Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
احمق‌ها ویدئو دکتر جان کمبل هم تو یوتیوب سانسور کردن، مجبور شده آپلودش کنه تو رامبل! تو اون ویدئو فقط آمارهای رسمی خود دولت انگلیس رو بررسی کرد و از فوتی‌های مازاد بر نرمال، نگرانه.
از اول کرونا بش گوش دادم، تا الان حتی یک جا برداشت عجولانه نداشته. اگه این آدم بادقت و صبور هم نتونه حرفشو بزنه باید فاتحه شبکه اجتماعی رو قرائت کرد.

https://rumble.com/v1hecbz-uk-vaccinations-adverse-reactions.html
71
«ایرلند یه کمپین مفصل راه انداخت علیه صاحب خونه‌های طماع با تعیین سقف مجاز مبلغ اجاره، ۵۲ درصد مالیات، بدون تخفیف و معافیت. و موفق شدند. اجاره‌بده‌ها کلا از بازار مسکن کشیدن بیرون. نتیجه اینکه الان در کل مملکت فقط ۷۱۶ واحد برای اجاره وجود داره، و اینجا ۱۵۰ نفر تو صف وایسادن برای اجاره یه واحد یک خوابه!».

مردم، که خودشون به این تزهای کمونیستی رأی میدن و بعد توش گرفتار میشن، به یک نکته بنیادی توجه ندارند. کنترل از بالا فقط در صورتی میتونه هدف تعریف‌شده رو تأمین کنه که کنترل بر همه‌چیز باشه، نه فقط بعضی چیزها. و چون نمیشه کنترل بر همه‌چیز رو اجرایی کرد، هدف تعریف‌شده میمونه زیر آفتاب.
اگه میخوای دولت قیمت مسکن رو به زور کنترل کنه، در مرحله بعد مجبور میشی از دولت بخوای خودش مسکن رو بسازه، و وقتی از دولت بخوای مسکن بسازه، در مرحله بعد مجبور میشی از دولت بخوای خودش صنعت مصالح رو بچرخونه. و همینطور میره جلوتر تا اینکه میفهمی شدنی نیست، اگه می‌شد استالین می‌تونست.
220
تیتر خبر برای ژانویه ۲۰۰۹ بوده، که روسیه به بهانه‌های واهی انتقال گاز به اروپا رو متوقف کرد. قاعدتا دولت اروپایی باید همون موقع می‌فهمید که باید کاسه کوزه انرژی روس رو جمع کنه، چون به این‌ها نمیشه اتکا کرد. اما هیچ‌کاری نکردند و گفتند «مذاکره» می‌کنیم.‌ انگار با مذاکره میشه گراز رو به انسان تبدیل کرد. ۵ سال ازین تیتر گذشته بود که انقلاب ۲۰۱۴ اوکراین رخ داد و کار به توپ و تفنگ رسید. قاعدتا دولت اروپایی باید می‌فهمید که دیگه نباید با این‌ها حرف زد. اما باز هم گفتند مذاکره! ۴ سال بعد تو سالن سازمان ملل به ترامپ خندیدند که گفت به روسیه وابسته هستید. ۴ سال بعد، دارن میگن دمای ترموستات خونه رو بذارید رو ۱۹ درجه!
فکر می‌کنید عبرتی در کاره؟ همون «متخصصان دیپلماسی» دارند هی با جمهوری‌اسلامی «مذاکره» می‌کنند، در حالی که حتی عراق هم حاضر نیست با این نظام مذاکره کنه و با کاتیوشا جوابش رو میده. و این دیپلماسی‌بازی رو انقدر ادامه میدن تا کار از کار بگذره.
163
استارباکس از ماه اکتبر دیگه پول نقد قبول نمی‌کنه آقای نسیم طالب. میگم چطوره به جای اینکه روزی یه لگد به بیت‌کوین بزنی، یکم واسه این نگران باشی، که روی زندگی خودت هم اثرگذاره. هوم؟ چون با فحش دادن به چشم‌لیزری‌ها، تو دل فیاتی‌ها خالی نمیشه بهرحال، و در تمام مدتی که داشتی بیت‌کوین رو می‌کوبیدی، اون بیرون داشتن زیرساخت لازم برای محدود کردنت در پرداخت رو آماده میکردن.
