نشستهاند دورهم «کشتار مرد و زن و کودک» رو واکاوی میکنند. یکیشون میگه نسل جدید نازپرورده شده، یکیشون میگه موضوع حجاب نیست، یکیشون میگه کار دژمنه! هیچکدوم کوچکترین اشارهای به فاشیسم مذهبی و قلدربازی استالینی نمیکنه.
ازونجایی که برق در ایران از سوبسیدهای سنگین برخورداره، و منابع این سوبسید از سهم مردم ایران از نفت تأمین میشه، این حضرات به خاطر روشن نگه داشتن پروژکتورها و لامپها برای اجرای این بیهودهگویی و بیهودهشنوی، بدهکار ملت ایران هستند و باید پرداختش کنند.
ازونجایی که برق در ایران از سوبسیدهای سنگین برخورداره، و منابع این سوبسید از سهم مردم ایران از نفت تأمین میشه، این حضرات به خاطر روشن نگه داشتن پروژکتورها و لامپها برای اجرای این بیهودهگویی و بیهودهشنوی، بدهکار ملت ایران هستند و باید پرداختش کنند.
❤543
Anarchonomy
از فقط «امضاء» هموطنش پای چنین چیزی اعلام خطر میکنه، در حالی که شهروند غربی نه فقط امضاش کرده، که بش رأی هم داده، و اجراش هم کرده. مورد ۱۰ به طور کامل در اسکاندیناوی انجام شده. مورد ۹ در خود آمریکا هم اتفاق افتاده چه برسه در اروپا. مورد ۶ در آلمان و اسپانیا…
در درک فارسی ضعیفند. میگم برای توجیه امضاء نکردن یک پتیشن، و ادای «من رو جو نمیگیره» به ملت انگ کمونیسم نزن، وقتی بیشتر سیاستهایی که فکر میکنی کمونیستیه در کشورهای سرمایهداری اجرا شده؛ میپرسه مگه تو طرفدار بازار آزاد نبودی؟
سر به کدام دیوار بکوبیم؟!
من با مالیات بر بنزین مخالفم، چون مالیات دزدی است، و مجازات مردم به خاطر جابجا شدن بین شهرها، غیراخلاقی. اما این چیزیه که در خیلی از کشورهای صنعتی انجام شده و حداقل ۵۱ درصد مردمشون هم خواستن که انجام بشه. اگه در ایران هم مردم روزی چنین چیزی رو بخوان نمیام وانمود کنم مخ مردم ایران به طور خاص یه ایرادی داره. نمیام بگم جوگیر شدهاند. نمیام بگم سندروم امضای بیقرار دارند.
اون چیزی که خاص این مردمه فعلا، اینه که بچهشون رو میفرستن به مدارس داعش شیعی. این جداست ازون موضوع جهانی که مدارس باید دولتی باشند یا نباشند. اگه روزی در یک ایران دموکراتیک مردم به این رأی دادند که مدارس دولتی و رایگان باشد، نمیام بگم مخ مردم ایران به طور خاص یه ایرادی داره. چون مردم نروژ هم به چنین چیزی رأی دادهاند. در اون روز، همون حرفهایی رو در مخالفت با آموزش و پرورش دولتی به ایرانیها میزنم، که به نروژیها میزنم.
فهمش خیلی سادهست.
سر به کدام دیوار بکوبیم؟!
من با مالیات بر بنزین مخالفم، چون مالیات دزدی است، و مجازات مردم به خاطر جابجا شدن بین شهرها، غیراخلاقی. اما این چیزیه که در خیلی از کشورهای صنعتی انجام شده و حداقل ۵۱ درصد مردمشون هم خواستن که انجام بشه. اگه در ایران هم مردم روزی چنین چیزی رو بخوان نمیام وانمود کنم مخ مردم ایران به طور خاص یه ایرادی داره. نمیام بگم جوگیر شدهاند. نمیام بگم سندروم امضای بیقرار دارند.
اون چیزی که خاص این مردمه فعلا، اینه که بچهشون رو میفرستن به مدارس داعش شیعی. این جداست ازون موضوع جهانی که مدارس باید دولتی باشند یا نباشند. اگه روزی در یک ایران دموکراتیک مردم به این رأی دادند که مدارس دولتی و رایگان باشد، نمیام بگم مخ مردم ایران به طور خاص یه ایرادی داره. چون مردم نروژ هم به چنین چیزی رأی دادهاند. در اون روز، همون حرفهایی رو در مخالفت با آموزش و پرورش دولتی به ایرانیها میزنم، که به نروژیها میزنم.
فهمش خیلی سادهست.
❤293
ایرانی عزیز، یادته بلوچ با نیسان بنزین میبرد اونطرف بفروشه میگفتی «مملکت قانون داره.. نمیشه که بنزینی که مال همهست بردارن ببرند اون طرف». یادته قاچاقچی مواد رو اعدام میکردن میگفتی «مملکت قانون داره.. نمیشه اینایی که بچههای مردم رو معتاد میکنند آزاد بچرخن».
خب مملکت قانون داره، و به زودی طبق قانونش تو هم مجرمی. چون میخواستی به اینترنت وصل بشی.
https://t.me/AnimalsQuotes/7729
خب مملکت قانون داره، و به زودی طبق قانونش تو هم مجرمی. چون میخواستی به اینترنت وصل بشی.
https://t.me/AnimalsQuotes/7729
Telegram
اقوال الانعام
سعی کنید روزی هشت ساعت وایفای را خاموش کنید تا برای خاموش بودن بیست و چهار ساعته آن اماده شوید.
❤347
ایرانی عزیز، یک عمر وقت خودت رو با مادر حزباللهی و پدر سپاهی یا برادر «طرفدار آقا» خودت تلف کردی تا نظرشون رو تغییر بدی، تا اینجوری کمیت براندازان رو بیشتر کنی، اما خلافت اسلامی وقتی به مشکل خورد نه از مادرت کمک گرفت، نه از پدرت، نه از برادرت. رفت از عراق آدم آورد برای سرکوب، و تعدادی از بند سارقان مسلح و خفتگیر زندانها، و تعدادی از بسیجیانی که هیچوقت ندیدیشون. حالا متوجه میشی که چرا بت میگم بازی رو بلد نیستی؟
❤791
خودکشی برای گروگان یک موقعیت بیمعناست. چون معنی نداره دست به قتل بزنی، ولی مقتول گروگانگیر نباشه. مسئله نه ربطی به اخلاق داره نه روانشناسی. مسئله اینه که مطلقا بیمعنیه. معنی نداره در کشوری که اشغالشده خودت رو به کشتن بدی، و این به ضرر اشغالگر تموم نشه. معنی نداره بالاترین هزینه ممکن رو بدی، ولی خرج آزادی نشده باشه.
