اعتراف میکنم که با وجود اَمریکوفیل بودنم همواره نسبت به مدلهای روس بایاس مثبت دارم (هیز هم خودتونید. هدفم فقط تحقیقات علمیه). در این میان خانوم خواننده النا تمنیکووا (لعنتالله علی چشمهایش) جایگاه ویژهای دارند، که خیلی وقته دنبالش میکنم، که از طریقش متعاقبا با روسهای سلبریتی دیگهای مواجه شدم که تقریبا در همون استایل بودند.
چیزی که جلب توجه میکنه حضور فراگیر کالای غربی در زندگی اینهاست. از آیفونی که دستشونه تا لکسوس و بیامو که سوارند تا شلوار جین و پالتوی برند که میپوشند. اینها مشخصا دارند جوانان روس رو ترغیب میکنند به زندگی غربی، و حکومت کوچکترین ممانعتی براشون ایجاد نمیکنه. یعنی دولت روسیه و هیئت حاکمه ازینکه مردم و مخصوصا نسل بعد سرتاپا غربی بشه، باکی نداره، هرچند که در تشکیلات رسانهای به تولیدات داخل هم آب و تاب ملیگرایانه میدن، اما مواظبند «روش اندیشه» غربی وارد ذهن جوان روس نشه (مثلا اینها مطلقا درباره مسائل سیاسی و حتی اجتماعی حرف نمیزنند. حتی در یک جمله مختصر). یعنی سبک زندگی یه جوان آلمانی رو داشته باشه، اما مثل یک جوان آلمانی گستاخ نباشه. گستاخ به معنای بیباکی در برابر اهالی قدرت و سیاست! آیفون دستش باشه اما به طرز اداره کشور گیر نده. آزاد باشه هرجوری خواست عکس بندازه و هر پارتیای خواست بره، اما اندازه یه انگلیسی آزاد نباشه که هرچیزی رو زیرسوال ببره. خرپولهای فاسد روسیه، ملتی میخوان که مثل خودشون آرمانی بزرگتر از کیف لوئیویتون و رولرز رویس و تفریح در سواحل اسپانیا نداشته باشند. و حتی اون قسمتهایی که اجازه انتقاد میدن، جاهاییه که منتقد میخواد بگه چرا مسئولین با ندانمکاریشون باعث شدن مردم به اون سطح از خوشگذرانی که میتونستن داشته باشن نرسیدن؟ ازین انتقادها زیاد هست، مثلا مردم محلی تظاهرات میکنند که قرار بود سالن پاتیناژ سه سال پیش افتتاح بشه ولی نشده، چون شهردار پول رو بالا کشیده! بعد رسانهها هم بازتاب میدن که ببینید چقدر حق اعتراض هست در کشور ما، بعد به شکلی نمایشی شهرداره رو برمیدارن میفرستن یه شهر دورافتاده، و سه ماه بعد سالن افتتاح میشه. یک فضای کاملا مصرفی، بیآرمان، بیهدف، و کاملا تهی.
نکته در اینه که فرهنگ مصرفی، که «فرهنگ تولید» و آزادی پشتوانهش نباشه، حتی مادیترین شرایط رو هم درست فراهم نمیکنه. و همینه که اینها شیفته شهرهای اروپا هستند و تا کمی یورو گیرشون میاد میرن در اون شهرها خونه میخرند و اقامت میگیرند.
https://www.instagram.com/p/BoTym-Uh0oy/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1aek72q2kxpy6
چیزی که جلب توجه میکنه حضور فراگیر کالای غربی در زندگی اینهاست. از آیفونی که دستشونه تا لکسوس و بیامو که سوارند تا شلوار جین و پالتوی برند که میپوشند. اینها مشخصا دارند جوانان روس رو ترغیب میکنند به زندگی غربی، و حکومت کوچکترین ممانعتی براشون ایجاد نمیکنه. یعنی دولت روسیه و هیئت حاکمه ازینکه مردم و مخصوصا نسل بعد سرتاپا غربی بشه، باکی نداره، هرچند که در تشکیلات رسانهای به تولیدات داخل هم آب و تاب ملیگرایانه میدن، اما مواظبند «روش اندیشه» غربی وارد ذهن جوان روس نشه (مثلا اینها مطلقا درباره مسائل سیاسی و حتی اجتماعی حرف نمیزنند. حتی در یک جمله مختصر). یعنی سبک زندگی یه جوان آلمانی رو داشته باشه، اما مثل یک جوان آلمانی گستاخ نباشه. گستاخ به معنای بیباکی در برابر اهالی قدرت و سیاست! آیفون دستش باشه اما به طرز اداره کشور گیر نده. آزاد باشه هرجوری خواست عکس بندازه و هر پارتیای خواست بره، اما اندازه یه انگلیسی آزاد نباشه که هرچیزی رو زیرسوال ببره. خرپولهای فاسد روسیه، ملتی میخوان که مثل خودشون آرمانی بزرگتر از کیف لوئیویتون و رولرز رویس و تفریح در سواحل اسپانیا نداشته باشند. و حتی اون قسمتهایی که اجازه انتقاد میدن، جاهاییه که منتقد میخواد بگه چرا مسئولین با ندانمکاریشون باعث شدن مردم به اون سطح از خوشگذرانی که میتونستن داشته باشن نرسیدن؟ ازین انتقادها زیاد هست، مثلا مردم محلی تظاهرات میکنند که قرار بود سالن پاتیناژ سه سال پیش افتتاح بشه ولی نشده، چون شهردار پول رو بالا کشیده! بعد رسانهها هم بازتاب میدن که ببینید چقدر حق اعتراض هست در کشور ما، بعد به شکلی نمایشی شهرداره رو برمیدارن میفرستن یه شهر دورافتاده، و سه ماه بعد سالن افتتاح میشه. یک فضای کاملا مصرفی، بیآرمان، بیهدف، و کاملا تهی.
نکته در اینه که فرهنگ مصرفی، که «فرهنگ تولید» و آزادی پشتوانهش نباشه، حتی مادیترین شرایط رو هم درست فراهم نمیکنه. و همینه که اینها شیفته شهرهای اروپا هستند و تا کمی یورو گیرشون میاد میرن در اون شهرها خونه میخرند و اقامت میگیرند.
https://www.instagram.com/p/BoTym-Uh0oy/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1aek72q2kxpy6
❤4
فوت و معلولیت و دیالیزی شدن چندنفر بر اثر استفاده از مشروبات تقلبی باعث شده دوباره درباره قانون منع خرید و فروش و شرب خمر نظرات اعتراضی فوران کنه. شاخصترینشون اینه: «تا کی مردم باید بمیرند و کور بشن تا این ممنوعیت بدوی برداشته بشه؟».
نمیدونم چرا فکر میکنند این استدلال قانعکنندهست. خب اگه منطقش اینه منم میتونم بگم «تا کی باید به خاطر دزدیدن یک ماشین، چند سال از زندگی سارقان در زندانها تباه بشه؟ وقتش نیست که درباره ممنوعیت سرقت ماشین تجدیدنظری انجام بشه؟». واقعا تصور میکنند نمیشه این استدلال رو علیه خودشون استفاده کرد؟
متأسفانه این استدلال مضحک در کشورهای توسعهیافته هم به کرات استفاده شده در فرآیند قانونی کردن ماریجوانا. و هموطن من هم متأسفانه فکر میکنه مغلطهای که از غرب وارد بشه، مغلطه نیست. اگه میخواید تناقض غرب رو کشف کنید کافیه با کسانی که موافق قانونی شدن ماریجوانا هستند صحبت کنید. ازشون بپرسید آیا به نظر شما خرید و فروش مواد مخدر صنعتی خطرناک باید ممنوع باشه؟ میگن آره. بعد بپرسید پس چرا معتقدید ماریجوانا نباید ممنوع باشه؟ میگن «برای این که خطر نداره و اعتیادآور نیست!». در حالی که هر دوش دروغه، هم خطرناکه هم اعتیادآوره. ادعا میکنند ملاکشون برای ممنوعیت خطریه که از نظر علمی ثابت شده باشه، اما عملا به نظرات علم توجهی نشون نمیدن. آخرین مقالهای که خوندم از قول محقق میگفت ماده موثره این گیاه میتونه تغییراتی در ژن بوجود بیاره که نه فقط خود فرد بلکه تا چند نسل بعدش رو تحت تأثیر بذاره. اثراتی که هنوز اطلاعات خیلی کمی دربارهش وجود داره چون توجه زیادی بشون نشده تا الان. مواد صنعتی مورد مصرف اقلیت کوچکی از جامعهست، برای همین به راحتی با ممنوعیتش موافقند، اما ماریجوانا به بخشی از فرهنگ و سبک زندگیشون تبدیل شده، برای همین حاضرن همون علمی که بش قسم میخورند رو هم دور بزنند!
تمام مخالفتها با ممنوعیت الکل، ازین ناشی میشه که نوشیدنی حسابش میکنند. در حالی که این ماده یک سم مهلکه. اگه به شکل سم مهلک بش نگاه کنند دیگه براشون راحت نخواهد بود که بپذیرند راحت خرید و فروش و مصرف بشه. تا قبل ازین دانشمندان شراب قرمز رو به خاطر درصد پایینش، مجاز حساب میکردند و جمعبندیشون این بود که اگه مقدار مصرف در حد کمش باقی بمونه مشکلی نخواهد بود. دقت کنید: فقط شراب قرمز، و فقط مقدار کمش. اما در تحقیقات جدید صراحتا اعلام کردند نتایج قبلی نادرست بوده، حتی شراب قرمز هم خطرناکه، و حتی مقدار کمش هم خطرناکه، نخورید جماعت! باید کامنتهای خوانندگان غربی رو پای تیترهایی که ایجاد کرد میخوندید. خلاصهی همهشون این بود: دانشمندان غلط کردن با خودشون!