93
Anarchonomy
ما پول نفت رو دادیم به آموزش پرورش تا ادریس رو باسواد کنه.‌ بعد مالیات دادیم تا ادریس بره دانشگاه شریف. بعد ادریس رفت کالیفرنیا و برای مدیاتک کار کرد. بعد که در قسمت آر اف که بخش مهمی تو وسایل ارتباطیه باتجربه شد، اپل استخدامش کرد. یعنی ما ایرانی‌ها، که تو…
اینجا قبلا یه مطلبی نوشته بودم که یه ربطی به نهنگ یا وال پیدا کرد و اومدن از واله دفاع کردن! دیگه وقتی خایه‌مال وال رو هم دیدیم، خایه‌مال ادریس چیز عجیبی نیست. مخصوصا وقتی مهاجرت‌کرده‌ها از خوندن متن حس کنند شورت خودشون هم خونی شده!
نگاه‌شون به پول مردم، مثل نگاه کسیه که با ماشین اومده رو بساط دست‌فروش و سرش رو از پنجره درمیاره میگه چقد شد خسارت خنزر پنزرات؟ بعد یه ده تومنی میندازه بیرون!
دانشگاه شریف میتونه با پولی که از آزاد کردن مدرک به دست میاد بودجه‌ش رو تأمین کنه؟ خیر. پس اون صاف کردن بدهی نیست.
فهمش انقدر سخته که کاری به شخص ادریس نداریم؟ حرف اینه که سیستم آموزشی کشور فقیری که دارد به اپل سوبسید می‌دهد، مثل صادرات هندوانه در زمان خشکسالی است. موضوع اینکه هندوانه میوه خوبی است یا نه نیست، نخبه‌جان.
207
اومدن فرض گرفتن اقتصاد یه کشور بزرگ‌تر بشه قاعدتا باید شهرهاش تو شب هم نورانی‌تر باشن (هرچی رونق بیشتر، لامپ هم بیشتر. نمونه‌ش کره شمالی و کره جنوبی که تفاوت‌شون از فضا هم مشخصه). بعد آمار رسمی رشد اقتصادی منتشر شده در کشورهایی که یا دیکتاتوری هستند یا دولت شفافی ندارند رو با نرخ رشد روشنایی شب مقایسه کردن. نتیجه اینکه اگه فرض درست باشه، بیشتر این کشورها درباره رشدشون دروغ گفتن! و حتی چین رشدش رو ۳۵ درصد بیشتر از چیزی که بوده جلوه داده، و اگه نرخ واقعی رو در نظر بگیریم، نرخ رشد هند خیلی هم با نرخ چین فاصله نداشته.

در قحطی دیتای باکیفیت قرار داریم، و نهادهای غربی هم جوری به دولت‌های جهان سوم اعتماد می‌کنند که انگار مثل خودشون بی‌شیله پیله هستند.
105
بش فکر نکنید، به مرور به حاشیه حافظه‌تون منتقل میشه. سال‌ها پیش من رو به پشت خوابوندن زمین و روی سینه‌م نشستند و نوک چاقو رو گذاشتن زیر پلک چشمم و سپس سوار ماشین کردند. بین راه در رو باز کردم و پریدم بیرون. و الان دارم به این مسئله پیش پا افتاده فکر می‌کنم که چی بخورم که شب از شدت رفلاکس بیدار نشم.
بهرحال نمیشه که کشور دچار فروپاشی اقتصادی بشه و جایی‌مون زخمی نشه یا به قتل نرسیم. ده سال بعد جوری بشه که امروز رو دوره امن و امان حساب کنید.
162
حتی اگه انقدر خجسته باشیم که اعداد و آمار دولت روسیه رو باور کنیم، اقتصادش ۵ درصد کوچکتر شده! با وجود تراز تجاری مثبت، با وجود رکورد فروش نفت، با وجود روبل قوی.
حالا که میگن برجام امضاء شده، بد نیست این نمودار رو نگه داریم برای فرو کردن در مقعد کسانی که باز شروع خواهند کرد به چرتکه انداختن که انقدر پول نفت بیاد ال میشه، انقدر دلار بیاد تو بانک‌ها بل میشه!

پول رو یا باید مردم خرج کنند، یا سرمایه‌گذاری بشه. اگه روی کوهی از پول نشسته باشی و هیچ کدوم این دو کار رو نشه انجام داد، اقتصاد در همون مستراحی خواهد بود که قبلا بود.
142
نمی‌تونیم دین رو حفظ کنیم اگه همه دینداران انقدر اسگل باشند‌.
هرجای دنیا رو نگاه کنی، دینداران به قدری ابلهانه به همه‌چیز نگاه می‌کنند که دینداری برابر شده با بلاهت!
