This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلترهای جدید تیکتاک حتی اگه موهات رو بیاری روی صورتت هم کار میکنند. و این تازه اولشه.
Anarchonomy
فیلترهای جدید تیکتاک حتی اگه موهات رو بیاری روی صورتت هم کار میکنند. و این تازه اولشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی اگه دستت رو بگیری رو صورتت هم کار میکنند.
قدم بعدی اینه که به جای پرفکت کردن صورت طرف، فقط چند پله اصلاحش کنند. در اون حالت دیگه نمیشه فهمید واقعی نیست.
قدم بعدی اینه که به جای پرفکت کردن صورت طرف، فقط چند پله اصلاحش کنند. در اون حالت دیگه نمیشه فهمید واقعی نیست.
اگه در حد شوخی باشه من هم موافقم. همونطور که با ممنوعیت آوازخوانی زیر پلهای اصفهان موافقم.
اما اگه بخواید جدی باشید، خود این یک امیدواری کاذبه. آگاهی مثل ماده خوراکی نیست که حتی اگه اعتصاب غذا کرده باشی به زور بریزن تو معدهت و از گرسنگی خلاص بشی. بیشتر مثل بدست آوردن عضلهست، که خیلی کند پیش میره، و تحت اراده خودته، نه یک محرک بیرونی. هیچکس نمیگه صبح پا شدم دیدم یک کیلو عضله اضافه کردم. هیچکس نمیگه دستامو بستن و یک کیلو عضله به بازوهام اضافه کردند.
اونی که درست وقتی که بچهش رو فلج کردن تازه تصمیم میگیره که نفرستدش مدرسه داعش، به آگاهی نرسیده. فقط گاز گرفته شده. و خب الاغ هم جلوی یه بوتهای گاز گرفته بشه، ازون بوته فاصله میگیره.
اما اگه بخواید جدی باشید، خود این یک امیدواری کاذبه. آگاهی مثل ماده خوراکی نیست که حتی اگه اعتصاب غذا کرده باشی به زور بریزن تو معدهت و از گرسنگی خلاص بشی. بیشتر مثل بدست آوردن عضلهست، که خیلی کند پیش میره، و تحت اراده خودته، نه یک محرک بیرونی. هیچکس نمیگه صبح پا شدم دیدم یک کیلو عضله اضافه کردم. هیچکس نمیگه دستامو بستن و یک کیلو عضله به بازوهام اضافه کردند.
اونی که درست وقتی که بچهش رو فلج کردن تازه تصمیم میگیره که نفرستدش مدرسه داعش، به آگاهی نرسیده. فقط گاز گرفته شده. و خب الاغ هم جلوی یه بوتهای گاز گرفته بشه، ازون بوته فاصله میگیره.
«ماسک اجباری هیچ فایدهای نداشت». این تیتریه که این روزها تو نیویورکتایمز دیده میشه. همون نشریهای که اگه کسی دو سال پیش همین رو میگفت فتوای سانسورش رو صادر میکرد.
اما خندهدار اینه که نه تنها اون موقع، که الان هم داره مزخرفات منتشر میکنه. نویسنده این ستون به مقالاتی استناد میکنه که یا مطالعه درباره کارایی ماسک رو درست انجام ندادن، یا درست تفسیر نکردن، یا اینکه خیلی راحت برعکس ارائه کردن!
در مورد ماسک نمیشه از روشهای عرفی تحقیق استفاده کرد، چون حتی گروه کنترل رو هم نمیشه به درستی مدیریت کرد. اگه به یک گروه بگی در محل کار ماسک بزنید، و به اون یکی گروه بگید نزنید، نمیتونی مطمئن باشی اونایی که موظف شدن ماسک بزنند، تو خونه هم میزنند. ممکنه تو محل کار ویروس رو نگیرن و بیان خونه از زنشون بگیرن. همچنین نمیتونی مطمئن باشی اونایی که قرار بوده نزنند، دقیقا در همون محیط پرریسکی قرار میگیرن که گروه اول در اون قرار دارند. ممکنه در طول مدت تحقیق در محیط کمریسکتری باشند و نگیرند.
