Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
پسران گرسنه‌ی سکس در هند که حقوق ماهیانه‌شون صرفا خرید گوشی هوشمند و دسترسی به پورن‌هاب رو میسر می‌کرد، نه تشکیل زندگی مشترک رو، در اتوبوس وقتی دختری رو دوره می‌کردند برای تجاوز، سعی می‌کردند همون صحنه‌هایی رو بازسازی کنند که در پورن‌هاب دیده بودند، و وضعیت حکومت شیعی ایران، در برابر چین و روسیه، دقیقا وضعیت اون دخترهای گرفتار شده در انتهای اتوبوس رو تداعی می‌کنه. با این تفاوت که جمهوری مفعولی اسلامی، داوطلبانه خودش رو به انتهای اتوبوس رسونده و ازون دو دعوت کرده تا صحنه‌هایی که مایلند رو بازسازی کنند. این دختر داوطلب، فقط در داوطلبگی خودش مختاره، نه در هیچ قسمت دیگه‌ای از بازسازی. نه در انتخاب ژانر اجازه داره دخالت کنه، نه در پوزیشن!

استالین قرن بیست یکم، اراده کرد روسیه رو بسته‌تر کنه. و انجامش داد. علاوه بر پذیرفتن عامدانه تحریم‌ها، از همه‌چیز جنگ برای توجیه خفقان بیشتر استفاده کرد. به بهانه سربازگیری به مدیران استانی اختیارات فراقانونی داده شده تا هرکاری که مایل بودند انجام بدن. مثلا ربودن خبرنگار، قبلا هم انجام می‌شد، اما کسی مسئولیتش رو به عهده نمی‌گرفت. ولی الان میتونه به صورت کاملا رسمی انجام بشه.
مائوی قرن بیست و یکم هم اراده کرده چین رو بسته‌تر کنه، که البته با توجه به نقش این کشور به عنوان کارخانه جهان، مصرف‌کننده جهانی کالاها خیلی متوجه این بسته‌تر شدن نخواهد شد. ولی شهروند چینی با گوشت و پوست و اعصاب خودش تجربه‌ش خواهد کرد. در کنگره حزب کمونیست دیگه حرفی از سبقت گرفتن از اقتصاد آمریکا مطرح نبود. موضوعی که تا همین چندسال پیش گوش همه رو با حرف زدن مدام درباره‌ش کر کرده بودند. و حالا امنیت رو هدف غایی حزب معرفی می‌کنند. همچون هم‌قماشان روس‌شون، این‌ها هم دنبال اختیارات فراقانونی بیشتر برای سرکوب هستند.
و درست در این شرایطه که از جهان چندقطبی صحبت می‌کنند! که به طرز مضحکی خلاف رویه‌ای است که انتخاب کرده‌اند. در لاک خود فرو رفتن و دیوارهای دور کشور رو بلندتر کردن، و کره‌شمالیزه‌سازی مملکت، با قطب شدن در تناقضه. جهان در صورتی چندقطبی می‌بود که رقیب مدرن آمریکا، حداقل به اندازه آمریکا، باز باشه.

اما تناقض و ضعف قلدرهای توتالیتر هرچه که باشه، و اتوبوس‌شون به سمت هر دره‌ای در حرکت باشه، روسپی داوطلب‌شون هم با خودشون می‌برند. بنابراین جمهوری مفعولی اسلامی هم موظفه در جهت بسته‌تر شدن و انزوا، به سیم آخر بزنه‌. قید توافقی که براش پول میسازه رو بزنه، خودش رو در معرض تحریم‌های شورای امنیت و درگیری با ناتو قرار بده، و با دست خودش برای حمله محتمل آمریکا و اسراییل در آینده، بستر حقوقی فراهم کنه. با این تصور کودکانه که عضوی از «محور» شده. محور بسته‌گرایان! که فکر می‌کنه شانسی دارند.
مردم چین و مردم روسیه مدتی بعد می‌فهمند خیلی آرام داخل چه دیگ آب داغی قرار گرفته‌اند. اما حکومت‌شون خیلی قبل‌تر ازینکه به صخره بخورند، اونی که ته اتوبوس ازش استفاده کردند رو بیرون می‌اندازند.
558
یکی از جوک‌هایی که در اواخر دوران شوروی (که مردم عادت داشتند به صف‌های طولانی) بین عوام رواج پیدا کرد این بود که مردی که ساعت‌ها در صف خرید ودکا بود، بالاخره از کوره در میره و میگه دیگه نمیتونم تو صف وایسم، میرم کرملین خود گورباچف رو می‌کشم! سپس از صف خارج میشه و میره، اما مدتی بعد برمیگرده. ازش میپرسند چی شد؟ و میگه رفتم دیدم صف کشتن گورباچف طولانی‌تره!


