روحالله زم یک بار تو کانالش، که حتی یک روز هم دنبالش نمیکردم، یک پست درباره ساخت کوکتل مولوتوف قرار داد و همین کافی بود تا از سمت مدیریت تلگرام مورد تهدید قرار بگیره. اما امروز تلگرام پر شده از محتویات خشن روسها که با خیال راحت جنایات ضدبشریشون در اوکراین رو به امید وحشت پراکنی منتشر میکنند.
باید از جریان آزاد اطلاعات استقبال کرد. اتفاقا خیلی خوبه که همه ببینند وحشی بودن روسها یک برچسب نژادی نیست، یک واقعیت مستنده. اما جریان تبعیضآمیز اطلاعات، جریان آزاد اطلاعات نیست. مدیریت تلگرام خشونت رو برای قدرت اتمی متجاوز، مجاز میدونه؛ اما برای مردم ایران که مورد تجاوز قرار گرفتهاند، غیر مجاز کرده! این حتی طرفداری از دولتها هم نیست، این پفیوز بودنه.
ولی بر پفیوز حرجی نیست. شرم بر ماست که مجبوریم از پلتفرم این پفیوز استفاده کنیم.
باید از جریان آزاد اطلاعات استقبال کرد. اتفاقا خیلی خوبه که همه ببینند وحشی بودن روسها یک برچسب نژادی نیست، یک واقعیت مستنده. اما جریان تبعیضآمیز اطلاعات، جریان آزاد اطلاعات نیست. مدیریت تلگرام خشونت رو برای قدرت اتمی متجاوز، مجاز میدونه؛ اما برای مردم ایران که مورد تجاوز قرار گرفتهاند، غیر مجاز کرده! این حتی طرفداری از دولتها هم نیست، این پفیوز بودنه.
ولی بر پفیوز حرجی نیست. شرم بر ماست که مجبوریم از پلتفرم این پفیوز استفاده کنیم.
❤14
تاریخ کره جنوبی پر بود از معماری پر از جزییات که محیط داخلی رو یک پناهگاه دنج نشون میداد. اما الان محیط خونه رو طوری میسازند که انگار تویی که قراره ساکنش باشی یک بیمار شیزوفرنیک هستی که انداختنت اونجا و در رو به روت قفل کردن! و حتی ابایی ندارند که این حالت رو در عکس نمایش بدن، گویی که انگار جزء مزایای طرحه!
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
👍11
طرح شهر لاین که عربستان معرفی کرده فقط یک فاجعه در معماری شهری نیست، که همه دارند دربارهش صحبت میکنند. بلکه یک فاجعه در نوع نگاه حاکم به مردمه. شهر، با هر شکلی، چیزی نیست که سلطان بسازه و بعد ملت برن بچپن توش! شهر یه کمد نیست، که بدیم نجار بسازه، بعد همهچی رو بریزیم توش! شهر رو مردم میسازند، متر به متر، آجر به آجر. و باید همگام با زندگی مردم، هرجوری که هست، پیش بره. نگاه سلطان به مردم مثل نگاهش به زیرپوششه! که اینها رو بذارم تو کشوی یک، این یکیها رو بذارم تو کشوی دو! اون یکیها رو هم آویزون کنم!
تو ایالتهایی که قوانین سهلگیرانهتری دارند و زمین هم ارزونه، مجوز احداث یک دهکده رو میگرفتم و برای یه چیزی در حد ۳۰۰ خانوار، با احتساب دو برابر شدن جمعیت در هر دهه، با معماری قرون وسطایی خونه و مزرعه و دامداری و فروشگاه و کلیسا میساختم، با همه امکانات از راه و آب و برق و فیبر نوری؛ و آدمهایی که از لحاظ فکری بم نزدیک هستند رو از جاهای مختلف میآوردم اونجا. بعد که ظرفیت تکمیل شد پروژه استقلال کامل دهکده در غذا و انرژی رو با کمک بقیه شروع میکردم.
