آخوند رو که لکلکهای ارتش آمریکا از بالا ننداختن رو خاک ایران. آخوند شیعه و ایرانی همیشه یه تیم بودن. معلومه که باید خلق و خو و منطق یکی رو در اون یکی ببینی. «براتون آهنگ پخش کردیم، پس غر نزنید» ابتکار آخوند نبوده. ابتکار ایرانی بوده. چه حاکمش چکمهپوش باشه چه نعلینپوش، این رو بش منتقل میکنه. برای همین مهمه که دموکراسی رو نه دستگاه برآورده کردن آرزوها، که دستگاه به باد دادن آرزوهای دیگران درباره خودمون باید درک کنیم. فقط در صورتی دموکراسی خواهیم داشت که هر ایرانی از شر بقیه ایرانیها در امان باشه، نه فقط از شر تعدادی از اونها.
بامزه اینه که این جملهای که تکرار میکنند جنراله. یعنی فرقی نداره فاعلش چه کسی باشه، خود فعل رو تخطئه میکنند. آمریکا مداخله نظامی کند یا امام زمان مداخله نظامی کند یا بابانوئل مداخله نظامی کند هیچ فرقی نداره. انگار خود مداخله نظامیه که حرامش میکنه، نه اینکه با چه هدفی انجام میشه. چون ازین منطق پیروی میکنه که ایران ناموس ماست و هرکی بش دست بزنه ناموسمون به باد رفته. دقیقا تابع فرهنگ ناموسپرستی پدرسالارانه که به اسم دفاع از زن، زن رو در بدبختی مطلق نگه میدارند. ایران هم باید در بدبختی مطلق باقی بمونه اما کسی بش دست نزنه. این ناسیونالیسم جهانسومی میتونه از تعصب مذهبی هم بدتر عمل کنه. یهودی سوپر ارتودکس اجازه نمیده بش خون تزریق کنند، و حاضره به این دلیل جونش رو هم از دست بده. اما جون خودش رو به خاطر این حکم شرعی از دست میده، جون یک نفر دیگه رو نمیگیره.
Anarchonomy
بامزه اینه که این جملهای که تکرار میکنند جنراله. یعنی فرقی نداره فاعلش چه کسی باشه، خود فعل رو تخطئه میکنند. آمریکا مداخله نظامی کند یا امام زمان مداخله نظامی کند یا بابانوئل مداخله نظامی کند هیچ فرقی نداره. انگار خود مداخله نظامیه که حرامش میکنه، نه اینکه…
اینکه ما به اپوزیسیون فعالمون هم باید بفهمونیم که ایران تحت اشغال است یعنی وضع خیلی خراب است. اینها حتی ناموسپرستان کلاسیک هم نیستند. چون ناموسپرست کلاسیک، به هر نوع بیناموسی حساسیت داشت و به هیچ نوع از بیناموسی عادت نمیکرد. اینها به اشغالگران ایران عادت کردهاند و نظام حاکم بر ایران رو حکومت رسمی ایران فرض گرفتهاند، که طبق چارچوب خود ناسیونالیسم هم بیناموسی بزرگتر ازون وجود نداره.
اگه وطن رو تحت اشغال بدونی، اون هم توسط بدترین گونه اشغالگر، دیگه مداخله نظامی رو تجاوز به ناموس حساب نمیکنی. نجات ناموس حساب میکنی.
لازم نیست با اپوزیسیون عادت کرده، جنگید. همینکه به فیلتر ما برخورد کنند کافیه. و فیلتر ما هرکس که ایران رو در عمل، و نه فقط حرف، اشغالشده نمیدونه، باید جدا کنه. همه عادتکردهها رسوبند.
اگه وطن رو تحت اشغال بدونی، اون هم توسط بدترین گونه اشغالگر، دیگه مداخله نظامی رو تجاوز به ناموس حساب نمیکنی. نجات ناموس حساب میکنی.
لازم نیست با اپوزیسیون عادت کرده، جنگید. همینکه به فیلتر ما برخورد کنند کافیه. و فیلتر ما هرکس که ایران رو در عمل، و نه فقط حرف، اشغالشده نمیدونه، باید جدا کنه. همه عادتکردهها رسوبند.