صف برای تهیه کالاهای عمومی مورد نیاز مردم، به یک محرک سیاسی تبدیل میشه. چون افراد غیرسیاسی رو هم میتونه چنان عاصی کنه که به براندازی فکر کنند. در دوران جنگ جهانی دوم، دولت شوروی صف در پیاده‌رو رو ممنوع کرده بود، و فروشگاه‌ها فقط در داخل ساختمان یا محوطه‌شون اجازه داشتند صف داشته باشند. چون حتی منظره صف برای رهگذران هم میتونه یک پیام سیاسی بشون منتقل کنه. اما فقر، ناکارآمدی و اقتصاد دستوری، اجازه نداد این ممنوعیت پابرجا بمونه و بعد از جنگ صف‌ها طولانی‌تر شد. اینکه روز یکشنبه وارد صف بشن و نفر هزار و پانصد باشن و روز دوشنبه برگردند و ببینند نفر ششصد و پنجاه هستند، عادی بود‌. دلیل چنین وضعی صرفا بسته بودن اقتصاد و فقدان رقابت در بازار نبود، که البته خود این دلیل بزرگیه. بلکه این اولویت‌بندی‌های حکومت بود که افکت منفی اقتصاد بسته رو چندبرابر می‌کرد. شوروی هشت سال بعد از اینکه فضانوردش رو به مدار زمین بفرسته، اولین کارخانه دستمال توالت رو راه‌اندازی کرد! در حالی که پشت سر هم ماهواره به فضا می‌فرستادند، دولت در توزیع صابون عاجز بود.
چون این پرتاب موشک بود که می‌تونست اقتدار رو به نمایش دربیاره، نه توزیع درست صابون. کسی اینطور فکر نمی‌کرد که اینکه هرکس صابون لازم داشت بره تا سر خیابون و از فروشگاه بخره و ده دقیقه بعد برگرده نشون میده که مملکت داره درست کار می‌کنه. نشانه درست کار کردن مملکت این بود که کارهای بزرگ، مخصوصا کارهایی که بقیه انجام نداده‌اند، انجام بشه. البته حقیقت مثل چکه‌های آب لوله‌ای که نشت میده و به مرور کل سقف نم میده، به مرور به همه‌جا نفوذ خواهد کرد، از جمله در ذهن کسانی که به کارهای بزرگ چشم دوخته بودند. دقیقا همون کسانی که از ساخت بزرگترین موشک‌ها و هواپیماها و کارخانه‌ها و اتوبان‌ها کیفور می‌شدند، این حس زمینه‌ای در ذهن‌شون جا می‌گرفت که «هیچ چیز این خراب‌شده درست کار نمی‌کنه». و همین‌ها وقتی شوروی از هم پاشید، درست مثل اینکه یک فیلم در حال پخش باشه، فقط تماشا کردند.

و ما در ایران محکومیم به تجربه نسخه کمدی-شیعی شوروی. درست همزمان با ذوق‌زدگی نظام و کوتوله‌های سایبریش از قدرت راکت‌های ملخ‌دار سپاه در کشتن زنان باردار، صف نان در بیشتر مناطق شهری به وضعیت دهه شصت برگشته‌. حذف کامل برنج از سفره خیلی از خانواده‌ها، و دستوری بودن کل مسیر مزرعه تا نانوایی، وضعیت رو به بدتر از دوران جنگ تبدیل کرده. همونطور که صف‌های دهه ۱۹۸۰ شوروی به مراتب بدتر از صف‌های دهه ۱۹۴۰ بودند. قسمت کمدی این تکرار تاریخی اونجاست که برای خرید نان یک سیستم پرداخت، با صفحه تاچ! راه‌اندازی شده که در دنیا مشابهش وجود نداره!