اگه به من باشه، فروشنده و توزیعکننده مشروبات الکلی، تقلبی یا اوریجینال، رو معادل اسیدپاش قرار میدم. ولی دست من نیست. نمیتونم فتوا هم بدم که جامعه باید چیکار کنه. اما این جامعه باید فکری برای تناقضات خودش بکنه. آیا قبول داره یه سری چیزها رو باید به خاطر خطرشون دور نگه داشت از دسترس عموم، یا قبول نداره؟ اگه قبول داره نباید برای یه ماده خاص پارتیبازی کنه و براش مصونیت قائل شه.
ممکنه بگن «مردم شاید دلشون خواست خودشون رو نابود کنند، باید این حق رو داشته باشند». حتی در این هم تناقض هست. وقتی دارن اون سم مهلک رو سر میکشند فردگرا هستند، و وقتی استفراغ کردند و چشماشون سیاهی رفت زنگ میزنند به آمبولانس تا «جامعه» به دادشون برسه!
ما انسانها جمع شدیم دور هم که مواظب همدیگه باشیم. و گرنه غارنشینی مشکل خاصی نداشت.
نمیدونم چرا فکر میکنند این استدلال قانعکنندهست. خب اگه منطقش اینه منم میتونم بگم «تا کی باید به خاطر دزدیدن یک ماشین، چند سال از زندگی سارقان در زندانها تباه بشه؟ وقتش نیست که درباره ممنوعیت سرقت ماشین تجدیدنظری انجام بشه؟». واقعا تصور میکنند نمیشه این استدلال رو علیه خودشون استفاده کرد؟
متأسفانه این استدلال مضحک در کشورهای توسعهیافته هم به کرات استفاده شده در فرآیند قانونی کردن ماریجوانا. و هموطن من هم متأسفانه فکر میکنه مغلطهای که از غرب وارد بشه، مغلطه نیست. اگه میخواید تناقض غرب رو کشف کنید کافیه با کسانی که موافق قانونی شدن ماریجوانا هستند صحبت کنید. ازشون بپرسید آیا به نظر شما خرید و فروش مواد مخدر صنعتی خطرناک باید ممنوع باشه؟ میگن آره. بعد بپرسید پس چرا معتقدید ماریجوانا نباید ممنوع باشه؟ میگن «برای این که خطر نداره و اعتیادآور نیست!». در حالی که هر دوش دروغه، هم خطرناکه هم اعتیادآوره. ادعا میکنند ملاکشون برای ممنوعیت خطریه که از نظر علمی ثابت شده باشه، اما عملا به نظرات علم توجهی نشون نمیدن. آخرین مقالهای که خوندم از قول محقق میگفت ماده موثره این گیاه میتونه تغییراتی در ژن بوجود بیاره که نه فقط خود فرد بلکه تا چند نسل بعدش رو تحت تأثیر بذاره. اثراتی که هنوز اطلاعات خیلی کمی دربارهش وجود داره چون توجه زیادی بشون نشده تا الان. مواد صنعتی مورد مصرف اقلیت کوچکی از جامعهست، برای همین به راحتی با ممنوعیتش موافقند، اما ماریجوانا به بخشی از فرهنگ و سبک زندگیشون تبدیل شده، برای همین حاضرن همون علمی که بش قسم میخورند رو هم دور بزنند!
تمام مخالفتها با ممنوعیت الکل، ازین ناشی میشه که نوشیدنی حسابش میکنند. در حالی که این ماده یک سم مهلکه. اگه به شکل سم مهلک بش نگاه کنند دیگه براشون راحت نخواهد بود که بپذیرند راحت خرید و فروش و مصرف بشه. تا قبل ازین دانشمندان شراب قرمز رو به خاطر درصد پایینش، مجاز حساب میکردند و جمعبندیشون این بود که اگه مقدار مصرف در حد کمش باقی بمونه مشکلی نخواهد بود. دقت کنید: فقط شراب قرمز، و فقط مقدار کمش. اما در تحقیقات جدید صراحتا اعلام کردند نتایج قبلی نادرست بوده، حتی شراب قرمز هم خطرناکه، و حتی مقدار کمش هم خطرناکه، نخورید جماعت! باید کامنتهای خوانندگان غربی رو پای تیترهایی که ایجاد کرد میخوندید. خلاصهی همهشون این بود: دانشمندان غلط کردن با خودشون!
اگه به من باشه، فروشنده و توزیعکننده مشروبات الکلی، تقلبی یا اوریجینال، رو معادل اسیدپاش قرار میدم. ولی دست من نیست. نمیتونم فتوا هم بدم که جامعه باید چیکار کنه. اما این جامعه باید فکری برای تناقضات خودش بکنه. آیا قبول داره یه سری چیزها رو باید به خاطر خطرشون دور نگه داشت از دسترس عموم، یا قبول نداره؟ اگه قبول داره نباید برای یه ماده خاص پارتیبازی کنه و براش مصونیت قائل شه.
ممکنه بگن «مردم شاید دلشون خواست خودشون رو نابود کنند، باید این حق رو داشته باشند». حتی در این هم تناقض هست. وقتی دارن اون سم مهلک رو سر میکشند فردگرا هستند، و وقتی استفراغ کردند و چشماشون سیاهی رفت زنگ میزنند به آمبولانس تا «جامعه» به دادشون برسه!
ما انسانها جمع شدیم دور هم که مواظب همدیگه باشیم. و گرنه غارنشینی مشکل خاصی نداشت.
❤5
Anarchonomy
Photo
ایشون از تکرار پرسابقه یک رفتار در طول تاریخ نتیجه میگیرند که «انسان نیاز دارد ذهن خودش را تعطیل کند!». به قول خارجیها:
Wait, what?
اگه اینجوریه منم این نتیجهگیری رو از خودم درمیارم: از روزی که بشر روی دو پای خودش ایستاده دزدی شروع شده! قبول ندارید؟ تاریخ رو بخونید. این کار انقدر قدمت داره که در کتب مقدس هم بارها بش اشاره شده. مثل داستان یوسف که نسبت دزدی یک جام طلا رو به برادرانش زد. اصلا قابیل هابیل رو کشت که زنش رو بدزده! دیگه ازین قدیمیتر؟ بیشمار حکومت مختلف هم اومدن و رفتن، انواع و اقسام قوانین رو هم وضع کردند، اما هیچوقت انسان دست ازین کار نکشید، حتی وقتی که نیازمند نبود! پس میل به دزدی یک میل فطری است، انسان نیاز دارد بعضی وقتها یه چیزی را دودر کند!
چطوره؟
مصاحبه یکی از مصرفکنندگان ماریجوانا رو میخوندم. میگفت وقتی مصرف میکنم، آرومم. اما وقتی مصرف نمیکنم از آدم عادی خیلی عصبیترم! این اسمش تعطیل کردن ذهنه؟ خیر. این شکنجه ذهنه. به این عادت کهنه بشری که از جهلش ناشی میشه نباید مشروعیت علمی و بعد مشروعیت قضایی داد. اون چیزی که در تاریخ تکرار شد، یک تلاش ناکامه. هزاران سال سعی کردیم ذهن رو تعطیل کنیم، اما نتونستیم. چون این دستگاه پیچیده یا فولتایم کار میکنه، یا نابود میشه. حالت سومی نداره. هربار و به هر وسیلهای سعی شده به اون تعطیلی مدنظر برسیم، با یک نابودی همراه شده. حالا که تاریخ رو میخونید تاریخ سرخپوستان آمریکا رو هم بخونید که الکل چه بلایی سرشون آورد. و وقتی گذاشتنش کنار، تمام و کمال گذاشتنش کنار و با چیزی هم جایگزینش نکردند، آسمون هم به زمین نیومد.
برید آمار سرانه مرگ و میر ناشی از الکل رو بررسی کنید. وضعیت کشورهای اروپای شرقی در حد فاجعهست. در حالی که بعضیهاشون از لحاظ رفاهی وضعیت بهتری از بعضی از ایالتهای آمریکا دارند. اون فرهنگ خودنابودگر رو خود قانونشون داره بازتولید میکنه. جوان هجده ساله میره تو کلوب، و همه تشویقش میکنند اولین شات رو بره بالا! یه نوجوان چه مقاومتی میتونه داشته باشه در برابر این جو؟ قانون کشور به این جو مسموم اجازه میده به حیات خودش ادامه بده. به عنوان مصداق ناکارآمدی همواره ممنوعیت الکل در آمریکا رو مثال میزنند که یه دوره کوتاه برقرار بود و موفق نبود و دوباره آزاد شد. گمونم در مورد تعریف ناکارآمدی هم باید بحث بشه. همین الان سالانه ۴۰هزارنفر در آمریکا در حوادث رانندگی کشته میشن که حداقل یک چهارم این تعداد مستقیما به الکل مربوطه! یعنی تلفاتی که هرسال ازین طریق میدن از اندازه تلفاتشون در مجموع جنگ عراق و افغانستان در طول نزدیک به دو دهه بیشتره! حالا به این اضافه کنید تمام اوردوزها، تداخلات دارویی، و خشونتهای خانگی منجر به قتل و جراحت رو. اینهمه فجایع روی میز هست، بعد تا میگی ممنوعیت میگن ۱۹۳۰ تست شد جواب نداد! بابا چه جوابی نداد؟ ضرر اون ممنوعیت بیشتر ازین تلفات باورنکردنی بود؟
من باز هم تأکید میکنم تا این ماده رو به شکل یک سم مهلک نبینند، چیزی تغییر نمیکنه. آدم برای سم مهلک توجیه تاریخی نمیاره.
Wait, what?
اگه اینجوریه منم این نتیجهگیری رو از خودم درمیارم: از روزی که بشر روی دو پای خودش ایستاده دزدی شروع شده! قبول ندارید؟ تاریخ رو بخونید. این کار انقدر قدمت داره که در کتب مقدس هم بارها بش اشاره شده. مثل داستان یوسف که نسبت دزدی یک جام طلا رو به برادرانش زد. اصلا قابیل هابیل رو کشت که زنش رو بدزده! دیگه ازین قدیمیتر؟ بیشمار حکومت مختلف هم اومدن و رفتن، انواع و اقسام قوانین رو هم وضع کردند، اما هیچوقت انسان دست ازین کار نکشید، حتی وقتی که نیازمند نبود! پس میل به دزدی یک میل فطری است، انسان نیاز دارد بعضی وقتها یه چیزی را دودر کند!