❤2
اگه مقایسهای که انجام دادید درست بود الان باید سلاطینی میداشتیم که دهکده سیصد خانواری احداث میکردند. داریم؟ خیر. نداریم. همشون دارند مگاسیتی و مگامال و مگاکوفت میسازند. فکر میکنید چرا نداریم؟ چون سلطان یا دولت، «سرمایهگذاری که گنده است» نیست. چون اساسا سرمایهگذار نیست. صرفا در پی اجرای حکمه. مثلا حکم اینه که برجی بسازیم که ۸۰۰ متر ارتفاع داشته باشد! (که بگیم: فحش دهید مارا، آلت ما بزرگتر میشود). در حالی که سرمایهگذار این کارو نمیکنه. چون قبلش میپرسه ازین میخ هشتصدمتری چند متر اداری درمیاد؟ چقدر مشتری هست براش؟ چند سال اجاره بگیرم پولم برمیگرده؟
کشور متکثر و آزاد، به تعداد زیادی سرمایهگذاری نیاز داره که توسط افرادی انجام میشه که اهل محاسبهاند، و هزینه ریسک روی دوش خودشونه. و مردم میتونند از بین دستاوردهای اینها، انتخاب کنند. اما کشوری که با احکام صادره اداره میشه، با انتخاب توسعه پیدا نمیکنه. و میشه گفت در واقع توسعه پیدا نمیکنه، بلکه صرفا متورم میشه.
کشور متکثر و آزاد، به تعداد زیادی سرمایهگذاری نیاز داره که توسط افرادی انجام میشه که اهل محاسبهاند، و هزینه ریسک روی دوش خودشونه. و مردم میتونند از بین دستاوردهای اینها، انتخاب کنند. اما کشوری که با احکام صادره اداره میشه، با انتخاب توسعه پیدا نمیکنه. و میشه گفت در واقع توسعه پیدا نمیکنه، بلکه صرفا متورم میشه.
یکی از دوستان درباره اعمال قبیح مزدوران روس در اوکراین نوشته «این میزان از وحشی بودن عادی نیست».
اما عادی است. در جنگ همهچیز عادی است.
توحش دو بخش داره. آمادگی روانی برای تجربه خود خشونت. و توجیه شخصی برای اعمالش.
در مورد آمادگی تجربه، این در مورد خیلیها صادقه که هر کاری که میتونند با حیوانات انجام بدهند رو، با انسانهای دیگر هم انجام خواهد داد. از ذبح برای غذا گرفته تا تفریحات ناسالم، مثل سوزاندن و قطعه قطعه کردن، و هر کاری که بشه با الهام گرفتن از قوانین فیزیک انجام داد. در اینترنت مواردی هست از قتل سگها، که انصافا خلاقانهاند. فکر میکنید خیلی ازین سگکشیها در چه جوامعی ضبط شده؟
در مورد توجیه شخصی، این در مورد خیلیها صادقه که در جنگ، بکگراند قبل از جنگ تأثیری در تصمیمات اخلاقیشون نداره. اینکه چه مذهبی دارند یا تحت تأثیر چه تبلیغاتی بودهاند. البته دو طرف خودشون رو حق مطلق میبینند، اما تصمیمی که در لحظه میگیرند برای ارتکاب به توحش، مربوط به همون لحظهست. وقتی ببینی یک تکتیرانداز همه دوستانت رو دونه دونه از بین برد، تصمیم درباره اینکه اگه تونستی زنده بگیریش باش چه کار کنی رو در همون لحظه میگیری. اینکه حق هستی یا نیستی برات اهمیت نداره. بعبارتی چیزی که در لحظه میبینند تعیین میکنه که واقعا چه کسی هستند!
تعداد و هویت کسانی که هر دو بخش براشون فراهمه یا فراهم خواهد بود، خیلی بیشتر و شوکهکنندهتر از چیزیه که معمولا در ذهن دارید.
در دوران قدیم، سرباز قطبنمای اخلاقیش رو از فرماندار میگرفت. اگه دستور این بود که به زنها تجاوز بکنید، میکرد. اگه دستور این بود که نکنید، به زنها دست هم نمیزد. در جوامع امپراتوری زده شرقی امروز هم که هنوز درگیر رسوبات اون دوران هستند، وقتی امپراتور، که الان بش میگن رییسجمهور تا شبیه غربیها به نظر برسند، رهاشون کنه، در همهچیز رها میشن.