❤579
وقتی لشکر ناپلئون در یکی از نبردها شکست خورد و تلفات زیادی داد، اجساد جوری روی هم افتاده بودند که خاک دیده نمیشد. اومد صحنه رو که دید، گفت تو یه شب کریسمس همش جبران میشه!
یعنی اگه مردم با هم بخوابند و بچه بندازن، خیلی سریع این تعداد آدم جایگزین میشه.
فرماندهای که حیات انسان براش مهمه این حرف رو میزنه؟ هیچوقت. اما از لحاظ آماری غلط بود؟ نه. اون تلفات در برابر رشد جمعیت فرانسه و مستعمراتش عددی نبود. سربازی که میخواست مصرف نشه، باید قبل از مصرف شدن کاری میکرد که مصرف کردنش پرهزینه دربیاد. ولی نکرد. پس باید ارزون در میاومد. و دراومد.
هیچوقت کسی نمیاد بگه تو عدد نیستی. باید خودت ثابت کنی که عدد نیستی. تا وقتی خودت ثابت نکردی، این درسته که فقط یک عددی. هیچوقت کسی نمیاد بگه تو یک تکه گوشت نیستی. باید خودت ثابت کنی که یک تکه گوشت نیستی. تا وقتی ثابت نکردی، این درسته که فقط یک تکه گوشتی. هیچوقت کسی نمیاد بگه پوست حاکم باید کنده بشه تا بت حکومت کنه. باید خودت ثابت کنی هرکس بخواد بت حکومت کنه پوستش کنده میشه. تا وقتی ثابت نکردی، این درسته که حکومت کردن بت راحته. اونایی که خودشون ثابت نکردند با سکس شب کریسمس جایگزینشدنی نیستند، با سکس شب کریسمس جایگزینشدنیاند.
مطمئنی این رو میفهمی؟ چون فهم همین، یک انقلاب میسازه.
یعنی اگه مردم با هم بخوابند و بچه بندازن، خیلی سریع این تعداد آدم جایگزین میشه.
فرماندهای که حیات انسان براش مهمه این حرف رو میزنه؟ هیچوقت. اما از لحاظ آماری غلط بود؟ نه. اون تلفات در برابر رشد جمعیت فرانسه و مستعمراتش عددی نبود. سربازی که میخواست مصرف نشه، باید قبل از مصرف شدن کاری میکرد که مصرف کردنش پرهزینه دربیاد. ولی نکرد. پس باید ارزون در میاومد. و دراومد.
هیچوقت کسی نمیاد بگه تو عدد نیستی. باید خودت ثابت کنی که عدد نیستی. تا وقتی خودت ثابت نکردی، این درسته که فقط یک عددی. هیچوقت کسی نمیاد بگه تو یک تکه گوشت نیستی. باید خودت ثابت کنی که یک تکه گوشت نیستی. تا وقتی ثابت نکردی، این درسته که فقط یک تکه گوشتی. هیچوقت کسی نمیاد بگه پوست حاکم باید کنده بشه تا بت حکومت کنه. باید خودت ثابت کنی هرکس بخواد بت حکومت کنه پوستش کنده میشه. تا وقتی ثابت نکردی، این درسته که حکومت کردن بت راحته. اونایی که خودشون ثابت نکردند با سکس شب کریسمس جایگزینشدنی نیستند، با سکس شب کریسمس جایگزینشدنیاند.
مطمئنی این رو میفهمی؟ چون فهم همین، یک انقلاب میسازه.
❤711
نتانیاهو گفت نمیتونیم به اوکراین اسلحه بدیم، چون اگه بدیم میفته دست ایران! کاربران اوکراینی، و همه کسانی که اخبار خاورمیانه رو دنبال میکنند، برآشفته شدند و پرسیدند «یعنی تسلیحاتی که به امارات و بحرین و آذربایجان میدیدید نمیفته دست ایران، فقط تسلیحاتی که به اوکراین ممکنه بدید میفته دست ایران؟». از قضا زمانبندی جالبی هم داشت، چون همین روزها از تصاویر ماهوارهای مشخص شد امارات پدافندهای اسراییلی رو نصب کرده (که یعنی از امروز رسما فضای راداری جنوب کشور کف دست اسراییله). اما در دنیای سیاست به جای اینکه حرص بخوری، باید به اینکه چرا طرف مقابل اینطور بازی میکنه بپردازی. وزیر دفاع اسراییل گفت «اطلاعات به اوکراین میدیم، ولی سلاح، نه!». برای رسانهها بولد کردن همین جمله کافی بود. اما جملههای دیگهای هم وجود داشت. همین جناب فرمودند «وقتی عملکرد ارتش روسیه رو میدیدم چشمامو میمالیدم (کنایه ازینکه دارم درست میبینم؟ انقدر ضایعاند؟)، تلفاتی هم که دادهاند قدرت واقعی این ارتش را برملا میکند». یعنی کاربر توعیتر از عملکرد ارتش روسیه تعجب کرد، وزیر دفاع اسراییل هم تعجب کرد؟ بهیچوجه. البته اینکه دولتیها جلوی پاشون رو هم نبینند، یک پدیده رایجه، اما نه در مورد یک موضوع نظامی توسط وزیر دفاع کشوری مثل اسراییل! نظامیان و اطلاعاتیهای اسراییل، نزدیک یک دههست که دارند کیفیت روسها رو در سوریه میبینند. اگر همه هشت میلیارد نفر ساکنان زمین هم از عملکردشون در اوکراین تعجب کنند، اسراییلیها نمیکنند. وقتی میاد میگه چشمامو میمالیدم نمیخواد بگه که واقعا در بهت فرو رفته بودم. میخواد در فضای پابلیک بگه «ما هم میدونیم اینا گاون». وقتی به آمار تلفات و «قدرت واقعی» اشاره میکنه، میخواد بگه «ما هم میدونیم نباید روی این لوزرها شرط بست». اینکه به اوکراین سلاح نمیدیم به خاطر این نیست که طرف این گاوهای لوزر هستیم.
