«بر اساس آمار ۲۴ درصد افراد مناسبتی نماز میخوانند و ۱۷ درصد گاهی نماز میخوانند و مابقی کاملا تارک نماز هستند». فقط ۱ درصد همیشه (یعنی همونطور که واجب شده) نماز میخونند! و بقیه، که میشه ۵۸ درصد، اصلا نماز نمیخوانند! اینو برای هر کی میخونم سریع میپرسه «منبعش کجاست؟» چون تصور میکنه یکی از کانالهای ضدمذهبی تلگرام ادعا کرده، بعد وقتی میگم «امام جمعه شیراز» سکوت میکنند!
طبق احادیث و روایات، کسی که تارک نمازه، یعنی عمدا و در دراز مدت نماز نمیخونه، کافر محسوب میشه! یعنی طبق استاندارد خود اسلام، اکثریت جوانان ایران کافرند! بقیه هم که گاهی میخونند و گاهی نمیخونند شامل این حدیث پیامبرند: فَإِنَّ مَنْ ضَیعَ صَلَاتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَ هَامَانَ. یعنی کسی که نمازش را ضایع کند، با قارون و هامان محشور میشود. لابد میدونید قارون و هامان چقدر منفورند در قرآن. بعبارتی ۹۹ درصد جوانان ایران یا کافرند، یا منافقند، یا مفسد! 😁 (در هنگام تایپ این خطوط جوری میخندیدم که چند فقره غلط املایی رخ داد).
بگذریم از روایات. موضوع مهمی که حتی امام جمعه و متولیان بش توجه ندارند، نسلِ بعدی این نسل نمازنخوانه، نه خود این نمازنخوانها. تنها دلیلی که یک بچه مسلمان نماز میخوانه، پدر و مادرش هستند. و لاغیر. این تربیت اسلامی درون خانوادگی رو ازش بگیر، خود به خود ایمان اسلامیش خاکستر شده و در هوا پخش میشه. نه تنها کسی که خودش هیچوقت نماز نمیخونه فرزند نمازخوان تربیت نخواهد کرد، بلکه کسی که گاهی میخونه و گاهی نمیخونه هم فرزند نمازخوان نخواهد داشت. بنابراین در نسل بعد اون ۲۴ و ۱۷ آب میرن، و اون ۵۸ بزرگتر میشه.
بعضی از دوستان آتئیست من حتما خوشحال خواهند شد ازین تحول انفجاری (که اگه بینظیر نباشه در دنیا، کمنظیر هست حتما)، اما غافلند ازین واقعیت که این تحولات داره بدون رشد سطح اندیشه رخ میده. و این به نظر من نگرانکنندهست.
https://twitter.com/ymirdamadi/status/1046535880834408448?s=19
طبق احادیث و روایات، کسی که تارک نمازه، یعنی عمدا و در دراز مدت نماز نمیخونه، کافر محسوب میشه! یعنی طبق استاندارد خود اسلام، اکثریت جوانان ایران کافرند! بقیه هم که گاهی میخونند و گاهی نمیخونند شامل این حدیث پیامبرند: فَإِنَّ مَنْ ضَیعَ صَلَاتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَ هَامَانَ. یعنی کسی که نمازش را ضایع کند، با قارون و هامان محشور میشود. لابد میدونید قارون و هامان چقدر منفورند در قرآن. بعبارتی ۹۹ درصد جوانان ایران یا کافرند، یا منافقند، یا مفسد! 😁 (در هنگام تایپ این خطوط جوری میخندیدم که چند فقره غلط املایی رخ داد).
بگذریم از روایات. موضوع مهمی که حتی امام جمعه و متولیان بش توجه ندارند، نسلِ بعدی این نسل نمازنخوانه، نه خود این نمازنخوانها. تنها دلیلی که یک بچه مسلمان نماز میخوانه، پدر و مادرش هستند. و لاغیر. این تربیت اسلامی درون خانوادگی رو ازش بگیر، خود به خود ایمان اسلامیش خاکستر شده و در هوا پخش میشه. نه تنها کسی که خودش هیچوقت نماز نمیخونه فرزند نمازخوان تربیت نخواهد کرد، بلکه کسی که گاهی میخونه و گاهی نمیخونه هم فرزند نمازخوان نخواهد داشت. بنابراین در نسل بعد اون ۲۴ و ۱۷ آب میرن، و اون ۵۸ بزرگتر میشه.
بعضی از دوستان آتئیست من حتما خوشحال خواهند شد ازین تحول انفجاری (که اگه بینظیر نباشه در دنیا، کمنظیر هست حتما)، اما غافلند ازین واقعیت که این تحولات داره بدون رشد سطح اندیشه رخ میده. و این به نظر من نگرانکنندهست.
https://twitter.com/ymirdamadi/status/1046535880834408448?s=19
Twitter
Yaser Mirdamadi
مطابق آماری که حسن مرادی، امام جمعهی موقت شیراز ارائه کرده، تنها ۱ درصد جوانان در ایران به طور دائم نماز میخوانند، این در حالی است که ۴۱ درصد جوانان «مناسبتی» یا گهگاه نماز میخوانند و مابقی (۵۸ درصد) نماز نمیخوانند. irna.ir/fa/News/830479…
❤5
«از ماست که بر ماست که قیمت دلار جهش کرد، حالا هم که سقوط کرد باید همونایی که خریدن چوبشو بخورن».
این مشمئزکنندهترین جملهایه که این روزها ناخواسته جلوی چشمم قرار میگیره. ترجیح میدادم اصلاحطلبان هر روز خودمون و خانوادهمون رو تهدید به ترور و اعدام میکردند، اما این جمله و مشابهاتش رو نمیدیدم. یه نوع مردمستیزی کثیف توش هست که باید امیدوار بود از روی جهالت باشه، و نه غرض. چیزی که دردش رو بیشتر میکنه اینه که این مردمستیزی رو با تم وطنپرستی تزیین میکنند: «من دلار نخریدم، فدای سرم که ریال بیارزش شد.. حاضرم فقیر بشم اما به اقتصاد کشورم آسیب نزنم». و بدین ترتیب اونهایی که سرمایهشون رو از «یکی از بیارزشترین و پرریسکترین پولهای جهان» تبدیل میکنند به «کمریسکترین ارز جهان»، که عقلانیترین عمل ممکنه، وطنفروش معرفی میکنند! و از نظرشون وطنپرستی چیزیه که غیرعقلانیترین عمل ممکن که همانا «تبدیل نکردن پسانداز و اجازه دادن به بیکفایتترین مدیران اقتصادی جهان که ارزشش را نابود کنند» است رو توجیه میکنه!
با حماقت، از هیچ وطنی نمیشه دفاع کرد. خلبانهای کامیکازی ژاپن هم فکر میکردند با کوبیدن خودشون به ناوهای آمریکا و قربانی کردن زندگیشون دارند به ژاپن و امپراطور خدمت میکنند. اما باعث شدند غول آمریکا وارد جنگ بشه و پدرشون رو دربیاره، صدها هزارنفر از مردمشون کشته و معلول بشن، دو تا شهرشون با خاک یکسان بشه، و تو همهچیز ببازند!
کسی که به بهانه وطن ازتون میخواد پا روی عقلتون بذارید، یا یه شیاده، یا یه جاهله که فریب یه شیاد رو خورده.
تو سریال جنگجویان کوهستان، یه جا لینچان و دوستانش موفق میشن راز ساخت توپ جنگی رو بدست بیارن. و میسازنش. وقتی برای اولین بار ازش استفاده میکنند و دشمن رو تار و مار میکنند، لینچان به اجساد نگاهی میندازه و میگه توپ رو از بین ببرید، ما نباید ازین استفاده کنیم. این بیچارهها حتی نفهمیدن از کجا خوردن، و این جوانمردانه نیست!.. این یک ظاهر اخلاقمدارانه داره، ولی در واقع دقیقا ضداخلاقه. در واقعیت، اون توپ در اختیار دشمنِ مردم قرار میگرفت به هرحال، و اونی که بیسلاح میموند، مردم بودند! یعنی امثال لینچان اجازه میدادند فرد قدرتمند مسلح باشه، اما مستضعفین خلع سلاح بشن! اون مردمستیزی که گفتم دقیقا در همین جاست. قدرتمندان جامعه (چه خود حکومتیها، چه رانتخوارهایی که حیاتشون به بقای حکومت گره خورده) هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن با اقتصاد و بازار، که منجر میشه به نابود شدن پساندازهای اندک مردم، هم در کوتاه مدت، هم در دراز مدت، و در این هرج و مرج تنها وسیله دفاعی که ضعیفان دارن اینه که پساندازشون رو تبدیل کنند به سرمایههای کمریسکتر. بعد شما نه تنها خلعسلاحشون کنی، بلکه انگ وطنفروشی هم بشون بزنی؟! این چه رذالتیه؟
متأسفانه بعضی از مثلا کارشناسان هم به این مردمستیزیها دامن میزنند. مثلا صادقالحسینی رو ببینید که تو کانالش نوشته بود معاملات نفت با یوآن بیشتر شده، باید ازین فرصت استفاده کنیم و بریم به سمت این ارز!.. خیلی خشنه اگه بگم باید خاک پاشید رو صورت اینها؟ یکی نیست بگه مرد حسابی خود چینیها پولشون رو دارن به دلار تبدیل میکنند، بعد ما بریم بچسبیم به یوآن؟!
یه چیزی رو به مردم (مردمی که باشون ستیز دارند) نمیگن. چند دهه پیش حدود ۴۰ درصد بده بستانهای مالی و اعتباری دنیا با دلار انجام میشد. (یعنی مثلا وامدهنده میگفته من دلار بت قرض میدم، تو هم دلار بم پس بده)، فکر میکنید الان چقدر شده؟ کاش میشد اینو بر روی پشتبامها داد زد: ایهاالناس، شده ۴۸ درصد! چهل و فاکینگ هشت درصد! اژدهای چین بلند شده و همه رو بلعیده، و به جای اینکه نقش دلار کمرنگتر بشه، پررنگتر شده! میدونید ۱۰ تریلیون دلار به اقتصاد دنیا اضافه بشه، و نقش دلار بیشتر بشه دقیقا چه معنایی داره؟ یعنی دلار بخرید! کلهگندههای دنیا، موسسات مالی و هولدینگهای چندملیتی، که توپ هم تکونشون نمیده، سرمایههاشون رو به دلار و ارزهای کمریسک دیگه تبدیل میکنند، بعد شما که در روز مبادا به هر یک سنت پسانداز اندکتون نیاز خواهید داشت و میتونه از یک مهلکه اقتصادی نجاتتون بده، تبدیل نکنید؟
این شیادان مردمستیز، نه تنها خرد محض رو انکار میکنند، بلکه برخلاف ادا و اطوارشون به اسلام هم اعتقادی ندارند. در دین محمد، برای حفظ مالت، اگه لازم باشه، مجازی شمشیر بکشی! چون محمد با مال مسلمان شوخی نداشت، ولی جمهوریاسلامی و انصارش با جان و مال شما شوخی دارند. دیگه ازین رکتر نمیشه وضعیت رو توصیف کرد.
