Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
این خانوم که اوکراینی‌ها رو مادون انسان می‌دونست، دیشب داخل ماشینش سوخاری شد. بسیار محتمله که به خاطر روابطی که داشت درست می‌کرد تا بعدن خودش رو در سیستم سیاسی روسیه بالاتر بکشه، پیام «بشین سرجات جنده خانوم» رو دریافت کرده بوده باشه، ولی اعتنایی نکرده باشه.…
روس‌ها میگن یه زن اوکراینی که با بچه‌ش! تو روسیه بوده، زیر صندلی ماشین دختر دوگین بمب گذاشته، بعد با یه مینی کوپر فرار کرده رفته استونی!

دیگه کار از انتقال حس انزجار گذشته، روس‌ها دارند شرم نیابتی منتقل می‌کنند.

پروپاگاندا میتونه جنگ رو ساپورت کنه، اما نباید جنگ وابسته به پروپاگاندا باشه. اشغال اوکراین، کاملا بش وابسته‌ست. برای همین از لجستیک، که روی زمین بش نیاز دارند، بیشتر خرجش می‌کنند. و چون در مرکزیت قرار گرفته و همه‌چی بش وابسته شده، این خرج کردن حالت تصاعدی می‌گیره. درست مثل معتادی که همینطور دوز تزریقی رو بالا میبره، چون دوز قبلی دیگه کافی به نظر نمیاد. طوری که دیگه این پروپاگاندا نیست که در خدمت سیستمه، بلکه سیستم برده‌ی پروپاگاندا خواهد شد!
و این دقیقا چیزیه که در روسیه اتفاق افتاده. حتی حیثیت و آبروی دستگاه امنیتی با اون سابقه طولانی، فدای پیام‌های موقتی و چیپ پروپاگاندا میشه.
90
درک مسلمان آسیای شرقی از اسلام، متأثر از درکش از همه دین‌هاست، و درکش از همه دین‌ها کمی متفاوته با درک مردم خاورمیانه از دین.
88
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگه چون سینما رو سپردیم به بازار، و کنترلی هم رو بازار اعمال نکردیم، الان اینجوری شده که یا فیلم‌های جشنواره‌ای ساخته میشن، یا فیلم‌های با بودجه‌های نجومی. فیلم‌هایی که مابین این دو بودن کاملا حذف شدن!

منظورش از مابین این دو، یعنی فیلم‌هایی که ارزش جشنواره‌ای ندارن، ارزش گیشه‌ای هم ندارند‌. مثل فیلم‌های عاشقانه رمانتیک.

منظورش اینه که یه سری از ماها فقط در صورتی میتونیم به کار تو سینما ادامه بدیم، که دولت یه سری از فیلم‌ها رو هم مثل گندم، خرید تضمینی کنه، چون ملت برای اون فیلم‌ها پول نمیدن!

