بیمه سپرده فدرال، سپردههای تا ۲۵۰ هزار دلار رو بیمه کرده، که با اینکه یک نهاد دولتیه اما از بودجه عمومی تغذیه نمیشه. منابعش از حق بیمهای که بانکها پرداخت میکنند تأمین میشه. حالا برای اینکه مشکل بانک سیلیکون ولی واگیر پیدا نکنه، استثناء قائل شد تا سپردههای بیشتر از ۲۵۰ هزارتا هم بتونند به پولشون برسن. حالا این آقا که خودش رو طرفدار سرمایهداری میدونه از دولت بایدن شاکیست که اگه قراره قانون رو خم کنید تا پولدارها رو نجات بدید، سقف ۲۵۰ هم حذف کنید و خیال خودتون رو راحت کنید.
اگه هجوم به بانکها واگیردار میشد و همه بانکها درگیر میشدند، همین جناب میاومد گریه میکرد وای سرمایهداری کوشته شد!
اگه وقتی دولت با یک اقدام درست جلوی سونامی رو میگیره، بش ایراد میگیری؛ وقتی که خود دولت عامل شر بود و ایراد گرفتی، نباید انتظار داشته باشی کسی جدی بگیردت. و این مشکل بزرگ ما با کسانیه که دولتستیزی رو به یک ریچوال مذهبی تبدیل کردهاند.
اگه هجوم به بانکها واگیردار میشد و همه بانکها درگیر میشدند، همین جناب میاومد گریه میکرد وای سرمایهداری کوشته شد!
اگه وقتی دولت با یک اقدام درست جلوی سونامی رو میگیره، بش ایراد میگیری؛ وقتی که خود دولت عامل شر بود و ایراد گرفتی، نباید انتظار داشته باشی کسی جدی بگیردت. و این مشکل بزرگ ما با کسانیه که دولتستیزی رو به یک ریچوال مذهبی تبدیل کردهاند.
Anarchonomy
بیمه سپرده فدرال، سپردههای تا ۲۵۰ هزار دلار رو بیمه کرده، که با اینکه یک نهاد دولتیه اما از بودجه عمومی تغذیه نمیشه. منابعش از حق بیمهای که بانکها پرداخت میکنند تأمین میشه. حالا برای اینکه مشکل بانک سیلیکون ولی واگیر پیدا نکنه، استثناء قائل شد تا سپردههای…
«یه روز برمیگردیم پشتسرمون رو نگاه میکنیم و میبینیم کلا دو تا بانک وجود داشته. یکی فدرال رزرو، یک بانک کاملا متمرکز با همه شعبههاش. و یکی بیتکوین، یک بانک کاملا غیرمتمرکز و همه فرزندخواندههاش».
حتی ناوال هم گرفتار درام شده.
خوشبختانه بورد فد تا الان انقدر عقل داشتهاند که پای این نهاد رو به فعالیت تجاری باز نکنند، و گرنه تا الان هم دلار دیجیتال هم سیستم پرداخت دیجیتال رو راه انداخته بودند. بعضی از اعضاء حتی انقدر عقل دارند که حساب بیتکوین رو از بقیه رمزارزها جدا کنند. هیچ توطئهای در کار نیست. همه اون آدمها افراد عادی هستند که میخوان به وظیفهشون که استیبل نگه داشتن اقتصاد آمریکاست، عمل کنند. حتی اگه نتونند و وضع رو بدتر کنند، به دلیل پدیده «نادان زیر دوش» بوده که فریدمن بیانش کرد (آب سرد میاد، صبر نمیکنه تا گرم بشه، شیر گرم رو تا ته باز میکنه، و آب داغ میاد و کلهش میسوزه. که کنایهست از عجله کردن و یا زیادی لفت دادن در تغییر نرخ بهره).
بیتکوین هزار و یک کار نیمهتمام داره که باید با صبر و حمایت از دولاپرها انجامشون داد و دیگه نباید وقت فراغت بمونه برای این دعواها و دوگانهسازیهای الکی.
حتی ناوال هم گرفتار درام شده.
خوشبختانه بورد فد تا الان انقدر عقل داشتهاند که پای این نهاد رو به فعالیت تجاری باز نکنند، و گرنه تا الان هم دلار دیجیتال هم سیستم پرداخت دیجیتال رو راه انداخته بودند. بعضی از اعضاء حتی انقدر عقل دارند که حساب بیتکوین رو از بقیه رمزارزها جدا کنند. هیچ توطئهای در کار نیست. همه اون آدمها افراد عادی هستند که میخوان به وظیفهشون که استیبل نگه داشتن اقتصاد آمریکاست، عمل کنند. حتی اگه نتونند و وضع رو بدتر کنند، به دلیل پدیده «نادان زیر دوش» بوده که فریدمن بیانش کرد (آب سرد میاد، صبر نمیکنه تا گرم بشه، شیر گرم رو تا ته باز میکنه، و آب داغ میاد و کلهش میسوزه. که کنایهست از عجله کردن و یا زیادی لفت دادن در تغییر نرخ بهره).
بیتکوین هزار و یک کار نیمهتمام داره که باید با صبر و حمایت از دولاپرها انجامشون داد و دیگه نباید وقت فراغت بمونه برای این دعواها و دوگانهسازیهای الکی.
