Anarchonomy
45.5K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نوشته بود مردم با مردم فرق دارند. هلند در مساحتی که اندازه یکی از پارک‌های روسیه‌ست، به اندازه کل روسیه صادرات کشاورزی داره. نمیشه انکار کرد که کیفیت مردم هلند، بالاست!
خواستم ان‌قلت بیارم، اما جلوی خودم رو گرفتم. از طرفی می‌خواستم مخالفت کنم، از طرفی حتی مثال‌هایی که توی ذهن خودم بود، از مخالفتم پشتیبانی نمی‌کرد. اینجا نمی‌تونیم به پسره بفهمونیم اگه دختری یک میلیون سکه طلا هم برای مهریه بخواد، چه کارش درست باشه چه غلط، حقی از تو ضایع نشده. ولی اینکه زن نتونه بیاد خیابون بدون اینکه آزار ببینه یا به خاطر لباسش بگیرنش، حقش ضایع شده. مغزش نمیتونه این دو رو در کنار هم پردازش کنه. چون اساسا ذهنیتی از «حق» نداره. فکر می‌کنه حق هرچیزیه که هوس می‌کنیم! اگه زن‌ها آزادی پوشش رو هوس کردن، من هم همسر مفت هوس کردم! این به اون در!.. و همزمان در آمریکا، شرکت ساختمانی اومده یه پروژه بزرگ انجام بده، محلی‌ها جلسه گذاشتن و مخالفت کردن. یکی‌شون گفته سگ من دچار اختلال اضطرابه، سر و صدای کار شما باعث میشه پنیک کنه، ۱۲ هزار دلار خرج روان‌درمانی سگم میشه، باید پرداخت کنید تا اجازه بدم کار رو ادامه بدید! و شرکت هم ناچار شده با وکیل طرف چونه بزنه که یکم کم کنند عدد رو. چون «حق» براشون تعریف شده. اینجوری اذیت کردن ساختمان‌ساز، بی‌انصافیه. ولی خوب یا بد، این حق براش تعریف شده، و همه مجبورند بش احترام بذارن. حتی اگه یه شرکت میلیاردر باشند.
معلومه که مردم با مردم فرق دارند، چطور می‌تونم با طرف مخالفت کنم؟
9
این درباره چیزی که دولت‌ها میخوان بگن نیست. درباره افکت واقعی تحریمه. صنعت روسیه به شدت وابسته به کشورهای جی۷ بود، بنابراین همزمان با صادرات زیاد نفت و گاز، واردات زیادی هم داشتند. از مواد اولیه گرفته تا تجهیزات تکنولوژیک. بعد از تحریم دیگه خیلی ازون واردات کنسل شده. پس صادرات زیاده، و واردات کم، که نتیجه می‌دهد تراز تجاری مثبت! و خیلی مثبت! بنابراین برای اینکه به پرسش «تحریم اثر داشته؟» جواب بدی، باید بپرسی «از چه لحاظ؟». ازین لحاظ که درآمدشون کم بشه، نه. چون بیشتر هم شده. چون چیزهایی که قبلا می‌خریدند رو الان نمی‌تونند بخرند، پس پول تو جیب‌شون میمونه. اما از لحاظ فلج کردن صنعت، چرا.
یه شبیه‌سازی مختصر و محاسبات مربوط بش رو انجام دادم و نتیجه گرفتم برای نوشتن واقعا همه‌چیز، به هشت تا کانال نیاز دارم، که هر کدوم خصوصی‌تر ازون یکی باشه، تا اینکه تو هشتمی فقط ده بیست نفر باشند. و کل این کانسپت برام بیهوده و مضحک به نظر اومد. نباید این کارو کرد. نوشتن هر چیزی، واجب نیست. ننوشتن هم باید یاد گرفت.