هروقت دیدید دارند یه لگدی به مفهوم «بازار» می‌زنند، اولین چیزی که احتمال میدید این باشه که جریان پول مفت به یه عده قطع شده. و البته لازم نیست خود لگدزننده هم جزء این محرومان باشه. میتونه خودش میلیونر باشه، اما برای قبیله‌ای که ازش دراومده نگران باشه.
132
Anarchonomy
میگه چون سینما رو سپردیم به بازار، و کنترلی هم رو بازار اعمال نکردیم، الان اینجوری شده که یا فیلم‌های جشنواره‌ای ساخته میشن، یا فیلم‌های با بودجه‌های نجومی. فیلم‌هایی که مابین این دو بودن کاملا حذف شدن! منظورش از مابین این دو، یعنی فیلم‌هایی که ارزش جشنواره‌ای…
دارند در دوره‌ای از بازاری شدن سینما می‌نالند که قسمت تکنیکی سینما از هرزمان دیگه‌ای در دسترس‌تره. امروز یک دانشجوی آمریکایی با پول تو جیبی که پدرش بش میده میتونه تجهیزاتی بخره که با همون تجهیزات میشه فیلم‌هایی ساخت که بیشتر مردم متوجه نخواهند شد یه تیم حرفه‌ای بزرگ پشتش نبوده. اون چیزی که کار رو برای اون دانشجو سخت‌تر کرده، استخدام بازیگره. چون چیزی که مدام در حال گرانتر شدن بوده، بازیگر بوده.
اینکه کمپانی توزیع‌کننده ۱۰ درصد یا هرچقدر سهم میخواد رو عامل تورم هزینه‌ها و بودجه‌ها می‌بینند، اما اینکه خودشون چقدر سهم میخوان و در چند دهه گذشته چقدر توقع‌شون رفته بالا رو نادیده می‌گیرند. که برمیگرده به همون باور عمومی‌شده مضحک که «کمپانی‌ها هیچ هنری ندارند، و پول رو باید داد به هنرمندان، نه بی‌هنرها!». گویی که این شرکت‌ها صرفا راهزن هستند و دارن پول زور می‌گیرند!
اما واقعیت اینه که اگه این شرکت‌ها نبودند مردم متوجه نمی‌شدند که این بازیگرها حتی وجود دارند!
82
پول مفت، بریز بپاش و خوشگذرانی مفصلی راه میندازه، اما در دراز مدت در جامعه یأس ایجاد می‌کنه. چون پول مفت منجر میشه به رشد قارچی نهادهای فیک، که هیچ نقشی در زایش حرکت، ندارند. بنابراین ملت با انبوهی از نهادها و ساختارها و دستگاه‌ها و ابزارها مواجه میشن، در حالی که همزمان مملکت‌شون رو در رکود مطلق می‌بینند، و این نتیجه غلط رو خواهند گرفت که «پس مشکل ما خیلی ذاتی و لاینحله که با این همه دم و تشکیلات درست بشو نیست».
137
این نمودار بسیار عجیب و غریب مقدار گاز تزریق شده به شبکه آلمان رو نشون میده. عدد فعلی نه تنها از عدد قبل از جنگ هم بالاتره، بلکه از عدد قبل از کرونا هم سبقت گرفته!
که میشه اینطور برداشت کرد که هزینه گزافی که امروز دارند برای گاز و برق پرداخت می‌کنند، هزینه کمبود انرژی نیست، هزینه تعویض تأمین‌کننده‌هاست، و این یعنی زمستونی که قراره سخت باشه رو جلو انداختن و از قبل دارن پولش رو میدن. و بهترین سیاست همینه که بحران رو قبل از رسیدنش قیمت بزنی.
100
انحراف معیار فوتی‌های مازاد بر نرمال سرطان در آمریکا به ۹ سیگما رسیده! این عدد یعنی روند سرطان چند دهه گذشته تا یک سال پیش رو بذار یک طرف، روند یکسال پیش تا الان، یک طرف دیگه! چون قابل مقایسه نیست.

یه تقسیم‌بندی برای فوت دارند به نام ساد، که مخفف این‌هاست

suicide, accident, addiction, assault, abuse, despair, disruption

یعنی خودکشی و تصادف و اوردوز و تعرض و این چیزها. یعنی فوتی که یه فعل مشخصی انجام شده که رخ داده. اگه کرونا رو به ساد اضافه کنیم، هر چیزی که باقی میمونه، یعنی هر فوتی دیگه‌ای که ثبت بشه، مرگ طبیعی حساب میشه. حالا در ۱۴ ماه گذشته حدود ۳۵۰ هزار نفر فوتی مازاد به این طبیعی‌ها اضافه شده! یعنی یه جمعیتی معادل شهر سین‌سیناتی حذف شده از جامعه، و دلیلش معلوم نیست!
طبیعی نیست مرگ طبیعی اینجوری زیاد بشه.
🤔38
بیشتر مالیات آمریکا رو دارند پولدارها میدن، یا کسانی که دست‌شون به دهن‌شون میرسه. وقتی دولت میخواد با بخشی ازین مالیات، بدهی دانشجویان برای وامی که برای شهریه‌شون گرفته بودند رو کنسل کنه، میگه بخشیدیم!
پفیوز چی رو بخشیدی؟ پول خودشون بوده! 😄

