Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
در حالی که اروپا حتی در شرایط اضطرار حاضر نیست برق هسته‌ای رو احیاء کنه، چین ۴۶ راکتور در دست احداث داره، که اگه همشون ساخته بشن از کل راکتورهایی که در چهاردهه قبل در دنیا ساخته شده بیشتر میشه. از کشوری که امنیت یک لابراتوار ویروس‌شناسی ساده رو هم نمیتونه…
اون خط‌چین مشکی، پیش‌بینی «کارشناسان» درباره روند کاهش هزینه تولید برق خورشیدیه. اما یک سال نشده دیدند خیلی دست بالا گرفتن و قیمت داره با شیب تند میاد پایین، یه پیش‌بینی دیگه انجام دادند که شد خط‌چین آبی. اما صنعت باز هم انگشت وسط نشون داد و باز هم رفت پایین‌تر. الان دیگه خطای کارشناسان چند درصد نیست، چند برابره! فقط در عرض ده سال.
👍67
Anarchonomy
اون خط‌چین مشکی، پیش‌بینی «کارشناسان» درباره روند کاهش هزینه تولید برق خورشیدیه. اما یک سال نشده دیدند خیلی دست بالا گرفتن و قیمت داره با شیب تند میاد پایین، یه پیش‌بینی دیگه انجام دادند که شد خط‌چین آبی. اما صنعت باز هم انگشت وسط نشون داد و باز هم رفت پایین‌تر.…
به علت موج گرما، دیگه نمیشد از آب رودخونه برای خنک‌سازی در نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده کرد (استانداردهای محیط‌زیستی هم اجازه نمیده دمای آب رو از یه حدی بالاتر ببری، چون ماهی‌ها از بین میرن). از طرفی تعطیلی‌های کرونا باعث شده روتین تعمیر نگهداری رعایت نشه و خیلی از کارها به تعویق بیفته، که زمانبری جبران این عقب‌ماندگی میتونه به چندماه توقف نیروگاه یا کاهش ظرفیتش باشه.

فرانسوی‌ها با خودشون می‌گفتند ما برق هسته‌ای داریم، نه با جنگ مشکلی برامون پیش نمیاد، نه خیلی لازمه به برق خورشیدی فکر کنیم. ولی از ترکیب تکنولوژی کهنه بهمراه رفتار دولت، باید ترسید.
خیلی بده که نه تجدیدپذیرها رو جدی بگیری، نه بذاری شرکت‌های استارت‌آپ برق هسته‌ای بیان تو راکتورهای مینیاتوری و مدرن رقابت کنند.
👍83
Anarchonomy
به علت موج گرما، دیگه نمیشد از آب رودخونه برای خنک‌سازی در نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده کرد (استانداردهای محیط‌زیستی هم اجازه نمیده دمای آب رو از یه حدی بالاتر ببری، چون ماهی‌ها از بین میرن). از طرفی تعطیلی‌های کرونا باعث شده روتین تعمیر نگهداری رعایت نشه و…
چندسال پیش که مقالات اروپایی در رد تجدیدپذیرها رو می‌خوندم مهم‌ترین ایرادی که وارد می‌کردند ناپایداری‌شون بود. که انتقاد حقی بود، چون یه وقت باد نیست، یه وقت آفتاب نیست. اما نمی‌گفتند که نیروگاه‌های هسته‌ای هم در برابر نوسانات مصرف خیلی بد عمل می‌کنند، و حتی بدتر از نیروگاه‌های ذغال‌سنگ. فعالیت هسته‌ای در ۷۵ درصد ظرفیت، خسارت بیشتری به کشور وارد می‌کنه تا پایین نگه‌داشتن فعالیت ذغال‌سنگ در ۷۵ درصد ظرفیت. دلیل اینکه به پایداری برق هسته‌ای عادت کرده بودند این بود که از قبل راه‌حل‌هایی برای ذخیره انرژی تعبیه شده بود، مثل دریاچه‌هایی که در ارتفاعات قرار دارند و به عنوان باتری میشه ازشون استفاده کرد. می‌تونستن بگن همین زیرساخت موجود برای جبران نوسانات رو می‌تونیم در اختیار تجدیدپذیرها بذاریم، چون بهرحال تغییری در اصل کار ایجاد نمیشه. البته تا الان، تا حد زیادی همین کار رو کرده‌اند، ولی اگه زودتر انجام شده بود، الان پوتین چه کاری از دستش برمی‌اومد؟

