- گستردگی شهرهایی که شرکت داشتند (دیگه گوزوهای دانشگاهی نمیتونند روی نقشه چند نقطه رو بهم وصل کنند و به یک طبقه خاص ربطش بدن).
- درگیر شدن دخترها و زنها و دهه هشتادیها (دیگه لازم نیست نفرتشون از حکومت رو از ما به ارث ببرند. حالا نفرت مستقل خودشون رو دارند).
- ترک خوردن دیوار «باید با جلاد هم نایس بود». که البته هنوز کار زیاد داره، ولی مهم شروع ترکخوردگی بود.
و اما نقطه ضعفش: کانال من رو نمیخونند 😄 و گرنه میدونستند که نباید فلسفه کارشون رو به کسی توضیح بدن. چه با چاقو حمله کردن به مأموران داعش باشه، چه چیزی رو آتش زدن، چه آرام شعار دادن. چیزی رو نباید توضیح بدی. هر فکری که داری، فقط انجامش بده. توضیحش نده. بعد ازینکه انجام دادی بقیه مجبور خواهند شد توضیحش رو پیدا کنند. باشد که در دفعات بعد، رعایت شود.
- درگیر شدن دخترها و زنها و دهه هشتادیها (دیگه لازم نیست نفرتشون از حکومت رو از ما به ارث ببرند. حالا نفرت مستقل خودشون رو دارند).
- ترک خوردن دیوار «باید با جلاد هم نایس بود». که البته هنوز کار زیاد داره، ولی مهم شروع ترکخوردگی بود.
و اما نقطه ضعفش: کانال من رو نمیخونند 😄 و گرنه میدونستند که نباید فلسفه کارشون رو به کسی توضیح بدن. چه با چاقو حمله کردن به مأموران داعش باشه، چه چیزی رو آتش زدن، چه آرام شعار دادن. چیزی رو نباید توضیح بدی. هر فکری که داری، فقط انجامش بده. توضیحش نده. بعد ازینکه انجام دادی بقیه مجبور خواهند شد توضیحش رو پیدا کنند. باشد که در دفعات بعد، رعایت شود.
❤449
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو غزه هر چهارتا ازین ماستها، که برند معروفی هم است رو میده ۱ شکِل. یعنی دونهای فقط ۲ هزار تومن!
این یه نیاز فوریه که مردم به این درک برسند اگه اتفاق سیاسی تعیینکنندهای در ایران نیفته، در مرحله بعد حسرت غزه و کرانه باختری و لیبی و سوریه رو خواهیم خورد.
این یه نیاز فوریه که مردم به این درک برسند اگه اتفاق سیاسی تعیینکنندهای در ایران نیفته، در مرحله بعد حسرت غزه و کرانه باختری و لیبی و سوریه رو خواهیم خورد.
❤269
«مراقب باشید میخوان مساجد رو آتش بزنند».
آقا 😄
همیناست که باعث میشه بگم مردم بازی رو بلد نیستند. با امکانات محدود، و با در نظر گرفتن هزینه فایده، تخریب مسجد توجیه استراتژیک نداره. باید جایی رو خراب کرد که نظام دردش بیاد. مسجد با خاک هم یکسان بشه به اونجای نظام هم نیست. اما همزمان، اگر رخ داد تو نباید بگی «وای مراقب باشید». باید بگی به درک!
اولا که متولی مسجد چهل سال وقت داشت مسجد رو از کثافات سیاسی دور نگه داره. و نگه نداشت. بلکه برعکس خودش رو سنگر استالین قرار داد. پس هر بلایی سرش بیاد، باید یک واکنش طبیعی حسابش کرد. من خودم بچه مسجدم و دارم اینو میگم. اولین کسی که در تاریخ، مسجد ویران کرد، خود پیامبر بود.
دوما، بالاخره باید یه جایی تکنیکهای تحریک احساسات مذهبی از کار بیفته. دویست سال وقت نداریم که احساسات مذهبی کمرنگ بشه. این احساسات همیشه بوده، هست و خواهد بود. قرار باشه باج بدی به احساسات مذهبی دیگران، باید تا ابد بدی. این چه حرف مهملی است که هی تکرار میکنند: ممکنه مذهبیها در کنار حکومت قرار بگیرند!.. عقل ندارید؟ اونی که تکنیکهای تحریک احساسات هنوز روش جواب میده، از قبل در کنار حکومت بوده. پس چیزی عوض نمیشه.
ضمنا هیچجای قرآن نوشته نشده مظلوم باید مراقب چیزی باشه 😉
آقا 😄
همیناست که باعث میشه بگم مردم بازی رو بلد نیستند. با امکانات محدود، و با در نظر گرفتن هزینه فایده، تخریب مسجد توجیه استراتژیک نداره. باید جایی رو خراب کرد که نظام دردش بیاد. مسجد با خاک هم یکسان بشه به اونجای نظام هم نیست. اما همزمان، اگر رخ داد تو نباید بگی «وای مراقب باشید». باید بگی به درک!
اولا که متولی مسجد چهل سال وقت داشت مسجد رو از کثافات سیاسی دور نگه داره. و نگه نداشت. بلکه برعکس خودش رو سنگر استالین قرار داد. پس هر بلایی سرش بیاد، باید یک واکنش طبیعی حسابش کرد. من خودم بچه مسجدم و دارم اینو میگم. اولین کسی که در تاریخ، مسجد ویران کرد، خود پیامبر بود.
دوما، بالاخره باید یه جایی تکنیکهای تحریک احساسات مذهبی از کار بیفته. دویست سال وقت نداریم که احساسات مذهبی کمرنگ بشه. این احساسات همیشه بوده، هست و خواهد بود. قرار باشه باج بدی به احساسات مذهبی دیگران، باید تا ابد بدی. این چه حرف مهملی است که هی تکرار میکنند: ممکنه مذهبیها در کنار حکومت قرار بگیرند!.. عقل ندارید؟ اونی که تکنیکهای تحریک احساسات هنوز روش جواب میده، از قبل در کنار حکومت بوده. پس چیزی عوض نمیشه.