اما چرا لازم شد این بدهی کنسل بشه؟ نزدیک بودن انتخابات؟ اون که صد در صد. دولت دموکراتیک همینه. پوپولیسم هم رأی میسازه، هم به رأی نیاز داره. اما این جداست از اصل مشکل. و اصل مشکل اینه که شهریه‌ها در طول دهه‌های گذشته انقدر بالا رفته که دانشجو بدون وام‌های سنگین نمیتونه از عهده پرداخت‌شون بربیاد. و چرا اینطور شد؟ چون دانشگاه‌ها فهمیدن که هرچقدر هزینه رو ببرند بالا، دولت به یه شکلی متقبل میشه. بنابراین تا می‌شد پروفسور استخدام کردن و دفتر دستک رو بزرگتر کردن. اینکه به هر ننه‌قمری بورس تحصیلی بدن هم به همین ترتیب شکل گرفت.

پس خلاصه اینه: دولت مشکل ایجاد می‌کند، سپس خودش برای مشکلی که خودش ایجاد کرده راه حل ارائه می‌کند، سپس از پول خودت استفاده می‌کند تا آن راه حل را اجرا کند، و وقتی اجرا شد مشکل دیگری ایجاد می‌کند، که نیاز به راه حل پرهزینه‌تری دارد. و این زنجیره را می‌تواند آنقدر ادامه بدهد که به یک گره کور تبدیل شود.
124
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی طراحان صنعتی هم دیگه امنیت شغلی ندارند.
55
پنج‌شنبه. کرج.
خانه‌ی دوبلکس از زمان شاه مانده. سنگ‌های هفت‌سانتی زیر آفتاب داغ شده. سایه اقاقیای دم در. قرارِ بریم شمالِ مردهای از زن، زده. یقه‌های باز. موهای خاکستری سینه. بوی سیگار. شوخی‌های یبس جنسی. بوسه‌های گی زن‌ها از هم. دختر محجوب این‌ها، پسر مودب آن‌ها. که قبلا با هم خوابیده‌اند. صندوق بزرگ کمریِ کهنه. بالِ مرغِ در مواد خوابیده. عرق بی‌کیفیت در بطری بهنوش.
خانه‌ی دهه‌ی شصت سیمانی. ایرانیت لق. آبِ از زیر در جاری. قرارِ بریم زیارت زن‌های از مرد، زده. کوچه‌ی پر از بازار. لیموی آب‌گیری. گل کوچیک کنار قصابی. لاس با امامزاده. تفریح با گریه. شوخی با فاتحه. گرگم به هوا با سنگ قبر. خرید شلوارک نخی برای مامان. یخ در بهشت برای وبا. خنده‌های طلاق عاطفی. بوسه‌های گی زن‌ها از هم. غروب محله‌ی بن‌بست. وحشت از همین غروب ولی فردا.
پنج‌شنبه. کرج.
120
«اگه زنت مربی (فیتنس) شخصی داره، کلا ۳ ماه از زندگی مشترک‌تون باقی مونده».