ویروس کاری نداره تو از ۲۴ ساعت ۲۳ ساعتش رو ماسک زده بودی. اگه تو همون یک ساعتی که نزدی بت برسه، تحقیقت رو خراب میکنه.
اما خندهدار اینه که نه تنها اون موقع، که الان هم داره مزخرفات منتشر میکنه. نویسنده این ستون به مقالاتی استناد میکنه که یا مطالعه درباره کارایی ماسک رو درست انجام ندادن، یا درست تفسیر نکردن، یا اینکه خیلی راحت برعکس ارائه کردن!
در مورد ماسک نمیشه از روشهای عرفی تحقیق استفاده کرد، چون حتی گروه کنترل رو هم نمیشه به درستی مدیریت کرد. اگه به یک گروه بگی در محل کار ماسک بزنید، و به اون یکی گروه بگید نزنید، نمیتونی مطمئن باشی اونایی که موظف شدن ماسک بزنند، تو خونه هم میزنند. ممکنه تو محل کار ویروس رو نگیرن و بیان خونه از زنشون بگیرن. همچنین نمیتونی مطمئن باشی اونایی که قرار بوده نزنند، دقیقا در همون محیط پرریسکی قرار میگیرن که گروه اول در اون قرار دارند. ممکنه در طول مدت تحقیق در محیط کمریسکتری باشند و نگیرند.
ویروس کاری نداره تو از ۲۴ ساعت ۲۳ ساعتش رو ماسک زده بودی. اگه تو همون یک ساعتی که نزدی بت برسه، تحقیقت رو خراب میکنه.
یابوی آمریکایی کم از یابوی خاورمیانهای نداره. این یابوی محافظهکار میگه کرونا مشکل چاقها و پیرها بود، راه حل هم باید متوجه اونها میشد، نه اونایی که از هیپوکندریا (خودبیمارانگاری) رنج میبرند.
همین محافظهکاران راستگرا چین رو متهم میکنند که از کرونا به عنوان سلاح بیولوژیک استفاده کرده، و همزمان ادعا میکنند این سلاح بیولوژیک فقط چاقها رو میکشت! همینقدر متناقض و مضحک.
ایلان ماسک هم این جفنگیات رو نه تنها رد نمیکنه، بلکه بش صحه میذاره. اگه کسی پرسید ممکنه یک مهندس موفق یک نادان باشه، میتونید همین اسکرینشات رو بش نشون بدید. آدم نادان اختلاف دو شر رو از هم نمیتونه تشخیص بده. حتی اگه موضوع هیپوکندریاسالاری بود، شر اینکه سکان سیاستگذاری جامعه دست اونایی باشه که از بیماری فوبیا دارند، کمتر ازینه که سکان دست سایکوپتها باشه، که با واکسنستیزی جادهصافکن مرگ بیست سی میلیون نفر دیگه بودند.
همین محافظهکاران راستگرا چین رو متهم میکنند که از کرونا به عنوان سلاح بیولوژیک استفاده کرده، و همزمان ادعا میکنند این سلاح بیولوژیک فقط چاقها رو میکشت! همینقدر متناقض و مضحک.
ایلان ماسک هم این جفنگیات رو نه تنها رد نمیکنه، بلکه بش صحه میذاره. اگه کسی پرسید ممکنه یک مهندس موفق یک نادان باشه، میتونید همین اسکرینشات رو بش نشون بدید. آدم نادان اختلاف دو شر رو از هم نمیتونه تشخیص بده. حتی اگه موضوع هیپوکندریاسالاری بود، شر اینکه سکان سیاستگذاری جامعه دست اونایی باشه که از بیماری فوبیا دارند، کمتر ازینه که سکان دست سایکوپتها باشه، که با واکسنستیزی جادهصافکن مرگ بیست سی میلیون نفر دیگه بودند.
توپهای پرچم یکی از ژانرهای غنی ناینگگ در دوران اوجش بود. تو همون میمها نکتههایی میآوردن که در عین بامزگی، سنگین بودند. و البته بایاس طراح هم داخلش گنجانده میشد.
