Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
گنده‌گوزی ایرانی سابقه تاریخی، فرهنگی و مذهبی داره و در دوره جمهوری اسلامی از دل خاک این سرزمین بیرون نزده‌، بلکه در دوران این اوباش شدت گرفته؛ چون خریت‌های جمعی وقتی در معرض حاکمان منفصل از واقعیت قرار بگیرند، خاصیت تشدیدشونده پیدا می‌کنند، و چه کسی از آخوند منفصل‌تر از واقعیت؟
یک نمونه دیگه از کلکسیون بزرگ آثار گنده‌گوزی، همین پروژه راه‌اندازی ریال دیجیتاله، که در حالی که بریتانیا با اون تاریخ عظیم‌الجثه‌ در بانکداری هنوز درباره‌ش تصمیم هم نگرفته، این‌ها از مرحله تست اولیه‌ش هم عبور کرده‌اند!
همین الان تعدادی از جانوران آکادمیک کدنویس، از جنس همون زباله‌های مهندسی که عصای دست نظام در فیلترینگ شده‌اند، در حال مشاوره به بانک مرکزی هستند، تا این پروژه به یک جایی برسه. اینکه به این سربازان کدنویس دسترسی دارند هم بده و هم خوب. بد ازین جهت که این فارغ‌التحصیلان دانشگاهی فقط به پول فکر می‌کنند، نه به ایران، نه به مردم، و نه به خدا. و خوب ازین جهت که آدم پول‌پرست خیرخواه نخواهد بود، و در نتیجه در دراز مدت چیزی که حتی به صلاح حکومته رو در اختیارش نمیگذارند.
اجرای ریال دیجیتال دو چالش ساختاری و تکنیکی برای حکومت داره، که هر چند دومی پیچیده‌تر و زمان‌برتره، اولی اولویت بالاتری داره. ساختار نظم فعلی بانکداری، که در واقع نظم نیست، بلکه یک توافق هیئتی برای ساپورت مالی فانتزی‌های شیعه‌ و چپاول‌های موازیشه؛ هیچوقت هدفی با عنوان رقابت در نظر نداشته، و خودشون هم این رو می‌دونند و گهگاه به ازدیاد عناوین انتقاد می‌کنند. هدف تشکیل آلاچیق‌های مجزا برای سفره‌های رانت بوده که هر قبیله یا خانواده از مجموع هزار خاندان الیگارشی، بتونند زیر سایه آلاچیق خودشون، فعالیت کنند. علت اینکه موسسات مالی غیرمجاز براشون دردسر درست کرد این بود که سرداران سپاه، که این بازی رو خوب بلد نبودند، از هول حلیم افتادند تو دیگ و ریسکی ایجاد کردند که نمیشد به راحتی جمعش کرد. قبلا نوشتم که در #گله_گاو‌ برخلاف حکومت‌های دیکتاتوری متعارف مثل چین، همون‌طور که نظام نمیتونه اون‌هایی که در ایدئولوژی ازش سبقت می‌گیرند رو تنبیه کنه، اجزاء خودش که میخوان در دزدی و چپاول از کلیت نظام سبقت بگیرند رو هم نمیتونه سرکوب کنه. و گرنه بقیه بانک‌های به اصطلاح معتبر هم همون ثامن هستند، با این فرق که بدنه مدیریتی‌شون بازی رو بلدند.
استیبل‌کوین ریال، که ذاتا همه‌چیز رو در بانک مرکزی متمرکز کنه، این تقسیم آلاچیقی رو بهم میزنه.
چالش تکنیکی هم ازین لحاظ یک چالشه که این تشکیلات فشل، اساسا از پس هندل کردن سیستم‌های بزرگ برنمیاد. چون فساد سیستماتیک، اجازه اینکه بشه در این تشکیلات کارهای بزرگ و پایدار انجام داد، نمیده. در شرایطی که کل زیرساخت مملکت، و همچنین کل داده‌های آماری، از قبل برای دستگاه‌های امنیتی خارجی سفره شده، سپردن همه‌چیز به بانک مرکزی، مثل ریختن همه مهمات در یک انباره. اما حتی اگه تهدیدات خارجی هم وجود نداشت، سایز پروژه و ابعادش، خارج از قد و قواره سیستم بروکراتیک این حکومته؛ و اگه به اجرای کاملش اصرار بشه، قطعا مردم با مشکلات عجیب و غریبی مواجه خواهند شد.
کار معقول، که حتی صلاح خود حکومت هم است، اینه که بانک مرکزی خودش رو از هر نوع دیجیتال‌بازی بیرون بکشه، و جواز انتشار استیبل‌کوین ریال رو به شرکت‌های خصوصی واگذار کنه، با همون شروط و قیودی که برای بانک‌ها داره. مثلا با این شرط که حداقل بیست درصد از کوینی که منتشر می‌کنند پشتوانه ریالی در بانک مرکزی داشته باشه. با این کار هم آلاچیق‌ها رو میتونه حفظ کنه، و هم نیازی نیست خودش به عنوان نهاد دولتی برای چالش‌های تکنیکی راه حل پیدا کنه.‌