ضمنا هیچجای قرآن نوشته نشده مظلوم باید مراقب چیزی باشه 😉
❤491
مأمور ارتش روسیه به مردهای بدبختی که اومده برای اعزام به جبهه ببردشون میگه نگران نباشید، کارتون رو از دست نمیدید. ولی باور نمیکنند و سر و صدا سالن رو پر میکنه. بشون میگه چرا عین زنها جیغ و داد میکنید، دهنتون رو ببندید، از امروز دیگه سربازید! انگار داره تعدادی گوسفند رو جدا میکنه و میبره. و شاید تجربهش در برخورد با این آدمها، دچار این عادتش کرده که گوسفند حسابشون کنه.
بدبخت بودن کسی نباید نگاه آدم رو منحرف کنه. بدبخت است، و همزمان آدم بدی هم است. این دو واقعیت میتونند در کنار هم قرار بگیرند. آدم بدی است چون تنها مشکلی که با اعزام داره اینه که مزرعهش، کارگاهش، مغازهش، به مدت نامعلومی بیصاحب میمونه. به اینکه ممکنه اونجا آدم بکشه و خونه مردمان دیگهای رو با خاک یکسان کنه، اهمیتی نمیده. چه تفاوتی هست بین حیوان، و انسانی که براش مهم نیست وارد موقعیت جنایت علیه بیگناهان میشه، یا نمیشه؟ کلیشه «آدم فقیر معذور است» باعث شده واقعیت اینکه آدمهای بد بسیاری در بین فقرا هم وجود دارد، نادیده گرفته بشه. این نگاه منحرف و سانتیمانتال داره علیه کسانی که خونه زندگیشون تحت اشغال متجاوزان قرار گرفته، استفاده میشه. وقتی اوکراینیها یک افسر از سنپترزبورگ رو میکشن، واکنشها طوریه که انگار بهترین کار ممکن رو باش کردند. اما وقتی همون نیروی اوکراینی سربازی که از شهری دورافتاده و فقیر اعزام شده رو از بین میبره، یهو یادشون میفته که جنگ خیلی زشت است، چون فقرای بیچاره را تکه تکه میکند! انگار «آدم بیشیله پیله و بینوایی بود، حالا کار پیش اومد متجاوز هم شد دیگه.. جنایتکار بالفطره که نبود!».
کسانی که تلاش میکنند گناه فقرا رو سبک کنند، خیرخواهشون نیستند. خیر فقیر، دقیقا در اینه که حواسش به خودش باشه.
بدبخت بودن کسی نباید نگاه آدم رو منحرف کنه. بدبخت است، و همزمان آدم بدی هم است. این دو واقعیت میتونند در کنار هم قرار بگیرند. آدم بدی است چون تنها مشکلی که با اعزام داره اینه که مزرعهش، کارگاهش، مغازهش، به مدت نامعلومی بیصاحب میمونه. به اینکه ممکنه اونجا آدم بکشه و خونه مردمان دیگهای رو با خاک یکسان کنه، اهمیتی نمیده. چه تفاوتی هست بین حیوان، و انسانی که براش مهم نیست وارد موقعیت جنایت علیه بیگناهان میشه، یا نمیشه؟ کلیشه «آدم فقیر معذور است» باعث شده واقعیت اینکه آدمهای بد بسیاری در بین فقرا هم وجود دارد، نادیده گرفته بشه. این نگاه منحرف و سانتیمانتال داره علیه کسانی که خونه زندگیشون تحت اشغال متجاوزان قرار گرفته، استفاده میشه. وقتی اوکراینیها یک افسر از سنپترزبورگ رو میکشن، واکنشها طوریه که انگار بهترین کار ممکن رو باش کردند. اما وقتی همون نیروی اوکراینی سربازی که از شهری دورافتاده و فقیر اعزام شده رو از بین میبره، یهو یادشون میفته که جنگ خیلی زشت است، چون فقرای بیچاره را تکه تکه میکند! انگار «آدم بیشیله پیله و بینوایی بود، حالا کار پیش اومد متجاوز هم شد دیگه.. جنایتکار بالفطره که نبود!».
کسانی که تلاش میکنند گناه فقرا رو سبک کنند، خیرخواهشون نیستند. خیر فقیر، دقیقا در اینه که حواسش به خودش باشه.
❤197
«شما کنترل کولر رو نتونستید از باباتون بگیرید، میخواید حکومتی که ساختن رو ازشون بگیرید؟».
این هم مربوط به شب شعر میشه، نه دنیای واقعی. تظاهرات کلیدی زنان فرانسوی که پیروزی انقلاب فرانسه رو تضمین کرد، در شرایطی انجام شد که هنوز تو خونهها مردسالاری پابرجا بود. اینجا انقلاب فرانسه رخ نمیده، اما ربط دادن محیط خونه به دنیای سیاست، شیرینکاری با کلماته.
«شهر ما از اول هیچخبری نبود. و این غصهدارم میکنه».
مزیت رو با ضرورت اشتباه نگیرید. اینکه همهجا تظاهرات وجود داشته باشه مزیته، ولی ضرورت نیست. ضرورت، ایجاد شر کافی است.
«اگه همه مردم یکپارچه بریزند بیرون اتفاقات خوبی میفته».
اتفاق خوب هم با پیروزی اشتباه نگیرید. اینکه در داخل و خارج حیثیتی برای حکومت باقی نمونه اتفاق خوبه، ولی کافی نیست. پیروزی، از راه فلج کردن حکومت میگذره.
«با این همه کارمند و حقوقبگیر و مزدور که منافعشون وابسته به حکومته، هیچکاری نمیشه کرد»
خب برای همین باید شرور بود. اگه تو زمینی که اونها بازی میکنند نمیشه برنده شد، باید زمین بازی رو عوض کرد. باید شری ایجاد کرد که پولی که میگیره رو دیگه نتونه بگیره، یا دیگه به دردش نخوره. و این مستلزم هدف قراردادن خیلی چیزهاست. که چون مخالفین آمادگی ذهنی لازم برای این کار رو ندارند، به این زودیها انجام نخواهد شد. هشت سال پیش وقتی از تحریم نفتی ایران دفاع میکردم، میگفتند شما میخواهید هزینه براندازیتون رو مردم عادی بدن! بیشتر اونایی که این حرف رو بم میزدند، بعد ازینکه به روحانی رأی دادند، از ایران خارج شده، و تاکنون مراجعه نکردهاند. امروز هم اگه بگیم باید پالایشگاهها رو زد، از همونجا میگن هدف شما له کردن مردم عادیه. البته اندفعه جی کی رولینگ هم در تأیید حرفشون توعیت خواهد زد. واقعیت اینه که جدی بودن در هرچیزی درد ایجاد میکنه. برای همین اکثر افراد در همه چیزها حالت غیرجدی دارند. از درس خواندن، یا یاد گرفتن پیانو، تا حتی دفاع از خود. ستیز سیاسی رو هم اینطور میپسندند که گهگاه صحنههای حماسی داشته باشیم، و دلاوریهای بیضرر، و هر از چندی چند شهید که عکسشون برای مدتی در قاب پروفایل اکانتهای مختلفمون قرار بگیره. اینجوری خود ستیز سیاسی هم به بخشی از دکور زندگیمون تبدیل میشه.
