محمد بن سلمان در مصاحبه خودش با بلومبرگ به نکتهای اشاره کرد که زیاد بهش توجه نشد (چون همه توجهات روی اتفاقات سیاسی متمرکزه). وقتی صحبت از اصلاحات اجتماعی شد معترف بود که هنوز کار زیاد دارند. خیلی بیشتر از اصلاحات اقتصادی که به نظر سخت میان. و برای اینکه نشون بده گرفتار چه وضعیتیه گفت: «من میرم خارج یک مدیر عامل بردارم بیارم اینجا، پا نمیشه بیاد! یا اگه هم بیاد میگه یه هفته میمونم دبی، یه هفته میام اونجا! خب این چیه؟ محیط یه جوریه که نمیتونه اینجا راحت باشه». (و بعد اظهار امیدواری میکنه که با صحبتهایی که با علما دارند یه راهحلهایی پیدا کنند که به اسلام هم برنخوره!)
نگفت مدیر غربی. اصلا به غربی بودن و ملیت مدیر نوعی اشارهای نکرد. اون سبک زندگی که ما به عنوان زندگی غربی میشناسیم، خیلی وقته که دنیا رو درنوردیده و جنگ فرهنگی رو بُرده و پروندهش بسته شده. الان شهروند سنگاپوری و ژاپنی و حتی چینی رو هم باید معادل شهروند غربی در نظر بگیری، و این سبک زندگی اسلامی، که با چسب «شرع مقدس» به جوامع اسلامی چسبیده و به زور چماق حکومتهای محلی ازش محافظت میشه، با این فرهنگ غربیِ جهانیشده، کاملا ناسازگاره. بنسلمان در مسیر توسعه، چند ایستگاه از ایران جلوتره و داره به این موانع برمیخوره. بنابراین حتی اگه همهچیز اونجوری که جمهوریاسلامی آرزومنده پیش بره و همه تحریمها برداشته بشن و از زیر همه فشارهای بیرونی خارج بشیم، تازه متوجه واقعیتهایی خواهیم شد که الان بنسلمان باشون مواجهه. اون مدیر یا مهندس یا حتی توریستی که میل نداره تو عربستان زندگی کنه، قطعا همون بیمیلی رو نسبت به ایران هم داره.
عضویت در کنوانسیونهای بینالمللی مثل سیافتی که امروز تصویب شد، با وجود همه هیاهوها راحتترین اقدامیه که برای ورود به آینده انجام میدن. تغییرات سخت و دردناک در ایستگاههای بعد انتظارشون رو میکشه، که مربوط به زندگی اجتماعی و دینی جامعه ایران میشن. تصمیماتی که جایی به رأیگیری گذاشته نمیشن، و با مهر و امضاء برجسته زیر اسناد نفیس ثبت نمیشن. بلکه با معاملههای پشتپرده حکومت با متولیان دینی تحقق پیدا میکنند. اونهایی که امروز جلوی مجلس روی سر خودشون میزدن و شعار عزا میدادن، دارن از الان برای روزی که اون معاملهها صورت میگیره سوگواری میکنند.
نگفت مدیر غربی. اصلا به غربی بودن و ملیت مدیر نوعی اشارهای نکرد. اون سبک زندگی که ما به عنوان زندگی غربی میشناسیم، خیلی وقته که دنیا رو درنوردیده و جنگ فرهنگی رو بُرده و پروندهش بسته شده. الان شهروند سنگاپوری و ژاپنی و حتی چینی رو هم باید معادل شهروند غربی در نظر بگیری، و این سبک زندگی اسلامی، که با چسب «شرع مقدس» به جوامع اسلامی چسبیده و به زور چماق حکومتهای محلی ازش محافظت میشه، با این فرهنگ غربیِ جهانیشده، کاملا ناسازگاره. بنسلمان در مسیر توسعه، چند ایستگاه از ایران جلوتره و داره به این موانع برمیخوره. بنابراین حتی اگه همهچیز اونجوری که جمهوریاسلامی آرزومنده پیش بره و همه تحریمها برداشته بشن و از زیر همه فشارهای بیرونی خارج بشیم، تازه متوجه واقعیتهایی خواهیم شد که الان بنسلمان باشون مواجهه. اون مدیر یا مهندس یا حتی توریستی که میل نداره تو عربستان زندگی کنه، قطعا همون بیمیلی رو نسبت به ایران هم داره.
عضویت در کنوانسیونهای بینالمللی مثل سیافتی که امروز تصویب شد، با وجود همه هیاهوها راحتترین اقدامیه که برای ورود به آینده انجام میدن. تغییرات سخت و دردناک در ایستگاههای بعد انتظارشون رو میکشه، که مربوط به زندگی اجتماعی و دینی جامعه ایران میشن. تصمیماتی که جایی به رأیگیری گذاشته نمیشن، و با مهر و امضاء برجسته زیر اسناد نفیس ثبت نمیشن. بلکه با معاملههای پشتپرده حکومت با متولیان دینی تحقق پیدا میکنند. اونهایی که امروز جلوی مجلس روی سر خودشون میزدن و شعار عزا میدادن، دارن از الان برای روزی که اون معاملهها صورت میگیره سوگواری میکنند.
Anarchonomy
Video
شرکت کریسپی کریم آمریکا که به دوناتهاش و اینکه ۲۴ ساعت بازه معروفه برای اولین بار یه شعبه تو دوبلین ایرلند باز کرده، و بعد از یک هفته، استقبال به قدری زیاد از حد بوده که مجبور شدن قید سرویس شبانهروزی رو بزنن و ساعت ۱۱ و نیم به بعد تعطیل کنند! ازونجایی که ازین تیپ زنجیرهایهاست که به ماشینها سرویس میده، تعداد زیادی ماشین تو صف وایمیسن تا نوبتشون بشه، و ایرلندی جماعت هم که بیشفعال! از هیجان یا بیصبری دستشو میذاره رو بوق گاهی. و همین باعث شده همسایهها شاکی بشن. رییس شرکت هم یه اطلاعیه داد و گفت به آرامش همسایهها احترام میذاریم و ساعت کاری رو محدود میکنیم.