این مشمئزکنندهترین جملهایه که این روزها ناخواسته جلوی چشمم قرار میگیره. ترجیح میدادم اصلاحطلبان هر روز خودمون و خانوادهمون رو تهدید به ترور و اعدام میکردند، اما این جمله و مشابهاتش رو نمیدیدم. یه نوع مردمستیزی کثیف توش هست که باید امیدوار بود از روی جهالت باشه، و نه غرض. چیزی که دردش رو بیشتر میکنه اینه که این مردمستیزی رو با تم وطنپرستی تزیین میکنند: «من دلار نخریدم، فدای سرم که ریال بیارزش شد.. حاضرم فقیر بشم اما به اقتصاد کشورم آسیب نزنم». و بدین ترتیب اونهایی که سرمایهشون رو از «یکی از بیارزشترین و پرریسکترین پولهای جهان» تبدیل میکنند به «کمریسکترین ارز جهان»، که عقلانیترین عمل ممکنه، وطنفروش معرفی میکنند! و از نظرشون وطنپرستی چیزیه که غیرعقلانیترین عمل ممکن که همانا «تبدیل نکردن پسانداز و اجازه دادن به بیکفایتترین مدیران اقتصادی جهان که ارزشش را نابود کنند» است رو توجیه میکنه!
با حماقت، از هیچ وطنی نمیشه دفاع کرد. خلبانهای کامیکازی ژاپن هم فکر میکردند با کوبیدن خودشون به ناوهای آمریکا و قربانی کردن زندگیشون دارند به ژاپن و امپراطور خدمت میکنند. اما باعث شدند غول آمریکا وارد جنگ بشه و پدرشون رو دربیاره، صدها هزارنفر از مردمشون کشته و معلول بشن، دو تا شهرشون با خاک یکسان بشه، و تو همهچیز ببازند!
کسی که به بهانه وطن ازتون میخواد پا روی عقلتون بذارید، یا یه شیاده، یا یه جاهله که فریب یه شیاد رو خورده.
تو سریال جنگجویان کوهستان، یه جا لینچان و دوستانش موفق میشن راز ساخت توپ جنگی رو بدست بیارن. و میسازنش. وقتی برای اولین بار ازش استفاده میکنند و دشمن رو تار و مار میکنند، لینچان به اجساد نگاهی میندازه و میگه توپ رو از بین ببرید، ما نباید ازین استفاده کنیم. این بیچارهها حتی نفهمیدن از کجا خوردن، و این جوانمردانه نیست!.. این یک ظاهر اخلاقمدارانه داره، ولی در واقع دقیقا ضداخلاقه. در واقعیت، اون توپ در اختیار دشمنِ مردم قرار میگرفت به هرحال، و اونی که بیسلاح میموند، مردم بودند! یعنی امثال لینچان اجازه میدادند فرد قدرتمند مسلح باشه، اما مستضعفین خلع سلاح بشن! اون مردمستیزی که گفتم دقیقا در همین جاست. قدرتمندان جامعه (چه خود حکومتیها، چه رانتخوارهایی که حیاتشون به بقای حکومت گره خورده) هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن با اقتصاد و بازار، که منجر میشه به نابود شدن پساندازهای اندک مردم، هم در کوتاه مدت، هم در دراز مدت، و در این هرج و مرج تنها وسیله دفاعی که ضعیفان دارن اینه که پساندازشون رو تبدیل کنند به سرمایههای کمریسکتر. بعد شما نه تنها خلعسلاحشون کنی، بلکه انگ وطنفروشی هم بشون بزنی؟! این چه رذالتیه؟
متأسفانه بعضی از مثلا کارشناسان هم به این مردمستیزیها دامن میزنند. مثلا صادقالحسینی رو ببینید که تو کانالش نوشته بود معاملات نفت با یوآن بیشتر شده، باید ازین فرصت استفاده کنیم و بریم به سمت این ارز!.. خیلی خشنه اگه بگم باید خاک پاشید رو صورت اینها؟ یکی نیست بگه مرد حسابی خود چینیها پولشون رو دارن به دلار تبدیل میکنند، بعد ما بریم بچسبیم به یوآن؟!
یه چیزی رو به مردم (مردمی که باشون ستیز دارند) نمیگن. چند دهه پیش حدود ۴۰ درصد بده بستانهای مالی و اعتباری دنیا با دلار انجام میشد. (یعنی مثلا وامدهنده میگفته من دلار بت قرض میدم، تو هم دلار بم پس بده)، فکر میکنید الان چقدر شده؟ کاش میشد اینو بر روی پشتبامها داد زد: ایهاالناس، شده ۴۸ درصد! چهل و فاکینگ هشت درصد! اژدهای چین بلند شده و همه رو بلعیده، و به جای اینکه نقش دلار کمرنگتر بشه، پررنگتر شده! میدونید ۱۰ تریلیون دلار به اقتصاد دنیا اضافه بشه، و نقش دلار بیشتر بشه دقیقا چه معنایی داره؟ یعنی دلار بخرید! کلهگندههای دنیا، موسسات مالی و هولدینگهای چندملیتی، که توپ هم تکونشون نمیده، سرمایههاشون رو به دلار و ارزهای کمریسک دیگه تبدیل میکنند، بعد شما که در روز مبادا به هر یک سنت پسانداز اندکتون نیاز خواهید داشت و میتونه از یک مهلکه اقتصادی نجاتتون بده، تبدیل نکنید؟
این شیادان مردمستیز، نه تنها خرد محض رو انکار میکنند، بلکه برخلاف ادا و اطوارشون به اسلام هم اعتقادی ندارند. در دین محمد، برای حفظ مالت، اگه لازم باشه، مجازی شمشیر بکشی! چون محمد با مال مسلمان شوخی نداشت، ولی جمهوریاسلامی و انصارش با جان و مال شما شوخی دارند. دیگه ازین رکتر نمیشه وضعیت رو توصیف کرد.
❤3
Anarchonomy
Photo
دانشمندان میدونستند که باکتری سالمونلا که معمولا به خاطر تخممرغ یا گوشت نپخته صدمیلیون نفر رو در دنیا به خودش مبتلا میکنه، موجود پیچیدهایه، ولی تحقیقات جدید نشون میده به طرز ترسناکی پیشرفتهست. وقتی این باکتری به سلولها حمله میکنه، اون سلولها به کمک پنج تا پروتئین خاص به سیستم ایمنی اطلاع میدن که باید آستین بالا بزنه. برای انجام این اطلاع رسانی، اون پروتئینها باید برن به نقطه مشخصی از DNA
متصل بشن. این اتصال حالت کلید و قفل داره، یعنی هر پروتئینی نمیتونه به اون قسمت دیانای بچسبه. نقش کلید رو در این پروتئین یک آمینو اسید خاص ایفا میکنه. سالمونلا میاد یه پروتئین مشابه میسازه که قفلی درست شبیه به قفل دیانای داره! که میره میچسبه به پروتئین پیغام رسان، و وقتی چفت شد از وسط نصفش میکنه! پروتئین پیغام رسان فکر میکنه چسبیده به دیانای، در حالی که چسبیده به قاتل خودش!.. حالا محققین اومدن در اون آمینو اسید تغییر ایجاد کردن، و مشاهده کردن پروتئین قاتل، دیگه چفت نمیشه به پروتئین پیغامرسان. یعنی سالمونلا حتی در ریزترین جزییات، با پروتئینهای موجود در بدن انسان آشنایی داره!
ممکنه بگن این باکتری هزاران ساله که با بدن جانوران و خود انسان سر و کار داشته، بنابراین وقت کافی داشته تا شناخت کافی پیدا کنه. اگه هم اینطور باشه باز چیزی از ابهت قضیه کم نمیکنه. چطور موجودی که عقل نداره انقدر شناخت داره و انقدر از شناخت خودش هوشمندانه استفاده میکنه؟ نوعی احساس پوچی به آدم دست میده. ما واقعا داریم تو چه دنیایی زندگی میکنیم؟
http://m.jbc.org/content/293/39/15316
متصل بشن. این اتصال حالت کلید و قفل داره، یعنی هر پروتئینی نمیتونه به اون قسمت دیانای بچسبه. نقش کلید رو در این پروتئین یک آمینو اسید خاص ایفا میکنه. سالمونلا میاد یه پروتئین مشابه میسازه که قفلی درست شبیه به قفل دیانای داره! که میره میچسبه به پروتئین پیغام رسان، و وقتی چفت شد از وسط نصفش میکنه! پروتئین پیغام رسان فکر میکنه چسبیده به دیانای، در حالی که چسبیده به قاتل خودش!.. حالا محققین اومدن در اون آمینو اسید تغییر ایجاد کردن، و مشاهده کردن پروتئین قاتل، دیگه چفت نمیشه به پروتئین پیغامرسان. یعنی سالمونلا حتی در ریزترین جزییات، با پروتئینهای موجود در بدن انسان آشنایی داره!
ممکنه بگن این باکتری هزاران ساله که با بدن جانوران و خود انسان سر و کار داشته، بنابراین وقت کافی داشته تا شناخت کافی پیدا کنه. اگه هم اینطور باشه باز چیزی از ابهت قضیه کم نمیکنه. چطور موجودی که عقل نداره انقدر شناخت داره و انقدر از شناخت خودش هوشمندانه استفاده میکنه؟ نوعی احساس پوچی به آدم دست میده. ما واقعا داریم تو چه دنیایی زندگی میکنیم؟
http://m.jbc.org/content/293/39/15316
❤1
این یه رشته توعیت خوب بود که خوشبختانه خوب ریتوعیت شد. شاید همه با همه نکاتش موافق نباشند اما همینکه اجازه ندیم روایتهای رسمی حکومتی، فضای رسانهای رو جارو کنند، خودش مستقلا اقدام مثبتیه. من معتقدم حتی تحلیلهایی که قبولشون نداریم هم باید منتشر کنیم، چه برسه اونهایی رو که قبول داریم. چون در حداقلیترین حالت ممکن صدایی به صداهای موجود اضافه میشه. و این دقیقا چیزیه که حاکمیت تمامیتخواه ازش بیزاره، چون همواره هدفش اینه که فقط یک صدای واحد به گوش همه برسه.