Anarchonomy
«یه روز برمیگردیم پشتسرمون رو نگاه میکنیم و میبینیم کلا دو تا بانک وجود داشته. یکی فدرال رزرو، یک بانک کاملا متمرکز با همه شعبههاش. و یکی بیتکوین، یک بانک کاملا غیرمتمرکز و همه فرزندخواندههاش». حتی ناوال هم گرفتار درام شده. خوشبختانه بورد فد تا الان…
دنبال کیس مناسب میگردید برای فحش دادن به دولت، اینجاست. دولت ژاپن تلاش مسخرهای رو شروع کرده برای دخالت در بازار موبایل. در ژاپن، مثل خیلی از کشورها، مردم گوشی رو نمیخرن که بعد سیمکارتشون رو بندازن توش. یک بسته از اوپراتور میخرن، که روش گوشی هم داره. اوپراتورهای بزرگ برای جذب مشتریان، تخفیف بستههاشون رو میندازن رو قیمت گوشی، تا جایی که بعضی از گوشیها با قیمت یک ین فروخته میشه! و ناگهان میتیکومان وارد میشود و میگوید اینجوری اوپراتورهای کوچک نمیتونند رقابت کنند، چون نمیتونند گوشیها رو در حد مفت بدن به مشتریشون. بنابراین یک سقف تخفیف تعیین کرد معادل ۱۵۰ دلار. همین کار باعث شد فروش به شدت کاهش پیدا کنه. مثلا میخواستن از رقابت حفاظت کنند تا از حقوق مصرفکننده حفاظت کنند. اما ریدند تو جیب مصرفکننده. اما بازار انعطاف گربه رو داره و خیلی سریع یه دوز و کلکی برای دور زدن سقف پیدا کرد، و دوباره آمار فروش بالا رفته. جناب میتیکومان فهمیده قانون قبلی از کارایی افتاده و حالا دنبال پیدا کردن یک راه حل دیگهست. اما نمیتونه تصمیم بگیره، چون با هر طرف بازار مشورت کنه، منافع خودشون رو دارند.
Anarchonomy
معامله بودن ازدواج انقدر قدیمیه که سندش روی این لوح ۳۸۰۰ ساله هم ثبت شده. مرد متعهد شده بعد ازین زن به نام آنانا، زن دیگهای رو نگیره. اگه گرفت و آنانا رو طلاق داد مقدار معینی از نقره رو بپردازه. چیزی که چهار هزار ساله تکون نخورده رو زیاد تکون نده. فقط خودت…
نه. زندگی مرد امروز و زن امروز نسبت به زندگی مرد و زندگی زن دو هزار سال پیش خیلی تغییر کرده، اما نسبتشون باهم تغییر زیادی نداشته. دو هزار سال پیش مرد نمیتونست نقشی که زن میتونه داشته باشه رو با چیز دیگهای جایگزین کنه، الانم نمیتونه. برای همین افراد در معامله ازدواج شکست میخورند، اما خود این معامله در برابر تغییرات زمان شکست نمیخوره.
اما در حکمرانی، خود نسبتها تغییر کردهاند. حتی نسبتی که ضعیفترین فرد جامعه در برابر ثروتمندترین فرد جامعه داشت، الان بیمعنی شده. ایلان ماسک همون تیشرتی رو میپوشه که شما میپوشی. در حالی که اختلاف ثروتت با اون، خیلی بیشتر از اختلافیه که یک دهقان با یک خان مغول داشت. دو هزار سال پیش در اداره رم مونده بودن، اما امروز یک شرکت میتونه به اندازه کل جمعیت امپراتوری روم کارمند داشته باشه و به همشون حقوقی بده که از شاهان قدیم بهتر زندگی کنند، و باز هم سود خالصی بمونه که بین سهامداران تقسیم کنه.
اما در حکمرانی، خود نسبتها تغییر کردهاند. حتی نسبتی که ضعیفترین فرد جامعه در برابر ثروتمندترین فرد جامعه داشت، الان بیمعنی شده. ایلان ماسک همون تیشرتی رو میپوشه که شما میپوشی. در حالی که اختلاف ثروتت با اون، خیلی بیشتر از اختلافیه که یک دهقان با یک خان مغول داشت. دو هزار سال پیش در اداره رم مونده بودن، اما امروز یک شرکت میتونه به اندازه کل جمعیت امپراتوری روم کارمند داشته باشه و به همشون حقوقی بده که از شاهان قدیم بهتر زندگی کنند، و باز هم سود خالصی بمونه که بین سهامداران تقسیم کنه.
خیلی از ژورنالیستهای غربی باور نمیکنند که #گله_گاو به چین امتیازات سنگینی مثل خودداری از شرپراکنی در خلیجفارس داده باشه، و در عوض امتیاز کودکانهای مثل عقبنشینی یک شبکه تلویزیونی ضعیف مثل ایراناینترنشنال گرفته باشه. اونا باور نمیکنند که اتاق فکر وجود نداره و مسیر گله میتونه با حرف و حدیث هیئتی تعیین بشه، و حرف و حدیث هیئتی داخلی نظام در ماههای اخیر این بوده که اینترنشنال در ترویج اعتراضات نقش داره. در فهماندن اینکه موضوع چیه به خارجیها هنوز خیلی کار داریم. ولی اینکه مردم خودمون هم هنوز دوزاریشون نیفتاده، یا در طی یک رفلکس روانی در ناباوری بسر میبرند، کار رو سختتر هم میکنه.