این به ما چه ربطی داره؟ راستش ربط زیادی نداره. فقط چند وقت پیش یکی از شیفتگان نظام مقدس جمهوریاسلامی که خودش در خارج از ایران زندگی میکنه برای اینکه ما ساکنان ایران رو ازین خوشخیالی که «در غرب زندگی بیشتر خوش میگذرد» دربیاره گفت ازونایی که مهاجرت کردن بپرسید خونهشون چند متره؟! .. یعنی حتما خواهند گفت ۴۵ متر، و لابد من در ایران باید تو دلم بگم «طفلکها جا ندارن نفس بکشند، باز ما لاقل تو ایران صدمتر حیاط داریم و وسط اون حیاط یه حوض با کاشیهای آبی داریم که توش پر ماهیهای قرمزه! پس همون بمونیم تو بغل آخوندها بهتره». این ویدئو و این خبر رو باید به شکل آب دهان درآورد، و تف کرد به صورت خارجنشینانی که به ما میگن «اینجا سگ داره نیایین» گویی میخوان بچه خر کنند. من نوعی در ایران باید چنان کمپلکسی از استرسها رو تحمل کنم که شاید یه جاسوس انگلیسی در مسکو در وسط جنگ سرد لازم نبود تحمل کنه، بعد ایرلندیها تو صف «دونات»! بوقبازی میکنند. اونی که میخواد با متراژ خونههای دانشجویی لندن منو خر کنه، یا معلولیت ذهنی داره، یا از ما ایرانیها متنفره.
این به ما چه ربطی داره؟ راستش ربط زیادی نداره. فقط چند وقت پیش یکی از شیفتگان نظام مقدس جمهوریاسلامی که خودش در خارج از ایران زندگی میکنه برای اینکه ما ساکنان ایران رو ازین خوشخیالی که «در غرب زندگی بیشتر خوش میگذرد» دربیاره گفت ازونایی که مهاجرت کردن بپرسید خونهشون چند متره؟! .. یعنی حتما خواهند گفت ۴۵ متر، و لابد من در ایران باید تو دلم بگم «طفلکها جا ندارن نفس بکشند، باز ما لاقل تو ایران صدمتر حیاط داریم و وسط اون حیاط یه حوض با کاشیهای آبی داریم که توش پر ماهیهای قرمزه! پس همون بمونیم تو بغل آخوندها بهتره». این ویدئو و این خبر رو باید به شکل آب دهان درآورد، و تف کرد به صورت خارجنشینانی که به ما میگن «اینجا سگ داره نیایین» گویی میخوان بچه خر کنند. من نوعی در ایران باید چنان کمپلکسی از استرسها رو تحمل کنم که شاید یه جاسوس انگلیسی در مسکو در وسط جنگ سرد لازم نبود تحمل کنه، بعد ایرلندیها تو صف «دونات»! بوقبازی میکنند. اونی که میخواد با متراژ خونههای دانشجویی لندن منو خر کنه، یا معلولیت ذهنی داره، یا از ما ایرانیها متنفره.
❤7
یه مدرسه راهنمایی تو سن خوزه کالیفرنیا با مشکل تأمین معلم مواجه شده. چون تو منطقهای قرار گرفته که خونهها خیلی گرونن، و طبعا معلمها با حقوقی که دارند نمیتونن بیان اونجا حتی خونه اجاره کنند، چه برسه به اینکه بخرند. و در نتیجه مجبورند از مناطق دورتر پاشن بیان اونجا. انقدر دور که روزی ۴ ساعت از وقتشون رو رانندگی کنند! (یکی کامنت گذاشته بود: تصور کن دو ساعت رانندگی کنی که بیای با این بچههای گودزیلای امروزی سر و کله بزنی!)، که باعث شده هر سال از هر ۷ معلم یکیشون بذاره بره! و مدیر آموزش پرورش ناحیه میگه میترسم با این وضعیت پنج سال دیگه معلم نتونم گیر بیارم. بنابراین برای اینکه به اون نقطه بحرانی نرسن تصمیم گرفتن ساختمون مدرسه رو خراب کنن و تو زمینش خونه سازمانی بسازن برای معلمها، بعد خود مدرسه رو منتقل کنند چند خیابون پایینتر. ظاهرا ایده خوبی به نظر میاد، فقط یه مشکلی هست، ساکنان محلی به شدت مخالفند، و چندهزار امضاء جمع کردن که ما نمیذاریم این پروژه رو انجام بدید. چرا؟ چون میایید اینجا ازین آپارتمانهای بنجول میسازید، هم ریخت لاکشری محله رو بهم میریزه، هم قیمت خونههای ما رو میاره پایین! البته از نظر علمی و آماری، ثابت نشده که خانههای ارزان قیمت سازمانی باعث افت قیمت املاک محلی میشه، اما به هرحال از لحاظ روانی این احساس وجود داره که میشه.
نکته جالب در این جاست که این ناحیه، توسط اکثریتی از لیبرالها احاطه شده، مثلا در انتخابات مجلس بیش از ۷۰ درصدشون به نماینده دموکرات رأی دادند! مطمئنا وقتی باشون مصاحبه کنی یک مشت شعار لیبرالی، چپگرایانه و حتی سوسیالیستی تحویلتون میدن، اما تو زندگی واقعی و اونجایی که مربوط به منافع خودشون میشه، نه فقط برای رنگینپوستان، و نه حتی برای زنان، و نه برای اقلیتها، بلکه حتی برای معلمی که مثل خودشونه ولی پولدار نیست هم اهمیت ویژهای قائل نیستند. همینها خودشون رو در مقایسه با یک شهروند با درآمد پایین تو میسیسیپی که به ترامپ رأی داده، باسوادتر، فهمیدهتر، فرهنگیتر، و اخلاقیتر حساب میکنند! انقدر فرهنگیترند که ارزش اقتصادی خونه چوبیشون رو مهمتر از معلم، که مهمترین بازیگر فرهنگی جامعهست میدونن. این باید مایه عبرتی برای همه ما باشه.