اینجا میگه آمریکا از اینکه روسیه خیلی زپرتیتر ازونی که همه فکر میکردند ظاهر شد، خیلی هم راضی نیست. چون از زمان جنگ سرد به اینور برای گنده کردن صنایع نظامی خودش شروع کرد به باد کردن قدرت روسیه در رسانهها و مخصوصا هالیوود. خرج گنده برای میلیتاریسم، دشمن گنده هم لازم داره. در فریم بعدی چین میاد سر تایوان شاخبازی درمیاره، و آمریکا نفس راحتی میکشه که آخیش، دشمن گنده بعدی خودش جور شد!
یه جنبهای ازین واقعیته. تصوری که همه از روسیه داشتند، ساخت آمریکا بود. اما دلیلش یه چیزی به سادگی میلیتاریسم نبود. اون آینده دارکی که میگفتند شرکتهای تسلیحاتی ایجاد خواهند کرد، اتفاق نیفتاد. دلیلش تسلط یک فرهنگ خاص در سیاست خارجه آمریکا بود، که توسط مجموعهای از فارغالتحصیلان علوم انسانی دانشگاهها تولید شده بود، که افرادی مثل کسینجر کارگردانش بودند. برخلاف تصور طراح میم، جانوران آکادمیک خیلی خیلی خطرناکتر از هیئت مدیره لاکهید مارتین هستند.
اینجا میگه آمریکا از اینکه روسیه خیلی زپرتیتر ازونی که همه فکر میکردند ظاهر شد، خیلی هم راضی نیست. چون از زمان جنگ سرد به اینور برای گنده کردن صنایع نظامی خودش شروع کرد به باد کردن قدرت روسیه در رسانهها و مخصوصا هالیوود. خرج گنده برای میلیتاریسم، دشمن گنده هم لازم داره. در فریم بعدی چین میاد سر تایوان شاخبازی درمیاره، و آمریکا نفس راحتی میکشه که آخیش، دشمن گنده بعدی خودش جور شد!
یه جنبهای ازین واقعیته. تصوری که همه از روسیه داشتند، ساخت آمریکا بود. اما دلیلش یه چیزی به سادگی میلیتاریسم نبود. اون آینده دارکی که میگفتند شرکتهای تسلیحاتی ایجاد خواهند کرد، اتفاق نیفتاد. دلیلش تسلط یک فرهنگ خاص در سیاست خارجه آمریکا بود، که توسط مجموعهای از فارغالتحصیلان علوم انسانی دانشگاهها تولید شده بود، که افرادی مثل کسینجر کارگردانش بودند. برخلاف تصور طراح میم، جانوران آکادمیک خیلی خیلی خطرناکتر از هیئت مدیره لاکهید مارتین هستند.
کسانی که آرشیوم رو در نوردیده باشند یادشون هست که نوشته بودم نکته داستان معجزات این نیست که اتفاق میفتند. نکتهشون اینه که فایدهای ندارند. دیدن آینده یه معجزهست، ولی الان همه در چند مورد این قدرت رو دارند. همه میدونند در شهرهای ما زلزله خواهد اومد و وقتی بیاد اتفاقاتی میفته که زندهماندهها هم خودکشی کنند. اما باز هم داریم در همین شهرها ملک خرید و فروش میکنیم. همه میدونند آخوند پوچگرا به سرعت به دنبال ساخت بمب هستهایه، و وقتی بش دست پیدا کرد آرزوی یک ایران آزاد و آباد رو باید به گور برد. اما باز هم داریم مثل جامعهای که هیچ خطر وجودی تهدیدش نمیکنه کارهای روزمره رو انجام میدیم و دنبال تدارکات شب عیدیم.
آدم بیدار معجزه لازم نداره، و برای آدم خمار معجزه بیفایدهست.
آدم بیدار معجزه لازم نداره، و برای آدم خمار معجزه بیفایدهست.
قدرت اتمی، اون خاصیتی که آخوند فکر میکرد براش به ارمغان خواهد آورد رو نخواهد داشت. اما #گله_گاو نقشه و قطبنما نداره که وقتی شرایط دنیا عوض شد بشینه در سیاستها بازنگری کنه. پس مثل گله به حرکتش ادامه میده، چه به برکه آب برسه چه نرسه. چه تو راه تلف بشه چه نشه (تو چارچوب پوچگرایی مذهبی، تلف شدن هم یک امتیازه).