پس دلیلش چیه؟
در پرانتز باید این رو ذکر کرد که درباره نقش کمک تسلیحاتی اسراییل اغراق شده. اولا که تولیدات در حدی نیست که بتونند در تیراژ انبوه سلاح ارسال کنند. و ثانیا همون چیزهایی که ممکن بود ارسال کنند برای پیروزی در نبردها موثر میبود، نه در پیروزی در کلیت جنگ. برای پیروزی در کلیت جنگ نیاز به تغییر سیاست در اروپا و آمریکاست. فعلا با روسها توافق دارند که «دفاع» اوکراین، شامل حمله به خاک روسیه نباشه. تا وقتی این ملاحظه وجود داره، شانسی برای پیروزی بر اشرار روس وجود نداره.
اغراق رسانهای درباره کمک اسراییلی، بیشتر جنبه سیاسی داره، تا نظامی. چون موضع فعلی اسراییل، اونها رو در مقابل اروپا قرار داده. و هدف هم دقیقا همینه.
هیچکس دلسوز خانوادههای اوکراینی که هرروز سلاخی میشن نیست. خیلیها از غرب تا شرق، حتی مثل ما ایرانیها که آرزو داریم قلدرها و قلدرپرستها تحقیر بشن، اهمیت به تسلط قلدرها بر مردم خودشون نمیدن. اگر هنوز سلاحی ارسال میشه، و اگه اعضای ناتو در حال کمک و همراهی با اوکراین هستند، فقط به این دلیله که موفقیت روسیه تبعات بدی داره. چون اگر موفق بشه کشورهای ضعیفتر یکی ازین دو نتیجهگیری رو خواهند داشت: باید ما هم بمب اتم داشته باشیم تا بتونیم به مساحت کشورمون اضافه کنیم بدون اینکه کسی جرئت کنه جلومون رو بگیره، یا، باید ما هم بمب اتم داشته باشیم تا همسایههامون جرئت نکنند خاک ما رو اشغال کنند! و هر دو نتیجه فاجعهباره، چون بیشتر کشورهای ضعیف و در حال توسعه یا سودای احیای امپراتوری قدیمشون رو در سر دارند، یا در همسایگی کشوری هستند که باشون اختلاف مرزی دارند. و قرار باشه هر ننهقمری این سیاست رو استراتژی خودش قرار بده، دیگه نمیشه جمعش کرد.
اما این برای اسراییل چیز تازهای نیست. چون همین الان با آدمخورهای شیعی که قصد اتمیشدن رو دارند، مواجهند. در واقع پاسخ فارسی اسراییل به اروپا در این جملات خلاصه میشه: «نهایت این تبعات خطرناک که میفرمایید ممکن است رخ بدهد چیست؟ مگر نهایت خطری که هر ننهقمری در جهان بیفتد دنبال بمب اتم این نیست که تروریستهای مذهبی هم مجهز به بمب اتم شوند؟ خب دارند میشوند، و ما میخواستیم مانعشان بشویم، ولی شما یا نگذاشتید یا کارمان را کند کردید، و هی رفتید با آنها شام خوردید، و قرارداد بستید، و اگر ترامپ نبود هنوز داشتید با آنها قرارداد میبستید. قرار نیست برای ما اسراییلیها شرایط ازینی که هست بدتر شود. و اینی که هست را خود شما ایجاد کردید».
«اگر سلاح بدهیم به اوکراین ممکن است بیفتد دست آخوندها»، یعنی اگر شری که اروپا با آن مواجه است را دفع کنیم، میروند دوباره با آخوند شام میخورند و میخندند و قرارداد میبندند! هروقت تغییر رویه دادند و شری که سالهاست در مقابل ماست را به رسمیت شناختند و مثل شر با آن برخورد کردند، ما هم با شری که آنها را ترسانده مثل شر برخورد خواهیم کرد.
به همین سادگی و رو راستی.
پس دلیلش چیه؟
در پرانتز باید این رو ذکر کرد که درباره نقش کمک تسلیحاتی اسراییل اغراق شده. اولا که تولیدات در حدی نیست که بتونند در تیراژ انبوه سلاح ارسال کنند. و ثانیا همون چیزهایی که ممکن بود ارسال کنند برای پیروزی در نبردها موثر میبود، نه در پیروزی در کلیت جنگ. برای پیروزی در کلیت جنگ نیاز به تغییر سیاست در اروپا و آمریکاست. فعلا با روسها توافق دارند که «دفاع» اوکراین، شامل حمله به خاک روسیه نباشه. تا وقتی این ملاحظه وجود داره، شانسی برای پیروزی بر اشرار روس وجود نداره.
اغراق رسانهای درباره کمک اسراییلی، بیشتر جنبه سیاسی داره، تا نظامی. چون موضع فعلی اسراییل، اونها رو در مقابل اروپا قرار داده. و هدف هم دقیقا همینه.
هیچکس دلسوز خانوادههای اوکراینی که هرروز سلاخی میشن نیست. خیلیها از غرب تا شرق، حتی مثل ما ایرانیها که آرزو داریم قلدرها و قلدرپرستها تحقیر بشن، اهمیت به تسلط قلدرها بر مردم خودشون نمیدن. اگر هنوز سلاحی ارسال میشه، و اگه اعضای ناتو در حال کمک و همراهی با اوکراین هستند، فقط به این دلیله که موفقیت روسیه تبعات بدی داره. چون اگر موفق بشه کشورهای ضعیفتر یکی ازین دو نتیجهگیری رو خواهند داشت: باید ما هم بمب اتم داشته باشیم تا بتونیم به مساحت کشورمون اضافه کنیم بدون اینکه کسی جرئت کنه جلومون رو بگیره، یا، باید ما هم بمب اتم داشته باشیم تا همسایههامون جرئت نکنند خاک ما رو اشغال کنند! و هر دو نتیجه فاجعهباره، چون بیشتر کشورهای ضعیف و در حال توسعه یا سودای احیای امپراتوری قدیمشون رو در سر دارند، یا در همسایگی کشوری هستند که باشون اختلاف مرزی دارند. و قرار باشه هر ننهقمری این سیاست رو استراتژی خودش قرار بده، دیگه نمیشه جمعش کرد.