ملت رفتن پول گزاف دادن تو عظیمیه خونه خریدن که خاک زیرش سسته و زلزله بیاد همه با هم میرن پایین، الانم ضدهوایی رو یه جوری میزنند که نصف گلولهها رندوم توزیع میشه تو آسمون، و نصفش میخوره به تپههای اطراف، که اصلا بعید نیست دفعات بعد شب پاشی یه لیوان آب بخوری ببینی یه گلوله ضد هوایی از پنجره اومده تو رفته تو در یخچال. که البته همینش هم برای اینه که صداش پخش بشه بگن یه اقدامی انجام دادیم.
واقعا ایرانیها نمیدونند دارند کجا زندگی میکنند. فکر میکنند میدونند، ولی اصلا نمیدونند.
واقعا ایرانیها نمیدونند دارند کجا زندگی میکنند. فکر میکنند میدونند، ولی اصلا نمیدونند.
تا اینجا خلاصه موضع عملی اسراییل در برابر آخوند این بوده: مردم ایران رو با هر پوزیشنی که مایل بودید بکنید، ولی اگه شهروندان ما رو هدف قرار بدید دهنتون از هشت جهت گاییدس.
که کاملا منطقیه. و متأسفانه با منطق موجود، ما به عنوان مردم گروگان گرفتهشده، در قعر جدول اهمیت قرار داریم. بعضی چیزها حتی در طول هزاران سال تغییر نمیکنه. حداقل برای بعضی از انسانها. و ما همون بعضی هستیم. سه هزار سال قبل باید جمع میشدیم یه پولی جواهری متاعی زمینی اسبی چیزی جمع میکردیم و میدادیم به یکی، که بیاد زنجیر اسارت ما رو باز کنه. و الان هم مجبوریم همین کارو بکنیم. اما هیچ چیزی که برای زنجیرپارهکنها باارزش باشه نداریم که بشون عرضه کنیم. ثینک اباوت ایت.. سپاهیای که قصد، فقط قصد ترور یک یهودی رو داشت، تو کرج به فیض رفیع شهادت نائل میکنند، و ما نمیتونیم سپاهیای که ابراهیم ریگی رو زیر شکنجه کشت نابود کنیم. بین این دو سپاهی مطلقا تفاوتی وجود نداره. فقط هزینه حذف یکیشون پرداخت شده، و هزینه حذف اون یکی پرداخت نشده. به همین برهنگی. هرچقدر پشت شیشه ساندویچی بایستی و مظلومانه نگاه کنی، ساندویچ برات نمیارن. باید بری صندوق حساب کنی. ما پشت شیشه وایسادیم و متعجبیم که چرا اتفاقی نمیفته. چرا دیده نمیشیم. چرا به حساب نمیایم؟
مردم دوست ندارن هی یادشون بندازی که دستشون بستهست. وقتی هیولا یک نفر دیگه رو میبلعه، بیشتر ناراحتی عموم اینه که «اه چرا دوباره یادم انداختی تو همین طویلهای که محکوم به زندگی داخلش هستم یه هیولا هم زندگی میکنه؟». اگه از هیولا شاکیه برای اینه که چرا ساکت نیست که کمک کنه به فراموش کردنش. این هیولای باجنبهای نیست. تا همطویلهای داره شروع میکنه به رجعت به زندگی روزمره، دوباره یه آروغ عمیق میزنه تا بگه که هست. مشابه اون داستانی که شیطان میاومد شیخ رو برای نماز صبح بیدار میکرد، این هم حالت متناقضنمایی داره که خود هیولا داره مانع این میشه که انکار حقیقت کار هلو تو گلویی باقی بمونه. اونها هی دارند میگن بذار وانمود کنیم وجود نداری، بذار وانمود کنیم مجبور نیستیم با تو زندگی کنیم. و اون میگه «نوچ!». داستان ابلیس فوقالعادهست. برای خدا صفت ستارالعیوب رو تعریف کردند، که یعنی شیطان برملاکننده عیوبه. که یعنی نمیخواد تصادفی معلوم بشه که به شیطان تسلیم شدی. اینکه معلوم بشه بش تسلیم شدی هدفش و برنامشه. میشه وقتی زنجیر دستته یه جوری با انگشتات بازی کنی که زنجیر تکون نخوره و صدا نده و به نظر برسه زنجیری در کار نیست، چون چیزی مانع فعالیتت نیست. اما شیطان زنجیر رو که بت بست، خودش هم بت تنه میزنه تا صدا بده. تا لو بره که اسیری. اشرار هم به تکرار به موشهای شهری تنه میزنند تا لو بره که با دستبسته بودن خودشون کنار اومدن. که نمیتونند برن صندوق و هزینه باز شدن زنجیرشون رو پرداخت کنند، چون مطلقا چیزی ندارند، و بنابراین خودشون رو باختن، اما نمیخوان معلوم بشه که با لوزر بودن کنار اومدن.