برای اینکه بدنش رو قانع کنه خونریزی بینی و کوری موقت رو بپذیره تا ۵۰۰ کیلو رو از زمین بلند کنه، در ذهنش تجسم کرده که خانواده‌ش دارند قتل عام میشن و فقط خودش میتونه نجات‌شون بده.

هر چیزی رو در زندگیت بخوای جابجا کنی، آخرش کار اصلی رو باید ذهنت انجام بده.
ذهن استیبل ذهن لنگر انداخته نیست. ذهن مسلطه. مسلط نه به این معنی که روی همه‌چیز کنترل داره. که ممکن نیست. مسلط به این معنی که بالاتر از تجربیاتش قرار گرفته‌. مثل نگهبان بالای برج. اینطور نیست که ذهن شما همین الان نگهبان نباشه. ذهن شما هم نگهبانه. اما هرچی که ازون بالا می‌بینه و به نظر میرسه تقی به توقی خورده، سریع پا میشه میاد پایین تا از نزدیک کنترلش کنه. کار ذهن استیبل کار شاقی نیست. فقط اون بالا میمونه و به سادگی پایین نمیاد. همین. اما نتیجه شاقی ایجاد می‌کنه.

Just stay there.
3
کیم کارداشیان یه کمپین راه انداخت در اعتراض به تیک‌تاکی شدن اینستاگرام، که یعنی چرا همه‌ش شده ویدئو. مدیر اینستاگرام هم گفت چیکار کنم خب؟ دست منه مگه؟
کیم عکاس نیست که دغدغه دیده نشدن کار عکاس‌ها تو انبوه ویدئوها رو داشته باشه. مشکلش عکس نیست. مهجور موندن عکس، برای سلبریتی‌های کلاسیک یه بهانه‌ست. مشکل اصلی‌شون اینه که دیگه نمی‌تونند رقابت کنند. وقتی ویدئوی یه آدم رندوم ممکنه ۲ میلیون ویو بگیره، کل قبیله کارداشیان چه جایگاهی می‌تونند داشته باشند؟
تو دوره کلاسیک، به قله شهرت که میرسیدی، بقیه‌ش قسمت گشاد قیف بود. چون از یه جایی به بعد جریان پول و توجه، متوقف نمیشد. حتی اگه کار خاصی نمی‌کردی. تا اینکه سنت میرفت‌ بالا. که البته تا اون موقع بارت رو بسته بودی. اما الان اینطوری نیست. هرروز و هر ساعت باید برای ویوی بیشتر جنگید، و حتی اگه به شهرت رسیدی تضمینی وجود نداره که فردا باز هم همونقدر دیده بشی.
شاید وضعیت فعلی هم یه روزی تغییر کنه، اما دوره سلبریتی‌های کلاسیک قطعا تموم شده.
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تم فیلم هندی بعد از هفتاد سال هیچ تغییری نکرده. همچنان کوچکترین نقدی علیه فرهنگ جامعه رخنه نمی‌کنه به کار. انگار فرهنگ، که شرایطی ایجاد کرده که ازدواج دختر مثل پرت کردنش تو دره‌ست، هیچ ایرادی نداره، بلکه صرفا آدم‌های خوب و آدم‌های بد وجود دارند، و روزگار خوب و روزگار بد. اما فرهنگ بد اصلا وجود نداره!
تجهیزات آمریکایی استفاده می‌کنند، به فروش میلیاردی دست پیدا می‌کنند، بعد نتیجه می‌گیرند «ما چی کم داریم از غرب؟».
چیزی که کم دارید اینه که جرئت ندارید به خودتون فحش بدید. آمریکایی و اروپایی چپ و راست جامعه خودش رو میکوبه.‌ اینو با خرید تجهیزات نمیشه بدست آورد.