ازونجایی که عقلانیتی در کار نیست که مسیر رو تغییر بده، مرحله حتمی بعدی اینه که اونهایی که در صف هستند، در لحظه فروپاشی فقط تماشا کنند.
641
بحث و دعوا بود سر دور ریختن یه سری خرت و پرت شکستنی
که «استفاده نمی‌کنیم بریزیم بره..»
یا
«حیفه یه روز لازم میشه!»

به عنوان ناظر بی‌طرف گفت یه کاری کنید. بذاریدشون انباری. به مرور زمان با جابجایی بقیه وسایل، از قفسه میفته، یا یه چیزی میفته روش.. میشکنند بالاخره. بعد که شکست، بریزید دور! اینجوری هم نگه داشتید چون حیفه، هم ریختید دور چون قابل استفاده نیست.

اگه یه سری چیزها هست که باید بذاری کنار، ولی بشون وابسته‌ای، اجازه بده بشکنند. انباری یعنی دور کردن از چشم‌. اگه جلوت باشه، نمیذاری بشکنند. باید از جلوی چشمت دور کنی، تا جلوی شکستن‌شون رو نگیری. خودت رو گول بزن که هست، ولی جلوت نیست. تا فرصت پیش بیاد که بشکنه.

یاد گرفتن این مثل نارنجک دستی خطرناکه. فقط جایی که لازمه استفاده کن... و مواظب باش زیر پات نیفته.
459
هنوز داره از خوشحالی بچه‌شیعه از کشتار مردم غیرنظامی اوکراین تعجب می‌کنه. چون وقتی همین بچه‌شیعه‌ها به خشک کردن چشمه روستاها در سوریه توسط سپاه قدس با هدف تسلیم کردن‌شون، افتخار می‌کردند؛ توجه نمی‌کرد. چرا توجه نمی‌کرد؟ چون با خودش می‌گفت من که نمی‌دونم چه خبره تو سوریه، و اگه بدونم هم نمی‌تونم کاری بکنم.
که ترجمه‌ش میشه: «امکان داره دروغ باشه، و امکان داره لازم نباشه بش فکر کنم». به عبارتی داشت با توسل به تشکیک درباره واقعیات دریایی از جنایات رخ داده، به آدم‌کش‌ها تخفیف می‌داد، تا به خودش تخفیف داده باشه.
اما چرا میخواد به خودش تخفیف بده؟ تا نیاز فوری به روبرو شدن با اشرار رو به تأخیر بندازه، تا انقدر به تأخیر بیفته که هیچوقت لازم نشه.
تأخیرطلبان پرشمارند، و همه‌جا هستند، و خیلی‌هاشون رخ معنوی دارند‌. از طلبه زاهد گرفته تا حاجی کربلایی مشهدی کاسبی که ازش فقط کار خیر دیدن. ممکنه از تشکیک هم عبور کنند، و حتی خودشون از جنایات واقع شده متأثر بشن، اما تأثرشون رو یه جوری تنظیم می‌کنند که انگار «جنایت سنگینی است ولی فعلا در حدی نیست که بلند شویم کاری کنیم».
وقتی تأخیر رو کش بدی، اشرار بت نزدیک‌تر میشن. اول به جسد متلاشی شده کودک سوری میخندند، سپس به تکه تکه شدن زن باردار اوکراینی میخندند، سپس به تجاوز به و قتل دختر خودت خواهند خندید. و اون موقع تعجبت دیگه نجاتت نمیده.
622
تو جنگ، پرستارها عاملان «درستکار» جبهه‌اند. ولی اگه کشته شدند کسی نمیگه عملیات بعدی را به انتقام خون فلان پرستار انجام خواهیم داد. اسم کسی رو میذارن روی عملیات بعدی که قبلا چندجا رو ترکونده باشه.
نمیتونی جای رونقی رو بگیری وقتی به اندازه رونقی دشمن رو نچزوندی. تو وضعیت جنگی، امتیازات جنگی اهمیت داره.
606
«گلشیفته میگه پرچم شیر خورشید نیارید تو تظاهرات.. ولی این پرچم، تاریخ ماست. تاریخ‌مون رو نیاریم؟ با اینا باید چیکار کرد؟».