https://www.mercurynews.com/2018/10/06/turn-schools-into-teacher-housing-bay-area-community-up-in-arms-over-unique-idea/
نکته جالب در این جاست که این ناحیه، توسط اکثریتی از لیبرالها احاطه شده، مثلا در انتخابات مجلس بیش از ۷۰ درصدشون به نماینده دموکرات رأی دادند! مطمئنا وقتی باشون مصاحبه کنی یک مشت شعار لیبرالی، چپگرایانه و حتی سوسیالیستی تحویلتون میدن، اما تو زندگی واقعی و اونجایی که مربوط به منافع خودشون میشه، نه فقط برای رنگینپوستان، و نه حتی برای زنان، و نه برای اقلیتها، بلکه حتی برای معلمی که مثل خودشونه ولی پولدار نیست هم اهمیت ویژهای قائل نیستند. همینها خودشون رو در مقایسه با یک شهروند با درآمد پایین تو میسیسیپی که به ترامپ رأی داده، باسوادتر، فهمیدهتر، فرهنگیتر، و اخلاقیتر حساب میکنند! انقدر فرهنگیترند که ارزش اقتصادی خونه چوبیشون رو مهمتر از معلم، که مهمترین بازیگر فرهنگی جامعهست میدونن. این باید مایه عبرتی برای همه ما باشه.
https://www.mercurynews.com/2018/10/06/turn-schools-into-teacher-housing-bay-area-community-up-in-arms-over-unique-idea/
The Mercury News
Turn schools into teacher housing? Unique idea sparks backlash in Bay Area community
The San Jose Unified School District is considering turning eight schools and one office building into teacher housing. But some neighbors aren’t happy.
❤4
Anarchonomy
Photo
بعضیا میگن خب پوتین که منتقدین خودش رو ترور میکنه (البته حتی اون هم تو سفارت خودش اینکارو نمیکنه)، اما یه فرق اساسی هست بین روسیه و عربستان. روسیه یک قدرت اتمیه (در کنار قدرت نظامی که داره)، که یک قدرت نفتی هم هست که اروپا به طرز تحقیرآمیزی بش وابستهست در انرژی. چنین ترکیبی از قدرت بش اجازه خیلی کارها رو میده، ضمن اینکه کلا سیستم روسیه طوریه که ملامت رسانهها به بیضه چپش هم نباشه. اما عربستان صرفا یه قدرت نفتیه، که در ارتش هم وابستگیهای زیادی به غرب داره. چنین کشوری حتی اگه بخواد هم نمیتونه هر کاری دلش میخواد بکنه. و اگه هم خواست مخالفین رو سرکوب کنه، به روش پوتین انجام نخواهد داد، بلکه طوری انجام میده که سطح هزینههاش در حداقل ممکن قرار بگیره.
راوی اصلی کل داستان خاشقچی، اردوغان و آدمهاش هستند، و الان دولتش به خاطر مسائل سوریه، با عربستان اختلافات شدیدی پیدا کرده. چرا در وسط این اختلافات و ستیزها، باید به طور یکطرفه داستان دولتی رو باور کرد که خودش ۵۰هزار نفر رو به بهانه کودتا زندانی کرد؟ (رقمی که حتی در جمهوریاسلامی عجیبه). و جالبه برخلاف تصور عموم، در این اختلافات که در سوریه پیش اومده، اونی که روی بقای تروریستها تأکید داره، ترکیهست، نه عربستان! چرا باید داستان یک راوی رو باور کرد که دغدغهش بقای تروریستها در سوریهست؟
بنسلمان در مصاحبه با بلومبرگ به خبرنگار آمریکایی گفت «شما خواستید بردهداری رو لغو کنید چه هزینهای دادید؟ یک جنگ داخلی که هزاران نفر از مردمتون رو نابود کرد. ما تو عربستان میخوایم تحولی شبیه به اون بوجود بیاریم بدون اینکه جنگ داخلی پیش بیاد و همهچی بهم بریزه!». این تحولی که ازش صحبت میکنه خیلی فراتر از اعطای حق رانندگی به زنهاست. یک ساختار لش و بیبرنامه در کل دستگاه آلسعود بوده که این پدر و پسر قصد دارند بدون جنگ و خونریزی تغییرش بدن به یک ساختار کارآمدتر. نه اینکه دموکراسی یا جمهوری رو به ارمغان بیارن (که در عربستان هر دوش ممکنه به فاجعه منجر شه). فقط اینکه پادشاهی رو از تنبلی و مفتخوری بیرون بیاره. طبیعیه که تعداد زیادی مفتخور با این تغییرات مخالف باشند، و این مخالفان حاضرند دست به هر اقدامی علیهش بزنند، که یکی ازین اقدامات هوچیگری علیه حاکمیت فعلی آلسعوده. یک جریان گسترده که اذهان عمومی رو چنان هدایت کرده که قصههای آدم فاسد و متحجری مثل اردوغان رو به عنوان «فکت» میپذیرند!
دنیای وارونه یعنی همین که قطر با ژست ضدآلسعود تونسته خودش رو در رسانهها تطهیر کنه، در حالی که مهمترین آتشبیار معرکه در تمام دوران جنگ داخلی سوریه همین قطر بود!
قطعا نمیشه جلوی این جریانهای تند رسانهای ایستاد، بنسلمان هم خودش زبون داره و میتونه از خودش دفاع کنه و نیازی به حمایت ما نداره. اما چیزی که مهمه اینه که نباید بذاریم به راحتی ذهنمون رو کنترل کنند. همون رسانهای که امروز از افکار عمومی میخواد اردوغان رو باور کنند، فردا ازشون خواهد خواست که خامنهای رو باور کنند، حتی اگه جوک بگه!