سیل، استان‌های دائما محروم جنوب کشور که سقف خونه‌هاشون تحمل باران رو هم نداره، میشوره میبره، اما پوشش خبری و رسانه‌ای که از نظام دریافت می‌کنه، یک دهم سیل شمال پایتخت نیست که بیش از یک قرن سابقه سیلاب مستند داره و قاعدتا همه می‌دونند باید چه کرد، و درآمد ساکنین و مجاورینش چند ده برابر خانواده‌های جنوب کشوره، اما یک ریال خرج کاری که باید انجام بشه نمی‌کنند؛ و تنها دو کنش و واکنش بلدند: «شهرداری لایروبی نمی‌کنه» قبل از حادثه، و «یا ابالفضل » در حین حادثه.
از یک طرف حکومتی داریم که در تقلیدی کاریکاتوری، و مینیاتوری از شوروی، که کل روسیه رو فدای مسکو می‌کرد (شهری که از لحاظ لجستیکی در بدترین جای ممکنه، و نه انرژی خودش و نه غذای خودش رو نمیتونه از زمین‌های اطرافش تأمین کنه، در نتیجه مردم روسیه باید کار کنند تا مسکو بخوره!) نه تنها همه ایران رو فدای تهران کرده، که حتی چیزی جز تهران نمی‌بینه؛ و از یک طرف مرکزنشینی داریم که زیر سایه عادت‌های این حکومت، اینطور بار اومده که فکر کنه همینقدری که داره از جیب ایران خرجش میشه هم کافی نیست و باید بیشتر رسیدگی کنند!
Excuse me, I beg to differ.

یک صنفی، همزمان با انتفاعش از سیستم، امکانات مقاومت هم داره. نه در حد مبارزه، ولی بیشتر از بقیه. معنی نداره بگیم تو فعلا از امکانات مقاومتت استفاده نکن، تا بقیه هم برسند به چنین امکانی! چون هر سطحی از نه گفتن به سیستم، در دراز مدت به نفع همه‌ست.
میفهمم مشکل شما چیه: «صنفی که منتفعه، ممکنه امروز نه بگه، ولی فردا سر موضوعی دیگه با همین سیستم گاوبندی می‌کنه، و برای همینه که مقاومتش مقاومت مدنی نیست». که خب درسته. اما ما الان در اون موقعیت لاکشری نیستیم که بعضی نه گفتن‌ها رو دور بریزیم. همشون به درد میخورند. که فقط یکی از فوایدش عادی شدن زیر سوال بردن ماشین بروکراسیه. الان «اگه مالیات ندیم کشور اداره نمیشه» در حالی که داعش اداره‌کننده‌ست، افسانه خطرناک‌تریه، تا باور ملحق شدن پزشکان به مقاومت مردمی. بذارید کله اولی رو بندازیم زیر سنگ آسیاب، به دومی هم میرسیم انشاء‌الله.
1
Anarchonomy
Excuse me, I beg to differ. یک صنفی، همزمان با انتفاعش از سیستم، امکانات مقاومت هم داره. نه در حد مبارزه، ولی بیشتر از بقیه. معنی نداره بگیم تو فعلا از امکانات مقاومتت استفاده نکن، تا بقیه هم برسند به چنین امکانی! چون هر سطحی از نه گفتن به سیستم، در دراز…
عین این حرف رو در مورد مخالفان پوتین که از روسیه در رفتن هم میشه زد، که تقریبا همه‌شون اولیگارش‌های سابق هستند و با فرمولی که برای ما ایرانی‌ها آشناست با پول مردم برای بچه‌هاشون پورشه خریده‌اند. ولی به نظر شما وسط این جنگ، که نه فقط اوکراین، که کل اروپا رو تهدید می‌کنه، اگه حرفی علیه پوتین زدند، باید بیاییم بشون بگیم «شما اختلاس‌گرها فعلا خفه بشید»؟ با چه محاسبه‌ای این به نفع اوکراین و اروپاست؟
با مالیات دادن پزشکان، یا هر صنفی، چیزی به مردم محروم اضافه نمیشه. چون حکومت حاضره پول رو برای افتتاح قبر پیرمردی که دویست سال پیش مرده و معلوم نیست کیه خرج کنه، ولی به لرستانی‌ها نده.