اما جریان آزادیخواهی ایران تحت تأثیر اینه که آخوند فکر میکنه در چه موقعیتی قرار داره. الان فکر میکنه در موقعیتی نیست که بعضی کارها رو انجام بده. با قدرت اتمی، مایندستش تغییر میکنه. اینکه نتیجه تغییر این مایندست چی باشه، غیرقابل پیشبینیه. چون رنج وسیعی داره. اما تمام اون رنج، در محدوده رادیکال قرار داره. و متعاقبش، طرز برخورد دنیای بیرون هم با ایران تغییر پیدا خواهد کرد. الان درباره گرسنگی بچههای یمنی خیلی صحبت میشه. اما درباره وضعیت گرسنگی در کره شمالی، جز چندتا روایت شخصی تقریبا هیچی نمیدونیم، و برای دنیا هم مهم نیست که بیشتر بدونه.
اما جریان آزادیخواهی ایران تحت تأثیر اینه که آخوند فکر میکنه در چه موقعیتی قرار داره. الان فکر میکنه در موقعیتی نیست که بعضی کارها رو انجام بده. با قدرت اتمی، مایندستش تغییر میکنه. اینکه نتیجه تغییر این مایندست چی باشه، غیرقابل پیشبینیه. چون رنج وسیعی داره. اما تمام اون رنج، در محدوده رادیکال قرار داره. و متعاقبش، طرز برخورد دنیای بیرون هم با ایران تغییر پیدا خواهد کرد. الان درباره گرسنگی بچههای یمنی خیلی صحبت میشه. اما درباره وضعیت گرسنگی در کره شمالی، جز چندتا روایت شخصی تقریبا هیچی نمیدونیم، و برای دنیا هم مهم نیست که بیشتر بدونه.
برای طراحی کلیسا، باید به اینکه از حس معنوی چه کاری ساختهست تسلط داشته باشی، نه به اینکه از اتوکد چه کاری ساختهست.
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
بسیار از کسانی که درباره تکنولوژی کامنت دارند، هنوز شناختی از شکل توسعهش ندارند. بنابراین سوالات اشتباه میپرسند، و جوابهای اشتباه به اون سوالات اشتباه میدن.
روال تکنولوژی هیچوقت اینطور نیست که جلسه بذارن و بگن خب این تکنولوژی بدرد نمیخوره ولش کنیم. هیچ جلسهای وجود نداره و هیچ ول کردنی هم وجود نداره. وقتی برای اولین بار به گوشی تلفن همراه دوربین اضافه کردند کیفیتی داشت که به لعنت خدا هم نمیارزید. نه تنها عکاسان بلکه حتی مهندسانی که شغلشون ساخت مدارات الکترونیکی بود هم به آیندهش خوشبین نبودند. یادمه همون موقع میگفتند پیکسل کوچکتر از دو میکرومتر به مشکل برمیخوره. امروز سامسونگ داره پیکسل ۶ دهم میکرومتر میسازه، که یعنی کوچکتر از طول موج قرمزه. آیا دوربین موبایل، با پیشرفتهای خیرهکننده در سختافزار و نرمافزار جای دوربین حرفهای که باش از حیاتوحش عکس میگیرن گرفته؟ نه. ولی جای دوربینهایی که میلیاردها نفر از مردم باشون از اتفاقات زندگیشون عکس میگرفتن رو گرفته.
این که «آیا هوش مصنوعی میتواند در آینده جای پزشک را بگیرد؟» یک سوال اشتباهه. تکنولوژی فعلی انقدر در معرض بازانجام و اصلاح پلهای قرار میگیره که ده سال بعد قابل مقایسه با امروز نباشه. بنابراین جای بعضی از پزشکها رو میگیره، و جای بعضی از اونها رو نمیگیره. و برای پزشکانی که جاشون رو نمیگیره، بعضی از کارها رو انجام خواهد داد و بعضی از کارها بش سپرده نخواهد شد.
سوء تفاهمها درباره تکنولوژی، معمولا از ترکیب همزمان دستهای از دستبالا گرفتنها و دستهای از دستکم گرفتنها شکل گرفتهاند.
