Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یه روز پنج‌شنبه عصر با دوستم رفته بودیم روضه.
یادم نیست کدوم خری رو آورده بودند، ولی یادمه که معروف بود.
جمعیت زیاد بود و بیرون موکت انداخته بودند. اونجایی که ما نشستیم موکت کم اومده بود. نصف پامون میفتاد رو ماسه بنایی، که یه گوشه ریخته بودن و کار بنایی‌شون تموم شده بود اما هنوز جمعش نکرده بودن. در نتیجه ناچار شدیم مقدار اندکی از موکت که سهم ما بود رو صرفا به باسن‌مون اختصاص بدیم، و زانوها رو بگیریم تو بغل‌مون.
به دوستم گفتم ما چرا اینجاییم؟ مگه الان پنج‌شنبه نیست؟ مگه نباید آدم آخر هفته با خانواده‌ش باشه؟ مگه ما خانواده نداریم؟
یکم سکوت کرد. بعد پوزیشن ناجور نشستن‌مون رو بهانه کرد و گفت اینجوری نمیشه نشست، زشته، پاشو بریم. کل مسیر حرف نزدیم. هیچ‌کدوم‌مون جرئت نداشت درباره اینکه به طور مشترک حس کردیم در یک فضای بیمارگونه بزرگ شدیم، اعترافی انجام بده.
777
منظورش اینه که طرز برخورد عظمای حوزه با مسائل اجتماعی باعث شد سنت خیلی زودتر ازونی که معمولا در جوامع سنت‌گرا طول می‌کشه، کله‌پا بشه.‌ فارسی‌ترش اینه که آخوند چون درک نمی‌کرد خودش رو وارد چه عرصه‌ای کرده، ایده‌ای برای نجات خودش هم نداشت، بنابراین طوفان شن جهاز شترانش رو دفن کرد.‌
ولی تصورت ازینکه تصورت درباره‌ش غلط بوده، درسته. این‌ها نه سواد دارند نه باهوشند. متن استاد دانشگاه نباید مشابه جستارنویسی یک ادمین تلگرامی مثل من باشه. زیر هر پاراگرافی که آدم باسواد مینویسه باید پر از رفرنس باشه، و بگه پشتوانه مطالعاتی ادعاش، از کجا اومده.
متأسفانه کیفیت دانشجو هم به همین ترتیب پایین اومده، و خیلی‌هاشون رو می‌بینم که قدرت تشخیص اینکه استاد خوب یعنی چه استادی؟ رو ندارند، و نگاه‌شون به فضای آکادمی هم اینستاگرامیه. مثلا بخوان استادی رو تحسین کنند میگن «استاد فلانی حرف قشنگی میزنه، میگه...». انگار تو یه فست‌فودی هستند و وسط خوردن چیزبرگر دارن از یه رفیق‌شون که شخصیت باحالی داره صحبت می‌کنند!
حرف معتبرش رو بگو.. حرف قشنگ چه صیغه‌ایه دیگه؟
345
واقعیت مثل افسانه‌هاست. اشرار، در همون واقعیت شبیه شیاطین میشن، نه در قصه‌ها و اشعار و کمیک‌بوک‌ها و فیلم‌ها.
307
به جدول زمانی مثال‌های زده شده توسط این جناب اَسدیست دقت کنید. همگی داخل یک قرن هستند! اگه در یک دانشگاه معتبر، درباره هر موضوعی غیر از تاریخ، یه تز دکترا بنویسید، و سمپل‌ آماری‌تون این باشه، درجا ردش می‌کنند.