از همه عجیب‌تر اینه که میگن «چرا ما کارمندها باید مالیات بدیم پزشک‌ها ندن؟».. اینکه چرا کارمند داعشه ابتدا به ساکن، موضوع مورد داری نیست براش! یه چیزی هم طلب‌کاره!
👍4
Anarchonomy
عین این حرف رو در مورد مخالفان پوتین که از روسیه در رفتن هم میشه زد، که تقریبا همه‌شون اولیگارش‌های سابق هستند و با فرمولی که برای ما ایرانی‌ها آشناست با پول مردم برای بچه‌هاشون پورشه خریده‌اند. ولی به نظر شما وسط این جنگ، که نه فقط اوکراین، که کل اروپا رو…
مردم واقعا مقصرند، اما نه به دلیل مصرف آب، یا خرید دلار، یا انبار کردن غذا. مردم مقصرند چون هنوز داعش رو به عنوان حکومت جدی می‌گیرند، و باش کنار میان، و بش وفادارند. رویکرد جامعه‌ای که اسیر داعش شده، اینی نیست که داریم از مردم‌مون می‌بینیم. موضوع فقط اکت سیاسی‌شون نیست. کل نگاه‌شون ایراد داره. هنوز می‌پرسند «برای مهاجرت کانادا بهتره یا آلمان؟». به قول ترک‌ها آخه کولباش! تو الان در وضعیتی هستی که بین کانادا و آلمان انتخاب کنی؟ اون انتخاب برای شهروندان جهان نرماله. مثل یک اماراتی. یا یک ویتنامی. تو اگه توانش رو داری که بری، و پذیرفتی که بری، سنگال هم اوکی شد باید بری!
شما تو وضعیت جنگی هستی، و تو وضعیت جنگی باید هرچیزی و هرکس و ناکسی رو دستاویز قرار بدی. تو وضعیت جنگی نباید بگی فلان صنف که با حکومته، خطش می‌زنیم!
ساده‌ست.. با خط زدن رو صنف‌های مختلف، چیزی به مردم اضافه نمیشه، چه برسه ارزشمند شدن خون‌شون. پاپ وسط‌باز داره با مفهوم حقیقت بازی می‌کنه. یک پزشک ایرانی فقط دنبال رانتشه. رضا پهلوی هم الان شاه بود، دنبال همین می‌بودند. پس این دوتا خیلی با هم فرق دارند.
خسارتی که صنف معلمان به جامعه ایرانی زدن، قابل مقایسه با پزشکان نیست، اما حساسیتی به اون‌ها ندارید. چون درآمدشون پایین‌تر بوده همیشه. همون کلیشه‌ «کسی که فقیرتر است بار گناهانش کمتر است».
👍11
حتی حاضر نیستید قید احساسات‌تون رو بزنید.
با این وضع اون سال ۲۰۶۰ رو هم که قبلا گفتم، خیلی خوشبینانه خواهد بود.
8
روح‌الله زم یک بار تو کانالش، که حتی یک روز هم دنبالش نمی‌کردم، یک پست درباره ساخت کوکتل مولوتوف قرار داد و همین کافی بود تا از سمت مدیریت تلگرام مورد تهدید قرار بگیره. اما امروز تلگرام پر شده از محتویات خشن روس‌ها که با خیال راحت جنایات ضدبشری‌شون در اوکراین رو به امید وحشت پراکنی منتشر می‌کنند.
باید از جریان آزاد اطلاعات استقبال کرد. اتفاقا خیلی خوبه که همه ببینند وحشی بودن روس‌ها یک برچسب نژادی نیست، یک واقعیت مستنده. اما جریان تبعیض‌آمیز اطلاعات، جریان آزاد اطلاعات نیست.‌ مدیریت تلگرام خشونت رو برای قدرت اتمی متجاوز، مجاز می‌دونه؛ اما برای مردم ایران که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، غیر مجاز کرده! این حتی طرفداری از دولت‌ها هم نیست، این پفیوز بودنه.

