یه جوری از جشن و سرور سفارتنوردان خلیفه برای عادیسازی روابط با صاحب سفارت، تعجب میکنند انگار باید غیر ازین میبود. اگه قرار بود سگ خلیفه «صبر کن ببینم، چی شد؟» بپرسه که دیگه سگ خلیفه نبود. سگ خلیفه قراره به سوت خلیفه گوش بده. و سگپروری فقط برای آدمهای امپراتورستیز، نشانه سقوطه. برای خودشون نشانه ماندگاریه. در چارچوب فکری ایرانی امپراتورپرست، یکی از نشانههای لایق بودن قدرت حاکم اینه که تعداد زیادی سگ سوت دنبال کن داشته باشه. بنابراین بیمعنیه که بشون بگید قصه شما تمام شده است. چون تمام شدن رو فقط وقتی به رسمیت میشناسند که به شکل فیزیکی دستشون برای هر اقدامی بسته شده باشه. این متریالمحوری سیستماتیک، همیشه باعث کش داده شدن مرگ حکومتهای بیمار بوده. چون متریال آخرین چیزیه که علامت پوسیدگی رو نشون میده. همونطور که رویت زرد شدن رنگ سقف، برای تشخیص اینکه همسایه بالایی عادت داره که تو لوله فاضلاب اشیاء لولهگیر میندازه، خیلی دیره. برای تشخیص زودهنگام اینکه همسایهت چه عادتهایی داره، نیاز به رویت نرمافزاری است. حکومت بیمار، قدرت رویت نرمافزاری نداره. و فعلا متریال چیز زیادی نشون نمیده.
ایراد اساسی سنسور دوربین دیجیتال اینه که محدودهای از شدت نور که میتونه پوشش بده کمتر از محدودهایه که سیستم بینایی انسان پوشش میده. وقتی قسمتهای تاریک رو میگیری، قسمتهای پرنورتر در سفیدی مطلق غرق میشن، و وقتی قسمتهای پرنور رو میگیری قسمتهای تاریکتر در سیاهی مطلق غرق میشن. مثل اینه که فاصلهت با یک سکو سه متر باشه، اما نردبانت یک و نیممتر. چه این نردبان رو بالای سکو نصب کنی، چه روی زمین، مابقیش رو باید پرید.
تا الان یک راه حل این بوده که دو تا فریم بگیرند، یکی کمنور و یکی پرنور. و سپس ترکیبشون کنند. اما چون بین این دو فریم فاصله زمانی هست، ضایعاتی در تصویر بوجود میاد، چون اشیاء متحرک در فاصله بین این دو فریم جابجا میشن.
پتنتهای ثبتشده نشون میده که دارن روی تکفریمش کار میکنند، به این شکل که سرعت شاتر برای تک تک پیکسلها قابل تنظیم باشه. مثلا پیکسلهای مناطق پرنور فقط یک هزارم ثانیه دوردهی بشن، و بقیه یک صدم ثانیه. و اون یکهزارمها انقدر تکرار بشن تا کار یکصدمیها تموم بشه.
تک نمونههای این سنسور ساخته شده و باید منتظر بود به سطح مصرفکننده برسه تا بشر از شر این ایراد اعصابخردکن خلاص بشه.
تا الان یک راه حل این بوده که دو تا فریم بگیرند، یکی کمنور و یکی پرنور. و سپس ترکیبشون کنند. اما چون بین این دو فریم فاصله زمانی هست، ضایعاتی در تصویر بوجود میاد، چون اشیاء متحرک در فاصله بین این دو فریم جابجا میشن.
پتنتهای ثبتشده نشون میده که دارن روی تکفریمش کار میکنند، به این شکل که سرعت شاتر برای تک تک پیکسلها قابل تنظیم باشه. مثلا پیکسلهای مناطق پرنور فقط یک هزارم ثانیه دوردهی بشن، و بقیه یک صدم ثانیه. و اون یکهزارمها انقدر تکرار بشن تا کار یکصدمیها تموم بشه.
تک نمونههای این سنسور ساخته شده و باید منتظر بود به سطح مصرفکننده برسه تا بشر از شر این ایراد اعصابخردکن خلاص بشه.
نزدیک یک قرن پیش تو منشور تأسیس بیبیسی تأکید شده بود که این شبکه باید بیطرف باشه. و حالا گری لینکر رو از یکی از پربینندهترین برنامههای فوتبالی انگلیس کنار گذاشتند، چون بیطرف نبود و نظرش رو درباره دولت فعلی این کشور ابراز کرد، و نظرش این بود که زبانی که این دولت برای قوانین پذیرش پناهجو به کار میبره شبیه زبان دولت نازیها در سال ۱۹۳۰ آلمانه. در واکنش به این کنارهگیری اجباری، بقیه مجریها برنامه رو بایکوت کردن تا بیبیسی نتونه کسی رو پیدا کنه.