استبداد، آدمها رو از درون تهی میکنه، و جنگ جاییه که تهیها رها میشن.
اما عادی است. در جنگ همهچیز عادی است.
توحش دو بخش داره. آمادگی روانی برای تجربه خود خشونت. و توجیه شخصی برای اعمالش.
در مورد آمادگی تجربه، این در مورد خیلیها صادقه که هر کاری که میتونند با حیوانات انجام بدهند رو، با انسانهای دیگر هم انجام خواهد داد. از ذبح برای غذا گرفته تا تفریحات ناسالم، مثل سوزاندن و قطعه قطعه کردن، و هر کاری که بشه با الهام گرفتن از قوانین فیزیک انجام داد. در اینترنت مواردی هست از قتل سگها، که انصافا خلاقانهاند. فکر میکنید خیلی ازین سگکشیها در چه جوامعی ضبط شده؟
در مورد توجیه شخصی، این در مورد خیلیها صادقه که در جنگ، بکگراند قبل از جنگ تأثیری در تصمیمات اخلاقیشون نداره. اینکه چه مذهبی دارند یا تحت تأثیر چه تبلیغاتی بودهاند. البته دو طرف خودشون رو حق مطلق میبینند، اما تصمیمی که در لحظه میگیرند برای ارتکاب به توحش، مربوط به همون لحظهست. وقتی ببینی یک تکتیرانداز همه دوستانت رو دونه دونه از بین برد، تصمیم درباره اینکه اگه تونستی زنده بگیریش باش چه کار کنی رو در همون لحظه میگیری. اینکه حق هستی یا نیستی برات اهمیت نداره. بعبارتی چیزی که در لحظه میبینند تعیین میکنه که واقعا چه کسی هستند!
تعداد و هویت کسانی که هر دو بخش براشون فراهمه یا فراهم خواهد بود، خیلی بیشتر و شوکهکنندهتر از چیزیه که معمولا در ذهن دارید.
در دوران قدیم، سرباز قطبنمای اخلاقیش رو از فرماندار میگرفت. اگه دستور این بود که به زنها تجاوز بکنید، میکرد. اگه دستور این بود که نکنید، به زنها دست هم نمیزد. در جوامع امپراتوری زده شرقی امروز هم که هنوز درگیر رسوبات اون دوران هستند، وقتی امپراتور، که الان بش میگن رییسجمهور تا شبیه غربیها به نظر برسند، رهاشون کنه، در همهچیز رها میشن.
استبداد، آدمها رو از درون تهی میکنه، و جنگ جاییه که تهیها رها میشن.
Anarchonomy
حتی حاضر نیستید قید احساساتتون رو بزنید. با این وضع اون سال ۲۰۶۰ رو هم که قبلا گفتم، خیلی خوشبینانه خواهد بود.
یک کامنت کوتاه ولی مهم درباره منافع صنفی در ایران:
اینکه هیچکس در هیچ صنفی، از وضع موجود صنف خودش راضی نیست، حتی طلبهها؛ این معنی رو نمیده که پیوندی بین اون صنف و حکومت وجود نداره. معنیش اینه که نظام، کفایت حمایت از همپیمانان و شریکان خودش رو نداره، همونطور که کفایت سرپا نگه داشتن صنایع نفت و گاز که به درآمدش وابسته است رو هم نداره. طلبه گرسنه هم میتونه بگه «والا ما که حداقل دریافتی رو داریم، فحش هم میخوریم». باید بش گفت «نظام میخواست تو حداکثر دریافتی رو داشته باشی، کسی هم جرئت نکنه بت فحش بده، ولی خواستن توانستن نیست».
