دهان آدمی از حیرت باز میمونه وقتی میبینه اینهمه محتوای تحلیلی داره تولید میشه در باب پدیدارشناسی فحاشی ایرانیان، بدون اینکه ثابت شده باشه واقعا با چنین پدیدهای روبروییم! خیلی عجیبه، نیست؟ گویی تحلیلگران، دیگه حتی نیاز به «فکت بیرونی» به عنوان مبنای بحث ندارند، بلکه یک «فکت کلامی» هم برای انجام تحلیل و ریشهیابی کافیه! مثل اینه که جراح بگه باید سمت چپ شکم بیمار رو بشکافیم، بعد تو بگی ولی دکتر ایشون مشکلی ندارن اشتباهی بستری شدن، و بگه بهرحال باید برش رو از سمت چپش بزنیم!
ما بارها گفتیم اگه مطالعات مستند و قابل ارجاعی سراغ دارید که ثابت میکنه ایرانیان در فضای مجازی، رفتاری خارج از عرف دارند که انقدری اونها رو واخورده از جمع کاربران جهانی میکنه که بتونه شاخص باشه، به ما هم معرفی کنید تا ما هم مطالعه کنیم. اما خبری نشد. اسکرینشاتهایی از پیج رونالدو، اسمش مطالعات نیست. در مقابل بیشمار مثال و مصداق ارائه دادیم از متشابهات همون مدارک اسکرینشاتی که نشون میداد فحاشی نه تنها محصول فعالیت یک قشر اقلیتی است، بلکه اون قشر اختصاص به جامعه ایرانی ندارد! اما همچنان شاهدیم که درباره این پدیدهای که بیراه نیست بش بگیم «انتزاع آزردگان» (چون اغلب کسانی که ازین فضا آزرده هستند انقدر بزرگش میکنند)، قلمفرسایی میشه. اونم با دیالکتیکی چنان جدی که آدم کمی خندهش میگیره!
اما عیب نداره بیینیم عزیزان آزردهخاطر، دارند این انتزاع خودشون رو چطور توضیح میدن. ایشون استدلال میکنند چون جمهوریاسلامی تکبعدی و «بدیهیستیز» بود و ایرانیان این رفتار حکومت رو میدیدند، به طور ناخودآگاه خودشون هم بازتولیدکننده همون رفتار و بدیهیستیز شدند!
آخه این چه حرفیه؟ چطور وقتی داشتند بدیهیستیزی حکومت رو تشخیص میدادند خودآگاه بودند (و گرنه نمیتونستند تشخیص بدن)، اما وقتی خودشون خواستند تکرارش کنند همهچی ناخودآگاه شد؟ وقتی خودتون رو ناچار میکنید که برای چیزی که زیاد مهم نیست، یک توضیح مهم پیدا کنید، پیش میاد که تو حرفتون ازین باگهای اساسی هم دربیاد.
من منکر بیشمار تبعات منفی سبک حاکمیت در ایران، که فقط شامل این چهل سال اخیر نمیشه، نیستم بهیچوجه. اتفاقا خودم دائما در حال گوشزد کردن این تبعاتم، و اتفاقا مهمترین انگیزه گرایش براندازی رو در بزرگی بیش از حد این تبعات میدونم، که هزینههاش داره انباشت میشه و به نقطه غیرقابل جبران میرسه. اما فضای مجازی، یه فضاییه که سیر و تحولاتش ماورای جریانات داخل جامعه ماست. ما در این فضا بیشتر شکلپذیریم تا شکلدهنده. و این شکلپذیری هم تا حد زیادی از مقتضیات تکنیکی این فضا و فرهنگ کالکتویستی کل کاربرانش تأثیر میپذیره. به پیر به پیغمبر ما ایرانیان، پرخاشگر نیستیم. لاقل از اندازهای که در تناسب با فشارهای وارده بمون طبیعتا ازمون انتظار میره باشیم، کمتر پرخاشگریم. سمت چپ شکممون رو پاره نکنید.
https://t.me/zeitoons/3508
ما بارها گفتیم اگه مطالعات مستند و قابل ارجاعی سراغ دارید که ثابت میکنه ایرانیان در فضای مجازی، رفتاری خارج از عرف دارند که انقدری اونها رو واخورده از جمع کاربران جهانی میکنه که بتونه شاخص باشه، به ما هم معرفی کنید تا ما هم مطالعه کنیم. اما خبری نشد. اسکرینشاتهایی از پیج رونالدو، اسمش مطالعات نیست. در مقابل بیشمار مثال و مصداق ارائه دادیم از متشابهات همون مدارک اسکرینشاتی که نشون میداد فحاشی نه تنها محصول فعالیت یک قشر اقلیتی است، بلکه اون قشر اختصاص به جامعه ایرانی ندارد! اما همچنان شاهدیم که درباره این پدیدهای که بیراه نیست بش بگیم «انتزاع آزردگان» (چون اغلب کسانی که ازین فضا آزرده هستند انقدر بزرگش میکنند)، قلمفرسایی میشه. اونم با دیالکتیکی چنان جدی که آدم کمی خندهش میگیره!
اما عیب نداره بیینیم عزیزان آزردهخاطر، دارند این انتزاع خودشون رو چطور توضیح میدن. ایشون استدلال میکنند چون جمهوریاسلامی تکبعدی و «بدیهیستیز» بود و ایرانیان این رفتار حکومت رو میدیدند، به طور ناخودآگاه خودشون هم بازتولیدکننده همون رفتار و بدیهیستیز شدند!
آخه این چه حرفیه؟ چطور وقتی داشتند بدیهیستیزی حکومت رو تشخیص میدادند خودآگاه بودند (و گرنه نمیتونستند تشخیص بدن)، اما وقتی خودشون خواستند تکرارش کنند همهچی ناخودآگاه شد؟ وقتی خودتون رو ناچار میکنید که برای چیزی که زیاد مهم نیست، یک توضیح مهم پیدا کنید، پیش میاد که تو حرفتون ازین باگهای اساسی هم دربیاد.
من منکر بیشمار تبعات منفی سبک حاکمیت در ایران، که فقط شامل این چهل سال اخیر نمیشه، نیستم بهیچوجه. اتفاقا خودم دائما در حال گوشزد کردن این تبعاتم، و اتفاقا مهمترین انگیزه گرایش براندازی رو در بزرگی بیش از حد این تبعات میدونم، که هزینههاش داره انباشت میشه و به نقطه غیرقابل جبران میرسه. اما فضای مجازی، یه فضاییه که سیر و تحولاتش ماورای جریانات داخل جامعه ماست. ما در این فضا بیشتر شکلپذیریم تا شکلدهنده. و این شکلپذیری هم تا حد زیادی از مقتضیات تکنیکی این فضا و فرهنگ کالکتویستی کل کاربرانش تأثیر میپذیره. به پیر به پیغمبر ما ایرانیان، پرخاشگر نیستیم. لاقل از اندازهای که در تناسب با فشارهای وارده بمون طبیعتا ازمون انتظار میره باشیم، کمتر پرخاشگریم. سمت چپ شکممون رو پاره نکنید.
https://t.me/zeitoons/3508
Telegram
زيتون | Zeitoons@
پرخاشگری ایرانیان و بنبست بدیهیات
احسان ابراهیمی
۱- هربرت مارکوز (Herbert Marcuse) در کتاب خواندنی «انسان تک ساحتی» (One-Dimensional Man) در تحلیلی جامع در نقد دو نظام «سرمایه داری» و «کمونیستی»، به رشد و تولید «سرکوب اجتماعی»(Social Repression) همزمان…
احسان ابراهیمی
۱- هربرت مارکوز (Herbert Marcuse) در کتاب خواندنی «انسان تک ساحتی» (One-Dimensional Man) در تحلیلی جامع در نقد دو نظام «سرمایه داری» و «کمونیستی»، به رشد و تولید «سرکوب اجتماعی»(Social Repression) همزمان…
❤2
«مکرون: مشخص نیست چه کسی آمر ربودن و یا قتل خاشقچی در ترکیه بوده است. همان طور که میدانید [حکومت] آلسعود در مواردی دستهبندیها و اختلافات خودش را دارد. برای همین نمیتوان گفت که آیا دستور [ربودن]از بالا آمده بود، یا از این دستگاه امنیتی یا آن یکی شاهزاده.»