روال تکنولوژی هیچوقت اینطور نیست که جلسه بذارن و بگن خب این تکنولوژی بدرد نمیخوره ولش کنیم. هیچ جلسهای وجود نداره و هیچ ول کردنی هم وجود نداره. وقتی برای اولین بار به گوشی تلفن همراه دوربین اضافه کردند کیفیتی داشت که به لعنت خدا هم نمیارزید. نه تنها عکاسان بلکه حتی مهندسانی که شغلشون ساخت مدارات الکترونیکی بود هم به آیندهش خوشبین نبودند. یادمه همون موقع میگفتند پیکسل کوچکتر از دو میکرومتر به مشکل برمیخوره. امروز سامسونگ داره پیکسل ۶ دهم میکرومتر میسازه، که یعنی کوچکتر از طول موج قرمزه. آیا دوربین موبایل، با پیشرفتهای خیرهکننده در سختافزار و نرمافزار جای دوربین حرفهای که باش از حیاتوحش عکس میگیرن گرفته؟ نه. ولی جای دوربینهایی که میلیاردها نفر از مردم باشون از اتفاقات زندگیشون عکس میگرفتن رو گرفته.
این که «آیا هوش مصنوعی میتواند در آینده جای پزشک را بگیرد؟» یک سوال اشتباهه. تکنولوژی فعلی انقدر در معرض بازانجام و اصلاح پلهای قرار میگیره که ده سال بعد قابل مقایسه با امروز نباشه. بنابراین جای بعضی از پزشکها رو میگیره، و جای بعضی از اونها رو نمیگیره. و برای پزشکانی که جاشون رو نمیگیره، بعضی از کارها رو انجام خواهد داد و بعضی از کارها بش سپرده نخواهد شد.
سوء تفاهمها درباره تکنولوژی، معمولا از ترکیب همزمان دستهای از دستبالا گرفتنها و دستهای از دستکم گرفتنها شکل گرفتهاند.
اگه ناچار به انتخاب بودید، کدوم یک ازین دو گزینه رو ترجیح میدادید؟
Anonymous Poll
73%
دلار آمریکا جایگزین ریال بشه، اما بیشتر از ماهی ۲۰۰ دلار درآمد نداشته باشید
27%
ادامه وضع موجود
+ از بیرون اومدم ساعد دستام بوی دود اگزوز میده
- آستینت بالا بود؟
+ آره
- شما باید تو حجابت دقتی کنی.. موهای بدنت زیاده ذرات معلق رو جذب میکنه
+ خب آلودگی زیاده که جذب شده. با این وضع تا قبل پنجاه سالگی سرطان میگیریم
- حاجی پیروز که یوز بود رفت، ما هم میریم.. دنبال مد نباش، لباس آخر کفن است
+ بهتر بود میرفتیم اوکراین.. حداقل با ترکش میمردیم
- خرج رو دست دولت اوکراین نذار.. ما بریم اونجا تو همون نفربر که از دستانداز رد بشه دیسکمون درمیاد
+ اون روز به یه مدل اوکراینی گمنام دایرکت دادم و گفتم مطمئنم فالوعرات بیشتر میشن، از اون روز پنجاه نفر از فالوعراش ریخته
- ایرانی، از جهان فاصله بگیر
+ میخوام بگیرم به خدا. پول میخواد. یکی گفت بیا یه جا تو استان فارس یه کلبه دارم بت اجاره میدم
- نری کلیهت رو درمیارن. بعد ما بچه شهریم اونجور جاها تلف میشیم.. پیروز که یوز بود رفت
+ از شهر هم دارن میندازنمون بیرون. اون روز از بنگاهی پرسیدم این قسمت حاشیهنشین که میگن کجاست من برم اونجا، گفت متری بیست تومن
- پیروز حداقل یه پشتبوم داشت
+ تا در معرض انقراض نباشیم کسی نگامون نمیکنه
- فعلا انقدر زیادیم که دارن بمون آفتکش میزنن
+ چیزی که نکشدمون قویترمون میکنه
- حاجی اون واسه سوسکاست.. اونا دو تا قلب دارن
+ همون سوسک رو باید الگو قرار بدیم
- همون موقع که نیستانی کاریکاتوره رو کشید باید سیگنال رو میگرفتیم
+ وقتی گاو حاکم است فقط سوسک زنده میماند
- پیروز طفلکم اینو نمیدونست
- آستینت بالا بود؟