اگه ضرورت دخالت خارجی یک قاعده‌ست، باید در قرن پانزدهم هم صدق کنه. مثالی از قرن پانزدهم دارید؟ خیر. چون انقلابی وجود نداشته که عوامل موثرش رو بررسی کنید. انقلاب یه پدیده جدید در تاریخه. قبل از دوران مدرن، شورش داشتیم، از جانب یک حاکم علیه یک حاکم دیگه، بر سر درآمدهای مالیاتی، و یا از جانب مردم علیه یک مالیات‌گیر، که سخت می‌گرفت. انقلابی که جامعه رو زیر و رو کنه، کار شهروند مدرنه، که ارزش‌هاش و ذهنیت‌هاش و کلا برداشتش از محیط، با آدم‌های قدیم فرق داره. چیزی که انقدر جدیده، انقدر تکرار نشده که شما بتونی ازش قاعده استخراج کنی. هر قاعده‌ای باشه‌.
مردمی که در مبارزه با شر جدی‌اند (که یعنی به هشتگ بسنده نمی‌کنند) از هر کمکی استفاده خواهند کرد. از داخلی و خارجی، از دوست و دشمن، از مصلح تا مغرض. اما قاعده‌ای وجود ندارد. بیخود از خودتون قاعده اختراع نکنید.
372
عده‌ای ازینکه مردم بعضی از شهرستان‌ها این شب‌ها تا تصرف کامل ساختمان‌های حکومتی پیش میرن، و سپس به خانه برمی‌گردند، این نتیجه رو می‌گیرند که همین پیشروی انفجاری و نداشتن برنامه برای مرحله بعد، ضعف قیامی که رهبر ندارد رو برملا می‌کنه!

به این افراد بگید خودشون رو رهبر فرض کنند، و برای مردم شهرستانی که تا این حد پیشروی کرده‌اند یک فرمان صادر کنند، اون فرمان چه خواهد بود؟ اگه جواب قابل اعتنایی دادند من اسمم رو عوض می‌کنم.
در همه جای دنیا وقتی خبر میرسه که آمار دزدی بالا رفته و همزمان بیشتر پرسنل پلیس استعفاء داده‌اند، صاحبان مشاغل و مغازه‌داران بلافاصله شروع می‌کنند به استخدام گولاخ‌های رزمی‌کار به عنوان نگهبان کوچه‌ها و محله‌ها و بازار. کی این برنامه رو بشون میده؟ هیچ‌کس. چی این انگیزه رو بشون میده؟ حفظ اموال‌شون. برنامه‌ریزی و هماهنگی از حس خطر زاییده میشه. تسخیرکننده ساختمان دولتی برمیگرده خونه چون هنوز خیلی حس خطر نمی‌کنه. حس یأس با حس خطر خیلی فرق داره. همین مردمی که از همه‌چیز مأیوسند، سیزده فروردین از ترس کرونا از خونه بیرون نیومدند و شاید برای اولین بار در ایران، همه‌جا در سیزده بدر شبیه شهر ارواح شده بود.

و وقتی حس خطر به اندازه کافی نیست هنوز، پیام و بیانیه و فرمان و اوردر هیچ رهبری افکت چندانی نخواهد داشت. فرض کنید مثلا من رهبر.. که گفتم باید کشتی رو سوراخ کرد.. چندنفر به عنوان یک راه حل پذیرشش رو دارند؟ اکثریت قاطع مردم انقدر حس خطر ندارند از بقای نظام که به سوراخ کردن کشتی فکر کنند. حس خطر بیشتر از همیشه‌ست، اما هنوز کافی نیست.
247
از اعتراف به ترسو بودن هم می‌ترسند. پس پشت یک خودکم‌بینی و مردم‌کم‌بینی پنهان میشن. وانمود می‌کنند به اندازه کافی نخوانده‌اند و نخوانده‌ایم و آموزش ندیده‌اند و ندیده‌ایم و گوش نداده‌اند و نداده‌ایم، و کلا خیلی کم و ناچیز و ناقص و پر ایرادیم، و برای همین همه‌چیز خراب است! با «حق که بالاخره پیروز میشه» هم سلب مسئولیت می‌کنند و تمام!
ولی از ترسو‌ بودن نباید ترسید. باید گفت: مردم من ترسو‌ هستم و نمی‌توانم کمکی کنم، فقط می‌توانم برایتان آرزوی موفقیت کنم!
این خیلی محترمانه‌تره.
