Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اینایی که الان میگن به اوکراین اسلحه بدید جنگ طولانی‌تر میشه آدم‌های بیشتری میمیرند، که یعنی مثلا ما نگران جان انسان‌هاییم! یه عقبه‌ای دارند. در جنگ جهانی هم می‌گفتند به انگلیس اسلحه بدید جنگ طولانی‌تر میشه آدم‌های بیشتری میمیرند! یعنی اگه مانع قتل عام بشیم، مردم بیشتری میمیرند!
حتی جمله‌ها هم کپی‌اند. الان میگن پوتین به ما آمریکایی‌ها که حمله نکرده، ما چرا خودمون رو قاطی کردیم؟ اون موقع همین جمله بود ولی به جای پوتین نوشته بودند هیتلر!
334
خانواده بسیجی بش بگه نرو مردم رو نزن چون با ادبیات مناسبی شعار میدن؟ کی میخواهید به دوران باکرگی خود پایان بدهید؟ فکر می‌کنید بسیجی رفته با کی ازدواج کرده؟ این‌ها به شکل خانوادگی حق حیات برای شما قائل نیستند، و اینکه زنده هستید فعلا رو مدیون مماشات خلیفه که بنا به مصالحی هنوز دستور قتل‌تون رو صادر نکرده، می‌دونند. این‌ها جانباز جنگ خودشون رو هم در بازداشتگاه به تجاوز به خانواده‌ش تهدید می‌کنند، بعد چون ادب معترضین رو می‌بینند شب بیان خونه متنبه بشن؟ چجوری انقدر ساده‌لوحید؟ تا الان چطوری زنده موندید؟
759
چطور ممکنه فضای اعتراضات با اعتراض عده‌ای دیگه در جایی دیگه محدود بشه؟ مگه بقیه مشغول چه کاری بودند؟ شما نزدیک بود پادگان‌های تهران رو بگیرید و ناگهان تجمعات دانشجویی مانع‌تون شد؟ شما وسط عملیات انتقام شهدای زاهدان بودید، و تجمعات دانشجویی مانع‌تون شد؟ مگه نماز جماعته که از هشتاد میلیون نفر در این پهنه بزرگ جغرافیایی انتظار دارید همه همزمان و به یک شکل، قدقامت بگن؟ دانشجو بهتر بود دانشگاه رو به تعطیلی می‌کشوند، ولی حالا بهر دلیلی کار بهتر رو انجام نمیده، اما جای کسی رو هم تنگ نکرده. میخوای اخبار فقط درباره دانشگاه نباشه، خودت خبر بساز. مثل اون عزیزانی که در زاهدان دو نفر از اشرار رو به بهشت روانه کردند.
اونی که اراده‌ای برای حرکت داره، حرکتش باب میل ما باشه یا نباشه، با تنگی فضا مواجه نخواهد بود.
567
سروش حق داره از رواج حمله به دین در ایران بترسه، چون متجدد قلابی دنبال تجدد در دین نیست، دنبال ارتزاق مالی و اجتماعی از وراجیه. کار دیگه‌ای هم بلد نیست.
هیچ تجدد دینی، بدون حمله به دین کهنه اتفاق نخواهد افتاد. کسی که مشتاق وقوع تجدده، باید حمله به دین کهنه رو هم بپذیره. به دینی که فقط منزویان جامعه‌ستیز میسازه، یا روان‌پریشان انسان‌ستیز، «باید» حمله کرد. به دینی که برای امپراتور لحاف تشک تأمین می‌کنه، و دخالت در زندگی مردم رو تئوریزه می‌کنه، باید حمله کرد. و از همه مهم‌تر، به دینی که هزینه‌های دینداری رو تحمیل می‌کنه اما در تولید آدم‌های معنوی عقیمه، باید حمله کرد. مگه اعراب به رهبری محمد، دین کهنه زمان خودشون رو که چنان به آلودگی آخوندی دچار بود که دیگه نمی‌شد هسته درونیش رو استخراج کرد، تحمل کردند، که جامعه مدرن ایرانی اسلام کهنه‌ای که از شدت آلودگی غیرقابل نجات‌شده رو تحمل کنند؟
دین زنده دینی است که چیزی به جامعه اضافه می‌کند که بدون آن دین، اضافه نمی‌شده. سروش و هر وراج دیگه‌ای نمی‌تونند نشون بدن دین کهنه حاکم بر ایران، که بدون پول نفت، و بدون چماق پدرسالاری، و بدون انحصار حمل اسلحه توسط اقلیتی نئاندرتال، فرو خواهد ریخت؛ چیز ارزشمندی به جامعه ما اضافه کرده.