ما در محاسبات‌مون درباره کارایی یا عدم کارایی تجدیدپذیرها یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم: کشوری که در انرژی مستقل نیست، در حقیقت یک کشور مستقل نیست. مخصوصا وقتی وابستگیت به کشورهاییه که توسط روانی‌های زنجیری اداره میشه. و به شکل تناقض‌آمیزی، دقیقا همون دولتی که استقلال ملی رو رسالت استراتژیک خودش معرفی می‌کنه، در پیدا کردن بهترین راه‌حل و بهینه‌ترین ترکیب برای استقلال در انرژی، فشل و کند و گیج عمل می‌کنه.

بنابراین چه وقتی که یک دولت عین دیوانه‌ها شروع می‌کنه به راکتور ساختن، و چه وقتی که عین دیوانه‌ها شروع می‌کنه به پنل خورشیدی نصب کردن، باید برای استقلال کشورت نگران بشی. چون بهرحال داره ترکیب رو بد می‌چینه.
👍76
توربین‌های بادی فراساحلی آمریکا که الان در حال کارند ۴۲ مگاوات ظرفیت دارند. اما پروژه‌های در حال ساخت ۹۳۲ مگاوات خواهند بود! اما ازون عجیب‌تر: پروژه‌هایی که داره مجوزشون صادر میشه ۱۸ هزار مگاوات!
بعد میگن انرژی رو نباید رها کرد به دست بازار!
👍88
قدیم تو روستا اینجوری نبود که دختری منتظر باشه کسی براش خواستگار بیاد. اگه سه تا پسر به سن رسیده داشتند و چهار دختر به سن رسیده، اون سه تا رو به سه تا ازین‌ها می‌دادند، و برای دختر چهارم یه پسر از یه روستای مجاور گیر می‌آوردن، یا میدادن به مردی که زنش فوت کرده. ازدواج مثل ساخت روزنامه دیواری تو مدرسه تو دهه فجر بود که معلم، رندوم بچه‌ها رو به گروه‌های سه نفری تقسیم می‌کرد تا با همدیگه طراحیش کنند (که باید درباره بیهودگی بیمارگونه روزنامه‌دیواری، کتاب‌ها نوشت، چون به تنهایی میتونه لجنی به نام «آموزش و پرورش جمهوری اسلامی» رو توضیح بده). دست خودت نبود، میفتادی تو گروه و باید کنار می‌اومدی. تو روستا زن نمی‌گرفتی، شوهر نمی‌کردی.. بلکه با یکی میفتادی.
یک بار یه مردی افتاد با دختری که انقدر چهره نچسبی داشت که نگاه کردن بش همه رو ترن‌آف میکرد.‌ مردهای روستا با خنده ازش پرسیده بودند چطور با این سکس می‌کنی؟ این هم جواب داده بود موقع سکس روسری میندازم رو صورتش! بله فرهنگ روستایی که میخوان به عنوان جاذبه توریستی با ارزش جلوه‌ش بدن همین بود. اما این فرهنگ منحط یه موضوع دیگه‌ست. موضوع دیگه‌ای هم وجود داره، و اون قناعت این مرد به هر آن چه هست، بود. چون می‌دونست شانس دیگه‌ای نداره، ازینکه زشت‌ترین دختر روستا رو بش دادن، افسرده نمی‌شد، و حس نمی‌کرد حیف شده. از زن فقط واژنش رو می‌خواست، و بش داده بودند، پس دلیلی نداشت احساس بدی داشته باشه ازینکه بهترین‌ها رو نداره.‌ اون‌ها از پیدا نشدن آرد میمردند، نه از فکر و خیال. چنان در لحظه فرو رفته بودند، که برای بیرون کشیدن‌شون باید اعصاب فولادی می‌داشتی. برای همین طالبان حتی وقتی مضحک‌ترین رژه نظامی تاریخ رو اجرا می‌کنه، هیچ‌کدوم‌شون خجالت نمی‌کشند. چون خجالت ازینکه چیزی بعدا چطور قضاوت بشه، مسئله‌ای مربوط به آینده‌ست.

