Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این‌ها ربطی به ایمان به خدا نداره. این‌ها قوانین اجتماعی هستند. مثل جامعه شما که اگه مالیات ندی که خرج زندانی‌ها رو بدن، میندازنت تو همون زندان، که خرجتو بقیه مالیات‌دهنده‌ها بدن! همینقدر مضحک!.. اون موقع هم به دلایلی، که برای خودشون قابل فهم بوده، جامعه می‌طلبیده قانونی وضع کنه که مردگان ارج و منزلت بالایی پیدا کنند.
در قبایل آنگلوساکسون رسم بود که داماد صبح روز بعد از شب زفاف یک هدیه به پدر عروس بده، بابت اینکه دخترش باکره بود! یعنی «مرسی که جنس آکبند تحویل دادی». این ربطی به مسیحیت نداره. این ارزش‌گذاری جامعه برای بکارت و اصرار به سکس داخل چارچوپ رو نشون میده.
Anarchonomy
این‌ها ربطی به ایمان به خدا نداره. این‌ها قوانین اجتماعی هستند. مثل جامعه شما که اگه مالیات ندی که خرج زندانی‌ها رو بدن، میندازنت تو همون زندان، که خرجتو بقیه مالیات‌دهنده‌ها بدن! همینقدر مضحک!.. اون موقع هم به دلایلی، که برای خودشون قابل فهم بوده، جامعه می‌طلبیده…
آدم‌های مدرن برای خودشون این حق رو قائلند که با وضع قوانین جامعه رو به هر شکلی که خواستند در بیارن. اما این حق رو برای مردمان قدیم قائل نیستند! مثلا امروز از جیب مالیات‌دهنده به کسی که بچه دومش رو به دنیا آورده تسهیلات بلاعوض یا خیلی ارزان، هبه می‌کنند، به این امید که ازین طریق روند رشد جمعیت کمی بهبود پیدا کنه! چرا آدم‌های قدیم نباید با چیزهایی که در وسع‌شون بود، و متناسب امکانات اجتماعی که در اختیارشون بود، قوانینی وضع می‌کردند که بچه‌دار شدن رو تضمین نکنه؟ در بین آنگلوساکسون‌ها اگه زنی از شوهرش بچه نداشت، و شوهرش میمرد، عملا بیچاره میشد. اما اگه ازش بچه می‌داشت و شوهرش میمرد، می‌تونست نصف اموالش رو تصاحب کنه! خیلی تمیز کاری کرده بودند که زن‌ها از همون روز اول عجله کنند برای قاپیدن اسپرم شوهرشون.
👍4
مهدی نصیری، که آخونده، یه مطلب نوشته بود که حمله پیش‌دستانه نظامی در اسلام نداریم، طبق فلان روایت همیشه باید صبر کرد دشمن شروع کنه. بعد حمید رسایی، که آخونده، نوشته در جنگ داخلی آره، ولی در مورد دشمن خارجی طبق فلان روایت حضرت علی گفته قبل از دشمن حمله کنید. بعد نصیری دوباره نوشته اون درباره معاویه‌ست، نه دشمن خارجی، ضمنا عامل معاویه اول شروع کرده بوده، و ضمنا قصد تجزیه داشتند!
یعنی حمید رسایی میخواست بگه روش اسلامی برخورد با دشمن همون کاریه که پوتین کرد، ولی از ادله‌ش اینطور برمیاد که روش اسلامی برخورد با تجزیه‌طلب، دقیقا همون کاریه که دولت اوکراین با دونتسک کرد!

یعنی اگه آخوندها حرف نزنند و با هم بحث نکنند، به نفع خودشونه.
دولت اسراییل پرداخت نقدی شخص به شرکت‌ها و مشاغل رو تا سقف ۱۷۰۰ دلار محدود کرد. سقف پرداخت شخص به شخص هم به ۴۳۰۰ دلار رسید. برای مبالغ بیش ازین همه شهروندان اسراییلی موظفند غیرنقدی حساب کنند، که یعنی با کارت، یا اینترنت.