457
این نماینده کنگره میگه اون نامه‌ای که از دولت خواستیم به جای کمک به اوکراین، وادارش کنه سر میز مذاکره بشینه، ماه جولای امضاء کرده بودیم، و ازون موقع خیلی چیزها عوض شده و الان امضاش نمی‌کنم. الان باید هرچی اوکراین لازم داره بشون بدیم.
یعنی تریتا پارسی و بقیه اوباش نایاک، نامه سوخته چندماه پیش رو به عنوان خبر جدید پخش کردند، درست در زمانی که روسیه مجبور شده از خرسون عقب‌نشینی کنه، و باز داره تهدیدات اتمی رو تکرار می‌کنه. آخوندهای گاومیش انقدر خودشون رو جدی گرفته‌اند که فکر می‌کنند مسئولیت نجات روسیه به عهده اون‌ها افتاده!
یک بار دیگه به ایرانیان عزیز خارج از کشور یادآوری می‌کنم که ناکام گذاشتن نایاک در مطلقا هر عملی که بخواد انجام بده، خدمت بزرگی به هم‌وطنان شماست.
496
سال‌ها پیش در جریان یک تعقیب و گریز، مأمور نیروی انتظامی به سمت یک مجرم فراری تیراندازی کرد، و یک گلوله خورد به لگن یک بچه مدرسه‌ای. و ازونجایی که ما سیستم درمانی آمریکا رو نداریم، نتونستند کار زیادی براش بکنند، ولی فاکتورهای زیادی برای پدرش صادر کردند. طوری که از یک طرف باید همینطور قرض می‌گرفت، و از یک طرف آب شدن تدریجی بچه‌ش رو می‌دید، تا جایی که بعد از مدتی از قیافه‌شون معلوم بود که امیدوارند زودتر تموم کنه. و کرد.
در تمام این مدت، با اینکه پیر شدند، این اتفاق رو یک امتحان الهی می‌دیدند؛ نه جنایتی که از شدت بی‌کفایتی و بیشعوری اوباشی که برای نظام کار می‌کنند، حاصل شده. درباره مدرک صحبت می‌کنید؟ چه مدرکی بزرگتر و واضح‌تر از فرزند خودشون که سالم میره بیرون، و فلج برمیگرده خونه؟
شما با آدم‌های نرمال طرف نیستید که بگید «حرف می‌زنیم، استدلال می‌کنیم، مدرک میاریم..». این کارها تعاملات دو انسان نرماله. بسیاری از کسانی که شما دوست‌شون می‌دارید در مقایسه با یک انسان نرمال، بیمار محسوب میشن، و در برابر استانداردهای اخلاقی «آدم بد» محسوب میشن. آدم بد رو باید شکست داد، نه اینکه متقاعدش کرد.
572
زیاد داشتیم از نوجوانانی که مدتی عضو ثابت یک باشگاه رزمی بودند و در خیابون طوری راه می‌رفتند که انگار قرار نیست کسی جرئت کنه بشون حتی تنه بزنه، و واقعا کسی نمی‌زد، اما اولین بار که قربانی خفت‌گیری شدند و گوشی موبایل‌شون رو از دست دادند، اونهم توسط خفت‌گیرهایی که نصف خودشون بودند، و فهمیدند تقریبا هیچ کاری از دست‌شون برنمیاد؛ تغییراتی در جهان‌بینی‌شون شکل گرفت، که اگه قبلش به صورت شفاهی بشون گفته می‌شد، وقعی بش نمی‌نهادند. باشگاه، ذهنیت‌شون رو معیوب کرده بود. چون خشونت رو به شکل یک علم آموزش می‌داد، اما یک محیط غیرواقعی براش میساخت که در اون انصاف و برابری وجود داره. همه قوانین و چارچوب‌ها با این فرض طراحی شده که نباید به کسی اجحاف بشه. اما تو خیابون چنین بالانسی در کار نیست. مخصوصا وقتی سلاح سرد و گرم در میان است.
