Anarchonomy
حتی حاضر نیستید قید احساساتتون رو بزنید. با این وضع اون سال ۲۰۶۰ رو هم که قبلا گفتم، خیلی خوشبینانه خواهد بود.
یک کامنت کوتاه ولی مهم درباره منافع صنفی در ایران:
اینکه هیچکس در هیچ صنفی، از وضع موجود صنف خودش راضی نیست، حتی طلبهها؛ این معنی رو نمیده که پیوندی بین اون صنف و حکومت وجود نداره. معنیش اینه که نظام، کفایت حمایت از همپیمانان و شریکان خودش رو نداره، همونطور که کفایت سرپا نگه داشتن صنایع نفت و گاز که به درآمدش وابسته است رو هم نداره. طلبه گرسنه هم میتونه بگه «والا ما که حداقل دریافتی رو داریم، فحش هم میخوریم». باید بش گفت «نظام میخواست تو حداکثر دریافتی رو داشته باشی، کسی هم جرئت نکنه بت فحش بده، ولی خواستن توانستن نیست».
اینکه هیچکس در هیچ صنفی، از وضع موجود صنف خودش راضی نیست، حتی طلبهها؛ این معنی رو نمیده که پیوندی بین اون صنف و حکومت وجود نداره. معنیش اینه که نظام، کفایت حمایت از همپیمانان و شریکان خودش رو نداره، همونطور که کفایت سرپا نگه داشتن صنایع نفت و گاز که به درآمدش وابسته است رو هم نداره. طلبه گرسنه هم میتونه بگه «والا ما که حداقل دریافتی رو داریم، فحش هم میخوریم». باید بش گفت «نظام میخواست تو حداکثر دریافتی رو داشته باشی، کسی هم جرئت نکنه بت فحش بده، ولی خواستن توانستن نیست».
از دوستان، اطرافیان، آشنایان، همکاران، معنی کلمات ساده رو بپرسید. مثل آزادی. یا قانون. یا ثبات. یا کلمه دیکتاتور. یا مثلا کلمه پیشرفت. یا رقابت.
به عنوان کسی که دوازده ساله دارم مینویسم و با وضعیت مغزی مردم آشنا هستم میگم که سوپرایز خواهید شد.
به عنوان کسی که دوازده ساله دارم مینویسم و با وضعیت مغزی مردم آشنا هستم میگم که سوپرایز خواهید شد.
❤5
مسکونشینها مشغول فستیوالشون هستند، انگار نه انگار که ارتش کشورشون داره علنی جنایات جنگی مرتکب میشه و به بمباران کمپ اسرا افتخار هم میکنه. کاری که حتی صدام هم نمیکرد. ماشین زمان مارتی مکفلای تو فیلم بازگشت به آینده که اون بالا گذاشتند هم تصادفا نماد معناداری شده. یک جامعه بدوی و حیوانی و گیر کرده در قرون وسطی، که فکر میکنه آیندهای داره.
تفاوت در برداشت حدود و ثغور که باستانیه. فلاسفه یونان هم باش درگیر بودند. اما ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم. وقتی یک متفکر یونانی میپرسید «اول به من بگو تعریفت از نخبه چیست، تا بعد برسیم به اینکه نخبهسالاری خوب است یا نه»، در یک فاز دیگه بودند. ما الان در اون فاز معرفتی نیستیم. ما الان وقتی میگیم «موز» باید چک کنیم که مخاطب فکر نکنه منظورمون کیویه! چون در محیطی پرورش پیدا کرده که در اون زبان رو دفرمه کردهاند.
اولین چیزی که جامعه رو جامعه نگه میداره زبانه. در هند، فارسیزبانها در طول زمان فواصل چند هزار کیلومتری رو مهاجرت کردند تا نزدیک به هم زندگی کنند، در حالی که از لحاظ نژادی با هم تفاوت داشتند. وقتی این طناب پیونددهنده رو بجویی، دیگه جامعهای باقی نمیمونه. صرفا یک مگازندان خواهی داشت که هر کدوم از زندانیها از یک گوشه سرزمین بش تبعید شده و هیچ ربطی بهم ندارند.