که کاملا منطقیه. و متأسفانه با منطق موجود، ما به عنوان مردم گروگان گرفتهشده، در قعر جدول اهمیت قرار داریم. بعضی چیزها حتی در طول هزاران سال تغییر نمیکنه. حداقل برای بعضی از انسانها. و ما همون بعضی هستیم. سه هزار سال قبل باید جمع میشدیم یه پولی جواهری متاعی زمینی اسبی چیزی جمع میکردیم و میدادیم به یکی، که بیاد زنجیر اسارت ما رو باز کنه. و الان هم مجبوریم همین کارو بکنیم. اما هیچ چیزی که برای زنجیرپارهکنها باارزش باشه نداریم که بشون عرضه کنیم. ثینک اباوت ایت.. سپاهیای که قصد، فقط قصد ترور یک یهودی رو داشت، تو کرج به فیض رفیع شهادت نائل میکنند، و ما نمیتونیم سپاهیای که ابراهیم ریگی رو زیر شکنجه کشت نابود کنیم. بین این دو سپاهی مطلقا تفاوتی وجود نداره. فقط هزینه حذف یکیشون پرداخت شده، و هزینه حذف اون یکی پرداخت نشده. به همین برهنگی. هرچقدر پشت شیشه ساندویچی بایستی و مظلومانه نگاه کنی، ساندویچ برات نمیارن. باید بری صندوق حساب کنی. ما پشت شیشه وایسادیم و متعجبیم که چرا اتفاقی نمیفته. چرا دیده نمیشیم. چرا به حساب نمیایم؟
مردم دوست ندارن هی یادشون بندازی که دستشون بستهست. وقتی هیولا یک نفر دیگه رو میبلعه، بیشتر ناراحتی عموم اینه که «اه چرا دوباره یادم انداختی تو همین طویلهای که محکوم به زندگی داخلش هستم یه هیولا هم زندگی میکنه؟». اگه از هیولا شاکیه برای اینه که چرا ساکت نیست که کمک کنه به فراموش کردنش. این هیولای باجنبهای نیست. تا همطویلهای داره شروع میکنه به رجعت به زندگی روزمره، دوباره یه آروغ عمیق میزنه تا بگه که هست. مشابه اون داستانی که شیطان میاومد شیخ رو برای نماز صبح بیدار میکرد، این هم حالت متناقضنمایی داره که خود هیولا داره مانع این میشه که انکار حقیقت کار هلو تو گلویی باقی بمونه. اونها هی دارند میگن بذار وانمود کنیم وجود نداری، بذار وانمود کنیم مجبور نیستیم با تو زندگی کنیم. و اون میگه «نوچ!». داستان ابلیس فوقالعادهست. برای خدا صفت ستارالعیوب رو تعریف کردند، که یعنی شیطان برملاکننده عیوبه. که یعنی نمیخواد تصادفی معلوم بشه که به شیطان تسلیم شدی. اینکه معلوم بشه بش تسلیم شدی هدفش و برنامشه. میشه وقتی زنجیر دستته یه جوری با انگشتات بازی کنی که زنجیر تکون نخوره و صدا نده و به نظر برسه زنجیری در کار نیست، چون چیزی مانع فعالیتت نیست. اما شیطان زنجیر رو که بت بست، خودش هم بت تنه میزنه تا صدا بده. تا لو بره که اسیری. اشرار هم به تکرار به موشهای شهری تنه میزنند تا لو بره که با دستبسته بودن خودشون کنار اومدن. که نمیتونند برن صندوق و هزینه باز شدن زنجیرشون رو پرداخت کنند، چون مطلقا چیزی ندارند، و بنابراین خودشون رو باختن، اما نمیخوان معلوم بشه که با لوزر بودن کنار اومدن.
Song of the Lonely Whale
Atonalita & Non Somnia
عقل باید آزادت کنه. اگر کاری غیر ازین کرد یعنی هنوز ازش محرومی.