در همین وقایع انقدر نکته برای حسرت خوردن وجود داره که یک ایرانی باید حس کنه در برابر کسی که سوار مرسدس بنزه، داره با دمپایی پاره پیادهروی میکنه. هرچند که حتی این مثال هم اختلاف نجومی جامعه ما با جامعه اینها رو نمیتونه نشون بده. ازینکه رسانه باید بیطرف باشه عبور کردهاند و رسیدهاند به اینکه بیطرفی درباره چیزی که شر است، خود شر است. به جای اینکه فعالان رسانهای و همکسوتان مثل میمون بپرند به جاش تا اون چندهزار پوند دستمزد رو به جیب بزنند، همه بیبیسی رو بایکوت میکنند تا مجبور بشه معذرتخواهی کنه.
دمپایی پاره ما یه لنگهش نیست، و بنز اینها پرواز هم میکنه.
در همین وقایع انقدر نکته برای حسرت خوردن وجود داره که یک ایرانی باید حس کنه در برابر کسی که سوار مرسدس بنزه، داره با دمپایی پاره پیادهروی میکنه. هرچند که حتی این مثال هم اختلاف نجومی جامعه ما با جامعه اینها رو نمیتونه نشون بده. ازینکه رسانه باید بیطرف باشه عبور کردهاند و رسیدهاند به اینکه بیطرفی درباره چیزی که شر است، خود شر است. به جای اینکه فعالان رسانهای و همکسوتان مثل میمون بپرند به جاش تا اون چندهزار پوند دستمزد رو به جیب بزنند، همه بیبیسی رو بایکوت میکنند تا مجبور بشه معذرتخواهی کنه.
دمپایی پاره ما یه لنگهش نیست، و بنز اینها پرواز هم میکنه.
خودت رو یه بچه دهاتی فرض کن که تو دهی زندگی میکنه که دقیقا پشت کوهه و زمستونها هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداره، و یه دختره رو میخوان بت بدن که از ریش سبیلش پیداست قرار بوده مرد بشه اما تو لحظه آخر بلیتش رو باطل کردن، و اگه تو نگیریش میدنش به یه پیرمرد که زنش رو انقدر نبرده بوده دکتر که چندوقت پیش فوت کرده، و تصمیم میگیری پیشونی ننهت رو ببوسی و مهاجرت کنی. اولین کسی که باش برخورد میکنی یه راننده تریلیه که خودت با انگشت ازش خواستی نگه داره و سوارت کنه. و وقتی کنارش میشینی و حرفایی که تند تند میزنه گوش میدی با خودت میگی بابام که فکر میکردم همهچی میدونه پیش این بلبل، لال حساب میشه. بعد سر ورودی شهر پیاده میشی و با یه کارگر شهرداری که درختچههای کنار اتوبان رو هرس میکنه برخورد میکنی و ازش آدرس میگیری و اونم میگه بیا حالا بشین یه چای با هم بخوریم و میشینی صحبتهای اون رو هم گوش میدی که با طمأنینه حرف میزنه و از خاطراتش میگه، و به خودت میگی یه کارگر ساده چقدر چیز بلده و حرف حساب میزنه، اون راننده تریلیه خل بوده. بعد یکم میری جلوتر و یه مسجد پیدا میکنی و میری داخل تا دراز بکشی و مهرههای کمرت برای چند دقیقه نفس راحتی بکشند، و یه پیرمرد معتاد نماز میاد کنارت میشینه و شروع میکنه به نصیحت کردن و از حرفهای مذهبی و عرفانیش خوشت میاد و میگی اون باغبونه خل بوده. ازونجا هم رد میشی و میری جلوتر و یه کافه رو میبینی و میری داخل ببینی این کافه کافه که میگن چجوریه. میشینی و طرف میاد قهوهت رو میذاره رو میز و میفهمه بچه شهرستانی خودش هم میاد جلوت میشینه تا حرف بزنه بات و یه چیزهایی میگه که تا حالا نشنیدی و با خودت میگی اون پیرمرد مسجدی خل بوده. ازونجا هم میای بیرون و وارد بازار میشی و ناخودآگاه جلوی یه مغازه فرشفروشی متوقف میشی چون تا حالا اون همه فرش گرونقیمت ندیدی، و صاحب مغازه میفهمه خشکت زده و برای اینکه منش حاجیبازاری خودشو بروز بده دعوتت میکنه بری بقیه فرشها که از دم در دیده نمیشن هم ببینی، و همزمان که زل زدی به فرشها میشنوی که پشت میز نشسته داره یه دختر پسر جوون که قراره با هم ازدواج کنند رو نصیحت میکنه، و حرفای سنگین و پختهای میزنه که با خودت میگی اون کافهچیه خل بوده. بالاخره بعد یه مدت ساکن میشی و راه و چاه رو یاد میگیری و یه روز دوستت میبردت پیش یه استاد سهتار تا اگه خواستی بری پیشش کار کنی، و میری میشینی جلوش و یه حرفایی میزنه که ربطی به سه تار نداره ولی میفهمی که فرشفروشه خل بوده.