این روزها وراج‌های زیادی وجود دارند که برای زندگی نسخه بپیچند و لق‌لقه زبان‌شون شده «در لحظه زندگی کن». اما بیش از حد در لحظه فرو رفتن، آدم رو از حالت انسانی خارج می‌کنه. چه کسی در لحظه‌تر از سگ خانگی، که هزار بار هم توپ رو براش پرت کنی میره برات میاره و حس بیهودگی بش دست نمیده؟ انقدر در لحظه‌ زندگی می‌کنه که دفعه هزارم رو مثل دفعه اول می‌بینه.

زیادی در لحظه نبودن، و به وهم اعتیاد پیدا کردن آدم رو از حالت عقلانی خارج می‌کنه، و این رو خیلی‌ها می‌دونند. اما به نقطه اکستریم مقابلش توجه نمی‌کنند.

باید روی زمین راه بری. اما نباید بچسبی بش.
👍270
چندنفری رو فالو می‌کنم از آمریکا و انگلیس (مطمئن نیستم از زادگاه‌شون) که درباره بورس و بازار و کلان و این چیزها می‌نویسند. انقدر همیشه تخصصی می‌نویسند که گاهی دلم میخواد کامنت بذارم «لعنتی یه بار هم یه چیزی درباره خودت بگو!».
مشکل اتریشی‌ها نیست فقط، این یه مشکل اجتماعیه؛ که دیسیپلین هرچیزی را توی هرچیزی نریختن نداریم. البته فقدان این دیسیپلین خاص، جداست از فقدان دیسیپلین به صورت عام. حالت عامش یک معضل تربیتیه. اما این مورد خاص، به خاطر نوع نگاهیه که به اعتقادات دارند‌. در این نگاه، عقاید مذهبی باید حکم اکسیژن رو داشته باشه که همه‌چیز و همه‌جا رو در بر می‌گیره، و اگه جایی بش اکسیژن نرسه دچار خفگی و کبودی میشه!
👍51
Anarchonomy
چندنفری رو فالو می‌کنم از آمریکا و انگلیس (مطمئن نیستم از زادگاه‌شون) که درباره بورس و بازار و کلان و این چیزها می‌نویسند. انقدر همیشه تخصصی می‌نویسند که گاهی دلم میخواد کامنت بذارم «لعنتی یه بار هم یه چیزی درباره خودت بگو!». مشکل اتریشی‌ها نیست فقط، این یه…
شاید برای شما نامفهوم به نظر بیاد، ولی اعتقادات مذهبی می‌تونند ربطی به دین نداشته باشند. این حرف‌ها که می‌بینید، برخلاف ظواهرشون ربط چندانی به دین نداره. اگه علی و ابوبکر زنده بودند و می‌شنیدند پول رو هم سنی-شیعه کردی، جفت‌شون با چوب میفتادن دنبالت.‌
اینکه یه دینی چیزی به عنوان قطب‌نما لازم است یا لازم نیست، جداست ازین سندروم درگیری بیش از حد با نشانه‌ها و المان‌ها و شعارها و لوگوها و آیکون‌ها و گنبدها. این‌ها یه سری اعتقادات شهرساخته. مثلا یه مدت یهو همه خل شده بودن شیشه عقب ماشین‌شون زیارت‌نامه می‌نوشتند! السلام علی فلان! الانم یهو خل شدن که فله‌ای بریزن عراق برای اربعین. البته نه اینکه در روستا نیست، منظور اینه که محصول ترندهای دورهمیه و هیچ پشتوانه دیگه‌ای نداره. بعد همین ترند‌ها رو داخل یک پکیج اعتقادی قرار میدن، و سپس به عنوان «اکسیژن حیات در زمانه‌ای که بد است» بش نگاه می‌کنند.
👍71
آقای فنایی، هرکسی که اطلاعات بیسیک از صدر اسلام داشته باشه میدونه کسی که از اسلام خارج شده بود، یک قرارداد امنیتی سیاسی رو پاره کرده بود، و هیچ ربطی به ارتداد امروزی که یک نفر صبح پاشه بگه آلتم تو هرچی که هست، نداشت. خشونت علیه سب و اهانت هم وقتی تثبیت شد که حکومت از حالت بدوی که سبک پیامبر بود خارج شده بود و شکل امپراتوری به خودش گرفته بود، و یک حکم به شدت بدرد بخور برای سرکوب مخالفان سلطان بود و منتفع اول و آخر این خشونت، خود سلطنت.