ولی بر پفیوز حرجی نیست. شرم بر ماست که مجبوریم از پلتفرم این پفیوز استفاده کنیم.
14
این درستشه.
6
تاریخ کره جنوبی پر بود از معماری پر از جزییات که محیط داخلی رو یک پناهگاه دنج نشون میداد. اما الان محیط خونه رو طوری میسازند که انگار تویی که قراره ساکنش باشی یک بیمار شیزوفرنیک هستی که انداختنت اونجا و در رو به روت قفل کردن! و حتی ابایی ندارند که این حالت رو در عکس نمایش بدن، گویی که انگار جزء مزایای طرحه!
#استفراغات_معماران
👍11
طرح شهر لاین که عربستان معرفی کرده فقط یک فاجعه در معماری شهری نیست، که همه دارند درباره‌ش صحبت می‌کنند. بلکه یک فاجعه در نوع نگاه حاکم به مردمه. شهر، با هر شکلی، چیزی نیست که سلطان بسازه و بعد ملت برن بچپن توش! شهر یه کمد نیست، که بدیم نجار بسازه، بعد همه‌چی رو بریزیم توش! شهر رو مردم میسازند، متر به متر، آجر به آجر. و باید همگام با زندگی مردم، هرجوری که هست، پیش بره. نگاه سلطان به مردم مثل نگاهش به زیرپوششه! که این‌ها رو بذارم تو کشوی یک، این یکی‌ها رو بذارم تو کشوی دو! اون یکی‌ها رو هم آویزون کنم!
تو ایالت‌هایی که قوانین سهل‌گیرانه‌تری دارند و زمین هم ارزونه، مجوز احداث یک دهکده رو می‌گرفتم و برای یه چیزی در حد ۳۰۰ خانوار، با احتساب دو برابر شدن جمعیت در هر دهه، با معماری قرون وسطایی خونه و مزرعه و دامداری و فروشگاه و کلیسا میساختم، با همه امکانات از راه و آب و برق و فیبر نوری؛ و آدم‌هایی که از لحاظ فکری بم نزدیک هستند رو از جاهای مختلف می‌آوردم اونجا. بعد که ظرفیت تکمیل شد پروژه استقلال کامل دهکده در غذا و انرژی رو با کمک بقیه شروع می‌کردم.
2
اگه مقایسه‌ای که انجام دادید درست بود الان باید سلاطینی می‌داشتیم که دهکده سیصد خانواری احداث می‌کردند. داریم؟ خیر. نداریم. همشون دارند مگاسیتی و مگامال و مگاکوفت میسازند. فکر می‌کنید چرا نداریم؟ چون سلطان یا دولت، «سرمایه‌گذاری که گنده است» نیست‌. چون اساسا سرمایه‌گذار نیست. صرفا در پی اجرای حکمه. مثلا حکم اینه که برجی بسازیم که ۸۰۰ متر ارتفاع داشته باشد! (که بگیم: فحش دهید مارا، آلت ما بزرگتر می‌شود). در حالی که سرمایه‌گذار این کارو نمی‌کنه. چون قبلش میپرسه ازین میخ هشتصدمتری چند متر اداری درمیاد؟ چقدر مشتری هست براش؟ چند سال اجاره بگیرم پولم برمی‌گرده؟

کشور متکثر و آزاد، به تعداد زیادی سرمایه‌گذاری نیاز داره که توسط افرادی انجام میشه که اهل محاسبه‌اند، و هزینه ریسک روی دوش خودشونه. و مردم می‌تونند از بین دستاوردهای این‌ها، انتخاب کنند. اما کشوری که با احکام صادره اداره میشه، با انتخاب توسعه پیدا نمی‌کنه. و میشه گفت در واقع توسعه پیدا نمی‌کنه، بلکه صرفا متورم میشه.