به خودت سرکوفت نزن که خر بودم رفتم نشستم پای سخنرانی فلانی، عقل نداشتم کتابهای فلانی رو خریدم، خام بودم پادکستهای فلانی رو جدی میگرفتم. اینکه فهمیدی نفر قبلی خل بوده یعنی تو مسیر مهاجرتی، و داری به جاهای بهتر شهر نزدیک میشی.
به خودت سرکوفت نزن که خر بودم رفتم نشستم پای سخنرانی فلانی، عقل نداشتم کتابهای فلانی رو خریدم، خام بودم پادکستهای فلانی رو جدی میگرفتم. اینکه فهمیدی نفر قبلی خل بوده یعنی تو مسیر مهاجرتی، و داری به جاهای بهتر شهر نزدیک میشی.
بیتکوینیها دارند مشکلی که برای بانک سیلیکون ولی پیش اومد رو بد فهم میکنند. اون هجوم به بانک برای بیرون کشیدن پول که در این فیلم نمایش داده شد از روی پنیک بیدلیل بود و بانک سالم بود. در واقع بانک سالم قربانی پنیک مشتریان شد و خودش کار غلطی انجام نداده بود. اما هجوم امروزی مشتریان سیلیکون ولی به دلیل اطلاعاتیه که از عملکرد بانک داشتند و اون اطلاعات نشون میداد در مدیریت منابعش گند زده (به طور خلاصه با رشد نجومی سپرده مواجه شده و حجم زیادی ازین پول رو صرف خرید اوراقی کرده که اون زمان نرخ بهرهشون پایین بودن و الان که نرخ بالاست ارزش کمتری دارن). بنابراین یک بانک ناسالم به دلیلی موجه مورد هجوم قرار گرفته. دلیل موجه یعنی اتفاقا باید هجوم ببری و پولت رو بکشی بیرون.
همچنین این مشکل ثابت نمیکنه که بانکداری ذخیره کسری، که ساختار بانکداری مدرن دنیاست، ایراد بنیادین داره. فقط نشون میده که همیشه و در همه دورانها بانکهایی که بد عمل کنند وجود خواهند داشت، پس هجوم همیشه وجود خواهد داشت.
و همچنین این باعث نمیشه ملت از بانکها رو برگردانده و پولشون رو به بیتکوین تبدیل کنند. بیتکوین یه چیزه، بانکداری یه چیز دیگه.
همچنین این مشکل ثابت نمیکنه که بانکداری ذخیره کسری، که ساختار بانکداری مدرن دنیاست، ایراد بنیادین داره. فقط نشون میده که همیشه و در همه دورانها بانکهایی که بد عمل کنند وجود خواهند داشت، پس هجوم همیشه وجود خواهد داشت.
و همچنین این باعث نمیشه ملت از بانکها رو برگردانده و پولشون رو به بیتکوین تبدیل کنند. بیتکوین یه چیزه، بانکداری یه چیز دیگه.
یک کلاغ چهل کلاغ اینترنتی اینجوری شکل میگیره. مترجم متن اصلی، عمدا یا سهوا غلط ترجمهش میکنه، و بقیه ترجمه اون رو به زبان خودشون ترجمه میکنند. افطار در مسجد ممنوع نشده. بساط درست کردن تو حیاط مسجد ممنوع شده.
هرچند که در کلیت موضوع تغییری ایجاد نمیکنه. همه اینها نسخه سعودی دین امپریالیزه شدهست. در تک تک این دستورات حکومتی، اثر «قدرت متمرکز باید تعیین کند دین چیست و باید چطور عمل کند» دیده میشه.
هرچند که در کلیت موضوع تغییری ایجاد نمیکنه. همه اینها نسخه سعودی دین امپریالیزه شدهست. در تک تک این دستورات حکومتی، اثر «قدرت متمرکز باید تعیین کند دین چیست و باید چطور عمل کند» دیده میشه.
فدرالیسم اعطای قدرت به کسی نیست. حق خودمختاری، نذری مرکز نیست که شب بیست و هشت صفر توزیع کنه بین استانها. حق خودمختاری، حقیه که قبلا سلب شده.
خودمختاری، معادل منزویتر شدن نیست. از قضا جغرافیای خودمختار معاملات بهتری میتونه به نفع خودش ترتیب بده. امروز سنگاپور و مالزی معاملههای بهتری با هم دارند، تا زمانی که یکی بودند. خیلی از دیوارها دوستی رو تقویت میکنه.
مردم به طمع خونه و ماشین و درآمد ماهانه زبان مادریشون رو کنار نمیذارن، و وقتهایی که کنار میذارن کاملا مجانی این کارو میکنند. فارسیزبانان هند با اینکه از نژادهای نامرتبط با هم بودند، مسافتهای طولانی کوچ کردند تا در کنار بقیه فارسیزبانها قرار بگیرند. یعنی خونه زندگیای که داشتند هم ول کردند. ازین جابجاییها در مورد خیلی از زبانهای همچنان زنده هند، وجود داشته. خیلی از خانوادههای ترک ایران ترجیح میدن دخترشون رو به پسر ترکی که اون سر ایران زندگی میکنه و دخترشون رو به همونجا خواهد برد بدن، تا به پسر همسایه کردشون.