مشابه این ذهنیت‌ معیوب رو در جنگ‌ها هم داریم. و برای همینه که غیر از خود جبهه، در هیچ‌جای دیگه‌ای نمیشه فهمید جنگ چیست. حتی در پادگانی که با این هدف ساخته شده که محیط جنگی رو شبیه‌سازی کنه. چون در اون پادگان هم متعهدند که آخر تایم آموزش، بچه مردم رو سالم تحویل خانواده‌اش بدهند، و همین یعنی طراحی چارچوب‌هایی که در اون ترحم و شفقت لحاظ شده. اما در جنگ، فضا طوری تنظیم شده که چیزی از بدنت به خانواده‌ت نرسه. و انقدر در این هدف جدیه، که خیلی‌ها در بدو ورود، دچار شوک میشن. نه از صداهای انفجار، بلکه از مواجه شدن با این واقعیت که در همان دنیایی که گربه‌ها را باید نوازش کرد و برای کبوترها دان پاشید و برای تولد کیک سفارش داد، جایی هست که طراحی شده تا به بیست سی کیلو گوشت چرخ‌کرده تبدیل شوی، و یک عده خیلی جدی و حرفه‌ای و فنی مشغول به کارند که این فضا درست کار کند!

وقتی به یک جوان میگم اگه میخوای در برابر اشرار قرار بگیری باید بدونی در برابر چه چیزی قرار می‌گیری، برای این نیست که دلسردش کنم. برای اینه که در جنگ، اونایی که دچار شوک میشن بقیه رو کند می‌کنند. اگه میخوای بری در برابر اشرار قرار بگیری، که بعد از بلاهایی که سرت آوردند به یک موجود پژمرده، افسرده، گریان، پشیمان تبدیل بشی، اگه نری برای دیگران هم بهتره. تو جبهه اونایی موفقند که از بدو ورودشون طوری به فضا نگاه می‌کردند که انگار نوازش گربه و دان پاشیدن برای کبوترها و سفارش کیک تولد، مقدمه‌ای بوده برای بازی‌ای که واردش شدند، و همه موضوع اینه، و همه چیزهای دیگه، فرع. این‌ها ممکنه بعد از جنگ نیاز به دارو پیدا کنند، ولی اون موقعی که لازمه، کاربلدانه می‌جنگند.
603
اقوال الانعام
دهه هشتادی‌ها باید این رو بدونند که تجزیه‌طلبی در چهل سال گذشته یک افسانه حکومتی برای توجیه سرکوب بوده. دغدغه آخوند هیچ‌وقت تمامیت ارضی ایران نبود. کردستان رو مجازات می‌کرد تا بقیه کردستانی نشن، و کردستانی شدن ایران، یعنی جنگیدن برای دموکراسی و تمرکززدایی…
از تعطیل شدن مفت‌خوری می‌ترسند، چون از تمرکززدایی فقط همین رو فهم می‌کنند که قلدری در مرکز نخواهد بود که تعیین کنه چه چیزی حق چه کسانیست. که اصفهان مجبور بشه قیمت واقعی آب رو بپردازه، و تهران قیمت واقعی نفت رو. ولی این یک وحشت بی‌مورده. همیشه مردم با مردم بهتر می‌تونند حساب کتاب کنند، تا دولت با مردم‌.
414
گزیده‌هایی از نوشته‌جات کسانی بسیار پرمخاطب‌تر از من رو برام میفرستند که به مشروعیت توسل به خشونت توسط مردم بی‌دفاع و مظلوم تأکید داره، و بم میگن انگار این‌ها هم تحت تأثیر حرف‌های تو قرار گرفته‌اند!

اینکه تعداد قابل توجهی از افراد جامعه از کلیشه‌های جعلی گاندی و ماندلا خارج بشن، یک اتفاق خیلی مبارکه. برخلاف تصور عموم تجربه کردن عوض شدن حکومت‌ها تجربه شاقی نیست. در کشورهایی که به کودتا عادت دارند، حتی نوجوان‌ها بیشتر از دو حکومت دیده‌اند. اما اینکه در دوره جوانیت شاهد تحول جامعه‌ت باشی سعادت کم‌یابی بود که نصیب من شد.