506
«چرا اسراییل که خیلی راحت وسط تهران مهره‌های برنامه هسته‌ای ایران رو ترور می‌کرد، الان برای کمک به قیام مردم هیچ حرکتی انجام نمیده؟». زخمی‌مون کردن با این سوال.


فرض کنید همین فردا موفق شدیم یک دولت سکولار دموکراتیک در ایران ایجاد کنیم. چه حدسی درباره تبعات خارجی چنین اتفاقی می‌زنید؟ به عنوان افکت اولیه، تمام کمک‌های مالی و تسلیحاتی به محور مقاومت کنسل میشه (فارغ ازینکه مردم ایران چه اختلاف‌نظرهایی با هم دیگه داشته باشند، روی این یکی توافق ۹۰ درصدی وجود داره). و این یعنی نیروهایی که در لبنان و فلسطین در برابر اسراییل هستند، بین یک دوراهی قرار می‌گیرند. فروپاشی کامل، یا کنار گذاشتن اسلحه و سیاسی شدن کامل. و گزینه اول رو قطعا انتخاب نمی‌کنند. و برای خیلی‌ از بازیگران سیاسی در اسراییل، اصلا خوب نیست که همه معارضاتی که با این کشور وجود داره، سیاسی باشه. چون بازی سیاسی خیلی پیچیده‌تر از بازی راکت‌ها و بمب‌ها و پهپادهاست. اگر دنبال اسراییلی هستید که به طور اکتیو از یک ایران سکولار و دموکراتیک حمایت کنه، باید صبر کنید تا نسل فعلی سیاسیون اسراییل به سرای سالمندان منتقل شده و نسل جدیدی وارد بشن. که ممکنه زیاد طول بکشه.
412
سوال بهتر اینه: چرا شیعه، نسخه اخوان‌المسلمین خودش را ندارد؟ چرا حتی طلبه‌هایی که گرسنه‌اند و بهره‌ای از منافع حکومتی نبرده‌اند، یک شبکه زیرزمینی مشابه اخوان ایجاد نکردند که در صورت فروپاشی خلافت قلدرها، هم از چارچوب مذهب دفاع کنند، هم اسلام سیاسی را زنده نگه دارند؟ چرا طلبه شیعه تمام هست و نیستش را روی خلافت فعلی شرط بسته، طوری که انگار فردایی وجود ندارد؟
327
اونی که میخواد آسیب بزنه، اونی نیست که قبلش سوال میپرسه. هیچ‌کس تو اینترنت ننوشته بود با کلت برید برای شعارنویسی.
485
Anarchonomy
اونی که میخواد آسیب بزنه، اونی نیست که قبلش سوال میپرسه. هیچ‌کس تو اینترنت ننوشته بود با کلت برید برای شعارنویسی.
خودش نوشته موصل و حلب و بیرم فرقی ندارند. پس برای توی شهروند بی‌دفاع هم نباید بین کارمند نظام و کارمند رژیم اسد تفاوتی وجود داشته باشه.
418
منسوخ شدن بعضی از بحث‌ها به آدم آرامش میده. یکی از نمونه‌هاش، جمعیت تجمعات حکومتی بود، که براندازان مدت‌ها مخ‌مون رو خوردند درباره‌ش. به عنوان کسی که زمانی داخل این تجمعات بوده هردفعه بشون می‌گفتم این تجمعات یک جمعیت فیکس دارند که نه افرایش داره نه کاهش، و نشانه هیچ‌چیز نیست. البته در دوره روحانی بخشی ازین ادعا زیر سوال رفت، و دچار کاهش شد! یعنی اوضاع ازونی که من می‌گفتم هم بدتر بود و حضرات جمعیت فیکس رو هم نتونستند ثابت نگه دارند. خوشبختانه الان دیگه این بحث‌ها مطرح نیست، و خیلی‌ها متوجه مکانیزم این کارناوال‌ها شده‌اند. طرف بازنده مجبوره گهگاهی بیاد خیابون و هم‌قماش‌های خودش رو ببینه و اطمینان قلبی پیدا کنه که هنوز اوضاع باثباته‌. و همین که این بش اثبات بشه براش کافیه و هدف دیگه‌ای رو دنبال نمی‌کنه. برای همین تجمعی که با استانداردهای اروپایی، در ظاهر یک حرکت اجتماعی قابل توجه به حساب میاد، هیچ‌یک از استانداردهای زندگی اجتماعی اروپایی رو دارا نیست. مثل موجودات غریبه میان در کنار هم، یه سری جملات رو تکرار می‌کنند، و بعد پراکنده میشن، بدون اینکه هیچ اینترکشنی بین‌شون اتفاق بیفته. چون «ما»یی که ساخته‌اند از «من»های نامربوط بهم ساخته شده‌. همونطور که در مناسک جماعتی‌شون هم کاملا فردگرا و خودپسند هستند.