+ آره
- شما باید تو حجابت دقتی کنی.. موهای بدنت زیاده ذرات معلق رو جذب میکنه
+ خب آلودگی زیاده که جذب شده. با این وضع تا قبل پنجاه سالگی سرطان میگیریم
- حاجی پیروز که یوز بود رفت، ما هم میریم.. دنبال مد نباش، لباس آخر کفن است
+ بهتر بود میرفتیم اوکراین.. حداقل با ترکش میمردیم
- خرج رو دست دولت اوکراین نذار.. ما بریم اونجا تو همون نفربر که از دستانداز رد بشه دیسکمون درمیاد
+ اون روز به یه مدل اوکراینی گمنام دایرکت دادم و گفتم مطمئنم فالوعرات بیشتر میشن، از اون روز پنجاه نفر از فالوعراش ریخته
- ایرانی، از جهان فاصله بگیر
+ میخوام بگیرم به خدا. پول میخواد. یکی گفت بیا یه جا تو استان فارس یه کلبه دارم بت اجاره میدم
- نری کلیهت رو درمیارن. بعد ما بچه شهریم اونجور جاها تلف میشیم.. پیروز که یوز بود رفت
+ از شهر هم دارن میندازنمون بیرون. اون روز از بنگاهی پرسیدم این قسمت حاشیهنشین که میگن کجاست من برم اونجا، گفت متری بیست تومن
- پیروز حداقل یه پشتبوم داشت
+ تا در معرض انقراض نباشیم کسی نگامون نمیکنه
- فعلا انقدر زیادیم که دارن بمون آفتکش میزنن
+ چیزی که نکشدمون قویترمون میکنه
- حاجی اون واسه سوسکاست.. اونا دو تا قلب دارن
+ همون سوسک رو باید الگو قرار بدیم
- همون موقع که نیستانی کاریکاتوره رو کشید باید سیگنال رو میگرفتیم
+ وقتی گاو حاکم است فقط سوسک زنده میماند
- پیروز طفلکم اینو نمیدونست
دلیل زندگی کردن رو وقتی یکی برات چای آورده و خودشم لیوان خالیشدهش رو میبره میشوره نباید پیدا کرد. وقتی دکتر میگه به زودی کنترل ادرارت رو از دست میدی باید پیداش کرد. اگه مطمئن نیستی اگه اوضاع بدتر شد نظرت درباره زندگی تغییر میکنه یا نه، یعنی هنوز پیداش نکردی. جلوی آینه نمیتونی قیمت بالایی روی خودت بذاری، چون کلا آدم مطمئنی نیستی.
Anarchonomy
هر گروهی، مسئول کردار اقلیت افراطی همان گروه است.
در دورهای که پادشاه انگلیس زیر ساخت لازم برای اعمال مقررات توسط نیرویی که ما امروز بش میگیم پلیس و دادسرا و این چیزها رو نداشت، قانونی وضع کردند و کل جمعیت رو به گروههای ده نفره تقسیم کردند. اگه یکی ازون ده نفر خلافی انجام میداد، نه نفر بقیه موظف بودند پیداش کنند، و ادبش کنند. اگر این کار رو انجام نمیدادند، کل اون ده نفر مجازات میشدند. بنابراین برای اینکه به حسابشون رسیده نشه، به نفعشون بود که حساب کلهخراب گروهشون رو برسن.
اینکه عدهای به خاطر خلاف دیگری مجازات بشن تا مسئولیتش رو بپذیرند، ایده جدیدی نبود. هوشمندی پادشاه انگلیس در این بود که سایز گروه رو خیلی کوچک تعیین کرد. تو گروه ده نفره میشه رابطه برادری شکل داد، و روابط رو مدیریت کرد. مغز انسان هم ظرفیت برادری با بیشتری از نه نفر رو نداره.
در دنیای ما که روابط برادری یا کلا شکل نمیگیرند، یا خیلی ایزوله هستند، سایز گروهها هم خیلی بزرگه. و بنابراین افراد داخل گروه، هیچ تعهدی نسبت بهمدیگه حس نمیکنند؛ چون اساسا حسی بهمدیگه ندارند. هر کاری که یک شیعه کلهخراب انجام بده رو به یک شیعه میانگین دیگه نشون بدی، میگه به من چه مربوطه؟ انگار هر کدام روی جزیرهای با ظرفیت اسکان یک نفر زندگی میکنند.