اما با همه این اوصاف، اون عزیزان پرمخاطب‌تر از من تحت تأثیر من نبوده‌اند. اول اینکه فیزیک جبری خشونت اون بیرون، و جنون اوباش، و ناامیدی از وجود حداقلی از عقلانیت، اون‌ها رو به این نتایج رسوند، و دوم اینکه فضای متکثر و چندصدایی اینترنت باعث شد همگان همه‌چیز بگویند، و کهنگی حرف‌های کهنه اثبات بشه. بنابراین یک مجموعه از عوامل باعث این تحول فکری شده.

و گرنه اون چیزی که اون‌ها میگن خیلی هم همراستا با چیزی که من میگم نیست. هرچند آدمی که در هشتاد و هشت بودند نیستند، اما هنوز به طور کامل از رسوبات پنجاه و هفتی رها نشده‌اند. در پنجاه و هفت هدف ساقط کردن یک حکومت عرفی بود. یعنی حکومتی وجود داشت که واجد همه خصوصیات یک حکومت بود، و به دلیل پریشانی فکری و روانی تصمیم گرفتند نابودش کنند. و این استراتژی خاص خودش رو می‌طلبید. اما امروز ایران حکومت ندارد، که یعنی سیستمی وجود ندارد که بخواهیم ساقطش کنیم. ما در یک هرج و مرج قرار داریم، که عده‌ای که مسلح هستند روی آن سوارند. پس هدف ما هم باید تشکیل حکومت باشه، که یک استراتژی کاملا متفاوت از هرچه که در تاریخ معاصرمون داشتیم، نیاز داره. در این استراتژی، که میتونه به شکل‌های مختلف طراحی بشه، خشونت نیاز است چون کشور باید نیروی مسلحی که تابع رأی مردم باشد، داشته باشد! اینطور نیست که خون بدهیم تا رفراندوم برگزار بشه، تا بعد ارتش تشکیل بدیم! پرسش «آیا موافقید که کشور حکومت داشته باشد؟» بی‌معنیه، پس هدف قرار دادن یک رفراندوم هم بی‌معنیه. باید حکومت رو همین الان تشکیل داد، و نیروی مسلحش هم همین الان مهیا کرد، و تکنوکرات و حقوقدانش هم همین الان به کار گرفت. سپس، در هر زمانی که به طور کامل بر هرج و مرج چیرگی پیدا کرد، میشه نشست درباره تغییراتی که برای بهینه شدن کاراییش و حداقلی شدن شرارتش لازمه، نظرخواهی و برنامه‌ریزی کرد.

اون‌هایی که تازه دارند درباره مشروعیت خشونت حرف می‌زنند، هنوز به این مرحله که باور کنند حکومت نداریم نرسیده‌اند. تصور می‌کنند حکومت است، ولی مثل بقیه حکومت‌ها نیست، و بیشتر شبیه دیکتاتوری‌ها و سیستم‌های اقتدارگراست. اما این تصور نادرستیه. قبلا در باره ظلم بی‌معنی نوشته‌ام. ظلم حکومت، ظلم‌های قابل فهم هستند. شما می‌تونید بفهمید چرا دولت چین مسلمانان اویغور رو آزار میده. می‌تونید بفهمید چرا به خاطر کرونا مردم شهرها رو آزار میده. چون همه این‌ها توضیح داره. توضیح غیرانسانی‌ای هستند، ولی توضیحند، و در چارچوب حکومتداری قابل فهمند. اینکه رهبر قبلی رو در وسط جلسه میندازند بیرون، یک اتفاق رندوم نیست. تحقیر رهبرانی که معرف دورانی هستند که قراره پایان‌یافته تلقی بشن، یک عقبه تاریخی داره در سنت حکمرانی چینی. از لحاظ اخلاقی کار کثیفیه، ولی توضیح داره و قابل فهمه. این در هرج و مرجه که نمی‌تونید بفهمید چرا داره اتفاقاتی میفته که هیچ فایده‌ای برای هیچ کس نداره. ما نیاز به خشونت داریم، نه به این دلیل که ریشه خشونت رو بزنیم و از فردا صلح و صفا برقرار بشه، که یک فانتزیه. ما به حکومت، و خشونت نیاز داریم تا خشونت بی‌معنی رو در ایران تمام کنیم.