این هم مربوط به شب شعر میشه، نه دنیای واقعی. تظاهرات کلیدی زنان فرانسوی که پیروزی انقلاب فرانسه رو تضمین کرد، در شرایطی انجام شد که هنوز تو خونهها مردسالاری پابرجا بود. اینجا انقلاب فرانسه رخ نمیده، اما ربط دادن محیط خونه به دنیای سیاست، شیرینکاری با کلماته.
«شهر ما از اول هیچخبری نبود. و این غصهدارم میکنه».
مزیت رو با ضرورت اشتباه نگیرید. اینکه همهجا تظاهرات وجود داشته باشه مزیته، ولی ضرورت نیست. ضرورت، ایجاد شر کافی است.
«اگه همه مردم یکپارچه بریزند بیرون اتفاقات خوبی میفته».
اتفاق خوب هم با پیروزی اشتباه نگیرید. اینکه در داخل و خارج حیثیتی برای حکومت باقی نمونه اتفاق خوبه، ولی کافی نیست. پیروزی، از راه فلج کردن حکومت میگذره.
«با این همه کارمند و حقوقبگیر و مزدور که منافعشون وابسته به حکومته، هیچکاری نمیشه کرد»
خب برای همین باید شرور بود. اگه تو زمینی که اونها بازی میکنند نمیشه برنده شد، باید زمین بازی رو عوض کرد. باید شری ایجاد کرد که پولی که میگیره رو دیگه نتونه بگیره، یا دیگه به دردش نخوره. و این مستلزم هدف قراردادن خیلی چیزهاست. که چون مخالفین آمادگی ذهنی لازم برای این کار رو ندارند، به این زودیها انجام نخواهد شد. هشت سال پیش وقتی از تحریم نفتی ایران دفاع میکردم، میگفتند شما میخواهید هزینه براندازیتون رو مردم عادی بدن! بیشتر اونایی که این حرف رو بم میزدند، بعد ازینکه به روحانی رأی دادند، از ایران خارج شده، و تاکنون مراجعه نکردهاند. امروز هم اگه بگیم باید پالایشگاهها رو زد، از همونجا میگن هدف شما له کردن مردم عادیه. البته اندفعه جی کی رولینگ هم در تأیید حرفشون توعیت خواهد زد. واقعیت اینه که جدی بودن در هرچیزی درد ایجاد میکنه. برای همین اکثر افراد در همه چیزها حالت غیرجدی دارند. از درس خواندن، یا یاد گرفتن پیانو، تا حتی دفاع از خود. ستیز سیاسی رو هم اینطور میپسندند که گهگاه صحنههای حماسی داشته باشیم، و دلاوریهای بیضرر، و هر از چندی چند شهید که عکسشون برای مدتی در قاب پروفایل اکانتهای مختلفمون قرار بگیره. اینجوری خود ستیز سیاسی هم به بخشی از دکور زندگیمون تبدیل میشه.
❤280
تا حالا ناسزاهای زیادی در قالب #استفراغات_معماران به این صنف وارد کردم، اما برای دور نشدن از انصاف باید به این واقعیت هم اشاره کرد که خیلی چیزها دست اونها نیست. نمای این پروژه مسکونی در کالیفرنیا که برای اقشار کمدرآمد طراحی شده، آدم رو افسرده میکنه، یا حداقل کسی حس خوبی ازش نخواهد گرفت، پس وضعیت استفراغاتی سر جاشه، اما اینکه اون قسمت که با فلش نشون دادم پنجره نداره تقصیر معمار نیست. اونجا پنجره نداره چون صاحبان املاک مجاور اجازه ندادند پنجره بذاره، تا به ملکشون دید داشته باشه، یا هر دلیل مزخرف دیگهای. با اینکه میدونند خانوادههای کمدرآمد قراره ساکن این واحدها باشند. یعنی با حمایت قانون، میتونند کار غیراخلاقی کنند (بله من معتقدم ساخت اتاق بیپنجره یا کمنور، غیراخلاقیه). بسط فضولیهای دولت از یک طرف، و بسط فضولیهای همسایگان از طرف دیگه، باعث شده معمار حتی با بهترین ایده هم وارد کار بشه، با بدترین ساخت بیاد بیرون.
❤84
«ما مصمم هستیم به تمام فشارها، زور گوییها و جنایات و وحشی گریها و تعدیهای شما که امروز مانند امواج پهناور، همه جای ایران را پوشانیده و شعله آن مظالم به آسمان رسیدهاست، با ضدضربهها پاسخ گوییم و به هر طریقی که شده به این وضع خاتمه دهیم. هیچ معنی و فایده ندارد که شما در کنجی نشسته و مشغول همجنس بازی باشید و نوکرهای شما، ملت نجیب و بدبخت ایران را غارت کنند و آنان را تا آخرین نخی که بر تن دارند لخت و سپس زندانی و معدوم کنند. هیچ دفاعی شما را تبرئه نمیکند. ملت ایران نه به شخص شما و نه به دولت شما مطلقاً اعتماد ندارد. شما باید از سلطنت استعفا داده کنار بروید و اعضا دولت شما بهطور صلح جویانه به خانههای خود بروند و در کمال آرامش در آنجا بمانند و جای خود را به مدافعان با غیرت و با اراده ملت بسپارند. شما خود را شاه شاهان ایران و سلطان مستبد مطلق العنان کشور میدانید؛ ولی من به شما اعلام میکنم که هرگز چنین کسی نبودهاید؛ فقط یک مفتخور پست کثیف، رشوه خوار، آلوده و خائن به ملت و کشور هستید. تلاش شما برای چیست؟ شما در هر ساعت و دقیقه آمادهاید تمام نعمات و موهبتها، منافع، حقوق و استقلال کشور و وطن را در قبال یک دانه عدس به بیگانگان بفروشید. آیا غیر از این است؟ اقلاً یک کار خیر، یک اقدام موهبتآمیز که به نفع ملت انجام داده باشید به من نشان بدهید. بر عکس، تمام طبیعت شما، تمام وجود شما پر از نارسایی و نقصان و فساد است. شما فاقد شهامت، کوشش، همّت، انرژی و معتقدات هستید. شما حتی کوچکترین احساس عدالت ندارید و فاقد اخلاق هستید. در حال حاضر از نظر ملت، شما پستترین و منفورترین حیوان هستید و موجودی سقوط کرده. ملت نجیب ایران بدون استثنا از شما متنفر است».
