Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«ما مصمم هستیم به تمام فشارها، زور گویی‌ها و جنایات و وحشی گری‌ها و تعدی‌های شما که امروز مانند امواج پهناور، همه جای ایران را پوشانیده و شعله آن مظالم به آسمان رسیده‌است، با ضدضربه‌ها پاسخ گوییم و به هر طریقی که شده به این وضع خاتمه دهیم. هیچ معنی و فایده ندارد که شما در کنجی نشسته و مشغول همجنس بازی باشید و نوکرهای شما، ملت نجیب و بدبخت ایران را غارت کنند و آنان را تا آخرین نخی که بر تن دارند لخت و سپس زندانی و معدوم کنند. هیچ دفاعی شما را تبرئه نمی‌کند. ملت ایران نه به شخص شما و نه به دولت شما مطلقاً اعتماد ندارد. شما باید از سلطنت استعفا داده کنار بروید و اعضا دولت شما به‌طور صلح جویانه به خانه‌های خود بروند و در کمال آرامش در آنجا بمانند و جای خود را به مدافعان با غیرت و با اراده ملت بسپارند. شما خود را شاه شاهان ایران و سلطان مستبد مطلق العنان کشور می‌دانید؛ ولی من به شما اعلام می‌کنم که هرگز چنین کسی نبوده‌اید؛ فقط یک مفتخور پست کثیف، رشوه خوار، آلوده و خائن به ملت و کشور هستید. تلاش شما برای چیست؟ شما در هر ساعت و دقیقه آماده‌اید تمام نعمات و موهبت‌ها، منافع، حقوق و استقلال کشور و وطن را در قبال یک دانه عدس به بیگانگان بفروشید. آیا غیر از این است؟ اقلاً یک کار خیر، یک اقدام موهبت‌آمیز که به نفع ملت انجام داده باشید به من نشان بدهید. بر عکس، تمام طبیعت شما، تمام وجود شما پر از نارسایی و نقصان و فساد است. شما فاقد شهامت، کوشش، همّت، انرژی و معتقدات هستید. شما حتی کوچکترین احساس عدالت ندارید و فاقد اخلاق هستید. در حال حاضر از نظر ملت، شما پست‌ترین و منفورترین حیوان هستید و موجودی سقوط کرده. ملت نجیب ایران بدون استثنا از شما متنفر است».


نامه سرگشاده حیدرخان عمواوغلی به محمدعلی شاه قاجار
301
اگه بازم سوالی هست در خدمتم.

#لبخند_شبانه
453
شعارنویسی در سنت‌پترزبورگ:
«اولش گفتی سیاسی نیستم، حالا گوشت جلوی توپی».
281
از تجربیات تاریخی همه ملت‌ها باید استفاده کرد، اما همزمان نباید ایران رو معادل جایی قرار داد. تجربه مشابهی از وضعیت فعلی ایران هیچوقت و هیچ‌جا وجود نداشته، که هشتاد درصد مردم یارانه‌بگیرند، و چهار الی پنج برابر هر کشور نرمالی، کارمند و حقوق‌بگیر دولت به ازای هر صدهزارنفر جمعیت وجود داره، و حکومت در هر گوشه اقتصاد سهم مستقیم یا غیرمستقیم داره، از فوتبال و سینما گرفته تا خودروسازی و پزشکی و وکالت.