اما این کار را نخواهد کرد، چون بقیه دولت‌ها نکرده‌اند هنوز، چون همونطور که درباره هواپیمای اوکراینی نوشتم گنده‌گوزی به شکل متناقضی با یک عدم اعتماد به نفس شدید همراهه. درست همزمان با اینکه فکر می‌کنند می‌تونند در صنعت بانکداری دیجیتال از انگلیس جلو بزنند، هرگز کاری که هنوز چین و بقیه، انجام نداده رو هم انجام نخواهند داد. این عدم اعتماد به نفس، در کنار بی‌کفایتی سیستماتیک، نمیذاره از لحاظ ساختاری راه‌های جدیدی به روی خودشون باز کنند‌. ممکنه همون پول‌پرست‌های دانشگاهی کاردستی‌های خلاقانه‌ای براشون تأمین کنند. مثل کارت بنزین هوشمند، یا دستگاه‌های پرداخت که منوی نان سنگک داره! اما چون کاردستیه، و برای مکیدن بودجه‌های دولتی بوده، دوره‌ای داره، و پس از پایان دوره‌ش دور انداخته میشه، و حکومت رو با همون مشکلاتی که از قبل داشت رها می‌کنه.
👍88
نمادهای مذهبی در عکس پروفایل کاربرها انقدر زیاده که دیگه حتی نمیشه به مذهبی بودن افراد ربطش داد، مخصوصا در شرایطی که میشه پیش‌بینی کرد بعضی از مساجد ایران در آینده نزدیک از لحاظ تعداد مراجعه‌کننده به خانقاه‌های متروکه کویری شبیه بشن. در این جامعه همه‌چی‌زده که وقتی میخوای اسم محمد رو بیاری باید از قبل چک‌ کنی که پذیرای مطلب هستند یا خیلی سریع به آلتم تو پیامبرتون ختم میشه، اینهمه عکس گنبد طلایی و گلدسته و حرم و خطاطی‌هایی با مضمون «مولا فلان»، نرمال نیست.
به عنوان کسی که از خیلی چیزها عبور کرده نصیحتی مشفقانه دارم به این عزیزان: سعی کنید ریلکس باشید! انقدر درگیر بودن به علامت‌ها و نمادها، زندگی‌تون رو تنگ می‌کنه.
البته این یک توصیه عامه. بهتره در همه‌چیز ریلکس بود. اگه فمنیست هستید، یک فمنیست ریلکس باشید. اگه سلطنت‌طلب هستید، یک سلطنت‌طلب ریلکس باشید. اگه سبزگرا و اهل طبیعت هستید، سبزگرای ریلکس باشید. اگه حتی فقیرید، یک فقیر ریلکس باشید. لازم نیست قید ارزش‌هاتون رو بزنید تا از تنگی و سفتی خارج بشید. میشه خیلی ریلکس، به ارزش‌ها پایبند بود. این یه چیت کد هم داخلش داره: مردم به آدم ریلکس بهتر تکیه می‌کنند.
👍237
این آقا، کاپیتان ویلیام هوارد هیوز، چند وقت بعد ازینکه عکس سمت چپ رو ازش گرفتن از ارتش آمریکا فرار کرد. مسئول یه کار تحقیقاتی برای موشک‌های دوربرد ناتو بود. فکر کردن پناهنده شده به روسیه و اطلاعاتش رو هم فروخته. عکس راست رو تو بازداشتگاه وقتی گرفتند که بعد ۳۵ سال پیداش کردند. فاصله بین فرار و دستگیریش انقدر زیاده که میشه گفت وقتی فرار کرد ترامپ داشت تو نیویورک برج میساخت، و وقتی دستگیر شد ترامپ رییس‌جمهور بود!
اما هیچ‌جا نرفته بود. یه اسم جعلی انتخاب کرده بود و تو حومه سانفرانسیسکو یه زندگی دیگه برای خودش درست کرده بود. ادعا می‌کنه خسته شده بودم و دلم خواست یهو همه‌چیز رو ول کنم. ولی پنتاگون باور نمی‌کنه. هرچند که مدرکی نداره که خلافش رو ثابت کنه.