خب اگه اینجوریه میشه ازش برای تست استفاده کرد. اینکه تو ۳ ماه نتیجه آزمایش رو بدن خیلی عالیه، چون از استعلام‌های دولتی سریع‌تره.
🤔63
تو صنعت ساخت فیلم و ویدئو، یه چیزی داریم به نام پراکسی. که یک نسخه از ویدئو ضبط شده‌ست که فشرده شده و حجم کمتری داره. ازین برای تدوین استفاده می‌کنند، چون سبک‌تره. همین الان با دستگاه‌های وایرلسی که به دوربین وصل می‌کنند میشه این فایل پراکسی رو فرستاد روی اینترنت، تا تدوینگرت هرجای دنیا که هست، تدوین رو شروع کنه. شرکت ادوبی پیش‌بینی می‌کنه تا چهارسال دیگه، نیاز به دستگاه خارجی هم نباشه و خود دوربین بتونه ارسالش کنه. و تا شش سال دیگه، نه فایل پراکسی، بلکه فایل اصلی که دوربین ضبط کرده و حجمش بالاست رو آپلود کنه، و تا ۹ سال دیگه دوربین‌ها کارت حافظه نخواهند داشت، چون دیگه نیازی بشون نیست، چون همه‌چیز به شکل اوریجینال و دست‌نخورده خودش آپلود خواهند شد. بعبارتی انتظار داره تا ۹ سال بعد، ویدئو با رزولوشن 8k
به شکل خام! در همون لحظه ضبط، بره رو اینترنت.
حجم پهنای باندی که این میخواد، فعلا در مخیله ما نمی‌گنجه. اما برنامه‌شون رو با این زمان‌بندی تنظیم کرده‌اند.
کشوری که در اون هنوز برای باز شدن عکس‌های تلگرام باید بردباری نشون داد، جایی در اقتصاد آینده نداره.
200
«اگه بایدن حتی فقط ۱۰ هزار دلار از بدهی شهریه من رو ببخشه عکسش رو قاب می‌کنم میزنم تو اتاقم، همونجوری که مادربزرگ‌های ایتالیایی عکس پاپ رو میزنند بالا تخت‌شون».

یادتونه مرکزنشین ایرانی وقتی می‌دیدید اهالی دهات بعد از گرفتن یارانه، عکس احمدی‌نژاد رو زدن به دیوار خونه‌شون، مسخره‌شون میکرد؟
157
Anarchonomy
«اگه بایدن حتی فقط ۱۰ هزار دلار از بدهی شهریه من رو ببخشه عکسش رو قاب می‌کنم میزنم تو اتاقم، همونجوری که مادربزرگ‌های ایتالیایی عکس پاپ رو میزنند بالا تخت‌شون». یادتونه مرکزنشین ایرانی وقتی می‌دیدید اهالی دهات بعد از گرفتن یارانه، عکس احمدی‌نژاد رو زدن به…
به طرز مضحکی جفتش. در داخل، این بچه‌لیبرال‌ها ترامپ رو به خاطر پوپولیسم یک موجود خطرناک معرفی می‌کردند، اما وقتی پوپولیسم به نفع حزب‌شون باشه خیلی هم باش حال می‌کنند. بنابراین بسته به فراخور حال، هم دهاتی طرفدار احمدی‌نژاد میشن، هم مرکزنشینی که طرفدارهای احمدی‌نژاد رو عامل عقبگرد ایران می‌دونست!
و در خارج، خرید رأی با پول رو، مثلا اگه پوتین انجام بده، نشانه فاشیسم میدونند، یا در بهترین حالت فساد! اما اگه دولت آمریکا انجام بده، نشانه کاهش اختلاف طبقاتی، و شنیده شدن صدای محرومان!
103
Anarchonomy
به طرز مضحکی جفتش. در داخل، این بچه‌لیبرال‌ها ترامپ رو به خاطر پوپولیسم یک موجود خطرناک معرفی می‌کردند، اما وقتی پوپولیسم به نفع حزب‌شون باشه خیلی هم باش حال می‌کنند. بنابراین بسته به فراخور حال، هم دهاتی طرفدار احمدی‌نژاد میشن، هم مرکزنشینی که طرفدارهای احمدی‌نژاد…
سوال‌تون نادرسته. باید اینطور بپرسید: چطور می‌شود جلوی مردم را گرفت که منابعی که باید به دست نسل بعد برسد را بین هم تقسیم نکنند؟
چون بهرحال مردم به دولتی رأی خواهند داد که پول مفت بیشتری در اختیارشون قرار بده. پس باید جلوی مردم رو بگیرید، نه جلوی دولت.
و متأسفانه نمیشه جلوی مردم رو گرفت. در نتیجه روند ثروت، رو به پایین خواهد بود.
یک شهروند میانگین رو انتخاب کنید و کل ثروتش رو جمع بزنید (مثل حق‌السهم زمینی که از آپارتمانش داره). می‌بینید که ثروتش به مراتب از یک فرد میانگین در هشتاد سال پیش کمتره. ولی چون سبک زندگیش عوض شده، این افت شدید در ثروت براش زیاد محسوس نیست.
73
Anarchonomy
سوال‌تون نادرسته. باید اینطور بپرسید: چطور می‌شود جلوی مردم را گرفت که منابعی که باید به دست نسل بعد برسد را بین هم تقسیم نکنند؟ چون بهرحال مردم به دولتی رأی خواهند داد که پول مفت بیشتری در اختیارشون قرار بده. پس باید جلوی مردم رو بگیرید، نه جلوی دولت. و متأسفانه…
برنی‌سندرز میگه اگه ما تونستیم میلیاردها دلار وامی که در کرونا به مشاغل دادیم رو ببخشیم، پس از عهده بخشیدن وام دانشجویان هم برمیاییم!
یه جوری نوشته که انگار بخشیدن وام به مشاغل ایده یکی دیگه بوده، اما این دقیقا خودش بود که به دولت اصرار کرد بخشیده بشن.
فکر کن خودت کار ایکس رو انجام بدی، بعد بگی «چطور ایکس رو انجام دادند، اما حالا میگن کار ایگرگ رو نمیشه انجام داد؟».