در تأیید بند ۱۳ باید گفت که دقیقا درسته، دیگه با «دلال» به اون شکلی که در دوره احمدینژاد در بازار وجود داشت مواجه نیستیم. تمام صرافیها و خردهفروشها طائعاً اَو کارهاً در حال انجام پروژههای حکومتی هستند. شما نمیتونی به بازاری بگه بازار آزاد، که چماق امنیتی، نظامی و سیاسی بالاسرشه.
https://t.me/mamlekate/39932
در تأیید بند ۱۳ باید گفت که دقیقا درسته، دیگه با «دلال» به اون شکلی که در دوره احمدینژاد در بازار وجود داشت مواجه نیستیم. تمام صرافیها و خردهفروشها طائعاً اَو کارهاً در حال انجام پروژههای حکومتی هستند. شما نمیتونی به بازاری بگه بازار آزاد، که چماق امنیتی، نظامی و سیاسی بالاسرشه.
https://t.me/mamlekate/39932
Telegram
مملکته
در این روزهایی که همه در «جو احساسی» #سقوط_دلار دارند غرق میشوند، اجازه بدهید چند فکت رو در این #رشته_توییت در مورد مشکوک بودن این حرکت با شما بررسی کنم تا حداقل در تاریخ ثبت شود (هر چند که بعضی ها خوششان نیاید)
1. یکی از مهمترین دلایل روی آوردن مردم…
1. یکی از مهمترین دلایل روی آوردن مردم…
❤1
Anarchonomy
Photo
مزیت دستگاه پروپاگاندای حزب نازی این بود که کل مسئولیت تبلیغات زیر دست یک نفر یعنی گوبلز بود، و اون یک نفر هم آدم باهوشی بود. اما در نظام مقدس جمهوریاسلامی، دقیقا برعکسه، یعنی پروپاگاندا دست چندین مهره مستقل از همه، و شکر خدا همگی کودن هستند!
عکس یک بدبخت رو پیدا کردند و تیتر زدن فرمانده ارشد داعش در حمله موشکی سپاه کشته شد! نگو عکس اصلی مربوط به یه پیرزن در قزاقستانه که علاقهش به گذاشتن ریش خبرساز شده بوده و سایتهای روسی پوشش دادن!
من خواهشم اینه که لحظهای تأمل کنید در این قضیه. این یه خطا در تایپ نیست که بگیم میخواسته بنویسه مهشید نوشته فرشید! یه عدهای که برای سپاه یا دولت یا هر نهاد حکومتی کار میکنند، رفتند این خبر رو از سایتهای روسی پیدا کردن، عکس رو سیو کردند، و بدون هیچ تغییراتی ازش استفاده کردن تا بگن واقعا یه فرمانده داعش کشته شده! هیچ خطایی در کار نیست، به طور عریان عمد دارند که فیکنیوز باشند. همون لحظهای که داشتند این کار رو میکردند میدونستند که قراره مردم رو فریب بدن! یعنی درست مثل آگاهیای که یک شیاد یا کلاهبردار نسبت به کار خودش داره.
من این سوال رو میپرسم: حالا که ما آگاهی داریم که آگاهانه مردم رو فریب میدن، آیا باید برای بقیه اخباری که میسازند اعتباری قائل باشیم؟ جواب خودم از مدتها قبل مشخص بوده: مطلقا خیر!.. آیا وقتی میگن در مشهد مردم هجوم آوردن تا دلارهاشون رو بفروشند باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی در یک عملیات تروریستی شرکت داشته باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی جاسوسه باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن برای شب عید میوه به اندازه کافی موجوده باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن در کل کشور فقط سه نفر به یک بیماری واگیردار مبتلا شدن باید باور کنم؟ خیر.
این تصور که اینها بنگاههای خبررسانی هستند رو باید از ذهن بیرون کرد و به صورت پیشفرض دستگاه فریب افکار عمومی دیده بشن، نه بیشتر و نه کمتر.
عکس یک بدبخت رو پیدا کردند و تیتر زدن فرمانده ارشد داعش در حمله موشکی سپاه کشته شد! نگو عکس اصلی مربوط به یه پیرزن در قزاقستانه که علاقهش به گذاشتن ریش خبرساز شده بوده و سایتهای روسی پوشش دادن!
من خواهشم اینه که لحظهای تأمل کنید در این قضیه. این یه خطا در تایپ نیست که بگیم میخواسته بنویسه مهشید نوشته فرشید! یه عدهای که برای سپاه یا دولت یا هر نهاد حکومتی کار میکنند، رفتند این خبر رو از سایتهای روسی پیدا کردن، عکس رو سیو کردند، و بدون هیچ تغییراتی ازش استفاده کردن تا بگن واقعا یه فرمانده داعش کشته شده! هیچ خطایی در کار نیست، به طور عریان عمد دارند که فیکنیوز باشند. همون لحظهای که داشتند این کار رو میکردند میدونستند که قراره مردم رو فریب بدن! یعنی درست مثل آگاهیای که یک شیاد یا کلاهبردار نسبت به کار خودش داره.
من این سوال رو میپرسم: حالا که ما آگاهی داریم که آگاهانه مردم رو فریب میدن، آیا باید برای بقیه اخباری که میسازند اعتباری قائل باشیم؟ جواب خودم از مدتها قبل مشخص بوده: مطلقا خیر!.. آیا وقتی میگن در مشهد مردم هجوم آوردن تا دلارهاشون رو بفروشند باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی در یک عملیات تروریستی شرکت داشته باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی جاسوسه باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن برای شب عید میوه به اندازه کافی موجوده باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن در کل کشور فقط سه نفر به یک بیماری واگیردار مبتلا شدن باید باور کنم؟ خیر.
این تصور که اینها بنگاههای خبررسانی هستند رو باید از ذهن بیرون کرد و به صورت پیشفرض دستگاه فریب افکار عمومی دیده بشن، نه بیشتر و نه کمتر.
❤6
Anarchonomy
Photo
اون بمب خوشرنگ و لعاب که زیر این جنگنده بسته شده، یکی از بمبهای هیدروژنی آمریکاست. این بمبها معمولا اینجوریان که رها میشن تا خودشون بیفتن رو هدف. که خب اینجوری خطای زیادی پیدا میکنند. بمب معمولی اگه به محل مدنظر نخوره خیلی فاجعه نیست، ولی بمب هیدروژنی یکم مسئله پیش میاره. مخصوصا ازین جهت که برای اینکه فرودش رو کند کنند به یه چتر مجهزش میکنند که موقع رها شدن باز میشه و جلوی سرعتش رو میگیره، تا خلبان فرصت کنه خودش از جهنمی که قراره بپا کنه دور بشه. با چتر همون مقدار خطا هم بیشتر میشه. شرکت بوئینگ سیستمی طراحی کرده بود که به بمبهای معمولی اضافه میشد و دقتشون رو به طرز محسوسی بالا میبرد. این سیستم ترکیبی از جیپیاس و موقعیتیاب داخلی بود، بعلاوه بالههای متحرکی در انتهای بمب قرار میگرفت. در واقع بمبهایی که مثل آجر مینداختن پایین ناگهان تبدیل شد به بمب هدایت شونده. این تو جنگ عراق و افغانستان، خیلی به درد آمریکا خورد. تو مدلهای پیشرفتهترش که به هدایتگر لیزری مجهز بود بمب صاف میفتاد رو هدف متحرک! یه چیزی که چند سال قبلش کسی فکر نمیکرد ممکن باشه. چون مسیرش رو میتونست مثل گلایدر تغییر بده. اما هنوز بمبهای اتمی در حد آجر بودن. تصمیم گرفتند این ارتقاء رو روی یکی از بمبهای هیدروژنی نسبتا کوچکشون انجام بدن. چند روز پیش این پروژه مراحل نهایی توسعهش رو به پایان رسوند، و به حول و قوه الهی از سال ۲۰۲۰ تولیدش شروع میشه. قبل ازین ارتقاء دقت بمب یه چیزی بین ۱۰۰ متر تا ۱۵۰ متر بود، پس برای اینکه مطمئن باشن هدف حتما به فاک خواهد رفت باید کلاهک قویتری براش نصب میکردند، مثلا ۴۰۰ کیلوتن. اما با این ارتقاء دقت میرسه به فقط ۳۰ متر و حتی کمتر (که عدد دقیقش طبعا سکرته). اینجوری با ۵۰ کیلوتن و کمتر هم کارشون راه میفته. ۵۰کیلوتن یعنی ۳ برابر اونی که تو هیروشیما انداختن. ولی خیلی کمتر ازین مدنظرشونه. مثلا در حدی که یک پایگاه زیرزمینی رو بتونه ذوب کنه.
چیزی که به نظرم جالب و مهم بود واکنش روسها به این ارتقاء متحولکننده بود. گفتند این بمب، مستقیما ما رو تهدید نمیکنه، اما از لحاظ استراتژیک شرایط رو تغییر خواهد داد! چرا که نه تنها اولین بمب هیدروژنی هدایتشوندهست که مشابهی نداره بلکه با بمبافکنهای استراتژیک مثل بی۲ حمل میشه! (یعنی میشه هرجایی از دنیا رو باش هدف قرار داد و مطمئن شد دقیقا همونجا میخوره، بدون اینکه فاجعه بوجود بیاره).
با وجود همه عقبافتادگی که روسیه بش دچاره و با وجود اون حجم از فساد سیستماتیک حکومتی و با وجود همه ادا اطوارهای ضدغربی، یه جور بلوغ تو دستگاه رو میشه دید. یعنی احمق هست، لجوج هست، زورگو هست، لات هست، کلهخر هست، بزهکار هست، اما بچه نیست! اینکه ادعات بشه حرف اول رو در تسلیحات اتمی میزنی بعد بیای بگی «ولی دیگه اینجوریشو ما نداریم»، بالغ بودنت رو نشون میده. چیزی که ما تو ایران نداریم. اینجا همه در بچه بودن و بچه ماندن از همدیگه سبقت میگیرند. از رهبر تا فرمانده، از معلم تا محقق، از نویسنده تا بازیگر تئاتر، از تحلیلگر بازار تا دانشجو. برنامههای رسانهها تم بچهگانه دارند. تیتر اخبار انگار برای بچهها تنظیم شده. پروپاگاندا بچهگانهست. شایعات بچهگانهاند. منطق گفتگوها و تحلیلها، بچهگانهاند.. حتی بحرانها شکل بچهگانه به خودشون میگیرند. غرور ملی، با مصادیق بچهگانه تعریف شده، حتی پیروزی و شکست و خائن و قهرمان با معیارهای بچهگانه تعیین میشن.
تا وقتی چنین نابالغ و صغیریم، شایستگی قدرت رو نداریم. و تا وقتی شایستگی قدرت رو نداریم، بالغها برامون تصمیم خواهند گرفت.