اگه بخوای زندگیت رو ریست کنی، میشه. حتی اگه قوی‌ترین دولت دنیا دنبالت باشه. اگه ریست نمی‌کنی، یعنی نمیخوای.
👍195
میشه درباره علل مزاجی نوشتن این سطور بحث کرد، ولی ضرورتی نداره. فقط دو ادعا توش وجود داره: ۱- گمنام‌نویس‌ها مسئولیت‌‌پذیر نیستند، و ۲- گمنام‌نویسان مفهوم شهامت مدنی را لوث می‌کنند

در مورد ادعای اول: تجربه میگه هروقت گفته شد فلان نویسنده گمنام مسئولیت حرفش را نمی‌پذیرد، منظورشون اینه که «چرا گردن‌شان مثل گردن سلمان رشدی در معرض چاقو نیست». اگر فکر می‌کنید غیر ازینه، از گوینده بپرسید منظور شما از مسئولیت چیست؟ اگر نویسنده مسئولیت حرفش را بپذیرد باید دقیقا چه کاری انجام بدهد، که حالا که مسئولیت‌پذیر نیست انجام نداده؟

در مورد ادعای دوم: توسعه اجتماعی نیاز به شهامت داره، ولی هدف توسعه، شهامت نیست. با کسب حداکثری مدال‌های شجاعت نمیشه جامعه رو به جلو کشوند. همزمان اگر کسی شهامت فیزیکی نشون بده، بدون هیچ تأثیرپذیری از فعالیت گمنام‌نویسان منزلت متناسبش رو پیدا می‌کنه. سپیده رشنو، خواسته یا ناخواسته، در دورانی چهره شده که گمنام‌ها همه‌جا حضور دارند.
👍144
تا وقتی بین این دو گیر افتادیم، اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
#دوهزاروشصت
👍91
Anarchonomy
میشه درباره علل مزاجی نوشتن این سطور بحث کرد، ولی ضرورتی نداره. فقط دو ادعا توش وجود داره: ۱- گمنام‌نویس‌ها مسئولیت‌‌پذیر نیستند، و ۲- گمنام‌نویسان مفهوم شهامت مدنی را لوث می‌کنند در مورد ادعای اول: تجربه میگه هروقت گفته شد فلان نویسنده گمنام مسئولیت حرفش…
اصلا دوست ندارم شبیه نسیم طالب به دیگران برچسب «ریسک‌نفهم» بزنم، ولی خب واقعا بعضی‌ها ریسک رو نمی‌فهمند. برخلاف ریسک کار کسانی که با هویت واقعی می‌نویسند، نمودارهای ریسک گمنام‌نویس یا مستعارنویس دُم‌کلفت هستند. چون به پشتوانه این فرض که قرار نیست مورد تهدید قرار بگیره، چیزهایی می‌نویسه که پرونده‌ش رو سنگین‌تر می‌کنه، پس وقتی به دردسر افتاد، مشکلات سنگین‌تری براش ایجاد میشه. اگه این پرونده رو پله پله بالا برده باشه، میتونه به ارتفاعی برسه که بقیه بش نرسیدن، اما در عوض اگه ازون نقطه افتاد، دلخراش‌تر از بقیه میفته.
مقایسه کنید وحید اشتری رو با گمنام‌ها. با اینکه حیثیت رئیس مجلس رو با سیسمونی‌گیت به باد داد، ازونجایی که از ابتدا با هویت واقعی فعالیت می‌کرد، هر قدمی که برمیداشت با این محاسبه بود که قراره در دادگاه همین نظام ازش دفاع کنه. گمنام‌نویس این محاسبات رو انجام نمیده، و به تدریج تجمیع حرف‌های زده‌شده‌ی بی‌محاسبه‌ش، به نقطه‌ای میرسه که توسل به قانون جزایی همین نظام برای خلاصی، شوخی به نظر میاد. الان آقا وحید فکر می‌کنه به تونل وحشت افتاده، اما موقعیتش در برابر گمنام‌نویسی که با یه زونکن ضخیم از اسکرین‌شات نوشته‌هاش گیر اوباش افتاده، هتل هیلتونه.
👍157
مدیرعامل یکی از شرکت‌های تسلیحاتی روسیه گفته محصولات ما هم از لحاظ تکنیکی و هم تاکتیکی، سال‌ها و شاید دهه‌ها از مشابه غربی خودشون جلوترند!