در این موقعیت خاص و یونیک، روش‌های پنجاه و هفتی برای اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی، کارکرد ندارند‌، یا کافی نیستند. چون حقیقتی که باید به مردم منتقل بشه، تلخ‌تر از حقیقتی است که بقیه جوامع در معرض انقلاب و جنبش، باش مواجه بوده و هستند. و اون حقیقت تلخ اینه که اگه بنا باشه ازین تشکیلات پلید عبور کنیم، ضرورت دارد که با زندگی ایرانی به این شکلی که امروز است هم خداحافظی کنیم. و این خداحافظی، مواجه شدن مردم با مردم رو اجتناب‌ناپذیر می‌کنه. این تقابل، برخلاف تبلیغات حکومتی، مذهبی نیست. بلکه بر مبنای پول و امتیازه. یک جنگ داخلی نهفته منتظر این کشوره، و اون بین چادری و بی‌حجاب نیست (هرچند که طبق سنن الهی، چادری بابت سکوت و بی‌تفاوتی‌اش در برابر فاشیسم مذهبی «باید» چوب بخورد)، بلکه بین آویزان‌های حکومت، و غیرآویزان‌هاست. و تعاریف مارکسیستی و قرن‌بیستمی نمیتونه این آویزانی رو توضیح بده، چون جبهه آویزان هم فقیر در خودش داره و هم ثروتمند، هم شهری و هم روستایی، هم مذهبی و هم بی‌‌دین. بچه حزب‌اللهی قرص قرمز خورده، که با تصور هشیاری، سعی داره از دل فقه، راه حل دینی برای بیرون کشیدن حکومت از بن‌بست پیدا کنه، و نهایتا نسخه «ولش کن این حجاب رو، داری دستی دستی خودت رو از بین میبری» براش تجویز می‌کنه، هنوز انقدر هشیار نیست که بفهمه موضوع سایز سرطانی این هیولاست و حجم دربرگرفتگی مملکت توسط این هیولا، نه تک تک افعالی که با اتکاء به سایزش انجام می‌دهد. ایران مثل یک بیمار مبتلا به تومور بدخیم خیلی بزرگه، که اگه حتی با عنایات حضرت حق بشه تومور رو ازش جدا کرد، بدنی چنان لاغر ازش میمونه که ممکنه همه بترسند.
305
یکی باید بشینه یه کتاب بنویسه با عنوان «یأس لوکال، و امیدواری ماکرو».
چرا اینجوری بم نگاه می‌کنید؟ من بنویسم؟ من که سواد دانشگاهی ندارم. من یه دیپلم ردی گمنام هستم. فوقش به اونایی که می‌تونند کتاب بنویسند ایده بدم.
در وضعیت جنگی فکر کردن به اینکه اقدام ایکس و حرکت ایگرگ، فایده ندارد، فایده ندارد. در جبهه جنگ، با اینکه میدونی دفاع از خاکریزی که در اون هستی فایده ندارد، و میان ازت رد می‌شوند نهایتا، باید دفاع کنی. فقط محاسباتی باقی میمونه درباره اینکه بهینه‌ترین روش‌ها برای نگه داشتن اون خاکریز، برای طولانی‌ترین زمان‌ ممکن، چیه. اگه هر گروهان این دید رو داشته باشه، کل جنگ به نفع‌شون تموم خواهد شد. با اینکه ممکنه کشته بشن، و خاکریزشون از دست بره. چون با اینکه مقاومت یک نقطه میشکنه، شکستنش انقدر به دشمن هزینه وارد می‌کنه، که کمی جلوتر به مشکل خواهد خورد.
در قیام‌های سیاسی، باید اون خاکریزهای فیزیکی رو به نقاط عطف روی خط زمان، ترجمه کنید. هر نه گفتنی، هر خشمی، هر بلوایی، هر شر به پا کردنی، هر ضربه‌زدنی، یکی ازون نقاط عطفه. اون نقطه، منطقه لوکال و محلی شما حساب میشه. همونی که فایده نداره. اما در ابعاد بزرگتر، طرف مقابل رو خسته و فرسوده می‌کنه، تا جلوتر که رفت کم بیاره. تمام حرکت‌ها بهم وصل میشن، حتی اگه ارتباطی بین‌شون نباشه. پزشکی که حاضر نمیشه گواهی فوت دروغ صادر کنه، و به خاطرش کشته میشه؛ وصل میشه به یک جوان که چند سال بعد در جایی دیگه، ماشین یگان ویژه رو آتش میزنه. که خود این معلوم نیست در آینده به چی وصل بشه.
بنابراین این حرف که این کار فایده ندارد، آن کار بی‌نتیجه‌ست، هیچ بار معنایی نداره. چون خبر جدیدی برای ما نداره، چون اتفاقا عالمانه مأیوسیم، و خود این یأس رو فدای کلیت جنگ بزرگ می‌کنیم.