چطوره؟
مصاحبه یکی از مصرفکنندگان ماریجوانا رو میخوندم. میگفت وقتی مصرف میکنم، آرومم. اما وقتی مصرف نمیکنم از آدم عادی خیلی عصبیترم! این اسمش تعطیل کردن ذهنه؟ خیر. این شکنجه ذهنه. به این عادت کهنه بشری که از جهلش ناشی میشه نباید مشروعیت علمی و بعد مشروعیت قضایی داد. اون چیزی که در تاریخ تکرار شد، یک تلاش ناکامه. هزاران سال سعی کردیم ذهن رو تعطیل کنیم، اما نتونستیم. چون این دستگاه پیچیده یا فولتایم کار میکنه، یا نابود میشه. حالت سومی نداره. هربار و به هر وسیلهای سعی شده به اون تعطیلی مدنظر برسیم، با یک نابودی همراه شده. حالا که تاریخ رو میخونید تاریخ سرخپوستان آمریکا رو هم بخونید که الکل چه بلایی سرشون آورد. و وقتی گذاشتنش کنار، تمام و کمال گذاشتنش کنار و با چیزی هم جایگزینش نکردند، آسمون هم به زمین نیومد.
برید آمار سرانه مرگ و میر ناشی از الکل رو بررسی کنید. وضعیت کشورهای اروپای شرقی در حد فاجعهست. در حالی که بعضیهاشون از لحاظ رفاهی وضعیت بهتری از بعضی از ایالتهای آمریکا دارند. اون فرهنگ خودنابودگر رو خود قانونشون داره بازتولید میکنه. جوان هجده ساله میره تو کلوب، و همه تشویقش میکنند اولین شات رو بره بالا! یه نوجوان چه مقاومتی میتونه داشته باشه در برابر این جو؟ قانون کشور به این جو مسموم اجازه میده به حیات خودش ادامه بده. به عنوان مصداق ناکارآمدی همواره ممنوعیت الکل در آمریکا رو مثال میزنند که یه دوره کوتاه برقرار بود و موفق نبود و دوباره آزاد شد. گمونم در مورد تعریف ناکارآمدی هم باید بحث بشه. همین الان سالانه ۴۰هزارنفر در آمریکا در حوادث رانندگی کشته میشن که حداقل یک چهارم این تعداد مستقیما به الکل مربوطه! یعنی تلفاتی که هرسال ازین طریق میدن از اندازه تلفاتشون در مجموع جنگ عراق و افغانستان در طول نزدیک به دو دهه بیشتره! حالا به این اضافه کنید تمام اوردوزها، تداخلات دارویی، و خشونتهای خانگی منجر به قتل و جراحت رو. اینهمه فجایع روی میز هست، بعد تا میگی ممنوعیت میگن ۱۹۳۰ تست شد جواب نداد! بابا چه جوابی نداد؟ ضرر اون ممنوعیت بیشتر ازین تلفات باورنکردنی بود؟
من باز هم تأکید میکنم تا این ماده رو به شکل یک سم مهلک نبینند، چیزی تغییر نمیکنه. آدم برای سم مهلک توجیه تاریخی نمیاره.
❤4
Anarchonomy
Photo
فرماندار نیویورک اخیرا گفت «من سوسیالیست نیستم. ۲۵ ساله که نیستم». جمله خیلی زیباست، میخوام ازین به بعد زیاد ازش استفاده کنم. مثلا این اولیش: من ازینکه به خاطر نظرم بم حمله بشه نمیترسم، ۲۵ ساله که نیستم.
برید سرچ کنید ببینید چه تعداد از مراجعات اورژانس کشورهای مصرفکننده مشروبات الکلی، مربوط به سوء مصرف الکل میشه. خیلی بیشتر ازونی که فکر میکنید این فرد مصرفکننده به دست و پای جامعه میفته تا کمکش کنند. اونایی هم که همون موقع پاشون به بیمارستان باز نمیشه، با کمی تأخیر پاشون بش باز میشه. مثلا وقتی که فهمیدن یه ژن خاص جهش کرده و یکی از اعضاء بدن به فاک رفته.
توجیه آلودگی هم بغایت مسخرهست حقیقتا. چون در معرض سم مهلک ایکس هستیم، باید بیخیال سم مهلک ایگرگ شویم؟ مثل اینه که یه دختر که تو خونه پدرش بش تجاوز میکنه، تو خیابون وقتی خواستن بش تعرض کنند نه فرار کنه نه مقاومت، استدلالش هم این باشه که، معذرت میخوام رک میگم، حالا که تو خونه دارن ترتیبم رو میدن، بذا تو کوچه هم بدن!
ممکنه یک بدن در برابر آلودگی خوششانس باشه، اما در برابر الکل نباشه. وقتی تعداد عوامل پرریسک رو بیشتر میکنی، فقط شانس خودت رو کم میکنی.
فستفود هم مشابهسازی بیربطیه. شما این امکان رو داری که یک فستفود با کیفیت بسازی که هیچکدوم از مضرات یک مثلا ساندویچ متداول رو نداشته باشه. اما نمیشه مشروب الکلیای ساخت که الکل نداشته باشه!
برید سرچ کنید ببینید چه تعداد از مراجعات اورژانس کشورهای مصرفکننده مشروبات الکلی، مربوط به سوء مصرف الکل میشه. خیلی بیشتر ازونی که فکر میکنید این فرد مصرفکننده به دست و پای جامعه میفته تا کمکش کنند. اونایی هم که همون موقع پاشون به بیمارستان باز نمیشه، با کمی تأخیر پاشون بش باز میشه. مثلا وقتی که فهمیدن یه ژن خاص جهش کرده و یکی از اعضاء بدن به فاک رفته.
توجیه آلودگی هم بغایت مسخرهست حقیقتا. چون در معرض سم مهلک ایکس هستیم، باید بیخیال سم مهلک ایگرگ شویم؟ مثل اینه که یه دختر که تو خونه پدرش بش تجاوز میکنه، تو خیابون وقتی خواستن بش تعرض کنند نه فرار کنه نه مقاومت، استدلالش هم این باشه که، معذرت میخوام رک میگم، حالا که تو خونه دارن ترتیبم رو میدن، بذا تو کوچه هم بدن!
ممکنه یک بدن در برابر آلودگی خوششانس باشه، اما در برابر الکل نباشه. وقتی تعداد عوامل پرریسک رو بیشتر میکنی، فقط شانس خودت رو کم میکنی.
فستفود هم مشابهسازی بیربطیه. شما این امکان رو داری که یک فستفود با کیفیت بسازی که هیچکدوم از مضرات یک مثلا ساندویچ متداول رو نداشته باشه. اما نمیشه مشروب الکلیای ساخت که الکل نداشته باشه!
❤2
صبح پا شدم و با پیامهایی مواجه شدم که نمیشه به همشون پاسخ داد. این بحث الکل و ماریجوانا رو با یک توضیح دیگه جمع میکنم و انشاءالله این آخرین پست در این باره باشه.
یکی از نقدهای مطرح شده اینه: «بله، شما درست میفرمایید، باید ممنوع باشه اما عملا نمیشه این ممنوعیت رو اجرا کرد». و «شلاق زدن مردم جلوی چیزی رو نمیگیره».
من درباره تئوری ممنوعیت صحبت کردم. اول باید جامعه تکلیفش رو از لحاظ تئوریک مشخص کنه که آیا موافق است که باید سموم مهلک رو از دسترس عموم دور کرد یا موافق نیست. حالا در اجرا ناموفق است یا مثل جمهوریاسلامی به روش قبایل آدمخوار با مجرمین رفتار میکند، ربطی به اصل اون تئوری نداره.
اما اینکه در اجرا موفق نبوده رو باید به دو بخش تقسیم کرد: اولا باید دید منظور از موفقیت چیست. آیا نتوانسته همه مردم رو از سموم مهلک دور نگه داره، یا فقط مثلا نیمی از جامعه رو؟ نظر من اینه: نیمی از جامعه که خیلی عالیه، حتی اگه یک نفر به واسطه این ممنوعیت از بلای خانمانسوز در امان قرار بگیره، ارزشش رو داره. اگه قانون رو به شکل ابزار نجات ببینیم، نجات هر یک نفر رو هم موفقیت حساب میکنیم. اتفاقا واقعگرایی یعنی همین که نمیشه همه رو نجات داد. دوم اینکه مبنای این ناموفقیتها معمولا سیستمهایی هستند که فشلند. مثال واضحش ممنوعیت ماهواره در ایران بود. ازینکه این وسیله ممنوع بود در ایران ولی هفتاد درصد جامعه ازش استفاده میکنند به عنوان مصداقی یاد میکنند که ممنوعیت جواب نمیده. بذارید در مورد ماهواره روراست باشیم، اگه این حاکمیت کارآمد بود، و واقعا قصد داشت مانع ماهواره بشه، میتونست بشه. من و شما یه قوطی خلال دندان نمیتونیم از مرز وارد کنیم، چه از گمرک چه از بیابان. چطور میلیونها دستگاه ریسیور تونست برسه به دست مصرفکننده؟ یک بهایی در یک گوشه پرت کشور تو یک زیرپله داره پفک میفروشه، پیداش میکنند و میرن همون زیرپله رو پلمپ میکنند، چطور نتونستند کارگاههای تولیدکننده دیش که بغل گوش پایتخت هستند رو جمع کنند؟ کشوری که در و پیکر داره، فساد در حداقل ممکن قرار داره، و از همه مهمتر یک اراده جدی داره، میتونه هر نوع ممنوعیتی رو با ضریب موفقیت خیلی بالایی اعمال کنه. ملاک قرار دادن سیستمهای فشل برای قضاوت درباره عملی بودن یا نبودن یک قانون مثل اینه که داروی ضداسید معده به بیمار بدن تا زخم معدهش خوب بشه، اما طرف علاوه بر خوردن دارو، سرکه خالی هم سر بکشه، بعد بگن دارو جواب نداد! خب خودش نخواست جواب بده.