فرمور ساعتم آپدیت شد تا دقتش در اندازهگیری خواب بیشتر بشه. بیشتر این ساعتها خطای زیادی دارند، و فقط اپلواچ با دستگاههای طبی قابل مقایسهست. اینی که من دارم در حد اپلواچ نیست ولی مقایسه با دستگاه طبی نشون داده از بقیه بهتره. و با این آپدیت بهتر هم شد. نمودار خوابم رو اینجا نمیذارم چون به چینیها نمیشه اعتماد کرد، ولی نمودار شبی که بعد از شام چای خوردم و نمودار شبی که نخوردم، کاملا متفاوته و مقدار خواب عمیق دو و نیم برابر شده. اگه اثر کافئین دوازده ساعت در بدن بمونه، یعنی از ظهر به بعد نباید طرفش رفت.
این یک داده علمی نیست، صرفا یک تجربه اندازهگیری شده شخصی بود و شاید به درد کسی خورد.
این یک داده علمی نیست، صرفا یک تجربه اندازهگیری شده شخصی بود و شاید به درد کسی خورد.
فکر نکنم در دید و بازدید عید امسال بحث سیاسی با فامیل داشته باشید، چون خیلی وقته که مرزها مشخص شده و همه میدونند بحث بیمعنیه (هیچوقت نمیگم بحث بیفایدهست. چون فایده داشتن جزء ملزومات بحث نیست. معنی داشتن جزء ملزوماتشه). اما اگر پیش اومد و لازم بود ادعا کنید ایران بدترین نقطه دنیاست، خیلی سراغ آمار و ارقام نرید. کافیه بگید: هیچکدوم از حاکمان خونریز در قید حیات جهان، حاضر نیستند شرایطی که به مردم ایران تحمیل شده به مردمشون تحمیل بشه. اینکه هم معیشت گروگان گرفته شده باشه و هم فرهنگ! اینکه هم بازار سرکوب بشه هم زن! اینکه هم سبک زندگی دیکته بشه هم قیمت لاستیک! اینکه هم مرزها رو ببندند هم تهمانده پالایشگاه رو با قیمت دلار با مردم حساب کنند، و درست در لبه شهر بسوزوننش! اینکه هم تمام ابعاد زندگی رو پلیسی و امنیتی کنند، و هم یک بیثباتی دائم برقرار کنند! هیچکدوم اون حیوانات خارجی که هیچ ابایی از قتل عام مردمشون نداشتهاند، حاضر نیستند با مردمشون این کار رو بکنند. چه اون پوتین جاکش، چه اون لوکاشنکو مترسک، چه اون گرازی که دیکتاتور کرهشمالیه، چه بشار اسد خونخوار، چه اون جانورانی که به کوبا و ونزوئلا حکمرانی میکنند. هیچکس کثیفتر از شیعه پوچگرایی که عطش قلدری داره نیست. و این کثیفترینها حاکم ایران هستند، پس ایران پستترین نقطه دنیاست. ما در قعر جهنم هستیم و هیچکس پایینتر از جایی که ما هستیم رو ندیده.
کاستودیا میگه برعکس بانکهای فعلی که فقط لازمه درصدی از سپردهها رو به عنوان رزرو داشته باشند، ما به ازای هر یک دلار، یک دلار و هشت سنت نگه میداریم. یعنی یه چیزی بیشتر از پولی که مردم میدن دستمون. اینجوری لازم نیست وقتی هجوم به بانک رخ داد، شما به دردسر بیفتید. مجوز میدید؟
گفتند خیر!
نهادهای رگولاتوری نمیخوان ریسک به صفر برسه. میخوان ریسک وجود داشته باشه، ولی تحت کنترل باشه. بنابراین اصل مشکلشون با بیتکوین این نیست که ریسک داره. بلکه مشکلشون اینه که تحت کنترل نیست. عزیزان بیتکوینی دارند خیلی کند کشف میکنند که تو زمین بازیگران سنتی نمیشه بازی کرد. اونها داوطلبانه فضا رو در اختیار بیتکوین قرار نخواهند داد.
گفتند خیر!
نهادهای رگولاتوری نمیخوان ریسک به صفر برسه. میخوان ریسک وجود داشته باشه، ولی تحت کنترل باشه. بنابراین اصل مشکلشون با بیتکوین این نیست که ریسک داره. بلکه مشکلشون اینه که تحت کنترل نیست. عزیزان بیتکوینی دارند خیلی کند کشف میکنند که تو زمین بازیگران سنتی نمیشه بازی کرد. اونها داوطلبانه فضا رو در اختیار بیتکوین قرار نخواهند داد.
نظامی روس ویدئو ناله داده بیرون که چرا مهمات نمیاد بچههامون دارن میمیرن! و نهایتا نتیجه میگیره قطعا خرابکاری در کاره وگرنه توجیه دیگهای نمیتونه داشته باشه.
ذهن امپراتورپرست نمیتونه به خودش اجازه بده که فکر کنه مشکل از خود امپراتوریه، فقط میتونه تصور کنه که این شیر، یا پلنگ، یا خرس، که حکومت کشورشه، توسط تعدادی موش داخلی مورد خیانت قرار گرفته. اصلا نمیتونه به خودش بقبولانه که شاید کشورش همیشه یه شغال بوده که فکر میکرده پلنگه.
