گزیدههایی از نوشتهجات کسانی بسیار پرمخاطبتر از من رو برام میفرستند که به مشروعیت توسل به خشونت توسط مردم بیدفاع و مظلوم تأکید داره، و بم میگن انگار اینها هم تحت تأثیر حرفهای تو قرار گرفتهاند!
اینکه تعداد قابل توجهی از افراد جامعه از کلیشههای جعلی گاندی و ماندلا خارج بشن، یک اتفاق خیلی مبارکه. برخلاف تصور عموم تجربه کردن عوض شدن حکومتها تجربه شاقی نیست. در کشورهایی که به کودتا عادت دارند، حتی نوجوانها بیشتر از دو حکومت دیدهاند. اما اینکه در دوره جوانیت شاهد تحول جامعهت باشی سعادت کمیابی بود که نصیب من شد.
اما با همه این اوصاف، اون عزیزان پرمخاطبتر از من تحت تأثیر من نبودهاند. اول اینکه فیزیک جبری خشونت اون بیرون، و جنون اوباش، و ناامیدی از وجود حداقلی از عقلانیت، اونها رو به این نتایج رسوند، و دوم اینکه فضای متکثر و چندصدایی اینترنت باعث شد همگان همهچیز بگویند، و کهنگی حرفهای کهنه اثبات بشه. بنابراین یک مجموعه از عوامل باعث این تحول فکری شده.
و گرنه اون چیزی که اونها میگن خیلی هم همراستا با چیزی که من میگم نیست. هرچند آدمی که در هشتاد و هشت بودند نیستند، اما هنوز به طور کامل از رسوبات پنجاه و هفتی رها نشدهاند. در پنجاه و هفت هدف ساقط کردن یک حکومت عرفی بود. یعنی حکومتی وجود داشت که واجد همه خصوصیات یک حکومت بود، و به دلیل پریشانی فکری و روانی تصمیم گرفتند نابودش کنند. و این استراتژی خاص خودش رو میطلبید. اما امروز ایران حکومت ندارد، که یعنی سیستمی وجود ندارد که بخواهیم ساقطش کنیم. ما در یک هرج و مرج قرار داریم، که عدهای که مسلح هستند روی آن سوارند. پس هدف ما هم باید تشکیل حکومت باشه، که یک استراتژی کاملا متفاوت از هرچه که در تاریخ معاصرمون داشتیم، نیاز داره. در این استراتژی، که میتونه به شکلهای مختلف طراحی بشه، خشونت نیاز است چون کشور باید نیروی مسلحی که تابع رأی مردم باشد، داشته باشد! اینطور نیست که خون بدهیم تا رفراندوم برگزار بشه، تا بعد ارتش تشکیل بدیم! پرسش «آیا موافقید که کشور حکومت داشته باشد؟» بیمعنیه، پس هدف قرار دادن یک رفراندوم هم بیمعنیه. باید حکومت رو همین الان تشکیل داد، و نیروی مسلحش هم همین الان مهیا کرد، و تکنوکرات و حقوقدانش هم همین الان به کار گرفت. سپس، در هر زمانی که به طور کامل بر هرج و مرج چیرگی پیدا کرد، میشه نشست درباره تغییراتی که برای بهینه شدن کاراییش و حداقلی شدن شرارتش لازمه، نظرخواهی و برنامهریزی کرد.
اونهایی که تازه دارند درباره مشروعیت خشونت حرف میزنند، هنوز به این مرحله که باور کنند حکومت نداریم نرسیدهاند. تصور میکنند حکومت است، ولی مثل بقیه حکومتها نیست، و بیشتر شبیه دیکتاتوریها و سیستمهای اقتدارگراست. اما این تصور نادرستیه. قبلا در باره ظلم بیمعنی نوشتهام. ظلم حکومت، ظلمهای قابل فهم هستند. شما میتونید بفهمید چرا دولت چین مسلمانان اویغور رو آزار میده. میتونید بفهمید چرا به خاطر کرونا مردم شهرها رو آزار میده. چون همه اینها توضیح داره. توضیح غیرانسانیای هستند، ولی توضیحند، و در چارچوب حکومتداری قابل فهمند. اینکه رهبر قبلی رو در وسط جلسه میندازند بیرون، یک اتفاق رندوم نیست. تحقیر رهبرانی که معرف دورانی هستند که قراره پایانیافته تلقی بشن، یک عقبه تاریخی داره در سنت حکمرانی چینی. از لحاظ اخلاقی کار کثیفیه، ولی توضیح داره و قابل فهمه. این در هرج و مرجه که نمیتونید بفهمید چرا داره اتفاقاتی میفته که هیچ فایدهای برای هیچ کس نداره. ما نیاز به خشونت داریم، نه به این دلیل که ریشه خشونت رو بزنیم و از فردا صلح و صفا برقرار بشه، که یک فانتزیه. ما به حکومت، و خشونت نیاز داریم تا خشونت بیمعنی رو در ایران تمام کنیم.