Anarchonomy
برای چی باید مصاحبه کنه؟ مگه اسراییل یک قدم برای اپوزیسیون ایران برداشته که اپوزیسیون بشون اعتبار هم بده؟ اما اگه من بودم به دلیل دیگهای مصاحبه نمیکردم. میگفتم هروقت سلاح فرستادید اوکراین بیایید مصاحبه هم بکنیم. ملتی که طرف روسیهست دشمن ایرانه. دقیقا…
اینکه دارید این حرفها رو تحویل کسی میدید که خیلی قبلتر از طهماسبی تو شبکههای اجتماعی از اسراییل دفاع میکرد، بانمکه.
دولت اسراییل یک میله نیست که سایه خورشید رو باش اندازه بگیریم. یه روزی ممکنه یه حزب چپ تو همون اسراییل به قدرت برسه. مگه همین اسراییل نبود که به آخوندها سلاح فرستاد؟
عقل، نفرت من رو هدایت میکنه. برای شما جاشون جابجا شده. نفرتتون میگه عقلتون باید چی بگه.
دولت اسراییل یک میله نیست که سایه خورشید رو باش اندازه بگیریم. یه روزی ممکنه یه حزب چپ تو همون اسراییل به قدرت برسه. مگه همین اسراییل نبود که به آخوندها سلاح فرستاد؟
عقل، نفرت من رو هدایت میکنه. برای شما جاشون جابجا شده. نفرتتون میگه عقلتون باید چی بگه.
Anarchonomy
اینکه دارید این حرفها رو تحویل کسی میدید که خیلی قبلتر از طهماسبی تو شبکههای اجتماعی از اسراییل دفاع میکرد، بانمکه. دولت اسراییل یک میله نیست که سایه خورشید رو باش اندازه بگیریم. یه روزی ممکنه یه حزب چپ تو همون اسراییل به قدرت برسه. مگه همین اسراییل نبود…
به کسی که موقعیت یونیکی داره توصیهنامه نوشتم برای درست بازی کردن، و اینطور ترجمهش میکنید که گفتم پدر ملته! به عنوان سس کچاپ روش هم انگ تلاش برای پناهندگی بم میزنید.
آخ.. نکنه یادتون رفته بود اسراییل به آخوند سلاح داده بوده؟ این یادآوری انقدر جوشاننده بود که سوئیچ کردید روی حمله شخصی!
آخ.. نکنه یادتون رفته بود اسراییل به آخوند سلاح داده بوده؟ این یادآوری انقدر جوشاننده بود که سوئیچ کردید روی حمله شخصی!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به ایرانی میانگین میخوای توضیح بدی چطور باید جلوی شرارت ایستاد.
عدم توانایی در تفکیک واقعیتها داره مشکلات زیادی درست میکنه. این نقص سیستم آموزشی مختص کشورهای کمتر توسعهیافته هم نیست.
هر سه گزاره زیر در کنار هم واقعیاند:
۱- ارتش اوکراین با در نظر گرفتن اینکه یکی از فقیرترین نیروهای نظامی دنیا بود و زیر سایه سالها فساد و دزدی و بیکفایتی به شدت تحلیل رفته بود، بعد از یکسال تلفاتی از دومین قدرت نظامی دنیا گرفته که خیرهکنندهست. و مهمترین دستاوردش پرهزینه کردن شرارت امپریالیسم و اشغالگریه.
۲- روسیه با وجود دادن تلفاتی بسیار تحقیرآمیز، همچنان بیشتر از هر کشور دیگری سلاح تولید میکنه. حجم تولید از تانک تا خمپاره، از مجموع حجم تولید ناتو بیشتره. روسیه همچنان قطب تولید تیراژی تسلیحاته. روسیه آخرین کشوریه که تو سلاح کم میاره.
۳- کمیت تیراژی به تنهایی تعیینکننده نیست. باید یک پلتفرم کارآمد برای استفاده ازون کمیت وجود داشته باشه. پلتفرم سیاسی فعلی روسیه، ذاتا نمیتونه اجازه رشد و بالا اومدن افراد شایسته رو بده، چون برای گروهی که قدرت رو در دست دارند، به رقیب تبدیل خواهند شد. روسیه مشکل سیستماتیک داره، نه مشکل عملیاتی.
اینکه برآیند این واقعیتها چه آیندهای رو رقم بزنه چیزیه که باید از نوستراداموس پرسید. چیزی که همین الان باید درکش برای آدم تحصیلکرده ساده باشه اینه که این واقعیتها رو باید از هم تفکیک کرد.