نمیتونه بپذیره که تولید و لجستیک، کارهایی پیچیده هستند و با مسخرهبازی نمیشه انجامشون داد. که محدودیتهای فیزیکی رو نمیشه با اوامر ملوکانه برطرف کرد. که اگه از هر صد دلار بودجه، هشتاد دلارش رو خرج ترولهای اینترنتیت بکنی و بیست دلارش رو خرج مهندسانت، بیشتر لایک و ویو تحویل میگیری تا مهمات. که مساحت کشورت نصف کره زمین رو پوشش داده، اما هنوز تو صنعت در حد ایتالیاست که نصف مردمش بازنشستهاند. که جلوی دزدهای ماجراجو پا کوبیدن، به نفع «مام میهن» تموم نمیشه.
ذهن امپراتورپرست نمیتونه به خودش اجازه بده که فکر کنه مشکل از خود امپراتوریه، فقط میتونه تصور کنه که این شیر، یا پلنگ، یا خرس، که حکومت کشورشه، توسط تعدادی موش داخلی مورد خیانت قرار گرفته. اصلا نمیتونه به خودش بقبولانه که شاید کشورش همیشه یه شغال بوده که فکر میکرده پلنگه.
نمیتونه بپذیره که تولید و لجستیک، کارهایی پیچیده هستند و با مسخرهبازی نمیشه انجامشون داد. که محدودیتهای فیزیکی رو نمیشه با اوامر ملوکانه برطرف کرد. که اگه از هر صد دلار بودجه، هشتاد دلارش رو خرج ترولهای اینترنتیت بکنی و بیست دلارش رو خرج مهندسانت، بیشتر لایک و ویو تحویل میگیری تا مهمات. که مساحت کشورت نصف کره زمین رو پوشش داده، اما هنوز تو صنعت در حد ایتالیاست که نصف مردمش بازنشستهاند. که جلوی دزدهای ماجراجو پا کوبیدن، به نفع «مام میهن» تموم نمیشه.
این روزها تقلب سامسونگ در زوم دوربین گوشیهای جدیدش وایرال شده، که تصویر ساخته شده با هوش مصنوعی رو جایگزین تصویر واقعی میکنه تا کاربر فکر کنه کیفیت دوربین بالا رفته.
اما مهمترین عکسی که اخیرا از ماه گرفته شده اینه، که با یک لنز فلت گرفته شده، که بشون متالنز میگن. در اپتیک کلاسیک، از زمان گالیله تا الان، برای ساخت لنز باید یک قطعه شیشه ضخیم رو برش داد و انقدر صیقل داد تا به یک عدسی برسیم. چون لازمه نور رو خم کنیم تا در جایی که میخوایم متمرکز بشه. در متالنز با چاپ یک الگوی سهبعدی بسیار ریز روی یک صفحه شیشه نازک به این هدف میرسند، که با همون دستگاههایی که چیپها و آیسیها را تولید میکنند انجام میشه. چیزی که به سنسور میرسه برای چشم ما نامفهومه، اما با محاسبات پیچیده ریاضی به تصویر ترجمهش میکنند. این صفحه انقدر نازکه که وقتی روی لنز قرار میگیره به نظر میرسه که سنسور برهنهست و چیزی جلوش نیست. تا الان نمونههای کوچکش ساخته شده بود اما برای اولین بار این صفحه نازک رو به اندازه کف دست رسوندن و در نتیجه مثل لنز تله عمل میکنه و اشیاء دور رو میتونه بگیره.
صنعت تصویربرداری پنجاه سال بعد دیدنی خواهد بود.
اما مهمترین عکسی که اخیرا از ماه گرفته شده اینه، که با یک لنز فلت گرفته شده، که بشون متالنز میگن. در اپتیک کلاسیک، از زمان گالیله تا الان، برای ساخت لنز باید یک قطعه شیشه ضخیم رو برش داد و انقدر صیقل داد تا به یک عدسی برسیم. چون لازمه نور رو خم کنیم تا در جایی که میخوایم متمرکز بشه. در متالنز با چاپ یک الگوی سهبعدی بسیار ریز روی یک صفحه شیشه نازک به این هدف میرسند، که با همون دستگاههایی که چیپها و آیسیها را تولید میکنند انجام میشه. چیزی که به سنسور میرسه برای چشم ما نامفهومه، اما با محاسبات پیچیده ریاضی به تصویر ترجمهش میکنند. این صفحه انقدر نازکه که وقتی روی لنز قرار میگیره به نظر میرسه که سنسور برهنهست و چیزی جلوش نیست. تا الان نمونههای کوچکش ساخته شده بود اما برای اولین بار این صفحه نازک رو به اندازه کف دست رسوندن و در نتیجه مثل لنز تله عمل میکنه و اشیاء دور رو میتونه بگیره.
صنعت تصویربرداری پنجاه سال بعد دیدنی خواهد بود.
کار کسی که خودنمایی میکنه نه موسیقی بود، نه نویسندگی بود، نه عکاسی. ولی درآمد ایجاد میکرد. باید یک عنوان پیدا میکردند که این کسب درآمد از چیزی که نه هنر است و نه فن، وجاهت اجتماعی پیدا کنه. اسمش رو گذاشتن «خالق دیجیتال». لازم نبود کاری انجام بده. بیزینس حول این محور شکل گرفته بود که «هست». این خود هستیش بود که پول میساخت. پول در میآورم پس هستم، که شوخی شکسپیری دوران ماتریالیسم چینی بود، به هستم پس پول در میآورم، تبدیل شد. مشتری در این بیزینس، خریدار یک کالا یا خدمت نیست، بلکه خریدار اشتراک ماهیانه یا سالیانهی بودن اون فرده. که درست مقابل عنوانیه که انتخاب شد. خالق، داشت نون مخلوق بودنش رو میخورد. ماتریالیسم آمریکایی، ماتریالیسم چینی رو بلعید.