چیزی که به نظرم جالب و مهم بود واکنش روسها به این ارتقاء متحولکننده بود. گفتند این بمب، مستقیما ما رو تهدید نمیکنه، اما از لحاظ استراتژیک شرایط رو تغییر خواهد داد! چرا که نه تنها اولین بمب هیدروژنی هدایتشوندهست که مشابهی نداره بلکه با بمبافکنهای استراتژیک مثل بی۲ حمل میشه! (یعنی میشه هرجایی از دنیا رو باش هدف قرار داد و مطمئن شد دقیقا همونجا میخوره، بدون اینکه فاجعه بوجود بیاره).
با وجود همه عقبافتادگی که روسیه بش دچاره و با وجود اون حجم از فساد سیستماتیک حکومتی و با وجود همه ادا اطوارهای ضدغربی، یه جور بلوغ تو دستگاه رو میشه دید. یعنی احمق هست، لجوج هست، زورگو هست، لات هست، کلهخر هست، بزهکار هست، اما بچه نیست! اینکه ادعات بشه حرف اول رو در تسلیحات اتمی میزنی بعد بیای بگی «ولی دیگه اینجوریشو ما نداریم»، بالغ بودنت رو نشون میده. چیزی که ما تو ایران نداریم. اینجا همه در بچه بودن و بچه ماندن از همدیگه سبقت میگیرند. از رهبر تا فرمانده، از معلم تا محقق، از نویسنده تا بازیگر تئاتر، از تحلیلگر بازار تا دانشجو. برنامههای رسانهها تم بچهگانه دارند. تیتر اخبار انگار برای بچهها تنظیم شده. پروپاگاندا بچهگانهست. شایعات بچهگانهاند. منطق گفتگوها و تحلیلها، بچهگانهاند.. حتی بحرانها شکل بچهگانه به خودشون میگیرند. غرور ملی، با مصادیق بچهگانه تعریف شده، حتی پیروزی و شکست و خائن و قهرمان با معیارهای بچهگانه تعیین میشن.
تا وقتی چنین نابالغ و صغیریم، شایستگی قدرت رو نداریم. و تا وقتی شایستگی قدرت رو نداریم، بالغها برامون تصمیم خواهند گرفت.
❤5
مینویسه گاردین، دونقطه، تیتر. یعنی گاردین میگه، ما نمیگیم. همون استدلال مضحک و کلیشهای «خودشون میگن، فقط ما نمیگیم». اما کی اون مقاله رو نوشته؟ سعید کمالی دهقان، یک سپاهی حامی روحانی!.. که همونطور که تو توعیتر نوشتم یک دروغگوی بیشرمه و مقالهش هم چیزی بیشتر از یک فیکنیوز نیست. در تیتر ادعا میکنه آفکام تحقیقات درباره ایران اینترنشنال رو شروع کرده، اما داخل متن، خیلی وقیحانه مینویسه تحقیقاتی وجود نداره اساسا!.. در مورد رابطه با بنسلمان هم مطلقا مدرکی ارائه نمیده، و فقط ادعا میکنه «یک منبع» بش گفته اینها با دربار آلسعود رابطه دارند! منبعی که معلوم نیست کیه، ولی با سربازان بدنام امام زمان که در لندن ساکن هستند مثل علیزاده و مهاجرانی، میشه حدس زد کی بوده اون منبع! حالا میگیم سعید کمالی دهقان، پول میگیره تا تو رسانه غربی به نفع جمهوریاسلامی مطلب بنویسه (و انقدر بیشرمه که تو خود مقاله لینک میذاره که بگه دارم به جاهای دیگه ارجاع میدم ولی لینک، خود همین مقاله رو باز میکنه! چطور گاردین اجازه میده اینها کلاس کارش رو بیارن پایین خودش معمای جالبیه)، اما سهند ایرانمهر چرا فیکنیوز رو بازنشر میکنه؟ من احتمال اینکه سهند هم پول میگیره رو میذارم کنار، دلیلش اینه که برای مخاطبش احترام قائل نیست. یعنی من صاحب کانال، به دلایل کاملا احساسی از یه شبکه تلویزیونی بدم میاد، برای اینکه این تنفرم رو به مخاطبم هم تزریق کنم دست به هرکاری میزنم، حتی شده اشاعه دروغ و فریب!
من هرچیزی میخوام اینجا بنویسم، چه تعداد اعضاش سه هزارنفر باشه چه سیهزارنفر، چه سیصدنفر، قبلش تو گوگل شنا میکنم تا مطمئن شم خطایی توش نیست. نه که پز بدم خیلی آدم متعهدیام. اتفاقا این حداقلی از اخلاقیاته که باید رعایت کرد.
حالا ازینها بگذریم، منطق این فیکنیوزنویسان هم رطوبت داره. چه دولت عربستان سعودی، چه شاهزادههای آلسعود که خرپول هستند اما بیزینسشون ربطی به دولت نداره، در هزاران بنگاه مختلف سرمایهگذاری کردن که شامل رسانهها هم میشه. اگه این سرمایهگذاری معنی خاصی داره، خب عربستانیها سهم بزرگی از روزنامه ایندیپندنت هم در اختیار دارند! یا به طور غیر مستقیم تو شرکتهای مالک روزنامههای دیگه سهام دارند. یا اصلا چرا فقط عربها؟ همین نیویورکتایمز که مطالبش رو «آئینه حقیقت» حساب میکنند، توسط کسانی تزریق مالی میشه که از ایران بدشون میاد! چرا این «رگ غیرت» فقط در برابر ایران اینترنشنال باد میکنه؟
اما ازون هم بگذریم. تناقض وقیحانه اینها رو ببینید که یک روز هشتگ میزنند برای آزادی یک زندانی سیاسی که سپاه براش پروندهسازی کرده و اعتراف تلویزیونی گرفته ازش، و فرداش از رسانهای که مستقیما توسط همون سپاه اداره میشه «فکت» ارائه میدن، گویی اون رسانه معتبره! و هیچ و مطلقا هیچ واکنشی به کارکنان اون رسانه نشون نمیدن.
تا وقتی ما با «دشمنان ملت» در داخل ایران گرفتاریم که چنین دستگاه عظیم و اختاپوسی پروپاگاندا رو اداره میکنن، دشمنیهای رسانهای خارجی، تازه اگه اسمش دشمنی باشه، به حساب هم نمیان. کسی که اون دشمنیهای ریز رو بولدتر از هیولای داخلی میکنه، یا کودنه، یا خودش با ایران دشمنی داره.
https://t.me/sahandiranmehr/16945
من هرچیزی میخوام اینجا بنویسم، چه تعداد اعضاش سه هزارنفر باشه چه سیهزارنفر، چه سیصدنفر، قبلش تو گوگل شنا میکنم تا مطمئن شم خطایی توش نیست. نه که پز بدم خیلی آدم متعهدیام. اتفاقا این حداقلی از اخلاقیاته که باید رعایت کرد.
حالا ازینها بگذریم، منطق این فیکنیوزنویسان هم رطوبت داره. چه دولت عربستان سعودی، چه شاهزادههای آلسعود که خرپول هستند اما بیزینسشون ربطی به دولت نداره، در هزاران بنگاه مختلف سرمایهگذاری کردن که شامل رسانهها هم میشه. اگه این سرمایهگذاری معنی خاصی داره، خب عربستانیها سهم بزرگی از روزنامه ایندیپندنت هم در اختیار دارند! یا به طور غیر مستقیم تو شرکتهای مالک روزنامههای دیگه سهام دارند. یا اصلا چرا فقط عربها؟ همین نیویورکتایمز که مطالبش رو «آئینه حقیقت» حساب میکنند، توسط کسانی تزریق مالی میشه که از ایران بدشون میاد! چرا این «رگ غیرت» فقط در برابر ایران اینترنشنال باد میکنه؟
اما ازون هم بگذریم. تناقض وقیحانه اینها رو ببینید که یک روز هشتگ میزنند برای آزادی یک زندانی سیاسی که سپاه براش پروندهسازی کرده و اعتراف تلویزیونی گرفته ازش، و فرداش از رسانهای که مستقیما توسط همون سپاه اداره میشه «فکت» ارائه میدن، گویی اون رسانه معتبره! و هیچ و مطلقا هیچ واکنشی به کارکنان اون رسانه نشون نمیدن.
تا وقتی ما با «دشمنان ملت» در داخل ایران گرفتاریم که چنین دستگاه عظیم و اختاپوسی پروپاگاندا رو اداره میکنن، دشمنیهای رسانهای خارجی، تازه اگه اسمش دشمنی باشه، به حساب هم نمیان. کسی که اون دشمنیهای ریز رو بولدتر از هیولای داخلی میکنه، یا کودنه، یا خودش با ایران دشمنی داره.
https://t.me/sahandiranmehr/16945
Telegram
سهند ایرانمهر
🔸گاردین:بودجه۲۵۰میلیون دلاری شبکه ایران اینترنشنال توسط دیوان سلطنتی عربستان تامین می شود.
@sahandiranmehr
https://www.theguardian.com/media/2018/oct/02/ofcom-investigates-tv-network-interview-praising-terror-attack-iran
@sahandiranmehr
https://www.theguardian.com/media/2018/oct/02/ofcom-investigates-tv-network-interview-praising-terror-attack-iran
👍3
پرند زاهدی؟ من حتی اسم ایشون رو هم نشنیده بودم. اما الان شنیدم. خب این وسوسهکننده نیست؟ اینکه خیلیها نشناسنت، اما یه ویدئو بدی و به مسیح علینژاد حمله کنی و چندساعت بعد اسمت تو سایتها و کانالها پخش بشه و در کانون توجهات قرار بگیری، حتما وسوسهکنندهست. حتی انقدر وسوسهکننده که حاضر بشی ریسک «ترحمبرانگیز به نظر رسیدن» رو هم به جون بخری.
قضاوت درباره شخصیت این افراد رو بگذاریم کنار، که ورود بش در شأن هیچکدام ما نیست. اما مسائلی با حرفهای اینها وارد بحثها میشه که نباید سرسری گرفتشون.