اما این برای اسراییل چیز تازهای نیست. چون همین الان با آدمخورهای شیعی که قصد اتمیشدن رو دارند، مواجهند. در واقع پاسخ فارسی اسراییل به اروپا در این جملات خلاصه میشه: «نهایت این تبعات خطرناک که میفرمایید ممکن است رخ بدهد چیست؟ مگر نهایت خطری که هر ننهقمری در جهان بیفتد دنبال بمب اتم این نیست که تروریستهای مذهبی هم مجهز به بمب اتم شوند؟ خب دارند میشوند، و ما میخواستیم مانعشان بشویم، ولی شما یا نگذاشتید یا کارمان را کند کردید، و هی رفتید با آنها شام خوردید، و قرارداد بستید، و اگر ترامپ نبود هنوز داشتید با آنها قرارداد میبستید. قرار نیست برای ما اسراییلیها شرایط ازینی که هست بدتر شود. و اینی که هست را خود شما ایجاد کردید».
«اگر سلاح بدهیم به اوکراین ممکن است بیفتد دست آخوندها»، یعنی اگر شری که اروپا با آن مواجه است را دفع کنیم، میروند دوباره با آخوند شام میخورند و میخندند و قرارداد میبندند! هروقت تغییر رویه دادند و شری که سالهاست در مقابل ماست را به رسمیت شناختند و مثل شر با آن برخورد کردند، ما هم با شری که آنها را ترسانده مثل شر برخورد خواهیم کرد.
به همین سادگی و رو راستی.
❤614
ایرانی عزیز، تو چیزهایی دیدی که مردم جهان هیچوقت ندیدهاند، پس طبیعیه که شعاری بدی که قبلا کسی نداده، و کارهایی بکنی که قبلا کسی نکرده. در مصلی پشت به قبله نشستن کاریه که هیچوقت کسی در کل جهان اسلام انجام نداده بود، ولی کشاورزان ما کردند. حمله کردن به اقتصاد دستوری، در ترانه هیچ انقلابی جای نگرفته بود، ولی ما جا دادیم. تو باید اعتماد به نفس لازم برای انجام همه اولینها رو داشته باشی. یکیش هم میتونه تقاضا برای بستن سفارتهای کشورت باشه، که ظاهرن سفارت کشورت هستند ولی پایگاه تروریستهاییاند که گروگانت گرفتهاند. بله غرب وقعی نخواهد داد. عربستان در سفارت خودش غرفه کالباسسازی احداث کرد، اما سفارتهاش رو نبستند. حتی مردم کشورهای دموکراتیک هم جمع نشدند یکجا که بگن دیپلماتهای سعودی را از کشور ما اخراج کنید! همین چندروز پیش در منچستر عدهای چینیتبار مقابل کنسولگری چین تظاهرات کردند و دیپلمات چینی یکی از معترضین رو به زور کشید داخل و کتکش زد. هیچکس تا الان از دولت انگلیس نخواسته کنسولگریهای چین رو ببندید. چون روابط با عربستان یا چین، یا هر الاغستانی که به منابع طبیعی یا انسانیش نیاز دارند، برای دولت، و مردم، مهمتر از خطر عادیسازی شره. اما این مسئولیت رو از رو دوش انسان برنمیداره. بذار هرچقدر خواستند پایگاههای تروریستی داعش شیعی در کشورهای خودشون رو باز نگه دارند، تو به اصرار به اینکه باید بسته بشن ادامه بده. با هر وسیلهای و با هر رسانهای. ازینکه کاری بکنی و چیزی بگی که دغدغه شهروند غربی هم نیست، نترس. مسئولیت تو در برابر شر بیشتره. چون تو چیزهایی دیدی که بقیه مردم دنیا ندیدن.
❤1.07K
پسران گرسنهی سکس در هند که حقوق ماهیانهشون صرفا خرید گوشی هوشمند و دسترسی به پورنهاب رو میسر میکرد، نه تشکیل زندگی مشترک رو، در اتوبوس وقتی دختری رو دوره میکردند برای تجاوز، سعی میکردند همون صحنههایی رو بازسازی کنند که در پورنهاب دیده بودند، و وضعیت حکومت شیعی ایران، در برابر چین و روسیه، دقیقا وضعیت اون دخترهای گرفتار شده در انتهای اتوبوس رو تداعی میکنه. با این تفاوت که جمهوری مفعولی اسلامی، داوطلبانه خودش رو به انتهای اتوبوس رسونده و ازون دو دعوت کرده تا صحنههایی که مایلند رو بازسازی کنند. این دختر داوطلب، فقط در داوطلبگی خودش مختاره، نه در هیچ قسمت دیگهای از بازسازی. نه در انتخاب ژانر اجازه داره دخالت کنه، نه در پوزیشن!
استالین قرن بیست یکم، اراده کرد روسیه رو بستهتر کنه. و انجامش داد. علاوه بر پذیرفتن عامدانه تحریمها، از همهچیز جنگ برای توجیه خفقان بیشتر استفاده کرد. به بهانه سربازگیری به مدیران استانی اختیارات فراقانونی داده شده تا هرکاری که مایل بودند انجام بدن. مثلا ربودن خبرنگار، قبلا هم انجام میشد، اما کسی مسئولیتش رو به عهده نمیگرفت. ولی الان میتونه به صورت کاملا رسمی انجام بشه.
مائوی قرن بیست و یکم هم اراده کرده چین رو بستهتر کنه، که البته با توجه به نقش این کشور به عنوان کارخانه جهان، مصرفکننده جهانی کالاها خیلی متوجه این بستهتر شدن نخواهد شد. ولی شهروند چینی با گوشت و پوست و اعصاب خودش تجربهش خواهد کرد. در کنگره حزب کمونیست دیگه حرفی از سبقت گرفتن از اقتصاد آمریکا مطرح نبود. موضوعی که تا همین چندسال پیش گوش همه رو با حرف زدن مدام دربارهش کر کرده بودند. و حالا امنیت رو هدف غایی حزب معرفی میکنند. همچون همقماشان روسشون، اینها هم دنبال اختیارات فراقانونی بیشتر برای سرکوب هستند.
و درست در این شرایطه که از جهان چندقطبی صحبت میکنند! که به طرز مضحکی خلاف رویهای است که انتخاب کردهاند. در لاک خود فرو رفتن و دیوارهای دور کشور رو بلندتر کردن، و کرهشمالیزهسازی مملکت، با قطب شدن در تناقضه. جهان در صورتی چندقطبی میبود که رقیب مدرن آمریکا، حداقل به اندازه آمریکا، باز باشه.