این پاراگراف رو تو رسانهها نمیبینید. من اختراع کردم. با عوض کردن چندتا کلمه از خبر اصلی بیبیسی. اما چرا جملات ساختگی من از دهان آقای مکرون خارج نمیشه؟ چون سیاست میدان بازی یک مشت عوضی است.
https://t.me/bbcpersian/30359
این پاراگراف رو تو رسانهها نمیبینید. من اختراع کردم. با عوض کردن چندتا کلمه از خبر اصلی بیبیسی. اما چرا جملات ساختگی من از دهان آقای مکرون خارج نمیشه؟ چون سیاست میدان بازی یک مشت عوضی است.
https://t.me/bbcpersian/30359
Telegram
BBCPersian
🔷مکرون: مشخص نیست چه کسی آمر توطئه بمبگذاری در نشست مجاهدین خلق بوده است
🔻امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در مصاحبهای با شبکه خبری فرانسه ۲۴، گفت: "همان طور که میدانید [حکومت] ایران در مواردی دستهبندیها و اختلافات خودش را دارد. برای همین نمیتوان گفت…
🔻امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در مصاحبهای با شبکه خبری فرانسه ۲۴، گفت: "همان طور که میدانید [حکومت] ایران در مواردی دستهبندیها و اختلافات خودش را دارد. برای همین نمیتوان گفت…
Forwarded from Deleted Account [SCAM]
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Unstable Politics on Instagram: “NO FILTER: Protester demands that GOP Senator #billcassidy "apologize to my children for ruining their futures.” Cassidy looks at the kids:…”
Deleted Account
Unstable Politics on Instagram: “NO FILTER: Protester demands that GOP Senator #billcassidy "apologize to my children for ruining their futures.” Cassidy looks at the kids:…”
اطراق کرده تو راه سناتور کسیدی که وقتی رسید بش بگه «لطفا از بچههای من عذرخواهی کن که آیندهشون رو تباه کردی». منظورش اینه قاضی کاوانا رو تأیید کردید و زندگی دخترم با قضاوتهای یک قاضی محافظهکار خراب خواهد شد!.. سناتور با اعتماد به نفس کامل، مثل تانک از روش رد میشه. رو میکنه به بچه و میگه «میدونم پدر مادرت دارن ازتون استفاده ابزاری میکنند، اما خیالتون راحت باشه که در آینده اگه کسی بدون هیچ مدرکی بتون تهمتی زد، مشکلی براتون پیش نخواهد اومد».
این رو هم باید به حساب «پدیده ترامپ» گذاشت، که کلا فضای سیاسی رو طوری تغییر داد که شاهد این صحنهها هستیم. در دوران پساترامپ، دیگه سیاستمدار بیزبون و خجالتی نخواهیم داشت. این چه نفعی داره برای جامعه؟ نفعش اینه که یک اقلیت، یا یک طرف منازعات سیاسی، با هوچیگریهای اعتراضی نمیتونه خودش رو «محق» جلوه بده. یعنی همینکه کسیدی سکوت نمیکنه (یعنی خلاف سبک کلاسیک پالیسیمیکرها که همیشه روی مود no comment هستند)، یعنی داره از موضع تمام کسانی که بش رأی دادند و باش همنظر هستند دفاع میکنه. دفعه بعد هم مردم حواسشون هست به کسی رأی بدن که انقدر «گستاخ» باشه که حرفشون رو در هر مکانی به زبان بیاره. چه در صحن کنگره چه در راهروی منتهی به سرویس بهداشتی.
این رو هم باید به حساب «پدیده ترامپ» گذاشت، که کلا فضای سیاسی رو طوری تغییر داد که شاهد این صحنهها هستیم. در دوران پساترامپ، دیگه سیاستمدار بیزبون و خجالتی نخواهیم داشت. این چه نفعی داره برای جامعه؟ نفعش اینه که یک اقلیت، یا یک طرف منازعات سیاسی، با هوچیگریهای اعتراضی نمیتونه خودش رو «محق» جلوه بده. یعنی همینکه کسیدی سکوت نمیکنه (یعنی خلاف سبک کلاسیک پالیسیمیکرها که همیشه روی مود no comment هستند)، یعنی داره از موضع تمام کسانی که بش رأی دادند و باش همنظر هستند دفاع میکنه. دفعه بعد هم مردم حواسشون هست به کسی رأی بدن که انقدر «گستاخ» باشه که حرفشون رو در هر مکانی به زبان بیاره. چه در صحن کنگره چه در راهروی منتهی به سرویس بهداشتی.
زیدآبادی نوشت «زندان اخیر من را نسبت به عمق مشکلات جامعه ایرانی آگاهتر کرد». حد خباثت رو ببینید که چرخی زده بین قربانیان کشورداری آخوندها و آخوندزادهها، و به جای اینکه ستیزهجوتر بشه نسبت به حاکمیت، میگه «جامعه ایرانی» وضعش خرابه! انگار این وضعخرابی رو خود این قربانیان بوجود آوردن! مثل نیرویانتظامی که دختران انقلاب رو دستگیر میکرد بعدا در مصاحبهها میگفت «البته اینا قرص اینا هم زیاد میخورن».
اما خباثت اصلاحطلب موضوع جدیدی نیست، زیاد مهم هم نیست. مهم اینه: شما چهجور متفکر و نویسنده و روشنفکری هستی که باید حتما بیفتی زندان تا بفهمی چه خبره؟ چرا انقدر ایزوله بودی از واقعیات که باید لزوما پات به زندان (اونم تازه یکی از مرتبترین و تمیزترینهاش در ایران) بیفته تا متوجه بشی با چه وضعیتی روبروییم؟
این سوال رو باید از فرهاد جعفری هم پرسید: آیا درک شما از «واقعیت امروز جامعه ما» اندازه تینایجری مثل مائده بود که باید حتما محبوس میشدید تا بفهمید تحت چه نسخهای از داعش در حال زیست هستیم؟ ایشون نه تنها درباره حکومت دچار خطای محاسباتی بود (چون تصور میکرد دوران اینکه «هرکسی رو بگیرن» تموم شده)، بلکه حتی درباره شخص خودش هم شناخت کافی نداشت. وقتی کسی صحبت از «همگانی کردن شجاعت» میکنه، توقع اینه که لاقل بدونه خودش تا چه مرزی قادر به پیش بردن شجاعته. این پدر پیری که باید هزار کیلومتر راه طی کنه تا به ملاقات بیاد، سه سال و دو سال و یک سال پیش هم پدر ایشون بود. اگه قرار بود مراعات پدر رو بکنه، باید همون موقع که درباره شجاعت همگانی مینوشت هم مراعات میکرد، باید همون موقع که اصرار داشت باید با اسم واقعیمون بنویسیم هم مراعات میکرد.
فکر کردید میخوام بگم «اگه فرهاد میترسید پدرش سکته کنه باید در نظر میگرفت که دختران چهارشنبههای سفید هم باید نگران سکته پدرشون باشند»؟ نه. اصلا چنین منظوری ندارم. خیلی از حامیان احمدینژاد، حبس کشیدند چون با اسم واقعی فعالیت میکردند، یعنی همون کاری که فرهاد و بقیه عزیزان به انجامش تشویقشون کردند. اما من هرگز نخواهم گفت مقصر به دردسر افتادن اونها فرهاد جعفریها هستند. همونطور که آزادی پوشش یک حق مسلمه که هرکس باید خودش مستقلا پیگیرش باشه و وابسته به کانال مسیح علینژاد نیست، با اسم واقعی نوشتن هم حق مسلم ماست و اختراع فرهاد نیست. اینجا در حال مقصریابی نیستم، چون مقصر مشخصه، و یک هویت واحد داره، که چیزی نیست جز نظام مقدس جمهوریاسلامی. پرسش (به زعم خودم موجهی) که دارم ازین عزیزان اینه که چرا حتی درباره خودتون هم انقدر دچار خطایید؟
اینکه بچه ۱۹ ساله درباره خودش و محیطش یه تصوراتی داشته باشه، و بعد با یه حبس چند هفتهای همه اون تصوراتش فرو بریزه، خب قابل درکه. فقط ۱۹ سالشه. از خونه باباش زیاد اونورتر نرفته، هرجا هم رفته با داداشش رفته. اما زیدآبادی و جعفری که موهاشون سفید شده دیگه چرا هنوز در حال ترکوندن حبابهای ذهنیشون هستن؟ اون موقع که فهمیدم اگه بگیرنم هیچکس به دادم نخواهد رسید، بیست سالم بود! و الان بیش از یک دههست که با علم کامل به این واقعیت دارم در شبکههای اجتماعی مینویسم. ۳۵ سال از امروز زیدآبادی کوچکتر بودم که داشتم... ولش کن. میترسم بگن چه از خود متشکره!
بگذریم. این چند سطر عصبی که خوندید ندید بگیرید.
https://t.me/farhadjafaripolitic/180
اما خباثت اصلاحطلب موضوع جدیدی نیست، زیاد مهم هم نیست. مهم اینه: شما چهجور متفکر و نویسنده و روشنفکری هستی که باید حتما بیفتی زندان تا بفهمی چه خبره؟ چرا انقدر ایزوله بودی از واقعیات که باید لزوما پات به زندان (اونم تازه یکی از مرتبترین و تمیزترینهاش در ایران) بیفته تا متوجه بشی با چه وضعیتی روبروییم؟
این سوال رو باید از فرهاد جعفری هم پرسید: آیا درک شما از «واقعیت امروز جامعه ما» اندازه تینایجری مثل مائده بود که باید حتما محبوس میشدید تا بفهمید تحت چه نسخهای از داعش در حال زیست هستیم؟ ایشون نه تنها درباره حکومت دچار خطای محاسباتی بود (چون تصور میکرد دوران اینکه «هرکسی رو بگیرن» تموم شده)، بلکه حتی درباره شخص خودش هم شناخت کافی نداشت. وقتی کسی صحبت از «همگانی کردن شجاعت» میکنه، توقع اینه که لاقل بدونه خودش تا چه مرزی قادر به پیش بردن شجاعته. این پدر پیری که باید هزار کیلومتر راه طی کنه تا به ملاقات بیاد، سه سال و دو سال و یک سال پیش هم پدر ایشون بود. اگه قرار بود مراعات پدر رو بکنه، باید همون موقع که درباره شجاعت همگانی مینوشت هم مراعات میکرد، باید همون موقع که اصرار داشت باید با اسم واقعیمون بنویسیم هم مراعات میکرد.