اما این مسئله که چرا انقدر وقت و انرژی گرفت تا بقیه همون چیز ساده‌ای که من سال‌ها می‌گفتم رو درک کنند، آدم رو اذیت می‌کنه.
347
استفاده از تعبیر درخت، جازدن حکومت به عنوان یک پدیده قدسیه، تا نه فقط اعتراض، که اصل مخالفت هم تخطئه بشه. برای همین بچه‌هایی که تو استوری‌شون نوشتند «خشمگینم» هم بازداشت یا از مدرسه اخراج شدند. لازم نیست کاری انجام بدی. حتی اگه حس بدی هم نسبت به پدیده قدسی داشته باشی، دشمن خدایی. اگه میگم خیلی‌ها هنوز گیجند، از جمله مذهبی‌هایی که میخوان دامن مذهب رو از حکومت فعلی پاک کنند، برای همینه. شما نمیتونی چیزی رو پاک کنی. خود ساختار فکری که حکومت رو امر قدسی می‌کنه باید از بین برد، تا حتی بشه امر قدسی رو حفظ کرد! چون تو فضایی که از پیر و جوان و صغیر و کبیر، در دایره دشمنان خدا قرار گرفته‌اند، نمیشه از خدا دفاع کرد؛ و نمیشه حتی درباره خدا حرف زد. کسانی که دغدغه ایمانی دارند، فقط امروز فرصت دارند به خلیفه بگن گه نخور!
این فرصت تمدید نخواهد شد.


https://t.me/AnimalsQuotes/7602
344
جامعه امپراتوری‌پرست، با تکثر فرهنگی و سلیقه‌ای مشکل داره؛ نه فرو ریختن ارزش‌ها. چون خود ارزش‌ها رو هم آویزان امپراتوری کرده. برای همین با گسترش دگرباشی جنسی کنار میاد، اگه در خفا بمونه. برای همین بالاترین تعداد جراحی‌های ترنس‌جندرها رو داریم و کک کسی نمیگزه، ولی از کسی که موهاش رو به رنگ سبز فسفری درآورده و همه‌جاش پیرسینگ داره نتیجه می‌گیرند که آخرالزمان شده‌! در حالی که وضعیت ترنس‌ها نشانه فرو ریختن ارزش‌های سنتیه، نه رنگ موی متفاوت. مردم برای اولی نگران نیستند، چون از قبل وظیفه صیانت از ارزش‌ها رو به امپراتور سپرده‌اند؛ و فرض می‌گیرند که تحت کنترله. برای دومی نگرانند، چون یکدستی فضای عمومی رو میشکنه، و به نظر میرسه که امپراتوری قدرت کنترلی خودش رو از دست داده. برای آدم‌های امپراتوری‌پرست هیچ‌چیز استرس‌زاتر ازین نیست که ببینند امپراتوری دیگه روی خیلی از چیزها کنترل نداره.