اینکه تعداد قابل توجهی از افراد جامعه از کلیشههای جعلی گاندی و ماندلا خارج بشن، یک اتفاق خیلی مبارکه. برخلاف تصور عموم تجربه کردن عوض شدن حکومتها تجربه شاقی نیست. در کشورهایی که به کودتا عادت دارند، حتی نوجوانها بیشتر از دو حکومت دیدهاند. اما اینکه در دوره جوانیت شاهد تحول جامعهت باشی سعادت کمیابی بود که نصیب من شد.
اما با همه این اوصاف، اون عزیزان پرمخاطبتر از من تحت تأثیر من نبودهاند. اول اینکه فیزیک جبری خشونت اون بیرون، و جنون اوباش، و ناامیدی از وجود حداقلی از عقلانیت، اونها رو به این نتایج رسوند، و دوم اینکه فضای متکثر و چندصدایی اینترنت باعث شد همگان همهچیز بگویند، و کهنگی حرفهای کهنه اثبات بشه. بنابراین یک مجموعه از عوامل باعث این تحول فکری شده.
و گرنه اون چیزی که اونها میگن خیلی هم همراستا با چیزی که من میگم نیست. هرچند آدمی که در هشتاد و هشت بودند نیستند، اما هنوز به طور کامل از رسوبات پنجاه و هفتی رها نشدهاند. در پنجاه و هفت هدف ساقط کردن یک حکومت عرفی بود. یعنی حکومتی وجود داشت که واجد همه خصوصیات یک حکومت بود، و به دلیل پریشانی فکری و روانی تصمیم گرفتند نابودش کنند. و این استراتژی خاص خودش رو میطلبید. اما امروز ایران حکومت ندارد، که یعنی سیستمی وجود ندارد که بخواهیم ساقطش کنیم. ما در یک هرج و مرج قرار داریم، که عدهای که مسلح هستند روی آن سوارند. پس هدف ما هم باید تشکیل حکومت باشه، که یک استراتژی کاملا متفاوت از هرچه که در تاریخ معاصرمون داشتیم، نیاز داره. در این استراتژی، که میتونه به شکلهای مختلف طراحی بشه، خشونت نیاز است چون کشور باید نیروی مسلحی که تابع رأی مردم باشد، داشته باشد! اینطور نیست که خون بدهیم تا رفراندوم برگزار بشه، تا بعد ارتش تشکیل بدیم! پرسش «آیا موافقید که کشور حکومت داشته باشد؟» بیمعنیه، پس هدف قرار دادن یک رفراندوم هم بیمعنیه. باید حکومت رو همین الان تشکیل داد، و نیروی مسلحش هم همین الان مهیا کرد، و تکنوکرات و حقوقدانش هم همین الان به کار گرفت. سپس، در هر زمانی که به طور کامل بر هرج و مرج چیرگی پیدا کرد، میشه نشست درباره تغییراتی که برای بهینه شدن کاراییش و حداقلی شدن شرارتش لازمه، نظرخواهی و برنامهریزی کرد.
اونهایی که تازه دارند درباره مشروعیت خشونت حرف میزنند، هنوز به این مرحله که باور کنند حکومت نداریم نرسیدهاند. تصور میکنند حکومت است، ولی مثل بقیه حکومتها نیست، و بیشتر شبیه دیکتاتوریها و سیستمهای اقتدارگراست. اما این تصور نادرستیه. قبلا در باره ظلم بیمعنی نوشتهام. ظلم حکومت، ظلمهای قابل فهم هستند. شما میتونید بفهمید چرا دولت چین مسلمانان اویغور رو آزار میده. میتونید بفهمید چرا به خاطر کرونا مردم شهرها رو آزار میده. چون همه اینها توضیح داره. توضیح غیرانسانیای هستند، ولی توضیحند، و در چارچوب حکومتداری قابل فهمند. اینکه رهبر قبلی رو در وسط جلسه میندازند بیرون، یک اتفاق رندوم نیست. تحقیر رهبرانی که معرف دورانی هستند که قراره پایانیافته تلقی بشن، یک عقبه تاریخی داره در سنت حکمرانی چینی. از لحاظ اخلاقی کار کثیفیه، ولی توضیح داره و قابل فهمه. این در هرج و مرجه که نمیتونید بفهمید چرا داره اتفاقاتی میفته که هیچ فایدهای برای هیچ کس نداره. ما نیاز به خشونت داریم، نه به این دلیل که ریشه خشونت رو بزنیم و از فردا صلح و صفا برقرار بشه، که یک فانتزیه. ما به حکومت، و خشونت نیاز داریم تا خشونت بیمعنی رو در ایران تمام کنیم.
