کسی که داخلش بوده باید یک نفر بشینه با پنس تکه‌های دو سه سانتی استخوان رو از تکه‌های دو سه سانتی آلومینیوم تفکیک کنه، و نهایتا به اندازه یک مشت که جمع کرد، بیاره بیرون بذاره روی یه پوشه و زیرش بنویسه فلانی، اعزامی از شهر فلان!
این چیزیه که باید به عنوان محتوای آموزشی به همه شهروندانی که میگن «جنگ جنگ تا پیروزی» نمایش داده بشه. نه برای دلسرد کردن‌شون. بلکه برای خنثی کردن تمام توهمات و خیالاتی که از جنگ دارند.
Anarchonomy
بچه مسلمان هنوز در سوال «ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» گیر کرده. مطمئن نیست قاضی شدن زن محجبه یعنی اسلام پیروز شد، یا آمریکا خودش رو به اسلام تحمیل کرد؟! اما بامزه اینه که آنتی‌بچه‌مسلمان، چون خودش بچه‌مسلمان سابقه، این سردرگمی رو به ارث برده، و اونم مطمئن…
یکی دیگه از مصادیق «معلوم نیست ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» افطاری دادن کلیساهاست. رواداری مذهبی نیاز به قاطی کردن همه‌چیز با همدیگه نداره. اما فرهنگ وُک غربی با این قاطی کردن، افطار رو به یک عصرونه تنزل میده، که «حالا یه روز هم بیایید ما در خدمت باشیم». عصرانه در مکانی نامتعارف و نامربوط که «بازی دوستانه در خانه حریف» تلقی شده، که فوتبالی کردن مذهبه.
و متعاقبا هر عصرونه‌ای میتونه به «کترینگ مجلل» دچار بشه، و ازین طریق هم روزه از فلسفه ریاضتی خودش، تخلیه میشه.
Maybe It’s Time (feat. Corey Taylor, Joe Elliott, Brantley Gilbert…
Sixx:A.M.
Yeah I was on a mission
To ruin everything in life
But now I'm so damn ready
Just take my hand and steady
And we will make it through the night
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید بدون اینکه بخواد از داخل یک میم، یک بیانیه میسازه. بتمن، به عنوان نماینده تکنوکرات‌های فرمالیست، راه نجات گاتهام رو در مبارزه با جرم‌های خرد می‌دونند.
Anarchonomy
یکی دیگه از مصادیق «معلوم نیست ما تو اوناییم یا اونا تو مان؟» افطاری دادن کلیساهاست. رواداری مذهبی نیاز به قاطی کردن همه‌چیز با همدیگه نداره. اما فرهنگ وُک غربی با این قاطی کردن، افطار رو به یک عصرونه تنزل میده، که «حالا یه روز هم بیایید ما در خدمت باشیم».…
در جواب انتقادها به افطار در اماکن نامربوط میگه افطار جزء مناسک نیست، پس هرجا غذا میدادن بشینید بخورید!
خیلی راحت دارند تعاریف رو تغییر میدن. افطار جزء مناسکه، آداب داره، چارچوب داره، ذکر و دعا داره. همونطور که روزه نخوردن رو به جهاد تبدیل می‌کنه، افطار، خوردن رو به جهاد تبدیل می‌کنه.
۴۵۰ سال قبل از میلاد یه جنگی بین حکومت‌های محلی چین اتفاق افتاد، که دو طرف در کنار رودخانه اردو زدند، ولی یکی در بالادست بود و اون یکی در پایین. در کتاب‌هاشون نوشته اونی که بالا بود تو آب رودخانه سم ریخت و باعث شد تعداد زیادی از سربازان دشمن که پایین بودن کشته بشن. تلفات به حدی بوده که بعد ازون به عنوان یک درس نظامی می‌گفتن هرگز در پایین دست رودخونه اردو نزنید.