شما میتونید مردم امپراتوری‌پرست رو قانع کنید که امپراتور فعلی امپراتور بدی است. اما نمی‌تونید قانع‌شون کنید که خود امپراتوری ایده بدی بود. شما فقط میتونید کاری کنید که امپراتوری از کار بیفته، و وقتی از کار میفته که حکومت کردن از عهده‌ش خارج بشه. اون وقت مردم امپراتوری‌پرست، «به زور» متقاعد میشن که امپراتوری ایده بدی است‌.
332
به عنوان پدر شهید خوب مونده بود. یه زمانی با رفقای مسجدی هرهفته خونه یکی از شهدا می‌رفتیم، برای مثلا ادای احترام. و تیپ خانواده و دکور خونه‌هاشون جلوی چشمم بود. اونایی که زیاد فکر می‌کردند مشخص بود نیاز به تراپی دارند. ولی اونایی که زیاد حرف می‌زدند، بشون نمی‌اومد مصیبت سنگینی بشون وارد شده. این هم جزء اون‌ها بود. هرروز تو یه دخمه که بش میگفت مغازه می‌نشست و وانمود می‌کرد این کاسبی که توجیه اقتصادی نداشت و بچه‌هاش به قیمت ملکش دل بسته‌ بودند، افزونه‌ای بر پولیه که دارند بابت خون پسرش بش میدن. زمان کشتار آبان نود و هشت که علاوه بر اینترنت اس‌ام‌اس هم قطع شده بود، مشتریش داشت از بهم ریختن وسایل ارتباطی غر میزد. این با قیافه حق به جانبی که یعنی «من چیزهایی می‌دونم که شما جوان‌ترها درک نمی‌کنید هنوز» گفت: باید اس‌ام‌اس‌ها رو قطع کنند تا امنیت برگرده، این‌ها همه‌ش حساب‌شده‌ست!

اینکه ببینی یک نفر از دنیا میره در حالی که هیچوقت نفهمید دنیا داره چطور می‌چرخه، حس پوچی خاصی به آدم میده که باید کنترلش کرد. چون سوال‌های زیادی در ذهنت ایجاد می‌کنه از جایگاه عقل و حیات، که پاسخ‌های درست درمانی براشون وجود نداره و بیشتر اذیتت می‌کنه تا اینکه روشنت کنه. حداکثر کاری که ازت برمیاد اینه که حداقل خودت گاو نمیری.

گرفتاری این پدر این نبود که با استبداد موافق بود. یه پنجاه و هفتی، باید هم موافق باشه. قلدرسالاری، ناموس پنجاه و هفتی‌هاست. گرفتاریش این بود که فکر می‌کرد هرکاری مستبد انجام دهد، کاری است که برای استبداد ضرورت دارد انجام شود تا باقی بماند!
و فارسی در انتقال اهمیت این نکته عاجزه.
اگر مستبد اس‌ام‌اس رو قطع کنه، نتیجه می‌گیره اگه اس‌ام‌اس قطع نمی‌شد استبداد عزیز ما به فنا می‌رفت! اگه آب رو هم قطع می‌کردند همین نتیجه رو می‌گرفت، که قطع آب میتونه برنامه دشمن رو بهم بریزه! اگه بچه دبیرستانی رو هم بکشند همین نتیجه رو می‌گرفت، که اگه بچه دبیرستانی را نکشیم نمی‌شود نظام را نجات داد! خبر نداشت که محاسبه‌ای وجود نداره. حسابی و کتابی در کار نیست. بدون قطع کردن اس‌ام‌اس هم میشه نظام استبدادی رو از خطر سقوط نجات داد. قطع شدنش صرفا مربوط به مجازات جمعی میشه. همون کاری که نازی‌ها می‌کردند، و کمونیست‌ها، و صرب‌ها، و ژاپنی‌ها، و عثمانی‌ها. اگه در یک روستا یک خبرچین پیدا می‌شد، کل جمعیت اون روستا رو قتل عام می‌کردند، نه فقط اون خبرچین رو. هدف از مختل کردن وسایل ارتباطی، جلوگیری از وقوع رویداد خاصی نبود. هدف، اذیت کردن هشتاد میلیون نفر، به دلیل اینکه بین‌شون چندهزار نفری هست که جسارت شورش پیدا کرده‌اند، بود. در #گله_گاو‌ مطالعه هم وجود داره اتفاقا. بعضی گاوهای گله هانا آرنت هم خوانده‌اند، و بیوگرافی فرماندهان گشتاپو رو. خود خلیفه حتی توعیت‌های فیو شده رو هم چک می‌کند گاهی. اما گاوها زبان انسان‌ها رو نمی‌فهمند. چه انسان‌ها به اندازه یک توعیت حرف بزنند، چه به اندازه یک کتاب. گله تصور کرد مجازات جمعی یک تکنیک حساب‌شده‌ست، و گرنه اروپایی‌ها یه زمانی ازش استفاده نمی‌کردند!