حاجی بذار بیان تو تظاهرات حالا، شورت مامان‌شون هم به عنوان پرچم آوردن مهم نیست. الان بقای مردم ایران موضوع اصلیه، نه تاریخش. تو وضعیت جنگی که به ائتلاف با شیطان هم نیاز داریم، نباید به ادابازی همدیگه گیر داد. یه روزی که تشکیلات اوباش فرو ریخت، که من نیستم اون روز البته، میشینید با یه رفراندوم اینترنتی برای لوگوی وسط پرچم هم تصمیم می‌گیرید. نظر من هم اینه که شمشیرش رو حذف کنند و فقط خود شیر و با خورشید پشتش بمونه. اون روز یکی لطف کنه به جای من این رأی رو بده 😄
956
دکتر سکویی در اینکه براندازان قلابی رو رسوا کنه هنرمنده، اما هیچوقت نشون نداده یک ایرانی مبارز که خارج از ایرانه باید چه کاری انجام بده. تمسخر قلابی‌ها لازمه، اما کافی نیست. تقریبا چهل ساله که در آمریکا ساکنه، اما در طول این چهل سال هیچ حرکت سازمان‌یافته‌ای برای دفع نایاک توسط جامعه آمریکا انجام نداده. یعنی این تعداد از ایرانیان مقیم ایالات متحده، اندازه چهارتا فعال محیط‌زیست که رنگ می‌پاشند روی شیشه دفاتر مرکزی شرکت‌های نفتی، قدرت سازماندهی ندارند؟ چرا هنوز رسانه آمریکایی باید بتونه به خودش اجازه بده که به نگار مرتضوی تریبون بده؟ یعنی اینهمه ایرانی به اندازه پنج تا فمنیست اوکراینی که تو کنفرانس‌ها برهنه میشن، عرضه بهم ریختن جلساتی که کارمندان بی‌حجاب سپاه قدس سخنرانی می‌کنند، ندارند؟
البته که دارند. ولی دکتر سکویی و نسلش، کار سیاسی بلد نیستند، چون هیچوقت انجامش ندادند. در چارچوب ذهنی اون‌ها، یا سلطنت داریم، یا شورش علیه سلطنت، که خون نیاز داره. که البته در ایران معنا داره، اما این دوگانه در آمریکا، کارکردی نداره. بنابراین چهل سال تمام دچار بیکاری مفرط شدند. وقتی آچارت هیچ پیچی رو باز نکنه، مجبوری بذاریش تو کمد.‌
650
دو‌هزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش می‌اومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر می‌رفت، تا به مردم آبادی‌ها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگی‌شون دفاع کنند. صبح درباره عشق رساله می‌نوشت، شب درباره اینکه خانواده سرباز بالای برجک رو باید کجای شهر ساکن کرد که دیرتر از همه به دست دشمن بیفتند.‌ فیلسوف مثل یک طبیب بود که به جای شریک شدن در سوگواری بیمارش از بلایی که سرش اومده، یا قراره بیاد، مستقیم میره سراغ راه کنترل پیشروی بیماری یا درمان. پزشک نمی‌گفت با این عفونت پاهاتو از دست میدی، بیا با هم گریه کنیم! بش می‌گفت باید قطعش کنم، و باید این علف مخدر رو بخوری تا بتونی تحملش کنی. فیلسوف برای مردم مظلومی که قرار بود سلاخی بشن روضه نمی‌خوند. بشون می‌گفت قراره نصف‌تون تلف بشید. برای زنده موندن بقیه باید این کارهایی که میگم رو بکنید! خودش در محیطی به دنیا اومده بود، که شانس کودک انسان برای بقا از شانس توله‌های سگ‌های خیابانی کمتر بود. در سی سالگی متوجه نمیشد که اون بیرون آدم‌ها آماده‌اند که شکمش رو پاره کنند، حتی اگه بی‌دفاع باشه. در شش سالگی متوجه شده بود. برای همین از وقتی که برای مردم اندیشه تولید می‌کرد، با این پیش‌فرض محکم تولید می‌کرد که خشونت بخشی از زندگی‌شون خواهد بود، و بر همین مبنا باید برنامه‌ریزی کنند.