تاریخ امروز رو داشته باشید تا ببینیم چه مدت طول می‌کشه تا نظام جمهوری‌اسلامی برای تحقق «کنترل حداکثری بر مردم» از رژیم سفاک صهیونیستی تقلید کنه.
نه.
قرار نیست همه‌چیز الگوی تاریخی داشته باشه، اونم مربوط به همین دو سه دهه پیش.
تحمل جمهوری اسلامی هسته‌ای برای اروپا، سخت‌تر از تحمل روسیه که کنار گوش‌شون نسل‌کشی می‌کنه نیست. اسراییل هم اجازه نداره طوری ایران رو بزنه که دیگه برای روسیه قابل استفاده نباشه.
پس، احتمال قوی‌تر اینه که سید علی حداکثر با سوزش ادرار بمیره، و میراث «ایران غیر قابل مدیریت» رو به جا بگذاره.
میگه «حضرت رسول فرمودند مسلمان نباید بیشتر از سه روز با کسی قهر باشه».
آدم بی‌آزاریه. ولی کارمند دولته. همون دولتی که هرروز اعترافات اجباری یکی رو منتشر می‌کنه، طوری که همه متوجه بشن شکنجه شده بوده.
درک می‌کنم که چرا رفت دنبال این کار. یادمه به نظر می‌رسید که فرصت دیگه‌ای نداره. و وقتی جور شد فکر کرد خدا فرجی ایجاد کرده!

میشه اینجوری هم زندگی کرد. میشه بگی روزگار ما هم اینطوری بود. آدم بدها همه‌کاره بودند، و روزی ما هم دست اون‌ها بود. نمیشد که بریم غار زندگی کنیم. این رک بودن خیلی خوبه، و خیلی کار رو جلو میندازه. اما اینکه همزمان فکر کنی مسلمانی، همه‌چیز رو کند می‌کنه. چون اساسا توهم، سرعت‌گیره. بذارید تند پیش بریم. یعنی خیلی سریع بریم سر اصل مطلب، که تو آشغالی، و باید برای آینده کشور با همین آشغال‌ها فکری کرد.
هجده سالشه. ازم پرسید چرا به ادیان ابراهیمی میگن ادیان ابراهیمی؟ چرا ابراهیم رو انقدر بزرگش کردن در حالی که کتابی هم ازش باقی نمونده؟


گفتم خدا گفت جهنم انقدر از آدم‌ها پر میشه که جا کم میاد. نمیخواست بگه از همتون بدم میاد. میخواست بگه برنامه من اینجا احداث تفرجگاه نبوده. من دنبال دوست می‌گردم!.. ابراهیم فقط یک آدم نبود، یک موقعیت استثنایی بود. موقعیتی که خدا فهمید دوست پیدا کرده. برای همین موقعیت ابراهیم مهمه.


جواب شاعرانه‌ای بود. ولی اون بیرون چیز بهتری گیرش نمیاد.
👍7
ترک‌های سطحی زمین رو با فرونشست یکی میدونه و فقط تفاوت رو در سایزشون می‌بینه، بعد نتیجه می‌گیره اتفاقا خوبه آب از طریق این شکاف‌ها میره به عمق!

وقتی نمیخوای باور کنی که اتفاقی که الان داره میفته یه اتفاق طبیعی نیست، و کاملا جدیده، چون هیچ‌وقت در تاریخ طبیعی فلات ایران، میلیون‌ها چاه از عمق‌های زیاد در حال تخلیه سفره‌ها نبودند. وقتی اتفافی که تا الان رخ نداده رو باعث میشی، باید منتظر اثراتی باشی که تا الان وجود نداشته.
👍3
اگه دنبال یک ایران دیگه هستیم، «باید» برامون مشکل پیش بیاد. اگه هنوز با این واقعیت کنار نیومدید، بخشی از مشکل هستید.
عبارت «مالیات دزدی است» نیاز به به‌روز رسانی داره، چون دیگه از حالت دزدی در روز روشن هم عبور کرده.
هرچند متداوله که به راهزنی بگیم غارت، اما در واقعیت غارت شکل دیگه‌ای داشت. راهزنی متکی به یک موقعیت بود. منطق راهزن این بود که چون ازین نقطه خاص، که سر گردنه‌ست، عبور می‌کنی، باید اموالت رو بدی به من. اگه ازونجا عبور نمی‌کردی، اموالت آسیبی نمی‌دید، هرچند که سخت بود ازونجا عبور نکنی. مالیات تا مدتی معادل راهزنی بود، چون متکی به موقعیت‌ها بود. موقعیت عبور دادن جنس خارجی از مرز به داخل، یا برعکس. موقعیت فروختن چیزی. موقعیت برداشت از چیزی. دولت سر هر کدوم ازین موقعیت‌ها می‌ایستاد و باج می‌گرفت. این با اینکه همچنان سرقته، میتونه پایدار باشه. همونطور که راهزنی در قدیم پایدار بود. هیچ‌جا ننوشته‌اند که چون در مسیر کاروان‌ها راهزن وجود داشت، تمدنی از بین رفته! مردم با وجود این گردنه‌ها کنار می‌اومدن. حتی تجار درصدی از احتمال برای از دست دادن اموال‌شون بین راه محاسبه می‌کردند و بیزینس‌شون رو برحسب اون احتمال تنظیم می‌کردند‌.
اما غارت تمدنی، مثل هجوم قبایل مهاجم، متکی به موقعیت نبود. می‌اومدن خانه و مسجد و کلیسا و کتابخانه و مزرعه و انبار غذا و دام و همه‌چیز رو با خاک یکسان می‌کردند و می‌رفتند، فقط به این دلیل که وجود داشت. یعنی منطق این بود که چون خانه داری، باید ازت گرفته بشه. چون اسب داری، باید ازت گرفته بشه. اینکه چطور بدست آوردی و از چه گردنه‌هایی عبور کردی، مهم نیست. و این غارت بود که پایداری نداشت و تمدن‌ها از بین می‌رفتند، طوری که انگار هیچوقت وجود نداشته‌اند. مالیات امروزی هم دقیقا همین منطق رو داره: چون ماشین داری، چون خانه داری، چون دلار داری، چون طلا داری، چون کارگاه داری، چون انبار داری، باید ازت گرفته بشه. هرروز از خواب بیدار میشن و میپرسند فلان افراد چرا فلان چیز را دارند؟ یعنی دقیقا سوالی که اقوام وحشی مهاجم قبل از محاصره شهرها و آبادی‌ها می‌پرسیدند.