راوی اصلی کل داستان خاشقچی، اردوغان و آدمهاش هستند، و الان دولتش به خاطر مسائل سوریه، با عربستان اختلافات شدیدی پیدا کرده. چرا در وسط این اختلافات و ستیزها، باید به طور یکطرفه داستان دولتی رو باور کرد که خودش ۵۰هزار نفر رو به بهانه کودتا زندانی کرد؟ (رقمی که حتی در جمهوریاسلامی عجیبه). و جالبه برخلاف تصور عموم، در این اختلافات که در سوریه پیش اومده، اونی که روی بقای تروریستها تأکید داره، ترکیهست، نه عربستان! چرا باید داستان یک راوی رو باور کرد که دغدغهش بقای تروریستها در سوریهست؟
بنسلمان در مصاحبه با بلومبرگ به خبرنگار آمریکایی گفت «شما خواستید بردهداری رو لغو کنید چه هزینهای دادید؟ یک جنگ داخلی که هزاران نفر از مردمتون رو نابود کرد. ما تو عربستان میخوایم تحولی شبیه به اون بوجود بیاریم بدون اینکه جنگ داخلی پیش بیاد و همهچی بهم بریزه!». این تحولی که ازش صحبت میکنه خیلی فراتر از اعطای حق رانندگی به زنهاست. یک ساختار لش و بیبرنامه در کل دستگاه آلسعود بوده که این پدر و پسر قصد دارند بدون جنگ و خونریزی تغییرش بدن به یک ساختار کارآمدتر. نه اینکه دموکراسی یا جمهوری رو به ارمغان بیارن (که در عربستان هر دوش ممکنه به فاجعه منجر شه). فقط اینکه پادشاهی رو از تنبلی و مفتخوری بیرون بیاره. طبیعیه که تعداد زیادی مفتخور با این تغییرات مخالف باشند، و این مخالفان حاضرند دست به هر اقدامی علیهش بزنند، که یکی ازین اقدامات هوچیگری علیه حاکمیت فعلی آلسعوده. یک جریان گسترده که اذهان عمومی رو چنان هدایت کرده که قصههای آدم فاسد و متحجری مثل اردوغان رو به عنوان «فکت» میپذیرند!
دنیای وارونه یعنی همین که قطر با ژست ضدآلسعود تونسته خودش رو در رسانهها تطهیر کنه، در حالی که مهمترین آتشبیار معرکه در تمام دوران جنگ داخلی سوریه همین قطر بود!
قطعا نمیشه جلوی این جریانهای تند رسانهای ایستاد، بنسلمان هم خودش زبون داره و میتونه از خودش دفاع کنه و نیازی به حمایت ما نداره. اما چیزی که مهمه اینه که نباید بذاریم به راحتی ذهنمون رو کنترل کنند. همون رسانهای که امروز از افکار عمومی میخواد اردوغان رو باور کنند، فردا ازشون خواهد خواست که خامنهای رو باور کنند، حتی اگه جوک بگه!
❤3
Anarchonomy
Photo
به تحلیلش کاری ندارم، فقط خواستم توجهتون رو جلب کنم به نحوه جملهبندی و انتخاب کلمات توسط هموطنان تحلیلگرمون. مثلا میگه بازار مسکن در حال حاضر «بازار داغی نیست». گویی دو سه پله با بازار داغ فاصله داره ولی هنوز به اونجا نرسیده، یا به قول خارجیها
Its not there yet.
اما اگه خودتون نگاهی به وضعیت بازار بندازید، از آمار صدور پروانه ساخت تا آمار معاملات، میبینید که این بازار عملا دچار فاجعهست! یعنی اگه این آمار در یک کشور نرمال بود در رسانهها غوغا به پا میشد. اما این عزیزان میگن «داغ نیست».
شاید نیتشون خیره و فکر میکنند اینجوری دارن امید و آرامش تزریق میکنند به مردم. الله اعلم.
Its not there yet.
اما اگه خودتون نگاهی به وضعیت بازار بندازید، از آمار صدور پروانه ساخت تا آمار معاملات، میبینید که این بازار عملا دچار فاجعهست! یعنی اگه این آمار در یک کشور نرمال بود در رسانهها غوغا به پا میشد. اما این عزیزان میگن «داغ نیست».
شاید نیتشون خیره و فکر میکنند اینجوری دارن امید و آرامش تزریق میکنند به مردم. الله اعلم.
❤1
⚠ اگه به عکاسی و اپتیک علاقهای ندارید سه آیتم بعدی که پست میکنم از حوصلهتون خارج خواهد بود. پس نادیده بگیرید.
Anarchonomy
Photo
این نمودار بالا در عین سادگی داره میگه داریم وارد عصر جدیدی از عکاسی میشیم. قبل ازینکه بگم چی رو نشون میده، باید بگم درباره چه چیزیه. نیکون چند وقت پیش سری جدیدی از دوربینهای فولفریم معرفی کرد که بدون آینه یا میرورلس هستند، که لابد خبردار شدید. فرق این سیستم با بقیه رقبا اینه که از مونت جدید Z استفاده میکنه که فعلا بزرگترین مونت موجود در بازاره. قطرش ۵۵ میلیمتر و فاصله سنسور تا مونت فقط ۱۶ میلیمتر! که این به مهندسان اپتیک آزادی فوقالعادهای میده در طراحی، چون میتونن کارهایی بکنند که قبلا نمیشد. همراه با دوربینهای جدید، یک لنز کیت ۲۴-۷۰ اف۴ هم عرضه شد که با توجه به عملکردش اصلا نباید بش گفت کیت! چون معمولا لنزهای کیت کیفیتشون در حد قابل قبوله، نه حتی خوب. اما این لنز به طرز عجیبی خوبه. تو این نمودار دو دلیلش معلوم میشه.