419
جستجو کافیه. راه سومی وجود نداره.
یا راه کردستان، یا راه جهنم.
991
سلبریتی روس که همیشه در خدمت مافیای پوتین بود، هم به دلیل منافع روبلی و یورویی که ازین کار داشت، و هم به دلیل دوستی خانوادگی با پوتین و حلقه رفقای نزدیکش، فقط یک قدم رو ناهماهنگ برداشت، و اون مخالفت با حمله به اوکراین بود. با اینکه حتی میخواست این ناهماهنگی خیلی نرم و بدون اصطکاک پیش بره، و به دستور کرملین به عدم استفاده از کلمه «جنگ» برای اشغال استان‌های شرقی اوکراین هم تمکین کرد. اما اهمیتی نداشت. همون یک قدم ناهماهنگ کافی بود تا مجبور بشه از روسیه فرار کنه‌. حتی اگه در ۹۹ درصد مواقع سگ خوبی برای نظام باشی، کافی نیست. چون همون ۱ درصد ناهماهنگی همه خدمات سگیت رو به باد میده. شاید همین رخصت فرار هم به خاطر «چون بابات رو از قدیم می‌شناسیم» صادر شد، و گرنه مثل بقیه یا از پنجره خارج و به کف زمین اصابت می‌کرد، یا به طور طبیعی در دریاچه غرق می‌شد.‌

سگ خوبی بودن کار آسونیه، ولی سگ خوب ۱۰۰ درصدی بودن آسون نیست، چون باید دائما در حال محاسبه و تنظیم قدم‌ها بود. در مملکت ما هم آدم‌های زیادی هستند که خودشون رو در موقعیتی قرار داده‌اند که باید خیلی مواظب باشند تا دستگاه خلافت، بشون غضب نکنه. اونی که تحت فشار محاسبات دائمی است اون‌ها هستند. مردمی که اون بیرون نمایش‌های تاریخی شجاعت رو روی صحنه می‌برند، نیازی به محاسبات ندارند. برای اون‌ها مسئله خیلی ساده‌ست. بعضی تصور می‌کنند رسیدن به آزادی حس رهایی رو به آدم میده. اما این رهایی قبل از رسیدن به آزادی هم به دست میاد. از همون لحظه‌ای که برای آزادی حرکتی انجام میدی، رهایی.
598
دانشگاهی درست کردند که زن مکتبی تولید کنند. هر کدوم‌شون یه اسب تروی از آب دراومد.
786
به دفعات بسیار ازم خواسته‌اند تاریخچه‌ای درباره جنگ سوریه بنویسم، ولی فعلا در فضای وب فارسی هیچ منبعی بهتر از رشته توعیت‌های طولانی عدنان نیست. هرچند با نویسنده اختلافات عقیدتی دارم، اما این ربطی به رویدادنویسی مفصلش درباره سوریه نداره. هرکس که بخواد بدونه چه شد که چنان شد، همین منبع، و خود عدنان، براش کافیه.



https://twitter.com/AdnanMatouri/status/1136896663363170306?s=20&t=kaUYOUrXdIKhKTc9uUKWjw
185
ما رو برده بودند برای یک دوره آموزش نظامی خیلی فشرده. اصلا برنامه روتینی نبود. چهارتا سپاهی ناگهانی تصمیم گرفته بودند یک برنامه ویژه راه بندازند. اون گاوی که به عنوان مربی انتخاب شده بود، سابقه جبهه داشت. ازین شاسگول‌هایی که میخوان ثابت کنند جمع اضداد هستند و هم با جوانان رابطه خوبی دارند، هم صلابت نظامی دارند، ولی هر کدوم رو میخوان اجرا کنند، می‌رینند، و شرم نیابتی رو به اطراف اسپری می‌کنند.