اولین چیزی که جامعه رو جامعه نگه میداره زبانه. در هند، فارسیزبانها در طول زمان فواصل چند هزار کیلومتری رو مهاجرت کردند تا نزدیک به هم زندگی کنند، در حالی که از لحاظ نژادی با هم تفاوت داشتند. وقتی این طناب پیونددهنده رو بجویی، دیگه جامعهای باقی نمیمونه. صرفا یک مگازندان خواهی داشت که هر کدوم از زندانیها از یک گوشه سرزمین بش تبعید شده و هیچ ربطی بهم ندارند.
میدونید چرا لازمه بشون یادآوری کنید؟ چون تفاوت جنایت فردی، و جنایت سیستماتیک رو نمیفهمند. وقتی بش میگی روسها با پتک زانوی سرباز فراری ارتش اسد رو خرد میکردند، میگه خب تو عملیات فلان هم یکی رو دیدم انگشت جنازههای عراقی رو با انبردست قطع میکرد تا انگشتر عقیقشون رو دربیاره! فکر میکنند این همونه، و اون همین بوده.
دقیقا مثل جامعه هندی که فرهنگ بد و سیستم بد رو به رسمیت نمیشناسه و فقط معتقده آدم بد وجود داره. آدم بد روس داریم و آدم بد آمریکایی هم داریم. پس فرقی نداره!
دقیقا مثل جامعه هندی که فرهنگ بد و سیستم بد رو به رسمیت نمیشناسه و فقط معتقده آدم بد وجود داره. آدم بد روس داریم و آدم بد آمریکایی هم داریم. پس فرقی نداره!
Anarchonomy
میدونید چرا لازمه بشون یادآوری کنید؟ چون تفاوت جنایت فردی، و جنایت سیستماتیک رو نمیفهمند. وقتی بش میگی روسها با پتک زانوی سرباز فراری ارتش اسد رو خرد میکردند، میگه خب تو عملیات فلان هم یکی رو دیدم انگشت جنازههای عراقی رو با انبردست قطع میکرد تا انگشتر…
صد البته آدم گیج فقط در ممالک شتهول ما وجود نداره، در قلب آمریکا هم وجود داره. مثل محافظهکاران مسیحی که فکر میکنند «سیستم غرب هم بد است (همون سیستمی که الان توش آزادند و حقوقشون به رسمیت شناخته شده! و اگه برن جای دیگه کلهشون کندهست)، ولی در سیستمی که بد است با اتکاء به انجیل میشه آدم خوبی ماند!».
مسیح اگه بدونه طرفدارانش انقدر گیجند هیچوقت رجعت نمیکنه.
مسیح اگه بدونه طرفدارانش انقدر گیجند هیچوقت رجعت نمیکنه.
امید چیه دیگه؟ این چه سوالهاییه؟ امید واسه خوشبینی درباره موثر بودن شیمی درمانی و این چیزهاست. تو سیاست و فلسفه، امید موضوعیتی نداره.
کمونیستهای اسپانیا، تزارکش نیستند؛ همونطور که بقیه اروپا نیست. تا امروز از سلاحهای روسی که در اوکراین غنیمت گرفته شده، قطعاتی شناسایی شدند که تولید ۱۴۰ شرکت غربی هستند. صد و چهل تاش فقط از غنیمتیها دراومده، اونهایی که در انبارها هستند و هنوز استفاده نشده، بماند. ارتش روسیه رو خود غربیها ساختند.
اما در مورد کراوات... آزادی همینه. که هرکسی هرچیزی که به ذهنش میاد رو، رو کنه. هرچند که نذر امامزادهست، چون مردم مدیترانه کلا با کراوات مشکل دارند. حالا دلیل خوبی هم برای نزدنش پیدا شد.
کمونیستهای اسپانیا، تزارکش نیستند؛ همونطور که بقیه اروپا نیست. تا امروز از سلاحهای روسی که در اوکراین غنیمت گرفته شده، قطعاتی شناسایی شدند که تولید ۱۴۰ شرکت غربی هستند. صد و چهل تاش فقط از غنیمتیها دراومده، اونهایی که در انبارها هستند و هنوز استفاده نشده، بماند. ارتش روسیه رو خود غربیها ساختند.