اولا ایشون میگه پدر من رو همین نظام تکه تکه کرد! خب، خدا رحمتش کنه، ما همچنان ظلمی که بش شد رو تو گوش ظالم فریاد میکنیم، اما این چه امتیازی به شما که فرزندش هستی میده که تعیین کنی میتونیم از حقوق بدیهیمون دفاع کنیم یا نمیتونیم؟ نظر شما درباره قانون اجباری حجاب، نظر یک نفر در میان ۸۰ میلیوننفره، نه بیشتر. با «دخترِ یک قربانیِ نظام بودن» وزن رأی خودتو نمیتونی بیشتر کنی. (ما هم قول میدیم با وجود اینکه میبینیم به جای ایستادن در سمت درست تاریخ رفتی سمت مثلهکنندگان پدرت ایستادی، این سطح از حقارت رو بهانه نکنیم که رأیت رو کمتر از چیزی که هست در نظر بگیریم). اگه قرار بود ابعاد هزینه برای کسی اتوریته ایجاد کنه، خب من کسی رو سراغ دارم که از شما بیشتر هزینه داده، یعنی نه تنها پدر بلکه شوهر و برادرانش رو هم ناجوانمردانه نابود کردند، و الان کاملا موافق حرکت مسیح علینژاده. چرا از استدلالی استفاده میکنید که انقدر راحت بشه کیش و ماتش کرد؟
دوما، ایشون دارند با یک آدرس غلط مردم رو فریب میدن. مسیح، یا هرکسی که داره درباره حجاب اعتراض میکنه، به ایرانیها دستور نداده که بریزید بیرون روسریهاتون رو بردارید! کِی و کجا کسی معتقدان به حجاب رو ترغیب کرده به کنار گذاشتن عقایدشون؟ کل موضوع سر اینه که اونهایی که اعتقاد ندارند، و از قضا دیگه یک اقلیت کوچک نیستند، دارند مورد تبعیض و ظلم قرار میگیرند. و این تبعیض نه تنها مبنای عقلی نداره که حتی مبنای شرعی هم نداره.
سوما، به مسیح اتهام میزنه که داری بچههای ما رو از راه به در میکنی! تو خود ویدئوی منتشره ۶۰ درصد موی بزرگوار در معرض دید میلیونها نفر قرار گرفته. شما رو با همین وضعیتی که در ویدئو دیده میشی توی هیچکدوم از امامزادههای ایران راه نمیدن، حتی اگه خادمش یه پیرمرد هشتاد ساله کمبینا باشه! یعنی دختر شما آلردی از خود شما آموخته که ۶۰ درصد موهاش بیرون باشه عیب نداره، بعد فکر میکنید برای آزاد کردن ۴۰ درصد مابقی معطل پیام مسیح علینژاده؟ دختر شما خودش داره میبینه که شما اعتقادی به حجاب اسلامی نداری، و نوع خاصی از حجاب رو انتخاب کردی که حاصل تصمیم شخص خودت بوده، لذا به این نتیجه میرسه که خودش هم حق داره انتخاب شخصی خودش رو داشته باشه، پیام مسیح فقط این شهامت رو بش میده که از تصمیم خودش دفاع کنه.
چهارما اینکه برفرض عدهای در حال تبلیغات علیه یک عقیده خاص باشند. از دو حال خارج نیست، یا شما منطق و ادله محکمتری داری برای ارائه دادن، که در اون صورت نباید نگران باشی که دخترت در معرض تبلیغات قرار بگیره. یا اینکه منطق و ادله محکمتری نداری و خودت میدونی که در برابر حرف مقابل شکست میخوری، که در اون صورت اگه نذاری دخترت در معرض حرف مخالف قرار بگیره، یعنی گروگان گرفتیش!
پنجما اینکه، وانمود میشه مسیح و همفکرانش دارند درباره ترغیب به انجام عملی غریب و نامعقول و مشمئزکننده فعالیت میکنند، گویی گفته شده سه عدد قورباغه را به همراه دو لیوان گازوییل در مخلوطکن ریخته و معجون حاصله را سر بکشید و فیلم بگیرید و برای ما بفرستید! که بعد ایشون بگه تو بیا ایران فلان و بهمان کن، من قول میدم یه پارچ ازین معجون سر بکشم! ما داریم درباره بدیهیترین حقوق انسان صحبت میکنیم، که تقریبا در تمام جهان به رسمیت شناخته میشه، غیر از ایران! آدم برای بدیهیترین حقش که با کسی دوئل نمیکنه! اینکه آزاد باشید که خودتون انتخاب کنید حجاب را، یک معامله بین شما و مسیح علینژاد یا با من نوعی نیست، یک قرار بین خودتون و خودتونه، که آیا حاضرید براش ارزش قائل باشید و براش بجنگید یا نه.
ما با نوع عجیبی از تجاهل مواجهیم، که فرد حاضره نه تنها نیمی از جمعیت رو، بلکه حتی خودش رو، و حقوق مسلم خودش رو هم نفی کنه، تا بتونه مسیح علینژاد رو تخریب کنه! به نظرم یک انسان نرمال باید اعلام برائت کنه ازین رفتار.
قضاوت درباره شخصیت این افراد رو بگذاریم کنار، که ورود بش در شأن هیچکدام ما نیست. اما مسائلی با حرفهای اینها وارد بحثها میشه که نباید سرسری گرفتشون.
اولا ایشون میگه پدر من رو همین نظام تکه تکه کرد! خب، خدا رحمتش کنه، ما همچنان ظلمی که بش شد رو تو گوش ظالم فریاد میکنیم، اما این چه امتیازی به شما که فرزندش هستی میده که تعیین کنی میتونیم از حقوق بدیهیمون دفاع کنیم یا نمیتونیم؟ نظر شما درباره قانون اجباری حجاب، نظر یک نفر در میان ۸۰ میلیوننفره، نه بیشتر. با «دخترِ یک قربانیِ نظام بودن» وزن رأی خودتو نمیتونی بیشتر کنی. (ما هم قول میدیم با وجود اینکه میبینیم به جای ایستادن در سمت درست تاریخ رفتی سمت مثلهکنندگان پدرت ایستادی، این سطح از حقارت رو بهانه نکنیم که رأیت رو کمتر از چیزی که هست در نظر بگیریم). اگه قرار بود ابعاد هزینه برای کسی اتوریته ایجاد کنه، خب من کسی رو سراغ دارم که از شما بیشتر هزینه داده، یعنی نه تنها پدر بلکه شوهر و برادرانش رو هم ناجوانمردانه نابود کردند، و الان کاملا موافق حرکت مسیح علینژاده. چرا از استدلالی استفاده میکنید که انقدر راحت بشه کیش و ماتش کرد؟
دوما، ایشون دارند با یک آدرس غلط مردم رو فریب میدن. مسیح، یا هرکسی که داره درباره حجاب اعتراض میکنه، به ایرانیها دستور نداده که بریزید بیرون روسریهاتون رو بردارید! کِی و کجا کسی معتقدان به حجاب رو ترغیب کرده به کنار گذاشتن عقایدشون؟ کل موضوع سر اینه که اونهایی که اعتقاد ندارند، و از قضا دیگه یک اقلیت کوچک نیستند، دارند مورد تبعیض و ظلم قرار میگیرند. و این تبعیض نه تنها مبنای عقلی نداره که حتی مبنای شرعی هم نداره.
سوما، به مسیح اتهام میزنه که داری بچههای ما رو از راه به در میکنی! تو خود ویدئوی منتشره ۶۰ درصد موی بزرگوار در معرض دید میلیونها نفر قرار گرفته. شما رو با همین وضعیتی که در ویدئو دیده میشی توی هیچکدوم از امامزادههای ایران راه نمیدن، حتی اگه خادمش یه پیرمرد هشتاد ساله کمبینا باشه! یعنی دختر شما آلردی از خود شما آموخته که ۶۰ درصد موهاش بیرون باشه عیب نداره، بعد فکر میکنید برای آزاد کردن ۴۰ درصد مابقی معطل پیام مسیح علینژاده؟ دختر شما خودش داره میبینه که شما اعتقادی به حجاب اسلامی نداری، و نوع خاصی از حجاب رو انتخاب کردی که حاصل تصمیم شخص خودت بوده، لذا به این نتیجه میرسه که خودش هم حق داره انتخاب شخصی خودش رو داشته باشه، پیام مسیح فقط این شهامت رو بش میده که از تصمیم خودش دفاع کنه.
چهارما اینکه برفرض عدهای در حال تبلیغات علیه یک عقیده خاص باشند. از دو حال خارج نیست، یا شما منطق و ادله محکمتری داری برای ارائه دادن، که در اون صورت نباید نگران باشی که دخترت در معرض تبلیغات قرار بگیره. یا اینکه منطق و ادله محکمتری نداری و خودت میدونی که در برابر حرف مقابل شکست میخوری، که در اون صورت اگه نذاری دخترت در معرض حرف مخالف قرار بگیره، یعنی گروگان گرفتیش!
پنجما اینکه، وانمود میشه مسیح و همفکرانش دارند درباره ترغیب به انجام عملی غریب و نامعقول و مشمئزکننده فعالیت میکنند، گویی گفته شده سه عدد قورباغه را به همراه دو لیوان گازوییل در مخلوطکن ریخته و معجون حاصله را سر بکشید و فیلم بگیرید و برای ما بفرستید! که بعد ایشون بگه تو بیا ایران فلان و بهمان کن، من قول میدم یه پارچ ازین معجون سر بکشم! ما داریم درباره بدیهیترین حقوق انسان صحبت میکنیم، که تقریبا در تمام جهان به رسمیت شناخته میشه، غیر از ایران! آدم برای بدیهیترین حقش که با کسی دوئل نمیکنه! اینکه آزاد باشید که خودتون انتخاب کنید حجاب را، یک معامله بین شما و مسیح علینژاد یا با من نوعی نیست، یک قرار بین خودتون و خودتونه، که آیا حاضرید براش ارزش قائل باشید و براش بجنگید یا نه.
ما با نوع عجیبی از تجاهل مواجهیم، که فرد حاضره نه تنها نیمی از جمعیت رو، بلکه حتی خودش رو، و حقوق مسلم خودش رو هم نفی کنه، تا بتونه مسیح علینژاد رو تخریب کنه! به نظرم یک انسان نرمال باید اعلام برائت کنه ازین رفتار.
❤3
یکی از دوستان گفت یه بچه ده دوازده ساله بر اثر گازگرفتگی تو شهرتون فوت کرده، تازه تو حمام هم نبوده، شب هم نبوده، شنیدی؟ گفتم نه، الان چه وقت گازگرفتگیه؟ ما هنوز کولرمون روشنه. گفت آره، برو چک کن. رفتم چندتا سایت خبری محلی رو نگاه کردم دیدم درسته، واقعا علت مرگ رو زدن گازگرفتگی. باورکردنی نیست. تا بعد شنیدم با نامادریش زندگی میکرده! که باش اصلا خوب رفتار نمیکرده (مثلا غذا درست نمیکرده براش!). گمونم همین مورد به تنهایی یه بخش از پازل رو تکمیل کنه. ولی نمیشه قطعی نظر داد.