نامه سرگشاده حیدرخان عمواوغلی به محمدعلی شاه قاجار
نامه سرگشاده حیدرخان عمواوغلی به محمدعلی شاه قاجار
❤301
از تجربیات تاریخی همه ملتها باید استفاده کرد، اما همزمان نباید ایران رو معادل جایی قرار داد. تجربه مشابهی از وضعیت فعلی ایران هیچوقت و هیچجا وجود نداشته، که هشتاد درصد مردم یارانهبگیرند، و چهار الی پنج برابر هر کشور نرمالی، کارمند و حقوقبگیر دولت به ازای هر صدهزارنفر جمعیت وجود داره، و حکومت در هر گوشه اقتصاد سهم مستقیم یا غیرمستقیم داره، از فوتبال و سینما گرفته تا خودروسازی و پزشکی و وکالت.
در این موقعیت خاص و یونیک، روشهای پنجاه و هفتی برای اطلاعرسانی و آگاهسازی، کارکرد ندارند، یا کافی نیستند. چون حقیقتی که باید به مردم منتقل بشه، تلختر از حقیقتی است که بقیه جوامع در معرض انقلاب و جنبش، باش مواجه بوده و هستند. و اون حقیقت تلخ اینه که اگه بنا باشه ازین تشکیلات پلید عبور کنیم، ضرورت دارد که با زندگی ایرانی به این شکلی که امروز است هم خداحافظی کنیم. و این خداحافظی، مواجه شدن مردم با مردم رو اجتنابناپذیر میکنه. این تقابل، برخلاف تبلیغات حکومتی، مذهبی نیست. بلکه بر مبنای پول و امتیازه. یک جنگ داخلی نهفته منتظر این کشوره، و اون بین چادری و بیحجاب نیست (هرچند که طبق سنن الهی، چادری بابت سکوت و بیتفاوتیاش در برابر فاشیسم مذهبی «باید» چوب بخورد)، بلکه بین آویزانهای حکومت، و غیرآویزانهاست. و تعاریف مارکسیستی و قرنبیستمی نمیتونه این آویزانی رو توضیح بده، چون جبهه آویزان هم فقیر در خودش داره و هم ثروتمند، هم شهری و هم روستایی، هم مذهبی و هم بیدین. بچه حزباللهی قرص قرمز خورده، که با تصور هشیاری، سعی داره از دل فقه، راه حل دینی برای بیرون کشیدن حکومت از بنبست پیدا کنه، و نهایتا نسخه «ولش کن این حجاب رو، داری دستی دستی خودت رو از بین میبری» براش تجویز میکنه، هنوز انقدر هشیار نیست که بفهمه موضوع سایز سرطانی این هیولاست و حجم دربرگرفتگی مملکت توسط این هیولا، نه تک تک افعالی که با اتکاء به سایزش انجام میدهد. ایران مثل یک بیمار مبتلا به تومور بدخیم خیلی بزرگه، که اگه حتی با عنایات حضرت حق بشه تومور رو ازش جدا کرد، بدنی چنان لاغر ازش میمونه که ممکنه همه بترسند.
در این موقعیت خاص و یونیک، روشهای پنجاه و هفتی برای اطلاعرسانی و آگاهسازی، کارکرد ندارند، یا کافی نیستند. چون حقیقتی که باید به مردم منتقل بشه، تلختر از حقیقتی است که بقیه جوامع در معرض انقلاب و جنبش، باش مواجه بوده و هستند. و اون حقیقت تلخ اینه که اگه بنا باشه ازین تشکیلات پلید عبور کنیم، ضرورت دارد که با زندگی ایرانی به این شکلی که امروز است هم خداحافظی کنیم. و این خداحافظی، مواجه شدن مردم با مردم رو اجتنابناپذیر میکنه. این تقابل، برخلاف تبلیغات حکومتی، مذهبی نیست. بلکه بر مبنای پول و امتیازه. یک جنگ داخلی نهفته منتظر این کشوره، و اون بین چادری و بیحجاب نیست (هرچند که طبق سنن الهی، چادری بابت سکوت و بیتفاوتیاش در برابر فاشیسم مذهبی «باید» چوب بخورد)، بلکه بین آویزانهای حکومت، و غیرآویزانهاست. و تعاریف مارکسیستی و قرنبیستمی نمیتونه این آویزانی رو توضیح بده، چون جبهه آویزان هم فقیر در خودش داره و هم ثروتمند، هم شهری و هم روستایی، هم مذهبی و هم بیدین. بچه حزباللهی قرص قرمز خورده، که با تصور هشیاری، سعی داره از دل فقه، راه حل دینی برای بیرون کشیدن حکومت از بنبست پیدا کنه، و نهایتا نسخه «ولش کن این حجاب رو، داری دستی دستی خودت رو از بین میبری» براش تجویز میکنه، هنوز انقدر هشیار نیست که بفهمه موضوع سایز سرطانی این هیولاست و حجم دربرگرفتگی مملکت توسط این هیولا، نه تک تک افعالی که با اتکاء به سایزش انجام میدهد. ایران مثل یک بیمار مبتلا به تومور بدخیم خیلی بزرگه، که اگه حتی با عنایات حضرت حق بشه تومور رو ازش جدا کرد، بدنی چنان لاغر ازش میمونه که ممکنه همه بترسند.
❤305
یکی باید بشینه یه کتاب بنویسه با عنوان «یأس لوکال، و امیدواری ماکرو».