اما در مورد کراوات... آزادی همینه. که هرکسی هرچیزی که به ذهنش میاد رو، رو کنه. هرچند که نذر امامزادهست، چون مردم مدیترانه کلا با کراوات مشکل دارند. حالا دلیل خوبی هم برای نزدنش پیدا شد.
در ۱۸۵۸ کارمندان وزارت خارجه بریتانیا ۴۳ نفر بود. در ۱۹۰۲ که اوج خودش بود به ۴۲ نفر کاهش پیدا کرده بود. امروز یه چیزی بیشتر از ۱۰ هزار نفره.
اگه به بروکرات بگی امروز واقعا چند نفر لازمه برای اداره امورات خارجه یک کشور، میگه با ۴۲ نفر که قطعا هیچ کاری نمیشه کرد، چون ده هزارنفر هم کمه، بعضی جاها نیرو کم داریم! اما از بروکرات نباید سوال پرسید. باید بش گفت پول مالیات مردم فقط ۴۲ نفر رو ساپورت میکنه. اگه میتونی انجامش بده، اگه نمیتونی برو به سلامت.
اگه به بروکرات بگی امروز واقعا چند نفر لازمه برای اداره امورات خارجه یک کشور، میگه با ۴۲ نفر که قطعا هیچ کاری نمیشه کرد، چون ده هزارنفر هم کمه، بعضی جاها نیرو کم داریم! اما از بروکرات نباید سوال پرسید. باید بش گفت پول مالیات مردم فقط ۴۲ نفر رو ساپورت میکنه. اگه میتونی انجامش بده، اگه نمیتونی برو به سلامت.
وقتی توسعه از پایین شروع بشه، ابعاد همه کارها کوچکتره. و این یعنی راه اشتباه، به خسارات کوچکتر منجر میشه. و این یعنی با خسارات کمتری راه از چاه تفکیک میشه. اما در توسعه آمرانه، ابعاد همهچیز بزرگه، در نتیجه اگه اشتباه باشه، خسارات هم نجومی خواهند بود. در مصر که نیمی از جوانان مطلقا بیکارند و کشور برای خریدن گندم هم باید وام بگیره، این ماجراجوییهای عمرانی، صرفا خیانت به مردم نیست، بلکه حکم قتلشون رو داره. اما ازونجایی که کاملا غلط طراحی شده، فقط قتل جوانان امروز نیست، بلکه خراب کردن زندگی جوانان آینده هم است. حتی در عکسهای ماهوارهای گوگل ارث هم میشه فهمید که طراح این شهر یک سایکوپت بوده. همه این رندرهای سهبعدی پوششی هستند برای واقعیت اصلی این پروژه: قرار است قلعهای برای وابستگان دولت استبدادی ایجاد شود که از هر نوع شورش و انقلاب و بهار و پاییز عربی مصونیت پیدا کند.
Anarchonomy
وقتی توسعه از پایین شروع بشه، ابعاد همه کارها کوچکتره. و این یعنی راه اشتباه، به خسارات کوچکتر منجر میشه. و این یعنی با خسارات کمتری راه از چاه تفکیک میشه. اما در توسعه آمرانه، ابعاد همهچیز بزرگه، در نتیجه اگه اشتباه باشه، خسارات هم نجومی خواهند بود. در مصر…
ادارات دولتی رو در حلقههای بسته قرار دادهاند که با تعداد کمی گیت ورود هر موجود زندهای منوط به عبور از چند لایه بازرسی باشه. تا عملا خبرهایی مثل «مردم اداره فلان را اشغال کردند» برای همیشه به تاریخ مصر بپیونده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظر راه حل کمدردسری برای قلبهای ضعیفشده میاد. تاجر-پزشکان محترم پیگیرش باشند.
اون موقعی که کیهان بچهها مناسب سنم بود به خودم میگفتم کاش ما هم انقدر پول اضافی میداشتیم که همه شمارههاش رو بخریم. مثل پسر همسایه سر کوچهمون که همه رو داشت. اما کسی بمون نگفته بود که داره توسط یک مشت تروریست و آدمکش و امنیتی و بازجو و سپاهی «سابق» اداره میشه که تنها دلیلی که در موسسه کیهان هستند اینه که آدمهای باسواد قبلی رو انداختن بیرون.