اما این انسانهای جزیرهنشین در تناقضی آشکار دل در گرو یک هویت گروهی دارند. وقتی میگی شیعیان فلانند، بلند میشن داد میزنند که چرا تعمیم میدی! قاعدتا باید در صورتی به چیزی که انگزنی مینامند حساسیت نشون میدادند، که آبروی گروه انگخورده رو آبروی خودشون در نظر گرفته باشند. که در عمل اینطور نیست.
در واقع مایلند یک هویت جمعی یا صنفی داشته باشند، اما منهای تمام مسئولیتهای متعاقبش. و این یک زرنگبازیه و نباید این اجازه رو بشون داد.
یا باید هویت «ما شیعیان» رو بذارن کنار، یا مسئولیت رفتار و کردار اعضای گروه رو به عهده بگیرند.
اینکه عدهای به خاطر خلاف دیگری مجازات بشن تا مسئولیتش رو بپذیرند، ایده جدیدی نبود. هوشمندی پادشاه انگلیس در این بود که سایز گروه رو خیلی کوچک تعیین کرد. تو گروه ده نفره میشه رابطه برادری شکل داد، و روابط رو مدیریت کرد. مغز انسان هم ظرفیت برادری با بیشتری از نه نفر رو نداره.
در دنیای ما که روابط برادری یا کلا شکل نمیگیرند، یا خیلی ایزوله هستند، سایز گروهها هم خیلی بزرگه. و بنابراین افراد داخل گروه، هیچ تعهدی نسبت بهمدیگه حس نمیکنند؛ چون اساسا حسی بهمدیگه ندارند. هر کاری که یک شیعه کلهخراب انجام بده رو به یک شیعه میانگین دیگه نشون بدی، میگه به من چه مربوطه؟ انگار هر کدام روی جزیرهای با ظرفیت اسکان یک نفر زندگی میکنند.
اما این انسانهای جزیرهنشین در تناقضی آشکار دل در گرو یک هویت گروهی دارند. وقتی میگی شیعیان فلانند، بلند میشن داد میزنند که چرا تعمیم میدی! قاعدتا باید در صورتی به چیزی که انگزنی مینامند حساسیت نشون میدادند، که آبروی گروه انگخورده رو آبروی خودشون در نظر گرفته باشند. که در عمل اینطور نیست.
در واقع مایلند یک هویت جمعی یا صنفی داشته باشند، اما منهای تمام مسئولیتهای متعاقبش. و این یک زرنگبازیه و نباید این اجازه رو بشون داد.
یا باید هویت «ما شیعیان» رو بذارن کنار، یا مسئولیت رفتار و کردار اعضای گروه رو به عهده بگیرند.
برخلاف استدلالات آمده در این گفتار، تحریم و فساد رابطه علت و معلولی ندارند. امروز اگه نروژ رو تحریم کنید، به یک کشور فاسد تبدیل نمیشه. دلیل ظهور بابک زنجانی خود تحریم نیست. قبل از تحریم هم بابک زنجانیهایی وجود دارند، اما در بخشهای دیگهای از اقتصاد مشغول فسادند. تحریم فقط جاشون رو عوض میکنه. برای همینه که با برداشته شدن تحریم هم تغییری در وضعیت فساد کشور رخ نمیده، چون اونایی که جاشون عوض شده بود برمیگردن سر جای قبلیشون.
بیزینس دور زدن تحریم، ذاتا فسادزا نیست. در طول تاریخ کار خیلی از تجار دقیقا دور زدن محاصرهها بوده. که گاهی باعث ایجاد کریدورهای جدید میشده. این بیزینس وقتی فسادزاست که دموکراتیک نیست. اگه همه آزاد بودند در پروسه وارد کردن دوربین حرارتی که در لیست تحریمه مشارکت کنند، برای متقاضی داخلی سه برابر قیمت واقعی در نمیاومد. و البته به نفع تحریم کننده هم است که دموکراتیک نباشه، چون رهگیری و مجازات چند نفر که رانت واردات دارند، خیلی راحتتر از کنترل هزاران نفره.