هر سه گزاره زیر در کنار هم واقعیاند:
۱- ارتش اوکراین با در نظر گرفتن اینکه یکی از فقیرترین نیروهای نظامی دنیا بود و زیر سایه سالها فساد و دزدی و بیکفایتی به شدت تحلیل رفته بود، بعد از یکسال تلفاتی از دومین قدرت نظامی دنیا گرفته که خیرهکنندهست. و مهمترین دستاوردش پرهزینه کردن شرارت امپریالیسم و اشغالگریه.
۲- روسیه با وجود دادن تلفاتی بسیار تحقیرآمیز، همچنان بیشتر از هر کشور دیگری سلاح تولید میکنه. حجم تولید از تانک تا خمپاره، از مجموع حجم تولید ناتو بیشتره. روسیه همچنان قطب تولید تیراژی تسلیحاته. روسیه آخرین کشوریه که تو سلاح کم میاره.
۳- کمیت تیراژی به تنهایی تعیینکننده نیست. باید یک پلتفرم کارآمد برای استفاده ازون کمیت وجود داشته باشه. پلتفرم سیاسی فعلی روسیه، ذاتا نمیتونه اجازه رشد و بالا اومدن افراد شایسته رو بده، چون برای گروهی که قدرت رو در دست دارند، به رقیب تبدیل خواهند شد. روسیه مشکل سیستماتیک داره، نه مشکل عملیاتی.
اینکه برآیند این واقعیتها چه آیندهای رو رقم بزنه چیزیه که باید از نوستراداموس پرسید. چیزی که همین الان باید درکش برای آدم تحصیلکرده ساده باشه اینه که این واقعیتها رو باید از هم تفکیک کرد.
اینکه نقشه راه این باشه که از حاکمیت علمالهدی باید جامپ کنیم به حاکمیت جان بولتون، و گرنه انقلاب شکست خورده، بینش یک آدم جدی نیست. بینش یک آدم تفریحطلبه. فقط یک بچه فتوا میده که حزب چپ و فعال چپ برای همه کشورها حلال است، غیر از ایران! اما به این ختم نمیشه. وقتی بیشتر فوبیا از چپ، از چپ ایدیولوژیک سیاسیه، تا چپ اقتصادی، یعنی فحاشی به چپ هم یک سرگرمیه، تا یک آگاهی. وقتی بیشتر نگرانند که دولت ایران آزاد، از روی چپگرایی اسراییلستیز باشه، تا اینکه نگران باشند همه بازیهای قبلا امتحان شده سوسیالیستی رو روی اقتصاد ایران پیاده کنه، یعنی هنوز درباره آینده کشور جدی نیستند.
چپ اقتصادی فقط از جیب دخترهای مو بنفش درنمیاد. از جیب محافظهکاران مسیحی هم درمیاد. در مصاحبه اخیر تاکر کارلسون ازش میپرسند اگه تکنولوژی به حدی رسید که بشه کامیونها رو بدون راننده هدایت کرد، اگه دست تو بود برای جلوگیری از بیکاری راننده کامیونها محدودیت قانونی برای این تکنولوژی میذاشتی؟ و جواب داد بیدرنگ! معلومه که میذاشتم! راننده کامیون جزء قشر ضعیف کارگران ما هستند و اینا بیکار بشن چی میشه و وامحمدا.
مملکتت رو امثال تاکر تباه میکنند، نه اون جوجهای که هرروز قراره بیاد جلوی در دانشکده کالج لخت بشه و رو سینههاش بنویسه فری پالستاین!
چپ اقتصادی فقط از جیب دخترهای مو بنفش درنمیاد. از جیب محافظهکاران مسیحی هم درمیاد. در مصاحبه اخیر تاکر کارلسون ازش میپرسند اگه تکنولوژی به حدی رسید که بشه کامیونها رو بدون راننده هدایت کرد، اگه دست تو بود برای جلوگیری از بیکاری راننده کامیونها محدودیت قانونی برای این تکنولوژی میذاشتی؟ و جواب داد بیدرنگ! معلومه که میذاشتم! راننده کامیون جزء قشر ضعیف کارگران ما هستند و اینا بیکار بشن چی میشه و وامحمدا.
مملکتت رو امثال تاکر تباه میکنند، نه اون جوجهای که هرروز قراره بیاد جلوی در دانشکده کالج لخت بشه و رو سینههاش بنویسه فری پالستاین!