خودمختاری، معادل منزویتر شدن نیست. از قضا جغرافیای خودمختار معاملات بهتری میتونه به نفع خودش ترتیب بده. امروز سنگاپور و مالزی معاملههای بهتری با هم دارند، تا زمانی که یکی بودند. خیلی از دیوارها دوستی رو تقویت میکنه.
مردم به طمع خونه و ماشین و درآمد ماهانه زبان مادریشون رو کنار نمیذارن، و وقتهایی که کنار میذارن کاملا مجانی این کارو میکنند. فارسیزبانان هند با اینکه از نژادهای نامرتبط با هم بودند، مسافتهای طولانی کوچ کردند تا در کنار بقیه فارسیزبانها قرار بگیرند. یعنی خونه زندگیای که داشتند هم ول کردند. ازین جابجاییها در مورد خیلی از زبانهای همچنان زنده هند، وجود داشته. خیلی از خانوادههای ترک ایران ترجیح میدن دخترشون رو به پسر ترکی که اون سر ایران زندگی میکنه و دخترشون رو به همونجا خواهد برد بدن، تا به پسر همسایه کردشون.
بیمه سپرده فدرال، سپردههای تا ۲۵۰ هزار دلار رو بیمه کرده، که با اینکه یک نهاد دولتیه اما از بودجه عمومی تغذیه نمیشه. منابعش از حق بیمهای که بانکها پرداخت میکنند تأمین میشه. حالا برای اینکه مشکل بانک سیلیکون ولی واگیر پیدا نکنه، استثناء قائل شد تا سپردههای بیشتر از ۲۵۰ هزارتا هم بتونند به پولشون برسن. حالا این آقا که خودش رو طرفدار سرمایهداری میدونه از دولت بایدن شاکیست که اگه قراره قانون رو خم کنید تا پولدارها رو نجات بدید، سقف ۲۵۰ هم حذف کنید و خیال خودتون رو راحت کنید.
اگه هجوم به بانکها واگیردار میشد و همه بانکها درگیر میشدند، همین جناب میاومد گریه میکرد وای سرمایهداری کوشته شد!
اگه وقتی دولت با یک اقدام درست جلوی سونامی رو میگیره، بش ایراد میگیری؛ وقتی که خود دولت عامل شر بود و ایراد گرفتی، نباید انتظار داشته باشی کسی جدی بگیردت. و این مشکل بزرگ ما با کسانیه که دولتستیزی رو به یک ریچوال مذهبی تبدیل کردهاند.
اگه هجوم به بانکها واگیردار میشد و همه بانکها درگیر میشدند، همین جناب میاومد گریه میکرد وای سرمایهداری کوشته شد!
اگه وقتی دولت با یک اقدام درست جلوی سونامی رو میگیره، بش ایراد میگیری؛ وقتی که خود دولت عامل شر بود و ایراد گرفتی، نباید انتظار داشته باشی کسی جدی بگیردت. و این مشکل بزرگ ما با کسانیه که دولتستیزی رو به یک ریچوال مذهبی تبدیل کردهاند.
Anarchonomy
بیمه سپرده فدرال، سپردههای تا ۲۵۰ هزار دلار رو بیمه کرده، که با اینکه یک نهاد دولتیه اما از بودجه عمومی تغذیه نمیشه. منابعش از حق بیمهای که بانکها پرداخت میکنند تأمین میشه. حالا برای اینکه مشکل بانک سیلیکون ولی واگیر پیدا نکنه، استثناء قائل شد تا سپردههای…
«یه روز برمیگردیم پشتسرمون رو نگاه میکنیم و میبینیم کلا دو تا بانک وجود داشته. یکی فدرال رزرو، یک بانک کاملا متمرکز با همه شعبههاش. و یکی بیتکوین، یک بانک کاملا غیرمتمرکز و همه فرزندخواندههاش».
حتی ناوال هم گرفتار درام شده.
خوشبختانه بورد فد تا الان انقدر عقل داشتهاند که پای این نهاد رو به فعالیت تجاری باز نکنند، و گرنه تا الان هم دلار دیجیتال هم سیستم پرداخت دیجیتال رو راه انداخته بودند. بعضی از اعضاء حتی انقدر عقل دارند که حساب بیتکوین رو از بقیه رمزارزها جدا کنند. هیچ توطئهای در کار نیست. همه اون آدمها افراد عادی هستند که میخوان به وظیفهشون که استیبل نگه داشتن اقتصاد آمریکاست، عمل کنند. حتی اگه نتونند و وضع رو بدتر کنند، به دلیل پدیده «نادان زیر دوش» بوده که فریدمن بیانش کرد (آب سرد میاد، صبر نمیکنه تا گرم بشه، شیر گرم رو تا ته باز میکنه، و آب داغ میاد و کلهش میسوزه. که کنایهست از عجله کردن و یا زیادی لفت دادن در تغییر نرخ بهره).