اما تناقض و ضعف قلدرهای توتالیتر هرچه که باشه، و اتوبوسشون به سمت هر درهای در حرکت باشه، روسپی داوطلبشون هم با خودشون میبرند. بنابراین جمهوری مفعولی اسلامی هم موظفه در جهت بستهتر شدن و انزوا، به سیم آخر بزنه. قید توافقی که براش پول میسازه رو بزنه، خودش رو در معرض تحریمهای شورای امنیت و درگیری با ناتو قرار بده، و با دست خودش برای حمله محتمل آمریکا و اسراییل در آینده، بستر حقوقی فراهم کنه. با این تصور کودکانه که عضوی از «محور» شده. محور بستهگرایان! که فکر میکنه شانسی دارند.
مردم چین و مردم روسیه مدتی بعد میفهمند خیلی آرام داخل چه دیگ آب داغی قرار گرفتهاند. اما حکومتشون خیلی قبلتر ازینکه به صخره بخورند، اونی که ته اتوبوس ازش استفاده کردند رو بیرون میاندازند.
استالین قرن بیست یکم، اراده کرد روسیه رو بستهتر کنه. و انجامش داد. علاوه بر پذیرفتن عامدانه تحریمها، از همهچیز جنگ برای توجیه خفقان بیشتر استفاده کرد. به بهانه سربازگیری به مدیران استانی اختیارات فراقانونی داده شده تا هرکاری که مایل بودند انجام بدن. مثلا ربودن خبرنگار، قبلا هم انجام میشد، اما کسی مسئولیتش رو به عهده نمیگرفت. ولی الان میتونه به صورت کاملا رسمی انجام بشه.
مائوی قرن بیست و یکم هم اراده کرده چین رو بستهتر کنه، که البته با توجه به نقش این کشور به عنوان کارخانه جهان، مصرفکننده جهانی کالاها خیلی متوجه این بستهتر شدن نخواهد شد. ولی شهروند چینی با گوشت و پوست و اعصاب خودش تجربهش خواهد کرد. در کنگره حزب کمونیست دیگه حرفی از سبقت گرفتن از اقتصاد آمریکا مطرح نبود. موضوعی که تا همین چندسال پیش گوش همه رو با حرف زدن مدام دربارهش کر کرده بودند. و حالا امنیت رو هدف غایی حزب معرفی میکنند. همچون همقماشان روسشون، اینها هم دنبال اختیارات فراقانونی بیشتر برای سرکوب هستند.
و درست در این شرایطه که از جهان چندقطبی صحبت میکنند! که به طرز مضحکی خلاف رویهای است که انتخاب کردهاند. در لاک خود فرو رفتن و دیوارهای دور کشور رو بلندتر کردن، و کرهشمالیزهسازی مملکت، با قطب شدن در تناقضه. جهان در صورتی چندقطبی میبود که رقیب مدرن آمریکا، حداقل به اندازه آمریکا، باز باشه.
اما تناقض و ضعف قلدرهای توتالیتر هرچه که باشه، و اتوبوسشون به سمت هر درهای در حرکت باشه، روسپی داوطلبشون هم با خودشون میبرند. بنابراین جمهوری مفعولی اسلامی هم موظفه در جهت بستهتر شدن و انزوا، به سیم آخر بزنه. قید توافقی که براش پول میسازه رو بزنه، خودش رو در معرض تحریمهای شورای امنیت و درگیری با ناتو قرار بده، و با دست خودش برای حمله محتمل آمریکا و اسراییل در آینده، بستر حقوقی فراهم کنه. با این تصور کودکانه که عضوی از «محور» شده. محور بستهگرایان! که فکر میکنه شانسی دارند.
مردم چین و مردم روسیه مدتی بعد میفهمند خیلی آرام داخل چه دیگ آب داغی قرار گرفتهاند. اما حکومتشون خیلی قبلتر ازینکه به صخره بخورند، اونی که ته اتوبوس ازش استفاده کردند رو بیرون میاندازند.
❤558
یکی از جوکهایی که در اواخر دوران شوروی (که مردم عادت داشتند به صفهای طولانی) بین عوام رواج پیدا کرد این بود که مردی که ساعتها در صف خرید ودکا بود، بالاخره از کوره در میره و میگه دیگه نمیتونم تو صف وایسم، میرم کرملین خود گورباچف رو میکشم! سپس از صف خارج میشه و میره، اما مدتی بعد برمیگرده. ازش میپرسند چی شد؟ و میگه رفتم دیدم صف کشتن گورباچف طولانیتره!
صف برای تهیه کالاهای عمومی مورد نیاز مردم، به یک محرک سیاسی تبدیل میشه. چون افراد غیرسیاسی رو هم میتونه چنان عاصی کنه که به براندازی فکر کنند. در دوران جنگ جهانی دوم، دولت شوروی صف در پیادهرو رو ممنوع کرده بود، و فروشگاهها فقط در داخل ساختمان یا محوطهشون اجازه داشتند صف داشته باشند. چون حتی منظره صف برای رهگذران هم میتونه یک پیام سیاسی بشون منتقل کنه. اما فقر، ناکارآمدی و اقتصاد دستوری، اجازه نداد این ممنوعیت پابرجا بمونه و بعد از جنگ صفها طولانیتر شد. اینکه روز یکشنبه وارد صف بشن و نفر هزار و پانصد باشن و روز دوشنبه برگردند و ببینند نفر ششصد و پنجاه هستند، عادی بود. دلیل چنین وضعی صرفا بسته بودن اقتصاد و فقدان رقابت در بازار نبود، که البته خود این دلیل بزرگیه. بلکه این اولویتبندیهای حکومت بود که افکت منفی اقتصاد بسته رو چندبرابر میکرد. شوروی هشت سال بعد از اینکه فضانوردش رو به مدار زمین بفرسته، اولین کارخانه دستمال توالت رو راهاندازی کرد! در حالی که پشت سر هم ماهواره به فضا میفرستادند، دولت در توزیع صابون عاجز بود.