فکر کردید میخوام بگم «اگه فرهاد میترسید پدرش سکته کنه باید در نظر میگرفت که دختران چهارشنبههای سفید هم باید نگران سکته پدرشون باشند»؟ نه. اصلا چنین منظوری ندارم. خیلی از حامیان احمدینژاد، حبس کشیدند چون با اسم واقعی فعالیت میکردند، یعنی همون کاری که فرهاد و بقیه عزیزان به انجامش تشویقشون کردند. اما من هرگز نخواهم گفت مقصر به دردسر افتادن اونها فرهاد جعفریها هستند. همونطور که آزادی پوشش یک حق مسلمه که هرکس باید خودش مستقلا پیگیرش باشه و وابسته به کانال مسیح علینژاد نیست، با اسم واقعی نوشتن هم حق مسلم ماست و اختراع فرهاد نیست. اینجا در حال مقصریابی نیستم، چون مقصر مشخصه، و یک هویت واحد داره، که چیزی نیست جز نظام مقدس جمهوریاسلامی. پرسش (به زعم خودم موجهی) که دارم ازین عزیزان اینه که چرا حتی درباره خودتون هم انقدر دچار خطایید؟
اینکه بچه ۱۹ ساله درباره خودش و محیطش یه تصوراتی داشته باشه، و بعد با یه حبس چند هفتهای همه اون تصوراتش فرو بریزه، خب قابل درکه. فقط ۱۹ سالشه. از خونه باباش زیاد اونورتر نرفته، هرجا هم رفته با داداشش رفته. اما زیدآبادی و جعفری که موهاشون سفید شده دیگه چرا هنوز در حال ترکوندن حبابهای ذهنیشون هستن؟ اون موقع که فهمیدم اگه بگیرنم هیچکس به دادم نخواهد رسید، بیست سالم بود! و الان بیش از یک دههست که با علم کامل به این واقعیت دارم در شبکههای اجتماعی مینویسم. ۳۵ سال از امروز زیدآبادی کوچکتر بودم که داشتم... ولش کن. میترسم بگن چه از خود متشکره!
بگذریم. این چند سطر عصبی که خوندید ندید بگیرید.
https://t.me/farhadjafaripolitic/180
Telegram
Farhad jafari
بیش از این چه بگویم؟!
.
.
هفته گذشته ویدیویی از "مائده هژبری" دیدم که در آن خطاب به بعضی فالورهایش که خواهان گذاشتن ویدیوهای تازه از رقص هایش بودند و ازش می پرسیدند "چرا دیگه رقص نمی ذاری؟!" می گفت: "اگه دوباره برام مشکلی پیش بیاد و دستگیر بشم، کدوم تون به…
.
.
هفته گذشته ویدیویی از "مائده هژبری" دیدم که در آن خطاب به بعضی فالورهایش که خواهان گذاشتن ویدیوهای تازه از رقص هایش بودند و ازش می پرسیدند "چرا دیگه رقص نمی ذاری؟!" می گفت: "اگه دوباره برام مشکلی پیش بیاد و دستگیر بشم، کدوم تون به…
❤2
نیویورکتایمز که یهو نگران سرنوشت «مشاور سازمان امنیت و اطلاعات عربستان» شده (که بطرز جالبی فقط بش میگن «ژورنالیست» و به بقیه مشاغل و سوابقش کاری ندارن)، یه سری تور عربستانگردی برگزار میکرده ظاهراً، که خود خبرنگارهای نیویورکتایمز هم لیدرش بودن! یه جور توری هم بوده که بعیده دولت عربستان ساپورتش نکرده بوده باشه. با بلوای جدید، سریع همه صفحات مربوطه روحذف کرده از سایتش. اما خوشبختانه اینترنت هیچچیز را فراموش نمیکند و اینجا یه نسخه کپی ازش رو میتونید ببینید.
این قضیه از همه لحاظ مشکوکه. اما یه چیزی خیلی واضحه: توی این شو تلویزیونی، با اینکه پخش زندهست، همه بازیگرند!
https://web.archive.org/web/20181011022411/https://www.nytimes.com/times-journeys/travel/saudi-arabia-the-emirates-the-future-of-oil/
این قضیه از همه لحاظ مشکوکه. اما یه چیزی خیلی واضحه: توی این شو تلویزیونی، با اینکه پخش زندهست، همه بازیگرند!
https://web.archive.org/web/20181011022411/https://www.nytimes.com/times-journeys/travel/saudi-arabia-the-emirates-the-future-of-oil/
سهند ایرانمهر خیلی تقویمی پست میذاره. امروز تولد فلانی است، امروز سالگرد مرگ فلانی است. همراه با توضیحی مختصر که از لحاظ تعداد کلمات خیلی مطابقت داره با فضای یک ستون مناسبتی در روزنامه. به نحوی عجیب لای مطالب مطبوعات خارجی و داخلی غوطهوره. و از بین خارجیها بیشتر اونهایی رو دنبال میکنه که به داخلی-دولتی ها نزدیکترند. مثلا در حوزه منطقه خودمون فالوعر مطبوعات قطری-ترکیهای-لبنانی است و در حوزه غرب گاردین-واشنگتنپست-تایم و امثالهم. مخصوصا تایم چون این نشریه الان برای خود مخاطبان غربی دیگه مثل دهه نود مطرح نیست، اما بین ژورنالیستهای جهانسوم هنوز یکی از خدایان مطبوعات حساب میشه. این سبک نگارش و این سبک تولید محتوا و این سبک مصرف «خبر» و این سبک موضعگیری، به من میگه این فرد یا یک خبرنگار در یکی از خبرگزاریهای ایرانه یا قبلا کار خبری کرده و الان پست خیلی بالاتری داره. خبرگزاریای که هنوز نیروهای اصلاحطلب توش حضور قوی دارند.
اگه حدسم درست باشه، کنجکاوم که بدونم چرا هویت واقعی خودشو پنهان میکنه. فکر نکنم دلیلش اون واهمههای امنیتی باشه که مخالفان نظام دارند. چون برخلاف ادعاش «احدی از رعیت مملکت محروسه ایران» نیست. «منِ عوام» فرهاد جعفری رو میشه پذیرفت، اما احدی از رعیت ایرانمهر رو، نه.
https://t.me/sahandiranmehr/17069
اگه حدسم درست باشه، کنجکاوم که بدونم چرا هویت واقعی خودشو پنهان میکنه. فکر نکنم دلیلش اون واهمههای امنیتی باشه که مخالفان نظام دارند. چون برخلاف ادعاش «احدی از رعیت مملکت محروسه ایران» نیست. «منِ عوام» فرهاد جعفری رو میشه پذیرفت، اما احدی از رعیت ایرانمهر رو، نه.
https://t.me/sahandiranmehr/17069
Telegram
سهند ایرانمهر
✔️هاناآرنت ، به زبان ساده🔻
سهند ایرانمهر
امروز سالگرد تولد #هانا_آرنت، فیلسوف سیاسی یهودی تبار آلمانه. خب میشه الان کلی لفاظی کرد و قلمبه سلمبه گفت اما میشه فلسفه رو خیلی ساده و لذتبخش هم فهمید بنابراین تصمیم گرفتم به اختصار بهتون بگم هاناآرنت درباره خشونتی…
سهند ایرانمهر
امروز سالگرد تولد #هانا_آرنت، فیلسوف سیاسی یهودی تبار آلمانه. خب میشه الان کلی لفاظی کرد و قلمبه سلمبه گفت اما میشه فلسفه رو خیلی ساده و لذتبخش هم فهمید بنابراین تصمیم گرفتم به اختصار بهتون بگم هاناآرنت درباره خشونتی…
این خیلی خوبه. داره مطالبات معلمان رو میخونه، بعد میرسه به «اعتراض به کالایی شدن آموزش». یعنی معلمان اعتراض دارند به روند رشد خصوصیسازی در مدارس کشور. آیتم بعد میگه سقف مدرسهها داره میاد پایین! بعد یکم جلوتر میگه کلاسها ۳۵ نفره هستن، هرچی میگیم معلم نمیتونه از پس این جمعیت برمیاد گوش نمیدن!
خب عزیزجان، سقف کلاسها داره میاد پایین چون مدارس دولتیاند! جمعیت کلاسها زیاده، چون مدارس دولتیاند! خیلی بانمکه، چطور متوجه نمیشن یک آیتم درست متناقض آیتم بعدیه؟
ممکنه بگن چون دولت ما فشل است، دلیل نمیشود که اموزش از حالت دولتی خارج شود!
اولا، با تئوری که نمیشه زندگی کرد، باید به واقعیت روی زمین نگاه کرد. اگر دولت فشل است، که هست، پس نباید بخوای مدارس دولتی بمونند. هروقت دولت ایران از فشلی و ناکارآمدی خارج شد، اون وقت باید بیای از غیردولتی شدن نگران باشی، نه الان. دوما، دولت کارآمد مثال بزنم؟ دولت انگلستان! که ما هفتادسال دیگه هم به الانش نمیرسیم. همین دولت انگلستان بلایی سر بیمارستانهای دولتی این کشور آورده که به گزارش گاردین، در چندین مورد مریض رو سوار آمبولانس کردند بردند یک بیمارستان دیگه کارهای تشخیصی رو انجام دادن و برگردوندن، چرا؟ چون دستگاه سیتی خودشون از کار افتاده! چرا؟ چون اونجور که باید بابت تعمیرنگهداری هزینه نشده، چرا؟ چون دولت کمبود بودجه داره! درباره فاکینگ انگلستان داریم صحبت میکنیم! چهارمین کشور ثروتمند جهان. اگه قرار بود دولت بهینه کار کنه، تو همون اروپا خودشو ثابت میکرد. ولی درست عکسش ثابت میشه هرروز.