اونی که تازه داره درباره مشروعیت دفاع از خود در برابر حکومت تئوری میده، نه فیلسوفه نه صاحب اندیشه. فیلسوف باید با مکانیک زندگی مردمش آشنا باشه، و درباره همون حرف بزنه، و در چارچوب همون راهکار بده. فضای دوران ما پر شده از وراجی افرادی که پول گرفته‌اند و پول خرج‌شان شده تا وراجی کنند. همین که بفهمیم فقدان شدید «فیلسوفِ مردم» کارمون رو لنگ کرده، یک قدم به جلو خواهد بود.
466
اگه لطف کنید و دیگه این سوال رو نپرسید هی تا مجبور نشم جواب تکراری تایپ کنم، ممنون می‌شوم :)
🤔520
با یه غول تو یه اتاق میشه زندگی کرد. جاتو تنگ می‌کنه، ولی میشه. اما با دو تا غول نمیشه. پس یکیش رو بکشید. یا ترس، یا حس وظیفه.
به کسی بابت به تأخیر انداختن این قتل، مدال افتخار نمیدن.
363
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فالوعرهای نازنین من.
1802
گلشیفته میگه شعار مرگ یعنی خشونت. هیچکس میگه خشونت لازمه دفاع مشروع است.
قشنگ معلومه کدوم‌شون «جنگل آسفالت» رو میشناسه، و کدوم‌شون خاورمیانه رو با زمین چمن کالج اشتباه گرفته.
769
ایده بیرون کشیدن پول از بانک رو هم در ۸۸ مطرح کردند، هم در ۹۸، و الان هم داره تکرار میشه. جذابیت این ایده اینه که برخلاف اعتصاب، نیازی به همراهی همگان نداره، بلکه تنها ۱۰ درصد مشتریان بانک‌ها هم می‌تونند افکت مدنظر رو ایجاد کنند.
اما حتی فکر کردن به این ایده هم ناشی از عدم شناخت محیط، و تشکیلات اوباشه. در نظام قلدرسالاری، مصادیق جرم، مثل قیمت طلا، روزانه و حتی ساعتی تعیین میشه‌. در لحظه t ممکنه بستن حساب جرم تلقی نشه، اما در لحظه t+1
ممکنه جرم تلقی بشه. مخصوصا وقتی خود دادگاه و اجرای حکم هم میتونه در خیابان و جلوی شعبه بانک برگزار بشه. همونطور که در چین وقتی تعداد کسانی که میخواستند پول‌شون رو از بانک بیرون بکشند از حدی بیشتر شد، دولت تانک فرستاد تو خیابون! و تانک یعنی: با یه گلوله توپ می‌زنیم خودتونو و پولتونو و شعبه و دو سه تا بلوک این محله رو میاریم پایین! البته این واکنش به این دلیل نبود که سیستم بانکی چین نمی‌تونست از پس این بحران بربیاد. وقتی انحصار چاپ پول، مخصوصا از نوع دیجیتالش، در چنگ دولته، میتونه پولت رو بت بده و چندماه بعد با مالیات یا تورم یا ترکیب هردو ازت پس بگیره. همونطور که میلیاردها دلار بدهی شرکت‌های ساختمانی‌شون رو دارند با همین روش رفع و رجوع می‌کنند. تانک برای این بود که به زعم خودشون، اجازه ندن گسترش پیدا کنه و بعد به نظر برسه مردم دارند کاری می‌کنند که حزب با انجامش موافق نیست. و همه این‌ها در چین در شرایطی بود که بانک‌ها دارند نسبتا درست کار می‌کنند. در حالی که در ایران، بیشتر بانک‌ها با استاندارد بین‌المللی حسابداری، ورشکسته هستند. شما نمیتونی قایقی که غرق شده رو غرق‌تر کنی. اگه دولت میتونه با همین وضعیت ورشکستگی، آفتابه و لگن نظام بانکی رو سرپا نگه داره، با بیرون کشیدن فله‌ای پول از شعبات هم، نگه خواهد داشت. چون اساسا آفتابه و لگن نیاز به پشتوانه نداره.