روز خوب ایران رو ما نخواهیم دید، چون به عمر ما نمیرسه. اما باید به نسل‌های بعد وصیت کرد که اگر نمی‌تونند «آنارشیسم انسانی» که عاری از جرثومه دولت مرکزی باشه رو بنیان‌گذاری کنند، حداقل دولت رو در حد راهزن گردنه‌ها نگه دارند و اجازه ندهند به قوم مغول ارتقاء پیدا کنه. باید سقف مالیات رو در خود قانون اساسی بگنجانند تا پارلمان‌ها نتونند چیزی بالاتر ازون رو تصویب کنند. مثلا تعیین بشه که مالیات باید فقط از فعالیت خرید و فروش اخذ بشه، و مجموع دریافتی از هر شهروند نباید از ۱۰ درصد ارزش تمام خریدهایی که در یک سال انجام میده تجاوز کنه‌. روی اعداد میتونند بحث کنند، ولی باید خط قرمزی تعیین کنند که کسی نتونه جابجاش کنه. خط قرمز مشابهی هم باید برای چاپ پول تعیین کنند، و اون هم باید در خود قانون اساسی قرار بگیره.
اینکه رسیدن به این توافق جمعی با چه دست‌اندازهای مهیبی مواجه است، یک بحث دیگه‌ست. دشواری این کار هرچقدر باشه، تأثیری در این واقعیت نداره که بدون این خط قرمزها چیزی از تمدن باقی نخواهد ماند.
8
یادتونه اوائل اشغال اوکراین نوشتم اعتراضات در روسیه رو جدی نگیرید چون این‌ معترضان به جنگ یا خودشون اوکراینی‌تبارند، یا فک و فامیلی در اوکراین دارند یا اونجا سرمایه‌گذاری کردن و احساس خطر می‌کنند، و گرنه جامعه روسیه نه مشکلی با کشورگشایی داره، نه با نسل‌کشی، نه با غارت، نه با نابود کردن زندگی دیگران؟ یادتونه می‌گفتند نه تحول در روسیه هم با همین حرکت‌های کوچک و پراکنده شروع میشه. یادتونه بشون می‌گفتم باکره؟
حالا می‌بینید که با سرکوب کامل اقلیتی که دم‌شون به نحوی به اوکراین وصل بود، تمام تجمعات و اعتراضات و حرف‌ و حدیث‌های ضدجنگ جمع شد و دیگه مطلقا هیچ خبری نیست؟
می‌تونید باز هم ایمان نیارید. میل خودتونه.
👍6
قرن‌ها پیش در یکی از جنگ‌های داخلی چین، به دستور فرماندار همه باید سر جای خودشون قرار می‌گرفتند و حرکتی نمی‌کردند. یکی از سربازان از لشکر جدا شد و جلو رفت و دو نفر از جنگجویان لشکر مقابل رو کشت و سرشون رو جدا کرد و آورد برای فرمانده. همه براش هورا کشیدند. اون فرمانده بلافاصله دستور داد همونجا اعدامش کنند. یک سرباز دیگه پرسید جناب فرماندار، این سرباز بدبخت آدم باجرئتی بود، هرکسی این جرئت رو نداره که تنهایی بره در دل دشمن. فرماندار گفت آره آدم با جرئتی بود، اما از فرمان من سرپیچی کرد.