چرا اینجوری بم نگاه میکنید؟ من بنویسم؟ من که سواد دانشگاهی ندارم. من یه دیپلم ردی گمنام هستم. فوقش به اونایی که میتونند کتاب بنویسند ایده بدم.
در وضعیت جنگی فکر کردن به اینکه اقدام ایکس و حرکت ایگرگ، فایده ندارد، فایده ندارد. در جبهه جنگ، با اینکه میدونی دفاع از خاکریزی که در اون هستی فایده ندارد، و میان ازت رد میشوند نهایتا، باید دفاع کنی. فقط محاسباتی باقی میمونه درباره اینکه بهینهترین روشها برای نگه داشتن اون خاکریز، برای طولانیترین زمان ممکن، چیه. اگه هر گروهان این دید رو داشته باشه، کل جنگ به نفعشون تموم خواهد شد. با اینکه ممکنه کشته بشن، و خاکریزشون از دست بره. چون با اینکه مقاومت یک نقطه میشکنه، شکستنش انقدر به دشمن هزینه وارد میکنه، که کمی جلوتر به مشکل خواهد خورد.
در قیامهای سیاسی، باید اون خاکریزهای فیزیکی رو به نقاط عطف روی خط زمان، ترجمه کنید. هر نه گفتنی، هر خشمی، هر بلوایی، هر شر به پا کردنی، هر ضربهزدنی، یکی ازون نقاط عطفه. اون نقطه، منطقه لوکال و محلی شما حساب میشه. همونی که فایده نداره. اما در ابعاد بزرگتر، طرف مقابل رو خسته و فرسوده میکنه، تا جلوتر که رفت کم بیاره. تمام حرکتها بهم وصل میشن، حتی اگه ارتباطی بینشون نباشه. پزشکی که حاضر نمیشه گواهی فوت دروغ صادر کنه، و به خاطرش کشته میشه؛ وصل میشه به یک جوان که چند سال بعد در جایی دیگه، ماشین یگان ویژه رو آتش میزنه. که خود این معلوم نیست در آینده به چی وصل بشه.
بنابراین این حرف که این کار فایده ندارد، آن کار بینتیجهست، هیچ بار معنایی نداره. چون خبر جدیدی برای ما نداره، چون اتفاقا عالمانه مأیوسیم، و خود این یأس رو فدای کلیت جنگ بزرگ میکنیم.
چرا اینجوری بم نگاه میکنید؟ من بنویسم؟ من که سواد دانشگاهی ندارم. من یه دیپلم ردی گمنام هستم. فوقش به اونایی که میتونند کتاب بنویسند ایده بدم.
در وضعیت جنگی فکر کردن به اینکه اقدام ایکس و حرکت ایگرگ، فایده ندارد، فایده ندارد. در جبهه جنگ، با اینکه میدونی دفاع از خاکریزی که در اون هستی فایده ندارد، و میان ازت رد میشوند نهایتا، باید دفاع کنی. فقط محاسباتی باقی میمونه درباره اینکه بهینهترین روشها برای نگه داشتن اون خاکریز، برای طولانیترین زمان ممکن، چیه. اگه هر گروهان این دید رو داشته باشه، کل جنگ به نفعشون تموم خواهد شد. با اینکه ممکنه کشته بشن، و خاکریزشون از دست بره. چون با اینکه مقاومت یک نقطه میشکنه، شکستنش انقدر به دشمن هزینه وارد میکنه، که کمی جلوتر به مشکل خواهد خورد.
در قیامهای سیاسی، باید اون خاکریزهای فیزیکی رو به نقاط عطف روی خط زمان، ترجمه کنید. هر نه گفتنی، هر خشمی، هر بلوایی، هر شر به پا کردنی، هر ضربهزدنی، یکی ازون نقاط عطفه. اون نقطه، منطقه لوکال و محلی شما حساب میشه. همونی که فایده نداره. اما در ابعاد بزرگتر، طرف مقابل رو خسته و فرسوده میکنه، تا جلوتر که رفت کم بیاره. تمام حرکتها بهم وصل میشن، حتی اگه ارتباطی بینشون نباشه. پزشکی که حاضر نمیشه گواهی فوت دروغ صادر کنه، و به خاطرش کشته میشه؛ وصل میشه به یک جوان که چند سال بعد در جایی دیگه، ماشین یگان ویژه رو آتش میزنه. که خود این معلوم نیست در آینده به چی وصل بشه.
بنابراین این حرف که این کار فایده ندارد، آن کار بینتیجهست، هیچ بار معنایی نداره. چون خبر جدیدی برای ما نداره، چون اتفاقا عالمانه مأیوسیم، و خود این یأس رو فدای کلیت جنگ بزرگ میکنیم.
❤308
داستانهای صدراسلام شامل اغراقهای نظامیه، چون اعراب برای تاریخسازی برای امپراتوریشون نیاز داشتن که بگن «ما با قدرت شروع کردیم». کل داستان چاه بدر فیکه. بگذریم.
#گله_گاو دو شاخه داره. تو یه شاخه امثال محسن حججی قرار میگیرند. یه مشت بیکله ابله که جان میگیرند و جان هم میدهند. تو شاخه دوم، محسن رضایی. شاخه حججیاینا اراده ایجاد زمین سوخته رو دارند، ولی شاخه حاج محسناینا نه. چون بیشتر چیزهایی که میتونه هدف نابودی قرار بگیره، متعلق به خانوادههای خودشونه، یا نفعی ازش دارند. نقطه ضعف تشکیلاتی که زیادی خودش رو در اقتصاد فرو کرده هم اینه. از طرفی توان عملیاتی این کارها رو هم ندارند. ایران خیلی بزرگه. دو و نیم برابر اوکراین، که دومین ارتش بزرگ دنیا هنوز نتونسته همه زیرساختهاش رو از بین ببره.
ولی ما باید فرض کنیم که حججی بر نظام غالبه. پس در دراز مدت باید کاری کنیم که اگه قراره چیزی نابود بشه، به نفع ما نابود بشه. یعنی ما برای اونها زمین سوخته ایجاد کنیم. و این تصمیم بزرگیه که مردم هنوز آمادگیش رو ندارن، هرچند که اتفاقات اخیر هل خوبی داد.