اونایی که با دوربین آینهدار (یعنی همه دوربینهایی که دست خبرنگارها میبینید) کار کردند میدونند (و شاید ندونن) که یه مشکل اساسی وجود داره در عکاسی به نام «فوکوس شیفت». به دلایلی که تشریحش در این مقال نگنجد وقتی که در بازترین حالت دیافراگم، فوکوس انجام میشه و سپس دیافراگم تنگتر میشه و عکس گرفته میشه، محل فوکوس تغییر میکنه. لذا مثلا موقع عکاسی فوکوس رو روی چشم قرار میدید، اما وقتی عکس رو تو کامپیوتر باز میکنید میبینید بینی فرد شارپتره! که بسته به عقب یا جلوتر از محل موردنظر بش میگیم بکفوکوس یا فرانتفوکوس.
نمودار بالا نشون میده در این لنز، مقدار شیفت در اف۴ که بازترین حالت دیافه، به صفر میل میکنه! و با تنگتر کردن دیاف، این مقدار از عدد ۴ تجاوز نمیکنه. اندازه هر پیکسل در یک سنسور فولفریم ۴۵ مگاپیکسلی تقریبا ۴ و نیم باید باشه، یعنی به عبارتی مقدار شیفت انقدر کمه که حتی در رزولوشنی انقدر بالا هم قابل تشخیص نخواهد بود!
و اما مورد دوم. همونطور که میبینید این نمودار از سه خط آبی و قرمز و سبز تشکیل شده، اما انقدر بهم نزدیکند که تقریبا افتادن روی هم و یک خط واحد به نظر میرسند. خب این معنیش چیه؟ معنیش اینه که هر سه طیف نور پس از ورود به لنز، دقیقا در یک نقطه متمرکز میشن! ممکنه بپرسید مگه قرار بود غیر ازین باشه؟ بله، معمولا غیر ازینه. عدسی لنزها مثل منشور عمل میکنند یعنی وقتی نور واردش میشه هر کدوم از طیفها در یک نقطه جداگانه متمرکز میشن (که امتداد این مناطق تشکیل رنگینکمان میده). اینجوری از یک واحد دیتا در دنیای بیرون، چند کپی رنگی روی سنسور تشکیل میشه، که فقط یکیش شارپه. لذا هر واحد دیتا توی یک هاله رنگی قرار میگیره، و طبعا این هاله رزولوشن تصویر رو پایین میاره (من اینو به عکاسان حرفهای هم توضیح میدم متوجه نمیشن، پس عیب نداره اگه شما هم متوجه نشید). یک قرنه که ژاپنیها و آلمانیها پدر خودشون رو درآوردن تا طیفهای مختلف رو جمع کنن در یک نقطه، و خیلی هم موفق بودند، اما هیچوقت انقدر موفق نبودند. تسلیم کردن نور تا این حد اونم تو یه لنز آماتوری و جمعوجور و بهطور نسبی ارزان، فوقالعادهست. و تازه توجه کنید که این یک لنز زومه، و زومها همیشه از لنزهای پرایم ضعیفتر خواهند بود، چون به خاطر پوشش دادن رنجی از واید تا تله، مجبورند قید یه سری از اصلاحات اپتیکی رو بزنند.
خیلی چیزها دست به دست هم داده تا این کیفیت ممکن شده. مهمترینش کامپیوتری شدن طراحیهاست. امروز نرمافزارها هر طرحی رو میتونن شبیهسازی کنند و قبل از ساختن شیشه، نوع عملکردش رو در اختیار مهندسین قرار بدن. و اینکه مونت جدید بشون اجازه میده قطر عدسیها رو بزرگتر و فاصلهشون رو از سنسور خیلی خیلی کم کنند.
این چه فرقی به حال ما داره؟ فرقش اینه که اولا دیگه در آینده نگرانی نخواهیم داشت که فوکوس اونجایی نباشه که مدنظرمون بوده، و دوما میتونیم با لنزهای ارزانتر و سبکتر، کیفیتی رو بدست بیاریم که قبلا با لنزهای خیلی گرونتر و سنگینتر به دست میاومد، و یا با لنزهای گرانتر به کیفیتی دست پیدا کنیم که قبلا ممکن نبود!
واقعا هیجانانگیزه.
اونایی که با دوربین آینهدار (یعنی همه دوربینهایی که دست خبرنگارها میبینید) کار کردند میدونند (و شاید ندونن) که یه مشکل اساسی وجود داره در عکاسی به نام «فوکوس شیفت». به دلایلی که تشریحش در این مقال نگنجد وقتی که در بازترین حالت دیافراگم، فوکوس انجام میشه و سپس دیافراگم تنگتر میشه و عکس گرفته میشه، محل فوکوس تغییر میکنه. لذا مثلا موقع عکاسی فوکوس رو روی چشم قرار میدید، اما وقتی عکس رو تو کامپیوتر باز میکنید میبینید بینی فرد شارپتره! که بسته به عقب یا جلوتر از محل موردنظر بش میگیم بکفوکوس یا فرانتفوکوس.
نمودار بالا نشون میده در این لنز، مقدار شیفت در اف۴ که بازترین حالت دیافه، به صفر میل میکنه! و با تنگتر کردن دیاف، این مقدار از عدد ۴ تجاوز نمیکنه. اندازه هر پیکسل در یک سنسور فولفریم ۴۵ مگاپیکسلی تقریبا ۴ و نیم باید باشه، یعنی به عبارتی مقدار شیفت انقدر کمه که حتی در رزولوشنی انقدر بالا هم قابل تشخیص نخواهد بود!