❤419
سلبریتی روس که همیشه در خدمت مافیای پوتین بود، هم به دلیل منافع روبلی و یورویی که ازین کار داشت، و هم به دلیل دوستی خانوادگی با پوتین و حلقه رفقای نزدیکش، فقط یک قدم رو ناهماهنگ برداشت، و اون مخالفت با حمله به اوکراین بود. با اینکه حتی میخواست این ناهماهنگی خیلی نرم و بدون اصطکاک پیش بره، و به دستور کرملین به عدم استفاده از کلمه «جنگ» برای اشغال استانهای شرقی اوکراین هم تمکین کرد. اما اهمیتی نداشت. همون یک قدم ناهماهنگ کافی بود تا مجبور بشه از روسیه فرار کنه. حتی اگه در ۹۹ درصد مواقع سگ خوبی برای نظام باشی، کافی نیست. چون همون ۱ درصد ناهماهنگی همه خدمات سگیت رو به باد میده. شاید همین رخصت فرار هم به خاطر «چون بابات رو از قدیم میشناسیم» صادر شد، و گرنه مثل بقیه یا از پنجره خارج و به کف زمین اصابت میکرد، یا به طور طبیعی در دریاچه غرق میشد.
سگ خوبی بودن کار آسونیه، ولی سگ خوب ۱۰۰ درصدی بودن آسون نیست، چون باید دائما در حال محاسبه و تنظیم قدمها بود. در مملکت ما هم آدمهای زیادی هستند که خودشون رو در موقعیتی قرار دادهاند که باید خیلی مواظب باشند تا دستگاه خلافت، بشون غضب نکنه. اونی که تحت فشار محاسبات دائمی است اونها هستند. مردمی که اون بیرون نمایشهای تاریخی شجاعت رو روی صحنه میبرند، نیازی به محاسبات ندارند. برای اونها مسئله خیلی سادهست. بعضی تصور میکنند رسیدن به آزادی حس رهایی رو به آدم میده. اما این رهایی قبل از رسیدن به آزادی هم به دست میاد. از همون لحظهای که برای آزادی حرکتی انجام میدی، رهایی.
سگ خوبی بودن کار آسونیه، ولی سگ خوب ۱۰۰ درصدی بودن آسون نیست، چون باید دائما در حال محاسبه و تنظیم قدمها بود. در مملکت ما هم آدمهای زیادی هستند که خودشون رو در موقعیتی قرار دادهاند که باید خیلی مواظب باشند تا دستگاه خلافت، بشون غضب نکنه. اونی که تحت فشار محاسبات دائمی است اونها هستند. مردمی که اون بیرون نمایشهای تاریخی شجاعت رو روی صحنه میبرند، نیازی به محاسبات ندارند. برای اونها مسئله خیلی سادهست. بعضی تصور میکنند رسیدن به آزادی حس رهایی رو به آدم میده. اما این رهایی قبل از رسیدن به آزادی هم به دست میاد. از همون لحظهای که برای آزادی حرکتی انجام میدی، رهایی.
❤598
به دفعات بسیار ازم خواستهاند تاریخچهای درباره جنگ سوریه بنویسم، ولی فعلا در فضای وب فارسی هیچ منبعی بهتر از رشته توعیتهای طولانی عدنان نیست. هرچند با نویسنده اختلافات عقیدتی دارم، اما این ربطی به رویدادنویسی مفصلش درباره سوریه نداره. هرکس که بخواد بدونه چه شد که چنان شد، همین منبع، و خود عدنان، براش کافیه.
https://twitter.com/AdnanMatouri/status/1136896663363170306?s=20&t=kaUYOUrXdIKhKTc9uUKWjw
https://twitter.com/AdnanMatouri/status/1136896663363170306?s=20&t=kaUYOUrXdIKhKTc9uUKWjw
X (formerly Twitter)
Adnan Matouri (@AdnanMatouri) on X
شورشیان (جيش العزة و الجبهة الوطنية للتحرير) از دیشب عملیات كسر العظم (شکستن استخوان) را برای توقف پیشروی ارتش آغاز کردند. سه روستا (كفر يهود، تل الملح و جبين) تا صبح تصرف شد ولی در اولین ساعات ارتش اونها رو پس گرفت
بدون حمایت عملی امریکا فقط میتونن سقوط…
بدون حمایت عملی امریکا فقط میتونن سقوط…
❤185
ما رو برده بودند برای یک دوره آموزش نظامی خیلی فشرده. اصلا برنامه روتینی نبود. چهارتا سپاهی ناگهانی تصمیم گرفته بودند یک برنامه ویژه راه بندازند. اون گاوی که به عنوان مربی انتخاب شده بود، سابقه جبهه داشت. ازین شاسگولهایی که میخوان ثابت کنند جمع اضداد هستند و هم با جوانان رابطه خوبی دارند، هم صلابت نظامی دارند، ولی هر کدوم رو میخوان اجرا کنند، میرینند، و شرم نیابتی رو به اطراف اسپری میکنند.