چون این پرتاب موشک بود که میتونست اقتدار رو به نمایش دربیاره، نه توزیع درست صابون. کسی اینطور فکر نمیکرد که اینکه هرکس صابون لازم داشت بره تا سر خیابون و از فروشگاه بخره و ده دقیقه بعد برگرده نشون میده که مملکت داره درست کار میکنه. نشانه درست کار کردن مملکت این بود که کارهای بزرگ، مخصوصا کارهایی که بقیه انجام ندادهاند، انجام بشه. البته حقیقت مثل چکههای آب لولهای که نشت میده و به مرور کل سقف نم میده، به مرور به همهجا نفوذ خواهد کرد، از جمله در ذهن کسانی که به کارهای بزرگ چشم دوخته بودند. دقیقا همون کسانی که از ساخت بزرگترین موشکها و هواپیماها و کارخانهها و اتوبانها کیفور میشدند، این حس زمینهای در ذهنشون جا میگرفت که «هیچ چیز این خرابشده درست کار نمیکنه». و همینها وقتی شوروی از هم پاشید، درست مثل اینکه یک فیلم در حال پخش باشه، فقط تماشا کردند.
و ما در ایران محکومیم به تجربه نسخه کمدی-شیعی شوروی. درست همزمان با ذوقزدگی نظام و کوتولههای سایبریش از قدرت راکتهای ملخدار سپاه در کشتن زنان باردار، صف نان در بیشتر مناطق شهری به وضعیت دهه شصت برگشته. حذف کامل برنج از سفره خیلی از خانوادهها، و دستوری بودن کل مسیر مزرعه تا نانوایی، وضعیت رو به بدتر از دوران جنگ تبدیل کرده. همونطور که صفهای دهه ۱۹۸۰ شوروی به مراتب بدتر از صفهای دهه ۱۹۴۰ بودند. قسمت کمدی این تکرار تاریخی اونجاست که برای خرید نان یک سیستم پرداخت، با صفحه تاچ! راهاندازی شده که در دنیا مشابهش وجود نداره!
ازونجایی که عقلانیتی در کار نیست که مسیر رو تغییر بده، مرحله حتمی بعدی اینه که اونهایی که در صف هستند، در لحظه فروپاشی فقط تماشا کنند.
صف برای تهیه کالاهای عمومی مورد نیاز مردم، به یک محرک سیاسی تبدیل میشه. چون افراد غیرسیاسی رو هم میتونه چنان عاصی کنه که به براندازی فکر کنند. در دوران جنگ جهانی دوم، دولت شوروی صف در پیادهرو رو ممنوع کرده بود، و فروشگاهها فقط در داخل ساختمان یا محوطهشون اجازه داشتند صف داشته باشند. چون حتی منظره صف برای رهگذران هم میتونه یک پیام سیاسی بشون منتقل کنه. اما فقر، ناکارآمدی و اقتصاد دستوری، اجازه نداد این ممنوعیت پابرجا بمونه و بعد از جنگ صفها طولانیتر شد. اینکه روز یکشنبه وارد صف بشن و نفر هزار و پانصد باشن و روز دوشنبه برگردند و ببینند نفر ششصد و پنجاه هستند، عادی بود. دلیل چنین وضعی صرفا بسته بودن اقتصاد و فقدان رقابت در بازار نبود، که البته خود این دلیل بزرگیه. بلکه این اولویتبندیهای حکومت بود که افکت منفی اقتصاد بسته رو چندبرابر میکرد. شوروی هشت سال بعد از اینکه فضانوردش رو به مدار زمین بفرسته، اولین کارخانه دستمال توالت رو راهاندازی کرد! در حالی که پشت سر هم ماهواره به فضا میفرستادند، دولت در توزیع صابون عاجز بود.
چون این پرتاب موشک بود که میتونست اقتدار رو به نمایش دربیاره، نه توزیع درست صابون. کسی اینطور فکر نمیکرد که اینکه هرکس صابون لازم داشت بره تا سر خیابون و از فروشگاه بخره و ده دقیقه بعد برگرده نشون میده که مملکت داره درست کار میکنه. نشانه درست کار کردن مملکت این بود که کارهای بزرگ، مخصوصا کارهایی که بقیه انجام ندادهاند، انجام بشه. البته حقیقت مثل چکههای آب لولهای که نشت میده و به مرور کل سقف نم میده، به مرور به همهجا نفوذ خواهد کرد، از جمله در ذهن کسانی که به کارهای بزرگ چشم دوخته بودند. دقیقا همون کسانی که از ساخت بزرگترین موشکها و هواپیماها و کارخانهها و اتوبانها کیفور میشدند، این حس زمینهای در ذهنشون جا میگرفت که «هیچ چیز این خرابشده درست کار نمیکنه». و همینها وقتی شوروی از هم پاشید، درست مثل اینکه یک فیلم در حال پخش باشه، فقط تماشا کردند.
و ما در ایران محکومیم به تجربه نسخه کمدی-شیعی شوروی. درست همزمان با ذوقزدگی نظام و کوتولههای سایبریش از قدرت راکتهای ملخدار سپاه در کشتن زنان باردار، صف نان در بیشتر مناطق شهری به وضعیت دهه شصت برگشته. حذف کامل برنج از سفره خیلی از خانوادهها، و دستوری بودن کل مسیر مزرعه تا نانوایی، وضعیت رو به بدتر از دوران جنگ تبدیل کرده. همونطور که صفهای دهه ۱۹۸۰ شوروی به مراتب بدتر از صفهای دهه ۱۹۴۰ بودند. قسمت کمدی این تکرار تاریخی اونجاست که برای خرید نان یک سیستم پرداخت، با صفحه تاچ! راهاندازی شده که در دنیا مشابهش وجود نداره!
ازونجایی که عقلانیتی در کار نیست که مسیر رو تغییر بده، مرحله حتمی بعدی اینه که اونهایی که در صف هستند، در لحظه فروپاشی فقط تماشا کنند.
❤641
بحث و دعوا بود سر دور ریختن یه سری خرت و پرت شکستنی
که «استفاده نمیکنیم بریزیم بره..»
یا
«حیفه یه روز لازم میشه!»
به عنوان ناظر بیطرف گفت یه کاری کنید. بذاریدشون انباری. به مرور زمان با جابجایی بقیه وسایل، از قفسه میفته، یا یه چیزی میفته روش.. میشکنند بالاخره. بعد که شکست، بریزید دور! اینجوری هم نگه داشتید چون حیفه، هم ریختید دور چون قابل استفاده نیست.