اون پیرمرد باید با همون وضع ذهنی میمرد. نه فقط به خاطر اینکه لیاقت آگاهی رو نداشت، بلکه به این دلیل که احتمالا جز سخت‌تر شدن روزهای آخر عمرش، نفع دیگه‌ای براش نمیداشت. پدر یک شهید چطور میتونه با این واقعیت نه تنها تلخ، بلکه مسخره، کنار بیاد، که پسرش برای بقای تشکیلاتی تکه تکه شد که هدفش چزوندن مردم بوده؟
476
هر حرکتی که درآمد داعش رو مختل کنه، مهمه. بقیه چیزها مهم نیستند. البته بقیه حرکت‌ها اتفاق خواهند افتاد، چون همه‌شون از جانب مردمی که عصبانی‌اند طبیعیه. ولی طبیعی بودن با کلیدی بودن فرق داره.
راجر واترز و جی‌کی‌رولینگ فقط حرکت‌های طبیعی شما رو به رسمیت میشناسند. به محض اینکه برید سراغ حرکت‌های کلیدی، پیام‌های «با این جاش موافق نیستم» شروع میشه. که نباید اهمیت داد. آدم برای نجات خودش نظرسنجی انجام نمیده.
442
اینکه انقدر طول کشید که بفهمند ما آموزش پرورش ایران نداریم، آموزش و پرورش داعش داریم، و بچه را نباید سپرد به داعش؛ یگ گناه اجتماعیه، که علاوه بر توبه، باید بابتش از دیگران و فرزندان خودشون و نسل آینده عذرخواهی کنند. اون‌هایی که حتی امروز هم نفهمیده‌اند، فردا نه توبه‌شون اعتبار داره نه عذرخواهی‌شون پذیرفته خواهد شد.
460
وقتی حمله به کوی دانشگاه اتفاق افتاد، نباید بیست سال طول می‌کشید تا به آبان خونین برسیم. وقتی حمله به کوی دانشگاه اتفاق افتاد باید به این توافق جمعی می‌رسیدیم: اگر دانشگاه امن نیست، بیت رهبری هم نباید امن باشد!.. اما در هر هزارنفر، حتی در هر هزارنفر دانشجو، ممکن بود فقط یک نفر با این تغییر رویه اساسی موافق باشه. در طول یک دهه بعدش که به راهپیمایی سکوت ختم شد، ما وقت و انرژی‌مون رو صرف برنده شدن در بازی اخلاق کردیم. که به بقیه، از بازاری‌ها گرفته تا خانواده شهدا، ثابت کنیم «این‌ها نه دین دارند، نه وجدان». همزمان با این تلاش مضحک، بیت رهبری گستاخ‌تر می‌شد، چون کسی تصمیم نگرفته بود ناامنش کنه. کسانی که بعدها قربانی شدند، از جمله نوجوانان کارگری که نهایت آرزوشون خرید یک گوشی هوشمند بود، تا بتونند از طریق اینترنت از گه‌دونی که در اون قرار گرفته‌اند رهایی پیدا کنند، قربانی همون ۹۹۹ نفر از هر هزارنفری شدند که با «اگر دانشگاه امن نیست بیت رهبری هم نباید امن باشد» مخالف بودند. اما چه میشه کرد؟ زندگی ما تحت تأثیر کیفیت آدم‌های جامعه‌ایه که توش زندگی می‌کنیم، و کیفیت آدم‌های مملکت ما هم این بود. در بعضی شهرهای چین، شهروندان موظفند نه یک‌بار، بلکه دوبار و سه‌بار در روز تست کرونا بدهند. صف بعضی ازین تست‌ها به چهل هزارنفر میرسه. تقریبا معادل نصف استادیوم آزادی! روزی دوبار در چنین صفی قرار گرفتن، حداقل نیمی از وقت مفید روزانه‌ت رو به باد میده. اما دولت حاکم اراده کرد مردمی که کمی، نه زیاد، فقط کمی، به قرنطینه اعتراض داشتند رو مجازات جمعی کنه. و گرنه هر اپیدمی‌شناسی میدونه که روزی دو سه بار تست گرفتن، اون هم با این وضع، ربطی به کنترل بیماری نداره. جلوی اون چهل‌هزارنفر چندنفر ایستاده‌اند؟ ده دوازده تا میز، و هر کدوم سه نفر. سی و شش نفر. همین تعداد حراستی لباس شخصی هم در اطراف می‌پلکند. آیا چهل هزارنفر حریف هفتاد نفر نمیشن؟ البته که میشن. ولی کیفیت‌ مردم چین هم همینه.
540
بهتره همه فرقش رو بدونند.
236
مهمل شماره n (آمارش رو ندارم دیگه): «خودشون خبر فیک قتل یک نفر رو میدن تا بعدن مشخص بشه فیک بوده تا کل اخبار جنایات‌شون زیر سوال بره. باید مراقب پروژه‌های ضداطلاعات رژیم بود».

خیر، لازم نیست مراقب این چیزها بود. چون دستگاه سرکوب برای بقای نظام از تکنیک‌های ضداطلاعات استفاده می‌کند، این معنی را نمیدهد که پروژه‌های ضداطلاعات برای بقای نظام ضروری‌اند!. همونطور که از قطع اس‌ام‌اس نباید نتیجه گرفته می‌شد که یک برنامه حساب‌شده است. ضداطلاعات برای انتخابات آمریکا کاربرد داره که یک حزب اون یکی رو رسوا کنه، یا شانس یک کاندیدا رو درست در شب انتخابات پایین بیارن. در جنگ با داعش، هیچ کارکردی نداره. اینکه #گله_گاو‌ کارکردش رو تشخیص نمیده نباید باعث بشه شما هم کارکردش رو تشخیص ندی. در برابر داعش مهم نیست آمار دقیق تلفات ۴۲۲ نفر است یا ۴۱۱ نفر. اگر داعش مسلح فقط یک نفر را هم کشته بود، تکلیف ما این بود که تک‌ تک‌ اون‌ها رو از بین ببریم. مهم نیست کدوم‌شون در قتل شریک بوده‌اند. وقتی سربازان دشمن به سمت مرز کشور شما میان تا به خاک شما تجاوز کنند، به سمت همه‌شون تیراندازی می‌کنی، با اینکه هنوز هیچ‌کدوم از هموطنانت رو نکشته‌اند. خود تجاوز برای از بین بردن‌شون کافیه. اگه درباره کسی که برادر کوچکت رو زده بگن که کلاهبرداری هم کرده بوده، و بعد مشخص بشه خبر کلاهبرداری فیک بوده، تغییری در تکلیف تو نسبت به اون ایجاد نمیشه. چون کاری که با برادر کوچکت کرده، برای بلایی که قراره سرش بیاری کافیه. ما به اندازه چهل و چهار سال دلیل کافی برای از بین بردن داعش شیعی داریم. فرقی نداره یکی دو خبر هم این وسط نادرست از آب دربیاد. اونایی که تکلیف‌شون در برابر داعش شیعی با وضعیت صحت و سقم یکی دو خبر، دچار تغییر میشه، مردد نیستند. طرف داعشند.