308
داستان‌های صدراسلام شامل اغراق‌های نظامیه، چون اعراب برای تاریخ‌سازی برای امپراتوری‌شون نیاز داشتن که بگن «ما با قدرت شروع کردیم». کل داستان چاه بدر فیکه. بگذریم.
#گله_گاو‌ دو شاخه داره. تو یه شاخه امثال محسن حججی قرار می‌گیرند. یه مشت بی‌کله ابله که جان می‌گیرند و جان هم می‌دهند. تو شاخه دوم، محسن رضایی. شاخه حججی‌اینا اراده ایجاد زمین سوخته رو دارند، ولی شاخه حاج محسن‌اینا نه. چون بیشتر چیزهایی که میتونه هدف نابودی قرار بگیره، متعلق به خانواده‌های خودشونه، یا نفعی ازش دارند. نقطه ضعف تشکیلاتی که زیادی خودش رو در اقتصاد فرو کرده هم اینه. از طرفی توان عملیاتی این کارها رو هم ندارند. ایران خیلی بزرگه. دو و نیم برابر اوکراین، که دومین ارتش بزرگ دنیا هنوز نتونسته همه زیرساخت‌هاش رو از بین ببره.
ولی ما باید فرض کنیم که حججی بر نظام غالبه. پس در دراز مدت باید کاری کنیم که اگه قراره چیزی نابود بشه، به نفع ما نابود بشه. یعنی ما برای اون‌ها زمین سوخته ایجاد کنیم.‌ و این تصمیم بزرگیه که مردم هنوز آمادگیش رو ندارن، هرچند که اتفاقات اخیر هل خوبی داد.
205
بیشتر جملات شما درستند. که مردم دنبال بهانه‌اند. که اوباش نظام شلوار خودشونو نمی‌تونند بکشن بالا (نمونه‌ش اینکه به خودی شلیک می‌کنند). که آگاهی اوج گرفته. که نیاز به لیدر نیست (که اتفاقا مزیتشه).

اما نتیجه‌گیری‌تون اشتباهه. همه این شرایط اگه تو بنگلادش بود، همین فردا دولت سقوط کرده بود. چون دولت دارند‌. ما نداریم‌. اینجا یک دستگاه امنیتی داریم فقط. که به هیچ مرز اخلاقی پایبند نیست. وزارت جهاد کشاورزی، دکور دستگاه امنیتیه. پالایشگاه، دکان دستگاه امنیتیه. برای غلبه بر چنین نیرویی، روش‌های بهمن پنجاه و هفت جواب نمیده. باید از نسخه مدرن شده روش‌های حیدرخان عمواوغلی استفاده کرد. تا وقتی تصمیم نگرفتیم که وارد چنین بازی‌ای بشیم، تصور فرو ریختن اون دستگاه امنیتی، خام‌فکریه.
البته اون‌ها هم دچار این خام‌فکری هستند که این رو که جمع کردند، شر از سرشون کوتاه میشه. ولی غلط اونارو نباید گرفت و باید اجازه داد در فکر خام‌شون بمونند.
228
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اره دختر خوشگل.. فکر کردی تو اوکراین مردم سلاخی بشن و تو کلیپ تیک تاک ضبط کنی و برقصی، یه وضعیت نرماله. اما نبود. همون قصاب، آدمش رو به محله خودت هم فرستاد، و حالا به جرم قدم زدن تو خیابون و حتی نشستن تو ایستگاه اتوبوس هم می‌گیردت و میندازدت تو ماشین.
124
مهم نیست از چه نشانه‌ای نتیجه بگیرید در چین کودتا رخ داده. میخواد لغو فله‌ای پروازها باشه، یا هر نشانه دیگه‌ای. در هر صورت نتیجه‌گیری‌تون اشتباهه. در کشورهای استبدادی، کودتا در شرایطی رخ میده که نظامیان به سهمی که دارند راضی نباشند. در چین این نارضایتی وجود نداره و نظامیان از چیزی که دارند کاملا راضی هستند. شستشوی مغزی سربازان رده پایین هم به قدری فراگیره که «بریم پایتخت رو بگیریم» براشون فاقد معناست.