می‌بینید دولت چطور کار می‌کنه؟ 😄
84
هزینه ساخت مسکن در شهرهای بزرگ آمریکا، بین متری ۱۵۰۰ تا متری ۳۰۰۰ دلار درمیاد.
اما هزینه ساخت خانه ویلایی، با آپارتمان فرق چندانی نداره، و اختلاف در حد هشت درصد و ده درصد و این‌هاست. بعبارتی برای سازنده فرقی نداره ۱۰۰ واحد آپارتمان بسازه، یا ۲ واحد ویلایی، چون هزینه به متراژ همونقدر درمیاد!
صنعت ساختمان اون قضیه «انبوه‌سازی قیمت تمام‌شده را کاهش می‌دهد» رو به اونجاش گرفته.
🤔83
چرا برخلاف تبصره‌های دینی، تبصره‌های سکولار بسط پیدا می‌کنند؟

قانون سکولار برای آزادی بیان این تبصره رو قرار داده بود که «کسی حق ندارد در سالن تئاتر فریاد بزند آتش آتش، وقتی آتشی در کار نیست». چون بیان چیزی که به دیگران آسیب می‌زند نباید آزاد باشد. البته این در دادگاه‌های آمریکا دیگه قابل قبول نیست. ولی در افکار عمومی خودش رو تثبیت کرده. یعنی مردم فکر می‌کنند که برای دادگاه باید قابل قبول باشه.
شرع مقدس هم نوشیدن حتی قطره‌ای مشروب الکلی رو ممنوع کرد، و سپس این تبصره رو گذاشت که در صورت تشنگی و عدم دسترسی به آب، نوشیدن الکل منعی ندارد. اما این تبصره باعث نشد که مسلمانان هر شرایطی رو شرایط اضطراری در نظر بگیرند و وانمود کنند برای زنده ماندن باید الکل نوشید! (البته در شرع هم عده‌ای به بهانه‌هایی سعی می‌کنند از تبصره‌ها استفاده کنند، مثل زخم معده و روزه، اما این به یک اصل تبدیل نمیشه). در حالی که تبصره آزادی بیان باعث شد به مرور هر جایی رو سالن تئاتر در نظر بگیرند، و هر حرفی رو فریاد زدن آتش! تا جایی که امروز از بیان هرچیزی باید هراس داشت، چون ممکنه ادعا بشه به عده‌ای آسیب خواهد زد!