تازه خصوصیسازی ایران فقط در بخش فیزیک مدرسهست، نه محتوا. ما آزاد نیستیم خودمون مدرسه مورد پسند خودمون رو بسازیم و همونجور که صلاح میدونیم بچههامون رو آموزش بدیم. مدرسه غیرانتفاعی هم دقیقا همون ساختار مدرسه دولتی رو داره و همه تحت برنامهریزی حکومتی هستند. معلمان گرانقدرمون نه تنها به این معترض نیستند که چرا باید حکومت تعیین کند که محتوا و ساختار چگونه باشد، بلکه به خارج شدن در و دیوار و گردش مالی مدرسه از چنگ حکومت معترضند!
من سر خودم را به کدام ستون بکوبم؟ 🤦🏻♂️
https://t.me/mamlekate/40008
خب عزیزجان، سقف کلاسها داره میاد پایین چون مدارس دولتیاند! جمعیت کلاسها زیاده، چون مدارس دولتیاند! خیلی بانمکه، چطور متوجه نمیشن یک آیتم درست متناقض آیتم بعدیه؟
ممکنه بگن چون دولت ما فشل است، دلیل نمیشود که اموزش از حالت دولتی خارج شود!
اولا، با تئوری که نمیشه زندگی کرد، باید به واقعیت روی زمین نگاه کرد. اگر دولت فشل است، که هست، پس نباید بخوای مدارس دولتی بمونند. هروقت دولت ایران از فشلی و ناکارآمدی خارج شد، اون وقت باید بیای از غیردولتی شدن نگران باشی، نه الان. دوما، دولت کارآمد مثال بزنم؟ دولت انگلستان! که ما هفتادسال دیگه هم به الانش نمیرسیم. همین دولت انگلستان بلایی سر بیمارستانهای دولتی این کشور آورده که به گزارش گاردین، در چندین مورد مریض رو سوار آمبولانس کردند بردند یک بیمارستان دیگه کارهای تشخیصی رو انجام دادن و برگردوندن، چرا؟ چون دستگاه سیتی خودشون از کار افتاده! چرا؟ چون اونجور که باید بابت تعمیرنگهداری هزینه نشده، چرا؟ چون دولت کمبود بودجه داره! درباره فاکینگ انگلستان داریم صحبت میکنیم! چهارمین کشور ثروتمند جهان. اگه قرار بود دولت بهینه کار کنه، تو همون اروپا خودشو ثابت میکرد. ولی درست عکسش ثابت میشه هرروز.
تازه خصوصیسازی ایران فقط در بخش فیزیک مدرسهست، نه محتوا. ما آزاد نیستیم خودمون مدرسه مورد پسند خودمون رو بسازیم و همونجور که صلاح میدونیم بچههامون رو آموزش بدیم. مدرسه غیرانتفاعی هم دقیقا همون ساختار مدرسه دولتی رو داره و همه تحت برنامهریزی حکومتی هستند. معلمان گرانقدرمون نه تنها به این معترض نیستند که چرا باید حکومت تعیین کند که محتوا و ساختار چگونه باشد، بلکه به خارج شدن در و دیوار و گردش مالی مدرسه از چنگ حکومت معترضند!
من سر خودم را به کدام ستون بکوبم؟ 🤦🏻♂️
https://t.me/mamlekate/40008
Telegram
مملکته
مطالبات #اعتصاب_معلمان رو از زبان یکی از معلمان بشنویم
@mamlekate
@mamlekate
❤3
یکی از خوانندگان نقدی وارد کردند به پست قبلی که چون صوتیه نمیتونم کپیپیست کنم اینجا. خلاصه صحبتشون اینه که کل بودجه آموزش و پرورش ما ۲۸۰۰ میلیارده که میشه ۲۰۰ میلیوندلار! پس مشکل، دولتی بودن نیست؛ مشکل اینه که حکومت رها کرده آموزش و پرورش رو. بعد اشاره کردند که از درآمد کشور، مردم فقط از ۱۵ درصدش منتفع میشن، و بعد گفتن من دارم در رویاها سیر میکنم چون مدارس غیرانتفاعی دارن ۲۰ میلیون شهریه میگیرن و ۹۰ درصد مردم اصلا نخواهند توانست از پس این شهریهها بربیان.
البته اعداد ایشون دقیق نیست. مثلا بودجه آموزش و پرورش ۲۸۰۰ میلیارد نیست، ۳۶هزارمیلیارد تومنه! که باید تقسیم بر دلار ۴۲۰۰ تومنی هم بشه، نه دلار خیابونی. چون بودجه رو با دلار چهارراه استانبول اختصاص نمیدن. پس بودجه ۲۰۰ میلیون دلار نیست، ۸ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاره!
اما به هرحال تغییری در استدلال ایشون ایجاد نمیشه، چون این عدد بسیار کمتر از بودجه کشورهای پیشرفتهست. مثلا بریتانیا با ۱۵ میلیوننفر جمعیت کمتر از ما قراره در سال ۲۰۱۹ برای بخش آموزش ۸۸ میلیارد پوند هزینه کنه (که نصفش رو دولت مرکزی میده و نصفش رو دولتهای محلی و شهرداریها)! که یعنی ۱۳ برابر ایران.
اما چند لحظه در بودجه ما و بریتانیا دقت کنید، ۸ میلیارد، و ۱۱۰ میلیارد دلار! ما اگه روزی ۲ میلیون بشکه نفت بفروشیم و فرض کنیم مثل تحریمهای فعلی چیزی باعث نصف شدنش نمیشه، و قیمتش ۸۰ دلار باشه و فرض کنیم دوباره سقوط نمیکنه به ۴۰ دلار، چقدر در ماه درآمد نفتی خواهیم داشت؟ ۱۰ دلار ازون ۸۰ دلار رو کم کنید برای خرجهای خود صنعت نفت، و ۲ میلیون رو ضربدر ۷۰ کنید تا به عدد ناچیز روزی ۱۴۰ میلیون دلار برسید! یعنی ما اگه بخوایم اندازه بریتانیا خرج آموزش دولتی کنیم باید در هرسال ۷۸۵ روز نفت بفروشیم، چون ۳۶۵ روز کفایت نمیکنه! و تازه در اون صورت پول برای هیچ چیز دیگه هم نخواهیم داشت و باید نان خشک سق بزنیم.
هدفم ازین چرتکه اندازیها این بود که بگم حتی اگه دولت ایران آموزش و پرورش رو رها نمیکرد، و هیچ دزدی و فساد و ناکارآمدی هم وجود نداشت، فوق فوقش این ۸ میلیارد میشد ۱۲ میلیارد! پس باز هم سقفها فرو میریخت، و بخاریها آتش میگرفت، معلمان همچنان از کم بودن حقوق مینالیدند و یه عده در وسط برهوت کلاس تشکیل میدادن.
من اینو بارها گفتم که ما ایرانیها انقدر درگیر موضوعات مرتبط با فساد شدیم که حواسمون از کل ساختار پرت شده. مثل خودروسازی که مردم تصور میکنند اگه فساد نبود و انحصار برداشته میشد الان هممون سوار کرولا ۲۰۱۹ بودیم! در حالی که کرولا حداقل ۱۸هزار دلاره! اینو نه با دلار چهارراهاستانبول میتونیم پرداخت کنیم نه حتی با دلار جهانگیری. بنابراین حرف من اینه که پول نیست آقایان و خانومها، پول نیست. همونقدری هم که هست دارید از ناکارآمدترین سیستم دنیا تحویل میگیرید. این گاوی که مطالبه دوشیدنش رو دارید، نه تنها نر است، بلکه مریض هم هست.
ادامه 🔽
البته اعداد ایشون دقیق نیست. مثلا بودجه آموزش و پرورش ۲۸۰۰ میلیارد نیست، ۳۶هزارمیلیارد تومنه! که باید تقسیم بر دلار ۴۲۰۰ تومنی هم بشه، نه دلار خیابونی. چون بودجه رو با دلار چهارراه استانبول اختصاص نمیدن. پس بودجه ۲۰۰ میلیون دلار نیست، ۸ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاره!
اما به هرحال تغییری در استدلال ایشون ایجاد نمیشه، چون این عدد بسیار کمتر از بودجه کشورهای پیشرفتهست. مثلا بریتانیا با ۱۵ میلیوننفر جمعیت کمتر از ما قراره در سال ۲۰۱۹ برای بخش آموزش ۸۸ میلیارد پوند هزینه کنه (که نصفش رو دولت مرکزی میده و نصفش رو دولتهای محلی و شهرداریها)! که یعنی ۱۳ برابر ایران.
اما چند لحظه در بودجه ما و بریتانیا دقت کنید، ۸ میلیارد، و ۱۱۰ میلیارد دلار! ما اگه روزی ۲ میلیون بشکه نفت بفروشیم و فرض کنیم مثل تحریمهای فعلی چیزی باعث نصف شدنش نمیشه، و قیمتش ۸۰ دلار باشه و فرض کنیم دوباره سقوط نمیکنه به ۴۰ دلار، چقدر در ماه درآمد نفتی خواهیم داشت؟ ۱۰ دلار ازون ۸۰ دلار رو کم کنید برای خرجهای خود صنعت نفت، و ۲ میلیون رو ضربدر ۷۰ کنید تا به عدد ناچیز روزی ۱۴۰ میلیون دلار برسید! یعنی ما اگه بخوایم اندازه بریتانیا خرج آموزش دولتی کنیم باید در هرسال ۷۸۵ روز نفت بفروشیم، چون ۳۶۵ روز کفایت نمیکنه! و تازه در اون صورت پول برای هیچ چیز دیگه هم نخواهیم داشت و باید نان خشک سق بزنیم.