دو سه نفر از بچه‌ها خوب متوجه شده بودند که گاوی بیش نیست و شایستگی اینکه بخواد به ما چیزی یاد بده رو نداره، برای همین کاری کردند تحقیر بشه. وقتی میخواست ساکت باشیم، ساکت می‌شدند اما بعد از یک دقیقه دوباره شروع می‌کردند به زیرزیرکی خندیدن. کاملا نمایشی و عمدی. ازینکه معلوم بود نتونسته جمع رو کنترل کنه، از کوره در رفت، و به یکی‌شون سیلی زد. که اگه قانون بر کشور حاکم بود، همون سیلی کافی بود برای تعلیق شدن حقوقی که هر ماه از دولت دریافت می‌کرد. اما پسره عین خیالش نبود. که یعنی ایده سیلی فایده‌ای نداشت. به این امید که بتونه ضعف بدنیش رو جلوی بقیه دستاویز تمسخر قرار بده، مجبورش کرد شنا بره. و این پسر همه رو رفت، انگار بخشی از ورزش روزانه‌ش بوده. هیچوقت سکه یه پول شدن یه آدم دوزاری رو انقدر از نزدیک، و انقدر سریع ندیده بودم. و همچنین اشل کوچک جامعه رو، انقدر دقیق. حداقل نیمی از بچه‌ها تا قبل از اینکه به این شکل له بشه، نمی‌فهمیدند که یک آدم دوزاری بیشتر نیست. خاطراتی که از جبهه تعریف می‌کرد کافی بود تا خر بشن. عده‌ای حس می‌کردند یه جای کار می‌لنگه، اما نمی‌دونستند کجا، و دائما در حالت تردید لنگ می‌زدند. و اقلیتی از همون اول حلبی رو از طلا تشخیص می‌دادند، و متناسب با حلبی باش برخورد می‌کردند.

آدم تیز، انبوهی از آدم‌های گیج رو میتونه نجات بده.
862
هرکسی که با هر نیتی در تلاشه ثابت کنه «کار خودشونه» گزاره درستی نیست، هنوز بازی رو بلد نیست و عضو تیم گیج‌ها محسوب میشه.
537
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که بقیه ایران باید از کردها یاد بگیرند، اینه که دنده عقب ندارند! وقتی اشرار وحشی‌تر میشن، نمیگن خب اوضاع خیلی خطرناک شد، باید محتاط‌تر باشیم. وقتی اشرار نشون میدن که هیچ ابایی از قتل عام ندارند، نمیگن باید تو خونه‌ها سنگر بگیریم. وقتی اشرار وحشی‌تر میشن، وقتی خطر بیشتر میشه، وقتی ریسک بالاتر میره، گستاخ‌تر میشن.
چیزی که کل ایران نیاز داره گستاخی کردیه.
اگه گستاخی کردی رو اضافه کنیم به بی‌پروایی بلوچ، یه شمشیری درست میشه که شمشیر کینگ آرتور در برابرش کارد میوه‌خوریه.
822
Anarchonomy
چیزی که بقیه ایران باید از کردها یاد بگیرند، اینه که دنده عقب ندارند! وقتی اشرار وحشی‌تر میشن، نمیگن خب اوضاع خیلی خطرناک شد، باید محتاط‌تر باشیم. وقتی اشرار نشون میدن که هیچ ابایی از قتل عام ندارند، نمیگن باید تو خونه‌ها سنگر بگیریم. وقتی اشرار وحشی‌تر میشن،…
تصور خیلی‌ها از شما اینه هنوز: «مرد سنی مسلح تجزیه‌طلب». در حالی که بدون سلاح هم می‌تونید فرمانداری رو بگیرید، تجزیه براتون مطرح نیست، و خیلی‌هاتون مذهبی هم نیستید.
یه سری از زنگ‌زدگی‌های مغزی چنان عمیقه که نیاز به اسیدشوری داره. به نظرم روی مرکزنشینان ۴۰ سال به بالا سرمایه‌گذاری نکنید. دهه هشتادی‌ها درگیر کلیشه‌ها نیستند و راه کردستان رو بهتر فهم خواهند کرد.