قاعدتا ماده سمی رو بریزی تو جریان آب، باید رقیق بشه و افکتش کاهش پیدا کنه. دوستانی که رشته تخصصی‌شون تو حوزه سم و این چیزهاست اگه ماده‌ای سراغ دارند که میشه باش چنین کاری کرد، لطفا من را نیز در جریان قرار بدن. با تشکر.

(اگه آلودگی که منجر به بیماری بشه بود، اسم بیماری رو هم ذکر می‌کردن. ولی فقط گفتن سم. یعنی سریع عمل می‌کرده. ضمنا باید بی‌بو و بی‌مزه بوده باشه. همچنین باید میتونستند برای یه مدت به ریختنش در رود ادامه بدن، چون همه سربازان همزمان با هم آب نمیخورن).
به جای این حرف‌ها اگه کانال من رو میخوند، هم برای خودش مفیدتر بود هم خوانندگانش. اگه می‌رفت پست‌ها رو می‌دزدید و منبع هم نمی‌زد مهم نبود. بهتر ازین بود که تحلیلی بنویسه که وسطش خلاء داره. اگه واقعا تفکیکی هست بین بنیادگرا و سنت‌گرا، که خود این ادعا باید ثابت بشه، این تفاوت از چه چیزی حاصل شده؟ چون باخت در حوزه اجتماعی به هر دو وارد شده.
در پست‌های متعدد نوشتم که مسئله باخت مذهب نیست، که با اینکه رخ داده اما دغدغه آدم ایرانی نیست. بلکه باخت امپراتوری ایرانی مطرحه.
موشک کروز روسی که میلیون‌ها دلار فاکتور میشه، ازین قطعات الکترونیکی چیپ و ارزون قیمت استفاده می‌کنه. منطق روسی میگه اگه میشه باش آدم کشت، پس یعنی همین کافیه. اما نشون میده دولت، مخصوصا از نوع بسته اون که هیچ دریچه‌ای برای بازرسی و نقد و اصلاح نداره، چقدر داره به بهانه خرید تسلیحات از جیب مردم خودش میدزده. دولت‌پرست‌ها همیشه در جواب این ادعای آنارشیستی که «مردم برای ارتش نیازی به دولت ندارند» که می‌رسید به اینکه «بخش خصوصی سلاح رو به شدت ارزان خواهد کرد»، می‌گفتند علت گران تمام شدن تسلیحات اینه که از قطعات خاص استفاده می‌کنند و امکان انبوه‌سازی ندارند، پس اگه ارتش دست بخش خصوصی هم بود فرقی نداشت. اما الان به جایی رسیدیم که کوادکوپتری که باش مراسم عروسی رو فیلمبرداری میکردن به یک ماشین تخریب تبدیل شده، و موشک کروز رو میشه با قطعاتی که تو اینترنت دونه‌ای ۲ دلار میفروشن، ساخت. این آشغال رقیب سلاح آمریکایی نیست، اما با صرفه‌جویی در یک‌سری از سلاح‌ها، میشه بودجه سلاح پیشرفته‌تر رو تأمین کرد. دولت اجازه نمیده این صرفه‌جویی اتفاق بیفته.
آقا من از هرکی که احیانا در گذشته بش گفتم گرینوالد رو فالو کن معذرت میخوام. کسکش لاشی به کسی که تو تجاوز به اوکراین فعالیت علنی داشته و عکساش با یونیفرم هم تو اینترنت هست، و چپ و راست نسل‌کشی رو تبلیغ می‌کرد میگه «ژورنالیست» و برای کتلت شدنش عزا گرفته! کونده پفیوز انقدر چپ زد که خایه‌مال فاشیست‌ها و آدم‌کش‌ها شد.
من در چهارده روایت مختلف، معذرت میخوام.