باتهای چت هوش مصنوعی، هنوز هوش مصنوعی نیستند. فقط از حرفهایی که انسانها میزنند یاد گرفتن که چطور حرف زدن رو تقلید کنند. اما در همین حدش نگرانیهایی بوجود آورده.
اگه حتی تقلید حرف زدن میتونه چالشی برای هنر، صنعت، فرهنگ، و علوم آکادمیک شما باشه، معنیش اینه که در هنر، صنعت، فرهنگ و علوم آکادمیکتون دارید خیلی از کارهای زائد یا غلط رو انجام میدید. و اگه یه روز هوش مصنوعی به جای صرفا حرافی، تفکر رو هم یاد بگیره، فاتحه جامعهتون خوندهست.
اگه حتی تقلید حرف زدن میتونه چالشی برای هنر، صنعت، فرهنگ، و علوم آکادمیک شما باشه، معنیش اینه که در هنر، صنعت، فرهنگ و علوم آکادمیکتون دارید خیلی از کارهای زائد یا غلط رو انجام میدید. و اگه یه روز هوش مصنوعی به جای صرفا حرافی، تفکر رو هم یاد بگیره، فاتحه جامعهتون خوندهست.
همونطور که میبینید مسئله صرفا قضاوت پستهای فیسبوکی ده دوازده سال پیش یک شخص نیست. این عزیزان کلا چپ رو به رسمیت نمیشناسند. هرکی بلند بشه هر حرفی بزنه قراره «این دقیقا اون روی سکه آخوند است» جواب بگیره. چپها آن روی سکه آخوند هستند، بلوچها آن روی سکه آخوند هستند، فدرالیستها آن روی سکه آخوند هستند.. حالا شاید مراحل بعد مینارشیستها هم آن روی سکه آخوند دربیان. معلوم نمیکنه.
پس چه کسانی باید داخل میدان باشند؟ فقط ایرانشهریهای خوشگل گل و گلاب!
البته فالوعر من هم خیلی جلوتر ازینها نیست، فقط به اندازه اینها حرف نمیزنه. وقتی گفتم دموکراسی با دولت مرکزی بزرگ در ایران زود تو گل گیر میکنه، با سوالات پرتی مثل «این خودمختاری که میگی جایی امتحان هم شده؟» برخورد میکردند. چون فکر میکنند با دموکراسی متمرکز همهچی قشنگ پیش میره! و برای همینه که خرسندم که امثال جناب منفرد دارند هی خودشون رو بروز میدن. اینجوری حداقل فالوعر من شاید بفهمه که قرار نیست قشنگ پیش بره. وقتی حزب کارگر انگلیس رو کپی پیست کنی اینجا در دم مجوزش رو لغو کنند، میفهمی که قشنگ پیش نخواهد رفت.
پس چه کسانی باید داخل میدان باشند؟ فقط ایرانشهریهای خوشگل گل و گلاب!
البته فالوعر من هم خیلی جلوتر ازینها نیست، فقط به اندازه اینها حرف نمیزنه. وقتی گفتم دموکراسی با دولت مرکزی بزرگ در ایران زود تو گل گیر میکنه، با سوالات پرتی مثل «این خودمختاری که میگی جایی امتحان هم شده؟» برخورد میکردند. چون فکر میکنند با دموکراسی متمرکز همهچی قشنگ پیش میره! و برای همینه که خرسندم که امثال جناب منفرد دارند هی خودشون رو بروز میدن. اینجوری حداقل فالوعر من شاید بفهمه که قرار نیست قشنگ پیش بره. وقتی حزب کارگر انگلیس رو کپی پیست کنی اینجا در دم مجوزش رو لغو کنند، میفهمی که قشنگ پیش نخواهد رفت.
مرشهایمر در افاضات جدیدش گفته هیچ نشانهای از امپریالیسم روسیه رو در اوکراین نمیبینیم، ولی نشانههای زیادی از توسعهطلبی رو از ناتو میبینیم!
مثل اینه که ریه کاسمیرو رو با ریه یه پیرمرد سیگاری مقایسه کنی و نتیجه بگیری صد در صد ریه پیرمرد سیگاری سالمه ولی کاسمیرو نصف ریهش رو از دست داده! اینو جایی بگی به کل هیکلت میخندند، اما در حوزه علوم سیاسی میتونی بری بچرخی واسه خودت و هرچقدر که دلت خواست معادل دقیق این مهملات رو بیان کنی و وانمود کنند چیزی حالیته.