بیتکوین هزار و یک کار نیمهتمام داره که باید با صبر و حمایت از دولاپرها انجامشون داد و دیگه نباید وقت فراغت بمونه برای این دعواها و دوگانهسازیهای الکی.
حتی ناوال هم گرفتار درام شده.
خوشبختانه بورد فد تا الان انقدر عقل داشتهاند که پای این نهاد رو به فعالیت تجاری باز نکنند، و گرنه تا الان هم دلار دیجیتال هم سیستم پرداخت دیجیتال رو راه انداخته بودند. بعضی از اعضاء حتی انقدر عقل دارند که حساب بیتکوین رو از بقیه رمزارزها جدا کنند. هیچ توطئهای در کار نیست. همه اون آدمها افراد عادی هستند که میخوان به وظیفهشون که استیبل نگه داشتن اقتصاد آمریکاست، عمل کنند. حتی اگه نتونند و وضع رو بدتر کنند، به دلیل پدیده «نادان زیر دوش» بوده که فریدمن بیانش کرد (آب سرد میاد، صبر نمیکنه تا گرم بشه، شیر گرم رو تا ته باز میکنه، و آب داغ میاد و کلهش میسوزه. که کنایهست از عجله کردن و یا زیادی لفت دادن در تغییر نرخ بهره).
بیتکوین هزار و یک کار نیمهتمام داره که باید با صبر و حمایت از دولاپرها انجامشون داد و دیگه نباید وقت فراغت بمونه برای این دعواها و دوگانهسازیهای الکی.
Anarchonomy
«یه روز برمیگردیم پشتسرمون رو نگاه میکنیم و میبینیم کلا دو تا بانک وجود داشته. یکی فدرال رزرو، یک بانک کاملا متمرکز با همه شعبههاش. و یکی بیتکوین، یک بانک کاملا غیرمتمرکز و همه فرزندخواندههاش». حتی ناوال هم گرفتار درام شده. خوشبختانه بورد فد تا الان…
دنبال کیس مناسب میگردید برای فحش دادن به دولت، اینجاست. دولت ژاپن تلاش مسخرهای رو شروع کرده برای دخالت در بازار موبایل. در ژاپن، مثل خیلی از کشورها، مردم گوشی رو نمیخرن که بعد سیمکارتشون رو بندازن توش. یک بسته از اوپراتور میخرن، که روش گوشی هم داره. اوپراتورهای بزرگ برای جذب مشتریان، تخفیف بستههاشون رو میندازن رو قیمت گوشی، تا جایی که بعضی از گوشیها با قیمت یک ین فروخته میشه! و ناگهان میتیکومان وارد میشود و میگوید اینجوری اوپراتورهای کوچک نمیتونند رقابت کنند، چون نمیتونند گوشیها رو در حد مفت بدن به مشتریشون. بنابراین یک سقف تخفیف تعیین کرد معادل ۱۵۰ دلار. همین کار باعث شد فروش به شدت کاهش پیدا کنه. مثلا میخواستن از رقابت حفاظت کنند تا از حقوق مصرفکننده حفاظت کنند. اما ریدند تو جیب مصرفکننده. اما بازار انعطاف گربه رو داره و خیلی سریع یه دوز و کلکی برای دور زدن سقف پیدا کرد، و دوباره آمار فروش بالا رفته. جناب میتیکومان فهمیده قانون قبلی از کارایی افتاده و حالا دنبال پیدا کردن یک راه حل دیگهست. اما نمیتونه تصمیم بگیره، چون با هر طرف بازار مشورت کنه، منافع خودشون رو دارند.
Anarchonomy
معامله بودن ازدواج انقدر قدیمیه که سندش روی این لوح ۳۸۰۰ ساله هم ثبت شده. مرد متعهد شده بعد ازین زن به نام آنانا، زن دیگهای رو نگیره. اگه گرفت و آنانا رو طلاق داد مقدار معینی از نقره رو بپردازه. چیزی که چهار هزار ساله تکون نخورده رو زیاد تکون نده. فقط خودت…
نه. زندگی مرد امروز و زن امروز نسبت به زندگی مرد و زندگی زن دو هزار سال پیش خیلی تغییر کرده، اما نسبتشون باهم تغییر زیادی نداشته. دو هزار سال پیش مرد نمیتونست نقشی که زن میتونه داشته باشه رو با چیز دیگهای جایگزین کنه، الانم نمیتونه. برای همین افراد در معامله ازدواج شکست میخورند، اما خود این معامله در برابر تغییرات زمان شکست نمیخوره.