شونزدهم اکتبر که جلسه بعدی حزب کمونیسته نزدیکه، و قراره رئیس‌جمهور فعلی که سودای حکمرانی بدون محدودیت در سر داره رو به عنوان دیکتاتور مادام‌العمر معرفی کنند. و اتفاقا این بهتر ازون‌ کودتای فرضیه که ممکنه بش دل خوش کنید.‌ یه چین نرمال و آزاد، میتونه سرور جهان بشه. اما چینی که در خریت استبداد مطلق فرو بره، نه‌. بذارید فرو برن، و به روی خودتون نیارید.
253
مگه آخوند ذکر مصیبت رو به شغل تبدیل نکرد؟ چرا گاندی‌بازی رو به سرگرمی کلامی تبدیل نکنه؟
خود پیامبر ده دقیقه میرفت منبر. اینا یک ساعت میرن منبر که بگن پیامبر ده دقیقه میرفت منبر! وراجی، پروفشن آخونده. خود حرف، هدفه؛ و هدف فقط حرفه. همه اتفاقات اون بیرون، فقط وسیله حرف هستند براش. هر اتفاقی که باشند. پند اخلاقی نمیده. خود پنداخلاقی، ماده مصرفی ماشین حرفه. همه‌چیز ماده مصرفی این ماشینه.
213
مهدی تدینی نوشته با وضع اقتصادی که در اون هستیم انتظار نداشتیم دیگه چیزی غیر از معیشت موضوع اعتراضات سراسری قرار بگیره! ولی برخلاف انتظارمون مردم برای آزادی و تحول اجتماعی تظاهرات کردند، که قاعدتا مطالبه جامعه‌ایه که خیلی غم نان نداره!


حاج آقا.. مگه آبان ۹۸ کسی تو سرآسیاب ملارد شعار می‌داد بنزین ارزان باید گردد؟ حتی همونی که فکر می‌کنی به خاطر معیشت اومده بیرون، مستقیم رفت سراغ پاسگاه و حوزه علمیه. برخلاف اروپا، ما تو ایران تظاهرات موضوعی نداریم. چون فقط یک موضوع وجود داره، و اون خود حکومته. در اعتراضات این دفعه، حرکت‌هایی در زاهدان دیدیم که حتی نیروی انتظامی اونجا، که به خونریزی عادت داره هم، ترسیده بود.‌ فکر می‌کنی معترض زاهدانی برای اعتراض به حجاب اجباری اومد بیرون؟ اونجا جاییه که نیاز به گشت ارشاد هم نداره، چون خود خانواده حساب دختر بی‌حجاب رو میرسه. در ایران، موضوعات صرفا کِشنده اولیه موج هستند.‌

و اما در سطح فردی، دو مسئله عمیق و مرتبط، سوخت‌رسان بی‌باکی شده‌، که هردو فراتر از موضوعات متغیر هستند. یک، تثبیت شدن موقعیت بازندگی. دو، رستگاری با مرگ. در بلوچستان یا کردستان، هیچ‌وقت گاز اشک‌آور و ساچمه و این‌ها محلی از اعراب نداشته. از ابتدای ۵۷ با گلوله ژ۳ باشون برخورد شده، تا همین الان. اونی که خودش رو در برابر اون‌‌ها قرار میده، میدونه قراره چطور پاسخ بدن. شرایطی اون رو به این حد از ریسک‌پذیری رسونده که در اون جز بن‌بست چیزی ندیده. و به این نتیجه رسیده که همه‌چیز طوری تنظیم شده است که من همواره بازنده باشم. حالا در تهران یا هر جای دیگه‌ای هر اتفاقی بیفته که محرک موج باشه، چیزی که شخص خودش رو هل میده، اون حس بازندگیه، نه پیگیری اون اتفاق. با فربه شدن جمعیت آویزان‌ به دولت، و همزمان آب رفتن منابع، هرروز به تعداد کسانی که به این حس می‌رسند افزوده میشه.