اگه ازین آدم تست آی‌کیو بگیری عدد پایینی درنمیاد. شاید بالاتر از دانشجویان نخبه خیلی از دانشگاه‌ها.
اینکه یک فضای بسته‌ی مسموم از پروپاگاندا و وهم و داستان‌سرایی، چطور میتونه یک آدمی که با استانداردهای متعارف هیچ کمبود مغزی نداره رو به وضعیتی دچار کنه که با کمال آرامش و با اطمینان خاطر و بدون اینکه خنده‌ش بگیره، حرف‌هایی کاملا مسخره و بی‌معنی بزنه، که میدونه خارج از روسیه ممکنه بش بخندند؛ دقیقا چیزیه که باید ازش وحشت داشت. مردم شدیدترین حالت ترانسفورم شدن آدم رو در تبدیل یک کودک معصوم به یک بزهکار بی‌رحم می‌دونند. اما اون یک تبدیل خیلی ساده‌ست. تبدیل یک مهندس باسواد به یک دلقک که حرف‌هاش میتونه شرم نیابتی در دیگران ایجاد کنه، تبدیل خیلی پیچیده‌تریه.
👍171
بله ضربه و آسیب سختی ازون قشر دیده‌م. بدوی‌ترین حکومت جهان و بی‌عرضه‌ترین حکومت تاریخ ایران رو به من و هم‌نسلی‌ها و نسل بعد از ما تحمیل کردند. چون با هرچیزی که زندگی رو بهتر کنه دشمنی داشتند، یا جلوش سنگ انداختند. عین خر حمال کار می‌کردند، اما همه‌ش رو به پای بت مرگ می‌ریختند.