اما در حکمرانی، خود نسبتها تغییر کردهاند. حتی نسبتی که ضعیفترین فرد جامعه در برابر ثروتمندترین فرد جامعه داشت، الان بیمعنی شده. ایلان ماسک همون تیشرتی رو میپوشه که شما میپوشی. در حالی که اختلاف ثروتت با اون، خیلی بیشتر از اختلافیه که یک دهقان با یک خان مغول داشت. دو هزار سال پیش در اداره رم مونده بودن، اما امروز یک شرکت میتونه به اندازه کل جمعیت امپراتوری روم کارمند داشته باشه و به همشون حقوقی بده که از شاهان قدیم بهتر زندگی کنند، و باز هم سود خالصی بمونه که بین سهامداران تقسیم کنه.
اما در حکمرانی، خود نسبتها تغییر کردهاند. حتی نسبتی که ضعیفترین فرد جامعه در برابر ثروتمندترین فرد جامعه داشت، الان بیمعنی شده. ایلان ماسک همون تیشرتی رو میپوشه که شما میپوشی. در حالی که اختلاف ثروتت با اون، خیلی بیشتر از اختلافیه که یک دهقان با یک خان مغول داشت. دو هزار سال پیش در اداره رم مونده بودن، اما امروز یک شرکت میتونه به اندازه کل جمعیت امپراتوری روم کارمند داشته باشه و به همشون حقوقی بده که از شاهان قدیم بهتر زندگی کنند، و باز هم سود خالصی بمونه که بین سهامداران تقسیم کنه.
خیلی از ژورنالیستهای غربی باور نمیکنند که #گله_گاو به چین امتیازات سنگینی مثل خودداری از شرپراکنی در خلیجفارس داده باشه، و در عوض امتیاز کودکانهای مثل عقبنشینی یک شبکه تلویزیونی ضعیف مثل ایراناینترنشنال گرفته باشه. اونا باور نمیکنند که اتاق فکر وجود نداره و مسیر گله میتونه با حرف و حدیث هیئتی تعیین بشه، و حرف و حدیث هیئتی داخلی نظام در ماههای اخیر این بوده که اینترنشنال در ترویج اعتراضات نقش داره. در فهماندن اینکه موضوع چیه به خارجیها هنوز خیلی کار داریم. ولی اینکه مردم خودمون هم هنوز دوزاریشون نیفتاده، یا در طی یک رفلکس روانی در ناباوری بسر میبرند، کار رو سختتر هم میکنه.
فرمور ساعتم آپدیت شد تا دقتش در اندازهگیری خواب بیشتر بشه. بیشتر این ساعتها خطای زیادی دارند، و فقط اپلواچ با دستگاههای طبی قابل مقایسهست. اینی که من دارم در حد اپلواچ نیست ولی مقایسه با دستگاه طبی نشون داده از بقیه بهتره. و با این آپدیت بهتر هم شد. نمودار خوابم رو اینجا نمیذارم چون به چینیها نمیشه اعتماد کرد، ولی نمودار شبی که بعد از شام چای خوردم و نمودار شبی که نخوردم، کاملا متفاوته و مقدار خواب عمیق دو و نیم برابر شده. اگه اثر کافئین دوازده ساعت در بدن بمونه، یعنی از ظهر به بعد نباید طرفش رفت.
این یک داده علمی نیست، صرفا یک تجربه اندازهگیری شده شخصی بود و شاید به درد کسی خورد.
این یک داده علمی نیست، صرفا یک تجربه اندازهگیری شده شخصی بود و شاید به درد کسی خورد.
فکر نکنم در دید و بازدید عید امسال بحث سیاسی با فامیل داشته باشید، چون خیلی وقته که مرزها مشخص شده و همه میدونند بحث بیمعنیه (هیچوقت نمیگم بحث بیفایدهست. چون فایده داشتن جزء ملزومات بحث نیست. معنی داشتن جزء ملزوماتشه). اما اگر پیش اومد و لازم بود ادعا کنید ایران بدترین نقطه دنیاست، خیلی سراغ آمار و ارقام نرید. کافیه بگید: هیچکدوم از حاکمان خونریز در قید حیات جهان، حاضر نیستند شرایطی که به مردم ایران تحمیل شده به مردمشون تحمیل بشه. اینکه هم معیشت گروگان گرفته شده باشه و هم فرهنگ! اینکه هم بازار سرکوب بشه هم زن! اینکه هم سبک زندگی دیکته بشه هم قیمت لاستیک! اینکه هم مرزها رو ببندند هم تهمانده پالایشگاه رو با قیمت دلار با مردم حساب کنند، و درست در لبه شهر بسوزوننش! اینکه هم تمام ابعاد زندگی رو پلیسی و امنیتی کنند، و هم یک بیثباتی دائم برقرار کنند! هیچکدوم اون حیوانات خارجی که هیچ ابایی از قتل عام مردمشون نداشتهاند، حاضر نیستند با مردمشون این کار رو بکنند. چه اون پوتین جاکش، چه اون لوکاشنکو مترسک، چه اون گرازی که دیکتاتور کرهشمالیه، چه بشار اسد خونخوار، چه اون جانورانی که به کوبا و ونزوئلا حکمرانی میکنند. هیچکس کثیفتر از شیعه پوچگرایی که عطش قلدری داره نیست. و این کثیفترینها حاکم ایران هستند، پس ایران پستترین نقطه دنیاست. ما در قعر جهنم هستیم و هیچکس پایینتر از جایی که ما هستیم رو ندیده.