دو سه نفر از بچهها خوب متوجه شده بودند که گاوی بیش نیست و شایستگی اینکه بخواد به ما چیزی یاد بده رو نداره، برای همین کاری کردند تحقیر بشه. وقتی میخواست ساکت باشیم، ساکت میشدند اما بعد از یک دقیقه دوباره شروع میکردند به زیرزیرکی خندیدن. کاملا نمایشی و عمدی. ازینکه معلوم بود نتونسته جمع رو کنترل کنه، از کوره در رفت، و به یکیشون سیلی زد. که اگه قانون بر کشور حاکم بود، همون سیلی کافی بود برای تعلیق شدن حقوقی که هر ماه از دولت دریافت میکرد. اما پسره عین خیالش نبود. که یعنی ایده سیلی فایدهای نداشت. به این امید که بتونه ضعف بدنیش رو جلوی بقیه دستاویز تمسخر قرار بده، مجبورش کرد شنا بره. و این پسر همه رو رفت، انگار بخشی از ورزش روزانهش بوده. هیچوقت سکه یه پول شدن یه آدم دوزاری رو انقدر از نزدیک، و انقدر سریع ندیده بودم. و همچنین اشل کوچک جامعه رو، انقدر دقیق. حداقل نیمی از بچهها تا قبل از اینکه به این شکل له بشه، نمیفهمیدند که یک آدم دوزاری بیشتر نیست. خاطراتی که از جبهه تعریف میکرد کافی بود تا خر بشن. عدهای حس میکردند یه جای کار میلنگه، اما نمیدونستند کجا، و دائما در حالت تردید لنگ میزدند. و اقلیتی از همون اول حلبی رو از طلا تشخیص میدادند، و متناسب با حلبی باش برخورد میکردند.
آدم تیز، انبوهی از آدمهای گیج رو میتونه نجات بده.
دو سه نفر از بچهها خوب متوجه شده بودند که گاوی بیش نیست و شایستگی اینکه بخواد به ما چیزی یاد بده رو نداره، برای همین کاری کردند تحقیر بشه. وقتی میخواست ساکت باشیم، ساکت میشدند اما بعد از یک دقیقه دوباره شروع میکردند به زیرزیرکی خندیدن. کاملا نمایشی و عمدی. ازینکه معلوم بود نتونسته جمع رو کنترل کنه، از کوره در رفت، و به یکیشون سیلی زد. که اگه قانون بر کشور حاکم بود، همون سیلی کافی بود برای تعلیق شدن حقوقی که هر ماه از دولت دریافت میکرد. اما پسره عین خیالش نبود. که یعنی ایده سیلی فایدهای نداشت. به این امید که بتونه ضعف بدنیش رو جلوی بقیه دستاویز تمسخر قرار بده، مجبورش کرد شنا بره. و این پسر همه رو رفت، انگار بخشی از ورزش روزانهش بوده. هیچوقت سکه یه پول شدن یه آدم دوزاری رو انقدر از نزدیک، و انقدر سریع ندیده بودم. و همچنین اشل کوچک جامعه رو، انقدر دقیق. حداقل نیمی از بچهها تا قبل از اینکه به این شکل له بشه، نمیفهمیدند که یک آدم دوزاری بیشتر نیست. خاطراتی که از جبهه تعریف میکرد کافی بود تا خر بشن. عدهای حس میکردند یه جای کار میلنگه، اما نمیدونستند کجا، و دائما در حالت تردید لنگ میزدند. و اقلیتی از همون اول حلبی رو از طلا تشخیص میدادند، و متناسب با حلبی باش برخورد میکردند.
آدم تیز، انبوهی از آدمهای گیج رو میتونه نجات بده.
❤862
هرکسی که با هر نیتی در تلاشه ثابت کنه «کار خودشونه» گزاره درستی نیست، هنوز بازی رو بلد نیست و عضو تیم گیجها محسوب میشه.
❤537
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که بقیه ایران باید از کردها یاد بگیرند، اینه که دنده عقب ندارند! وقتی اشرار وحشیتر میشن، نمیگن خب اوضاع خیلی خطرناک شد، باید محتاطتر باشیم. وقتی اشرار نشون میدن که هیچ ابایی از قتل عام ندارند، نمیگن باید تو خونهها سنگر بگیریم. وقتی اشرار وحشیتر میشن، وقتی خطر بیشتر میشه، وقتی ریسک بالاتر میره، گستاختر میشن.
چیزی که کل ایران نیاز داره گستاخی کردیه.
اگه گستاخی کردی رو اضافه کنیم به بیپروایی بلوچ، یه شمشیری درست میشه که شمشیر کینگ آرتور در برابرش کارد میوهخوریه.
چیزی که کل ایران نیاز داره گستاخی کردیه.
اگه گستاخی کردی رو اضافه کنیم به بیپروایی بلوچ، یه شمشیری درست میشه که شمشیر کینگ آرتور در برابرش کارد میوهخوریه.
❤822
Anarchonomy
چیزی که بقیه ایران باید از کردها یاد بگیرند، اینه که دنده عقب ندارند! وقتی اشرار وحشیتر میشن، نمیگن خب اوضاع خیلی خطرناک شد، باید محتاطتر باشیم. وقتی اشرار نشون میدن که هیچ ابایی از قتل عام ندارند، نمیگن باید تو خونهها سنگر بگیریم. وقتی اشرار وحشیتر میشن،…
تصور خیلیها از شما اینه هنوز: «مرد سنی مسلح تجزیهطلب». در حالی که بدون سلاح هم میتونید فرمانداری رو بگیرید، تجزیه براتون مطرح نیست، و خیلیهاتون مذهبی هم نیستید.