این چارچوب، هنوز در ساختار مملکت‌داری چین وجود داره. نظام، اون دسته از طرفداران خودش که قصد دارند از خودش سبقت بگیرند رو هم مجازات می‌کنه. نه تنها کسانی که نسبت به اجرای فرمان تأخیر دارند رو تنبیه می‌کنه، بلکه اون‌هایی که از فرمان جلو می‌زنند رو هم تنبیه می‌کنه. و این یکی از دلایلیه که به نظر میرسه که سیستم استبدادیش داره مثل ساعت کار می‌کنه.
اما در نظام حاکم بر ایران، که متشکل از #گله_گاو‌ است، این چارچوب وجود نداره، و هر آن ممکنه یک گوساله از عقب گله خودش رو به جلو برسونه، و سپس سبقت بگیره، و سپس مسیر کل گله رو تغییر بده.
«این قضیه حجاب تله حکومته تا افکار عمومی از مسائل اصلی منحرف بشه، اون مسیح علینژاد هم آدم خودشونه».

حاجی بس کنید ناموسن. من نمیدونم مسیح کیه، ولی تصوری که از جماعتی که سکاندار جمهوری اسلامی هستند دارید خنده‌داره. این‌ها مذاکرات هسته‌ای خودشون رو هم نمی‌تونند سر وقت هندل کنند و بعد از سه هفته فرصت، یه شب مونده به جلسه تصمیم می‌گیرند اونجا چی بگن، و چی نگن. این‌ها میخوان افکار عمومی رو منحرف کنند؟
برای چی فکر می‌کنید غیرعادیه که وسط فاجعه اقتصادی گیر بدن به پر و پاچه دخترها؟ مگه پدر و پدربزرگ خودتون همینطوری نبود؟ مگه تو عروسی گیر نمیدادن که چرا فلانی دامنش کوتاه بود، چرا فلانی به فلان نامحرم دست زد، و مجلس رو بهم می‌ریختند؟ خب اینا همونان. ظهر عاشورا ملت حیوان‌طور حمله می‌کردند به داخل مسجد برای گرفتن نذری، و اون وسط یکی هم با کفش می‌اومد رو فرش، و ازین حادثه عصبانی می‌شدند و کار به جایی می‌رسید که اون وسط می‌شنیدی یکی داد میزنه «شلوارتو می‌کشم پایین». چون حرمت مسجد با کفش خدشه‌دار شده بود، میخواست تو همون مسجد شلوار طرف رو بکشه پایین! مذهب اینا همینه. و اینا همونان. پدر خودم رو تو خیابون می‌دیدی یهو داره میلرزه‌. می‌پرسیدی چی شد؟ می‌گفت یه زنی از کنارم رد شد، به شکل گرگ دیدمش! دو بار زیارت جامعه کبیره می‌خونن فکر می‌کنند چشم برزخی پیدا کردن و ذات واقعی گناهکاران رو می‌بینند! اینا اینجوری‌اند. بفهم. الان در داخل نظام خیلی‌ها خیلی جدی دارند اینطور فکر می‌کنند که «همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت تا اینکه شیطان مأمورانش رو، که در صورت برزخی به شکل گرگند رو، فرستاده در سطح جامعه». اینا تو یه باکس کوچیک زندگی می‌کنند، و باید درک کنی این باکس چه‌جوری کار می‌کنه تا بتونی رفتارشون رو تحلیل کنی. اینا تو محافل خودشون اینجوری حساب می‌کنند که با اختراع رقیه به عنوان دختر جدید امام حسین، به جریان بهائیت ضربه زدن! چون دنیا رو اینجوری می‌فهمند، و برای همین مسیح علینژاد رو گنده می‌‌کنند، چون در اون باکس کوچک، این منطقیه که همه‌چی زیر سر اون یک نفر باشه. در بازار تهران، هیئتی‌های ریش‌سفید زیادی وجود دارند که وقتی ازشون می‌پرسی چرا پسرت نماز نمیخونه، میگه سال فلان از یکی نزول گرفتم مال حرام اومد تو سفره‌م، به خاطر اونه! اینا درک‌شون از دنیا و جامعه و حتی فیزیک اینه. حالا به این‌ها پول یامفت، اسلحه، و امکانات حکومتی بده. میشه دقیقا همینی که می‌بینیم.