طوری که دیگه یک انگ نیست، یک برابری معناییه!
طوری که انگار دارند رو زمین سینه‌خیز حرکت می‌کنند تا بدترین تحلیل‌ها و بدترین برداشت‌ها رو جارو کنند! از واکسن گرفته، تا اوکراین. از بازار آزاد گرفته تا سقط جنین. از آزادی بیان گرفته تا فلسطین.
و فرقی نداره از چه دینی و از چه فرقه‌ای و در چه جغرافیایی. از مسیحی آمریکایی گرفته تا مسلمان هندی. از یهودی اروپایی گرفته تا شیعه عراقی. ممکنه درگیر سوالات اختصاصی جامعه خودشون باشند، اما بلاهت به کار رفته در برخورد با اون سوال‌ها کاملا مشترکه.
طوری که گاهی میخوام بگم: بابا سعی کن بیست سی دقیقه خر نباشی! چرا مومن بودن و خر بودن رو موازی کردید؟ تا وقتی انقدر موازیه من چجوری به ملت بگم باید کار موسی رو انجام بدن؟ اصلا چطور روم بشه این رو بخوام از کسی؟ چطور بگم اگه ابراهیم نباشند نمیتونند جلوی اشرار بایستند؟
مسیحی آمریکایی دلبسته پوتین شده، شیعه عراقی آرپی‌جی میاره خیابون رندوم شلیک می‌کنه اینطرف اونطرف.

و این باعث میشه از خودم بپرسم:
نکنه وقت سیصدسال خوابیدنه؟ نکنه باید بذاری خیلی چیزها بمیرند و فقط تماشا کنی؟
191
یک شهروند آلمانی میتونه با یک بیستم درآمد ماهیانه‌ش، یه فولکس‌واگن پولو رو برای آخر هفته و معادل هزار کیلومتر اجاره کنه.‌ اگه توی یک ماه، دوبار این کارو بکنه، میشه یک دهم درآمد ماهانه‌ش. البته هزینه بنزین و اقامت و این چیزها هم هست. ولی اصل مسئله اون نیست. اصل مسئله این است که اینکه ماهی دو بار بتونی با ماشین بری مسافرت با هر مقصدی که دلت خواست، بدون اینکه دردسرهای نگهداری از ماشین رو تحمل کنی، و فقط یک دهم درآمدت رو بدی، اسمش رفاهه. وقتی یه مشت جانور آکادمیک میان میگن باید بریم به سمت اجاره‌ای و اشتراکی شدن همه‌چیز، نباید سریع رم کنی. چون فارغ ازینکه اون‌ها چه زری می‌زنند، اجاره‌ای و اشتراکی شدن خیلی چیزها فراهم‌کننده رفاهه. اگه یه احمقی گفت باید به جای سه وعده غذا فقط گوجه بخوریم، نباید بگی گوجه سمّه!
122
اگه هوش مصنوعی تونسته این عکس رو خلق کنه، شغل عکاسی صنعتی و تبلیغاتی آینده جالبی نخواهد داشت.
و البته دلیلی نداره فقط محدود به همین شاخه بشه. چون حتی عکاسی عروسی که مربوط به مستندسازی یک مراسمه هم مصونیت نداره. بیشتر عروس دامادها میخوان واقعیت ثبت تاریخی بشه، یا یه تعداد عکس داشته باشند که لاکشری بودن عروسی‌شون رو نشون بده؟ خیلی‌ها دومی براشون اولویت داره. هیچ مانعی سر راه هوش مصنوعی نیست که عکس چهره‌ت رو بگیره و یه عکس از خودت با لباس عروسی در سواحل یونان تحویل بده.
از مرحله «دنیای مجازی موازی با دنیای بیرون» داریم وارد مرحله «دنیای مجازی بی‌نیاز از دنیای بیرون» میشیم.
134
متئو مک‌کانهی ازین ویدئو انگیزشی‌ها میذاره و تو یکیش داشت می‌گفت همه‌چی رو یادداشت کنید، حتی قهوه که میخورید بنویسید!