هدفم ازین چرتکه اندازیها این بود که بگم حتی اگه دولت ایران آموزش و پرورش رو رها نمیکرد، و هیچ دزدی و فساد و ناکارآمدی هم وجود نداشت، فوق فوقش این ۸ میلیارد میشد ۱۲ میلیارد! پس باز هم سقفها فرو میریخت، و بخاریها آتش میگرفت، معلمان همچنان از کم بودن حقوق مینالیدند و یه عده در وسط برهوت کلاس تشکیل میدادن.
من اینو بارها گفتم که ما ایرانیها انقدر درگیر موضوعات مرتبط با فساد شدیم که حواسمون از کل ساختار پرت شده. مثل خودروسازی که مردم تصور میکنند اگه فساد نبود و انحصار برداشته میشد الان هممون سوار کرولا ۲۰۱۹ بودیم! در حالی که کرولا حداقل ۱۸هزار دلاره! اینو نه با دلار چهارراهاستانبول میتونیم پرداخت کنیم نه حتی با دلار جهانگیری. بنابراین حرف من اینه که پول نیست آقایان و خانومها، پول نیست. همونقدری هم که هست دارید از ناکارآمدترین سیستم دنیا تحویل میگیرید. این گاوی که مطالبه دوشیدنش رو دارید، نه تنها نر است، بلکه مریض هم هست.
ادامه 🔽
❤2
خب باید چه کرد؟ خود معلمان هم ایدهای ندارند. از فیدبکها هم اینطور برمیاد که بیشتر از نفس اعتصاب راضیان تا اثربخشی که ممکنه ایجاد کنه. یعنی الان موضوع اینه که «عجب حرکت خفنی زدیم، ایول». آیا دولت میتونه از ترس اعتصابهای هماهنگ، ناگهان خودشو کارآمد و عاری از فساد کنه؟ خیر. آیا میتونه درآمدش رو ده برابر، یا پنجبرابر یا حتی فقط دو برابر کنه؟ خیر (اینا اگه بتونن ثابت نگهش دارن جشن خواهند گرفت).
وقتی من میگم درد اینه که مدارس دولتیاند فکر میکنند منظورم اینه که باید غیرانتفاعیهای ۲۰ میلیونتومنی رو تکثیر کنیم! تو حتی سنگاپور و ژاپن هم درصد غیرانتفاعیها از ۲۵ درصد تجاوز نمیکنه، تازه اونم فقط در مقطع دبیرستان. بله اگه به اندازه سنگاپور حل شدیم در سرمایهداری، ما هم میتونیم به اونجا و حتی فراتر از اون برسیم، ولی شاید پنجاه سال طول کشید. کرولا رو میشه سوار نشد، اما آموزش رو نمیشه پنجاه سال معطل کرد. وقتی میگم درد اینه که مدارس دولتیان، یعنی باید آموزش، مردمی بشه. یه زمانی در ایران بود. سیستم مکتبخانه، کاملا مردمی بود.
فکر میکنید خیلی تخیلیه؟ خب اشتباه میکنید. نه تنها تخیلی نیست، بلکه همین الانش عدهای از ایرانیها دارند احیاش میکنند، که بیشتر در قم متمرکزه. تعدادی از خانوادههای خیلی مذهبی که محیط امروزی مدارس ایران رو ضداخلاقی میدونن، کلا بچههاشون رو به مدرسههای حمهوریاسلامی نمیفرستن. بلکه مدرسههایی ابداع کردند که ماهیتی تقریبا زیرزمینی داره. یعنی وجهه قانونی نداره، اما به طرقی قانون رو دور زدن. شبکهای خودمونی تشکیل دادن که مکان رو خودشون تهیه میکنند (که میتونه مسجد باشه، میتونه حسینیه باشه)، معلم رو هم خودشون استخدام میکنند. و چون از سیستم آزادند، هم از اجبار واکسن میتونن فرار کنند، هم محتویات درسی رو تغییر بدن. و اینجور که شنیدم تغییراتی دادن که داره شبیه یکجور پیشاهنگی میشه! این واقعا باعث تأسفه که قشر سوپرمذهبی با تمام انسداد فکری که بش دچاره، به ذهنش رسیده خودش و فرزندش رو آزاد کنه از سیستم، اما قشری که ادعا میکنه ذهن بازی داره، این رو یک ایده تخیلی و حتی خطرناک حساب میکنه!
درباره اینکه این مردمی کردن آموزش دقیقا باید چجوری انجام بشه خیلی بحث میشه کرد، اما فعلا مهم اینه که به این درک عمومی برسیم که باید مردمی بشه یا نه. وقتی حتی فرهنگیان جامعه به اون درک نرسیدن، خب معلومه که حق دارم نه تنها حمایت نکنم از اعتصابشون (با این لیست از مطالبات)، بلکه انتقاد هم بکنم.
عزیزان دقت ندارند که آنارشیسم، به معنی استقلال کامل از دولت، و زیست اجتماعی خارج از سیطره دولت، و کلا جامعه بیدولت، در انتهای طیف راست قرار داره. راستها هرچی از مرکز دورتر میشن میرن به سمت لیبرترینیسم، و بعد ازون آنارشیسم. لذا به عنوان یک راستگرا، خیلی طبیعیه که حداقل در اموزش گرایشات آنارشیستی داشته باشم. لذا اگه در هلند هم بودم، با اون نظام آموزشی لاکچری که دارند، نظرم باز همین بود. اما اگه در هلند بودم زیاد روی نظرم تأکید نمیکردم، چون ایرادات اون سیستم اونقدی نیست که خیلی وادارم کنه به تمایلات آنارشیستی. اما چون در ایرانم نظرم اینه که با توجه به دو واقعیت تلخ موجود، یعنی بیبضاعت بودن ایران از لحاظ اقتصادی در زمانه فعلی، و چشمانداز ناامیدکننده درباره تغییر حاکمیت فعلی، مردمی شدن آموزش در این کشور یک ضرورت، و یا حتی «تنها چاره موجود» حساب میشه. به تعبیر یکی از ایرانیان خارجنشین، وضعیت همهچیز در ایران امروز «پریشان» است. در وضعیتهای بحرانی، این ایدههای راستگرایانه هستند که میتونن نجاتبخش باشند.
وقتی من میگم درد اینه که مدارس دولتیاند فکر میکنند منظورم اینه که باید غیرانتفاعیهای ۲۰ میلیونتومنی رو تکثیر کنیم! تو حتی سنگاپور و ژاپن هم درصد غیرانتفاعیها از ۲۵ درصد تجاوز نمیکنه، تازه اونم فقط در مقطع دبیرستان. بله اگه به اندازه سنگاپور حل شدیم در سرمایهداری، ما هم میتونیم به اونجا و حتی فراتر از اون برسیم، ولی شاید پنجاه سال طول کشید. کرولا رو میشه سوار نشد، اما آموزش رو نمیشه پنجاه سال معطل کرد. وقتی میگم درد اینه که مدارس دولتیان، یعنی باید آموزش، مردمی بشه. یه زمانی در ایران بود. سیستم مکتبخانه، کاملا مردمی بود.
فکر میکنید خیلی تخیلیه؟ خب اشتباه میکنید. نه تنها تخیلی نیست، بلکه همین الانش عدهای از ایرانیها دارند احیاش میکنند، که بیشتر در قم متمرکزه. تعدادی از خانوادههای خیلی مذهبی که محیط امروزی مدارس ایران رو ضداخلاقی میدونن، کلا بچههاشون رو به مدرسههای حمهوریاسلامی نمیفرستن. بلکه مدرسههایی ابداع کردند که ماهیتی تقریبا زیرزمینی داره. یعنی وجهه قانونی نداره، اما به طرقی قانون رو دور زدن. شبکهای خودمونی تشکیل دادن که مکان رو خودشون تهیه میکنند (که میتونه مسجد باشه، میتونه حسینیه باشه)، معلم رو هم خودشون استخدام میکنند. و چون از سیستم آزادند، هم از اجبار واکسن میتونن فرار کنند، هم محتویات درسی رو تغییر بدن. و اینجور که شنیدم تغییراتی دادن که داره شبیه یکجور پیشاهنگی میشه! این واقعا باعث تأسفه که قشر سوپرمذهبی با تمام انسداد فکری که بش دچاره، به ذهنش رسیده خودش و فرزندش رو آزاد کنه از سیستم، اما قشری که ادعا میکنه ذهن بازی داره، این رو یک ایده تخیلی و حتی خطرناک حساب میکنه!
درباره اینکه این مردمی کردن آموزش دقیقا باید چجوری انجام بشه خیلی بحث میشه کرد، اما فعلا مهم اینه که به این درک عمومی برسیم که باید مردمی بشه یا نه. وقتی حتی فرهنگیان جامعه به اون درک نرسیدن، خب معلومه که حق دارم نه تنها حمایت نکنم از اعتصابشون (با این لیست از مطالبات)، بلکه انتقاد هم بکنم.