از آدمی که فقط خبر و شایعه میشنوه، کاری جز عصبانی شدن، که البته بیهوده هم هست، برنمیاد. زمانی درباره پدر و مادرهایی که نوزادشون رو میذاشتن کنار خیابون تا یکی بیاد برداره ببره، نگاه نفرتآمیزی داشتم. اون کار انقدر برام غیرقابل توجیه بود که به نظرم میرسید اون پدر و مادرها از بدترین چیزی که یک انسان میتونه باشه فاصله خیلی کمی دارن. اما الان میبینم اشتباه میکردم. بعضی وقتها رها کردن بچه تو همون دوره نوزادی کار درستتریه. چون لاقل بش این شانس رو میده بیفته دست پدر و مادری که براش ارزش قائل باشند. نه اینکه ده دوازده سال نگهش دارند و بعد با شکم گرسنه، به کشتن بدنش. حالا یا سهوا، یا عمدا. خون آدم از مظلومیت این بچهها که زیر دست پدر و مادرهای بیکفایت، و در مواردی بیوجدان، نابود میشن به جوش میاد. اما فقط این نیست. خون آدم ازین هم به جوش میاد که در مملکت چیزی به نام ژورنالیسم نداریم! تو وضعیتی که باید به نیروی انتظامی پول داد تا تحقیق بکنه، و میشه پول داد تا تحقیق نکنه! هر نتیجهگیری رسمی که درباره یک پرونده زده میشه رو باید با بدبینی و تردید تفسیر کرد. چون هیچ خبرنگاری وجود نداره که بره ببینه قضیه از چه قرار بوده. در کشورهای نرمال، خبرنگار میره مثل کنه میچسبه به مامور آگاهی مسئول پرونده، و حتی داخل اتاق کالبدشکافی هم میره، و هیچ کس نمیتونه مانعش بشه. در اینجا اما، خبرنگار چیزی بیشتر از یک میرزابنویس نیست. نهاد حکومتی میگه حقیقت این است که من میگم، اونها هم باید هرچی «سردار» گفت کپی پیست کنند در سایتشون.
و خون آدم ازین هم به جوش میاد که قانون «اسلام» اجازه میده به «اولیای دم» که هر کاری دلشون خواست با بچه بکنند و خیلی راحت به زندگیشون ادامه بدن. جبران کردن این فضاحت فقهی با یک نهاد بیدست و پای مدرن مثل «اورژانس اجتماعی» یک شوخی بیمزهست.
چندتا بچه دیگه تو این شهر دارن آزار میبینند و بیخبریم؟ حتی این بیخبری هم آدمو عصبانی میکنه.
از آدمی که فقط خبر و شایعه میشنوه، کاری جز عصبانی شدن، که البته بیهوده هم هست، برنمیاد. زمانی درباره پدر و مادرهایی که نوزادشون رو میذاشتن کنار خیابون تا یکی بیاد برداره ببره، نگاه نفرتآمیزی داشتم. اون کار انقدر برام غیرقابل توجیه بود که به نظرم میرسید اون پدر و مادرها از بدترین چیزی که یک انسان میتونه باشه فاصله خیلی کمی دارن. اما الان میبینم اشتباه میکردم. بعضی وقتها رها کردن بچه تو همون دوره نوزادی کار درستتریه. چون لاقل بش این شانس رو میده بیفته دست پدر و مادری که براش ارزش قائل باشند. نه اینکه ده دوازده سال نگهش دارند و بعد با شکم گرسنه، به کشتن بدنش. حالا یا سهوا، یا عمدا. خون آدم از مظلومیت این بچهها که زیر دست پدر و مادرهای بیکفایت، و در مواردی بیوجدان، نابود میشن به جوش میاد. اما فقط این نیست. خون آدم ازین هم به جوش میاد که در مملکت چیزی به نام ژورنالیسم نداریم! تو وضعیتی که باید به نیروی انتظامی پول داد تا تحقیق بکنه، و میشه پول داد تا تحقیق نکنه! هر نتیجهگیری رسمی که درباره یک پرونده زده میشه رو باید با بدبینی و تردید تفسیر کرد. چون هیچ خبرنگاری وجود نداره که بره ببینه قضیه از چه قرار بوده. در کشورهای نرمال، خبرنگار میره مثل کنه میچسبه به مامور آگاهی مسئول پرونده، و حتی داخل اتاق کالبدشکافی هم میره، و هیچ کس نمیتونه مانعش بشه. در اینجا اما، خبرنگار چیزی بیشتر از یک میرزابنویس نیست. نهاد حکومتی میگه حقیقت این است که من میگم، اونها هم باید هرچی «سردار» گفت کپی پیست کنند در سایتشون.
و خون آدم ازین هم به جوش میاد که قانون «اسلام» اجازه میده به «اولیای دم» که هر کاری دلشون خواست با بچه بکنند و خیلی راحت به زندگیشون ادامه بدن. جبران کردن این فضاحت فقهی با یک نهاد بیدست و پای مدرن مثل «اورژانس اجتماعی» یک شوخی بیمزهست.
چندتا بچه دیگه تو این شهر دارن آزار میبینند و بیخبریم؟ حتی این بیخبری هم آدمو عصبانی میکنه.
Anarchonomy
Photo
وضعیت وخیمی که هجوم فلهای مهاجران اکثرا آفریقایی به اروپا ایجاد کرد به احزاب دست راستی فرصت داد تا روی نارضایتی مردم سوار بشن، و اقبال مردم به این احزاب باعث شد سیاستمدارها در اظهاراتشون کمی از رودربایستیهای گذشته فاصله بگیرند، مثلا ایتالیا صراحتا گفت ازین به بعد اگه مجبور باشیم مهاجرهایی که میخوان به زور وارد بشن رو با تیر میزنیم! شخصا استانداردهایی برای خودم دارم که بم اجازه میده این برخورد خشن رو قابل درک بدونم. معتقدم اینکه به زور یا با کلک وارد یک کشور بشم، که برخلاف میل مردم اون کشور و برخلاف قانون رسمی اون کشوره، یک نوع اعلام رسمی اینه که ارزشی برای اون کشور و مردمش قائل نیستم، و وقتی ارزش و احترامی براشون قائل نیستم چطور میتونم ازشون انتظار داشته باشم بم پناه بدن؟
پاسخهایی که، به قول دوستمون: ارزشی و اصلاحطلب، به سوال این توعیت میدن همگی بر این پایه استواره که اگه به ایتالیا حق میدیم با متجاوزان به مرز برخورد جدی بشه، پس باید به جمهوریاسلامی هم حق بدیم که اینکارو بکنه، و گرنه دچار تناقضیم!
لازمه یکبار و برای همیشه این آدرسدهیهای غلط رو قویا رد کرد. اولا غیر از جمهوریاسلامی، هیچ حکومت دیگهای در دنیا مردم خودش رو موقع تردد از مرز با تیر نمیزنه! تمام بحثهایی که در دنیا وجود داره درباره نحوه برخورد با مهاجرین و متجاوزین به مرزها، درباره نحوه برخورد با بیگانگانه، نه اتباع خود کشورها. هیچ کشوری محل تردد شهروندان خودش رو مینگذاری نمیکنه. تنها موردی که حالت مشابهی داشت جنگ بالکان بود! که در اونجا هم اتفاقا مشکل در این بود که عدهای از مردم سرزمین خودشون رو «بیگانه» حساب کردند، و لذا براشون مهم نبود پای یک زن روستایی بره روی مین! چون متعلق به روستایی بود که بیگانه حسابش کردند، با اینکه چند قرن بود که در کنار همدیگه داشتن زندگی میکردند. نگاه جمهوریاسلامی هم به مناطق مرزی دقیقا یک نگاه بالکانیه، و کردهایی که نه چندقرن، بلکه چندهزارساله هموطن ما هستند رو طوری بیگانه جلوه میده که هیچ ابایی از کشتارشون نداشته باشه.
دوما اگه در یک کشور اروپایی قرار میذارن که در مورد یک تخلف قانونی خاص، سهل بگیرند، یا برعکس تصمیم میگیرند که در مورد یک تخلف قانونی خاص برخورد جدی انجام بدن، در هر دو حالت، سیاست مصوب، انعکاسی دموکراتیک از نظر مردم اون جامعهست. اما در ایران، نظر مردم از آب بینی بز هم ارزش کمتری داره. نه وقتی به کولبرها اجازه فعالیت بدن نظر ما رو پرسیدند قبلش، نه وقتی بشون شلیک میکنند. ما مردم کلا از پروسه تصمیمگیری خارجیم. و نه تنها در سیاستگذاری نقشی نداریم، بلکه حتی حق نداریم بریم جلوی ساختمان یک نهاد حکومتی و علیه سیاست فعلی شعار بدیم! چون همون گلولهای رو که میخواستن به کولبر بزنن، به سینه ما هم خواهند زد! بنابراین برای من نوعی معنی نداره که بخوام از حرمت قانونی که به استنادش دارن به هموطنم تیراندازی میکنند دفاع کنم. (و البته این یک مشکل سیستماتیک هم ایجاد کرده. مثلا موتورسوار کلاه ایمنی نمیذاره، چون حتی قانون راهنمایی رانندگی رو محصول نظام میدونه، نه محصول جامعه مدنی، و نه تنها قبولش نمیکنه که باش لج هم میکنه. با نصیحت نمیشه این مشکل سیستماتیک رو حل کرد. تا زمانی که نظام جمهوریاسلامی مثل یک وصله ناجور به بدنه این ملت چسبیده، این مشکل وجود خواهد داشت. ما نیاز به حکومتی داریم که مردم هضمش کنند. اینی که الان هست چهل ساله که فقط استفراغ ایجاد کرده).
و سوما، نفس عمل کولبری، یک عارضه بیرونی نیست، بلکه زاییده بیکفایتی خود حکومته. تنها دلیلی که کول کردن یک یخچال رو توجیهپذیر میکنه اینه که اختلاف قیمتش با چیزی که در بازار رسمی وجود داره خیلی بالاست، و این اختلاف قیمت رو هیچ چیز بوجود نیاورده جز مونتاژکاری زورکی در داخل، عوارض و تعرفهها. یعنی کارهایی که دقیقا خلاف تجارت آزاده، و همونطور که اقتصاددانها میگن، حمایت دولتی از تولید داخل، و تعرفهها یعنی جریمه کردن مصرفکنندگان داخلی! به عبارتی دولت، ما مصرفکنندگان رو تحریم میکنه با گرانتر کردن محصول، و کولبرها تلاش میکنند تا ما این تحریم رو دور بزنیم! اگه این تحریم علیه مردم وجود نداشت، کولبری هم برای همیشه تعطیل میشد. دلسوزی من برای هموطن مرزنشینم به کنار، من به عنوان مصرفکننده چرا باید بین کسی که تحریمم کرده، و کسی که کمک میکنه تحریم رو دور بزنم، طرف تحریمکننده رو بگیرم؟ بدیهیه که باید طرف کولبر رو بگیرم. این مشکل حکومته که خودش رو در موقعیتی قرار داده که جانبداری از کولبر، یک انتخاب بدیهی شده، مشکل من نیست.
در مجموع نظام مقدس باید بدونه همه اون کولبرها پدران و برادران ما هستند. هر گلولهای که داره به اونها میزنه، داره به «ما» میزنه. و ما هیچوقت یادمون نمیره کی داره به سمتمون شلیک میکنه.