میخواید بگید دهاتی‌ها کاره‌ای نبودند کار کارتر بود؟
خب میگم پیشاپیش خفه‌خون بگیرید.
البته که دانش من ناقصه. اما نفرتم ازین‌ها در اوج کمال خودش قرار داره، مثل اهرام مصر.. و یه آجرش هم حاضر نیستم بردارم. چون اضافه نیست.
👍274
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پول مالیات مردم چین کجا میره؟
تو ساختمون دولتی، که هر ضلعش ۲ کیلومتره! نیمی از جمعیت شهر توش جا میشن، و نصف کل بضاعت اقتصادی شهر خرج شده تا ساخته بشه.
👍66
Anarchonomy
پول مالیات مردم چین کجا میره؟ تو ساختمون دولتی، که هر ضلعش ۲ کیلومتره! نیمی از جمعیت شهر توش جا میشن، و نصف کل بضاعت اقتصادی شهر خرج شده تا ساخته بشه.
در حالی که اروپا حتی در شرایط اضطرار حاضر نیست برق هسته‌ای رو احیاء کنه، چین ۴۶ راکتور در دست احداث داره، که اگه همشون ساخته بشن از کل راکتورهایی که در چهاردهه قبل در دنیا ساخته شده بیشتر میشه.
از کشوری که امنیت یک لابراتوار ویروس‌شناسی ساده رو هم نمیتونه تأمین کنه و مردم خودش و مردم دنیا رو به دردسرهای خانمان‌برانداز میندازه، چطور میشه انتظار داشت که بعدها با اینهمه راکتور بزرگ گندی بالا نیاره؟
نکته تامل‌برانگیز اینه که قیمت تولید برق از نور خورشید و باد، در خود چین، داره هم‌اندازه یا پایین‌تر از برق هسته‌ای درمیاد! و برای همینه که سرمایه‌گذاران خصوصی هیچ رغبتی به سرمایه‌گذاری در برق هسته‌ای ندارند‌. با افسانه «نمیتوان به بازار تکیه کرد»، دارند میلیاردها دلار پول خرج چیزی می‌کنند که حداقل تو کشور خودشون توجیه اقتصادی نداره.
👍86
Anarchonomy
در حالی که اروپا حتی در شرایط اضطرار حاضر نیست برق هسته‌ای رو احیاء کنه، چین ۴۶ راکتور در دست احداث داره، که اگه همشون ساخته بشن از کل راکتورهایی که در چهاردهه قبل در دنیا ساخته شده بیشتر میشه. از کشوری که امنیت یک لابراتوار ویروس‌شناسی ساده رو هم نمیتونه…
اون خط‌چین مشکی، پیش‌بینی «کارشناسان» درباره روند کاهش هزینه تولید برق خورشیدیه. اما یک سال نشده دیدند خیلی دست بالا گرفتن و قیمت داره با شیب تند میاد پایین، یه پیش‌بینی دیگه انجام دادند که شد خط‌چین آبی. اما صنعت باز هم انگشت وسط نشون داد و باز هم رفت پایین‌تر. الان دیگه خطای کارشناسان چند درصد نیست، چند برابره! فقط در عرض ده سال.
👍67
Anarchonomy
اون خط‌چین مشکی، پیش‌بینی «کارشناسان» درباره روند کاهش هزینه تولید برق خورشیدیه. اما یک سال نشده دیدند خیلی دست بالا گرفتن و قیمت داره با شیب تند میاد پایین، یه پیش‌بینی دیگه انجام دادند که شد خط‌چین آبی. اما صنعت باز هم انگشت وسط نشون داد و باز هم رفت پایین‌تر.…
به علت موج گرما، دیگه نمیشد از آب رودخونه برای خنک‌سازی در نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده کرد (استانداردهای محیط‌زیستی هم اجازه نمیده دمای آب رو از یه حدی بالاتر ببری، چون ماهی‌ها از بین میرن). از طرفی تعطیلی‌های کرونا باعث شده روتین تعمیر نگهداری رعایت نشه و خیلی از کارها به تعویق بیفته، که زمانبری جبران این عقب‌ماندگی میتونه به چندماه توقف نیروگاه یا کاهش ظرفیتش باشه.