اینکه هیچکس در هیچ صنفی، از وضع موجود صنف خودش راضی نیست، حتی طلبهها؛ این معنی رو نمیده که پیوندی بین اون صنف و حکومت وجود نداره. معنیش اینه که نظام، کفایت حمایت از همپیمانان و شریکان خودش رو نداره، همونطور که کفایت سرپا نگه داشتن صنایع نفت و گاز که به درآمدش وابسته است رو هم نداره. طلبه گرسنه هم میتونه بگه «والا ما که حداقل دریافتی رو داریم، فحش هم میخوریم». باید بش گفت «نظام میخواست تو حداکثر دریافتی رو داشته باشی، کسی هم جرئت نکنه بت فحش بده، ولی خواستن توانستن نیست».
از دوستان، اطرافیان، آشنایان، همکاران، معنی کلمات ساده رو بپرسید. مثل آزادی. یا قانون. یا ثبات. یا کلمه دیکتاتور. یا مثلا کلمه پیشرفت. یا رقابت.
به عنوان کسی که دوازده ساله دارم مینویسم و با وضعیت مغزی مردم آشنا هستم میگم که سوپرایز خواهید شد.
به عنوان کسی که دوازده ساله دارم مینویسم و با وضعیت مغزی مردم آشنا هستم میگم که سوپرایز خواهید شد.
❤5
مسکونشینها مشغول فستیوالشون هستند، انگار نه انگار که ارتش کشورشون داره علنی جنایات جنگی مرتکب میشه و به بمباران کمپ اسرا افتخار هم میکنه. کاری که حتی صدام هم نمیکرد. ماشین زمان مارتی مکفلای تو فیلم بازگشت به آینده که اون بالا گذاشتند هم تصادفا نماد معناداری شده. یک جامعه بدوی و حیوانی و گیر کرده در قرون وسطی، که فکر میکنه آیندهای داره.
تفاوت در برداشت حدود و ثغور که باستانیه. فلاسفه یونان هم باش درگیر بودند. اما ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم. وقتی یک متفکر یونانی میپرسید «اول به من بگو تعریفت از نخبه چیست، تا بعد برسیم به اینکه نخبهسالاری خوب است یا نه»، در یک فاز دیگه بودند. ما الان در اون فاز معرفتی نیستیم. ما الان وقتی میگیم «موز» باید چک کنیم که مخاطب فکر نکنه منظورمون کیویه! چون در محیطی پرورش پیدا کرده که در اون زبان رو دفرمه کردهاند.
اولین چیزی که جامعه رو جامعه نگه میداره زبانه. در هند، فارسیزبانها در طول زمان فواصل چند هزار کیلومتری رو مهاجرت کردند تا نزدیک به هم زندگی کنند، در حالی که از لحاظ نژادی با هم تفاوت داشتند. وقتی این طناب پیونددهنده رو بجویی، دیگه جامعهای باقی نمیمونه. صرفا یک مگازندان خواهی داشت که هر کدوم از زندانیها از یک گوشه سرزمین بش تبعید شده و هیچ ربطی بهم ندارند.
اولین چیزی که جامعه رو جامعه نگه میداره زبانه. در هند، فارسیزبانها در طول زمان فواصل چند هزار کیلومتری رو مهاجرت کردند تا نزدیک به هم زندگی کنند، در حالی که از لحاظ نژادی با هم تفاوت داشتند. وقتی این طناب پیونددهنده رو بجویی، دیگه جامعهای باقی نمیمونه. صرفا یک مگازندان خواهی داشت که هر کدوم از زندانیها از یک گوشه سرزمین بش تبعید شده و هیچ ربطی بهم ندارند.
میدونید چرا لازمه بشون یادآوری کنید؟ چون تفاوت جنایت فردی، و جنایت سیستماتیک رو نمیفهمند. وقتی بش میگی روسها با پتک زانوی سرباز فراری ارتش اسد رو خرد میکردند، میگه خب تو عملیات فلان هم یکی رو دیدم انگشت جنازههای عراقی رو با انبردست قطع میکرد تا انگشتر عقیقشون رو دربیاره! فکر میکنند این همونه، و اون همین بوده.