و اما مورد دوم. همونطور که میبینید این نمودار از سه خط آبی و قرمز و سبز تشکیل شده، اما انقدر بهم نزدیکند که تقریبا افتادن روی هم و یک خط واحد به نظر میرسند. خب این معنیش چیه؟ معنیش اینه که هر سه طیف نور پس از ورود به لنز، دقیقا در یک نقطه متمرکز میشن! ممکنه بپرسید مگه قرار بود غیر ازین باشه؟ بله، معمولا غیر ازینه. عدسی لنزها مثل منشور عمل میکنند یعنی وقتی نور واردش میشه هر کدوم از طیفها در یک نقطه جداگانه متمرکز میشن (که امتداد این مناطق تشکیل رنگینکمان میده). اینجوری از یک واحد دیتا در دنیای بیرون، چند کپی رنگی روی سنسور تشکیل میشه، که فقط یکیش شارپه. لذا هر واحد دیتا توی یک هاله رنگی قرار میگیره، و طبعا این هاله رزولوشن تصویر رو پایین میاره (من اینو به عکاسان حرفهای هم توضیح میدم متوجه نمیشن، پس عیب نداره اگه شما هم متوجه نشید). یک قرنه که ژاپنیها و آلمانیها پدر خودشون رو درآوردن تا طیفهای مختلف رو جمع کنن در یک نقطه، و خیلی هم موفق بودند، اما هیچوقت انقدر موفق نبودند. تسلیم کردن نور تا این حد اونم تو یه لنز آماتوری و جمعوجور و بهطور نسبی ارزان، فوقالعادهست. و تازه توجه کنید که این یک لنز زومه، و زومها همیشه از لنزهای پرایم ضعیفتر خواهند بود، چون به خاطر پوشش دادن رنجی از واید تا تله، مجبورند قید یه سری از اصلاحات اپتیکی رو بزنند.
خیلی چیزها دست به دست هم داده تا این کیفیت ممکن شده. مهمترینش کامپیوتری شدن طراحیهاست. امروز نرمافزارها هر طرحی رو میتونن شبیهسازی کنند و قبل از ساختن شیشه، نوع عملکردش رو در اختیار مهندسین قرار بدن. و اینکه مونت جدید بشون اجازه میده قطر عدسیها رو بزرگتر و فاصلهشون رو از سنسور خیلی خیلی کم کنند.
این چه فرقی به حال ما داره؟ فرقش اینه که اولا دیگه در آینده نگرانی نخواهیم داشت که فوکوس اونجایی نباشه که مدنظرمون بوده، و دوما میتونیم با لنزهای ارزانتر و سبکتر، کیفیتی رو بدست بیاریم که قبلا با لنزهای خیلی گرونتر و سنگینتر به دست میاومد، و یا با لنزهای گرانتر به کیفیتی دست پیدا کنیم که قبلا ممکن نبود!
واقعا هیجانانگیزه.
Anarchonomy
Photo
من قرار نیست از هر کاری که عربستان انجام میده دفاع کنم، موضع من حول دو موضوع مهمه، که ۱- عربستانستیزهای خاورمیانه، خودشون دستشون تا کتف به خون آلودهست، لذا ادعاهاشون علیه عربستان فاقد اعتباره، و ۲- توسعه اقتصادی عربستان، به نفع همه مردم منطقه و ما ایرانیهاست، پس از هرکس که در اون حکومت دنبال این توسعهست باید استقبال کرد. چرا به نفع ماست؟ چون چه آلسعود در رأس عربستان باشه چه نباشه، در این کشور میل به بنیادگرایی وجود داره. یعنی اگه شما ژاپنیها و سوییسیها رو هم میاوردی حاکم این کشور میکردی باز افراطیگری سرجای خودش باقی بود. مردم متأسفانه متوجه نیستند، یکی از پریودهایی که کلی پول جمع میشه برای گروههای افراطی در سراسر خاورمیانه، موسم حج است! همین یک مورد کافیه برای فهمیدن اینکه موضوع چقدر ریشهایه. حالا توسعه اقتصادی چه تأثیری در این مشکل ریشهای داره؟ یه مثال میزنم برای توضیحش. چرا امارات مجبوره از کلمبیا جنگجو استخدام کنه بیاره تو یمن تا براش بجنگن؟ چون شهروند اماراتی حاضر نیست بره تو برهوت با یه مشت حوثی وحشی بجنگه. چون شهروند اماراتی یه آپارتمان صدمتری داره و چشماندازش اینه که اون آپارتمان رو در سه سال آینده تبدیل کنه به یک ویلای سیصدمتری! چنین فردی نمیاد خودشو قاطی جنگ کنه. مخصوصا اگه جنگش از نوع ایدئولوژیک باشه. به همین ترتیب شهروند عربستانی که درگیر فعالیت اقتصادی شده (نه مثل قبلترها که به راحتی میتونست مفتخوری کنه) نمیاد خودش قاطی خشونتهای مذهبی کنه. آیا این یک راه حله؟ نه. چون تحجر ایدئولوژیک رو فقط باید با اندیشه برتر از بین برد. اما شاید اون تحول فکری صدسال طول کشید. ما که اونقدر وقت نداریم. توسعه اقتصادی جلوی خونریزی رو میگیره لاقل، تا وقتی که درمان انجام شه.
در مورد یمن هم هیچ سکوتی وجود نداره. اتفاقا بازار کوبیدن آلسعود خیلی داغه این روزها در رسانههای غربی. اما اینکه یک بیعملی وجود داره برای این نیست که از عربستان میترسند، برای اینه که از ایران میترسند. یعنی در این که ایجاد یک حزبالله دوم در شبهجزیره برای کل منطقه خطرناکه، با عربستان همنظر هستند. و برای همین هم ارسال سلاح رو متوقف نمیکنند، نه به خاطر سرمایهداری و سود و این حرفها. زبان ما مو درآورد از بس گفتیم سود صنعت تسلیحات بالا نیست و نسبت به کل اقتصادشون اصلا عدد بزرگی به نظر نمیاد.
در مورد اون شیخ شیعه هم باید بگم واقعا تفکیک یک معترض اوریجینال عربستانی و یک مزدور جمهوریاسلامی واقعا مشکل شده. اگه تصور میکنید وزارت اطلاعات و سپاه در عربستان فعالیت گستردهای در «خریدن معترض» ندارند سخت در اشتباهید. در مورد نحوه اعدامش هم.. من که از اساس با اعدام مخالفم، حتی با اعدام یک بمبگذار تروریست. اما اگه قراره اعدام انجام بدن، قطع کردن گردن، انسانیتر از اعدام با طناب داره که تو ایران داره هرروز انجام میشه و شامل کودکان هم میشه.