ضمنا خبر نادرست، از پدیده‌های طبیعی هر وضعیت جنگیه‌؛ و لزوما از داخل وزارت اطلاعات داعش بیرون نمیاد.

مهمل شماره n+1: «پسر شمخانی الان اروپاست و هرچقدر پول تونسته برداشته آورده، ولی دانشجوی ایرانی هزار یورو میاره بازجوییش می‌کنند. تحریم فقط کار مردم رو سخت کرد نه کار آخوندها رو».

اگه دولت نتونه به موقع آب معدنی برسونه به زلزله‌زدگان، باید نتیجه بگیرید فرستادن آب معدنی به منطقه زلزله‌زده بی‌فایده‌ست؟ تحریم یک خروجی عددی داره. میشه آمارش هم درآورد. نفتی که می‌تونستند ۹۰ دلار بفروشند، ۶۰ دلار روی آب میفروشند، که به خاطر واسطه‌های زیاد، نصفش هم دست دولت رو نمی‌گیره. این یک عدده. عدد رو انکار می‌کنید؟ کسانی که به مسطح بودن زمین باور دارند اعداد رو انکار می‌کنند. تحریم یک پروژه دولتیه، و همه دولت‌ها دچار بی‌کفایتی هستند و کارهایی که بشون محول شده، یا خودشون به عهده گرفتن رو، درست انجام نمیدن‌. بنابراین یه جاهاییش باگ خواهد داشت، یه جاهاییش سوراخ خواهد بود، یه جاهاییش میماله به جاهایی که نباید بماله. راه حل وادار کردن دولتی که داره اعمالش میکنه، به اصلاح ایراداته. نه از بیخ منکر شدن افکت تحریم.
ضمنا تحریم علیه داعش شیعی، علاوه بر آثار عددی، یک پشتوانه ایدیولوژیک هم داره. هر سلاحی که بتونه «خلافت اسلامی» رو به سمت ناکارآمدی بیشتر هل بده، به نفع نسل‌های آینده‌ست.



چه چیزهای بیسیکی رو باید توضیح داد.
390
من و یه پسره ازین بچه مثبت‌ها، راه‌های فرار از مدرسه رو طوری که مسئولان مدرسه متوجه نشن، پیدا کرده بودیم. اون بچه مثبته انقدر اهل درس بود که الان در آمریکا مشغول تدریسه! برای همین وقتی آمار فرار روزهای قبلش رو به بچه‌ها میداد، همه در حیرت فرو می‌رفتند. که کسی که درس رو می‌پرسته چرا از مدرسه فراریه، و کسی که انقدر مثبته چطور میتونه همه رو دور بزنه؟
اون قسمتش که تو خونه بهتر میتونه درس بخونه رو خودش فهمیده بود، اینکه میشه همه رو دور زد رو من بش یاد دادم. بش نگفتم باید کار ایکس و ایگرگ رو انجام داد. بش نشون دادم چطور باید موذی بود. خودش فهمید باید چه کاری انجام بده.
360
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روالش اینه که برای دفاع از کشور با کمبود نیرو مواجه شده و مجبور به سربازگیری و دستگیری فراری‌ها بشن. اما روسیه برای حمله و تجاوز، مجبور به این کار شده! اگه مدالی برای بی‌کفایتی وجود داشت باید به دولت روسیه تعلق می‌گرفت. اما مردم باید بدونند که اشرار، بی‌کفایتی‌شون رو گردن نمی‌گیرند، بلکه به مردم منتقلش می‌کنند. به اینی که اومده خونه مردم تا مردشون رو ببره، گفتن باید هرروز این تعداد مرد رو جمع کنی، در غیر اینصورت خودت رو می‌فرستیم خط مقدم! تشکیلات گروگانگیر، سلسه مراتبی از گروگانگیری ایجاد می‌کنه. گروگان ۱، گروگان گروگانگیر ۲، و گروگانگیر ۲، گروگان گروگانگیر ۳ است.
216