مرد حسابی ۹۸ درصد تمام چیزهایی که در فضای اینترنت نوشتم تا الان، موقع پیاده‌روی به ذهنم اومده و تا برسم به مقصد نصف‌شون یادم رفته. مغز تو چقدر با دور پایین کار می‌کنه که فراغت کافی برای مکتوب کردن قهوه خوردنت هم داری؟
155
چند سال پیش شرکت رِد یه دوربین سینمایی جدید وارد بازار کرد و تو محتویات بازاریابی گفت تا ۱۸ استاپ دینامیک رنج داره. دینامیک رنج یعنی محدوده‌ای از شدت روشنایی که فیلم یا سنسور میتونه ببینه. از تاریک‌ترین ناحیه تا روشن‌ترین ناحیه. هر استاپ دو برابر استاپ قبلیه. چشم انسان تا ۲۰ استاپ رو ساپورت می‌کنه. پس اگه سنسور ۱۸ بده یعنی خداست. ۱۸ تا یعنی یکی جلو دوربین بشینه که پشتش پنجره باشه و آفتاب درست از پنجره بتابه داخل، و باز بتونی صورتش رو ببینی.
یه جناب مهندس دوربین رو خرید و راضی و خشنود اومد تست کنه. وسایل نرم‌افزاری و سخت‌افزاری مخصوص این کارو ساختن تا لازم نباشه یکی رو بنشونی جلو پنجره. و تست نشون داد حداکثر ۱۵ تا بیشتر نیست. البته ۱۵ خیلی خوبه، ولی ۱۸ نیست. بعد اومد از نرم‌افزار کاهش نویز تمپورال استفاده کرد و گفت ببینید، سنسور تا ۱۸ رو میتونه ببینه! تمپورال اسمش روشه، یعنی زمانی. چندتا فریم رو برمیداره و از روی سیگنال‌های مشترک‌شون نویز رو کم می‌کنه. مثل شما که اگه تو سر و صدا با نوک کلید یه تق به در خونه بزنند فکر می‌کنی بخشی از سر و صدای خونه‌ست، اما اگه پشت سر هم چندبار بزنند، میفهمی فرق داره، چون مغزت میتونه الگوی تکرارش رو از نویز رندوم محیط جدا کنه. این روزها این انقدر کارکرد داره که حتی تو عکس‌های رادیولوژی و ام‌آر‌آی هم استفاده میشه. حالا بش می‌گفتیم مومن اینو سنسور داره نمی‌بینه، نرم‌افزارت داره می‌بینه. توانایی حسگرت رو باید تو یک فریم بسنجی، نه در یک بازه زمانی. می‌دونست داریم چی میگیم، اما بازم اصرار داشت که «به هرحال داره می‌بینه». دلم میخواست بگم حاجی تو مهندسی. تو دروسی رو پاس کردی که من ریخت‌شون رو هم نمیتونم نگاه کنم، چون اصلا مغزم کشش نداره‌. تو که مغزت میتونه خوب کار کنه، چرا بش اجازه میدی اینجوری کار کنه؟

استاد دانشگاهی که همه به علم و سوادش در رشته فنی که تدریس می‌کنه اذعان دارند (هرچند که روش تدریسش به لعنت خدا هم نمیارزه) میاد میگه وقتی از دانشگاه دولتی که بودجه‌ش با بیت‌المال تأمین شده فارغ‌التحصیل شدی، حق نداری بگی من از ایران خوشم نمیاد و بعد ازینکه اینهمه روت سرمایه‌گذاری شد جمع کنی بری خارج! باید قبل ازینکه وارد دانشگاه بشی تصمیم می‌گرفتی که از ایران خوشت میاد یا نه!
تو که میدونی دانشجوی تو اون بیرون یا باید پا روی عقاید و اخلاقیاتش بذاره و واسه شاخه نظامی و غیرنظامی حکومت کار کنه، یا اگه بخواد به حداقلی از خط قرمزها پایبند باشه باید قید رشته‌ای که میگی سال‌ها سرمایه‌گذاری شده براش، بزنه و بره سراغ یه شغل کاذب. باز هم موضوع رو تقلیل میدی به «خوشم نمیاد از ایران»؟ مگه از کلم‌پلو خوشش نیومده؟
مغز تو که میتونه تو دریای مهندسی شنا کنه، قاعدتا باید بتونه اینو هم هضم کنه که ترک کردن وطن، چیزی درباره تقوا یا امتحان الهی نیست، که افرادی ازش سربلند بیرون بیان و عده‌ای نیان و اونی که میره بی‌تقوا باشه و اونی که میمونه باتقوا. این یک موضوع سیستماتیکه و باید سیستمی بش پرداخت. آب رو بذاری یخچال، موقع تشنگی مزه بهشت میده. بذاریش پشت بوم بخار میشه نمکش میمونه، و بذاری تو صندوق ماشین می‌گنده. آب توی یخچال باتقواتر از آب توی صندوق نبوده. البته آدم‌ها با هم فرق دارند و مثل مولکول‌های آب نیستند. ولی مغز تو میتونه این مثال و دلیلش رو بفهمه. پس چرا اجازه میدی اینجوری کار کنه؟

اگه خیلی دنبال مصداق تقوا میگردی من بت میدم. آدمی که شهامت نداره به دلیل اصلی معضلات اشاره کنه، بهتره کلا حرف نزنه. خود اون خودداری از حرف زدن از روی بزدلی، حداقلی از تقواست.