آدم میتونه از فقر عبور کنه و بگه «دوران سختی بود، ولی گذشت». اما زخم فریبخوردگی اصلا خوب نمیشه.
آدم میتونه از فقر عبور کنه و بگه «دوران سختی بود، ولی گذشت». اما زخم فریبخوردگی اصلا خوب نمیشه.
👍8
سی و هشت سال پیش، یعنی سال ۶۳، زمانی که اینجا با پاترول میفتادن تو خیابونها که اگه دختر پسر کنار هم نشسته بودن بگیرنشون ببرن پایگاه براشون خطبه عقد بخونند؛ صادرات صنعت نساجی بنگلادش ۳۴ میلیون دلار بود. امروز رسید به ۳۴ میلیارد دلار.
❤5
عزیزان، بس کنید لطفا. تا کی میخواین این سوال های تکراری رو بپرسید؟
نه ریایی در این فرهنگ مذهبی معاصر وجود داره، نه تناقضی. اینها در حال ریا، یا نمایش، نیستند. دینشون همینه. دو تا دین نیست، که یکیش رو در لفظ قبول داشته باشند و اون یکی رو در عمل. لفظ و عمل، یکیه. حسینشون همینه که دارند بتون معرفی میکنند. یه حسین که باید یه استالین عادل میشد، ولی نذاشتن! دقیقا برای همین حسین سوگوارند. دقیقا حسینی رو قبول دارند که کارهایی که در این چهل و چهار سال انجام دادند رو میکنه. وقتی دختر اینها بشون میگه «الان که زندهاید به احترام شما حجاب دارم، بعدش دیگه رعایت نمیکنم»، بش میگن «بعد از مرگ من هر غلطی خواستی بکن». حسینی رو هم قبول دارند که خون میریزه که دکور جامعه رو اسلامی کنه! حسین اینها همینه.
نه ریایی در این فرهنگ مذهبی معاصر وجود داره، نه تناقضی. اینها در حال ریا، یا نمایش، نیستند. دینشون همینه. دو تا دین نیست، که یکیش رو در لفظ قبول داشته باشند و اون یکی رو در عمل. لفظ و عمل، یکیه. حسینشون همینه که دارند بتون معرفی میکنند. یه حسین که باید یه استالین عادل میشد، ولی نذاشتن! دقیقا برای همین حسین سوگوارند. دقیقا حسینی رو قبول دارند که کارهایی که در این چهل و چهار سال انجام دادند رو میکنه. وقتی دختر اینها بشون میگه «الان که زندهاید به احترام شما حجاب دارم، بعدش دیگه رعایت نمیکنم»، بش میگن «بعد از مرگ من هر غلطی خواستی بکن». حسینی رو هم قبول دارند که خون میریزه که دکور جامعه رو اسلامی کنه! حسین اینها همینه.
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیامش درسته، اما طرحش غلطه. لاین دوچرخه نباید کنار اتوبوس باشه. هم به این دلیل که اتوبوسها موقع دور زدن نمیبینندشون و حوادث زیادی ایجاد کرده، و هم به این دلیل که ایستگاه اتوبوس لاین دوچرخه رو مسدود میکنه.
خیابانی که میخواد سه وسیله نقلیه متفاوت رو پشتیبانی کنه باید دو پیادهرو داشته باشه. یک پیادهرو که مجاور ساختمانهاست، و یک پیادهرو که بین لاین دوچرخه و اتوبوس-ماشینهاست.
بیشتر کار میبره، ولی شدنیه. اما نه در کشوری که جربزه تحول نداره.
خیابانی که میخواد سه وسیله نقلیه متفاوت رو پشتیبانی کنه باید دو پیادهرو داشته باشه. یک پیادهرو که مجاور ساختمانهاست، و یک پیادهرو که بین لاین دوچرخه و اتوبوس-ماشینهاست.
بیشتر کار میبره، ولی شدنیه. اما نه در کشوری که جربزه تحول نداره.