یه سری از زنگزدگیهای مغزی چنان عمیقه که نیاز به اسیدشوری داره. به نظرم روی مرکزنشینان ۴۰ سال به بالا سرمایهگذاری نکنید. دهه هشتادیها درگیر کلیشهها نیستند و راه کردستان رو بهتر فهم خواهند کرد.
یه سری از زنگزدگیهای مغزی چنان عمیقه که نیاز به اسیدشوری داره. به نظرم روی مرکزنشینان ۴۰ سال به بالا سرمایهگذاری نکنید. دهه هشتادیها درگیر کلیشهها نیستند و راه کردستان رو بهتر فهم خواهند کرد.
❤619
این خاماندیشی که در این توعیت میبینید یه زمانی گریبان همهمون رو گرفته بود. چون گیج بودیم، و بازی رو بلد نبودیم.
حتی وقتی چیزی که بیشتر از هرچیزی اذیتت میکنه فقر باشه، باید سر فرهنگ با اشرار دعوا کنی، نه خود فقر. چون پول یه چیزیه که میشه به اشرار رسوند. مثل اوباما که با هواپیما براشون چند پالت اسکناس فرستاد. ولی در مورد فرهنگ و آزادی، هیچکس نه میتونه بشون کمکی برسونه، نه تقلب! باید خنجر رو دقیقا به جایی بزنی که زره نداره، و اگه فرو رفت خونریزیش بند نمیاد.
حتی وقتی چیزی که بیشتر از هرچیزی اذیتت میکنه فقر باشه، باید سر فرهنگ با اشرار دعوا کنی، نه خود فقر. چون پول یه چیزیه که میشه به اشرار رسوند. مثل اوباما که با هواپیما براشون چند پالت اسکناس فرستاد. ولی در مورد فرهنگ و آزادی، هیچکس نه میتونه بشون کمکی برسونه، نه تقلب! باید خنجر رو دقیقا به جایی بزنی که زره نداره، و اگه فرو رفت خونریزیش بند نمیاد.
❤730
جامعه پزشکی ایران فرصت زیادی برای اینکه اعتبار مخدوش شده خودش رو ترمیم کنه، نداره. مخصوصا در برابر موج بعدی مدرکگرفتگان رشته پزشکی، که اگه آقازاده پولدار باشند اون مدرک رو از دانشگاههای زپرتی روسیه و شرق اروپا گرفتهاند، و اگه بیلمز باتوم به دست باشند، با سهمیه بسیج و ایثارگر و فلان و بهمان از دانشگاههای داخلی؛ اگه بخواد مقاومت صنفی نشون بده بدون حمایت مردمی موفق نخواهد بود.
از قضا طبق قاعده «آشوب، فرصت است»، الان طلاییترین موقعیت برای شارژ سرمایه اجتماعی این صنفه، تا بتونند ثابت کنند به واسطه «پرستار دایناسورها» بودن از مصونیت برخوردار نیستند، و اتحاد با مردم رو به منافع حکومتی ترجیح میدن (مهم برداشتها هستند. اهمیتی نداره که هشتاد درصد فارغالتحصیلان منافعی از نظام نداشتهاند، بلکه مثل برده باشون رفتار شده. مهم برداشت عمومیه. و برداشت عمومی اینه که همشون منتفعند). اینکه پزشکی که سالها رییس یک نهاد پزشکی بوده، تازه وقتی که سگهای خلیفه به همکارش باتوم میزنند میفهمه که باید استعفا بده، شبیه کسانیه که وقتی هوا ابری شد یادشون افتاد سوار شدن به کشتی نوح ایده بدی نبوده! اما باز هم خیلی دیر نیست.
البته این به این معنی نیست که امیدی به این صنف دارم. شخصا ذرهای امید به هیچکس و هیچچیز ندارم. کل وجودم رو بذارید داخل دستگاه پرس و بذارید رو درجه آخر، یک قطره امید ازم نمیچکه. فقط یادآوری کردم که در بدترین وضعیت ممکن، بهترین فرصت ممکن رو دارند. و کسی که بهترین فرصت ممکن در بدترین وضعیت ممکن رو ببازه، مستحق اینه که همهچیز رو ببازه.
https://t.me/AnimalsQuotes/7847
از قضا طبق قاعده «آشوب، فرصت است»، الان طلاییترین موقعیت برای شارژ سرمایه اجتماعی این صنفه، تا بتونند ثابت کنند به واسطه «پرستار دایناسورها» بودن از مصونیت برخوردار نیستند، و اتحاد با مردم رو به منافع حکومتی ترجیح میدن (مهم برداشتها هستند. اهمیتی نداره که هشتاد درصد فارغالتحصیلان منافعی از نظام نداشتهاند، بلکه مثل برده باشون رفتار شده. مهم برداشت عمومیه. و برداشت عمومی اینه که همشون منتفعند). اینکه پزشکی که سالها رییس یک نهاد پزشکی بوده، تازه وقتی که سگهای خلیفه به همکارش باتوم میزنند میفهمه که باید استعفا بده، شبیه کسانیه که وقتی هوا ابری شد یادشون افتاد سوار شدن به کشتی نوح ایده بدی نبوده! اما باز هم خیلی دیر نیست.