پسربچه‌ها اف۱۶ رو با سوخو ۳۵ مقایسه و سر خودشون رو گرم می‌کنند، اما جنگ آدم بزرگ‌ها رو لجستیک اداره می‌کنه‌. ارتش آمریکا در عرض یک ماه، ۷۰ رزمایش و تمرین نظامی کوچک و بزرگ رو انجام داده که خیلی ازون‌ها با متحدانش در اون سر دنیا بوده‌اند. دولت‌های قاره آسیا روی هم جمع بشن کارهای اداری این حجم از فعالیت رو هم نمیتونند سامان بدن، کار نظامیش بماند. این ارتش میتونه کل نیروهای مسلح ایران و تجهیزاتش رو بریزه تو پاکت و پاکته رو سه بار تا بزنه که یه نوار دربیاد و از درز صندوق صدقات رد بشه. نیروهای مسلحی که حتی ارتشش که قرار بوده پانتومیم بازی نکنه و یکم جدی باشه، ناوی رو میندازه تو اقیانوس که تو رادار حریف به شکل چمدون مستربین دیده میشه، و پرسنلش قبل اعزام زنگ میزنند به خانواده‌هاشون که دعا کنید! و این دعا برای اینه که به صورت خود به خودی غرق نشن، چون مأموریت همینکه خود دریانوردی رو انجام بده موفقیته! و چین همین ناو اسقاطی رو در مانور مشترکش شرکت میده، که بیاد اون وسط فقط در جریان مکالمات رادیویی قرار بگیره، تا تیتر بزنند که وای اینا با هم تمرین کردند، نظم جهانی فلان شد. حتی برای خر داغ کردن هم حداقل مواد لازم یک عدد خره، که اون هم وجود نداره و بو رو دارن با این پیپ‌های الکترونیکی تولید می‌کنند.
اینکه پرونده این اوباش رو نمی‌بندند، فقط از ترس این نیست که بعد از کار نظامی، کسی از پس مهار اوباش پراکنده شیعه برنیاد. که برای ملتی عاطفی که برای لگد زدن به بسیجی هم سه بار استخاره می‌کنه، کار سنگینیه. بلکه ازین دغدغه‌ست که مطمئن نیستند ایران باید چطور اداره بشه که به یک کشور فلج تبدیل نشه. پاکستان و افغانستان به طور کامل فلج شده‌اند، و پیوستن ایران به باشگاه فلج‌ها، این طاعون رو به سمت اروپا نزدیک‌تر می‌کنه.
آمریکا قابلیت این رو داره که ذهن مخالفانش رو هم پروگرام کنه. همونطور که انقدر درباره شوروی توهم‌فروشی کرد، که خود روس‌ها هم خریدنش. امروز هم داره به چین قابلیت‌هایی رو نسبت میده که خود چینی‌ها هم نمی‌تونند در برابر باورکردنش مقاومت کنند. زمان خروج نیروها از کابل، در گعده‌های آنلاین چینی، صحبت‌ها شکلی داشت که اگه خدا بخواد تا سه هفته دیگه چین کل افغانستان رو در اختیار می‌گیره و دریایی از لیتیوم رو صاحب میشه. امروز خود خدا هم مسئولیت افغانستان رو به عهده نمی‌گیره. ناسیونالیست‌های چینی داشتند بزاقی که از دهان آمریکایی‌ها ترشح می‌شد رو می‌نوشیدند. امروز هم دارند فکر می‌کنند ایران رو در اختیار دارند تا طرز درست کنترل کردن اوضاع رو به آمریکایی‌ها تدریس کنند! این حرف برای بیان شدن در اندیشکده های آمریکایی هم زیادی رادیکاله، ولی با چنین حالت ناجوری از واقعیت طرفیم. وقتی حزب قدقد، باور کرده که داخل بازیه، ترقه‌بازی ضرورتی نداره. باید اجازه داد درگیر تکلیف شبش باشه. اگه این تکلیف، فقط بتونه روند پاکستانیزه شدن ایران رو نرم‌تر پیش ببره، تا اروپا فرصت کنه خودش رو جمع کنه، کافیه. و گرنه از دیتا اینطور برمیاد که اصل روند ناگزیره و فقط میشه روی سرعت و فرمتش کار کرد.