نگفته بودم همه این مسائل برای بعضیها حکم بازی فوتبال رو داره و بعضی وقتها حس میکنند روی سکوی ویآیپی نشستن و به کل زمین اشرافی دارند که بقیه ندارند و فردوسیپورطور گزارش هم میکنند؟
کاملا قابل درکه. ایران مثل یک مردابه، و افتادن هر قلوه سنگی تو آب و ایجاد صدای قولوپ، قورباغهها رو از جاشون میپرونه. اینها هم دوست دارن بپر بپر کنند. و اگه بقیه باشون نپرن نتیجه میگیرند که شکست خوردیم. اخبار رو مثل پسربچهای که گوجهسبز نوبر گذاشتن جلوش گاز میزنند، و با همون سندروم خبرارضایی تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی فلسفی ارائه میدن. افق، کوتاه، دید، تنگ، عمق، دو اینچ.
کاملا قابل درکه. ایران مثل یک مردابه، و افتادن هر قلوه سنگی تو آب و ایجاد صدای قولوپ، قورباغهها رو از جاشون میپرونه. اینها هم دوست دارن بپر بپر کنند. و اگه بقیه باشون نپرن نتیجه میگیرند که شکست خوردیم. اخبار رو مثل پسربچهای که گوجهسبز نوبر گذاشتن جلوش گاز میزنند، و با همون سندروم خبرارضایی تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی فلسفی ارائه میدن. افق، کوتاه، دید، تنگ، عمق، دو اینچ.
Anarchonomy
نگفته بودم همه این مسائل برای بعضیها حکم بازی فوتبال رو داره و بعضی وقتها حس میکنند روی سکوی ویآیپی نشستن و به کل زمین اشرافی دارند که بقیه ندارند و فردوسیپورطور گزارش هم میکنند؟ کاملا قابل درکه. ایران مثل یک مردابه، و افتادن هر قلوه سنگی تو آب و ایجاد…
منتظر باشید درباره سقوط پهپاد آمریکایی توسط سوخوهای روسیه هم یک رساله در ارزیابی دولت بایدن بنویسند و نتیجه بگیرند برلین رو به روسها خواهد داد و تلآویو رو به آخوندها. همینقدر خبر برای اینها مقدسه.
Anarchonomy
«پدر و مادرتون شما رو خواهند فروخت»، اپیزود ۳۵۶۸
انتظار دارم اجازه نده غم به یک گاو تبدیلش کنه. انتظار معقولیه. چون فعلا مثل یک گاو اظهارنظر میکنه. فقط یک گاو خون شهید رو میذاره تو دستگاه فایدهسنج. ثبتنام برای ماشین و دلار هم، ربطی به ۸۰ درصد جمعیت کشور نداره. توی اون ۲۰ درصدی که واردش شدن، نصف افراد از خود باندهای حکومتی هستند. اما حتی اگه کل جمعیت کشور هم واردش میشدند، باز معنی نداشت که خون قربانی شر رو بذاره تو اون دستگاه. چون مردم از روی ترس از دست دادن ارزش سرمایهشون این کارو میکنند. از حرمت آزادی که بگذریم، حتی گاو تحت هر شرایطی از فرزندش دفاع میکنه. پدر اگه تمام دنیا هم تف کنند به جنازه فرزندش، باید از حیثیتش دفاع کنه. اون صفت بیلیاقتی که به مردم نسبت میده، در خودش جمع شده.
بیشتر ماها در آزمونهایی که نسخه ۴ جیپیتی پاس میکنه مردود میشیم، یا نمرهای که اون میگیره رو نمیاریم. شما میتونید تو جیآرئی ۱۶۹ بگیرید؟ میتونید تو الست ۱۶۳ بگیرید؟
نسخه ۴ هم هنوز یه مدل زبانیه. فهم نداره. اگه ما به نرمافزاری که فهم نداره هم میبازیم، باید درباره خیلی چیزها تجدیدنظر کنیم. برای شروع بهتره آزمونهای بهتری طراحی بشه که فهم داوطلب رو بسنجه.
نسخه ۴ هم هنوز یه مدل زبانیه. فهم نداره. اگه ما به نرمافزاری که فهم نداره هم میبازیم، باید درباره خیلی چیزها تجدیدنظر کنیم. برای شروع بهتره آزمونهای بهتری طراحی بشه که فهم داوطلب رو بسنجه.