دقیقا مثل جامعه هندی که فرهنگ بد و سیستم بد رو به رسمیت نمیشناسه و فقط معتقده آدم بد وجود داره. آدم بد روس داریم و آدم بد آمریکایی هم داریم. پس فرقی نداره!
دقیقا مثل جامعه هندی که فرهنگ بد و سیستم بد رو به رسمیت نمیشناسه و فقط معتقده آدم بد وجود داره. آدم بد روس داریم و آدم بد آمریکایی هم داریم. پس فرقی نداره!
Anarchonomy
میدونید چرا لازمه بشون یادآوری کنید؟ چون تفاوت جنایت فردی، و جنایت سیستماتیک رو نمیفهمند. وقتی بش میگی روسها با پتک زانوی سرباز فراری ارتش اسد رو خرد میکردند، میگه خب تو عملیات فلان هم یکی رو دیدم انگشت جنازههای عراقی رو با انبردست قطع میکرد تا انگشتر…
صد البته آدم گیج فقط در ممالک شتهول ما وجود نداره، در قلب آمریکا هم وجود داره. مثل محافظهکاران مسیحی که فکر میکنند «سیستم غرب هم بد است (همون سیستمی که الان توش آزادند و حقوقشون به رسمیت شناخته شده! و اگه برن جای دیگه کلهشون کندهست)، ولی در سیستمی که بد است با اتکاء به انجیل میشه آدم خوبی ماند!».
مسیح اگه بدونه طرفدارانش انقدر گیجند هیچوقت رجعت نمیکنه.
مسیح اگه بدونه طرفدارانش انقدر گیجند هیچوقت رجعت نمیکنه.
امید چیه دیگه؟ این چه سوالهاییه؟ امید واسه خوشبینی درباره موثر بودن شیمی درمانی و این چیزهاست. تو سیاست و فلسفه، امید موضوعیتی نداره.
کمونیستهای اسپانیا، تزارکش نیستند؛ همونطور که بقیه اروپا نیست. تا امروز از سلاحهای روسی که در اوکراین غنیمت گرفته شده، قطعاتی شناسایی شدند که تولید ۱۴۰ شرکت غربی هستند. صد و چهل تاش فقط از غنیمتیها دراومده، اونهایی که در انبارها هستند و هنوز استفاده نشده، بماند. ارتش روسیه رو خود غربیها ساختند.
اما در مورد کراوات... آزادی همینه. که هرکسی هرچیزی که به ذهنش میاد رو، رو کنه. هرچند که نذر امامزادهست، چون مردم مدیترانه کلا با کراوات مشکل دارند. حالا دلیل خوبی هم برای نزدنش پیدا شد.
کمونیستهای اسپانیا، تزارکش نیستند؛ همونطور که بقیه اروپا نیست. تا امروز از سلاحهای روسی که در اوکراین غنیمت گرفته شده، قطعاتی شناسایی شدند که تولید ۱۴۰ شرکت غربی هستند. صد و چهل تاش فقط از غنیمتیها دراومده، اونهایی که در انبارها هستند و هنوز استفاده نشده، بماند. ارتش روسیه رو خود غربیها ساختند.
اما در مورد کراوات... آزادی همینه. که هرکسی هرچیزی که به ذهنش میاد رو، رو کنه. هرچند که نذر امامزادهست، چون مردم مدیترانه کلا با کراوات مشکل دارند. حالا دلیل خوبی هم برای نزدنش پیدا شد.
در ۱۸۵۸ کارمندان وزارت خارجه بریتانیا ۴۳ نفر بود. در ۱۹۰۲ که اوج خودش بود به ۴۲ نفر کاهش پیدا کرده بود. امروز یه چیزی بیشتر از ۱۰ هزار نفره.
اگه به بروکرات بگی امروز واقعا چند نفر لازمه برای اداره امورات خارجه یک کشور، میگه با ۴۲ نفر که قطعا هیچ کاری نمیشه کرد، چون ده هزارنفر هم کمه، بعضی جاها نیرو کم داریم! اما از بروکرات نباید سوال پرسید. باید بش گفت پول مالیات مردم فقط ۴۲ نفر رو ساپورت میکنه. اگه میتونی انجامش بده، اگه نمیتونی برو به سلامت.