مورد دیگه اینه که میگن آدمی که بخواد مصرف کنه، حتی اگه مجازاتش اعدام باشه هم مصرف میکنه، پس بهتره قانونی باشه تا از بازارسیاه تهیه نکنه. حالا بگذریم ازینکه خود بازارسیاه هم نتیجه فساد سیستماتیکه (یعنی خود سیستم با تأمینکنندگان بازارسیاه یه شراکتهایی داره)، ولی بله یه عده خیلی جدی اصرار دارند خودشون رو نابود کنند، اما چرا برای راحتی و امنیت اون یه عده، سم مهلک رو در دسترس کل جامعه قرار بدیم؟ قانونی که فرهنگ مصرف سم رو بازتولید میکنه، اونهایی رو که قصد نابود کردن خودشون رو نداشتن هم گرفتار میکنه.
مورد دیگه اینه که میگن وایتکس هم سم مهلکه اما تو همه فروشگاهها فروخته میشه و تو کابینت هر خونهای هست. اتفاقا این تأیید موضع منه. نگاه مردم به وایتکس، یک نگاه درسته، همه توافق دارند که یک سم مهلکه. برای همین نمیارنش بذارن وسط سفره! اگه در مورد الکل هم به این درک میرسیدند که یک کاربردش استفاده در صنایع رنگسازیه مثلا، نه اینکه به درون معده ریخته بشه، دیگه شاید هیچ نیازی نبود که درباره ممنوعیت یا عدم ممنوعیتش بحث بشه. لذا این مهمه که در کنار ممنوعیت، به آموزش هم پرداخته بشه. کسی نگفته اگه ممنوعیت اعمال شد دیگه احتیاج به آموزش نیست. نبستن کمربند حین رانندگی هم ممنوعه، و همزمان به بچهها یاد میدن که چه دلیلی داشته که ممنوع شده. نمیگن حالا بشون یاد دادیم دیگه، بستن بستن، نبستن هم نبستن، از ما گفتن بود!
اجازه بدید یک پیوست کاملا غیرعلمی هم به این قضیه اضافه کنم: در بسیاری از شهرهای دنیا، ایجاد آلودگی صوتی یک جرمه. در معرض صداهای شدید قرار گرفتن، در دراز مدت پرده گوش افراد رو دچار پیری زودرس میکنه. در بیشتر شهرهای دنیا آلوده کردن بیش از حد استاندارد هوا هم ممنوعه، چون ذرات معلق زیر ۲.۵ میکرون میتونن باعث گرفتگی عروق بشن. این عجیبه که حاضرند برای محافظت از گوش و ریه و رگها قانون وضع کنند و با جدیت اعمالش کنند، اما برای محافظت از مغز هزار و یک بهانه میارن که نمیشه و فایده نداره و عملی نیست!
والسلام.
یکی از نقدهای مطرح شده اینه: «بله، شما درست میفرمایید، باید ممنوع باشه اما عملا نمیشه این ممنوعیت رو اجرا کرد». و «شلاق زدن مردم جلوی چیزی رو نمیگیره».
من درباره تئوری ممنوعیت صحبت کردم. اول باید جامعه تکلیفش رو از لحاظ تئوریک مشخص کنه که آیا موافق است که باید سموم مهلک رو از دسترس عموم دور کرد یا موافق نیست. حالا در اجرا ناموفق است یا مثل جمهوریاسلامی به روش قبایل آدمخوار با مجرمین رفتار میکند، ربطی به اصل اون تئوری نداره.
اما اینکه در اجرا موفق نبوده رو باید به دو بخش تقسیم کرد: اولا باید دید منظور از موفقیت چیست. آیا نتوانسته همه مردم رو از سموم مهلک دور نگه داره، یا فقط مثلا نیمی از جامعه رو؟ نظر من اینه: نیمی از جامعه که خیلی عالیه، حتی اگه یک نفر به واسطه این ممنوعیت از بلای خانمانسوز در امان قرار بگیره، ارزشش رو داره. اگه قانون رو به شکل ابزار نجات ببینیم، نجات هر یک نفر رو هم موفقیت حساب میکنیم. اتفاقا واقعگرایی یعنی همین که نمیشه همه رو نجات داد. دوم اینکه مبنای این ناموفقیتها معمولا سیستمهایی هستند که فشلند. مثال واضحش ممنوعیت ماهواره در ایران بود. ازینکه این وسیله ممنوع بود در ایران ولی هفتاد درصد جامعه ازش استفاده میکنند به عنوان مصداقی یاد میکنند که ممنوعیت جواب نمیده. بذارید در مورد ماهواره روراست باشیم، اگه این حاکمیت کارآمد بود، و واقعا قصد داشت مانع ماهواره بشه، میتونست بشه. من و شما یه قوطی خلال دندان نمیتونیم از مرز وارد کنیم، چه از گمرک چه از بیابان. چطور میلیونها دستگاه ریسیور تونست برسه به دست مصرفکننده؟ یک بهایی در یک گوشه پرت کشور تو یک زیرپله داره پفک میفروشه، پیداش میکنند و میرن همون زیرپله رو پلمپ میکنند، چطور نتونستند کارگاههای تولیدکننده دیش که بغل گوش پایتخت هستند رو جمع کنند؟ کشوری که در و پیکر داره، فساد در حداقل ممکن قرار داره، و از همه مهمتر یک اراده جدی داره، میتونه هر نوع ممنوعیتی رو با ضریب موفقیت خیلی بالایی اعمال کنه. ملاک قرار دادن سیستمهای فشل برای قضاوت درباره عملی بودن یا نبودن یک قانون مثل اینه که داروی ضداسید معده به بیمار بدن تا زخم معدهش خوب بشه، اما طرف علاوه بر خوردن دارو، سرکه خالی هم سر بکشه، بعد بگن دارو جواب نداد! خب خودش نخواست جواب بده.
مورد دیگه اینه که میگن آدمی که بخواد مصرف کنه، حتی اگه مجازاتش اعدام باشه هم مصرف میکنه، پس بهتره قانونی باشه تا از بازارسیاه تهیه نکنه. حالا بگذریم ازینکه خود بازارسیاه هم نتیجه فساد سیستماتیکه (یعنی خود سیستم با تأمینکنندگان بازارسیاه یه شراکتهایی داره)، ولی بله یه عده خیلی جدی اصرار دارند خودشون رو نابود کنند، اما چرا برای راحتی و امنیت اون یه عده، سم مهلک رو در دسترس کل جامعه قرار بدیم؟ قانونی که فرهنگ مصرف سم رو بازتولید میکنه، اونهایی رو که قصد نابود کردن خودشون رو نداشتن هم گرفتار میکنه.
مورد دیگه اینه که میگن وایتکس هم سم مهلکه اما تو همه فروشگاهها فروخته میشه و تو کابینت هر خونهای هست. اتفاقا این تأیید موضع منه. نگاه مردم به وایتکس، یک نگاه درسته، همه توافق دارند که یک سم مهلکه. برای همین نمیارنش بذارن وسط سفره! اگه در مورد الکل هم به این درک میرسیدند که یک کاربردش استفاده در صنایع رنگسازیه مثلا، نه اینکه به درون معده ریخته بشه، دیگه شاید هیچ نیازی نبود که درباره ممنوعیت یا عدم ممنوعیتش بحث بشه. لذا این مهمه که در کنار ممنوعیت، به آموزش هم پرداخته بشه. کسی نگفته اگه ممنوعیت اعمال شد دیگه احتیاج به آموزش نیست. نبستن کمربند حین رانندگی هم ممنوعه، و همزمان به بچهها یاد میدن که چه دلیلی داشته که ممنوع شده. نمیگن حالا بشون یاد دادیم دیگه، بستن بستن، نبستن هم نبستن، از ما گفتن بود!
اجازه بدید یک پیوست کاملا غیرعلمی هم به این قضیه اضافه کنم: در بسیاری از شهرهای دنیا، ایجاد آلودگی صوتی یک جرمه. در معرض صداهای شدید قرار گرفتن، در دراز مدت پرده گوش افراد رو دچار پیری زودرس میکنه. در بیشتر شهرهای دنیا آلوده کردن بیش از حد استاندارد هوا هم ممنوعه، چون ذرات معلق زیر ۲.۵ میکرون میتونن باعث گرفتگی عروق بشن. این عجیبه که حاضرند برای محافظت از گوش و ریه و رگها قانون وضع کنند و با جدیت اعمالش کنند، اما برای محافظت از مغز هزار و یک بهانه میارن که نمیشه و فایده نداره و عملی نیست!
والسلام.
❤4
Anarchonomy
Photo
این یکی از داروهای ضدسرطان و جدیده که شرکتهای بیمه آمریکا هزینهش رو متقبل میشن. چقدره هزینهش؟ سالی ۱۵۰هزار دلار! به پول ما میشه ۲ میلیارد و ششصد میلیون!
جمهوریاسلامی اگه نمیتونه به روش اقتصاد اسلامی ارزش حیات شهروندانش رو محترم بشماره، بهتره این کار خطیر رو به نظام سرمایهداری بسپاره. آقایان برای مردم عادی، کمونیسم رو میپسندند و برای خودشون سرمایهداری رو. در اون کمونیسمی که برای مردم تدارک دیدند، خب یک صندوق بیتالمال وجود داره که منابعش محدوده و مجبورند موقع تقسیم یه عده رو نادیده بگیرند، و در اون سرمایهداری بومی که برای خودشون تدارک دیدند، دستشون انقدر بازه که در هشتاد سالگی هم میرن آلمان برای عمل جراحی و نقد حساب میکنند!