147
اگه مساحت زمین اندازه صفحه گوشی‌‌ای که الان دست‌تونه بود، هرجاش رو که تاچ می‌کردید نمی‌تونستید بفهمید اورست کجاست. چون عصب انگشت ما نمیتونه چیزی که برجستگیش در حد یک نانومتره حس کنه. و بالا رفتن تنهایی از همون اورست انقدر برای ما سخته که نپال صعود سولو رو ممنوع کرد.

شب بخیر.
115
ممنوعیت فروش ماشین بنزینی برای ترغیب مردم به خرید ماشین برقی، یک سیاست قلدرمأبانه‌ست. اگه ماشین برقی انقدر بهتر بود که مردم به بنزینی ترجیحش بدهند، دیگه لازم نبود قانونی براش تعیین بشه. اگه میشه، یعنی قانونگذار میدونه که قراره خیلی‌ها ترجیح ندهند، پس باید به زور وادارشون کرد!
اما بهرحال اتفاق میفته، و اتفاقا در چین خیلی سریع‌تر. و در طی اجرایی شدن این قانون کل صنعت قطعه‌سازی دنیا دچار تغییرات اساسی تحمیلی میشه. خیلی‌ها دیگه خیلی چیزها رو تولید نخواهند کرد. بنابراین نمیشه خیلی چیزها رو از خیلی‌ها خرید. اما موضوع فقط واردات اجسام فیزیکی نیست. اگه در یک حوزه تخصصی، علمی تولید نشه، علمی رو هم نمیشه وارد کرد. پس صنعت خودروسازی ایران فقط ۱۰ سال وقت داره در مکانیک بنزینی به خودکفایی کامل برسه. که برای صنعتی که هنوز سایز برف‌پاک‌کن رو نمیتونه درست دربیاره، زمان خیلی ناچیزیه.
124
Anarchonomy
اگه هوش مصنوعی تونسته این عکس رو خلق کنه، شغل عکاسی صنعتی و تبلیغاتی آینده جالبی نخواهد داشت. و البته دلیلی نداره فقط محدود به همین شاخه بشه. چون حتی عکاسی عروسی که مربوط به مستندسازی یک مراسمه هم مصونیت نداره. بیشتر عروس دامادها میخوان واقعیت ثبت تاریخی بشه،…
آیا می‌دانید نوت‌هایی که می‌شود برای ساخت موسیقی نوشت، یک عدد متناهی است؟ آیا می‌دانید آهنگ‌سازان همیشه از هم دزدیده‌اند؟ فکر می‌کنید ترکیب این دو واقعیت چه مفهومی داره؟ ترکیبش اینه: هوش مصنوعی به فرمول ریاضی کل نوت‌های «ممکن» دسترسی داره، و دزدیدن از یک قطعه برای قطعه‌ای دیگر رو هم بلده. نتیجه: می‌تونه آهنگی بسازه که نفهمی یک آدم اون رو نساخته. به زودی لازم نیست برای ویدئوهایی که ضبط می‌کنی دنبال موسیقی متن متناسب بگردی. با توجه به حال و هوای ویدئوت، آهنگی خواهد ساخت!
البته میشه کار هنری رو طوری رمزگذاری کرد که بشه اصالتش رو تأیید کرد، ولی این برای مجموعه‌داران کاربرد داره، نه مصرف‌کنندگان. مردم از آهنگ اینو میخوان که حال‌شون رو عوض کنه. هر خری که ساخته باشدش.