Anarchonomy
بیشتر ماها در آزمونهایی که نسخه ۴ جیپیتی پاس میکنه مردود میشیم، یا نمرهای که اون میگیره رو نمیاریم. شما میتونید تو جیآرئی ۱۶۹ بگیرید؟ میتونید تو الست ۱۶۳ بگیرید؟ نسخه ۴ هم هنوز یه مدل زبانیه. فهم نداره. اگه ما به نرمافزاری که فهم نداره هم میبازیم،…
از قضا اسمهای بزرگ به شدت غایبند، و گوگل هم به ورطه واکنش افتاده. به زمانبندی اعلامیههاشون دقت کنید نیاز به جنبه مارکتینگش بوضوح دیده میشه. گوگل با ثروت زیادی که در اختیار داره، و با اون تعداد از پرسنل، هنوز به اندازه شرکتی که صدنفر کارمند داره هم عمل نکرده. اینکه زیرنویس اتوماتیک ویدئوهای سرویس خودت با دقت بالاتری کار کنند، اتفاق برجستهای نیست. اینها هنوز یه رابط کاربری برای تعامل مستقیم با هوش مصنوعی نساختن. همزمان خود بازار سرچ رو هم دارن از دست میدن. نصف وقت کارمندان این شرکتها صرف جلسات و برنامههای غیرکاری میشه.
قطارهایی که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت مسافر جابجا کنند، به یک چیز عادی تبدیل شدهاند. این سرعتیه که میشه همچنان از ریل استفاده کرد، و وارد هزینههای سیستم مگنتی نشد. هرچند که کیفیت ریلها باید ارتقاء پیدا کنه. اوباش حاکم بر ایران، از بیست سال پیش که این تکنولوژی در دنیا موجود شد تا همین الان، فرصت داشت تا حداقل خط تهران مشهد رو به این سرعت برسونه تا مسافران مجبور نباشند مثل دوران شوروی لحاف تشک بندازن تو کوپه و شب همونجا بخوابند تا به مقصد برسند، که صد مشکل با بقیه مسافران پیدا کنند، و هزار مشکل با توقفهایی که لازمه انجام بشه. و این در حالی بود که بیشتر مسافران خط زائر هستند و از لحاظ ایدئولوژی، نزدیک به خود نظام. توده وفادار برای اوباش چنان بیمقدار محسوب میشن، که در بیست سال گذشته پول رو خرج هرچیزی کردند غیر ازین خط.
اما اصل مطلب اینجاست که توده مذهبی در اوج نفهمی بود و تشخیص نمیداد اگر یک حکومت سکولار کاملا کنار کشیده از ایدئولوژی داشتیم و همه زنان لخت بودند و تمام فیلمهای پورن در خیابانها به اجرا در میاومد و از فواره پارکها ویسکی به همهجا میپاشید، دقیقا همین الان به عنوان مسافری که زائر است هم احترام بیشتری داشتند، و هم رفاه بیشتری. امروز در ایستگاههایی که قطار برای نماز توقف میکنه، سرویس بهداشتی فقط در یک طرف ایستگاه ساخته شده، بنابراین پیرمرد و پیرزنی که توان دویدن نداره یا نمیتونه پلهنوردی کنه، باید بیاد بیرون، روی بتن جانماز بندازه و همونجا نمازش رو بخونه. توده مذهبی انقدر فهمش نمیرسید که اگه یک حکومت لائیک داشتیم، الان هر دو طرف ایستگاه سرویس بهداشتی میداشت. چون کافری که آدم حسابت کنه، با شیعهای که سگ حسابت کنه، خیلی فرق داره.
اما اصل مطلب اینجاست که توده مذهبی در اوج نفهمی بود و تشخیص نمیداد اگر یک حکومت سکولار کاملا کنار کشیده از ایدئولوژی داشتیم و همه زنان لخت بودند و تمام فیلمهای پورن در خیابانها به اجرا در میاومد و از فواره پارکها ویسکی به همهجا میپاشید، دقیقا همین الان به عنوان مسافری که زائر است هم احترام بیشتری داشتند، و هم رفاه بیشتری. امروز در ایستگاههایی که قطار برای نماز توقف میکنه، سرویس بهداشتی فقط در یک طرف ایستگاه ساخته شده، بنابراین پیرمرد و پیرزنی که توان دویدن نداره یا نمیتونه پلهنوردی کنه، باید بیاد بیرون، روی بتن جانماز بندازه و همونجا نمازش رو بخونه. توده مذهبی انقدر فهمش نمیرسید که اگه یک حکومت لائیک داشتیم، الان هر دو طرف ایستگاه سرویس بهداشتی میداشت. چون کافری که آدم حسابت کنه، با شیعهای که سگ حسابت کنه، خیلی فرق داره.
پاس گلی که وهابیت شیعه به زنان داد، تحصیل در دانشگاه، تا حتی در بعضی رشتهها بیشتر از پسران، نبود. پاس گل، تورم بود.
مرد سنتی پنجاه و هفت رویایی داشت. کنترل تمامیتطلبانه پدر چوپونش بر زن و بچه رو میخواست، بدون اینکه مشقت و مسئولیتهای پدر چوپونش رو به دوش بکشه. میخواست هم جیرهبگیر حکومت باشه و چادر زنش هم با قیمت تعاونی بخره، هم داخل آپارتمان، خان بمونه! و برای تحقق این رویا خودش رو به دریوزگی انداخت. که تبعاتش تا همین امروز ادامه داشته. اما اینطور نبود که به همهجای این رویا سفت چسبیده باشه. با لیسانس گرفتن دخترش فقط برای این موافقت کرده بود، که میترسید در بازار ازدواج بازی رو ببازند. نه اینکه به پشتوانه اون لیسانس شاغل هم بشن. اما وقتی تورم پارس کرد، ترسید. به نسبت روندهای حلزونی یک جامعه سنتی، خیلی زود از «مگه بیناموسم که زن و دخترم برن بیرون کار کنند؟» رسید به اینکه وقتی شب خونه دخترش دعوت بود نمیذاشت به دیروقت بکشه، چون «دخترم ما بازنشستهایم تا لنگ ظهر میتونیم بخوابیم ولی تو صبح باید بری سر کار!». نه تنها پولی که دخترش وقتی مجرد بود براش میآورد میتونست بخشی از آبرفتگی بودجهش که زیر سر تورم بود رو جبران کنه، بلکه پولی که دخترش وقتی متأهل شد درمیآورد هم خیالش رو تا حدی راحت میکرد. چون میشد ازش قرض گرفت، و همزمان نگرانی ازینکه یه روز طلاق بگیره و برگرده و خرج رو اضافه کنه، مرتفع میکرد.