تو فرایبورگ طرف دو تا بلوک رو از کون چسبونده بهم که از یک راه پله مشترک استفاده کنند، و نتیجه این شده که تراسها خوردن بهمدیگه!
(اون ته هم میشه جسد قایم کرد. گاراژ اکبر خرمدین)
#استفراغات_معماران
(اون ته هم میشه جسد قایم کرد. گاراژ اکبر خرمدین)
#استفراغات_معماران
Anarchonomy
تو فرایبورگ طرف دو تا بلوک رو از کون چسبونده بهم که از یک راه پله مشترک استفاده کنند، و نتیجه این شده که تراسها خوردن بهمدیگه! (اون ته هم میشه جسد قایم کرد. گاراژ اکبر خرمدین) #استفراغات_معماران
البته همه معماران دیوانه نیستند. کارهای خوبی هم انجام میشه. ویوی اصلی آپارتمانها نباید به خیابان باشه، بلکه باید با چند بلوک دیگه حیاط مشترک داشته باشند، که هم سر و صدای کمتری داره، هم منظره بهتری داره، هم حریم خصوصیتری ایجاد میکنه. برای جایی مثل ایران یک مزیت دیگه هم داره که در مواقع زلرله و پسلرزه یه فضای باز برای گذراندن شبهاست.
اینها ربطی به ایمان به خدا نداره. اینها قوانین اجتماعی هستند. مثل جامعه شما که اگه مالیات ندی که خرج زندانیها رو بدن، میندازنت تو همون زندان، که خرجتو بقیه مالیاتدهندهها بدن! همینقدر مضحک!.. اون موقع هم به دلایلی، که برای خودشون قابل فهم بوده، جامعه میطلبیده قانونی وضع کنه که مردگان ارج و منزلت بالایی پیدا کنند.
در قبایل آنگلوساکسون رسم بود که داماد صبح روز بعد از شب زفاف یک هدیه به پدر عروس بده، بابت اینکه دخترش باکره بود! یعنی «مرسی که جنس آکبند تحویل دادی». این ربطی به مسیحیت نداره. این ارزشگذاری جامعه برای بکارت و اصرار به سکس داخل چارچوپ رو نشون میده.
در قبایل آنگلوساکسون رسم بود که داماد صبح روز بعد از شب زفاف یک هدیه به پدر عروس بده، بابت اینکه دخترش باکره بود! یعنی «مرسی که جنس آکبند تحویل دادی». این ربطی به مسیحیت نداره. این ارزشگذاری جامعه برای بکارت و اصرار به سکس داخل چارچوپ رو نشون میده.
Anarchonomy
اینها ربطی به ایمان به خدا نداره. اینها قوانین اجتماعی هستند. مثل جامعه شما که اگه مالیات ندی که خرج زندانیها رو بدن، میندازنت تو همون زندان، که خرجتو بقیه مالیاتدهندهها بدن! همینقدر مضحک!.. اون موقع هم به دلایلی، که برای خودشون قابل فهم بوده، جامعه میطلبیده…
آدمهای مدرن برای خودشون این حق رو قائلند که با وضع قوانین جامعه رو به هر شکلی که خواستند در بیارن. اما این حق رو برای مردمان قدیم قائل نیستند! مثلا امروز از جیب مالیاتدهنده به کسی که بچه دومش رو به دنیا آورده تسهیلات بلاعوض یا خیلی ارزان، هبه میکنند، به این امید که ازین طریق روند رشد جمعیت کمی بهبود پیدا کنه! چرا آدمهای قدیم نباید با چیزهایی که در وسعشون بود، و متناسب امکانات اجتماعی که در اختیارشون بود، قوانینی وضع میکردند که بچهدار شدن رو تضمین نکنه؟ در بین آنگلوساکسونها اگه زنی از شوهرش بچه نداشت، و شوهرش میمرد، عملا بیچاره میشد. اما اگه ازش بچه میداشت و شوهرش میمرد، میتونست نصف اموالش رو تصاحب کنه! خیلی تمیز کاری کرده بودند که زنها از همون روز اول عجله کنند برای قاپیدن اسپرم شوهرشون.
👍4