فرانسوی‌ها با خودشون می‌گفتند ما برق هسته‌ای داریم، نه با جنگ مشکلی برامون پیش نمیاد، نه خیلی لازمه به برق خورشیدی فکر کنیم. ولی از ترکیب تکنولوژی کهنه بهمراه رفتار دولت، باید ترسید.
خیلی بده که نه تجدیدپذیرها رو جدی بگیری، نه بذاری شرکت‌های استارت‌آپ برق هسته‌ای بیان تو راکتورهای مینیاتوری و مدرن رقابت کنند.
👍83
Anarchonomy
به علت موج گرما، دیگه نمیشد از آب رودخونه برای خنک‌سازی در نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده کرد (استانداردهای محیط‌زیستی هم اجازه نمیده دمای آب رو از یه حدی بالاتر ببری، چون ماهی‌ها از بین میرن). از طرفی تعطیلی‌های کرونا باعث شده روتین تعمیر نگهداری رعایت نشه و…
چندسال پیش که مقالات اروپایی در رد تجدیدپذیرها رو می‌خوندم مهم‌ترین ایرادی که وارد می‌کردند ناپایداری‌شون بود. که انتقاد حقی بود، چون یه وقت باد نیست، یه وقت آفتاب نیست. اما نمی‌گفتند که نیروگاه‌های هسته‌ای هم در برابر نوسانات مصرف خیلی بد عمل می‌کنند، و حتی بدتر از نیروگاه‌های ذغال‌سنگ. فعالیت هسته‌ای در ۷۵ درصد ظرفیت، خسارت بیشتری به کشور وارد می‌کنه تا پایین نگه‌داشتن فعالیت ذغال‌سنگ در ۷۵ درصد ظرفیت. دلیل اینکه به پایداری برق هسته‌ای عادت کرده بودند این بود که از قبل راه‌حل‌هایی برای ذخیره انرژی تعبیه شده بود، مثل دریاچه‌هایی که در ارتفاعات قرار دارند و به عنوان باتری میشه ازشون استفاده کرد. می‌تونستن بگن همین زیرساخت موجود برای جبران نوسانات رو می‌تونیم در اختیار تجدیدپذیرها بذاریم، چون بهرحال تغییری در اصل کار ایجاد نمیشه. البته تا الان، تا حد زیادی همین کار رو کرده‌اند، ولی اگه زودتر انجام شده بود، الان پوتین چه کاری از دستش برمی‌اومد؟

ما در محاسبات‌مون درباره کارایی یا عدم کارایی تجدیدپذیرها یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم: کشوری که در انرژی مستقل نیست، در حقیقت یک کشور مستقل نیست. مخصوصا وقتی وابستگیت به کشورهاییه که توسط روانی‌های زنجیری اداره میشه. و به شکل تناقض‌آمیزی، دقیقا همون دولتی که استقلال ملی رو رسالت استراتژیک خودش معرفی می‌کنه، در پیدا کردن بهترین راه‌حل و بهینه‌ترین ترکیب برای استقلال در انرژی، فشل و کند و گیج عمل می‌کنه.

بنابراین چه وقتی که یک دولت عین دیوانه‌ها شروع می‌کنه به راکتور ساختن، و چه وقتی که عین دیوانه‌ها شروع می‌کنه به پنل خورشیدی نصب کردن، باید برای استقلال کشورت نگران بشی. چون بهرحال داره ترکیب رو بد می‌چینه.
👍76
توربین‌های بادی فراساحلی آمریکا که الان در حال کارند ۴۲ مگاوات ظرفیت دارند. اما پروژه‌های در حال ساخت ۹۳۲ مگاوات خواهند بود! اما ازون عجیب‌تر: پروژه‌هایی که داره مجوزشون صادر میشه ۱۸ هزار مگاوات!
بعد میگن انرژی رو نباید رها کرد به دست بازار!
👍88
قدیم تو روستا اینجوری نبود که دختری منتظر باشه کسی براش خواستگار بیاد. اگه سه تا پسر به سن رسیده داشتند و چهار دختر به سن رسیده، اون سه تا رو به سه تا ازین‌ها می‌دادند، و برای دختر چهارم یه پسر از یه روستای مجاور گیر می‌آوردن، یا میدادن به مردی که زنش فوت کرده. ازدواج مثل ساخت روزنامه دیواری تو مدرسه تو دهه فجر بود که معلم، رندوم بچه‌ها رو به گروه‌های سه نفری تقسیم می‌کرد تا با همدیگه طراحیش کنند (که باید درباره بیهودگی بیمارگونه روزنامه‌دیواری، کتاب‌ها نوشت، چون به تنهایی میتونه لجنی به نام «آموزش و پرورش جمهوری اسلامی» رو توضیح بده). دست خودت نبود، میفتادی تو گروه و باید کنار می‌اومدی. تو روستا زن نمی‌گرفتی، شوهر نمی‌کردی.. بلکه با یکی میفتادی.
یک بار یه مردی افتاد با دختری که انقدر چهره نچسبی داشت که نگاه کردن بش همه رو ترن‌آف میکرد.‌ مردهای روستا با خنده ازش پرسیده بودند چطور با این سکس می‌کنی؟ این هم جواب داده بود موقع سکس روسری میندازم رو صورتش! بله فرهنگ روستایی که میخوان به عنوان جاذبه توریستی با ارزش جلوه‌ش بدن همین بود. اما این فرهنگ منحط یه موضوع دیگه‌ست. موضوع دیگه‌ای هم وجود داره، و اون قناعت این مرد به هر آن چه هست، بود. چون می‌دونست شانس دیگه‌ای نداره، ازینکه زشت‌ترین دختر روستا رو بش دادن، افسرده نمی‌شد، و حس نمی‌کرد حیف شده. از زن فقط واژنش رو می‌خواست، و بش داده بودند، پس دلیلی نداشت احساس بدی داشته باشه ازینکه بهترین‌ها رو نداره.‌ اون‌ها از پیدا نشدن آرد میمردند، نه از فکر و خیال. چنان در لحظه فرو رفته بودند، که برای بیرون کشیدن‌شون باید اعصاب فولادی می‌داشتی. برای همین طالبان حتی وقتی مضحک‌ترین رژه نظامی تاریخ رو اجرا می‌کنه، هیچ‌کدوم‌شون خجالت نمی‌کشند. چون خجالت ازینکه چیزی بعدا چطور قضاوت بشه، مسئله‌ای مربوط به آینده‌ست.