عزیزان دقت ندارند که آنارشیسم، به معنی استقلال کامل از دولت، و زیست اجتماعی خارج از سیطره دولت، و کلا جامعه بیدولت، در انتهای طیف راست قرار داره. راستها هرچی از مرکز دورتر میشن میرن به سمت لیبرترینیسم، و بعد ازون آنارشیسم. لذا به عنوان یک راستگرا، خیلی طبیعیه که حداقل در اموزش گرایشات آنارشیستی داشته باشم. لذا اگه در هلند هم بودم، با اون نظام آموزشی لاکچری که دارند، نظرم باز همین بود. اما اگه در هلند بودم زیاد روی نظرم تأکید نمیکردم، چون ایرادات اون سیستم اونقدی نیست که خیلی وادارم کنه به تمایلات آنارشیستی. اما چون در ایرانم نظرم اینه که با توجه به دو واقعیت تلخ موجود، یعنی بیبضاعت بودن ایران از لحاظ اقتصادی در زمانه فعلی، و چشمانداز ناامیدکننده درباره تغییر حاکمیت فعلی، مردمی شدن آموزش در این کشور یک ضرورت، و یا حتی «تنها چاره موجود» حساب میشه. به تعبیر یکی از ایرانیان خارجنشین، وضعیت همهچیز در ایران امروز «پریشان» است. در وضعیتهای بحرانی، این ایدههای راستگرایانه هستند که میتونن نجاتبخش باشند.
❤5
در سند برنامه استراتژیک آمریکا که دولت ترامپ تهیه کرد تأکید شده که هرچه زودتر باید شبکه نسل ۵ موبایل رو در کشور راهاندازی کنیم و دولت هر کاری از دستش برمیاد باید انجام بده. یکی از مدیران نوکیا آمریکا (نه اون نوکیا که گوشی میزد. این نوکیاییه که تجهیزات زیرساخت تولید میکنه) چند وقت پیش گفته بود با اینکه رسما شبکه راهاندازی نشده ولی روزی نیست که برام پیغام نیاد که چندین سایت نسل۵ نصب شده!
بعد آقای خامنهای در سند چشمانداز ۱۴۴۴ هدفگذاری کردند که تقریبا پنجاه سال بعد این موقع ایرانیان باید «ایمان به غیب» داشته باشند!
ترکها یه ضربالمثل دارن که میگه «پیش دکتر بری دوا مینویسه، پیش آخوند بری دعا مینویسه». یعنی اولا اینا کارشون همینه، دستخالی بر نمیگردی از پیششون. و ثانیا اگه میری پیش دکتر انتظار نداشته باش دعا کنه واست، و اگه میری پیش آخوند انتظار نداشته باش درمانت کنه. اجداد بیسواد ما از چند قرن پیش میدونستند فرق کارشناس و آخوند چیه، و «درمان» دست آخوند نیست. نمیدونم چه آجری خورد به سرشون که فکر کردند دعانویس و روضهخون به درد مملکتداری میخورند. منظورم از آخوند صرفا کسی که عمامه رو سرشه نیست، مثلا مهاجرانی و رحیمپور ازغدی عمامه ندارند ولی آخوند هستند. منظور کسیه که چنان غوطهوره در شریعت که اصلا حالیش نیست کجاست! فکر کنید افتادید تو تانکر تریلی حمل نفت. نمیدونید تریلی کجاست و کجا میره. شما فقط نفت میبینید! و احتمالا یه دریچه در بالا که فقط آسمون ازش دیده میشه و ازش نمیشه فهمید کجا هستید. این عبارت «اصلا حالیش نیست کجاست» هرچند عامیانهست ولی به نظرم دقیقترین توصیف از وضعیت رهبر ما و نیروهای پیرامونشه.
بعد آقای خامنهای در سند چشمانداز ۱۴۴۴ هدفگذاری کردند که تقریبا پنجاه سال بعد این موقع ایرانیان باید «ایمان به غیب» داشته باشند!
ترکها یه ضربالمثل دارن که میگه «پیش دکتر بری دوا مینویسه، پیش آخوند بری دعا مینویسه». یعنی اولا اینا کارشون همینه، دستخالی بر نمیگردی از پیششون. و ثانیا اگه میری پیش دکتر انتظار نداشته باش دعا کنه واست، و اگه میری پیش آخوند انتظار نداشته باش درمانت کنه. اجداد بیسواد ما از چند قرن پیش میدونستند فرق کارشناس و آخوند چیه، و «درمان» دست آخوند نیست. نمیدونم چه آجری خورد به سرشون که فکر کردند دعانویس و روضهخون به درد مملکتداری میخورند. منظورم از آخوند صرفا کسی که عمامه رو سرشه نیست، مثلا مهاجرانی و رحیمپور ازغدی عمامه ندارند ولی آخوند هستند. منظور کسیه که چنان غوطهوره در شریعت که اصلا حالیش نیست کجاست! فکر کنید افتادید تو تانکر تریلی حمل نفت. نمیدونید تریلی کجاست و کجا میره. شما فقط نفت میبینید! و احتمالا یه دریچه در بالا که فقط آسمون ازش دیده میشه و ازش نمیشه فهمید کجا هستید. این عبارت «اصلا حالیش نیست کجاست» هرچند عامیانهست ولی به نظرم دقیقترین توصیف از وضعیت رهبر ما و نیروهای پیرامونشه.
Anarchonomy
در سند برنامه استراتژیک آمریکا که دولت ترامپ تهیه کرد تأکید شده که هرچه زودتر باید شبکه نسل ۵ موبایل رو در کشور راهاندازی کنیم و دولت هر کاری از دستش برمیاد باید انجام بده. یکی از مدیران نوکیا آمریکا (نه اون نوکیا که گوشی میزد. این نوکیاییه که تجهیزات زیرساخت…
یه چیز قشنگ دیگه پیدا کردم تو این سند. بند ۱۱:
«تحقیق و نظریهپردازی برای تبیین عدم تعارض دوگانههایی از قبیل عقل و نقل، علم و دین، پیشرفت و عدالت، ایرانی بودن و اسلامیت، و تولید ثروت و معنویت، از سوی صاحبنظران و نهادهای علمی کشور»
شاید عدهای از محققین و متفکرین وجود داشته باشند که به این نتیجه رسیده باشند که تعارضی بین عقل و نقل یا بین علم و دین نیست (که البته مهمه که معلوم بشه منظورشون کدام علم و کدام دین است). اما ایشون امر میکنه یه جوری تحقیق و نظریهپردازی کنید که نتیجهش بشه اینکه تعارض ندارند! انگار تحقیق و نظریهپردازی هم مثل آسفالتریزیه، که حکومت سفارش بده، کارگران شهرداری هم برن بریزن!
هدف پژوهش اینه که بفهمیم حقیقت چیه. ممکنه چیزی باشه که ما خوشمون نمیاد. کسی که از قبل تعیین کرده حقیقت چیه، پژوهش براش معنی نداره.
بذارید گوشهای از میراث نقلی خودمون رو کپیپیست کنم اینجا:
«ابو هاشم میگوید: خدمت امام هادى رفتم و آنحضرت با من به زبان هندى سخن گفت؛ اما من نتوانستم جواب ایشان را به خوبى بدهم. در این هنگام امام یک عدد ریگ را بر دهان خود گذاشت و آنرا مکید و به من داد و من آنرا در دهان خود گذاشتم. به خداوند قسم هنوز از نزد آنحضرت خارج نشدم که میتوانستم با هفتاد و سه زبان سخن بگویم که یکى از آنها زبان هندى بود!» 😐
«تحقیق و نظریهپردازی برای تبیین عدم تعارض دوگانههایی از قبیل عقل و نقل، علم و دین، پیشرفت و عدالت، ایرانی بودن و اسلامیت، و تولید ثروت و معنویت، از سوی صاحبنظران و نهادهای علمی کشور»
شاید عدهای از محققین و متفکرین وجود داشته باشند که به این نتیجه رسیده باشند که تعارضی بین عقل و نقل یا بین علم و دین نیست (که البته مهمه که معلوم بشه منظورشون کدام علم و کدام دین است). اما ایشون امر میکنه یه جوری تحقیق و نظریهپردازی کنید که نتیجهش بشه اینکه تعارض ندارند! انگار تحقیق و نظریهپردازی هم مثل آسفالتریزیه، که حکومت سفارش بده، کارگران شهرداری هم برن بریزن!
هدف پژوهش اینه که بفهمیم حقیقت چیه. ممکنه چیزی باشه که ما خوشمون نمیاد. کسی که از قبل تعیین کرده حقیقت چیه، پژوهش براش معنی نداره.
بذارید گوشهای از میراث نقلی خودمون رو کپیپیست کنم اینجا:
«ابو هاشم میگوید: خدمت امام هادى رفتم و آنحضرت با من به زبان هندى سخن گفت؛ اما من نتوانستم جواب ایشان را به خوبى بدهم. در این هنگام امام یک عدد ریگ را بر دهان خود گذاشت و آنرا مکید و به من داد و من آنرا در دهان خود گذاشتم. به خداوند قسم هنوز از نزد آنحضرت خارج نشدم که میتوانستم با هفتاد و سه زبان سخن بگویم که یکى از آنها زبان هندى بود!» 😐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدونم این درگیری تفنگداران دریایی آمریکایی با طالبان تو افغانستان واسه چه سالی بوده. در انتها بعد ازینکه گروهبانشون میگه «درست زدم وسط کله طرف»، صدای یکی دیگه ضبط شده که میگه «ببین عوضیها رو، زن و بچهشون رو سپر بلا کردن تا بتونن در برن».
گویا گروهبانشون بعدا تو همون افغانستان کشته میشه، که فقط ۲۹ سالش بوده. در زمان این درگیری احتمالا فقط ۲۶ سالش بوده. هدایت افراد در چنین شرایط سختی کاریه که من تصورش هم نمیتونم بکنم.