619
این خام‌اندیشی که در این توعیت می‌بینید یه زمانی گریبان همه‌مون رو گرفته بود. چون گیج بودیم، و بازی رو بلد نبودیم.
حتی وقتی چیزی که بیشتر از هرچیزی اذیتت می‌کنه فقر باشه، باید سر فرهنگ با اشرار دعوا کنی، نه خود فقر. چون پول یه چیزیه که میشه به اشرار رسوند. مثل اوباما که با هواپیما براشون چند پالت اسکناس فرستاد. ولی در مورد فرهنگ و آزادی، هیچ‌کس نه میتونه بشون کمکی برسونه، نه تقلب! باید خنجر رو دقیقا به جایی بزنی که زره نداره، و اگه فرو رفت خونریزیش بند نمیاد.
730
جامعه پزشکی ایران فرصت زیادی برای اینکه اعتبار مخدوش شده خودش رو ترمیم کنه، نداره. مخصوصا در برابر موج بعدی مدرک‌گرفتگان رشته پزشکی، که اگه آقازاده پولدار باشند اون مدرک رو از دانشگاه‌های زپرتی روسیه و شرق اروپا گرفته‌اند، و اگه بیلمز باتوم به دست باشند، با سهمیه بسیج و ایثارگر و فلان و بهمان از دانشگاه‌های داخلی؛ اگه بخواد مقاومت صنفی نشون بده بدون حمایت مردمی موفق نخواهد بود.
از قضا طبق قاعده «آشوب، فرصت است»، الان طلایی‌ترین موقعیت برای شارژ سرمایه اجتماعی این صنفه، تا بتونند ثابت کنند به واسطه «پرستار دایناسورها» بودن از مصونیت برخوردار نیستند، و اتحاد با مردم رو به منافع حکومتی ترجیح میدن (مهم برداشت‌ها هستند. اهمیتی نداره که هشتاد درصد فارغ‌التحصیلان منافعی از نظام نداشته‌اند، بلکه مثل برده باشون رفتار شده. مهم برداشت عمومیه. و برداشت عمومی اینه که همشون منتفعند). اینکه پزشکی که سال‌ها رییس یک نهاد پزشکی بوده، تازه وقتی که سگ‌های خلیفه به همکارش باتوم می‌زنند میفهمه که باید استعفا بده، شبیه کسانیه که وقتی هوا ابری شد یادشون افتاد سوار شدن به کشتی نوح ایده بدی نبوده! اما باز هم خیلی دیر نیست.
البته این به این معنی نیست که امیدی به این صنف دارم. شخصا ذره‌ای امید به هیچ‌کس و هیچ‌چیز ندارم. کل وجودم رو بذارید داخل دستگاه پرس و بذارید رو درجه آخر، یک قطره امید ازم نمی‌چکه. فقط یادآوری کردم که در بدترین وضعیت ممکن، بهترین فرصت ممکن رو دارند. و کسی که بهترین فرصت ممکن در بدترین وضعیت ممکن رو ببازه، مستحق اینه که همه‌چیز رو ببازه.


https://t.me/AnimalsQuotes/7847
253
Anarchonomy
جامعه پزشکی ایران فرصت زیادی برای اینکه اعتبار مخدوش شده خودش رو ترمیم کنه، نداره. مخصوصا در برابر موج بعدی مدرک‌گرفتگان رشته پزشکی، که اگه آقازاده پولدار باشند اون مدرک رو از دانشگاه‌های زپرتی روسیه و شرق اروپا گرفته‌اند، و اگه بیلمز باتوم به دست باشند، با…
مگه من گفتم نظر این یابو نظر جامعه پزشکیه؟ بقیه پست‌هام هم همینجوری می‌خونید؟
گفتم برداشت عمومی از صنف شما در بدترین حالت ممکنه. و بدترین برداشت عمومی ممکن رو نمیان با «مردم گول نخورند، اکثر ما خوبیم» ترمیم کنند، چون جواب نمیده. اینو کسی که یه سال تو کار مارکتینگ بوده هم میدونه. بدترین برداشت عمومی ممکن رو با جبران کردن، ترمیم می‌کنند. حالا اینکه در وسط قیام مردمی چه کارهایی میشه برای جبران انجام داد، یک بحث دیگه‌ست.
312