این روزها وراج‌های زیادی وجود دارند که برای زندگی نسخه بپیچند و لق‌لقه زبان‌شون شده «در لحظه زندگی کن». اما بیش از حد در لحظه فرو رفتن، آدم رو از حالت انسانی خارج می‌کنه. چه کسی در لحظه‌تر از سگ خانگی، که هزار بار هم توپ رو براش پرت کنی میره برات میاره و حس بیهودگی بش دست نمیده؟ انقدر در لحظه‌ زندگی می‌کنه که دفعه هزارم رو مثل دفعه اول می‌بینه.

زیادی در لحظه نبودن، و به وهم اعتیاد پیدا کردن آدم رو از حالت عقلانی خارج می‌کنه، و این رو خیلی‌ها می‌دونند. اما به نقطه اکستریم مقابلش توجه نمی‌کنند.

باید روی زمین راه بری. اما نباید بچسبی بش.
👍270
چندنفری رو فالو می‌کنم از آمریکا و انگلیس (مطمئن نیستم از زادگاه‌شون) که درباره بورس و بازار و کلان و این چیزها می‌نویسند. انقدر همیشه تخصصی می‌نویسند که گاهی دلم میخواد کامنت بذارم «لعنتی یه بار هم یه چیزی درباره خودت بگو!».
مشکل اتریشی‌ها نیست فقط، این یه مشکل اجتماعیه؛ که دیسیپلین هرچیزی را توی هرچیزی نریختن نداریم. البته فقدان این دیسیپلین خاص، جداست از فقدان دیسیپلین به صورت عام. حالت عامش یک معضل تربیتیه. اما این مورد خاص، به خاطر نوع نگاهیه که به اعتقادات دارند‌. در این نگاه، عقاید مذهبی باید حکم اکسیژن رو داشته باشه که همه‌چیز و همه‌جا رو در بر می‌گیره، و اگه جایی بش اکسیژن نرسه دچار خفگی و کبودی میشه!
👍51
Anarchonomy
چندنفری رو فالو می‌کنم از آمریکا و انگلیس (مطمئن نیستم از زادگاه‌شون) که درباره بورس و بازار و کلان و این چیزها می‌نویسند. انقدر همیشه تخصصی می‌نویسند که گاهی دلم میخواد کامنت بذارم «لعنتی یه بار هم یه چیزی درباره خودت بگو!». مشکل اتریشی‌ها نیست فقط، این یه…
شاید برای شما نامفهوم به نظر بیاد، ولی اعتقادات مذهبی می‌تونند ربطی به دین نداشته باشند. این حرف‌ها که می‌بینید، برخلاف ظواهرشون ربط چندانی به دین نداره. اگه علی و ابوبکر زنده بودند و می‌شنیدند پول رو هم سنی-شیعه کردی، جفت‌شون با چوب میفتادن دنبالت.‌