ما را به خیر نظام اسلامی امیدی نیست، همینکه شر نرساند کافیه. برای اینکه شر نرساند هم باید اجازه بده سرمایهداری برای «همه مردم» باشه. ما هم اگه غیرعادیترین کشور دنیا نبودیم و با همه سر جنگ نداشتیم و سرمایههای جهانی به کشور سرازیر میشد، هم انواع شرکتهای بیمه وارد ایران میشدند و با هم رقابت میکردند، هم شهروندان شغل پردرآمدتری داشتند که بتونند حق بیمه بیشتری پرداخت کنند. باید از حضرات پرسید در این چهل سال دست روی چه گذاشتید و ورشکست نشد؟
جمهوریاسلامی اگه نمیتونه به روش اقتصاد اسلامی ارزش حیات شهروندانش رو محترم بشماره، بهتره این کار خطیر رو به نظام سرمایهداری بسپاره. آقایان برای مردم عادی، کمونیسم رو میپسندند و برای خودشون سرمایهداری رو. در اون کمونیسمی که برای مردم تدارک دیدند، خب یک صندوق بیتالمال وجود داره که منابعش محدوده و مجبورند موقع تقسیم یه عده رو نادیده بگیرند، و در اون سرمایهداری بومی که برای خودشون تدارک دیدند، دستشون انقدر بازه که در هشتاد سالگی هم میرن آلمان برای عمل جراحی و نقد حساب میکنند!
ما را به خیر نظام اسلامی امیدی نیست، همینکه شر نرساند کافیه. برای اینکه شر نرساند هم باید اجازه بده سرمایهداری برای «همه مردم» باشه. ما هم اگه غیرعادیترین کشور دنیا نبودیم و با همه سر جنگ نداشتیم و سرمایههای جهانی به کشور سرازیر میشد، هم انواع شرکتهای بیمه وارد ایران میشدند و با هم رقابت میکردند، هم شهروندان شغل پردرآمدتری داشتند که بتونند حق بیمه بیشتری پرداخت کنند. باید از حضرات پرسید در این چهل سال دست روی چه گذاشتید و ورشکست نشد؟
❤1
طلبه جوان داشت دیشب صحبت میکرد بالای منبر، یه داستانی رو تعریف کرد که من به شخصه شصت بار شنیدم.. شیخی بود در فلان شهر که روزی ازش پرسیدند شنیدیم اشک ریختن در عزای حسین گناهان رو پاک میکنه، آیا این حقیقت داره؟ شیخ دستی به ریش میکشه و میگه بعید میدونم! میگذره و فرداش دوباره میاد بالای منبر و میگه مردم گریه کنید که اشک برای حسین گناهان رو میبخشه! بعد میاد پایین. میگن حاجی دیروز چیز دیگهای میگفتی که! میگه رفتم خونه شب در خواب دیدم در کنار حوض کوثرم و شیعیان دارن به نوبت سیراب میشن ولی به من چیزی نمیدن، علتش رو از دختر پیامبر پرسیدم و ایشون هم گفت تو که عزاداری برای پسر منو قبول نداشتی!.. و بعد اینجوری متنبه میشه و الیآخر.
آدم فکر میکنه مرحوم کافی هنوز زندهست و هنوز محمدرضا پهلوی شهنشاه ایرانه! انگار نه انگار انقلابی رخ داده، یه تقاضا و عطشی بوجود اومده برای اصلاح تفکر دینی. هنوز محتویات همون محتویاته، تازه در طرز بیان پسرفت هم داشته، چون همینارو آقای کافی با هیجان خیلی بهتری میگفت! تا کی بنیان ارزشهای شیعه قراره روی تعدادی خواب شبانه باشه؟ که بعد به طور مستمر ذهن هموطنان مذهبی ما رو باش شستشو بدن؟
پدر من هم مبتلا به این خوابگراییهاست. یکبار داشت خواب کسی رو که قبلا دهبار خوابش رو دیده بود تعریف میکرد، که بش گفته فلانی فلان کن! بش گفتم این بنده خدا چرا ده بار میاد به خواب تو اما یکبار هم نمیاد به خواب من؟ مگه نمیگی روحشه؟ خب روح آزاده دیگه یه بار هم جهت زدن پوز من هم شده بیاد به خواب من، چی میشه؟ گفت خب تو نمیشناسیش! گفتم عزیز من دلیلش دقیقا همینه دیگه، پنجاه سال پیش طرف مرده! من نه میدونم قیافهش چه شکلی بوده نه حرکات و سکناتش چجوری بوده نه چطور حرف میزده.. معلومه که مغز من از هوا نمیتونه کاراکترش رو بسازه، پس من خوابش رو نمیبینم. این خوابها محصول افکارته. بعد گفت شماها این چیزا رو نمیفهمید 😁
ازون طلبه دوس دارم بپرسم واقعا دلت میخواد فقط برای قشر ۷۵ سال به بالا قانعکننده باشی؟
آدم فکر میکنه مرحوم کافی هنوز زندهست و هنوز محمدرضا پهلوی شهنشاه ایرانه! انگار نه انگار انقلابی رخ داده، یه تقاضا و عطشی بوجود اومده برای اصلاح تفکر دینی. هنوز محتویات همون محتویاته، تازه در طرز بیان پسرفت هم داشته، چون همینارو آقای کافی با هیجان خیلی بهتری میگفت! تا کی بنیان ارزشهای شیعه قراره روی تعدادی خواب شبانه باشه؟ که بعد به طور مستمر ذهن هموطنان مذهبی ما رو باش شستشو بدن؟
پدر من هم مبتلا به این خوابگراییهاست. یکبار داشت خواب کسی رو که قبلا دهبار خوابش رو دیده بود تعریف میکرد، که بش گفته فلانی فلان کن! بش گفتم این بنده خدا چرا ده بار میاد به خواب تو اما یکبار هم نمیاد به خواب من؟ مگه نمیگی روحشه؟ خب روح آزاده دیگه یه بار هم جهت زدن پوز من هم شده بیاد به خواب من، چی میشه؟ گفت خب تو نمیشناسیش! گفتم عزیز من دلیلش دقیقا همینه دیگه، پنجاه سال پیش طرف مرده! من نه میدونم قیافهش چه شکلی بوده نه حرکات و سکناتش چجوری بوده نه چطور حرف میزده.. معلومه که مغز من از هوا نمیتونه کاراکترش رو بسازه، پس من خوابش رو نمیبینم. این خوابها محصول افکارته. بعد گفت شماها این چیزا رو نمیفهمید 😁
ازون طلبه دوس دارم بپرسم واقعا دلت میخواد فقط برای قشر ۷۵ سال به بالا قانعکننده باشی؟
❤3
«بر اساس آمار ۲۴ درصد افراد مناسبتی نماز میخوانند و ۱۷ درصد گاهی نماز میخوانند و مابقی کاملا تارک نماز هستند». فقط ۱ درصد همیشه (یعنی همونطور که واجب شده) نماز میخونند! و بقیه، که میشه ۵۸ درصد، اصلا نماز نمیخوانند! اینو برای هر کی میخونم سریع میپرسه «منبعش کجاست؟» چون تصور میکنه یکی از کانالهای ضدمذهبی تلگرام ادعا کرده، بعد وقتی میگم «امام جمعه شیراز» سکوت میکنند!
طبق احادیث و روایات، کسی که تارک نمازه، یعنی عمدا و در دراز مدت نماز نمیخونه، کافر محسوب میشه! یعنی طبق استاندارد خود اسلام، اکثریت جوانان ایران کافرند! بقیه هم که گاهی میخونند و گاهی نمیخونند شامل این حدیث پیامبرند: فَإِنَّ مَنْ ضَیعَ صَلَاتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَ هَامَانَ. یعنی کسی که نمازش را ضایع کند، با قارون و هامان محشور میشود. لابد میدونید قارون و هامان چقدر منفورند در قرآن. بعبارتی ۹۹ درصد جوانان ایران یا کافرند، یا منافقند، یا مفسد! 😁 (در هنگام تایپ این خطوط جوری میخندیدم که چند فقره غلط املایی رخ داد).
بگذریم از روایات. موضوع مهمی که حتی امام جمعه و متولیان بش توجه ندارند، نسلِ بعدی این نسل نمازنخوانه، نه خود این نمازنخوانها. تنها دلیلی که یک بچه مسلمان نماز میخوانه، پدر و مادرش هستند. و لاغیر. این تربیت اسلامی درون خانوادگی رو ازش بگیر، خود به خود ایمان اسلامیش خاکستر شده و در هوا پخش میشه. نه تنها کسی که خودش هیچوقت نماز نمیخونه فرزند نمازخوان تربیت نخواهد کرد، بلکه کسی که گاهی میخونه و گاهی نمیخونه هم فرزند نمازخوان نخواهد داشت. بنابراین در نسل بعد اون ۲۴ و ۱۷ آب میرن، و اون ۵۸ بزرگتر میشه.
بعضی از دوستان آتئیست من حتما خوشحال خواهند شد ازین تحول انفجاری (که اگه بینظیر نباشه در دنیا، کمنظیر هست حتما)، اما غافلند ازین واقعیت که این تحولات داره بدون رشد سطح اندیشه رخ میده. و این به نظر من نگرانکنندهست.
https://twitter.com/ymirdamadi/status/1046535880834408448?s=19
طبق احادیث و روایات، کسی که تارک نمازه، یعنی عمدا و در دراز مدت نماز نمیخونه، کافر محسوب میشه! یعنی طبق استاندارد خود اسلام، اکثریت جوانان ایران کافرند! بقیه هم که گاهی میخونند و گاهی نمیخونند شامل این حدیث پیامبرند: فَإِنَّ مَنْ ضَیعَ صَلَاتَهُ حُشِرَ مَعَ قَارُونَ وَ هَامَانَ. یعنی کسی که نمازش را ضایع کند، با قارون و هامان محشور میشود. لابد میدونید قارون و هامان چقدر منفورند در قرآن. بعبارتی ۹۹ درصد جوانان ایران یا کافرند، یا منافقند، یا مفسد! 😁 (در هنگام تایپ این خطوط جوری میخندیدم که چند فقره غلط املایی رخ داد).
بگذریم از روایات. موضوع مهمی که حتی امام جمعه و متولیان بش توجه ندارند، نسلِ بعدی این نسل نمازنخوانه، نه خود این نمازنخوانها. تنها دلیلی که یک بچه مسلمان نماز میخوانه، پدر و مادرش هستند. و لاغیر. این تربیت اسلامی درون خانوادگی رو ازش بگیر، خود به خود ایمان اسلامیش خاکستر شده و در هوا پخش میشه. نه تنها کسی که خودش هیچوقت نماز نمیخونه فرزند نمازخوان تربیت نخواهد کرد، بلکه کسی که گاهی میخونه و گاهی نمیخونه هم فرزند نمازخوان نخواهد داشت. بنابراین در نسل بعد اون ۲۴ و ۱۷ آب میرن، و اون ۵۸ بزرگتر میشه.