اما مخاطب شما آخوندهایی هستند که اطلاعات‌شون فراتر از بیسیکه. پس در انکارش عمد دارند. شما با کسی داری درباره اخلاق بحث می‌کنی که عمدن برای کار ضداخلاقی دنبال توجیهاتی از هزار سال پیشه؟
فحش بده بش بیا بیرون.
👍104
«از تعداد عجیب هندی‌هایی که موفق شدن به سطح مدیر عاملی شرکت‌های بزرگ سیلیکون‌ولی برسن میشه نتیجه گرفت مهاجران هندی در رهبری کردن بهترند، و چینی‌ها در رهبری شدن!».

جمله بالا حرف دل خیلی از هندی‌های ناسیونالیسته اما از ترس اینکه نژادپرست خوانده بشن به زبان نمیارنش.

خیر. از بیست سی تا مدیرعامل نمیشه نتیجه گرفت یک ملت قابلیت رهبری کردن داره یا نداره. در بیشتر مقالات پژوهشی آمریکا، از هر ده نفر نویسنده مقاله، هشت‌تاشون چینی هستند و فقط دو تاشون هندی. آیا باید نتیجه بگیریم هندی‌ها در تحقیق و اکتشاف ضعیفند؟

مسیر پیشرفت مهاجر رو باید از خانواده‌ش ردیابی کرد. خانواده‌‌های چینی که بچه‌شون رو میفرستند به آمریکا، نه همه ولی اغلب، خانواده‌هایی هستند که بچه‌شون رو ماشین درس خوندن بار آوردن. طبیعیه که این وقتی رفت اونور، هدفش رسیدن به اوج جایگاه علمی و پژوهشیه. تعداد پتنت‌هایی که این‌ها ثبت می‌کنند رو مقایسه کنید با بقیه مهاجران. اما خانواده هندی که بچه‌ش رو فرستاده یک ذهنیت دیگه از موفقیت داره.

معمولا پسرها همونجوری میشن که باباشون میخواد. برای همینه که درباره یاغی‌ها رمان می‌نویسیم.
👍98
Anarchonomy
«از تعداد عجیب هندی‌هایی که موفق شدن به سطح مدیر عاملی شرکت‌های بزرگ سیلیکون‌ولی برسن میشه نتیجه گرفت مهاجران هندی در رهبری کردن بهترند، و چینی‌ها در رهبری شدن!». جمله بالا حرف دل خیلی از هندی‌های ناسیونالیسته اما از ترس اینکه نژادپرست خوانده بشن به زبان…
تمام دستاورد چین در طول تاریخش، حکومت بود.‌ اگه میراث حکومت رو از فرهنگ و هویت‌شون حذف کنیم، چیزی باقی نمیمونه. و حکومت همیشه یک سیستم بسته بود که به سختی کسی رو از بیرون به داخل خودش راه میداد. برای آدم‌های معمولی، تنها راه آدم مهمی شدن، از راه خدمت به تکنوکراسی بود. یعنی مسلط شدن به دانش و تکنیک، و سپس عصای دست نظام شدن. طراح کشتی‌ها و قایق‌ها، برای خودش خدایی می‌کرد. معمار قصرها خدایی می‌کرد. نقاش‌ها و خطاط‌ها خدایی می‌کردند. طبیبان خدایی می‌کردند. با اینکه ممکن بود دهقان‌زاده باشند.
اما در هند، مخصوصا در دوره طولانی حاکمیت مغول‌ها، راه رسیدن از فرش به عرش مسیر کاملا متفاوتی داشت. اونجا آدم مهم کسی بود که تونسته بود خودش رو برای سلطان با عرضه جلوه بده، که البته بدون داشتن رابطه‌های زیاد هیچوقت ممکن نمی‌شد.