ایشون تو قبرستان کوآنتیکو دفن شده. قطعه ۲۵، شماره ۲۹۹. گروهبان کالین اسکات بلنست.
اگه خوانندگان کانال که در آمریکا هستند یا قراره به آمریکا عزیمت کنند، مسیرشون به ویرجینیا افتاد، از طرف من به این سرباز ادای احترام کنند. پیشاپیش تشکر میکنم.
https://goo.gl/maps/Qb17dBkzDcN2
ایشون تو قبرستان کوآنتیکو دفن شده. قطعه ۲۵، شماره ۲۹۹. گروهبان کالین اسکات بلنست.
اگه خوانندگان کانال که در آمریکا هستند یا قراره به آمریکا عزیمت کنند، مسیرشون به ویرجینیا افتاد، از طرف من به این سرباز ادای احترام کنند. پیشاپیش تشکر میکنم.
https://goo.gl/maps/Qb17dBkzDcN2
38°32'48.7"N 77°21'46.0"W
Find local businesses, view maps and get driving directions in Google Maps.
Anarchonomy
من گفتم شاید یکم لاپوشانی کنند، اما نه.. خیلی رک دارن میگن موضوع چیه.
همین کریستف رفته بود کره شمالی که گزارش تهیه کنه. باید توعیتهای و پستهای اینستاگرامش رو میدیدید. یه جوری داشت وضعیت این کشور رو مالهکشی میکرد که فکر میکردی رفته کره جنوبی، نه شمالی! حتی عکسهایی رو انتخاب میکرد که به نظر برسه زندگی خیلی نرمال و شاده! آش انقدر شور شده بود که حتی یه عده از لیبرالها هم بش اعتراض کردند که بابا دیگه انقدر هم خوب نیست اوضاع!
اگه حالتون از صدرا محقق بهم میخوره، فکر نکنید در آزادترین کشورهای جهان مشابهشون پیدا نمیشه. به قول رفقا:
Journalism is dead.
اگه حالتون از صدرا محقق بهم میخوره، فکر نکنید در آزادترین کشورهای جهان مشابهشون پیدا نمیشه. به قول رفقا:
Journalism is dead.
❤3
همینجور شاهد از غیب که نه، از در و دیوار داره میریزه.
دقت کنید که چقدر هماهنگند باهم در اینکه مشکل فقط ولیعهده! همون هوچیگری حقوقبشری که علیه محمدرضا پهلوی ایجاد کردند علیه بنسلمان راه انداختن! و چقدر بامزهست که سه سال و نیم بمباران یمن و اون همه تلفات که به بار آورد براشون مهم نبود، اما ده دوازده زن سعودی مثلا منتقد، خونشون رو ناگهان به جوش آورد!
دیگه لازم نیست توضیحاتی اضافه کنم، کاملا با یک تعفن سیاسی مواجهیم و آدم باید کندذهن باشه که متوجه نشه داستان از چه قراره.
اگه شاه عربستان تسلیم این فشار بشه، باید فاتحه خاورمیانه رو خوند. چون یعنی ما روی خوش نخواهیم دید، حتی تا ۱۴۴۴ کذایی.
https://t.me/rajanews_com/64662
دقت کنید که چقدر هماهنگند باهم در اینکه مشکل فقط ولیعهده! همون هوچیگری حقوقبشری که علیه محمدرضا پهلوی ایجاد کردند علیه بنسلمان راه انداختن! و چقدر بامزهست که سه سال و نیم بمباران یمن و اون همه تلفات که به بار آورد براشون مهم نبود، اما ده دوازده زن سعودی مثلا منتقد، خونشون رو ناگهان به جوش آورد!
دیگه لازم نیست توضیحاتی اضافه کنم، کاملا با یک تعفن سیاسی مواجهیم و آدم باید کندذهن باشه که متوجه نشه داستان از چه قراره.
اگه شاه عربستان تسلیم این فشار بشه، باید فاتحه خاورمیانه رو خوند. چون یعنی ما روی خوش نخواهیم دید، حتی تا ۱۴۴۴ کذایی.
https://t.me/rajanews_com/64662
Telegram
کانال خبری رجانیوز
🔻گاردین: بهترین اتفاق این است که یک شاهزاده محترم سعودی جایگزین محمدبن سلمان شود
🔹گاردین می نویسد ما باید ناپدید شدن جمال حاشقچی روزنامه نگار را در ادامه بازداشت و ناپدید شدن 12 فعال زنان در عربستان سعودی ببینیم که از اواخر ماه مه هیچ چیزی از آنها گفته نشده…
🔹گاردین می نویسد ما باید ناپدید شدن جمال حاشقچی روزنامه نگار را در ادامه بازداشت و ناپدید شدن 12 فعال زنان در عربستان سعودی ببینیم که از اواخر ماه مه هیچ چیزی از آنها گفته نشده…
❤1
چه نقطه اشتراکی هست بین فمنیستها و آیتالله سیستانی؟ سوال خندهداری به نظر میاد؟ ولی واقعا در حال حاضر نقطه اشتراک دارند.. یکم فکر کنید شاید چیزی به ذهنتون رسید.
خیلی سادهست که.. اگه کمی اخبار عراق رو دنبال کرده بودید الان سریع حدس میزدید. نقطه اشتراکشون اینه: هر دو در برابر فجایعی که داره به سر زنان و اقلیتها میاد، لال هستند!
موفق بودن در عراق داره به یک خطر جانی تبدیل میشه برای زنان عراقی. فرقی نداره این موفقیت در حد ملکهزیبایی شدن باشه، یا در حد تأسیس دو سه شعبه سالن آرایشگاه! یا به بهانه بیعفتی در خیابانها ترورشون میکنند، یا به بهانه مردسالارانه دیگه مثل جواب رد دادن به درخواست ازدواج. (اونجا اسیدپاشی زیاد طرفدار نداره، چون چنددهه خشونت جنگی باعث شده این مردم یک نوع فتیش نسبت به بیرون ریخته شدن دل و روده قربانی پیدا کنند. اسید که فقط سطح رو میسوزونه ارضاکننده نیست. صحنه خونآلودی که کلاشینکف میسازه براشون جذابتره). اما از فمنیستها هیچ صدایی درنمیاد. در حالی که زنان عراق در این دوره گذار و وضعیت بیدر و پیکر، که نه مملکت زیر سایه دیکتاتوریه، و نه آزادی و صیانت از حقوق فردی به طور کامل برقراره، بیشتر از هر کسی نیاز به صداهای بینالمللی دارند تا فشار بیاد به دولت که اهمیت بده به این موضوع.
همزمان با این خشونت عریان علیه زنان موفق، همجنسگراها و حتی حامیان همجنسگراها هم سلاخی میشن. پسر چهارده پونزده ساله رو به جرم اینکه تو شبکههای اجتماعی حرفهایی زده در حمایت از آزادی جنسی و حقوق همجنسگرایان، انقدر چاقو بش زدن که کف خیابون جون داده، و از جون دادنش فیلم گرفتن و پخش کردن در اینترنت. طفلک انقدر بچهست که در لحظههای آخر میگه اینا چیه از شکمم بیرون میریزه؟ طرف میگه رودههاته! و بعد با آخرین نفسهاش میگه «میخوام برم پیش مامانم». لینک ویدئوش رو نمیذارم اینجا چون اعصابخوردیای که ایجاد میکنه نمیذاره شب راحت بخوابید.
هی به خودم تلقین میکنم «خودتو کنترل، تعمیم نده، تعمیم نده، همه عراقیها انقدر آشغال نیستند..». و بعد به سکوت جناب سیستانی و بقیه آیات عظام که چپیدند در نجف فکر میکنم و یه سری فحش جلوی ذهنم رژه میره.
میدونم که با فتوای اینها مشکلات عمیق فرهنگی و عقیدتی حل نمیشن، اما میتونستن سر و صدا درست کنند، همونطور که وقتی منافع سیاسیشون به خطر میفته بلوا به راه میندازن. و اون سر و صدا میتونست موضوع رو از زیر پوست شهر بیاره به روی شهر. اما درباره این موضوعات، لبهای همشون دوختهست!
فمنیستهایی داریم که به زن اهمیت نمیدن، و آیتاللههایی داریم که خون مخلوقِ الله براشون ارزشی نداره. دنیایی که توش هستیم همینقدر دیوانهست.
خیلی سادهست که.. اگه کمی اخبار عراق رو دنبال کرده بودید الان سریع حدس میزدید. نقطه اشتراکشون اینه: هر دو در برابر فجایعی که داره به سر زنان و اقلیتها میاد، لال هستند!
موفق بودن در عراق داره به یک خطر جانی تبدیل میشه برای زنان عراقی. فرقی نداره این موفقیت در حد ملکهزیبایی شدن باشه، یا در حد تأسیس دو سه شعبه سالن آرایشگاه! یا به بهانه بیعفتی در خیابانها ترورشون میکنند، یا به بهانه مردسالارانه دیگه مثل جواب رد دادن به درخواست ازدواج. (اونجا اسیدپاشی زیاد طرفدار نداره، چون چنددهه خشونت جنگی باعث شده این مردم یک نوع فتیش نسبت به بیرون ریخته شدن دل و روده قربانی پیدا کنند. اسید که فقط سطح رو میسوزونه ارضاکننده نیست. صحنه خونآلودی که کلاشینکف میسازه براشون جذابتره). اما از فمنیستها هیچ صدایی درنمیاد. در حالی که زنان عراق در این دوره گذار و وضعیت بیدر و پیکر، که نه مملکت زیر سایه دیکتاتوریه، و نه آزادی و صیانت از حقوق فردی به طور کامل برقراره، بیشتر از هر کسی نیاز به صداهای بینالمللی دارند تا فشار بیاد به دولت که اهمیت بده به این موضوع.