توسعهطلبی تعریفی داره. اگه نیرویی دامنه سلطهش رو به زور گسترش بده، توسعهطلبه. نه نیرویی که بقیه بش التماس میکنند ما رو هم بغل کن! اینجوری باشه به سازمان فائو هم باید بگیم توسعهطلب، چون یه زمانی فقط تو بیست تا کشور دفتر داشت، الان تو همه کشورهایی که تولید کشاورزی دارن دفتر داره.
خیلی از جانوران آکادمیک بیماران روانی هستند که یه کنج یا اصطلاحا نیچ تو یه حوزه تخصصی رو انتخاب میکنند و تو اون کنج شهوتهای خودشون رو ارضاء میکنند. مثل شهوت دیده شدن تو تلویزیون. یا شهوت «من مو سفید کرده این موضوعم». این حالت شهوانی با افزایش سن شدیدتر هم میشه.
مثل اینه که ریه کاسمیرو رو با ریه یه پیرمرد سیگاری مقایسه کنی و نتیجه بگیری صد در صد ریه پیرمرد سیگاری سالمه ولی کاسمیرو نصف ریهش رو از دست داده! اینو جایی بگی به کل هیکلت میخندند، اما در حوزه علوم سیاسی میتونی بری بچرخی واسه خودت و هرچقدر که دلت خواست معادل دقیق این مهملات رو بیان کنی و وانمود کنند چیزی حالیته.
توسعهطلبی تعریفی داره. اگه نیرویی دامنه سلطهش رو به زور گسترش بده، توسعهطلبه. نه نیرویی که بقیه بش التماس میکنند ما رو هم بغل کن! اینجوری باشه به سازمان فائو هم باید بگیم توسعهطلب، چون یه زمانی فقط تو بیست تا کشور دفتر داشت، الان تو همه کشورهایی که تولید کشاورزی دارن دفتر داره.
خیلی از جانوران آکادمیک بیماران روانی هستند که یه کنج یا اصطلاحا نیچ تو یه حوزه تخصصی رو انتخاب میکنند و تو اون کنج شهوتهای خودشون رو ارضاء میکنند. مثل شهوت دیده شدن تو تلویزیون. یا شهوت «من مو سفید کرده این موضوعم». این حالت شهوانی با افزایش سن شدیدتر هم میشه.
ما همیشه مهمون زیاد داشتیم، تا جایی که وقتی بچه بودم یه وقتهایی روزهایی که مهمون نداشتیم رو میشمردم. مادرم عادت کرده بود سفره رو یه جوری بندازه که برای هر مزاجی یه چیزی وجود داشته باشه. یه بار یه سوپ خاص رو درست کرده بود چون فقط یک نفرشون یک بار جایی از دهنش پریده بود که اون سوپ رو دوست داره. وقتی که دلار ۶۰۰ تومن بود میشد خیلی راحت این کارها رو کرد. اما الان زیاد منطقی نیست. و با اینکه منطقی نیست دلش میخواد ادامه بده. تا جایی که بعضی وقتها ته دلش مایله یک نفر از مهمونها ازین آدمهایی باشه که باید لیلی به لالاشون بذاری تا غذا بخورن، تا مجبور بشه یک غذای اختصاصی براش درست کنه. هرچقدر بش یادآوری کنم الان دلار ۶۰ هزارتومنه، و جلوی مهمون نون خشک هم بذاری باید تا کمر خم بشه برات، روش تأثیر نداره. چون نمیخواد بپذیره که چه به عنوان یک ملت، و چه در سطح فرد، شکست خوردیم. چیزی که میشه با سند و دیتا ثابت کرد شکست اقتصادی ایرانیها شدیدترین شکست اقتصادی در دنیا از بعد از جنگ جهانی دوم بوده. طبیعیه که چنین سقوط مهیبی نیاز به ضربهگیرهای روانی داره. یکی ازون ضربهگیرها تلقین اینه که «هنوز میتونیم». هنوز میتونیم مهمونی بدیم. هنوز میتونیم کالاهای غیرضروری بخریم. هنوز میتونیم زندگیای که قبلا داشتیم رو ادامه بدیم.