اگه به بروکرات بگی امروز واقعا چند نفر لازمه برای اداره امورات خارجه یک کشور، میگه با ۴۲ نفر که قطعا هیچ کاری نمیشه کرد، چون ده هزارنفر هم کمه، بعضی جاها نیرو کم داریم! اما از بروکرات نباید سوال پرسید. باید بش گفت پول مالیات مردم فقط ۴۲ نفر رو ساپورت میکنه. اگه میتونی انجامش بده، اگه نمیتونی برو به سلامت.
وقتی توسعه از پایین شروع بشه، ابعاد همه کارها کوچکتره. و این یعنی راه اشتباه، به خسارات کوچکتر منجر میشه. و این یعنی با خسارات کمتری راه از چاه تفکیک میشه. اما در توسعه آمرانه، ابعاد همهچیز بزرگه، در نتیجه اگه اشتباه باشه، خسارات هم نجومی خواهند بود. در مصر که نیمی از جوانان مطلقا بیکارند و کشور برای خریدن گندم هم باید وام بگیره، این ماجراجوییهای عمرانی، صرفا خیانت به مردم نیست، بلکه حکم قتلشون رو داره. اما ازونجایی که کاملا غلط طراحی شده، فقط قتل جوانان امروز نیست، بلکه خراب کردن زندگی جوانان آینده هم است. حتی در عکسهای ماهوارهای گوگل ارث هم میشه فهمید که طراح این شهر یک سایکوپت بوده. همه این رندرهای سهبعدی پوششی هستند برای واقعیت اصلی این پروژه: قرار است قلعهای برای وابستگان دولت استبدادی ایجاد شود که از هر نوع شورش و انقلاب و بهار و پاییز عربی مصونیت پیدا کند.
Anarchonomy
وقتی توسعه از پایین شروع بشه، ابعاد همه کارها کوچکتره. و این یعنی راه اشتباه، به خسارات کوچکتر منجر میشه. و این یعنی با خسارات کمتری راه از چاه تفکیک میشه. اما در توسعه آمرانه، ابعاد همهچیز بزرگه، در نتیجه اگه اشتباه باشه، خسارات هم نجومی خواهند بود. در مصر…
ادارات دولتی رو در حلقههای بسته قرار دادهاند که با تعداد کمی گیت ورود هر موجود زندهای منوط به عبور از چند لایه بازرسی باشه. تا عملا خبرهایی مثل «مردم اداره فلان را اشغال کردند» برای همیشه به تاریخ مصر بپیونده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظر راه حل کمدردسری برای قلبهای ضعیفشده میاد. تاجر-پزشکان محترم پیگیرش باشند.
اون موقعی که کیهان بچهها مناسب سنم بود به خودم میگفتم کاش ما هم انقدر پول اضافی میداشتیم که همه شمارههاش رو بخریم. مثل پسر همسایه سر کوچهمون که همه رو داشت. اما کسی بمون نگفته بود که داره توسط یک مشت تروریست و آدمکش و امنیتی و بازجو و سپاهی «سابق» اداره میشه که تنها دلیلی که در موسسه کیهان هستند اینه که آدمهای باسواد قبلی رو انداختن بیرون.
آدم میتونه از فقر عبور کنه و بگه «دوران سختی بود، ولی گذشت». اما زخم فریبخوردگی اصلا خوب نمیشه.
آدم میتونه از فقر عبور کنه و بگه «دوران سختی بود، ولی گذشت». اما زخم فریبخوردگی اصلا خوب نمیشه.
👍8
سی و هشت سال پیش، یعنی سال ۶۳، زمانی که اینجا با پاترول میفتادن تو خیابونها که اگه دختر پسر کنار هم نشسته بودن بگیرنشون ببرن پایگاه براشون خطبه عقد بخونند؛ صادرات صنعت نساجی بنگلادش ۳۴ میلیون دلار بود. امروز رسید به ۳۴ میلیارد دلار.
❤5