کاستودیا میگه برعکس بانکهای فعلی که فقط لازمه درصدی از سپردهها رو به عنوان رزرو داشته باشند، ما به ازای هر یک دلار، یک دلار و هشت سنت نگه میداریم. یعنی یه چیزی بیشتر از پولی که مردم میدن دستمون. اینجوری لازم نیست وقتی هجوم به بانک رخ داد، شما به دردسر بیفتید. مجوز میدید؟
گفتند خیر!
نهادهای رگولاتوری نمیخوان ریسک به صفر برسه. میخوان ریسک وجود داشته باشه، ولی تحت کنترل باشه. بنابراین اصل مشکلشون با بیتکوین این نیست که ریسک داره. بلکه مشکلشون اینه که تحت کنترل نیست. عزیزان بیتکوینی دارند خیلی کند کشف میکنند که تو زمین بازیگران سنتی نمیشه بازی کرد. اونها داوطلبانه فضا رو در اختیار بیتکوین قرار نخواهند داد.
گفتند خیر!
نهادهای رگولاتوری نمیخوان ریسک به صفر برسه. میخوان ریسک وجود داشته باشه، ولی تحت کنترل باشه. بنابراین اصل مشکلشون با بیتکوین این نیست که ریسک داره. بلکه مشکلشون اینه که تحت کنترل نیست. عزیزان بیتکوینی دارند خیلی کند کشف میکنند که تو زمین بازیگران سنتی نمیشه بازی کرد. اونها داوطلبانه فضا رو در اختیار بیتکوین قرار نخواهند داد.
نظامی روس ویدئو ناله داده بیرون که چرا مهمات نمیاد بچههامون دارن میمیرن! و نهایتا نتیجه میگیره قطعا خرابکاری در کاره وگرنه توجیه دیگهای نمیتونه داشته باشه.
ذهن امپراتورپرست نمیتونه به خودش اجازه بده که فکر کنه مشکل از خود امپراتوریه، فقط میتونه تصور کنه که این شیر، یا پلنگ، یا خرس، که حکومت کشورشه، توسط تعدادی موش داخلی مورد خیانت قرار گرفته. اصلا نمیتونه به خودش بقبولانه که شاید کشورش همیشه یه شغال بوده که فکر میکرده پلنگه.
نمیتونه بپذیره که تولید و لجستیک، کارهایی پیچیده هستند و با مسخرهبازی نمیشه انجامشون داد. که محدودیتهای فیزیکی رو نمیشه با اوامر ملوکانه برطرف کرد. که اگه از هر صد دلار بودجه، هشتاد دلارش رو خرج ترولهای اینترنتیت بکنی و بیست دلارش رو خرج مهندسانت، بیشتر لایک و ویو تحویل میگیری تا مهمات. که مساحت کشورت نصف کره زمین رو پوشش داده، اما هنوز تو صنعت در حد ایتالیاست که نصف مردمش بازنشستهاند. که جلوی دزدهای ماجراجو پا کوبیدن، به نفع «مام میهن» تموم نمیشه.
ذهن امپراتورپرست نمیتونه به خودش اجازه بده که فکر کنه مشکل از خود امپراتوریه، فقط میتونه تصور کنه که این شیر، یا پلنگ، یا خرس، که حکومت کشورشه، توسط تعدادی موش داخلی مورد خیانت قرار گرفته. اصلا نمیتونه به خودش بقبولانه که شاید کشورش همیشه یه شغال بوده که فکر میکرده پلنگه.
نمیتونه بپذیره که تولید و لجستیک، کارهایی پیچیده هستند و با مسخرهبازی نمیشه انجامشون داد. که محدودیتهای فیزیکی رو نمیشه با اوامر ملوکانه برطرف کرد. که اگه از هر صد دلار بودجه، هشتاد دلارش رو خرج ترولهای اینترنتیت بکنی و بیست دلارش رو خرج مهندسانت، بیشتر لایک و ویو تحویل میگیری تا مهمات. که مساحت کشورت نصف کره زمین رو پوشش داده، اما هنوز تو صنعت در حد ایتالیاست که نصف مردمش بازنشستهاند. که جلوی دزدهای ماجراجو پا کوبیدن، به نفع «مام میهن» تموم نمیشه.
این روزها تقلب سامسونگ در زوم دوربین گوشیهای جدیدش وایرال شده، که تصویر ساخته شده با هوش مصنوعی رو جایگزین تصویر واقعی میکنه تا کاربر فکر کنه کیفیت دوربین بالا رفته.