اگه یه سری چیزها هست که باید بذاری کنار، ولی بشون وابستهای، اجازه بده بشکنند. انباری یعنی دور کردن از چشم. اگه جلوت باشه، نمیذاری بشکنند. باید از جلوی چشمت دور کنی، تا جلوی شکستنشون رو نگیری. خودت رو گول بزن که هست، ولی جلوت نیست. تا فرصت پیش بیاد که بشکنه.
یاد گرفتن این مثل نارنجک دستی خطرناکه. فقط جایی که لازمه استفاده کن... و مواظب باش زیر پات نیفته.
که «استفاده نمیکنیم بریزیم بره..»
یا
«حیفه یه روز لازم میشه!»
به عنوان ناظر بیطرف گفت یه کاری کنید. بذاریدشون انباری. به مرور زمان با جابجایی بقیه وسایل، از قفسه میفته، یا یه چیزی میفته روش.. میشکنند بالاخره. بعد که شکست، بریزید دور! اینجوری هم نگه داشتید چون حیفه، هم ریختید دور چون قابل استفاده نیست.
اگه یه سری چیزها هست که باید بذاری کنار، ولی بشون وابستهای، اجازه بده بشکنند. انباری یعنی دور کردن از چشم. اگه جلوت باشه، نمیذاری بشکنند. باید از جلوی چشمت دور کنی، تا جلوی شکستنشون رو نگیری. خودت رو گول بزن که هست، ولی جلوت نیست. تا فرصت پیش بیاد که بشکنه.
یاد گرفتن این مثل نارنجک دستی خطرناکه. فقط جایی که لازمه استفاده کن... و مواظب باش زیر پات نیفته.
❤459
هنوز داره از خوشحالی بچهشیعه از کشتار مردم غیرنظامی اوکراین تعجب میکنه. چون وقتی همین بچهشیعهها به خشک کردن چشمه روستاها در سوریه توسط سپاه قدس با هدف تسلیم کردنشون، افتخار میکردند؛ توجه نمیکرد. چرا توجه نمیکرد؟ چون با خودش میگفت من که نمیدونم چه خبره تو سوریه، و اگه بدونم هم نمیتونم کاری بکنم.
که ترجمهش میشه: «امکان داره دروغ باشه، و امکان داره لازم نباشه بش فکر کنم». به عبارتی داشت با توسل به تشکیک درباره واقعیات دریایی از جنایات رخ داده، به آدمکشها تخفیف میداد، تا به خودش تخفیف داده باشه.
اما چرا میخواد به خودش تخفیف بده؟ تا نیاز فوری به روبرو شدن با اشرار رو به تأخیر بندازه، تا انقدر به تأخیر بیفته که هیچوقت لازم نشه.
تأخیرطلبان پرشمارند، و همهجا هستند، و خیلیهاشون رخ معنوی دارند. از طلبه زاهد گرفته تا حاجی کربلایی مشهدی کاسبی که ازش فقط کار خیر دیدن. ممکنه از تشکیک هم عبور کنند، و حتی خودشون از جنایات واقع شده متأثر بشن، اما تأثرشون رو یه جوری تنظیم میکنند که انگار «جنایت سنگینی است ولی فعلا در حدی نیست که بلند شویم کاری کنیم».
وقتی تأخیر رو کش بدی، اشرار بت نزدیکتر میشن. اول به جسد متلاشی شده کودک سوری میخندند، سپس به تکه تکه شدن زن باردار اوکراینی میخندند، سپس به تجاوز به و قتل دختر خودت خواهند خندید. و اون موقع تعجبت دیگه نجاتت نمیده.
که ترجمهش میشه: «امکان داره دروغ باشه، و امکان داره لازم نباشه بش فکر کنم». به عبارتی داشت با توسل به تشکیک درباره واقعیات دریایی از جنایات رخ داده، به آدمکشها تخفیف میداد، تا به خودش تخفیف داده باشه.
اما چرا میخواد به خودش تخفیف بده؟ تا نیاز فوری به روبرو شدن با اشرار رو به تأخیر بندازه، تا انقدر به تأخیر بیفته که هیچوقت لازم نشه.
تأخیرطلبان پرشمارند، و همهجا هستند، و خیلیهاشون رخ معنوی دارند. از طلبه زاهد گرفته تا حاجی کربلایی مشهدی کاسبی که ازش فقط کار خیر دیدن. ممکنه از تشکیک هم عبور کنند، و حتی خودشون از جنایات واقع شده متأثر بشن، اما تأثرشون رو یه جوری تنظیم میکنند که انگار «جنایت سنگینی است ولی فعلا در حدی نیست که بلند شویم کاری کنیم».
وقتی تأخیر رو کش بدی، اشرار بت نزدیکتر میشن. اول به جسد متلاشی شده کودک سوری میخندند، سپس به تکه تکه شدن زن باردار اوکراینی میخندند، سپس به تجاوز به و قتل دختر خودت خواهند خندید. و اون موقع تعجبت دیگه نجاتت نمیده.
❤622
تو جنگ، پرستارها عاملان «درستکار» جبههاند. ولی اگه کشته شدند کسی نمیگه عملیات بعدی را به انتقام خون فلان پرستار انجام خواهیم داد. اسم کسی رو میذارن روی عملیات بعدی که قبلا چندجا رو ترکونده باشه.
نمیتونی جای رونقی رو بگیری وقتی به اندازه رونقی دشمن رو نچزوندی. تو وضعیت جنگی، امتیازات جنگی اهمیت داره.
نمیتونی جای رونقی رو بگیری وقتی به اندازه رونقی دشمن رو نچزوندی. تو وضعیت جنگی، امتیازات جنگی اهمیت داره.
❤606
«گلشیفته میگه پرچم شیر خورشید نیارید تو تظاهرات.. ولی این پرچم، تاریخ ماست. تاریخمون رو نیاریم؟ با اینا باید چیکار کرد؟».