پاسخهایی که، به قول دوستمون: ارزشی و اصلاحطلب، به سوال این توعیت میدن همگی بر این پایه استواره که اگه به ایتالیا حق میدیم با متجاوزان به مرز برخورد جدی بشه، پس باید به جمهوریاسلامی هم حق بدیم که اینکارو بکنه، و گرنه دچار تناقضیم!
لازمه یکبار و برای همیشه این آدرسدهیهای غلط رو قویا رد کرد. اولا غیر از جمهوریاسلامی، هیچ حکومت دیگهای در دنیا مردم خودش رو موقع تردد از مرز با تیر نمیزنه! تمام بحثهایی که در دنیا وجود داره درباره نحوه برخورد با مهاجرین و متجاوزین به مرزها، درباره نحوه برخورد با بیگانگانه، نه اتباع خود کشورها. هیچ کشوری محل تردد شهروندان خودش رو مینگذاری نمیکنه. تنها موردی که حالت مشابهی داشت جنگ بالکان بود! که در اونجا هم اتفاقا مشکل در این بود که عدهای از مردم سرزمین خودشون رو «بیگانه» حساب کردند، و لذا براشون مهم نبود پای یک زن روستایی بره روی مین! چون متعلق به روستایی بود که بیگانه حسابش کردند، با اینکه چند قرن بود که در کنار همدیگه داشتن زندگی میکردند. نگاه جمهوریاسلامی هم به مناطق مرزی دقیقا یک نگاه بالکانیه، و کردهایی که نه چندقرن، بلکه چندهزارساله هموطن ما هستند رو طوری بیگانه جلوه میده که هیچ ابایی از کشتارشون نداشته باشه.
دوما اگه در یک کشور اروپایی قرار میذارن که در مورد یک تخلف قانونی خاص، سهل بگیرند، یا برعکس تصمیم میگیرند که در مورد یک تخلف قانونی خاص برخورد جدی انجام بدن، در هر دو حالت، سیاست مصوب، انعکاسی دموکراتیک از نظر مردم اون جامعهست. اما در ایران، نظر مردم از آب بینی بز هم ارزش کمتری داره. نه وقتی به کولبرها اجازه فعالیت بدن نظر ما رو پرسیدند قبلش، نه وقتی بشون شلیک میکنند. ما مردم کلا از پروسه تصمیمگیری خارجیم. و نه تنها در سیاستگذاری نقشی نداریم، بلکه حتی حق نداریم بریم جلوی ساختمان یک نهاد حکومتی و علیه سیاست فعلی شعار بدیم! چون همون گلولهای رو که میخواستن به کولبر بزنن، به سینه ما هم خواهند زد! بنابراین برای من نوعی معنی نداره که بخوام از حرمت قانونی که به استنادش دارن به هموطنم تیراندازی میکنند دفاع کنم. (و البته این یک مشکل سیستماتیک هم ایجاد کرده. مثلا موتورسوار کلاه ایمنی نمیذاره، چون حتی قانون راهنمایی رانندگی رو محصول نظام میدونه، نه محصول جامعه مدنی، و نه تنها قبولش نمیکنه که باش لج هم میکنه. با نصیحت نمیشه این مشکل سیستماتیک رو حل کرد. تا زمانی که نظام جمهوریاسلامی مثل یک وصله ناجور به بدنه این ملت چسبیده، این مشکل وجود خواهد داشت. ما نیاز به حکومتی داریم که مردم هضمش کنند. اینی که الان هست چهل ساله که فقط استفراغ ایجاد کرده).
و سوما، نفس عمل کولبری، یک عارضه بیرونی نیست، بلکه زاییده بیکفایتی خود حکومته. تنها دلیلی که کول کردن یک یخچال رو توجیهپذیر میکنه اینه که اختلاف قیمتش با چیزی که در بازار رسمی وجود داره خیلی بالاست، و این اختلاف قیمت رو هیچ چیز بوجود نیاورده جز مونتاژکاری زورکی در داخل، عوارض و تعرفهها. یعنی کارهایی که دقیقا خلاف تجارت آزاده، و همونطور که اقتصاددانها میگن، حمایت دولتی از تولید داخل، و تعرفهها یعنی جریمه کردن مصرفکنندگان داخلی! به عبارتی دولت، ما مصرفکنندگان رو تحریم میکنه با گرانتر کردن محصول، و کولبرها تلاش میکنند تا ما این تحریم رو دور بزنیم! اگه این تحریم علیه مردم وجود نداشت، کولبری هم برای همیشه تعطیل میشد. دلسوزی من برای هموطن مرزنشینم به کنار، من به عنوان مصرفکننده چرا باید بین کسی که تحریمم کرده، و کسی که کمک میکنه تحریم رو دور بزنم، طرف تحریمکننده رو بگیرم؟ بدیهیه که باید طرف کولبر رو بگیرم. این مشکل حکومته که خودش رو در موقعیتی قرار داده که جانبداری از کولبر، یک انتخاب بدیهی شده، مشکل من نیست.
در مجموع نظام مقدس باید بدونه همه اون کولبرها پدران و برادران ما هستند. هر گلولهای که داره به اونها میزنه، داره به «ما» میزنه. و ما هیچوقت یادمون نمیره کی داره به سمتمون شلیک میکنه.
❤5
اسراییل دستگاههای تصفیه آب رو که موقع سونامی مردم بشون نیاز پیدا میکنند رو داده به صلیب سرخ تا اونا بدن به اندونزی، چون روابط دیپلماتیک وجود نداره که مستقیم این کارو بکنند، و زودتر اینکارو بکنند! خواستم بگم به همین زودی برای پستی که درباره روسیه نوشتم، مصداق نابالغ بودن پیدا شد! اما دیدم منصفانه نیست بگیم امت اسلام هنوز از طفولیت خارج نشده، چون حتی یک طفل هم میدونه حتی اگه با کسی قهر باشه باید برای مواردی که به ضروریات حیات مربوط میشه یه استثنائاتی قائل باشه، اما مسلمان جماعت همینقدر درایت و واقعگرایی هم نداره!
ازون طرف، آمریکا میگه تجهیزات پیشرفته هشداردهنده سونامی براشون نصب میکنیم، اما میان میدزدن میبرن، که مثلا فلزاتش رو بفروشن! یعنی دستگاهی که چندصدهزار دلاره رو برمیدارن میبرن اوراق میکنند صد دلار میفروشن! یکی از علامتهای نابالغ بودن جامعه اینه که تابوهای خودشو درست تنظیم نمیکنه. تو همون اندونزی کسی چپ نگاه کنه به صفحات کاغذی قرآن، میزننش به سیخ روی منقل کبابش میکنند، اما هیچ قداستی برای دستگاهی که جان آدمها بش وابستهست قائل نیستند. تو کشوری که مردم دائم در معرض سونامی هستند، تعرض به دستگاه هشداردهنده باید یه تابو باشه. یعنی اگه کسی داشت از گرسنگی تلف میشد هم به خودش اجازه نده که بره بدزدتش و به ثمن بخس بفروشه (حالا بگذریم که مطمئنم هیچکدوم اونهایی که این سرقتها رو انجام میدن انقدر محتاج نیستند که اگه قید اون دستگاه رو بزنند از گرسنگی هلاک بشن).
اگه همین الان ازون مردم نظرشون رو درباره این فاجعه بپرسی میگن خدا بلا میفرسته تا امتحانمون کنه! کاش یکی بهشون بگه خدا بلا نمیفرسته، و مسئول نابالغ بودن شما هم نیست.
https://t.me/IsraelinFarsi/945
ازون طرف، آمریکا میگه تجهیزات پیشرفته هشداردهنده سونامی براشون نصب میکنیم، اما میان میدزدن میبرن، که مثلا فلزاتش رو بفروشن! یعنی دستگاهی که چندصدهزار دلاره رو برمیدارن میبرن اوراق میکنند صد دلار میفروشن! یکی از علامتهای نابالغ بودن جامعه اینه که تابوهای خودشو درست تنظیم نمیکنه. تو همون اندونزی کسی چپ نگاه کنه به صفحات کاغذی قرآن، میزننش به سیخ روی منقل کبابش میکنند، اما هیچ قداستی برای دستگاهی که جان آدمها بش وابستهست قائل نیستند. تو کشوری که مردم دائم در معرض سونامی هستند، تعرض به دستگاه هشداردهنده باید یه تابو باشه. یعنی اگه کسی داشت از گرسنگی تلف میشد هم به خودش اجازه نده که بره بدزدتش و به ثمن بخس بفروشه (حالا بگذریم که مطمئنم هیچکدوم اونهایی که این سرقتها رو انجام میدن انقدر محتاج نیستند که اگه قید اون دستگاه رو بزنند از گرسنگی هلاک بشن).
اگه همین الان ازون مردم نظرشون رو درباره این فاجعه بپرسی میگن خدا بلا میفرسته تا امتحانمون کنه! کاش یکی بهشون بگه خدا بلا نمیفرسته، و مسئول نابالغ بودن شما هم نیست.
https://t.me/IsraelinFarsi/945
Telegram
اسرائیل به فارسی
اسرائيل برای کمک به قربانیان سونامی در اندونزی، سیستمهای تصفیه آب به این کشور ارسال کرد. با توجه به عدم وجود روابط دیپلماتیک، این اقدام انساندوستانه از طریق صلیب سرخ اجرا گردید.
❤5
Anarchonomy
Photo
مملکت رو آب ببره اما ما زیارتمون رو بکنیم! این نسخهای از تشیعه که حتی صفویان هم تخیل نمیکردند. تشیعی صوفیمسلک که «حَرم» شده خانقاهش! تشیعی که به جای اینکه جلوی رانت وایسه، افتخار میکنه به بهرهمندی از رانت، و کیف میکنه از بهرهمندی از رانت! یه تشیع کر و لال، که فقط برای هیئت و عزا گوشش تیزه و زبونش دراز. یه تشیعی که همهچیزو ول کرده، اما ول کن مستحبات نیست. یه تشیعی که خوشش میاد از لج کردن با مردم، اما فقط به خودش میگه «مردم». یه تشیعی که دنیای دیگران رو میسپره دست مراجع حکومتی، و دنیای خودشو میسپره به امام حسین! یه تشیعی که اگه حسین رو بزنی بالای نیزه، میشه گولش زد که به روی علی تیغ بکشه! یه تشیع مات، خنگ، و گیج.
❤5
Anarchonomy
Photo
همونطور که وانمود میکنند «حق انتخاب پوشش» یه چیزیه که مسیح علینژاد اختراعش کرده، وانمود میکنند «توسعه» هم مفهومیه که براندازان اختراعش کردن و میخوان باش مردم رو از راه به در کنند! گویی اگه هیچ براندازی وجود نداشت، نباید به ذهن کسی میرسید که ایران از قافله جهانی عقب افتاده و دنیا خیلی جلوتر از ماست!