شاید، این بک‌گراند کهن، ریشه نوع نگاه خانواده چینی و خانواده هندی به موفقیت باشه.
👍62
اگه چین واقعا تصمیم بگیره تایوان رو اشغال کنه، فضاحتی که روسیه نمایش داد رو نخواهیم دید، ولی اینطور نیست که خیلی هم کار آسونی باشه. این شکل اغراق‌شده ارتفاعات تایوانه. این جزیره نزدیک دویست قله مرتفع داره که صدتاشون بالای ۳ هزار متر هستند.
🤔76
مردم به اخبار مذاکرات عادت کردن، و حکم نویز را براشون داره‌. اما پیامی مثل این اصلا نرمال نیست. اسراییل با چغلی پیش ایالات متحده، علنا داره به اروپا دهن‌کجی می‌کنه (با پابلیک کردن سخاوتمندی‌ اروپایی‌ها در برابر درخواست‌های جمهوری اسلامی، و با پابلیک کردن شکایت‌شون ازین سخاوتمندی بیجا، به آمریکا. می‌شد فقط یکیش رو پابلیک کرد، ولی جفتش رو کردند). همچنین یادآوری می‌کنه که هرچیزی که امضاء بشه، اسراییل بش پایبند نخواهد بود و کار خودش رو برای متوقف کردن آخوندها خواهد کرد. و همچنین این متوقف کردن، شرپراکنی‌های منطقه‌ای رو هم شامل میشه. که ترجمه فارسیش اینه که «تمام این بسترسازی‌هایی که در ایجاد روابط استراتژیک با همسایه‌های ایران ایجاد کردیم، دکوری نیستند، و قراره ازشون استفاده کنیم».
دوست ندارم از کلیشه «جنگ اوکراین همه‌چیز رو تغییر داد» استفاده کنم. اما اسراییل حق داره به آمریکا بگه «اگه این اروپایی‌ها خطر تهدیدات جهانی رو تشخیص میدادند، موضوع اوکراین رو یه مناقشه منطقه‌ای فرض نمیکردن. الانم دارند فرض می‌گیرن که فرار نظام ایران برای ساخت بمب یه مناقشه منطقیه‌ایه، ولی نیست. پس نباید عقل‌مون رو بدیم دست اینا».
154
Anarchonomy
مردم به اخبار مذاکرات عادت کردن، و حکم نویز را براشون داره‌. اما پیامی مثل این اصلا نرمال نیست. اسراییل با چغلی پیش ایالات متحده، علنا داره به اروپا دهن‌کجی می‌کنه (با پابلیک کردن سخاوتمندی‌ اروپایی‌ها در برابر درخواست‌های جمهوری اسلامی، و با پابلیک کردن شکایت‌شون…
چندساله یکی از دوستان ماهی یه بار پیام میده «جنگ میشه؟» و هر دفعه با ایموجی لبخند جواب میدم نه‌.
الان هم همین جواب رو بش میدم. ولی اندفعه یه فرقی داشت. تا الان طوری جوابش رو میدادم که انگار دارم جواب سوال اون رو میدادم. اما اندفعه داشتم به خودم جواب میدادم. چیز خاصی عوض نشده، و چیز جدیدی به شناختم از #گله_گاو‌ اضافه نشده. اما اطلاع از مجاورت به چیزی، معادل حس کردن مجاورت با چیزی نیست. ممکنه یک پزشک دقیقا بدونه یک بیماری چه فرآیندی طی می‌کنه که وخیم‌تر میشه. اما وقتی بدن خودش به سمت وخیم‌تر شدن میره، نمیتونه خیلی متفاوت از بقیه آدم‌ها که هیچ اطلاعاتی از فرآیندش ندارند، حسش کنه. شاید حتی چون میدونه که بدنش چطور کار می‌کنه، بیشتر از مردم عادی بترسه.
با تئوری ساده #گله_گاو‌ چیزهایی رو میشد پیش‌بینی کرد که تحلیلگران اقتصادی با سوزاندن مقادیر زیادی فسفر هم نمی‌تونستند بش برسند. مثل سقوط مصرف سرانه گوشت ایرانی‌ها، به کمتر از یمن! اما مسئله مهم، ازین به بعده. چون اگه قرار باشه این تئوری رو جدی بگیریم، مراحل بعد ترسناک‌تر از چیزی خواهند بود که فعلا جرئت فکر کردن بش رو داریم.
81
سرباز روس رو اسیر می‌گیرن. میذارن با مادرش تماس ویدئویی برقرار کنه. مادرش برای گوشی آیفون پسر ابراز نگرانی می‌کنه. افسر اوکراینی میگه تو الان نباید سوال‌های دیگه‌ای بپرسی، مثلا بگی حال پسرم چطوره؟ الان وقت سوال پرسیدن درباره گوشیشه؟ و زن میگه آره، اون آیفون رو باباش با وام خریده بود!.. یعنی بش بگید پاشو گمشو بیا خودت قسطشو بده، یا گوشی رو بفرست بیاد خودت موندی اونجا هم به درک!