در مجموع برای یک ایرانی، و حتی یک غربی، موضوعی که در خبر رویترز اومده 🔻 باید مهمتر باشه. اما هم هموطن عزیز من و هم ناظر غربی، دچار این توهمند که خطر عربستان برای امنیت همه ما بیشتر از خطر جمهوریاسلامیه! و بعضی مثلا میخوان خیلی عاقله به نظر بیان این دو رو معادل هم قرار میدن! در حالی که هیچ حکومتی قابل مقایسه نیست با جمهوریاسلامی، در حمایت مستقیم از تروریستها، آشوبگرها و شربپاکنها. نمیدونم دیگه باید چه اتفاقاتی بیفته که به این نتیجه برسید.
در مورد یمن هم هیچ سکوتی وجود نداره. اتفاقا بازار کوبیدن آلسعود خیلی داغه این روزها در رسانههای غربی. اما اینکه یک بیعملی وجود داره برای این نیست که از عربستان میترسند، برای اینه که از ایران میترسند. یعنی در این که ایجاد یک حزبالله دوم در شبهجزیره برای کل منطقه خطرناکه، با عربستان همنظر هستند. و برای همین هم ارسال سلاح رو متوقف نمیکنند، نه به خاطر سرمایهداری و سود و این حرفها. زبان ما مو درآورد از بس گفتیم سود صنعت تسلیحات بالا نیست و نسبت به کل اقتصادشون اصلا عدد بزرگی به نظر نمیاد.
در مورد اون شیخ شیعه هم باید بگم واقعا تفکیک یک معترض اوریجینال عربستانی و یک مزدور جمهوریاسلامی واقعا مشکل شده. اگه تصور میکنید وزارت اطلاعات و سپاه در عربستان فعالیت گستردهای در «خریدن معترض» ندارند سخت در اشتباهید. در مورد نحوه اعدامش هم.. من که از اساس با اعدام مخالفم، حتی با اعدام یک بمبگذار تروریست. اما اگه قراره اعدام انجام بدن، قطع کردن گردن، انسانیتر از اعدام با طناب داره که تو ایران داره هرروز انجام میشه و شامل کودکان هم میشه.
در مجموع برای یک ایرانی، و حتی یک غربی، موضوعی که در خبر رویترز اومده 🔻 باید مهمتر باشه. اما هم هموطن عزیز من و هم ناظر غربی، دچار این توهمند که خطر عربستان برای امنیت همه ما بیشتر از خطر جمهوریاسلامیه! و بعضی مثلا میخوان خیلی عاقله به نظر بیان این دو رو معادل هم قرار میدن! در حالی که هیچ حکومتی قابل مقایسه نیست با جمهوریاسلامی، در حمایت مستقیم از تروریستها، آشوبگرها و شربپاکنها. نمیدونم دیگه باید چه اتفاقاتی بیفته که به این نتیجه برسید.
❤4
یک سال و نیم پیش یه ویدئو تو یوتیوب منتشر شد که از دید یک موتوسوار نشون میداد راننده یک ون در لندن، یک دختر دوچرخهسوار رو مورد آزار کلامی قرار میده (ازش شماره میخواد)، و دختره هم کار خاصی انجام نمیده، اما کمی جلوتر میره آینه بغل ون رو از جا میکنه و فرار میکنه!
حالا بعد از یک و سال و نیم دوباره از طریق کانالهای دیگه یوتیوب اومده بالا، و ازونجایی که کارکنان گوگل همه فمنیست هستند (و اگه نباشن اخراج میشن) درست در بحبوحه قضیه قاضی کاوانا آوردنش تو لیست «پیشنهادها»ی میلیونها کاربر، با اینکه ویدئوهایی باید تو اون لیست قرار بگیرن که طبق الگوریتم طراحی شده باید متناسب به ویدئوهایی باشه که کاربر قبلا نگاه کرده. اما گوگل حتی الگوریتم خودش رو هم نادیده گرفت و با «حکم حکومتی» شرکت، این ویدئو رو در برابر دیدگان کسانی قرار داد که علاقهای به این موضوعات ندارند!.. شاید میخواستند بگن درسته ما زنها در جلسات استماع مجلس، یا حتی در دادگاه نمیتونیم ثابت کنیم که مورد ظلم واقع شدیم، اما میتونیم آینه بغلتون رو بشکونیم!
آیا این صحنهها، که خیلیها هم ازش کیف کردند، چیزیه که به عنوان الگو به جوانان معرفی بشه؟ اگه هرکس که فکر میکنه قانون نمیتونه ازش دفاع کنه، دست به مجازاتهای مندرآوردی بزنه، در نهایت به یک هرج و مرج نمیرسیم؟ نمیدونم. ولی از خطر آنارشیسم که بگذریم، این نوع الگوسازی به ضرر امنیت خود زنان هم تموم میشه. در دنیای واقعی همیشه اتفاقات انقدر «باحال» تموم نمیشن. ممکنه صاحب ون بیاد پایین و فقط یک مشت به دختر بزنه و با همون یک مشت دچار خونریزی مغزی شه. آیا کارکنان گوگل میخوان دخترها وارد بازی خشونت بشن؟ تو این بازی، مشخصه که برنده کدوم طرف خواهد بود.
اما ازین مسائل که بگذریم میخواستم یک نکته هم اضافه کنم. تحلیلگران جامعهشناس ما (اعم از ارزشی و اصلاحطلب و برانداز) مدتهاست تأکید دارند که جامعه ایران، دچار یک عطش جنسی شدید است که غالبا از محدودیتهای قانونی، شرعی و اقتصادی که بعد از انقلاب بوجود اومد حاصل شده! مصداق دم دستیش هم اینه که از استاد دانشگاه تا راننده تاکسی علتالعلل ناهنجاریهای اجتماعی مملکت رو در فقدان «شهرنو» میدونند! اما این عزیزان بهتره یه نگاهی به لندن بندازند.. اونجا از لحاظ جنسی هیچ فقدانی وجود نداره. از لحاظ اقتصادی هم حتی کمدرآمدترین شهروند به مواهب سکس دسترسی داره. اما باز شاهد این رفتارهای زشت در خیابان هستیم.