از طرفی، مجموعه شرایطی که خود مردم در شکل‌گیری اون دخیلند، و فقدان یک افق روشن برای از بین رفتن اون شرایط، واکنش بی‌قیدی به حیات رو تولید می‌کنه، که میتونه اشکال مختلفی بگیره. از خودسوزی دختران در استان‌های غربی گرفته تا بی‌اعتنایی بچه تهرانی در سر و سامان دادن به زندگیش. وقتی محیط به دردها و تبعیض‌ها و تعدی‌ها و کج‌رفتاری‌‌ها بی‌اعتناست، بلکه بسترساز همه این‌هاست، و بلکه حامی زورگوهاست، با رها کردن داوطلبانه حیات، بش پاسخ میدن. با این ترجمه صریح که «از مردگان این جامعه باشم بهتر است ازینکه از زندگانش باشم».

شما هی میخواید آینده رو پیش‌بینی کنید، ولی هنوز بیست سال گذشته رو هم درک نکردید.
298
توصیه می‌شود.
یکی از خوانندگان کتاب مطلب قابل تأملی ازش جدا کرده بود، که خلاصه‌‌ش میشه این که دولت ایلخانی برای اولین بار پول کاغذی رو به سرزمین‌های خلافت عباسی معرفی کرد. اما اصلا از طرف مردم استقبال نشد. برای چاپ این اسکناس از روش چاپ پرسی استفاده شده بوده که احتمالا چند مخترع چینی برای ایلخان ابداع کرده بودند. اما چون استقبال نشد، اون روش ابداعی بهمراه کسانی که توش مهارت داشتند در دل تاریخ دفن شدند. اگه اون روش چاپ ادامه پیدا می‌کرد، ایران و عراق خیلی زودتر از اروپا به صنعت چاپ دست پیدا می‌کردند، و ممکن بود رنسانس اینجا شروع بشه و مسیر تاریخ ما به کلی تغییر کنه‌. بدشانسی فاجعه‌بار این بود که با چیزی به مردم معرفی شد که پسش زدند.
🤔102
Anarchonomy
«مراقب باشید میخوان مساجد رو آتش بزنند». آقا 😄 همیناست که باعث میشه بگم مردم بازی رو بلد نیستند. با امکانات محدود، و با در نظر گرفتن هزینه فایده، تخریب مسجد توجیه استراتژیک نداره. باید جایی رو خراب کرد که نظام دردش بیاد. مسجد با خاک هم یکسان بشه به اونجای…
بعضی‌ها دست‌فرمون‌شون خوبه، ولی چپ و راست رو تشخیص نمیدن، و ریگی از بچگی نقشه‌خون خوبی کنار خودش نداشت. اتفاقاتی که شخصا سرش اومده بود و محدود شدن به اون تجربیات، مانع این شد که به نفع یک ملت کار کنه. و در حد یک گنگستر محلی باقی موند. و آدم‌های اینجوری زیادند. و همین الان دارند به دنیا میان.
و اینکه دارم به دیگران هشدار میدم اگه خودمون ابتکار خشونت هدف‌دار رو توسط آدم‌های سالم، به دست نگیریم، فردا ممکنه کسانی وارد بازی بشن که دست‌فرمون خوبی دارند ولی لحظه‌ای به آینده مردم فکر نمی‌کنند، به همین دلیله که محدوده زمانی که من بش فکر می‌کنم کمی گشادتر از محدوده زمانی‌ایه که دغدغه عموم مردم در اون جا می‌گیره. شما حیوانات مسلحی می‌بینید که نمیشه حریف‌شون شد. من بچه‌کش‌هایی می‌بینم که جز بچه‌کشی کار پیچیده‌تری از عهده‌شون برنمیاد، و در برابر گنگسترهای آینده، همه‌چیز رو به باد خواهند داد.