البته این به این معنی نیست که امیدی به این صنف دارم. شخصا ذرهای امید به هیچکس و هیچچیز ندارم. کل وجودم رو بذارید داخل دستگاه پرس و بذارید رو درجه آخر، یک قطره امید ازم نمیچکه. فقط یادآوری کردم که در بدترین وضعیت ممکن، بهترین فرصت ممکن رو دارند. و کسی که بهترین فرصت ممکن در بدترین وضعیت ممکن رو ببازه، مستحق اینه که همهچیز رو ببازه.
https://t.me/AnimalsQuotes/7847
Telegram
اقوال الانعام
خب باید دقیقا اغتشاش و آشوب ببینی دکی جون. تظاهرات برای فرانسه و علیه دولت فرانسهست. در برابر داعش شیعی باید اغتشاش راه انداخت و آشوب به پا کرد. و بعضی کارهای دیگه که هنوز وقتش نشده.
❤253
Anarchonomy
جامعه پزشکی ایران فرصت زیادی برای اینکه اعتبار مخدوش شده خودش رو ترمیم کنه، نداره. مخصوصا در برابر موج بعدی مدرکگرفتگان رشته پزشکی، که اگه آقازاده پولدار باشند اون مدرک رو از دانشگاههای زپرتی روسیه و شرق اروپا گرفتهاند، و اگه بیلمز باتوم به دست باشند، با…
مگه من گفتم نظر این یابو نظر جامعه پزشکیه؟ بقیه پستهام هم همینجوری میخونید؟
گفتم برداشت عمومی از صنف شما در بدترین حالت ممکنه. و بدترین برداشت عمومی ممکن رو نمیان با «مردم گول نخورند، اکثر ما خوبیم» ترمیم کنند، چون جواب نمیده. اینو کسی که یه سال تو کار مارکتینگ بوده هم میدونه. بدترین برداشت عمومی ممکن رو با جبران کردن، ترمیم میکنند. حالا اینکه در وسط قیام مردمی چه کارهایی میشه برای جبران انجام داد، یک بحث دیگهست.
گفتم برداشت عمومی از صنف شما در بدترین حالت ممکنه. و بدترین برداشت عمومی ممکن رو نمیان با «مردم گول نخورند، اکثر ما خوبیم» ترمیم کنند، چون جواب نمیده. اینو کسی که یه سال تو کار مارکتینگ بوده هم میدونه. بدترین برداشت عمومی ممکن رو با جبران کردن، ترمیم میکنند. حالا اینکه در وسط قیام مردمی چه کارهایی میشه برای جبران انجام داد، یک بحث دیگهست.
❤312
تا تو اسپرم حقیقت رو به تخمکهای وجدان عمومی برسونی، دروغ حکومتی صاحب نوه نتیجه شده. وسط جنگ وقت تشکیل کمیته حقیقتیاب نیست. چون شانسی براش وجود نداره. باید اول اشرار رو شکست داد، تا بعد حقیقت هم بتونه تنفس کنه. و شکست دادن اشرار هم قواعد خودش رو داره. و یکی از قواعدش اینه که باید همهچیز رو سرشون خراب بشه. بنابراین «هر اتفاقی که به نفع خلیفه است، کار خود خلیفه است». این رو میتونی مثل ذکر بعد از هر نماز هم بخونی اگه باش آشنا نبودی تا الان. ضمنا تو با اشرار متعارف طرف نیستی. تو با اشراری طرفی که بقیه اشرار دنیا ازش الگو میگیرند. داعش سنی خیلی کارها کرد، اما رندوم به سمت ماشینها شلیک نمیکرد. داعش سنی جنازه نمیدزدید. تا وقتی با داعش شیعی طرفی، متهم ردیف دوم و سوم وجود نداره. فقط یک ردیف وجود داره، و اون هم همونیه که باش طرفی.
گیج نباش هموطن عزیز، و بازی رو یاد بگیر.
گیج نباش هموطن عزیز، و بازی رو یاد بگیر.
❤652
«از یه طرف چادر مثل بازوبند نازیها شده و نماد خلافت شیعهست، از یه طرف بچههای چادری هم میان تو اعتراضات. چجوری میشه هم چادرو زد، هم چادری رو نگه داشت؟».
میشه از بچههای چادری خواست چادر رنگی بپوشند. هم حجابه، هم جنبه فرهنگیش سرجاشه، هم چادر حکومتی نیست. و اگه تعدادش زیاد بشه به یک استایل کردستانی تبدیل میشه.
اینکارو نمیکنند چون در این زندان تاریک و زشت که برای ما ساختهاند، شاد بودن آدم رو خیلی متمایز نشون میده. ولی راهش اینه.
میشه از بچههای چادری خواست چادر رنگی بپوشند. هم حجابه، هم جنبه فرهنگیش سرجاشه، هم چادر حکومتی نیست. و اگه تعدادش زیاد بشه به یک استایل کردستانی تبدیل میشه.