تفکری که زن رو به شکل متاعی تصاحبشدنی میبینه، چه غرق در امکانات و آزادیها باشه، چه نباشه، خودش رو با این رفتارها نشون میده. پس اینکه در ایران انقدر ازین رفتارها زیاد دیده میشه، به خاطر فقدان آزادی جنسی نیست، به خاطر بقای همچنان مسلط اون تفکر بدویه. بله ما باید برای آزادی (که شامل آزادی جنسی و کوتاه کردن دست حاکمیت از دخالت در سکس مردم هم میشه) بجنگیم، اما آزادی قرار نیست بیماریهای فکری رو درمان کنه. «آدرس غلط» رو هرجا باشه باید باش مخالفت کرد، حتی اگه از دهان آزادیخواهان خارج بشه.
https://youtu.be/HnBPI1qDv2A
حالا بعد از یک و سال و نیم دوباره از طریق کانالهای دیگه یوتیوب اومده بالا، و ازونجایی که کارکنان گوگل همه فمنیست هستند (و اگه نباشن اخراج میشن) درست در بحبوحه قضیه قاضی کاوانا آوردنش تو لیست «پیشنهادها»ی میلیونها کاربر، با اینکه ویدئوهایی باید تو اون لیست قرار بگیرن که طبق الگوریتم طراحی شده باید متناسب به ویدئوهایی باشه که کاربر قبلا نگاه کرده. اما گوگل حتی الگوریتم خودش رو هم نادیده گرفت و با «حکم حکومتی» شرکت، این ویدئو رو در برابر دیدگان کسانی قرار داد که علاقهای به این موضوعات ندارند!.. شاید میخواستند بگن درسته ما زنها در جلسات استماع مجلس، یا حتی در دادگاه نمیتونیم ثابت کنیم که مورد ظلم واقع شدیم، اما میتونیم آینه بغلتون رو بشکونیم!
آیا این صحنهها، که خیلیها هم ازش کیف کردند، چیزیه که به عنوان الگو به جوانان معرفی بشه؟ اگه هرکس که فکر میکنه قانون نمیتونه ازش دفاع کنه، دست به مجازاتهای مندرآوردی بزنه، در نهایت به یک هرج و مرج نمیرسیم؟ نمیدونم. ولی از خطر آنارشیسم که بگذریم، این نوع الگوسازی به ضرر امنیت خود زنان هم تموم میشه. در دنیای واقعی همیشه اتفاقات انقدر «باحال» تموم نمیشن. ممکنه صاحب ون بیاد پایین و فقط یک مشت به دختر بزنه و با همون یک مشت دچار خونریزی مغزی شه. آیا کارکنان گوگل میخوان دخترها وارد بازی خشونت بشن؟ تو این بازی، مشخصه که برنده کدوم طرف خواهد بود.
اما ازین مسائل که بگذریم میخواستم یک نکته هم اضافه کنم. تحلیلگران جامعهشناس ما (اعم از ارزشی و اصلاحطلب و برانداز) مدتهاست تأکید دارند که جامعه ایران، دچار یک عطش جنسی شدید است که غالبا از محدودیتهای قانونی، شرعی و اقتصادی که بعد از انقلاب بوجود اومد حاصل شده! مصداق دم دستیش هم اینه که از استاد دانشگاه تا راننده تاکسی علتالعلل ناهنجاریهای اجتماعی مملکت رو در فقدان «شهرنو» میدونند! اما این عزیزان بهتره یه نگاهی به لندن بندازند.. اونجا از لحاظ جنسی هیچ فقدانی وجود نداره. از لحاظ اقتصادی هم حتی کمدرآمدترین شهروند به مواهب سکس دسترسی داره. اما باز شاهد این رفتارهای زشت در خیابان هستیم.
تفکری که زن رو به شکل متاعی تصاحبشدنی میبینه، چه غرق در امکانات و آزادیها باشه، چه نباشه، خودش رو با این رفتارها نشون میده. پس اینکه در ایران انقدر ازین رفتارها زیاد دیده میشه، به خاطر فقدان آزادی جنسی نیست، به خاطر بقای همچنان مسلط اون تفکر بدویه. بله ما باید برای آزادی (که شامل آزادی جنسی و کوتاه کردن دست حاکمیت از دخالت در سکس مردم هم میشه) بجنگیم، اما آزادی قرار نیست بیماریهای فکری رو درمان کنه. «آدرس غلط» رو هرجا باشه باید باش مخالفت کرد، حتی اگه از دهان آزادیخواهان خارج بشه.
https://youtu.be/HnBPI1qDv2A
YouTube
Cyclist Girl Gets Revenge On Catcalling Van Driver || ViralHog
Occurred on February 16, 2017 / London, England
A van driver harasses a female cyclist at a stop light. The girl then follows the van and gets her revenge!
TO SEE THE HOTTEST VIRAL VIDEOS DAILY...
Subscribe to us on YouTube: https://goo.gl/A0gBKk
Like…
A van driver harasses a female cyclist at a stop light. The girl then follows the van and gets her revenge!
TO SEE THE HOTTEST VIRAL VIDEOS DAILY...
Subscribe to us on YouTube: https://goo.gl/A0gBKk
Like…
❤2
یکی از خوانندگان عزیز درباره اینکه گفتم تو بازی خشونت، زنها برنده نخواهند بود پرسید: «لطفا بگین بر طبق کدام مستند علمی میگین مردها قویترن، و در جنگ زنها شکست می خورن؟» 😏
یاد این جمله معروف افتادم 👇🏻
یاد این جمله معروف افتادم 👇🏻