بیرون کشیدن پول از بانک، حرکتیه که یک سمتش رو باید کارمند بانک انجام بده. چه تمکین کنه، و چه نکنه (اگه نکنه هم باید کاری انجام بده، مثلا زنگ بزنه که تانک بفرستند). و حرکتی که یک طرفش عمله‌های دولتی هستند، سرانجام نداره. رویکرد درست و انقلابی، بیرون کشیدن از نظام بانکیه. مردم اگه در این مهم جدی بودند که با داعش طرفند، همین تلاشی که برای راه‌اندازی و بهره‌برداری از فیلترشکن می‌کردند، صرف مهاجرت به بیت‌کوین می‌کردند. ایران در وضعیت فعلی، بهترین و منطقی‌ترین موقعیت ممکن برای پذیرش بیت‌کوین رو داره. اما می‌بینید که توجهی نشون داده نمیشه، و فقط زمانی براشون جذابیت داشت که در تبدیل به دلار براشون سوددهی داشت.
356
توجه داشته باشید که شوروی در هیچ زمانی مجبور نشد به دانشگاه‌ها لشکرکشی کنه. همه‌چیز تحت نظارت کاگ‌ب بود. خود اساتید ممکن بود مأمور باشند.‌ علوم انسانی کلا سلاخی شد. اگه نمیخواستی رشته فنی بخونی، باید معارف مارکسیسم! رو میخوندی. اما حتی در رشته‌های علمی هم همه پسرفت‌هایی که اینجا تجربه کردیم وجود داشت؛ شبه علم رواج پیدا کرده بود، تئوری‌های یه مشت شارلاتان به عنوان فکت تدریس می‌شد، و حتی تا دهه ۱۹۸۰ در کتب درسی بیولوژی بحث چندانی درباره دی‌ان‌اِی وجود نداشت! مثل اینه که کتاب درباره گوارش بنویسند ولی کلا سه صفحه درباره روده بزرگ مطلب داشته باشه! اما با وجود این‌ فضای ایدئولوژیک و خفقانی، اینکه نیرو بریزند در محوطه و هرروز یکی رو دستبند بزنند، نبود. این تونل وحشتی که ما در اون قرار داریم، نمونه مشابه خارجی نداره، و بنابراین روش برخورد با اون رو هم مجبوریم خودمون ابداع کنیم. اینکه این ابداع انقدر به تأخیر افتاده، تا قسمتی برمیگرده به اینکه هنوز خیلی‌ها در مود ناباوری هستند. باور اینکه عضوی از بیچاره‌ترین ملت دنیایی، یکم سخته.
445
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روسیه تا الان به اندازه یک شبانه‌روز عملیات طوفان صحرا کار هوایی انجام نداده تو آسمون، و این وضعیت پرنده‌هاشه‌. اگه میخواست یه عملیاتی در حد و اندازه طوفان صحرا انجام بده، تازه اگه خواستن توانستن بود، به شکل بارانی از فلزات داغ، همینطور از بالا اشیاء پرنده میریخت رو سر مردم خودش.
این جنگ افسانه‌های زیادی رو به آب داد.. یکیش هم این بود که «خلبان روس هرکاری خواهد کرد تا به ساختمان مسکونی نزند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود».
203
برای اینکه بفهمید روس‌های خارج‌نشین چه «نمی‌کنند» کافیه ببینید ایرانی‌های خارج‌نشین چه می‌کنند.