حاجی بذار بیان تو تظاهرات حالا، شورت مامانشون هم به عنوان پرچم آوردن مهم نیست. الان بقای مردم ایران موضوع اصلیه، نه تاریخش. تو وضعیت جنگی که به ائتلاف با شیطان هم نیاز داریم، نباید به ادابازی همدیگه گیر داد. یه روزی که تشکیلات اوباش فرو ریخت، که من نیستم اون روز البته، میشینید با یه رفراندوم اینترنتی برای لوگوی وسط پرچم هم تصمیم میگیرید. نظر من هم اینه که شمشیرش رو حذف کنند و فقط خود شیر و با خورشید پشتش بمونه. اون روز یکی لطف کنه به جای من این رأی رو بده 😄
حاجی بذار بیان تو تظاهرات حالا، شورت مامانشون هم به عنوان پرچم آوردن مهم نیست. الان بقای مردم ایران موضوع اصلیه، نه تاریخش. تو وضعیت جنگی که به ائتلاف با شیطان هم نیاز داریم، نباید به ادابازی همدیگه گیر داد. یه روزی که تشکیلات اوباش فرو ریخت، که من نیستم اون روز البته، میشینید با یه رفراندوم اینترنتی برای لوگوی وسط پرچم هم تصمیم میگیرید. نظر من هم اینه که شمشیرش رو حذف کنند و فقط خود شیر و با خورشید پشتش بمونه. اون روز یکی لطف کنه به جای من این رأی رو بده 😄
❤956
دکتر سکویی در اینکه براندازان قلابی رو رسوا کنه هنرمنده، اما هیچوقت نشون نداده یک ایرانی مبارز که خارج از ایرانه باید چه کاری انجام بده. تمسخر قلابیها لازمه، اما کافی نیست. تقریبا چهل ساله که در آمریکا ساکنه، اما در طول این چهل سال هیچ حرکت سازمانیافتهای برای دفع نایاک توسط جامعه آمریکا انجام نداده. یعنی این تعداد از ایرانیان مقیم ایالات متحده، اندازه چهارتا فعال محیطزیست که رنگ میپاشند روی شیشه دفاتر مرکزی شرکتهای نفتی، قدرت سازماندهی ندارند؟ چرا هنوز رسانه آمریکایی باید بتونه به خودش اجازه بده که به نگار مرتضوی تریبون بده؟ یعنی اینهمه ایرانی به اندازه پنج تا فمنیست اوکراینی که تو کنفرانسها برهنه میشن، عرضه بهم ریختن جلساتی که کارمندان بیحجاب سپاه قدس سخنرانی میکنند، ندارند؟
البته که دارند. ولی دکتر سکویی و نسلش، کار سیاسی بلد نیستند، چون هیچوقت انجامش ندادند. در چارچوب ذهنی اونها، یا سلطنت داریم، یا شورش علیه سلطنت، که خون نیاز داره. که البته در ایران معنا داره، اما این دوگانه در آمریکا، کارکردی نداره. بنابراین چهل سال تمام دچار بیکاری مفرط شدند. وقتی آچارت هیچ پیچی رو باز نکنه، مجبوری بذاریش تو کمد.
البته که دارند. ولی دکتر سکویی و نسلش، کار سیاسی بلد نیستند، چون هیچوقت انجامش ندادند. در چارچوب ذهنی اونها، یا سلطنت داریم، یا شورش علیه سلطنت، که خون نیاز داره. که البته در ایران معنا داره، اما این دوگانه در آمریکا، کارکردی نداره. بنابراین چهل سال تمام دچار بیکاری مفرط شدند. وقتی آچارت هیچ پیچی رو باز نکنه، مجبوری بذاریش تو کمد.
❤650
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق رساله مینوشت، شب درباره اینکه خانواده سرباز بالای برجک رو باید کجای شهر ساکن کرد که دیرتر از همه به دست دشمن بیفتند. فیلسوف مثل یک طبیب بود که به جای شریک شدن در سوگواری بیمارش از بلایی که سرش اومده، یا قراره بیاد، مستقیم میره سراغ راه کنترل پیشروی بیماری یا درمان. پزشک نمیگفت با این عفونت پاهاتو از دست میدی، بیا با هم گریه کنیم! بش میگفت باید قطعش کنم، و باید این علف مخدر رو بخوری تا بتونی تحملش کنی. فیلسوف برای مردم مظلومی که قرار بود سلاخی بشن روضه نمیخوند. بشون میگفت قراره نصفتون تلف بشید. برای زنده موندن بقیه باید این کارهایی که میگم رو بکنید! خودش در محیطی به دنیا اومده بود، که شانس کودک انسان برای بقا از شانس تولههای سگهای خیابانی کمتر بود. در سی سالگی متوجه نمیشد که اون بیرون آدمها آمادهاند که شکمش رو پاره کنند، حتی اگه بیدفاع باشه. در شش سالگی متوجه شده بود. برای همین از وقتی که برای مردم اندیشه تولید میکرد، با این پیشفرض محکم تولید میکرد که خشونت بخشی از زندگیشون خواهد بود، و بر همین مبنا باید برنامهریزی کنند.
اونی که تازه داره درباره مشروعیت دفاع از خود در برابر حکومت تئوری میده، نه فیلسوفه نه صاحب اندیشه. فیلسوف باید با مکانیک زندگی مردمش آشنا باشه، و درباره همون حرف بزنه، و در چارچوب همون راهکار بده. فضای دوران ما پر شده از وراجی افرادی که پول گرفتهاند و پول خرجشان شده تا وراجی کنند. همین که بفهمیم فقدان شدید «فیلسوفِ مردم» کارمون رو لنگ کرده، یک قدم به جلو خواهد بود.
اونی که تازه داره درباره مشروعیت دفاع از خود در برابر حکومت تئوری میده، نه فیلسوفه نه صاحب اندیشه. فیلسوف باید با مکانیک زندگی مردمش آشنا باشه، و درباره همون حرف بزنه، و در چارچوب همون راهکار بده. فضای دوران ما پر شده از وراجی افرادی که پول گرفتهاند و پول خرجشان شده تا وراجی کنند. همین که بفهمیم فقدان شدید «فیلسوفِ مردم» کارمون رو لنگ کرده، یک قدم به جلو خواهد بود.
❤466
گلشیفته میگه شعار مرگ یعنی خشونت. هیچکس میگه خشونت لازمه دفاع مشروع است.
قشنگ معلومه کدومشون «جنگل آسفالت» رو میشناسه، و کدومشون خاورمیانه رو با زمین چمن کالج اشتباه گرفته.
قشنگ معلومه کدومشون «جنگل آسفالت» رو میشناسه، و کدومشون خاورمیانه رو با زمین چمن کالج اشتباه گرفته.
❤769