برای این خانواده‌ها جنگ چیز ترسناکی نیست. چون تو دل‌شون میپرسن جنگ؟ چی هست؟ بدتر از زندگی تخمی ماست؟.. فرزند؟ چی هست؟ ازش پول درمیاد؟
ارتش هم اینو می‌دونست، و به خانواده‌ها وعده داد بشون ماشین دولتی اهدا میشه. تعداد کسانی که حاضرند یه پسر بدن تا یه ماشین بگیرند انقدر زیاده که آدم‌های نسبتا سالم‌تر روسیه اظهار نگرانی کردند.‌

ازینکه قبل ازینکه همه این‌ واقعیت‌ها برای دیگران معلوم بشه می‌دونستم این‌ها چجور مردمی هستند، خوشم میاد. شایسته من نیست که کند باشم.
166
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاوی صحنه ناجور برای کسانی که حساسند

تو چین اگه چراغ برای ماشین‌ها سبز باشه، توقف نمی‌کنند. حتی اگه یک نفر جلوشون ایستاده باشه. یا دراز کشیده باشه. بنابراین میشه برای خودکشی ازش استفاده کرد.

تو چین وقتی کسی به علت بیماری یا حادثه بیفته زمین، دیگران به سمتش نمیرن که کمک کنند یا به جای امن‌تر منتقلش کنند، چون هرکس به یک غریبه رسیدگی کنه یا ببره بیمارستان باید هزینه‌هاش رو پرداخت کنه، یا مسئولیت قانونیش رو بپذیره.
🤔102
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چین چندتا شهر دیگه رو هم قرنطینه کرد. این یکی ۶ میلیون نفر جمعیت داره. حدود دو برابر مشهد.
پروژه به مرگ گرفتن، تا به تب «کند شدن اقتصاد» راضی شدن، داره به صورت منظم پیش میره.
53
در مورد چیزهایی که درباره‌ش دیتای کافی وجود نداره، روی نظر خاصی اصرار کردن ایرادی نداره. مثلا اصرار کردن به این که در کهکشان‌های دیگه حیات هوشمند وجود داره، ایرادی نداره، چون اونایی که مخالف این نظر هستند هم چیز بیشتری نمی‌دونند. اما وقتی دیتا هست، اصرار کردن به نظری که دیتا تأییدش نمی‌کنه، دیگه بحثی درباره اون موضوع نیست. بلکه بحثی درباره شخصیت اون فرده‌. ممکنه با جدیت درباره اون موضوع حرف بزنه، اما در واقع داره درباره خودش حرف میزنه، و داره میگه من شخصیتی دارم که وهم رو به واقعیت ترجیح میدم.
163
نخست‌وزیر هم حق زندگی نرمال داره، و زندگی نرمال میتونه شامل خل‌بازی با رفقای صمیمی هم باشه. علنی شدن این خل‌بازی‌ها نباید روی موقعیت سیاسیش اثر بگذاره. چون زندگی نرمال نباید نقطه ضعف کسی به حساب بیاد. اما نخست‌وزیر باید آدم‌هایی رو اطراف خودش نگه داره، که وقتی بشون گفت «فیلم‌ها رو جایی منتشر نکنید»، انقدر آدم باشند که نکنند. وفاداری، امانت‌داری، و رازداری، ارزش‌هایی صرفا متعلق به قبایل بدوی وایکینگ نیستند.‌
187
رئیس کمیسیون اروپا در مخالفت با موضع راستگراهای به قول خودشان افراطی درباره موضوع مهاجران گفت ما برای هر انسانی کرامتی قائلیم که تحت هیچ شرایطی نمیشه ازش گرفت، اما همکاران رادیکال ما آدم‌ها رو به دو گروه ما و آن‌ها تقسیم می‌کنند.