مزیت شرع این بود که طرف حساب اصلی فرد، خدا بود. و می‌دونستی که خدا میدونه داری به چه دلیلی از تبصره استفاده می‌کنی. بنابراین فاکتور فریب، به شکل سیستماتیک از محاسبه حذف می‌شد. اما در قانون سکولار، طرف حساب فرد، دیگران هستند. و میشه دیگران رو فریب داد، میشه تو تله انداخت‌شون، میشه گوشه رینگ گرفتارشون کرد، میشه گروگان‌شون گرفت، و میشه ازشون باج گرفت. مثلا میتونه هدفت سرکوب کسی باشه، اما وانمود کنی نگران آسیب‌هایی هستی که ممکنه حرفاش به دیگران بزنه! و این وانمود کردن در حد یک استراتژی شخصی باقی نمیمونه، بلکه به یک اصل تبدیل میشه.

زیر سایه قانون سکولار، که مفری ازش نیست، نمیشه بازی جوانمردانه انجام داد. چون فاکتورهای فریب، بهانه‌تراشی، گروگانگیری، باج‌گیری، واقعی‌اند. پس استراتژی بازی رو باید طوری طراحی کرد که فرض این باشه که دیگران، کرم دارند. پس اگه با «حرف‌های تو به دیگران آسیب میزنه» مواجه شدی، نباید بشینی بش ثابت کنی که نخیر آسیب نمی‌زند. چون به اونجاش هم نیست که کسی آسیب می‌بیند یا نه. هدفش صرفا سرکوب کردن توعه. پس برنامه‌ت باید خنثی کردن یا فرار ازین سرکوب باشه. اون سالن تئاتر رو انقدر بسط خواهد داد، که به پیاده‌رویت در خیابان هم بگه فعل خطرناک!
91
هرچیزی که دفاع بطلبه، داستان هم میخواد. از شهری دفاع خواهند کرد که داستان داشته باشه. داستان یک شهر میتونه این باشه که اسکندر فاتح تأسیسش کرد. داستان یک شهر دیگه میتونه این باشه که همه‌جا طاعون اومده بود، اما موسسان این شهر زنده موندند و اینجا رو بنا کردند. کوفه داستان داره. استانبول داستان داره. شیراز داستان داره. و البته راست و دروغش اصلا اهمیتی نداره. در شهرهای جدید فقط یک تابلوی طلایی می‌بینی. که نوشته آیت‌الله رفسنجانی در تاریخ فلان اومد اینجا روبان برید! این داستان نیست. یک پروژه‌ست. و از پروژه هویت درنمیاد. و اگه هویتی وجود نداشته باشه، چیزی هم برای دفاع کردن باقی نمیمونه. دفاع فقط حالت جنگی نیست‌. حتی دغدغه داشتن برای مرتب بودن شهر هم دفاعه.
ازدواج هم داستان میخواد. چمدونم در فرودگاه با چمدون یک خانوم جابجا شده بود و ازونجا با هم آشنا شدیم یک داستانه. همسرم رو مریم‌سادات معرفی کرد ما هم رفتیم خواستگاری، یک داستان نیست. یک پروژه‌ست. پروژه زن دادن پسر خانواده. از ازدواجی که داستان داره میشه دفاع کرد. اما پروژه‌ها رو هروقتی میشه کنسل کرد. حتی اگه برای روبانش خرج زیادی شده بوده باشه.

در سطح کلان‌تر، کل حیات هم داستان لازم داره. از حیاتی که داستان داره میشه دفاع کرد. انجیل این داستان رو فراهم کرد. اینکه ما ماهی بودیم، بعد میمون شدیم، بعد اینی که هست شدیم، یک داستان نیست. یک پروژه‌ست. پروژه تقسیم سلولی. از پروژه نمیشه دفاع کرد. برای همین امروز نمیشه آدمی که لب پل ایستاده تا خودش رو بندازه پایین منصرف کرد. چون داستانی نداره که به خاطرش از حیات خودش دفاع کنه. تنها چیزی که میشه بش گفت اینه که «عجله نکن. قرار نیست مرگ طبیعی خیلی معطلت بذاره».