131
Anarchonomy
آیا می‌دانید نوت‌هایی که می‌شود برای ساخت موسیقی نوشت، یک عدد متناهی است؟ آیا می‌دانید آهنگ‌سازان همیشه از هم دزدیده‌اند؟ فکر می‌کنید ترکیب این دو واقعیت چه مفهومی داره؟ ترکیبش اینه: هوش مصنوعی به فرمول ریاضی کل نوت‌های «ممکن» دسترسی داره، و دزدیدن از یک قطعه…
هنر سه مرتبه بازاری داره. در مرتبه اول، هدف صرفا پولشویی و جابجایی سرمایه بین خانواده‌های ثروتمنده. مثل همین مزخرفاتی که با قیمت‌های میلیونی به حراج گذاشته میشن. در مرتبه دوم، هدف ایجاد مشغولیت برای افرادیه که از لحاظ مالی نیازی به کار کردن ندارند‌. در دنیای فاینانشالیزه، که ثروت‌های اصلی مثل زمین، آب، دام، به ثروت‌های فرعی مثل سهام و اوراق تبدیل شده‌اند، خیلی‌ها لازم نیست کار کنند، پس باید مشغولیتی ایجاد می‌شد که هم کار کرده باشند، و هم نکرده باشند. تحصیل در رشته جامعه‌شناسی و سپس به استخدام اندیشکده‌ها درآمدن، که مدیرشون آشنای پدرشون بوده باشه، یکی ازین مشغولیت‌هاست. تحصیل در رشته مجسمه‌سازی و سپس برپا کردن نمایشگاه آثار در گالری که صاحبش آشنای مادرشون بوده باشه، یکی دیگه (و البته بچه جهان‌سومی دوزاریش کج بود و نفهمید موضوع چیه و فکر کرد این چیزها رو برای اون هم تعبیه کردن و از پدر کارمندش که عصرها با تاکسی کار می‌کرد خواست تا هزینه تحصیلش در این رشته‌ها رو بپردازه، و وقتی بعد از فارغ‌التحصیلی کار پیدا نکرد، فکر کرد تو کشور خودش بش بها نمیدن!).
در مرتبه سوم، هدف تغذیه انبوه مود مشتریان جهانیه. مثل اسپاتیفای. نشان به آن نشان که اگه اسپاتیفای قابلیت پیشنهاد موسیقی برحسب مود مصرف‌کننده رو بذاره کنار، همین فردا باید مدارک قانونی ورشکستگی رو امضاء کنه. و همین پیشنهاده که هوش مصنوعی رو برنده بلامنازع می‌کنه.
فرض کنید من پس از صرف ده‌ها ساعت وقت، یک تابلوی نقاشی‌‌خط میسازم و به مشتریان عرضه می‌کنم. ازونجایی که این رو باید بزنند به دیوار خونه‌شون و جلوی دید همگانه، در انتخاب دقت زیادی به خرج میدن. پس از هزارنفر مشتری احتمالی، شاید فقط یک نفر این تابلو رو بپسنده. اما هوش مصنوعی، با فرض تکاملش در سال‌های آینده، میتونه هزاران تابلوی متفاوت رو به مشتری نشون بده، تا بالاخره اونی که میپسنده رو انتخاب کنه. مخصوصا وقتی میتونه جزییات رو با توجه به درخواست مشتری در عرض چندثانیه تغییر بده.
حالا ممکنه گفته بشه که ایرادی نداره. از هزار مشتری احتمالی، من به همون یک نفر میفروشم، و ۹۹۹ نفر دیگه میرن از هوش مصنوعی میخرند، پس برای من فرقی نداره. اما بازار اینجوری کار نمی‌کنه. اینطور نیست که اول بیان سراغ من و اگه تابلوی من رو نپسندیدند برن سراغ هوش مصنوعی. ابتدا میرن سراغ هوش مصنوعی (چون فرآیند خرید پیشرفته‌تر و آزادی انتخاب بیشتره)، و اگه نپسندیدند میان سراغ من. و ازونجایی که در هر خانه تعداد محدودی تابلو میشه زد به دیوار، قبل ازینکه من حتی قلم رو بزنم تو جوهر، دیوارها توسط رقیب کامپیوتری رزرو شده‌اند. همین الان اسپاتیفای داره این محاسبه دیواری رو انجام میده: ملت به طور متوسط دارند روزی چند دقیقه آهنگ گوش می‌دهند؟ حداکثر چقدر؟ این زمان معادل چند ترک است؟ در کل ماه چند عدد ترک می‌توانیم به خورد مشتری بدهیم؟ ایکس تعداد. چند ترک تولیدی داریم؟ ایگرگ تعداد. بعد تعیین می‌کنه که چطور ایکس رو از بین ایگرگ انتخاب کنه.