بعضی از دوستان آتئیست من حتما خوشحال خواهند شد ازین تحول انفجاری (که اگه بینظیر نباشه در دنیا، کمنظیر هست حتما)، اما غافلند ازین واقعیت که این تحولات داره بدون رشد سطح اندیشه رخ میده. و این به نظر من نگرانکنندهست.
https://twitter.com/ymirdamadi/status/1046535880834408448?s=19
Twitter
Yaser Mirdamadi
مطابق آماری که حسن مرادی، امام جمعهی موقت شیراز ارائه کرده، تنها ۱ درصد جوانان در ایران به طور دائم نماز میخوانند، این در حالی است که ۴۱ درصد جوانان «مناسبتی» یا گهگاه نماز میخوانند و مابقی (۵۸ درصد) نماز نمیخوانند. irna.ir/fa/News/830479…
❤5
«از ماست که بر ماست که قیمت دلار جهش کرد، حالا هم که سقوط کرد باید همونایی که خریدن چوبشو بخورن».
این مشمئزکنندهترین جملهایه که این روزها ناخواسته جلوی چشمم قرار میگیره. ترجیح میدادم اصلاحطلبان هر روز خودمون و خانوادهمون رو تهدید به ترور و اعدام میکردند، اما این جمله و مشابهاتش رو نمیدیدم. یه نوع مردمستیزی کثیف توش هست که باید امیدوار بود از روی جهالت باشه، و نه غرض. چیزی که دردش رو بیشتر میکنه اینه که این مردمستیزی رو با تم وطنپرستی تزیین میکنند: «من دلار نخریدم، فدای سرم که ریال بیارزش شد.. حاضرم فقیر بشم اما به اقتصاد کشورم آسیب نزنم». و بدین ترتیب اونهایی که سرمایهشون رو از «یکی از بیارزشترین و پرریسکترین پولهای جهان» تبدیل میکنند به «کمریسکترین ارز جهان»، که عقلانیترین عمل ممکنه، وطنفروش معرفی میکنند! و از نظرشون وطنپرستی چیزیه که غیرعقلانیترین عمل ممکن که همانا «تبدیل نکردن پسانداز و اجازه دادن به بیکفایتترین مدیران اقتصادی جهان که ارزشش را نابود کنند» است رو توجیه میکنه!
با حماقت، از هیچ وطنی نمیشه دفاع کرد. خلبانهای کامیکازی ژاپن هم فکر میکردند با کوبیدن خودشون به ناوهای آمریکا و قربانی کردن زندگیشون دارند به ژاپن و امپراطور خدمت میکنند. اما باعث شدند غول آمریکا وارد جنگ بشه و پدرشون رو دربیاره، صدها هزارنفر از مردمشون کشته و معلول بشن، دو تا شهرشون با خاک یکسان بشه، و تو همهچیز ببازند!
کسی که به بهانه وطن ازتون میخواد پا روی عقلتون بذارید، یا یه شیاده، یا یه جاهله که فریب یه شیاد رو خورده.
تو سریال جنگجویان کوهستان، یه جا لینچان و دوستانش موفق میشن راز ساخت توپ جنگی رو بدست بیارن. و میسازنش. وقتی برای اولین بار ازش استفاده میکنند و دشمن رو تار و مار میکنند، لینچان به اجساد نگاهی میندازه و میگه توپ رو از بین ببرید، ما نباید ازین استفاده کنیم. این بیچارهها حتی نفهمیدن از کجا خوردن، و این جوانمردانه نیست!.. این یک ظاهر اخلاقمدارانه داره، ولی در واقع دقیقا ضداخلاقه. در واقعیت، اون توپ در اختیار دشمنِ مردم قرار میگرفت به هرحال، و اونی که بیسلاح میموند، مردم بودند! یعنی امثال لینچان اجازه میدادند فرد قدرتمند مسلح باشه، اما مستضعفین خلع سلاح بشن! اون مردمستیزی که گفتم دقیقا در همین جاست. قدرتمندان جامعه (چه خود حکومتیها، چه رانتخوارهایی که حیاتشون به بقای حکومت گره خورده) هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن با اقتصاد و بازار، که منجر میشه به نابود شدن پساندازهای اندک مردم، هم در کوتاه مدت، هم در دراز مدت، و در این هرج و مرج تنها وسیله دفاعی که ضعیفان دارن اینه که پساندازشون رو تبدیل کنند به سرمایههای کمریسکتر. بعد شما نه تنها خلعسلاحشون کنی، بلکه انگ وطنفروشی هم بشون بزنی؟! این چه رذالتیه؟
متأسفانه بعضی از مثلا کارشناسان هم به این مردمستیزیها دامن میزنند. مثلا صادقالحسینی رو ببینید که تو کانالش نوشته بود معاملات نفت با یوآن بیشتر شده، باید ازین فرصت استفاده کنیم و بریم به سمت این ارز!.. خیلی خشنه اگه بگم باید خاک پاشید رو صورت اینها؟ یکی نیست بگه مرد حسابی خود چینیها پولشون رو دارن به دلار تبدیل میکنند، بعد ما بریم بچسبیم به یوآن؟!
یه چیزی رو به مردم (مردمی که باشون ستیز دارند) نمیگن. چند دهه پیش حدود ۴۰ درصد بده بستانهای مالی و اعتباری دنیا با دلار انجام میشد. (یعنی مثلا وامدهنده میگفته من دلار بت قرض میدم، تو هم دلار بم پس بده)، فکر میکنید الان چقدر شده؟ کاش میشد اینو بر روی پشتبامها داد زد: ایهاالناس، شده ۴۸ درصد! چهل و فاکینگ هشت درصد! اژدهای چین بلند شده و همه رو بلعیده، و به جای اینکه نقش دلار کمرنگتر بشه، پررنگتر شده! میدونید ۱۰ تریلیون دلار به اقتصاد دنیا اضافه بشه، و نقش دلار بیشتر بشه دقیقا چه معنایی داره؟ یعنی دلار بخرید! کلهگندههای دنیا، موسسات مالی و هولدینگهای چندملیتی، که توپ هم تکونشون نمیده، سرمایههاشون رو به دلار و ارزهای کمریسک دیگه تبدیل میکنند، بعد شما که در روز مبادا به هر یک سنت پسانداز اندکتون نیاز خواهید داشت و میتونه از یک مهلکه اقتصادی نجاتتون بده، تبدیل نکنید؟
این شیادان مردمستیز، نه تنها خرد محض رو انکار میکنند، بلکه برخلاف ادا و اطوارشون به اسلام هم اعتقادی ندارند. در دین محمد، برای حفظ مالت، اگه لازم باشه، مجازی شمشیر بکشی! چون محمد با مال مسلمان شوخی نداشت، ولی جمهوریاسلامی و انصارش با جان و مال شما شوخی دارند. دیگه ازین رکتر نمیشه وضعیت رو توصیف کرد.
این مشمئزکنندهترین جملهایه که این روزها ناخواسته جلوی چشمم قرار میگیره. ترجیح میدادم اصلاحطلبان هر روز خودمون و خانوادهمون رو تهدید به ترور و اعدام میکردند، اما این جمله و مشابهاتش رو نمیدیدم. یه نوع مردمستیزی کثیف توش هست که باید امیدوار بود از روی جهالت باشه، و نه غرض. چیزی که دردش رو بیشتر میکنه اینه که این مردمستیزی رو با تم وطنپرستی تزیین میکنند: «من دلار نخریدم، فدای سرم که ریال بیارزش شد.. حاضرم فقیر بشم اما به اقتصاد کشورم آسیب نزنم». و بدین ترتیب اونهایی که سرمایهشون رو از «یکی از بیارزشترین و پرریسکترین پولهای جهان» تبدیل میکنند به «کمریسکترین ارز جهان»، که عقلانیترین عمل ممکنه، وطنفروش معرفی میکنند! و از نظرشون وطنپرستی چیزیه که غیرعقلانیترین عمل ممکن که همانا «تبدیل نکردن پسانداز و اجازه دادن به بیکفایتترین مدیران اقتصادی جهان که ارزشش را نابود کنند» است رو توجیه میکنه!
با حماقت، از هیچ وطنی نمیشه دفاع کرد. خلبانهای کامیکازی ژاپن هم فکر میکردند با کوبیدن خودشون به ناوهای آمریکا و قربانی کردن زندگیشون دارند به ژاپن و امپراطور خدمت میکنند. اما باعث شدند غول آمریکا وارد جنگ بشه و پدرشون رو دربیاره، صدها هزارنفر از مردمشون کشته و معلول بشن، دو تا شهرشون با خاک یکسان بشه، و تو همهچیز ببازند!
کسی که به بهانه وطن ازتون میخواد پا روی عقلتون بذارید، یا یه شیاده، یا یه جاهله که فریب یه شیاد رو خورده.
تو سریال جنگجویان کوهستان، یه جا لینچان و دوستانش موفق میشن راز ساخت توپ جنگی رو بدست بیارن. و میسازنش. وقتی برای اولین بار ازش استفاده میکنند و دشمن رو تار و مار میکنند، لینچان به اجساد نگاهی میندازه و میگه توپ رو از بین ببرید، ما نباید ازین استفاده کنیم. این بیچارهها حتی نفهمیدن از کجا خوردن، و این جوانمردانه نیست!.. این یک ظاهر اخلاقمدارانه داره، ولی در واقع دقیقا ضداخلاقه. در واقعیت، اون توپ در اختیار دشمنِ مردم قرار میگرفت به هرحال، و اونی که بیسلاح میموند، مردم بودند! یعنی امثال لینچان اجازه میدادند فرد قدرتمند مسلح باشه، اما مستضعفین خلع سلاح بشن! اون مردمستیزی که گفتم دقیقا در همین جاست. قدرتمندان جامعه (چه خود حکومتیها، چه رانتخوارهایی که حیاتشون به بقای حکومت گره خورده) هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن با اقتصاد و بازار، که منجر میشه به نابود شدن پساندازهای اندک مردم، هم در کوتاه مدت، هم در دراز مدت، و در این هرج و مرج تنها وسیله دفاعی که ضعیفان دارن اینه که پساندازشون رو تبدیل کنند به سرمایههای کمریسکتر. بعد شما نه تنها خلعسلاحشون کنی، بلکه انگ وطنفروشی هم بشون بزنی؟! این چه رذالتیه؟
متأسفانه بعضی از مثلا کارشناسان هم به این مردمستیزیها دامن میزنند. مثلا صادقالحسینی رو ببینید که تو کانالش نوشته بود معاملات نفت با یوآن بیشتر شده، باید ازین فرصت استفاده کنیم و بریم به سمت این ارز!.. خیلی خشنه اگه بگم باید خاک پاشید رو صورت اینها؟ یکی نیست بگه مرد حسابی خود چینیها پولشون رو دارن به دلار تبدیل میکنند، بعد ما بریم بچسبیم به یوآن؟!