اینکارو نمیکنند چون در این زندان تاریک و زشت که برای ما ساختهاند، شاد بودن آدم رو خیلی متمایز نشون میده. ولی راهش اینه.
❤689
یا مردم ساکت مینشینند، به این امید که متوحش بهانه برای توحش نداشته باشه، که با زدن هواپیما براشون مشخص شد حتی مردم ساکت رو هم خواهد کشت؛ یا قبل ازینکه کار به بمب بشکهای برسه خود مردم کشتی رو سوراخ خواهند کرد، تا این مردم باشند که تعیین کنند اگر قرار است تخریبی انجام شود باید چه تخریبی باشد، تا نهایتا به نفع مردم باشه.
❤481
به امثال شما هم باید گفت در تشکیلات اوباش، برکناری نداریم، جابجایی داریم. کسی که حاضره براشون بچه بکشه رو به راحتی بازنشسته نمیکنند. و در خواست خودشه، که جونش رو برداره ببره یه جای دیگه کشور، چون میدونه که دیر یا زود در فاصله بین منزل تا محل کار، به درجه رفیع میرسونندش. شما غیر از خلافت شیعی، بلوچستان رو هم نمیشناسید. اونجا هیچوقت نمیشه فهمید تیر از کدوم سمت میاد.
بلوچ میتونه انقدر صبر کنه که فکر کنی فراموش کرد.
بلوچ میتونه انقدر صبر کنه که فکر کنی فراموش کرد.
❤646
کسی که فکر میکنه وکیل یک فرد، حامی عقیدتی اون فرده، یه بسیجیه. اونی که فکر میکنه عقاید از دایی به خواهرزاده منتقل میشه، یه بسیجیه. اونی که از سلطنتطلبها حساستره روی خانواده پهلوی، یه بسیجیه. اونی که دنبال اعترافگیری از افراده که بگن شاه باید حمام خون راه مینداخت تا ۵۷ رخ نده، یه بسیجیه. گردان سایبری فقط شامل آمنه سادات ذبیحپور نمیشه. شامل بسیجیهایی که برای پروفایلشون عکس جوانیهای خود شاه و ژنرال چشمآبی شاه رو گذاشتن هم میشه.
دهه شصتیها گیجند، ولی از دهه هشتادیها انتظار دارم بدونند توی چه زمین بازیای قرار دارند.
دهه شصتیها گیجند، ولی از دهه هشتادیها انتظار دارم بدونند توی چه زمین بازیای قرار دارند.
❤889
- مردهای شصت هفتاد ساله که حکومت اندازه حیوان خانگی هم براشون ارزش قائل نیست که اجازه نده در تهیه دارو تحقیر بشن و با این روند حداقل پنج سال از عمری که روش حساب کرده بودند هم کم میشه، نشستن خونه، و جوانهای هفده ساله و نوزده ساله و بیست ساله در گوشه گوشه این مملکت در خون خودشون میغلتند. این اوج بیغیرتی و بیرگی یک نسل نیست؟
- چندروزه در نقطههای مختلف شهر، از آدمهای مختلف میشنوم که میگن «کاش اندفعه به نتیجه برسه، تا حداقل خون این بچهها به هدر نره».
- خب؟
- خب اینکه خیلی دنبال نتیجهاند. البته درکشون میکنم، ولی نتیجهای که دنبالش هستند در عین دشواری در وصول، یک موضوع سادهست.
- بله خب، رهایی از زندان هم یک موضوع سادهست. ولی مهمترین چیزیه که یک زندانی بش فکر میکنه.
- با اجازه من یکم اونورتر از افق دید یک زندانی تیپیکال رو نگاه میکنم.
- یکم اونورتر چه خبره؟
- یکم اونورتر یعنی براندازی بستر کثافات، نه فقط خود کثافات. این رو نمیشه اون بیرون گفت، ولی بیغیرتی این نسل به نفع این بچههاست، هرچند در کوتاه مدت به نظر میاد که پشتشون خالیه.
- مثلا چه نفعی؟
- اگه یه آدم عوضی وسط برف و بوران بیاد کمک کنه ماشینت رو از چاله دربیاری، اگه فردای روزگاری دعوا شد تو محل، سر هرکی سنگ بزنی، به سر اون نمیتونی بزنی. چون کارنامه عملی نشون داده یه عوضی خالص نیست. یه عوضی بعلاوه بعضی کارهای مثبته. نسل زباله، اگه پشت بچهها بایسته، دیگه یک زباله خالص نخواهد بود. زبالهای خواهد بود که بدرد میخورد. اینجوری دور ریختنش سختتر میشه. این خوبه که خالصا زباله باشه، تا این بچهها با خیال راحت از روی خودشون و همه ارزشهاشون و سنتهاشون رد بشن.
- حاجی خودت میدونستی، صد در صد اینو اون بیرون نمیشه گفت.
- منم نگفتم که بری اون بیرون بگی.
- چندروزه در نقطههای مختلف شهر، از آدمهای مختلف میشنوم که میگن «کاش اندفعه به نتیجه برسه، تا حداقل خون این بچهها به هدر نره».