بیزینس دور زدن تحریم، ذاتا فسادزا نیست. در طول تاریخ کار خیلی از تجار دقیقا دور زدن محاصرهها بوده. که گاهی باعث ایجاد کریدورهای جدید میشده. این بیزینس وقتی فسادزاست که دموکراتیک نیست. اگه همه آزاد بودند در پروسه وارد کردن دوربین حرارتی که در لیست تحریمه مشارکت کنند، برای متقاضی داخلی سه برابر قیمت واقعی در نمیاومد. و البته به نفع تحریم کننده هم است که دموکراتیک نباشه، چون رهگیری و مجازات چند نفر که رانت واردات دارند، خیلی راحتتر از کنترل هزاران نفره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه استرالیا اینجوریه که پس من فقط از دور به این کشور سلام میفرستم و حضوری مزاحم نمیشم.
نیرویهای خودجوش بسیج و سپاه در تمام ایام اعتراضات وارد مدارس میشدند و از مسئولان مدرسه میخواستند دخترها رو کنترل کنند. کاری که اگه میخواستند انجام بدن هم از توانشون خارج بود. بنابراین تغییر رویه دادند و از حمله شیمیایی استفاده کردند. استدلال هم کاملا شفافه: اگه مدرسه در کنترل نظام نیست، بهتره تعطیل بشه.
از چه چیز این مسائل ساده غافلگیر میشن معلوم نیست. شاید به خود غافلگیری علاقه دارند، نه اینکه غافلگیری ناخواسته بشون وارد بشه.
مقاومت این مردم در برابر باور کردن واقعیتی که توش گیر افتادن، همزمان که تأسفباره ناراحتکننده هم است. درست مثل بیماری شدن که قراره کور بشه، و وقتی این رو بش میگن شروع میکنه به داد زدن، که: نه، نه، نه، دروغه، دارید مزخرف میگید، برید گمشید.
از چه چیز این مسائل ساده غافلگیر میشن معلوم نیست. شاید به خود غافلگیری علاقه دارند، نه اینکه غافلگیری ناخواسته بشون وارد بشه.
مقاومت این مردم در برابر باور کردن واقعیتی که توش گیر افتادن، همزمان که تأسفباره ناراحتکننده هم است. درست مثل بیماری شدن که قراره کور بشه، و وقتی این رو بش میگن شروع میکنه به داد زدن، که: نه، نه، نه، دروغه، دارید مزخرف میگید، برید گمشید.
Anarchonomy
نیرویهای خودجوش بسیج و سپاه در تمام ایام اعتراضات وارد مدارس میشدند و از مسئولان مدرسه میخواستند دخترها رو کنترل کنند. کاری که اگه میخواستند انجام بدن هم از توانشون خارج بود. بنابراین تغییر رویه دادند و از حمله شیمیایی استفاده کردند. استدلال هم کاملا شفافه:…
دست به دامن هر قصه مضحکی میشن، تا واقعیت اصلی رو باور نکنند. قصههاشون رو از فیلتر عقل سلیم هم عبور نمیدن، که مثلا یادشون بیفته زمین مدارس پسرانه هم باارزشند.
البته قصهها فقط برای کنار زدن واقعیت اصلی نیستند. گاهی برای به تأخیر انداختن باور کردن واقعیت اصلی به کار گرفته میشن. مثل کسی که میدونه صاحبخونهش قراره اجاره رو بیشتر کنه، اما بش زنگ نمیزنه تا برای تمدید قرارداد هماهنگ کنه، و هر اتفاق روزمرهای رو بهانه میکنه تا بگه وقت نشد زنگ بزنم.
البته قصهها فقط برای کنار زدن واقعیت اصلی نیستند. گاهی برای به تأخیر انداختن باور کردن واقعیت اصلی به کار گرفته میشن. مثل کسی که میدونه صاحبخونهش قراره اجاره رو بیشتر کنه، اما بش زنگ نمیزنه تا برای تمدید قرارداد هماهنگ کنه، و هر اتفاق روزمرهای رو بهانه میکنه تا بگه وقت نشد زنگ بزنم.