73
چرا همش من باید خبرهای بد رو بتون بدم؟ با عرض تأسف و تأثر و با قلبی آکنده از اندوه باید خدمت‌تون عرض کنم که جملات معنادار هم متناهی‌اند. دو نفر که از هم بی‌اطلاعند، اگه زمان کافی داشته باشند بالاخره در یک نقطه‌ای، دو بیت شعر کاملا کپی همدیگه خلق خواهند کرد.‌ اما یک نفر به تنهایی این مقدار زمان در اختیار نداره. پس این اتفاق نمیفته، مگر اینکه دزدی ادبی رخ بده. اما میلیاردها نفر، با همدیگه زمان بیشتری در اختیار دارند تا کل جملات معنی‌دار ممکن رو حداقل یک‌بار بسازند. اما حتی چندمیلیاردنفر هم به تهش نمیرسند. این کامپیوتره که خیلی وقت داره و میتونه تا تهش بره. تا یک سعدی کامپیوتری فاصله داریم، ولی خیلی دور نیست.
81
هر رییس‌جمهوری وارد کاخ‌سفید بشه، یا هر کاخ دیگه‌ای، در طول دوره ریاستش با برنامه یا بی‌برنامه با تعدادی کودک برخورد خواهد کرد و در اون برخورد، حداقلی از عطوفت نشون خواهد داد. چه از لحاظ شخصیتی به هیتلر نزدیک باشه چه به گاندی. اما طرفدارانش ازون عطوفت اینطور نتیجه می‌گیرند که آدم درستی رو انتخاب کردن و ممکنه بگن «افتخار می‌کنم که این آدم باشفقت رو فرستادیم به کاخ ریاست‌جمهوری!».
اما همون رییس‌جمهور میتونه با یک امضاء تعیین کنه که من از فردا سالانه هزار دلار بیشتر از قبل مالیات پرداخت کنم! یا هزار دلاری که قبلا پرداخت می‌کردم وارد یه صندوق جدید بشه و ازون‌جا مالیده بشه به واژن گاو. خب پس شفقت نسبت به من چی میشه؟
اصالت دادن به جمع‌گرایی، به جمع‌گرایی در اندیشه منجر میشه. صرفا اینطور نیست که به تبعیت از نوع مدرنی از قبیله‌گرایی، یک نفر بلند بشه به یک دزد بگه «انسان شفیق!» و بقیه گوسفندوار تکرار کنند و به یک باور غیرقابل انکار تبدیل بشه. این پروسه وجود داره، اما همه ماجرا نیست. اتفاقی که افتاده و میفته اینه که در داخل جمع، هرکس قطعه‌ای به پکیج اندیشه قبیله اضافه می‌کنه بدون اینکه فیلتری در کار باشه، و نفر بعدی قطعه‌ای دیگه. یک‌نفر اینکه آقای دزد شفیق است چون یک بچه را بغل کرد اضافه می‌کنه، یکی دیگه اینکه آقای شارلاتان به حزب رقیب رکب زد رو عملگرایی تعریف می‌کنه، و این همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه تا اینکه با چیزی شبیه یک تومور سرطانی مواجه میشیم. تومور از تکثیری ایجاد میشه که شکل معنادار نداره. بقیه بافت‌های نرمال تکثیر رو از جایی شروع کردن که یک کد سالم وجود داشته، و بقیه خشت‌ها روی همون چیده شده‌اند. تومور اندیشه‌ای که هرکس داره یه چیزی بش اضافه می‌کنه، کد درستی نداره. و ازینجاست که هرچی بزرگ‌تر و متورم‌تر میشه تناقض‌های بیشتری ازش دیده میشه.
یک‌طرف میگه باید برای بدن زن تعیین تکلیف کنیم، اما موقع واکسن زدن میگه بدن خودمه نمیخوام بزنم! اون طرف میگه جنین متعلق به خود زن است و هرکاری خواست میتونه باش بکنه، اما وقتی همون جنین به دنیا اومد میگه بچه متعلق به والدین نیست، باید دولت تربیتش کنه! یک‌طرف میگه دولت اگه مجهز به اف۱۵ هم باشد من باید مجاز به حمل کلاشینکف باشم تا در برابر شرارتش از خودم دفاع کنم، ولی به مردم اوکراین میگه بیخود برای چی می‌جنگید وقتی یک ابرقدرت اتمی جلوتون قرار داره؟ اون طرف میگه نباید ماشین سوار بشیم تا دی‌اکسیدکربن وارد جو نشه، بعد نوعی از کشاورزی بدوی و بدون سم و کود رو تجویز می‌کنه که نرخ برداشت رو میاره پایین و آلایندگی تولید غذا رو میبره بالا.