یه چیزی رو به مردم (مردمی که باشون ستیز دارند) نمیگن. چند دهه پیش حدود ۴۰ درصد بده بستانهای مالی و اعتباری دنیا با دلار انجام میشد. (یعنی مثلا وامدهنده میگفته من دلار بت قرض میدم، تو هم دلار بم پس بده)، فکر میکنید الان چقدر شده؟ کاش میشد اینو بر روی پشتبامها داد زد: ایهاالناس، شده ۴۸ درصد! چهل و فاکینگ هشت درصد! اژدهای چین بلند شده و همه رو بلعیده، و به جای اینکه نقش دلار کمرنگتر بشه، پررنگتر شده! میدونید ۱۰ تریلیون دلار به اقتصاد دنیا اضافه بشه، و نقش دلار بیشتر بشه دقیقا چه معنایی داره؟ یعنی دلار بخرید! کلهگندههای دنیا، موسسات مالی و هولدینگهای چندملیتی، که توپ هم تکونشون نمیده، سرمایههاشون رو به دلار و ارزهای کمریسک دیگه تبدیل میکنند، بعد شما که در روز مبادا به هر یک سنت پسانداز اندکتون نیاز خواهید داشت و میتونه از یک مهلکه اقتصادی نجاتتون بده، تبدیل نکنید؟
این شیادان مردمستیز، نه تنها خرد محض رو انکار میکنند، بلکه برخلاف ادا و اطوارشون به اسلام هم اعتقادی ندارند. در دین محمد، برای حفظ مالت، اگه لازم باشه، مجازی شمشیر بکشی! چون محمد با مال مسلمان شوخی نداشت، ولی جمهوریاسلامی و انصارش با جان و مال شما شوخی دارند. دیگه ازین رکتر نمیشه وضعیت رو توصیف کرد.
❤3
Anarchonomy
Photo
دانشمندان میدونستند که باکتری سالمونلا که معمولا به خاطر تخممرغ یا گوشت نپخته صدمیلیون نفر رو در دنیا به خودش مبتلا میکنه، موجود پیچیدهایه، ولی تحقیقات جدید نشون میده به طرز ترسناکی پیشرفتهست. وقتی این باکتری به سلولها حمله میکنه، اون سلولها به کمک پنج تا پروتئین خاص به سیستم ایمنی اطلاع میدن که باید آستین بالا بزنه. برای انجام این اطلاع رسانی، اون پروتئینها باید برن به نقطه مشخصی از DNA
متصل بشن. این اتصال حالت کلید و قفل داره، یعنی هر پروتئینی نمیتونه به اون قسمت دیانای بچسبه. نقش کلید رو در این پروتئین یک آمینو اسید خاص ایفا میکنه. سالمونلا میاد یه پروتئین مشابه میسازه که قفلی درست شبیه به قفل دیانای داره! که میره میچسبه به پروتئین پیغام رسان، و وقتی چفت شد از وسط نصفش میکنه! پروتئین پیغام رسان فکر میکنه چسبیده به دیانای، در حالی که چسبیده به قاتل خودش!.. حالا محققین اومدن در اون آمینو اسید تغییر ایجاد کردن، و مشاهده کردن پروتئین قاتل، دیگه چفت نمیشه به پروتئین پیغامرسان. یعنی سالمونلا حتی در ریزترین جزییات، با پروتئینهای موجود در بدن انسان آشنایی داره!
ممکنه بگن این باکتری هزاران ساله که با بدن جانوران و خود انسان سر و کار داشته، بنابراین وقت کافی داشته تا شناخت کافی پیدا کنه. اگه هم اینطور باشه باز چیزی از ابهت قضیه کم نمیکنه. چطور موجودی که عقل نداره انقدر شناخت داره و انقدر از شناخت خودش هوشمندانه استفاده میکنه؟ نوعی احساس پوچی به آدم دست میده. ما واقعا داریم تو چه دنیایی زندگی میکنیم؟
http://m.jbc.org/content/293/39/15316
متصل بشن. این اتصال حالت کلید و قفل داره، یعنی هر پروتئینی نمیتونه به اون قسمت دیانای بچسبه. نقش کلید رو در این پروتئین یک آمینو اسید خاص ایفا میکنه. سالمونلا میاد یه پروتئین مشابه میسازه که قفلی درست شبیه به قفل دیانای داره! که میره میچسبه به پروتئین پیغام رسان، و وقتی چفت شد از وسط نصفش میکنه! پروتئین پیغام رسان فکر میکنه چسبیده به دیانای، در حالی که چسبیده به قاتل خودش!.. حالا محققین اومدن در اون آمینو اسید تغییر ایجاد کردن، و مشاهده کردن پروتئین قاتل، دیگه چفت نمیشه به پروتئین پیغامرسان. یعنی سالمونلا حتی در ریزترین جزییات، با پروتئینهای موجود در بدن انسان آشنایی داره!
ممکنه بگن این باکتری هزاران ساله که با بدن جانوران و خود انسان سر و کار داشته، بنابراین وقت کافی داشته تا شناخت کافی پیدا کنه. اگه هم اینطور باشه باز چیزی از ابهت قضیه کم نمیکنه. چطور موجودی که عقل نداره انقدر شناخت داره و انقدر از شناخت خودش هوشمندانه استفاده میکنه؟ نوعی احساس پوچی به آدم دست میده. ما واقعا داریم تو چه دنیایی زندگی میکنیم؟
http://m.jbc.org/content/293/39/15316
❤1
این یه رشته توعیت خوب بود که خوشبختانه خوب ریتوعیت شد. شاید همه با همه نکاتش موافق نباشند اما همینکه اجازه ندیم روایتهای رسمی حکومتی، فضای رسانهای رو جارو کنند، خودش مستقلا اقدام مثبتیه. من معتقدم حتی تحلیلهایی که قبولشون نداریم هم باید منتشر کنیم، چه برسه اونهایی رو که قبول داریم. چون در حداقلیترین حالت ممکن صدایی به صداهای موجود اضافه میشه. و این دقیقا چیزیه که حاکمیت تمامیتخواه ازش بیزاره، چون همواره هدفش اینه که فقط یک صدای واحد به گوش همه برسه.
در تأیید بند ۱۳ باید گفت که دقیقا درسته، دیگه با «دلال» به اون شکلی که در دوره احمدینژاد در بازار وجود داشت مواجه نیستیم. تمام صرافیها و خردهفروشها طائعاً اَو کارهاً در حال انجام پروژههای حکومتی هستند. شما نمیتونی به بازاری بگه بازار آزاد، که چماق امنیتی، نظامی و سیاسی بالاسرشه.
https://t.me/mamlekate/39932
در تأیید بند ۱۳ باید گفت که دقیقا درسته، دیگه با «دلال» به اون شکلی که در دوره احمدینژاد در بازار وجود داشت مواجه نیستیم. تمام صرافیها و خردهفروشها طائعاً اَو کارهاً در حال انجام پروژههای حکومتی هستند. شما نمیتونی به بازاری بگه بازار آزاد، که چماق امنیتی، نظامی و سیاسی بالاسرشه.
https://t.me/mamlekate/39932
Telegram
مملکته
در این روزهایی که همه در «جو احساسی» #سقوط_دلار دارند غرق میشوند، اجازه بدهید چند فکت رو در این #رشته_توییت در مورد مشکوک بودن این حرکت با شما بررسی کنم تا حداقل در تاریخ ثبت شود (هر چند که بعضی ها خوششان نیاید)
1. یکی از مهمترین دلایل روی آوردن مردم…
1. یکی از مهمترین دلایل روی آوردن مردم…
❤1
Anarchonomy
Photo
مزیت دستگاه پروپاگاندای حزب نازی این بود که کل مسئولیت تبلیغات زیر دست یک نفر یعنی گوبلز بود، و اون یک نفر هم آدم باهوشی بود. اما در نظام مقدس جمهوریاسلامی، دقیقا برعکسه، یعنی پروپاگاندا دست چندین مهره مستقل از همه، و شکر خدا همگی کودن هستند!
عکس یک بدبخت رو پیدا کردند و تیتر زدن فرمانده ارشد داعش در حمله موشکی سپاه کشته شد! نگو عکس اصلی مربوط به یه پیرزن در قزاقستانه که علاقهش به گذاشتن ریش خبرساز شده بوده و سایتهای روسی پوشش دادن!
من خواهشم اینه که لحظهای تأمل کنید در این قضیه. این یه خطا در تایپ نیست که بگیم میخواسته بنویسه مهشید نوشته فرشید! یه عدهای که برای سپاه یا دولت یا هر نهاد حکومتی کار میکنند، رفتند این خبر رو از سایتهای روسی پیدا کردن، عکس رو سیو کردند، و بدون هیچ تغییراتی ازش استفاده کردن تا بگن واقعا یه فرمانده داعش کشته شده! هیچ خطایی در کار نیست، به طور عریان عمد دارند که فیکنیوز باشند. همون لحظهای که داشتند این کار رو میکردند میدونستند که قراره مردم رو فریب بدن! یعنی درست مثل آگاهیای که یک شیاد یا کلاهبردار نسبت به کار خودش داره.