#گله_گاو دو شاخه داره. تو یه شاخه امثال محسن حججی قرار میگیرند. یه مشت بیکله ابله که جان میگیرند و جان هم میدهند. تو شاخه دوم، محسن رضایی. شاخه حججیاینا اراده ایجاد زمین سوخته رو دارند، ولی شاخه حاج محسناینا نه. چون بیشتر چیزهایی که میتونه هدف نابودی قرار بگیره، متعلق به خانوادههای خودشونه، یا نفعی ازش دارند. نقطه ضعف تشکیلاتی که زیادی خودش رو در اقتصاد فرو کرده هم اینه. از طرفی توان عملیاتی این کارها رو هم ندارند. ایران خیلی بزرگه. دو و نیم برابر اوکراین، که دومین ارتش بزرگ دنیا هنوز نتونسته همه زیرساختهاش رو از بین ببره.
ولی ما باید فرض کنیم که حججی بر نظام غالبه. پس در دراز مدت باید کاری کنیم که اگه قراره چیزی نابود بشه، به نفع ما نابود بشه. یعنی ما برای اونها زمین سوخته ایجاد کنیم. و این تصمیم بزرگیه که مردم هنوز آمادگیش رو ندارن، هرچند که اتفاقات اخیر هل خوبی داد.
❤205
بیشتر جملات شما درستند. که مردم دنبال بهانهاند. که اوباش نظام شلوار خودشونو نمیتونند بکشن بالا (نمونهش اینکه به خودی شلیک میکنند). که آگاهی اوج گرفته. که نیاز به لیدر نیست (که اتفاقا مزیتشه).
اما نتیجهگیریتون اشتباهه. همه این شرایط اگه تو بنگلادش بود، همین فردا دولت سقوط کرده بود. چون دولت دارند. ما نداریم. اینجا یک دستگاه امنیتی داریم فقط. که به هیچ مرز اخلاقی پایبند نیست. وزارت جهاد کشاورزی، دکور دستگاه امنیتیه. پالایشگاه، دکان دستگاه امنیتیه. برای غلبه بر چنین نیرویی، روشهای بهمن پنجاه و هفت جواب نمیده. باید از نسخه مدرن شده روشهای حیدرخان عمواوغلی استفاده کرد. تا وقتی تصمیم نگرفتیم که وارد چنین بازیای بشیم، تصور فرو ریختن اون دستگاه امنیتی، خامفکریه.
البته اونها هم دچار این خامفکری هستند که این رو که جمع کردند، شر از سرشون کوتاه میشه. ولی غلط اونارو نباید گرفت و باید اجازه داد در فکر خامشون بمونند.
اما نتیجهگیریتون اشتباهه. همه این شرایط اگه تو بنگلادش بود، همین فردا دولت سقوط کرده بود. چون دولت دارند. ما نداریم. اینجا یک دستگاه امنیتی داریم فقط. که به هیچ مرز اخلاقی پایبند نیست. وزارت جهاد کشاورزی، دکور دستگاه امنیتیه. پالایشگاه، دکان دستگاه امنیتیه. برای غلبه بر چنین نیرویی، روشهای بهمن پنجاه و هفت جواب نمیده. باید از نسخه مدرن شده روشهای حیدرخان عمواوغلی استفاده کرد. تا وقتی تصمیم نگرفتیم که وارد چنین بازیای بشیم، تصور فرو ریختن اون دستگاه امنیتی، خامفکریه.
البته اونها هم دچار این خامفکری هستند که این رو که جمع کردند، شر از سرشون کوتاه میشه. ولی غلط اونارو نباید گرفت و باید اجازه داد در فکر خامشون بمونند.
❤228
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اره دختر خوشگل.. فکر کردی تو اوکراین مردم سلاخی بشن و تو کلیپ تیک تاک ضبط کنی و برقصی، یه وضعیت نرماله. اما نبود. همون قصاب، آدمش رو به محله خودت هم فرستاد، و حالا به جرم قدم زدن تو خیابون و حتی نشستن تو ایستگاه اتوبوس هم میگیردت و میندازدت تو ماشین.
❤124
مهم نیست از چه نشانهای نتیجه بگیرید در چین کودتا رخ داده. میخواد لغو فلهای پروازها باشه، یا هر نشانه دیگهای. در هر صورت نتیجهگیریتون اشتباهه. در کشورهای استبدادی، کودتا در شرایطی رخ میده که نظامیان به سهمی که دارند راضی نباشند. در چین این نارضایتی وجود نداره و نظامیان از چیزی که دارند کاملا راضی هستند. شستشوی مغزی سربازان رده پایین هم به قدری فراگیره که «بریم پایتخت رو بگیریم» براشون فاقد معناست.
شونزدهم اکتبر که جلسه بعدی حزب کمونیسته نزدیکه، و قراره رئیسجمهور فعلی که سودای حکمرانی بدون محدودیت در سر داره رو به عنوان دیکتاتور مادامالعمر معرفی کنند. و اتفاقا این بهتر ازون کودتای فرضیه که ممکنه بش دل خوش کنید. یه چین نرمال و آزاد، میتونه سرور جهان بشه. اما چینی که در خریت استبداد مطلق فرو بره، نه. بذارید فرو برن، و به روی خودتون نیارید.
شونزدهم اکتبر که جلسه بعدی حزب کمونیسته نزدیکه، و قراره رئیسجمهور فعلی که سودای حکمرانی بدون محدودیت در سر داره رو به عنوان دیکتاتور مادامالعمر معرفی کنند. و اتفاقا این بهتر ازون کودتای فرضیه که ممکنه بش دل خوش کنید. یه چین نرمال و آزاد، میتونه سرور جهان بشه. اما چینی که در خریت استبداد مطلق فرو بره، نه. بذارید فرو برن، و به روی خودتون نیارید.
❤253
مگه آخوند ذکر مصیبت رو به شغل تبدیل نکرد؟ چرا گاندیبازی رو به سرگرمی کلامی تبدیل نکنه؟
خود پیامبر ده دقیقه میرفت منبر. اینا یک ساعت میرن منبر که بگن پیامبر ده دقیقه میرفت منبر! وراجی، پروفشن آخونده. خود حرف، هدفه؛ و هدف فقط حرفه. همه اتفاقات اون بیرون، فقط وسیله حرف هستند براش. هر اتفاقی که باشند. پند اخلاقی نمیده. خود پنداخلاقی، ماده مصرفی ماشین حرفه. همهچیز ماده مصرفی این ماشینه.