من هی میخوام دیگه از بحث «طفولیت» استفاده نکنم، ولی نابالغها نمیذارن انصافا. در اینجا یک تفکر بچهگانه چند لایه داریم.
در لایه اول دچار این وهم کودکانه هستند که بدیهیات، محصولات ذهنی جریانهای سیاسی هستند! مثلا اینکه انسان در قرن بیست و یکم زیر بار سبک زندگی تحمیلی نمیره، به خاطر تمام تغییرات و تحولات رخ داده تا قبل از قرن بیست و یکم نیست، بلکه به خاطر شانتاژ و تحریک چند نفره! (حالا یا علینژاد، یا قاسمینژاد). یعنی کلا قبول ندارن که اتفاق خاصی افتاده در طول قرنها و دهههای گذشته، اما چند نفر اکانت توعیتر ساختند و دنیا بهم ریخت!
در لایه دوم دچار این وهم کودکانه هستند که «آسمان همه جا همین رنگ است». در تاریخ معاصر ما هر آدم ملیگرا و وطنپرستی رو که میشناسید، انقدر بالغ بوده که باور نداشته باشه آسمان همهجا همین رنگه. از امیرکبیر گرفته تا فروغی تا مصدق تا حتی افسران ارتش در زمان پهلوی. مثلا خلبانی که محمدرضاشاه میفرستاد به آمریکا تا آموزش ببینه، نمیاومد بگه «در غرب خبری نیست». اتفاقا خودش پیغامرسان این حقیقت بود که اونجا خبرهای زیادی هست، و دقیقا بر مبنای همون حقیقت تصمیم میگرفت آمریکا نمونه، و بیاد ایران خدمت کنه، چون معترف بود که کشورش به خرابهای شبیه شده که ممکنه ازین هم خرابتر شه.
سایت انگلیسی CompareTheMarket
که کارش مقایسه بیمههای خودرو و مسکن در این کشوره یه مطالعهای انجام داده درباره ۳۰ تا از بزرگترین شهرهای بریتانیا تا از لحاظ ایمنی و امنیت دستهبندیشون کنه. مثلا اینکه واحدهای مسکونی چقدر عمر دارن، چقدر احتمال داره با حوادث طبیعی فرو بریزن، آمار خلافکاری چقدره، و اگه گرفتار بلا یا خلاف شدید، چقدر شانس دارید که نجات پیدا کنید (با این استاندارد یه شهری مثل کرمانشاه عملا باید غیرقابل سکونت محسوب بشه. خانهها سست، زلزله همیشه در کمین، و موشکهای سپاه هم در حال سقوط! و کسی هم نیست به دادت برسه). شهر بیرمنگهام در صدر قرار گرفته، که به ازای هر ۱۰۰هزار شهروندش، فقط ۸۷ مورد خلافکاری (مثل سرقت ماشین) رخ داده! تازه پلیس اونها چیزهایی رو ثبت میکنه که اگه لیستش رو برای رییس پاسگاه محلهمون بخونم از خنده ریسه میره (و اخیرا شورش رو هم درآوردن و ممکنه به خاطر یه کامنت تو فیسبوک برات پرونده تشکیل بدن). اما من فقط یکی از فاکتورها رو اینجا ردیف میکنم براتون. زمان رسیدن آمبولانس به محل حادثه:
بیرمنگهام: در ۸۹ درصد موارد زیر ۸ دقیقه، میانگین ۳ دقیقه!
بلفاست: ۸۳ درصد زیر ۸ دقیقه.
دربی: ۹۲ درصد زیر ۸ دقیقه، میانگین ۳ و نیم دقیقه.
پلیموث: ۹۲ درصد زیر ۸، میانگین ۴ و نیم.
منچستر: ۸۷ درصد زیر ۸، میانگین ۴ و نیم.
حتی در همین یک فاکتور هم، اگه کور نبود، میشه دید که آسمون همین رنگ نیست.
در لایه سوم، دچار این کجفهمی کودکانه هستند که ما، مثل وقتی که خودشون یک تینایجر مشتاق مهاجرت بودند، عقبافتادگی رو فقط تو آمبولانس و سیستم بهداشت و کیفیت سنگفرشها و زیرساخت و زرق و برق خیابانها و تعداد استادیومها و سرعت اینترنت و امثالهم میدونیم. خب تو خیلی ازینها چین و کره جنوبی ممکنه از «غرب» جلوتر هم باشند، چرا ما حتی نگاه هم به اونا نمیندازیم؟ ذهنشون انقدر پخته نیست که بفهمه غرب تولیدکننده محتواست، و ما در «اندیشه» ازشون عقبیم. اونجا پونصدساله که هیچکس بالاتر از قانون نیست، و ما هنوز اینو نمیتونیم هضم کنیم! (بعضیها فکر میکنند مشکل اینه که نمیتونیم اجراش کنیم. در حالی که ناکامی در اجرا هم به خاطر هضمنشدنشه). اونجا پونصدساله که سازمانیافتگی سیاسی تمرین شده، و ما اینجا یه جبهه ده نفره رو هم نمیتونیم مدیریت کنیم. و از همه مهمتر، اونها چندقرنه که تکلیفشون رو با «خدا» تعیین کردند، و ما هنوز داریم بابت این موضوع شکم همدیگه رو پاره میکنیم.
در مجموع یک ایرانی که میگه در غرب خبری نیست، نه میدونه در غرب چه خبره، نه در کشور خودش.
من هی میخوام دیگه از بحث «طفولیت» استفاده نکنم، ولی نابالغها نمیذارن انصافا. در اینجا یک تفکر بچهگانه چند لایه داریم.
در لایه اول دچار این وهم کودکانه هستند که بدیهیات، محصولات ذهنی جریانهای سیاسی هستند! مثلا اینکه انسان در قرن بیست و یکم زیر بار سبک زندگی تحمیلی نمیره، به خاطر تمام تغییرات و تحولات رخ داده تا قبل از قرن بیست و یکم نیست، بلکه به خاطر شانتاژ و تحریک چند نفره! (حالا یا علینژاد، یا قاسمینژاد). یعنی کلا قبول ندارن که اتفاق خاصی افتاده در طول قرنها و دهههای گذشته، اما چند نفر اکانت توعیتر ساختند و دنیا بهم ریخت!
در لایه دوم دچار این وهم کودکانه هستند که «آسمان همه جا همین رنگ است». در تاریخ معاصر ما هر آدم ملیگرا و وطنپرستی رو که میشناسید، انقدر بالغ بوده که باور نداشته باشه آسمان همهجا همین رنگه. از امیرکبیر گرفته تا فروغی تا مصدق تا حتی افسران ارتش در زمان پهلوی. مثلا خلبانی که محمدرضاشاه میفرستاد به آمریکا تا آموزش ببینه، نمیاومد بگه «در غرب خبری نیست». اتفاقا خودش پیغامرسان این حقیقت بود که اونجا خبرهای زیادی هست، و دقیقا بر مبنای همون حقیقت تصمیم میگرفت آمریکا نمونه، و بیاد ایران خدمت کنه، چون معترف بود که کشورش به خرابهای شبیه شده که ممکنه ازین هم خرابتر شه.
سایت انگلیسی CompareTheMarket
که کارش مقایسه بیمههای خودرو و مسکن در این کشوره یه مطالعهای انجام داده درباره ۳۰ تا از بزرگترین شهرهای بریتانیا تا از لحاظ ایمنی و امنیت دستهبندیشون کنه. مثلا اینکه واحدهای مسکونی چقدر عمر دارن، چقدر احتمال داره با حوادث طبیعی فرو بریزن، آمار خلافکاری چقدره، و اگه گرفتار بلا یا خلاف شدید، چقدر شانس دارید که نجات پیدا کنید (با این استاندارد یه شهری مثل کرمانشاه عملا باید غیرقابل سکونت محسوب بشه. خانهها سست، زلزله همیشه در کمین، و موشکهای سپاه هم در حال سقوط! و کسی هم نیست به دادت برسه). شهر بیرمنگهام در صدر قرار گرفته، که به ازای هر ۱۰۰هزار شهروندش، فقط ۸۷ مورد خلافکاری (مثل سرقت ماشین) رخ داده! تازه پلیس اونها چیزهایی رو ثبت میکنه که اگه لیستش رو برای رییس پاسگاه محلهمون بخونم از خنده ریسه میره (و اخیرا شورش رو هم درآوردن و ممکنه به خاطر یه کامنت تو فیسبوک برات پرونده تشکیل بدن). اما من فقط یکی از فاکتورها رو اینجا ردیف میکنم براتون. زمان رسیدن آمبولانس به محل حادثه:
بیرمنگهام: در ۸۹ درصد موارد زیر ۸ دقیقه، میانگین ۳ دقیقه!
بلفاست: ۸۳ درصد زیر ۸ دقیقه.
دربی: ۹۲ درصد زیر ۸ دقیقه، میانگین ۳ و نیم دقیقه.
پلیموث: ۹۲ درصد زیر ۸، میانگین ۴ و نیم.
منچستر: ۸۷ درصد زیر ۸، میانگین ۴ و نیم.
حتی در همین یک فاکتور هم، اگه کور نبود، میشه دید که آسمون همین رنگ نیست.
در لایه سوم، دچار این کجفهمی کودکانه هستند که ما، مثل وقتی که خودشون یک تینایجر مشتاق مهاجرت بودند، عقبافتادگی رو فقط تو آمبولانس و سیستم بهداشت و کیفیت سنگفرشها و زیرساخت و زرق و برق خیابانها و تعداد استادیومها و سرعت اینترنت و امثالهم میدونیم. خب تو خیلی ازینها چین و کره جنوبی ممکنه از «غرب» جلوتر هم باشند، چرا ما حتی نگاه هم به اونا نمیندازیم؟ ذهنشون انقدر پخته نیست که بفهمه غرب تولیدکننده محتواست، و ما در «اندیشه» ازشون عقبیم. اونجا پونصدساله که هیچکس بالاتر از قانون نیست، و ما هنوز اینو نمیتونیم هضم کنیم! (بعضیها فکر میکنند مشکل اینه که نمیتونیم اجراش کنیم. در حالی که ناکامی در اجرا هم به خاطر هضمنشدنشه). اونجا پونصدساله که سازمانیافتگی سیاسی تمرین شده، و ما اینجا یه جبهه ده نفره رو هم نمیتونیم مدیریت کنیم. و از همه مهمتر، اونها چندقرنه که تکلیفشون رو با «خدا» تعیین کردند، و ما هنوز داریم بابت این موضوع شکم همدیگه رو پاره میکنیم.
در مجموع یک ایرانی که میگه در غرب خبری نیست، نه میدونه در غرب چه خبره، نه در کشور خودش.
❤15