چه تصوری دارید ازین‌ها؟
تله‌ی حکومت، تله‌ی حکومت.. بس کنید.
👍18
میز دعا دارند تو اتاق‌شون، برای سگ‌شون که قبلا فوت شده! اون تکه چوب عمودی تخته یادبوده، که در فرهنگ‌های شرقی متداوله. اسم مرحوم رو می‌نویسند روش و میذارن تو اتاق‌شون. شرکت‌هایی هستند که کل این تشکیلات رو آماده در یک پکیج می‌فروشند. این از چوب یک‌تکه تراشیده شده و گرونتره. هرروز صبح طرف میشینه جلوش، کف دستاش رو میچسبونه بهم، و برای مُرده مدنظر دعا میکنه، یا ازون میخواد که براش دعا کنه، یه همچین چیزی.
انسان موجود طفلکیست خلاصه.
3
میراث مذهبی همچون رودخانه‌ای طولانی از بالادست سرازیر شده و به ما رسیده..
اما باید در نظر داشت که در این مسیر خیلی‌ها در آن شاشیده‌اند.
👍7
این آگاهی رو باید قدر دانست. اما هنوز متوجه مشکل بنیادین نشده‌اید.
Anarchonomy
این آگاهی رو باید قدر دانست. اما هنوز متوجه مشکل بنیادین نشده‌اید.
بیشتر چیزی که درباره دین می‌دونید، کج به ذهن‌تان فرو کرده‌اند. این کج بودنش جداست ازینکه میشه قبولش کرد یا نه. حتی اگه اعتقاداتی رو قبول نداشته باشی، بهتره به صورت کج باش مواجه نشده باشی.
در گذشته‌های دور، شاه فقط یک فرمانده نظامی که زورش به بقیه چربیده است نبود. شاه کسی بود که از اسپرمش، پسر خدا زاییده می‌شد. سکس این شاه، صرفا سکس بین یک مرد و زن نبود. در نتیجه والدین پسر این شاه، سه نفر بودند، نه دو نفر: پدر، مادر، خدا. و برای همین در آثار به جا مونده از تمدن بین‌النهرین پیکر افرادی رو می‌بینیم که نصف بدن‌شون انسانیه، و نصف بقیه‌ش خداست. چون نصف بدنش رو از والدینش داره، و نصف بقیه رو از خدا (همونطور که قبلا نوشتم، خاورمیانه انقدر پیره که هرچیزی که زندگی بشر رو تغییر داده، اینجا ابداع شده).
برای اینکه این تشکیلات برای مردم باور پذیر باشه، نیاز به آخوند بود. برای همین آخوند، ناظر سکس شاه بود، و ناظر خیلی چیزهای دیگه. برای درک مکانیزمش باید به شدت در منابع تاریخی و آثار باستانی دقیق شد، و هنوز محتوای زیادی برای مطالعه و کنکاش وجود داره. اما اصل کار روی محور قربانی کردن می‌چرخید. جامعه‌ای که تحت سیطره آخوند بود، که یعنی تمدن سرزمین ما، باید پیوسته قربانی می‌داد. نه فقط در ثروت مادی، یا دختران باکره، بلکه در همه ابعاد.
جریان ادیان ابراهیمی، یک شورش علیه آخوندیسم مسلط بود.‌ اگر این شورش رو دریابید، همه اتفاقات و روایات، یک معنی دیگه پیدا خواهد کرد. مثلا داستان قربانی کردن اسماعیل، اعلام رسمی رد کردن قربانیزاسیون آخوندی بود. ابراهیم انقدر بزرگه که ما فقط بعد از ابراهیم رو می‌بینیم، و دنیای قبل از ابراهیم دیده نمیشه. چون مثل یک دیوار جلوی گذشته خودش ایستاده. اما در اون گذشته داستان‌های مهمی وجود داشته. ابراهیم، «مصرف» رو جایگزین «قربانی» کرد.‌ و این یه جنگ طولانی با آخوند رو استارت زد. مرد موحد به جای قربانی کردن دارایی‌های بیرونی، دارایی‌های درونی رو مصرف می‌کرد. از جمله خودش رو. طوری که با طیب خاطر وارد آتش شد! اگه فلسفه مصرف رو بفهمید، متوجه میشید که چرا عیسی مهم است. چون اولین خدازاده‌ای بود که خودش مصرف شد!
آخوند همه‌چیز دیگران رو قربانی شاه می‌کرد، و مرد موحد همه‌چیز خودش رو مصرف ایمان!