و همه اینها در دورهای اتفاق افتاد که تورم بالا بود، نه بالا و وحشی، مثل ده سال گذشته. تقلاهای قانونی و فراقانونی حکومت در بازنمایش دهه طلایی! شصت برای ارعاب زن، تا از زندگی بیرون از خانه بترسه، حالت کمدی داره. اما نه فقط به این دلیل که تکرار تراژدیه و محکوم به کمدی بودن. بلکه به این دلیل که درست همزمان با بزرگترین پاس گل ممکن داره انجام میشه.
مرد سنتی پنجاه و هفت رویایی داشت. کنترل تمامیتطلبانه پدر چوپونش بر زن و بچه رو میخواست، بدون اینکه مشقت و مسئولیتهای پدر چوپونش رو به دوش بکشه. میخواست هم جیرهبگیر حکومت باشه و چادر زنش هم با قیمت تعاونی بخره، هم داخل آپارتمان، خان بمونه! و برای تحقق این رویا خودش رو به دریوزگی انداخت. که تبعاتش تا همین امروز ادامه داشته. اما اینطور نبود که به همهجای این رویا سفت چسبیده باشه. با لیسانس گرفتن دخترش فقط برای این موافقت کرده بود، که میترسید در بازار ازدواج بازی رو ببازند. نه اینکه به پشتوانه اون لیسانس شاغل هم بشن. اما وقتی تورم پارس کرد، ترسید. به نسبت روندهای حلزونی یک جامعه سنتی، خیلی زود از «مگه بیناموسم که زن و دخترم برن بیرون کار کنند؟» رسید به اینکه وقتی شب خونه دخترش دعوت بود نمیذاشت به دیروقت بکشه، چون «دخترم ما بازنشستهایم تا لنگ ظهر میتونیم بخوابیم ولی تو صبح باید بری سر کار!». نه تنها پولی که دخترش وقتی مجرد بود براش میآورد میتونست بخشی از آبرفتگی بودجهش که زیر سر تورم بود رو جبران کنه، بلکه پولی که دخترش وقتی متأهل شد درمیآورد هم خیالش رو تا حدی راحت میکرد. چون میشد ازش قرض گرفت، و همزمان نگرانی ازینکه یه روز طلاق بگیره و برگرده و خرج رو اضافه کنه، مرتفع میکرد.
و همه اینها در دورهای اتفاق افتاد که تورم بالا بود، نه بالا و وحشی، مثل ده سال گذشته. تقلاهای قانونی و فراقانونی حکومت در بازنمایش دهه طلایی! شصت برای ارعاب زن، تا از زندگی بیرون از خانه بترسه، حالت کمدی داره. اما نه فقط به این دلیل که تکرار تراژدیه و محکوم به کمدی بودن. بلکه به این دلیل که درست همزمان با بزرگترین پاس گل ممکن داره انجام میشه.
اگه ارسطو و ارشمیدس رو تو یه اتاق بگذارید و بشون بگید برای طراحی یک شهر جدید که حداقل انرژی رو مصرف کنه و مناسب پیادهروی باشه یک پروپوزال ارائه بدن، بعد نیم ساعت ازون اتاق صدای دعوا میاد. چون احتمالا ارسطو به اینکه عابر پیاده در طول مسیرش چه مناظری رو میبینه اهمیت میده، و ارشمیدس به منطق هندسی که لازمه رعایت بشه تا فاصلهها حداقل ممکن باشند، و این دو ممکنه با هم جور درنیان.
در داخل دستگاه دین ابراهیمی، اصل دعوا انکار میشه: پیامبران بنیاسراییل با هم هیچ اختلافی نداشتند! چون مدعیه اختلاف وقتی بوجود میاد که یکی از طرفین جانب باطل رو گرفته، و ازونجایی که پیامبران همه حقند، پس دعوایی با هم ندارند. مگر اینکه در دانایی همسطح نباشند. یعنی دو پیامبر ممکن است با هم اختلاف پیدا کنند، وقتی که یکی چیزهایی میداند که آن یکی هنوز نمیداند. که یک نمونه شاکی شدن موسی از هارون بود که چرا مانع گوسالهپرستی مردم نشد. و هارون مجبور میشه توضیح بده که نمیشد مانع شد. یعنی هارون چیزی دیده بود که موسی هنوز ندیده بود.