تور نوروز آفریقای جنوبی هیچوقت انقدر شلوغ نبوده. با هر پرش تورمی، نسل جدیدی از نوکیسهها به قشر ثروتمند اضافه میشن. اما این زایش نوکیسهها یک تایم مشخصی میبره. در عرض سه ماه و چهار ماه شکل نمیگیره. اینهایی که در به در دارند دنبال تور آفریقا و تور جمهوری چک میگردند، نوکیسههای دلار ۶۰ هزارتومنی نیستند. اینها خانوادههای دلار ۲۰ تومنی هستند که دارند تلقینهای آخرشون رو به خودشون میدن، که هنوز میتونیم عید بریم خارج. همونطور که وقتی دلار ۳۰ تومن شده بود، خانوادههای دلار ۱۲ تومنی که کیا سوار میشدند، به موتوری پول میدادند تا پشتشون حرکت کنه تا دوربین پلاکشون رو نبینه. چون در وسط تلقین بودند، که هنوز میتونیم کیا سوار بشیم، با اینکه از پس خرج طرح ترافیک هم برنمیاییم.
فرهنگها، لایف استایلها، و حتی عقاید مذهبی و فلسفی، با گردش روتین زمین به دور خورشید تغییر نمیکنند. با سقوطهایی که اتفاق میفته تغییر میکنند. خشکسالی در ماوراءالنهر کاری با تمدن کرد که مغولها هم نمیتونستن بکنند. طاعون انقلابی در اروپا ایجاد کرد که صدتا متفکر با کمک همدیگه نمیتونستند طراحیش کنند. و خاصیت سقوط اینه که نمیتونی پیشبینی کنی با زانو میخوری زمین، یا با لگن، یا با مخ. وقتی افتادی باید منتظر هرچیزی باشی، که میتونه پرونده یه سری از قصهها رو برای همیشه ببنده، و یه سری قصه جدید باز بشن.
تور نوروز آفریقای جنوبی هیچوقت انقدر شلوغ نبوده. با هر پرش تورمی، نسل جدیدی از نوکیسهها به قشر ثروتمند اضافه میشن. اما این زایش نوکیسهها یک تایم مشخصی میبره. در عرض سه ماه و چهار ماه شکل نمیگیره. اینهایی که در به در دارند دنبال تور آفریقا و تور جمهوری چک میگردند، نوکیسههای دلار ۶۰ هزارتومنی نیستند. اینها خانوادههای دلار ۲۰ تومنی هستند که دارند تلقینهای آخرشون رو به خودشون میدن، که هنوز میتونیم عید بریم خارج. همونطور که وقتی دلار ۳۰ تومن شده بود، خانوادههای دلار ۱۲ تومنی که کیا سوار میشدند، به موتوری پول میدادند تا پشتشون حرکت کنه تا دوربین پلاکشون رو نبینه. چون در وسط تلقین بودند، که هنوز میتونیم کیا سوار بشیم، با اینکه از پس خرج طرح ترافیک هم برنمیاییم.
فرهنگها، لایف استایلها، و حتی عقاید مذهبی و فلسفی، با گردش روتین زمین به دور خورشید تغییر نمیکنند. با سقوطهایی که اتفاق میفته تغییر میکنند. خشکسالی در ماوراءالنهر کاری با تمدن کرد که مغولها هم نمیتونستن بکنند. طاعون انقلابی در اروپا ایجاد کرد که صدتا متفکر با کمک همدیگه نمیتونستند طراحیش کنند. و خاصیت سقوط اینه که نمیتونی پیشبینی کنی با زانو میخوری زمین، یا با لگن، یا با مخ. وقتی افتادی باید منتظر هرچیزی باشی، که میتونه پرونده یه سری از قصهها رو برای همیشه ببنده، و یه سری قصه جدید باز بشن.
این قدش بلنده، اما پیش این ماشین برقی در حد یه عروسک به نظر میرسه. از هر زاویهای به قضیه نگاه کنی یک ماشین قتل به نظر میرسه. شاید یه عده بخوان تانک سوار بشن، ولی خود همین به تنهایی نرمافزار خودران رو توجیه میکنه. وقتی وسیلهای که میخوای استفاده کنی از ابعاد انسانی خارج شده، کنترلش هم باید دست سیستمی باشه که بهتر از مغز یک انسان عمل میکنه. هنوز به نرمافزاری که بتونه نرسیدیم، ولی باید برسیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلترهای جدید تیکتاک حتی اگه موهات رو بیاری روی صورتت هم کار میکنند. و این تازه اولشه.