و این تفاوت موحد، و آدم مذهبیه. آدم مذهبی فکر می‌کنه ایمانی داریم در یک کفه، و شرعی داریم در کفه دیگر. و این‌ها هم‌وزن هم هستند، چون از همدیگر منتج شده‌اند. پس همانطور که باید ازین پاسداری کرد، باید از آن هم پاسداری کرد!
اما چنین چیزی مهمل محض بوده و هست. فقط و فقط، ایمان هست. و هرچیز دیگه‌ای، مصرف‌شدنی. از جمله شرع! برای همین حسین میتونه حج رو نیمه تمام بگذاره و به سمت کوفه بره. چون این‌ها به راحتی شرع رو هم برای ایمان مصرف می‌کردند. و آدم مذهبی نمیتونه.



شما متدینین وقتی دیدید که استبداد خود ایمان رو هدف قرار گرفته، باید خود شرع رو هم مصرف می‌کردید تا ازش دفاع کنید. ولی نتونستید. چون اصلا داخل بازی نبودید که ببازید. شما دین‌تون رو از آخوندها دریافت کرده بودید، نه پیامبران.
👍13
دیروز سالگرد شکست تاریخی و خونین ارتش روم از هانیبال بود، که با نبوغ نظامیش تار و مارشون کرد. نزدیک ۷۰ هزار نفر از رومی‌ها سلاخی شدند، در حالی که هانیبال فقط ۵ هزارنفر از دست داد. میگن روم ۲۵ درصد نیروی کار کارآمدش رو از دست داد. امروز اگه کشوری یک شبه چنین تلفاتی بده، دیگه نمیتونه کمر راست کنه. اما روم کمر راست کرد. در عرض پنجاه سال نه تنها اون شکست رو جبران کردند، بلکه پدر کسانی که بشون حمله کرده بودند رو درآوردند، و دامنه قلمرو رو افزایش دادند.
برای تاریخ‌نویس‌ها از همون دوران باستان تا الان اینکه چطور روم توانست برگردد، یک موضوع برای تحلیل بوده. واضح‌ترین کاری که انجام دادند این بود که وقتی با خطر سقوط تمدنی مواجه شدند، شکل دیگه‌ای از حاکمیت رو انتخاب کردند که مناسب «مرز سقوط» باشه، یعنی نوعی از دیکتاتوری که «موقتا» هر کاری لازمه برای نجات سیستم انجام بده. و جواب داد.

همه شواهد نشون میده ما هم در موقعیت سقوط تمدنی هستیم، و دموکراسی ساختاری نیست که بتونه کشور رو ازین سقوط نجات بده. قاعدتا نسخه‌ای که برای رومی‌ها جواب داد، باید به کار ما هم بیاد‌. اما در زمان مشروطه هم تقریبا همین حس رو داشتیم، و نتیجه‌ش شد پناه بردن به رضاخان. اما نتیجه‌ای که رومی‌ها گرفتند رو ما نگرفتیم. ما استبداد پشت استبداد تحویل گرفتیم.

و این میتونه یک واقعیت رو به ما عرضه کنه، که شاید دلیل موفقیت رومی‌ها، صرفا یک حرکت تاکتیکی در مملکت‌داری نبود. بلکه خود رومی‌ها هم آدم‌های باکفایتی بودند. اینکه آدم‌های دوهزار سال پیش باکیفیت‌تر از هموطنان امروزت باشند، یک مقدار درد داره.
👍9
برعکس پیامبران، جایگاه آخوند بالاتر از مردم تعریف شده، و عوام مذهبی هم این رو پذیرفته بودند. وقتی آخوند عذرخواهی می‌کنه (یا هر کاری که در سطح مردم عادیه)، یعنی موقتا از جای خودش اومده پایین. و اونی که پایینه، فکر می‌کنه نزول مهمی رخ داده که ازون بالا اومدن پایین کنارش، و باید جشن گرفت.
👍3
Riddle (Original Mix)
Anil Butun
نمیشه موقع دفنم به جای تلقین میت، تکنو پخش کنند؟
#الکترونیک