اما مهمترین عکسی که اخیرا از ماه گرفته شده اینه، که با یک لنز فلت گرفته شده، که بشون متالنز میگن. در اپتیک کلاسیک، از زمان گالیله تا الان، برای ساخت لنز باید یک قطعه شیشه ضخیم رو برش داد و انقدر صیقل داد تا به یک عدسی برسیم. چون لازمه نور رو خم کنیم تا در جایی که میخوایم متمرکز بشه. در متالنز با چاپ یک الگوی سهبعدی بسیار ریز روی یک صفحه شیشه نازک به این هدف میرسند، که با همون دستگاههایی که چیپها و آیسیها را تولید میکنند انجام میشه. چیزی که به سنسور میرسه برای چشم ما نامفهومه، اما با محاسبات پیچیده ریاضی به تصویر ترجمهش میکنند. این صفحه انقدر نازکه که وقتی روی لنز قرار میگیره به نظر میرسه که سنسور برهنهست و چیزی جلوش نیست. تا الان نمونههای کوچکش ساخته شده بود اما برای اولین بار این صفحه نازک رو به اندازه کف دست رسوندن و در نتیجه مثل لنز تله عمل میکنه و اشیاء دور رو میتونه بگیره.
صنعت تصویربرداری پنجاه سال بعد دیدنی خواهد بود.
اما مهمترین عکسی که اخیرا از ماه گرفته شده اینه، که با یک لنز فلت گرفته شده، که بشون متالنز میگن. در اپتیک کلاسیک، از زمان گالیله تا الان، برای ساخت لنز باید یک قطعه شیشه ضخیم رو برش داد و انقدر صیقل داد تا به یک عدسی برسیم. چون لازمه نور رو خم کنیم تا در جایی که میخوایم متمرکز بشه. در متالنز با چاپ یک الگوی سهبعدی بسیار ریز روی یک صفحه شیشه نازک به این هدف میرسند، که با همون دستگاههایی که چیپها و آیسیها را تولید میکنند انجام میشه. چیزی که به سنسور میرسه برای چشم ما نامفهومه، اما با محاسبات پیچیده ریاضی به تصویر ترجمهش میکنند. این صفحه انقدر نازکه که وقتی روی لنز قرار میگیره به نظر میرسه که سنسور برهنهست و چیزی جلوش نیست. تا الان نمونههای کوچکش ساخته شده بود اما برای اولین بار این صفحه نازک رو به اندازه کف دست رسوندن و در نتیجه مثل لنز تله عمل میکنه و اشیاء دور رو میتونه بگیره.
صنعت تصویربرداری پنجاه سال بعد دیدنی خواهد بود.
کار کسی که خودنمایی میکنه نه موسیقی بود، نه نویسندگی بود، نه عکاسی. ولی درآمد ایجاد میکرد. باید یک عنوان پیدا میکردند که این کسب درآمد از چیزی که نه هنر است و نه فن، وجاهت اجتماعی پیدا کنه. اسمش رو گذاشتن «خالق دیجیتال». لازم نبود کاری انجام بده. بیزینس حول این محور شکل گرفته بود که «هست». این خود هستیش بود که پول میساخت. پول در میآورم پس هستم، که شوخی شکسپیری دوران ماتریالیسم چینی بود، به هستم پس پول در میآورم، تبدیل شد. مشتری در این بیزینس، خریدار یک کالا یا خدمت نیست، بلکه خریدار اشتراک ماهیانه یا سالیانهی بودن اون فرده. که درست مقابل عنوانیه که انتخاب شد. خالق، داشت نون مخلوق بودنش رو میخورد. ماتریالیسم آمریکایی، ماتریالیسم چینی رو بلعید.
نگفته بودم همه این مسائل برای بعضیها حکم بازی فوتبال رو داره و بعضی وقتها حس میکنند روی سکوی ویآیپی نشستن و به کل زمین اشرافی دارند که بقیه ندارند و فردوسیپورطور گزارش هم میکنند؟
کاملا قابل درکه. ایران مثل یک مردابه، و افتادن هر قلوه سنگی تو آب و ایجاد صدای قولوپ، قورباغهها رو از جاشون میپرونه. اینها هم دوست دارن بپر بپر کنند. و اگه بقیه باشون نپرن نتیجه میگیرند که شکست خوردیم. اخبار رو مثل پسربچهای که گوجهسبز نوبر گذاشتن جلوش گاز میزنند، و با همون سندروم خبرارضایی تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی فلسفی ارائه میدن. افق، کوتاه، دید، تنگ، عمق، دو اینچ.
کاملا قابل درکه. ایران مثل یک مردابه، و افتادن هر قلوه سنگی تو آب و ایجاد صدای قولوپ، قورباغهها رو از جاشون میپرونه. اینها هم دوست دارن بپر بپر کنند. و اگه بقیه باشون نپرن نتیجه میگیرند که شکست خوردیم. اخبار رو مثل پسربچهای که گوجهسبز نوبر گذاشتن جلوش گاز میزنند، و با همون سندروم خبرارضایی تحلیلهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی فلسفی ارائه میدن. افق، کوتاه، دید، تنگ، عمق، دو اینچ.