همزمان با این خشونت عریان علیه زنان موفق، همجنسگراها و حتی حامیان همجنسگراها هم سلاخی میشن. پسر چهارده پونزده ساله رو به جرم اینکه تو شبکههای اجتماعی حرفهایی زده در حمایت از آزادی جنسی و حقوق همجنسگرایان، انقدر چاقو بش زدن که کف خیابون جون داده، و از جون دادنش فیلم گرفتن و پخش کردن در اینترنت. طفلک انقدر بچهست که در لحظههای آخر میگه اینا چیه از شکمم بیرون میریزه؟ طرف میگه رودههاته! و بعد با آخرین نفسهاش میگه «میخوام برم پیش مامانم». لینک ویدئوش رو نمیذارم اینجا چون اعصابخوردیای که ایجاد میکنه نمیذاره شب راحت بخوابید.
هی به خودم تلقین میکنم «خودتو کنترل، تعمیم نده، تعمیم نده، همه عراقیها انقدر آشغال نیستند..». و بعد به سکوت جناب سیستانی و بقیه آیات عظام که چپیدند در نجف فکر میکنم و یه سری فحش جلوی ذهنم رژه میره.
میدونم که با فتوای اینها مشکلات عمیق فرهنگی و عقیدتی حل نمیشن، اما میتونستن سر و صدا درست کنند، همونطور که وقتی منافع سیاسیشون به خطر میفته بلوا به راه میندازن. و اون سر و صدا میتونست موضوع رو از زیر پوست شهر بیاره به روی شهر. اما درباره این موضوعات، لبهای همشون دوختهست!
فمنیستهایی داریم که به زن اهمیت نمیدن، و آیتاللههایی داریم که خون مخلوقِ الله براشون ارزشی نداره. دنیایی که توش هستیم همینقدر دیوانهست.
❤3
یه نشریه آلمانی با یه صاحبنظر آلمانی-مصری که چندبار با خاشقچی ملاقات داشته مصاحبه کرده، طرف میگه خطر خاشقچی به خاطر چیزهایی که در مطبوعات مینوشت نبود (این که واضحه. برچسب «ژورنالیست» برای خر کردن مصرفکننده غربی استفاده شد)، بلکه خطرش در این بود که زیادی میدونست، چون فقط مشاور رسانهای ترکیالفیصل نبود، دست راستش بود:
Die Welt: What sort of knowledge could have become dangerous for him?
Difraoui: Corruption or past knowledge about links to extremism. Above all, however, the internal conflicts or misconduct of the royal family. If the secret service protects the security of the country, it must also know what is happening in the ruling family. The current, often unpredictable crown prince Mohammed bin Salman is currently the really strong man in the country. But he has also made enemies in the family. What if his father Salman dies? Then Mohammed will probably have to fight for his position once again. Perhaps Khashoggi's knowledge was dangerous in this regard. His old patron, Prince Turki, wanted to position himself as Crown Prince. He has surprisingly not commented on the case so far. Turki knows almost all internals of the family.
ازش پرسیده مگه چه چیزهایی میدونست؟
جواب داده احتمالا درباره تمام فساد و سوابق اعضای خانواده که به افراطیگری منتهی شده بوده. ترکی الفیصل که میخواست خودشو ولیعهد کنه، تقریبا جیک و پوک خانواده رو میدونه، و به طرز عجیبی تا الان هیچ اظهارنظری نکرده. بنسلمان الان قدرتمندترین مرد خاندانه، اما دشمنان زیادی برای خودش ساخته. اگه باباش بمیره دوباره باید شروع کنه به جنگیدن با این دشمنان. و اطلاعاتی که خاشقجی داشت میتونست خیلی خطرناک باشه.
الان اینو خوندم یاد یه جملهای از ولید بن طلال افتادم. بعد ازینکه از زندان-هتل اومد بیرون، گفتن از خاشقچی خواسته به عربستان برگرده و به شاهزاده بنسلمان مشاوره بده در کارها! من اصلا متوجه معنی این حرکتش نشدم ولی الان واضحتر شد. داشته میگفته اگه قراره من نقرهداغ بشم، که شدم، باید خیلیهای دیگه هم بشن، پاشو بیا لیست همشونو به محمد بده!
فاک.. چرا زودتر به ذهنم نرسید؟
هم حذفش کردن که چیزی دست بنسلمان نیفته، هم جوری حذفش کردن که مسئولیتش بیفته رو دوش بنسلمان. یکتیر و چندنشان!
پادشاه و پسرش ضربه بدی خوردن و حتما عصبانیاند و این پروژه رو بیجواب نمیذارن. ترکیالفیصل هم قطعا این آخرین حرکتش نبود و باید دید دیگه چی بلده.
بیخود نبود که بنسلمان به بلومبرگ گفت این شبیه جنگ داخلی شما آمریکاییهاست. واقعا یه جنگ داخلیه. اما به جای سربازها، اطلاعاتیها دارن همدیگه رو پاره پاره میکنند.
خیر دوستان. اندک امیدم هم از دست دادم. ما روی خوش نخواهیم دید. اگه عربستان نجات پیدا نکنه ما هم نجات پیدا نمیکنیم.
Die Welt: What sort of knowledge could have become dangerous for him?
Difraoui: Corruption or past knowledge about links to extremism. Above all, however, the internal conflicts or misconduct of the royal family. If the secret service protects the security of the country, it must also know what is happening in the ruling family. The current, often unpredictable crown prince Mohammed bin Salman is currently the really strong man in the country. But he has also made enemies in the family. What if his father Salman dies? Then Mohammed will probably have to fight for his position once again. Perhaps Khashoggi's knowledge was dangerous in this regard. His old patron, Prince Turki, wanted to position himself as Crown Prince. He has surprisingly not commented on the case so far. Turki knows almost all internals of the family.
ازش پرسیده مگه چه چیزهایی میدونست؟
جواب داده احتمالا درباره تمام فساد و سوابق اعضای خانواده که به افراطیگری منتهی شده بوده. ترکی الفیصل که میخواست خودشو ولیعهد کنه، تقریبا جیک و پوک خانواده رو میدونه، و به طرز عجیبی تا الان هیچ اظهارنظری نکرده. بنسلمان الان قدرتمندترین مرد خاندانه، اما دشمنان زیادی برای خودش ساخته. اگه باباش بمیره دوباره باید شروع کنه به جنگیدن با این دشمنان. و اطلاعاتی که خاشقجی داشت میتونست خیلی خطرناک باشه.
الان اینو خوندم یاد یه جملهای از ولید بن طلال افتادم. بعد ازینکه از زندان-هتل اومد بیرون، گفتن از خاشقچی خواسته به عربستان برگرده و به شاهزاده بنسلمان مشاوره بده در کارها! من اصلا متوجه معنی این حرکتش نشدم ولی الان واضحتر شد. داشته میگفته اگه قراره من نقرهداغ بشم، که شدم، باید خیلیهای دیگه هم بشن، پاشو بیا لیست همشونو به محمد بده!
فاک.. چرا زودتر به ذهنم نرسید؟
هم حذفش کردن که چیزی دست بنسلمان نیفته، هم جوری حذفش کردن که مسئولیتش بیفته رو دوش بنسلمان. یکتیر و چندنشان!
پادشاه و پسرش ضربه بدی خوردن و حتما عصبانیاند و این پروژه رو بیجواب نمیذارن. ترکیالفیصل هم قطعا این آخرین حرکتش نبود و باید دید دیگه چی بلده.
بیخود نبود که بنسلمان به بلومبرگ گفت این شبیه جنگ داخلی شما آمریکاییهاست. واقعا یه جنگ داخلیه. اما به جای سربازها، اطلاعاتیها دارن همدیگه رو پاره پاره میکنند.
خیر دوستان. اندک امیدم هم از دست دادم. ما روی خوش نخواهیم دید. اگه عربستان نجات پیدا نکنه ما هم نجات پیدا نمیکنیم.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خط خوب حتی اعصاب خراب من رو هم میتونه آروم کنه. خط خوب تنها مهارتیه که به صاحبش حسادت نمیکنم. چون انگار باش شریکم. انگار به نمایندگی از خودم داره مینویسه. انگار نسخه بهتری از خود منه. حتی اگه خودم هم به همین خوبی بنویسم، باز دوست دارم نوشتن خطاطی که خطش خوبه رو نگاه کنم. چون اگه خطمون به یک اندازه خوب باشه هم انگار نسخهای دیگه از خودم داره مینویسه. اصلا انگار همه اونهایی که خطشون خوبه در تمام دنیا، یک نفرند! و چه خوبه که اون خط، ژاپنی باشه. که تنها خط بیگانهایه که بدون اینکه بفهممش هم، حسش میکنم.
تلگرام بالاخره محدودیت کاراکتر برای کپشن عکسها و ویدئوها رو برداشت و جماعت بزرگی رو راحت کرد. این ویدئو کوتاه هم شیرینی این آپگرید مبارک.
تلگرام بالاخره محدودیت کاراکتر برای کپشن عکسها و ویدئوها رو برداشت و جماعت بزرگی رو راحت کرد. این ویدئو کوتاه هم شیرینی این آپگرید مبارک.