190
Anarchonomy
بعضی‌ها دست‌فرمون‌شون خوبه، ولی چپ و راست رو تشخیص نمیدن، و ریگی از بچگی نقشه‌خون خوبی کنار خودش نداشت. اتفاقاتی که شخصا سرش اومده بود و محدود شدن به اون تجربیات، مانع این شد که به نفع یک ملت کار کنه. و در حد یک گنگستر محلی باقی موند. و آدم‌های اینجوری زیادند.…
کلاشینکف یه نماده. خیلی روی فیزیکش قفل نشید. شما سواد دارید. زبان بلدید. به دریایی از اطلاعات دسترسی دارید. اونایی که پیمانکار موساد بودند و برنامه‌ هسته‌ای داعش رو تا اینجا به تأخیر انداختند مگه اسلحه دست‌شون بود؟ (که درسته پول گرفتند، ولی مردم ایران بعدها می‌فهمند که مدیون بی‌باکی این افراد گمنام بودیم). نگید ما خشونت یاد نگرفتیم. بگید مبارزه هیچوقت تو برنامه‌مون نبود. ما میخواستیم وسط بدترین شت‌هول دنیا، مثل یک شهروند عادی در یک کشور نرمال زندگی کنیم. ولی اون رویا، مثل شیشه‌ای که سرد و گرم شده باشه قطعه قطعه شد و فرو ریخت.
254
این مسیری که ما اومدیم یکی از فصل‌های تاریخه که قراره همیشه ازش سوال بیاد.
342
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گله_گاو‌ کاری کرد که ایران به کارخانه تولید آدم‌هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند تبدیل بشه. و محصولات دارن به تدریج از انبار خارج میشن.

وقتی چیزی برای باختن نداری، هر حرکتی میتونه یه برد محسوب بشه.
331
بعد یازده سپتامبر یه سری دفتر دستک اطلاعاتی امنیتی جدید در آمریکا تأسیس شد برای مراقبت از امنیت ملی در حوزه هوایی. از مجموع اون‌ها این اداره شکل گرفت که مسئول جمع‌آوری اطلاعات و هماهنگی بین بقیه دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا، در حوزه هواییه. اخیرا آرم خودش رو مدرن کرده که توش انواع پرنده از هواپیمای عادی تا پهپاد تا بمب‌افکن‌های نسل جدید، دیده میشه‌. اما چیزی که همه رو متعجب کرده اینه که اون گوشه یه بشقاب‌پرنده هم اضافه کردن! علاقمندان به یوفوها در پوست خود نمی‌گنجند، چون این به رسمیت شناختن یوفو به عنوان یک واقعیت، توسط رسمی‌ترین نهادیه که میتونه درباره‌ش نظر بده.

میم‌ها، که فرهنگ اینترنتی رو بوجود آوردن (که فقط یک مصداقش میم جدی گرفتن یوفو بود)، به سطوح بالای قدرتمندترین دولت دنیا نفوذ کرده. این انتقال فرهنگ از پایین به بالا، که به شکلی کاملا دموکراتیک (دموکراتیک شبکه‌ای، نه انتخاباتی) انجام میشه، در تاریخ سابقه نداشته، و داریم با یک پدیده کاملا نو مواجه میشیم.
143
«فقط ترسم اینه با جمع شدن اعتراضات دهه هشتادی‌ها مأیوس بشن»

آقا شما کانال من رو نمی‌خونید؟ دارم یاسین تلاوت می‌کنم اینجا؟ یأس چیزی نیست که بر ما وارد شود. یأس «باید» استراتژی ما باشد. چون مأیوس نبودیم به خاتمی رأی دادیم. چون مأیوس نبودیم وقت‌مون رو با اصلاح‌طلبان هدر داریم. چون مأیوس نبودیم افتادیم دنبال نخست‌وزیر امام! چون مأیوس نبودیم از خوشحالی برنده شدن روحانی در انتصابات، ریختیم بیرون و بوق زدیم! چون مأیوس نبودیم برجام رو جدی گرفتیم و عین ابلهان نابالغ لوکیشن اولین شعبه مک‌دونالد در تهران رو حدس می‌زدیم! زیانی که به خاطر مأیوس نبودن به ما وارد شده تا الان، از اندازه خارجه. «باید» از همه چیز و همه‌کس و همه موقعیت‌ها و همه نهادها و همه امکانات و همه احتمالات، مأیوس بود، تا بشه برای جنگ بزرگ جنگید. از وقتی یأس غلبه پیدا کرده، پشت سر هم در حال فتح سنگرهای جدید هستیم. از جدی‌ترین و معنادارترین تحریم انتخابات، تا متکثرترین اعتراضات خیابانی. دهه هشتادی هم باید با غسل در دریاچه‌ی یأس، به بلوغ برسه و خودش رو برای فتوحات بعدی آماده کنه، که میتونه و باید، فراتر از خیابان باشه.