اینکه یه دینی چیزی به عنوان قطب‌نما لازم است یا لازم نیست، جداست ازین سندروم درگیری بیش از حد با نشانه‌ها و المان‌ها و شعارها و لوگوها و آیکون‌ها و گنبدها. این‌ها یه سری اعتقادات شهرساخته. مثلا یه مدت یهو همه خل شده بودن شیشه عقب ماشین‌شون زیارت‌نامه می‌نوشتند! السلام علی فلان! الانم یهو خل شدن که فله‌ای بریزن عراق برای اربعین. البته نه اینکه در روستا نیست، منظور اینه که محصول ترندهای دورهمیه و هیچ پشتوانه دیگه‌ای نداره. بعد همین ترند‌ها رو داخل یک پکیج اعتقادی قرار میدن، و سپس به عنوان «اکسیژن حیات در زمانه‌ای که بد است» بش نگاه می‌کنند.
👍71
آقای فنایی، هرکسی که اطلاعات بیسیک از صدر اسلام داشته باشه میدونه کسی که از اسلام خارج شده بود، یک قرارداد امنیتی سیاسی رو پاره کرده بود، و هیچ ربطی به ارتداد امروزی که یک نفر صبح پاشه بگه آلتم تو هرچی که هست، نداشت. خشونت علیه سب و اهانت هم وقتی تثبیت شد که حکومت از حالت بدوی که سبک پیامبر بود خارج شده بود و شکل امپراتوری به خودش گرفته بود، و یک حکم به شدت بدرد بخور برای سرکوب مخالفان سلطان بود و منتفع اول و آخر این خشونت، خود سلطنت.

اما مخاطب شما آخوندهایی هستند که اطلاعات‌شون فراتر از بیسیکه. پس در انکارش عمد دارند. شما با کسی داری درباره اخلاق بحث می‌کنی که عمدن برای کار ضداخلاقی دنبال توجیهاتی از هزار سال پیشه؟
فحش بده بش بیا بیرون.
👍104
«از تعداد عجیب هندی‌هایی که موفق شدن به سطح مدیر عاملی شرکت‌های بزرگ سیلیکون‌ولی برسن میشه نتیجه گرفت مهاجران هندی در رهبری کردن بهترند، و چینی‌ها در رهبری شدن!».

جمله بالا حرف دل خیلی از هندی‌های ناسیونالیسته اما از ترس اینکه نژادپرست خوانده بشن به زبان نمیارنش.

خیر. از بیست سی تا مدیرعامل نمیشه نتیجه گرفت یک ملت قابلیت رهبری کردن داره یا نداره. در بیشتر مقالات پژوهشی آمریکا، از هر ده نفر نویسنده مقاله، هشت‌تاشون چینی هستند و فقط دو تاشون هندی. آیا باید نتیجه بگیریم هندی‌ها در تحقیق و اکتشاف ضعیفند؟

مسیر پیشرفت مهاجر رو باید از خانواده‌ش ردیابی کرد. خانواده‌‌های چینی که بچه‌شون رو میفرستند به آمریکا، نه همه ولی اغلب، خانواده‌هایی هستند که بچه‌شون رو ماشین درس خوندن بار آوردن. طبیعیه که این وقتی رفت اونور، هدفش رسیدن به اوج جایگاه علمی و پژوهشیه. تعداد پتنت‌هایی که این‌ها ثبت می‌کنند رو مقایسه کنید با بقیه مهاجران. اما خانواده هندی که بچه‌ش رو فرستاده یک ذهنیت دیگه از موفقیت داره.

معمولا پسرها همونجوری میشن که باباشون میخواد. برای همینه که درباره یاغی‌ها رمان می‌نویسیم.
👍98