همانطور که مستحضرید، ساختن مثال، مهم است. همه‌چیز رو نباید به نتایج کوتاه‌مدت گره زد. در برابر شر ساکت ننشستن، مثال تولید می‌کنه. و آیندگان به این مثال‌ها استناد خواهند کرد. فردا خواستند جامعه روسیه را قضاوت تاریخی کنند، می‌تونند به مثال ایران اشاره کنند.
571
اون «سند همکاری اطلاعاتی آمریکا» نیست. حتی سند هم نیست. اون یه شیطنت برای فریب دادن عوامه. چون می‌دونند ژانر «تا آمریکا نخواد، تو ایران حکومت‌ها عوض نمیشن» بین مردم خریدار زیاد داره.
اینا یه مشت هکر روس هستند که به صورت پیمانکاری برای دولت روسیه کار می‌کنند، اما حتی هک‌ مهمی هم انجام نمیدن‌. مختل کردن وبسایت یک سازمان برای چند دقیقه، شق‌القمر نیست و اهمیتی هم نداره. نامه‌های اداری هم از طریق نشتی که پرسنل دارند بدست میاد، نه با هک. حتی همون نشت هم انقدر بی‌خاصیته که فقط ازش میشه این برداشت رو کرد که «اگه ما روس‌ها نبودیم همین یه ذره برنامه هسته‌ای رو هم نداشتید».
286
Anarchonomy
اون «سند همکاری اطلاعاتی آمریکا» نیست. حتی سند هم نیست. اون یه شیطنت برای فریب دادن عوامه. چون می‌دونند ژانر «تا آمریکا نخواد، تو ایران حکومت‌ها عوض نمیشن» بین مردم خریدار زیاد داره. اینا یه مشت هکر روس هستند که به صورت پیمانکاری برای دولت روسیه کار می‌کنند،…
خواسته ثابت روس‌ها اینه که خواجه‌شون در شمال خلیج‌فارس دچار بی‌ثباتی نشه، و به نظرشون آخوند داره بیخود و بی‌جهت ریسک بی‌ثباتی رو بالا میبره. یه قدیروف سپاهی رو به همه آیت‌الله‌هایی که با تعصب‌شون مردم رو ناخواسته با حکومت درگیر می‌کنند، ترجیح میدهند. اما برای اینکه ترجیحات‌شون برقرار بشه، سیاست بلندمدتی ندارند‌، و فعلا به همین کارهای چیپ رسانه‌ای، مثل «می‌دونستید دست آخوندها با آمریکا تو‌ یه کاسه‌ست؟» یا باز بودن مصلحتی میکروفون برنامه تلویزیونی که بگه پهپادها از ایران اومده، اکتفا کرده‌اند.
263
شناسایی یک قاچاقچی حرفه‌ای مواد مخدر در انگلیس از روی عکسی که خودش در اینترنت گذاشته و در اون عکس انگشتانش معلومه ‌و میشه اثر انگشتش رو استخراج کرد، لزوما ربطی به شرایط ایران نداره که بعد به استناد به اون مورد خاص بگی با جوهر قرمز علامت کف دست نزنید رو دیوار پیداتون می‌کنند! در برابر اشرار باید همه جوانب احتیاط رو رعایت کرد، ولی این ژانر «هر ایرانی، یک جیسون بورن!» نه تنها شورش رو درآورده، بلکه داره کردیت بی‌حساب میده به #گله_گاو‌.
حتی همون مورد انگلیس هم محل تردیده، چون تصویر به خاطر لرزش کمی مات شده، و حتی نوک انگشتان تو فوکوس نیستند. استخراج اثر انگشت ازون عکس، یه ژیمناستیک پردازشی لازم داره که تو هر جنده‌خونه شیعی پیدا نمیشه. ضمنا اون‌ها دیتاهای متنوعی رو کنار هم قرار میدن تا به نتیجه برسند، ولی فقط یکیش رو به عنوان منبع اعلام می‌کنند. ۹۰ درصد کار دستگاه امنیتی، مارکتینگه. از ۱۰ درصد مابقی، ۹ درصدش مربوط به لجستیکه، و ۱ درصد کار فنی. و لجستیک خیلی مهمه. اون قاچاقچی حرفه‌ای رو از مدت‌ها قبل دنبالش بودند. اگه به جای یک نفر قرار بود دنبال ۱۰ هزار قاچاقچی حرفه‌ای بگردند، باز نتایج به همین شیکی در می‌اومد؟ خیر. کمیت بالای مجرمین، میتونه هر دستگاه سرکوبی رو از کار بندازه.
ما تو خاورمیانه به روش‌های خیلی ابتدایی‌تر و مسخره‌تری گرفتار اشرار میشیم. در دهه شصت بچه‌های مردم رو به صورت رندوم، و فقط به خاطر در دست داشتن جزوه‌ای که درسی بود، گرفتند و اعدام کردند. شما با موساد طرف نیستید. با تعدادی گاو خطرناک که مشکل ذهنی دارند طرفید.
523
اونایی که تا سی سالگی هنوز داشتند اطلاعات بیسیک سکس رو گوگل می‌کردند در جایگاهی نیستند که به نسلی که رابطه جنسیش رو از هفده سالگی شروع کرده بگن «شما برای انقلابتون به مردان نیازی ندارید!».

دیگه حالا هرجور صلاحه.
527