ما نمی‌تونیم برای خودمون بجنگیم. این رو باید همه بفهمند. پنجره نجات خودمون، بسته شده. ما فقط و فقط، می‌تونیم و باید، برای نسل‌های بعد بجنگیم. بدون اینکه برامون مهم باشه اسم ما رو به یاد خواهند داشت یا نه. مبارزه برای ما چیزی نیست جز موقعیتی مشابه موقعیت سربازی که میفرستند تا راکتور هسته‌ای که در حال نشته رو از کار بندازه، و همه می‌دونند که زنده برنخواهد گشت. سوسول‌بازی رو بذارید کنار. یا مثل سگ زندگی خواهید کرد، یا وظیفه‌ سنگینی رو به دوش می‌کشید که وزنش هرکسی رو میتونه خرد کنه. آپشن سومی وجود نداره.
693
ویدئوی جیغ زدن دخترها موقع بازداشت رو فرستاده و میگه از شنیدن صدای این‌ها پر از خشم میشم!

خشم علیه شر سرمایه است، انباشت کنید.
اما من یاد پادگان خودمون افتادم، که بچه‌ها رو با میلگرد میزدن، و ما که کمی دورتر بودیم دیر فهمیدیم. چون داد نمیزدن، که به گوش ما برسه. بقیه زیر بغل‌شون رو گرفتن تا ببرن‌شون آسایشگاه، چون امکان راه رفتن نداشتند. رفتم جلو که به یکی‌شون بگم «گه خوردید که داد نزنید.. کدوم خری بتون گفت پسر نباید داد بزنه؟». اما روبروش که قرار گرفتم حرفم رو قورت دادم. چون خیلی دیر بود برای پاک کردن اسید مردسالاری، که تحمل و صبر در برابر رفتار حیوانی رو فضیلت جا زده، و‌ سر و صدا کردن رو زنانه و سخیف.
420
احمدی‌نژاد در ادامه دلقک‌بازی «منم اپوزیسیونم» خودش، گفت اینکه می‌گویند اگر حجاب آزاد باشد مردم لخت می‌آیند بیرون، توهین به مردم ایران است، مگر در پاکستان که آزاد است زنان لخت هستند؟

صدالبته که حجاب، فرعی است بر موضوع اصلی، که همانا اصل‌نظامه. ولی خب وقتی تازه همین روزها عضویتت رو در مجمع تشخیص مصلحت همین نظام تمدید کردن، طبیعتا نمی‌تونی به اصل نظام که اصل موضوعه بپردازی.
اما جناب حراف‌الدوله بِگم؟باشی در همون مسئله حجاب هم متوجه مشکل بنیادین نیست. عقب‌نشینی از روسری، به عقب‌نشینی در چارچوب لباس هم منجر میشه، و این یعنی پوشش‌هایی در فضای پابلیک دیده خواهد شد، که حتی خانواده مذهبی خودت هم در دایره «لخت» تعریفش می‌کنه. کشورهایی که در کنار همه‌چیز، حجاب هم آزاد است، دولت مسئول هم دارند که باید به شهروند پاسخگو باشد، نه امام زمان، یا سوخته‌دلان مکتب عاشورا! که یعنی موظف است از زن بی‌حجاب در برابر بقیه افرادی که بی‌حجابی‌اش را تحمل نمی‌کنند، دفاع کند، تا هرکس با دایره تعاریف خودش، اقدام به جهاد نکنه. حکومت اوباش‌سالار شما دفاع خواهد کرد؟ خیر. حکومت شما حتی از مالباخته که خودش سارق رو گیر انداخته هم دفاع نمی‌کنه. چه برسه به زنی که بخواد با دامن کوتاه تردد کنه.
صدالبته که زنان ایران صبر نمی‌کنند تا دولت مسئول و پاسخگو، این جمعه ظهور کند یا نکند. اما موضع صرفا ویترینی شما با عنوان «مردم خودشون رعایت می‌کنن بابا»، یک استدلال نیست. چون رعایت نخواهند کرد، و اعلام خواهند کرد که کون‌لق‌تان.
393