و سم هریس این رو نمیفهمه، یا داره ادا درمیاره که نمیفهمه. مضحک‌ترین حرفی که اخیرا در یک مصاحبه گفت این بود که «تا الان تلسکوپ‌های زیادی راه‌اندازی کردیم، ولی هیچ‌کدوم چیزی به عنوان خدا رو رصد نکرده‌اند!». اگه نوروساینیست‌ها رو هم مهندس در نظر بگیریم، اون قاعده «برای خود مهندس‌ها بهتره که حرف نزنند» اینجا هم صدق می‌کنه.
این جانوران آکادمیک نادان که با وجود کنکاش علمی درباره مغز، هیچ درکی ازین که ذهن انسان چطور کار می‌کند ندارند، عرضه خلق داستان جدید برای حیات رو ندارند‌. پس وانمود می‌کنند فضای بی‌داستانی جایگزین درستی برای فضای سابقه. اما متأسفانه یا خوشبختانه، دنیای انسان‌ها بی‌داستانی رو پس میزنه. وِیت اَند واچ.
139
Anarchonomy
چرا برخلاف تبصره‌های دینی، تبصره‌های سکولار بسط پیدا می‌کنند؟ قانون سکولار برای آزادی بیان این تبصره رو قرار داده بود که «کسی حق ندارد در سالن تئاتر فریاد بزند آتش آتش، وقتی آتشی در کار نیست». چون بیان چیزی که به دیگران آسیب می‌زند نباید آزاد باشد. البته…
این به دلیل بسط یافتن تبصره قتل در داخل یک شرع نیست، بلکه نشان‌دهنده تفاوت دو شرع با همدیگه‌ست. اگه یک جامعه مذهبی سقط جنین رو تا ماه چهارم مجاز میدونه، و یک جامعه مذهبی دیگه در کل دوره بارداری ممنوعش کرده، یعنی با دو شرع جدا از هم طرفیم. بعد باید ببینید در داخل شرع هر کدوم ازین‌ها، تبصره‌ها بسط پیدا می‌کنند یا نمی‌کنند. که نمی‌کنند. مگر اینکه طرف خودش متشرع نباشه، بلکه گیر متشرعین افتاده باشه. که در اون صورت شرع براش حکم «قانون سکولاری که منطق ندارد»، پیدا می‌کنه، و مثل هر قانون سکولار دیگه‌ای دنبال راهی برای فریب دادن دیگران میفته.
34
Anarchonomy
هرچیزی که دفاع بطلبه، داستان هم میخواد. از شهری دفاع خواهند کرد که داستان داشته باشه. داستان یک شهر میتونه این باشه که اسکندر فاتح تأسیسش کرد. داستان یک شهر دیگه میتونه این باشه که همه‌جا طاعون اومده بود، اما موسسان این شهر زنده موندند و اینجا رو بنا کردند.…
متأسفانه متوجه نیستید.
علم اصلا نباید درباره اسب شاخدار حرف بزنه. و این حرف نزدن بر اساس یک خودداری رفتاری نیست (که مثلا دانشمندان تمرین کنند چیزی نگن). بلکه براساس بهم‌نامربوطیه. دنیای علم ربطی به دنیایی که اسب شاخدار را خلق می‌کند ندارد. پس معنی ندارد که این دو دنیا درباره همدیگه نظر بدن. وقتی دانشمندی میگه اسب شاخدار را رصد نکردیم، یعنی نه تنها دنیایی که اسب شاخدار را خلق کرده نمیشناسه، بلکه دنیای علم رو هم نمیشناسه.
یک پزشک، همزمان با اینکه با پیدا کردن سرنخ اتفاقات شیمیایی داخل بدن مریض دنبال علت علائم و سپس درمان می‌گرده، باید برای مریضش یک داستان خلق کنه، یا به داستان بزرگ‌تری ارجاع بده. چون مریضش برای پیگیری مقاومت در برابر یک پدیده جسمانی، به یک داستان نیاز داره. محمدعلی برای این رفت سراغ بوکس که دوچرخه‌ش رو دزدیدند و نتونست کاری بکنه. نه برای اینکه سقف ضربان قلبش رو بالا ببره.
76