خود پیامبر ده دقیقه میرفت منبر. اینا یک ساعت میرن منبر که بگن پیامبر ده دقیقه میرفت منبر! وراجی، پروفشن آخونده. خود حرف، هدفه؛ و هدف فقط حرفه. همه اتفاقات اون بیرون، فقط وسیله حرف هستند براش. هر اتفاقی که باشند. پند اخلاقی نمیده. خود پنداخلاقی، ماده مصرفی ماشین حرفه. همهچیز ماده مصرفی این ماشینه.
❤213
مهدی تدینی نوشته با وضع اقتصادی که در اون هستیم انتظار نداشتیم دیگه چیزی غیر از معیشت موضوع اعتراضات سراسری قرار بگیره! ولی برخلاف انتظارمون مردم برای آزادی و تحول اجتماعی تظاهرات کردند، که قاعدتا مطالبه جامعهایه که خیلی غم نان نداره!
حاج آقا.. مگه آبان ۹۸ کسی تو سرآسیاب ملارد شعار میداد بنزین ارزان باید گردد؟ حتی همونی که فکر میکنی به خاطر معیشت اومده بیرون، مستقیم رفت سراغ پاسگاه و حوزه علمیه. برخلاف اروپا، ما تو ایران تظاهرات موضوعی نداریم. چون فقط یک موضوع وجود داره، و اون خود حکومته. در اعتراضات این دفعه، حرکتهایی در زاهدان دیدیم که حتی نیروی انتظامی اونجا، که به خونریزی عادت داره هم، ترسیده بود. فکر میکنی معترض زاهدانی برای اعتراض به حجاب اجباری اومد بیرون؟ اونجا جاییه که نیاز به گشت ارشاد هم نداره، چون خود خانواده حساب دختر بیحجاب رو میرسه. در ایران، موضوعات صرفا کِشنده اولیه موج هستند.
و اما در سطح فردی، دو مسئله عمیق و مرتبط، سوخترسان بیباکی شده، که هردو فراتر از موضوعات متغیر هستند. یک، تثبیت شدن موقعیت بازندگی. دو، رستگاری با مرگ. در بلوچستان یا کردستان، هیچوقت گاز اشکآور و ساچمه و اینها محلی از اعراب نداشته. از ابتدای ۵۷ با گلوله ژ۳ باشون برخورد شده، تا همین الان. اونی که خودش رو در برابر اونها قرار میده، میدونه قراره چطور پاسخ بدن. شرایطی اون رو به این حد از ریسکپذیری رسونده که در اون جز بنبست چیزی ندیده. و به این نتیجه رسیده که همهچیز طوری تنظیم شده است که من همواره بازنده باشم. حالا در تهران یا هر جای دیگهای هر اتفاقی بیفته که محرک موج باشه، چیزی که شخص خودش رو هل میده، اون حس بازندگیه، نه پیگیری اون اتفاق. با فربه شدن جمعیت آویزان به دولت، و همزمان آب رفتن منابع، هرروز به تعداد کسانی که به این حس میرسند افزوده میشه.
از طرفی، مجموعه شرایطی که خود مردم در شکلگیری اون دخیلند، و فقدان یک افق روشن برای از بین رفتن اون شرایط، واکنش بیقیدی به حیات رو تولید میکنه، که میتونه اشکال مختلفی بگیره. از خودسوزی دختران در استانهای غربی گرفته تا بیاعتنایی بچه تهرانی در سر و سامان دادن به زندگیش. وقتی محیط به دردها و تبعیضها و تعدیها و کجرفتاریها بیاعتناست، بلکه بسترساز همه اینهاست، و بلکه حامی زورگوهاست، با رها کردن داوطلبانه حیات، بش پاسخ میدن. با این ترجمه صریح که «از مردگان این جامعه باشم بهتر است ازینکه از زندگانش باشم».
شما هی میخواید آینده رو پیشبینی کنید، ولی هنوز بیست سال گذشته رو هم درک نکردید.
حاج آقا.. مگه آبان ۹۸ کسی تو سرآسیاب ملارد شعار میداد بنزین ارزان باید گردد؟ حتی همونی که فکر میکنی به خاطر معیشت اومده بیرون، مستقیم رفت سراغ پاسگاه و حوزه علمیه. برخلاف اروپا، ما تو ایران تظاهرات موضوعی نداریم. چون فقط یک موضوع وجود داره، و اون خود حکومته. در اعتراضات این دفعه، حرکتهایی در زاهدان دیدیم که حتی نیروی انتظامی اونجا، که به خونریزی عادت داره هم، ترسیده بود. فکر میکنی معترض زاهدانی برای اعتراض به حجاب اجباری اومد بیرون؟ اونجا جاییه که نیاز به گشت ارشاد هم نداره، چون خود خانواده حساب دختر بیحجاب رو میرسه. در ایران، موضوعات صرفا کِشنده اولیه موج هستند.
و اما در سطح فردی، دو مسئله عمیق و مرتبط، سوخترسان بیباکی شده، که هردو فراتر از موضوعات متغیر هستند. یک، تثبیت شدن موقعیت بازندگی. دو، رستگاری با مرگ. در بلوچستان یا کردستان، هیچوقت گاز اشکآور و ساچمه و اینها محلی از اعراب نداشته. از ابتدای ۵۷ با گلوله ژ۳ باشون برخورد شده، تا همین الان. اونی که خودش رو در برابر اونها قرار میده، میدونه قراره چطور پاسخ بدن. شرایطی اون رو به این حد از ریسکپذیری رسونده که در اون جز بنبست چیزی ندیده. و به این نتیجه رسیده که همهچیز طوری تنظیم شده است که من همواره بازنده باشم. حالا در تهران یا هر جای دیگهای هر اتفاقی بیفته که محرک موج باشه، چیزی که شخص خودش رو هل میده، اون حس بازندگیه، نه پیگیری اون اتفاق. با فربه شدن جمعیت آویزان به دولت، و همزمان آب رفتن منابع، هرروز به تعداد کسانی که به این حس میرسند افزوده میشه.