- خب؟
- خب اینکه خیلی دنبال نتیجهاند. البته درکشون میکنم، ولی نتیجهای که دنبالش هستند در عین دشواری در وصول، یک موضوع سادهست.
- بله خب، رهایی از زندان هم یک موضوع سادهست. ولی مهمترین چیزیه که یک زندانی بش فکر میکنه.
- با اجازه من یکم اونورتر از افق دید یک زندانی تیپیکال رو نگاه میکنم.
- یکم اونورتر چه خبره؟
- یکم اونورتر یعنی براندازی بستر کثافات، نه فقط خود کثافات. این رو نمیشه اون بیرون گفت، ولی بیغیرتی این نسل به نفع این بچههاست، هرچند در کوتاه مدت به نظر میاد که پشتشون خالیه.
- مثلا چه نفعی؟
- اگه یه آدم عوضی وسط برف و بوران بیاد کمک کنه ماشینت رو از چاله دربیاری، اگه فردای روزگاری دعوا شد تو محل، سر هرکی سنگ بزنی، به سر اون نمیتونی بزنی. چون کارنامه عملی نشون داده یه عوضی خالص نیست. یه عوضی بعلاوه بعضی کارهای مثبته. نسل زباله، اگه پشت بچهها بایسته، دیگه یک زباله خالص نخواهد بود. زبالهای خواهد بود که بدرد میخورد. اینجوری دور ریختنش سختتر میشه. این خوبه که خالصا زباله باشه، تا این بچهها با خیال راحت از روی خودشون و همه ارزشهاشون و سنتهاشون رد بشن.
- حاجی خودت میدونستی، صد در صد اینو اون بیرون نمیشه گفت.
- منم نگفتم که بری اون بیرون بگی.
❤730
- حاجی چرا مردم اینجوریان؟ باید همهچیز رو براشون توضیح داد. هنوز براش سواله که آدمایی که میان تو تظاهرات حکومتی از کجا میان! هزاربار هم بشون میگی اینا یه جمعیت فیکس هستن که نظام ننهشون هم بگاد باز میان به نفعش شعار میدن، فایده نداره. انتظار دارند با هزاران ساعت تبلیغات و تضمین امنیت شرکتکنندگان، فقط یازده نفر جمع بشن! یا هنوز درگیر بیانیه داعش هستند. این میگه جعلیه اون میگه نه اصلیه! انگار داعش یه تیم واحده که تو دوبی دفتر داره و همه عملیاتها رو کنترل میکنه. باید بشون توضیح بدی که اینا چجوری کار میکنند، و چه فرقی با طالبان دارند. اگه در مورد یه موضوعی بیش از شش نفر نظر بدن، گیج میشن، انگار دارند یه مسئله ریاضی درباره شتابدهی ذرات! رو حل میکنند.
- برات عجیبه چون کارمندی. آدم تو بیزینس میفهمه ذهن مردم چطور کار میکنه. پاکت جاروبرقی فقط از یه جهت جا میخوره، اما تولیدکننده مجبور شده روش شکل و توضیحات چاپ کنه و بگه باید از چه جهتی جا زد. مجبور شده چون قبلا دیده که مشتریاش نمیتونند مستقلا بفهمند باید چیکار کرد. مردمی که پاکت جاروبرقی رو نمیتونند مستقلا جا بزنند، مستقلا میتونند بفهمند تجمعات حکومتی در تشکیلات اوباشسالار چطوری سازماندهی میشه یا داعش چطوری کار میکنه؟ همیشه و همهجا، رقابت بین آدمهای تیز جامعهست. بقیه سیاهلشکرند. این کار آدمهای تیزه که با محتوا، ذهن مردم رو پروگرام کنند، یا با کارهایی که انجام میدن مردم رو وادار کنند به قرارگرفتن در موقعیت از قبل طراحی شده. یا اینکارو برای برده کردن مردم خواهند کرد، یا برای رها کردن مردم از بردگی.
- برات عجیبه چون کارمندی. آدم تو بیزینس میفهمه ذهن مردم چطور کار میکنه. پاکت جاروبرقی فقط از یه جهت جا میخوره، اما تولیدکننده مجبور شده روش شکل و توضیحات چاپ کنه و بگه باید از چه جهتی جا زد. مجبور شده چون قبلا دیده که مشتریاش نمیتونند مستقلا بفهمند باید چیکار کرد. مردمی که پاکت جاروبرقی رو نمیتونند مستقلا جا بزنند، مستقلا میتونند بفهمند تجمعات حکومتی در تشکیلات اوباشسالار چطوری سازماندهی میشه یا داعش چطوری کار میکنه؟ همیشه و همهجا، رقابت بین آدمهای تیز جامعهست. بقیه سیاهلشکرند. این کار آدمهای تیزه که با محتوا، ذهن مردم رو پروگرام کنند، یا با کارهایی که انجام میدن مردم رو وادار کنند به قرارگرفتن در موقعیت از قبل طراحی شده. یا اینکارو برای برده کردن مردم خواهند کرد، یا برای رها کردن مردم از بردگی.
❤659