شاید با پرتودرمانی بشه تومور تشکیل شده رو موقتا از بین برد، اما تا وقتی کد ناسالم وجود داره، باز هم احتمال ایجاد اندیشه‌های بی‌شکل وجود خواهد داشت.
88
طرفداران فوتبال در ایران مثل مفعول‌هایی هستند که دچار خارش مزمن مقعدی هستند و به طور مکرر اعلام می‌کنند «ما را بکنید». در طول بیست سال گذشته تیم‌هاشون رو ازشون گرفتند و به سپاهی‌ها سپردند، و این طرفداران گفتند این فوتبال رو با همین صاحبان تروریستش هم می‌خواهیم. پیراهن بازیکن رو به بنر بسیج تبدیل کردن و این طرفداران باز گفتند می‌خواهیم. استادیوم رو به حسینیه تبدیل کردند و باز گفتند می‌خواهیم. بازیکن‌های محبوب‌شون رو ممنوع‌المصاحبه و ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الذکر کردند و باز گفتند با همین شرایطش هم می‌خواهیم. فدراسیون رو با تعدادی دزد و کلاهبردار و شیاد پر کردند، و باز گفتند می‌خواهیم. تماشاچی رو متجاوز جنسی جا زدند و باز گفتند می‌خواهیم. طرفدار متعصب رو راه ندادند، تا جایی که خودسوزی کرد، و باز گفتند می‌خواهیم. و وقتی گزینشی راه دادند، سجده شکر به جا آوردند و گفتند می‌خواهیم. رسانه فوتبال رو سپردند به یک گزارشگر بسیجی با اختلال روانی که آبروی فوتبال رو جلوی دوربین‌ها و رییس فیفا ببره، و خندیدند و باز گفتند فوتبال ایران رو با همین دیوانه‌های زنجیری و بیمارهای جنسی و ابله‌ها و خلافکارها و بی‌عرضه‌ها و بی‌آبروها، می‌خواهیم!

خب این یعنی جدا از متجاوز بودن حکومت، خود طرفدار هم به نوبه خود یک کونده به تمام عیار است.


میگن در بعضی مطالبت الفاظی به کار می‌بری که باعث میشه نتونیم همه‌جا فوروارد کنیم!
متأسفم، ولی این مشکل مطالب من نیست، مشکل واقعیات مملکته. تعبیر درستش اینه که بگید: دیگه واقعیات مملکت رو نمیشه جایی فوروارد کرد!
715
با یکی از بچه‌های اتریشی صحبت آموزش بود که دولت اگر به کسی سواد خواندن نوشتن هم یاد ندهد باز سه هیچ جلو میفتیم! و رسید به این سوال که اصلا چقدر از آموزش لازم است؟ اینکه بگیم این مقدار سال یا این تعداد ترم، مسخره‌ست. آموزش عمومی باید هدف مشخص داشته باشه و وقتی بش رسید، بگه به نقطه مدنظر رسیدم و کار من اینجا تمومه و ازینجا به بعد خود فرد باید بره دنبال دانش و فلان. اون نقطه کجاست؟
گفتم هدف باید رسوندن بچه به جایی باشه که مهارت تشخیص بولشت رو پیدا کرده باشه. اگر این مهارت رو پیدا کرد، حتی در حد مبتدی، خودش بقیه چیزهایی که لازمه بدونه رو پیدا خواهد کرد. و به همین دلیله که هیچ وقت دولت آموزش رو جدی نخواهد گرفت حتی اگه میلیاردها دلار پول بش تزریق کنه. چون یکی از موتورهای تولید مزخرفات، خود دولته. این موتور هیچوقت نمیاد آدم‌هایی رو تربیت کنه که اول از همه مزخرفات خودش رو پس بزنند.
آدمی که نمیتونه مزخرف رو تشخیص و سپس پس بزنه، اگه دریایی از معلومات هم بریزی تو مغزش، یک بی‌سواد نادان باقی خواهد ماند. خیلی چیزها رو نمیفهمه و در همون حالتی که نمیفهمه میمیره، و خیلی چیزها رو درست برعکس میفهمه و در همون حالتی که برعکس فهمیده میمیره، و یا خودش رو در توهم غرق می‌کنه و در همون حالتی که در توهم غرقه میمیره.

https://t.me/AnimalsQuotes/6625
101