از طرفی، مجموعه شرایطی که خود مردم در شکلگیری اون دخیلند، و فقدان یک افق روشن برای از بین رفتن اون شرایط، واکنش بیقیدی به حیات رو تولید میکنه، که میتونه اشکال مختلفی بگیره. از خودسوزی دختران در استانهای غربی گرفته تا بیاعتنایی بچه تهرانی در سر و سامان دادن به زندگیش. وقتی محیط به دردها و تبعیضها و تعدیها و کجرفتاریها بیاعتناست، بلکه بسترساز همه اینهاست، و بلکه حامی زورگوهاست، با رها کردن داوطلبانه حیات، بش پاسخ میدن. با این ترجمه صریح که «از مردگان این جامعه باشم بهتر است ازینکه از زندگانش باشم».
شما هی میخواید آینده رو پیشبینی کنید، ولی هنوز بیست سال گذشته رو هم درک نکردید.
❤298
توصیه میشود.
یکی از خوانندگان کتاب مطلب قابل تأملی ازش جدا کرده بود، که خلاصهش میشه این که دولت ایلخانی برای اولین بار پول کاغذی رو به سرزمینهای خلافت عباسی معرفی کرد. اما اصلا از طرف مردم استقبال نشد. برای چاپ این اسکناس از روش چاپ پرسی استفاده شده بوده که احتمالا چند مخترع چینی برای ایلخان ابداع کرده بودند. اما چون استقبال نشد، اون روش ابداعی بهمراه کسانی که توش مهارت داشتند در دل تاریخ دفن شدند. اگه اون روش چاپ ادامه پیدا میکرد، ایران و عراق خیلی زودتر از اروپا به صنعت چاپ دست پیدا میکردند، و ممکن بود رنسانس اینجا شروع بشه و مسیر تاریخ ما به کلی تغییر کنه. بدشانسی فاجعهبار این بود که با چیزی به مردم معرفی شد که پسش زدند.
یکی از خوانندگان کتاب مطلب قابل تأملی ازش جدا کرده بود، که خلاصهش میشه این که دولت ایلخانی برای اولین بار پول کاغذی رو به سرزمینهای خلافت عباسی معرفی کرد. اما اصلا از طرف مردم استقبال نشد. برای چاپ این اسکناس از روش چاپ پرسی استفاده شده بوده که احتمالا چند مخترع چینی برای ایلخان ابداع کرده بودند. اما چون استقبال نشد، اون روش ابداعی بهمراه کسانی که توش مهارت داشتند در دل تاریخ دفن شدند. اگه اون روش چاپ ادامه پیدا میکرد، ایران و عراق خیلی زودتر از اروپا به صنعت چاپ دست پیدا میکردند، و ممکن بود رنسانس اینجا شروع بشه و مسیر تاریخ ما به کلی تغییر کنه. بدشانسی فاجعهبار این بود که با چیزی به مردم معرفی شد که پسش زدند.
🤔102
Anarchonomy
«مراقب باشید میخوان مساجد رو آتش بزنند». آقا 😄 همیناست که باعث میشه بگم مردم بازی رو بلد نیستند. با امکانات محدود، و با در نظر گرفتن هزینه فایده، تخریب مسجد توجیه استراتژیک نداره. باید جایی رو خراب کرد که نظام دردش بیاد. مسجد با خاک هم یکسان بشه به اونجای…
بعضیها دستفرمونشون خوبه، ولی چپ و راست رو تشخیص نمیدن، و ریگی از بچگی نقشهخون خوبی کنار خودش نداشت. اتفاقاتی که شخصا سرش اومده بود و محدود شدن به اون تجربیات، مانع این شد که به نفع یک ملت کار کنه. و در حد یک گنگستر محلی باقی موند. و آدمهای اینجوری زیادند. و همین الان دارند به دنیا میان.
و اینکه دارم به دیگران هشدار میدم اگه خودمون ابتکار خشونت هدفدار رو توسط آدمهای سالم، به دست نگیریم، فردا ممکنه کسانی وارد بازی بشن که دستفرمون خوبی دارند ولی لحظهای به آینده مردم فکر نمیکنند، به همین دلیله که محدوده زمانی که من بش فکر میکنم کمی گشادتر از محدوده زمانیایه که دغدغه عموم مردم در اون جا میگیره. شما حیوانات مسلحی میبینید که نمیشه حریفشون شد. من بچهکشهایی میبینم که جز بچهکشی کار پیچیدهتری از عهدهشون برنمیاد، و در برابر گنگسترهای آینده، همهچیز رو به باد خواهند داد.
و اینکه دارم به دیگران هشدار میدم اگه خودمون ابتکار خشونت هدفدار رو توسط آدمهای سالم، به دست نگیریم، فردا ممکنه کسانی وارد بازی بشن که دستفرمون خوبی دارند ولی لحظهای به آینده مردم فکر نمیکنند، به همین دلیله که محدوده زمانی که من بش فکر میکنم کمی گشادتر از محدوده زمانیایه که دغدغه عموم مردم در اون جا میگیره. شما حیوانات مسلحی میبینید که نمیشه حریفشون شد. من بچهکشهایی میبینم که جز بچهکشی کار پیچیدهتری از عهدهشون برنمیاد، و در برابر گنگسترهای آینده، همهچیز رو به باد خواهند داد.
❤190
Anarchonomy
بعضیها دستفرمونشون خوبه، ولی چپ و راست رو تشخیص نمیدن، و ریگی از بچگی نقشهخون خوبی کنار خودش نداشت. اتفاقاتی که شخصا سرش اومده بود و محدود شدن به اون تجربیات، مانع این شد که به نفع یک ملت کار کنه. و در حد یک گنگستر محلی باقی موند. و آدمهای اینجوری زیادند.…
کلاشینکف یه نماده. خیلی روی فیزیکش قفل نشید. شما سواد دارید. زبان بلدید. به دریایی از اطلاعات دسترسی دارید. اونایی که پیمانکار موساد بودند و برنامه هستهای داعش رو تا اینجا به تأخیر انداختند مگه اسلحه دستشون بود؟ (که درسته پول گرفتند، ولی مردم ایران بعدها میفهمند که مدیون بیباکی این افراد گمنام بودیم). نگید ما خشونت یاد نگرفتیم. بگید مبارزه هیچوقت تو برنامهمون نبود. ما میخواستیم وسط بدترین شتهول دنیا، مثل یک شهروند عادی در یک کشور نرمال زندگی کنیم. ولی اون رویا، مثل شیشهای که سرد و گرم شده باشه قطعه قطعه شد و فرو ریخت.
❤254