با این منطق هرچه دو طرف به دانایی کامل نزدیکتر باشند، اختلافاتشون به حداقل ممکن میرسه، تا جایی که میشه یکی رو معادل اون یکی قرار داد. داوود همان سلیمان است، و سلیمان همان داوود است. پس اگه همه چیز رو به داوود بسپاریم، مثل اینه که همهچیز رو به تعدادی از دانایان سپردیم. نه فقط داوود مجموع همه اونهاست، بلکه معادل همه اونهاست. در این منطق، اگه به دانایی خیلی نزدیک به کامل رسیدید، و اختلافات خیلی نزدیک به هیچ نشد، یعنی همچنان به بیش از یک نفر نیاز بود، یعنی ایرادی در کار هست. این به تنهایی میتونست کینگ بودن پیامبر رو توضیح بده. برخلاف یونان، دین ابراهیمی نمیتونه دموکراسی رو بپذیره، چون دموکراسی یعنی سپردن امور به افرادی که هر کدام خیلی چیزها نمیدانند. دین ابراهیمی معتقده اگر کینگ الهی نداریم، یتیمیم. فرقی نداره امور چطور اداره بشه، بهرحال غلط اداره میشه.
ما در آستانه ورود به دنیایی هستیم که شاید بشه این منطق دینی رو تست کرد. اگه روزی هوش مصنوعی به مرحله فهم، و سپس خودآگاهی برسه، با توجه به اینکه میتونه به تمام اطلاعات موجود بشر دسترسی داشته باشه، میتونه جایگاه دانای کامل رو داشته باشه. و چیزی که همیشه مردم دوست داشتند حق انتخابش رو میداشتند، یک دانای کل بوده که بتونند بش رأی بدن تا در پارلمان نمایندگیشون کنه. اگه همه به هوش مصنوعی رأی بدن تا سناتورشون باشه، و سیصد سناتور هوش مصنوعی به مجلس بفرستیم، میشه دید که آیا اون سیصدنفر، یک نفر خواهند شد و یک کینگ خواهیم داشت، یا از سالن مجلس صدای دعوا بلند خواهد شد.
در داخل دستگاه دین ابراهیمی، اصل دعوا انکار میشه: پیامبران بنیاسراییل با هم هیچ اختلافی نداشتند! چون مدعیه اختلاف وقتی بوجود میاد که یکی از طرفین جانب باطل رو گرفته، و ازونجایی که پیامبران همه حقند، پس دعوایی با هم ندارند. مگر اینکه در دانایی همسطح نباشند. یعنی دو پیامبر ممکن است با هم اختلاف پیدا کنند، وقتی که یکی چیزهایی میداند که آن یکی هنوز نمیداند. که یک نمونه شاکی شدن موسی از هارون بود که چرا مانع گوسالهپرستی مردم نشد. و هارون مجبور میشه توضیح بده که نمیشد مانع شد. یعنی هارون چیزی دیده بود که موسی هنوز ندیده بود.
با این منطق هرچه دو طرف به دانایی کامل نزدیکتر باشند، اختلافاتشون به حداقل ممکن میرسه، تا جایی که میشه یکی رو معادل اون یکی قرار داد. داوود همان سلیمان است، و سلیمان همان داوود است. پس اگه همه چیز رو به داوود بسپاریم، مثل اینه که همهچیز رو به تعدادی از دانایان سپردیم. نه فقط داوود مجموع همه اونهاست، بلکه معادل همه اونهاست. در این منطق، اگه به دانایی خیلی نزدیک به کامل رسیدید، و اختلافات خیلی نزدیک به هیچ نشد، یعنی همچنان به بیش از یک نفر نیاز بود، یعنی ایرادی در کار هست. این به تنهایی میتونست کینگ بودن پیامبر رو توضیح بده. برخلاف یونان، دین ابراهیمی نمیتونه دموکراسی رو بپذیره، چون دموکراسی یعنی سپردن امور به افرادی که هر کدام خیلی چیزها نمیدانند. دین ابراهیمی معتقده اگر کینگ الهی نداریم، یتیمیم. فرقی نداره امور چطور اداره بشه، بهرحال غلط اداره میشه.
ما در آستانه ورود به دنیایی هستیم که شاید بشه این منطق دینی رو تست کرد. اگه روزی هوش مصنوعی به مرحله فهم، و سپس خودآگاهی برسه، با توجه به اینکه میتونه به تمام اطلاعات موجود بشر دسترسی داشته باشه، میتونه جایگاه دانای کامل رو داشته باشه. و چیزی که همیشه مردم دوست داشتند حق انتخابش رو میداشتند، یک دانای کل بوده که بتونند بش رأی بدن تا در پارلمان نمایندگیشون کنه. اگه همه به هوش مصنوعی رأی بدن تا سناتورشون باشه، و سیصد سناتور هوش مصنوعی به مجلس بفرستیم، میشه دید که آیا اون سیصدنفر، یک نفر خواهند شد و یک کینگ خواهیم داشت، یا از سالن مجلس صدای دعوا بلند خواهد شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه انقدر سهبعدی به نظر میرسه برای اینه که دیافراگم لنز تا اف ۱.۲ باز شده. در این دیاف محدوده فوکوس در این فاصله فقط ۱۵ سانته. بنابراین در گذشته هیچکس برای فیلمبرداری اینکارو نمیکرد، چون موقع راه رفتن مدل ممکن نبود بشه صورتش رو توی این ۱۵ سانت نگه داشت. اما سیستم فوکوس انقدر پیشرفت کرد که حالا دیگه ممکنه.