قبل ازینکه به موضع راستگراها پرداخته بشه باید دید اینطرفی‌ها چقدر درباره این کرامتی که صحبت می‌کنند جدی هستند.‌ رئیس کمیسیون اروپا، آلمانیه. پس میشه ازش سوالی درباره آلمان کرد. این احترام به کرامت انسان بود که ارتش روسیه رو که در فاشیسم نژادی غوطه‌ور شده‌اند، به تکنولوژی روز مجهز کنید؟ این احترام به کرامت انسانی بود که پناهنده کرد ما همراه با زن و بچه‌ش در سرما و دریا، جان خودش رو از دست بده و همزمان با آخوندها سر گروگان‌ها معامله کنید تا جایی که به این کار عادت کنند و به بخشی از روتین سیاست‌شون تبدیل بشه؟
و اما در مورد راست‌گرایان، که واقعا نژادپرست هستند؛ فکر می‌کنید هر حرفی که یک نژادپرست میزنه رو باید رد کرد؟ اگه اوکراینی‌ها به «ما» و «آن‌ها» قائل نبودند چطور ممکن بود بجنگند؟ اگه مایی وجود نداشته باشه باید برای چه کسی جنگید؟
مرز، برای بی‌رحمی کردن به دیگران نیست. مرز، برای حفاظت از «ما» در برابر بی‌رحمیه. باید مایی تعریف کنی تا بتونی از کرامت‌ اون ما هم دفاع کنی. بنیانگذاران آمریکا یک مای آمریکایی تعریف کردند تا بتونند آزادیش رو تضمین کنند. اگه یک مرز تعریفی وجود نداشت، آزادی‌ای هم وجود نمی‌داشت. باید یه جاهایی رو مسدود کنی، تا بتونی از باز بودن خیلی چیزها دفاع کنی.
تو میخوای به کرامت سوری‌ها احترام بذاری؟ یه کاری کن اروپا آزاد بمونه. نه اینکه فرانکفورت رو هم بکنی حلب. یه تعریف از اروپا ارائه کن و پاش وایسا. «مهمان حبیب خداست» یه تعریف نیست.
129
اینکه فرد ظرفیت ذهنی خودش رو کنترل کنه، یک موضوع روانشناختیه. اما اون بیرون به اینکه تو چه متدی برای مدیریت ذهنی خودت انتخاب کردی کار ندارند. اون بیرون منطق خودش و توالی رویدادی خودش رو داره.
مثلا جابجایی ژنرال‌ها در ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده، بهرحال دغدغه می‌شود. چون می‌زنند نفر دوم نظام را کتلت می‌کنند، سپس نظام تصمیم می‌گیرد برنامه ساخت کلاهک و زدن به سیم آخر را جدی‌تر دنبال کند، و سپس هر نوع توافقی گه‌مال می‌شود، سپس اقتصاد مملکت دچار رکود و فقر دلاری می‌شود، و سپس صاحبخانه نتیجه می‌گیرد که باید مبلغ اجاره را افزایش دهد.
اینکه پدافند روسیه چطور کار می‌کند بهرحال دغدغه می‌شود. چون اگر احیانا خوب کار کند، چند رأس گاو فکر می‌کنند می‌شود با آن جلوی ماشین جنگی آمریکا ایستاد، و بعد ممکن است زندگی شما به پای این فکر بسوزد.
حمله چین به تایوان بهرحال دغدغه می‌شود، چون چین واردکننده انرژی است، و دارد ازینجا و بغل گوش ما وارد می‌کند، و بخواهند چین را اذیت کنند، باید اینجا هم کارهایی بکنند.

مصادیق دیگه‌ای هم اگه سراغ دارید، در خدمتم.
176