من این سوال رو میپرسم: حالا که ما آگاهی داریم که آگاهانه مردم رو فریب میدن، آیا باید برای بقیه اخباری که میسازند اعتباری قائل باشیم؟ جواب خودم از مدتها قبل مشخص بوده: مطلقا خیر!.. آیا وقتی میگن در مشهد مردم هجوم آوردن تا دلارهاشون رو بفروشند باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی در یک عملیات تروریستی شرکت داشته باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی جاسوسه باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن برای شب عید میوه به اندازه کافی موجوده باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن در کل کشور فقط سه نفر به یک بیماری واگیردار مبتلا شدن باید باور کنم؟ خیر.
این تصور که اینها بنگاههای خبررسانی هستند رو باید از ذهن بیرون کرد و به صورت پیشفرض دستگاه فریب افکار عمومی دیده بشن، نه بیشتر و نه کمتر.
عکس یک بدبخت رو پیدا کردند و تیتر زدن فرمانده ارشد داعش در حمله موشکی سپاه کشته شد! نگو عکس اصلی مربوط به یه پیرزن در قزاقستانه که علاقهش به گذاشتن ریش خبرساز شده بوده و سایتهای روسی پوشش دادن!
من خواهشم اینه که لحظهای تأمل کنید در این قضیه. این یه خطا در تایپ نیست که بگیم میخواسته بنویسه مهشید نوشته فرشید! یه عدهای که برای سپاه یا دولت یا هر نهاد حکومتی کار میکنند، رفتند این خبر رو از سایتهای روسی پیدا کردن، عکس رو سیو کردند، و بدون هیچ تغییراتی ازش استفاده کردن تا بگن واقعا یه فرمانده داعش کشته شده! هیچ خطایی در کار نیست، به طور عریان عمد دارند که فیکنیوز باشند. همون لحظهای که داشتند این کار رو میکردند میدونستند که قراره مردم رو فریب بدن! یعنی درست مثل آگاهیای که یک شیاد یا کلاهبردار نسبت به کار خودش داره.
من این سوال رو میپرسم: حالا که ما آگاهی داریم که آگاهانه مردم رو فریب میدن، آیا باید برای بقیه اخباری که میسازند اعتباری قائل باشیم؟ جواب خودم از مدتها قبل مشخص بوده: مطلقا خیر!.. آیا وقتی میگن در مشهد مردم هجوم آوردن تا دلارهاشون رو بفروشند باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی در یک عملیات تروریستی شرکت داشته باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن فلانی جاسوسه باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن برای شب عید میوه به اندازه کافی موجوده باید باور کنم؟ خیر. آیا وقتی میگن در کل کشور فقط سه نفر به یک بیماری واگیردار مبتلا شدن باید باور کنم؟ خیر.
این تصور که اینها بنگاههای خبررسانی هستند رو باید از ذهن بیرون کرد و به صورت پیشفرض دستگاه فریب افکار عمومی دیده بشن، نه بیشتر و نه کمتر.
❤6
Anarchonomy
Photo
اون بمب خوشرنگ و لعاب که زیر این جنگنده بسته شده، یکی از بمبهای هیدروژنی آمریکاست. این بمبها معمولا اینجوریان که رها میشن تا خودشون بیفتن رو هدف. که خب اینجوری خطای زیادی پیدا میکنند. بمب معمولی اگه به محل مدنظر نخوره خیلی فاجعه نیست، ولی بمب هیدروژنی یکم مسئله پیش میاره. مخصوصا ازین جهت که برای اینکه فرودش رو کند کنند به یه چتر مجهزش میکنند که موقع رها شدن باز میشه و جلوی سرعتش رو میگیره، تا خلبان فرصت کنه خودش از جهنمی که قراره بپا کنه دور بشه. با چتر همون مقدار خطا هم بیشتر میشه. شرکت بوئینگ سیستمی طراحی کرده بود که به بمبهای معمولی اضافه میشد و دقتشون رو به طرز محسوسی بالا میبرد. این سیستم ترکیبی از جیپیاس و موقعیتیاب داخلی بود، بعلاوه بالههای متحرکی در انتهای بمب قرار میگرفت. در واقع بمبهایی که مثل آجر مینداختن پایین ناگهان تبدیل شد به بمب هدایت شونده. این تو جنگ عراق و افغانستان، خیلی به درد آمریکا خورد. تو مدلهای پیشرفتهترش که به هدایتگر لیزری مجهز بود بمب صاف میفتاد رو هدف متحرک! یه چیزی که چند سال قبلش کسی فکر نمیکرد ممکن باشه. چون مسیرش رو میتونست مثل گلایدر تغییر بده. اما هنوز بمبهای اتمی در حد آجر بودن. تصمیم گرفتند این ارتقاء رو روی یکی از بمبهای هیدروژنی نسبتا کوچکشون انجام بدن. چند روز پیش این پروژه مراحل نهایی توسعهش رو به پایان رسوند، و به حول و قوه الهی از سال ۲۰۲۰ تولیدش شروع میشه. قبل ازین ارتقاء دقت بمب یه چیزی بین ۱۰۰ متر تا ۱۵۰ متر بود، پس برای اینکه مطمئن باشن هدف حتما به فاک خواهد رفت باید کلاهک قویتری براش نصب میکردند، مثلا ۴۰۰ کیلوتن. اما با این ارتقاء دقت میرسه به فقط ۳۰ متر و حتی کمتر (که عدد دقیقش طبعا سکرته). اینجوری با ۵۰ کیلوتن و کمتر هم کارشون راه میفته. ۵۰کیلوتن یعنی ۳ برابر اونی که تو هیروشیما انداختن. ولی خیلی کمتر ازین مدنظرشونه. مثلا در حدی که یک پایگاه زیرزمینی رو بتونه ذوب کنه.
چیزی که به نظرم جالب و مهم بود واکنش روسها به این ارتقاء متحولکننده بود. گفتند این بمب، مستقیما ما رو تهدید نمیکنه، اما از لحاظ استراتژیک شرایط رو تغییر خواهد داد! چرا که نه تنها اولین بمب هیدروژنی هدایتشوندهست که مشابهی نداره بلکه با بمبافکنهای استراتژیک مثل بی۲ حمل میشه! (یعنی میشه هرجایی از دنیا رو باش هدف قرار داد و مطمئن شد دقیقا همونجا میخوره، بدون اینکه فاجعه بوجود بیاره).
با وجود همه عقبافتادگی که روسیه بش دچاره و با وجود اون حجم از فساد سیستماتیک حکومتی و با وجود همه ادا اطوارهای ضدغربی، یه جور بلوغ تو دستگاه رو میشه دید. یعنی احمق هست، لجوج هست، زورگو هست، لات هست، کلهخر هست، بزهکار هست، اما بچه نیست! اینکه ادعات بشه حرف اول رو در تسلیحات اتمی میزنی بعد بیای بگی «ولی دیگه اینجوریشو ما نداریم»، بالغ بودنت رو نشون میده. چیزی که ما تو ایران نداریم. اینجا همه در بچه بودن و بچه ماندن از همدیگه سبقت میگیرند. از رهبر تا فرمانده، از معلم تا محقق، از نویسنده تا بازیگر تئاتر، از تحلیلگر بازار تا دانشجو. برنامههای رسانهها تم بچهگانه دارند. تیتر اخبار انگار برای بچهها تنظیم شده. پروپاگاندا بچهگانهست. شایعات بچهگانهاند. منطق گفتگوها و تحلیلها، بچهگانهاند.. حتی بحرانها شکل بچهگانه به خودشون میگیرند. غرور ملی، با مصادیق بچهگانه تعریف شده، حتی پیروزی و شکست و خائن و قهرمان با معیارهای بچهگانه تعیین میشن.
تا وقتی چنین نابالغ و صغیریم، شایستگی قدرت رو نداریم. و تا وقتی شایستگی قدرت رو نداریم، بالغها برامون تصمیم خواهند گرفت.
چیزی که به نظرم جالب و مهم بود واکنش روسها به این ارتقاء متحولکننده بود. گفتند این بمب، مستقیما ما رو تهدید نمیکنه، اما از لحاظ استراتژیک شرایط رو تغییر خواهد داد! چرا که نه تنها اولین بمب هیدروژنی هدایتشوندهست که مشابهی نداره بلکه با بمبافکنهای استراتژیک مثل بی۲ حمل میشه! (یعنی میشه هرجایی از دنیا رو باش هدف قرار داد و مطمئن شد دقیقا همونجا میخوره، بدون اینکه فاجعه بوجود بیاره).
با وجود همه عقبافتادگی که روسیه بش دچاره و با وجود اون حجم از فساد سیستماتیک حکومتی و با وجود همه ادا اطوارهای ضدغربی، یه جور بلوغ تو دستگاه رو میشه دید. یعنی احمق هست، لجوج هست، زورگو هست، لات هست، کلهخر هست، بزهکار هست، اما بچه نیست! اینکه ادعات بشه حرف اول رو در تسلیحات اتمی میزنی بعد بیای بگی «ولی دیگه اینجوریشو ما نداریم»، بالغ بودنت رو نشون میده. چیزی که ما تو ایران نداریم. اینجا همه در بچه بودن و بچه ماندن از همدیگه سبقت میگیرند. از رهبر تا فرمانده، از معلم تا محقق، از نویسنده تا بازیگر تئاتر، از تحلیلگر بازار تا دانشجو. برنامههای رسانهها تم بچهگانه دارند. تیتر اخبار انگار برای بچهها تنظیم شده. پروپاگاندا بچهگانهست. شایعات بچهگانهاند. منطق گفتگوها و تحلیلها، بچهگانهاند.. حتی بحرانها شکل بچهگانه به خودشون میگیرند. غرور ملی، با مصادیق بچهگانه تعریف شده، حتی پیروزی و شکست و خائن و قهرمان با معیارهای بچهگانه تعیین میشن.
تا وقتی چنین نابالغ و صغیریم، شایستگی قدرت رو نداریم. و تا وقتی شایستگی قدرت رو نداریم، بالغها برامون تصمیم خواهند گرفت.
❤5