Anarchonomy
45K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
همون اول جنگ همینجا نوشتم پوتین کل اوکراین رو اشغال می‌کنه، یا جوری نابودش می‌کنه که دیگه کشوری وجود نداشته باشه که اشغال شده باشه یا نشده باشه، و مردم اوکراین چاره‌ای جز فرار نخواهند داشت، و نوشتم که باید به هر قیمتی در برابر روس‌ها ایستاد، حتی اگه هیچ صنمی با اوکراینی‌ها نداشته باشیم، اما اروپا حاضر نیست هر قیمتی رو بپردازه. پس روسیه هر کاری دلش بخواد خواهد کرد.
و دقیقا اوضاع همینجوریه که نوشته بودم. نه گوی شیشه‌ای بلورین می‌خواست. نه تحصیلات آکادمیک در هاروارد. یه دیپلم ردی در یکی از گه‌دونی‌های ایران، بدون دسترسی به اطلاعات غیرپابلیک، این رو تو کانالش نوشت. چه مکانیزم ذهنی و فکری و فرهنگی باعث شد اینهمه مهمل و جفنگ بشنویم در انکار این واقعیت؟
👍5
در اقتصاد خو گرفته به چاپ پول بی‌پشتوانه، عده‌ای نه تنها مستقل از پدر و مادرشون، بلکه مستقل از واقعیت بیرون از حباب خودشون زندگی می‌کنند. تا جایی که مبتلا به این توهم خنده‌دار و ترحم‌برانگیز میشن که بی‌نیازی عده‌ای از سگ‌دو زدن، به این دلیله که در ایران هرچیزی، از جمله کار و تفریح و خانواده، سر جای خودشه!
2
ترک‌ها یه ضرب‌المثل دارند که میگه خر واسه اونیه که سوارش میشه، و دامن واسه اونیه که می‌پوشدش.
من هم این رو بش اضافه می‌کنم: خشونت هم واسه کسیه که به کارش می‌گیره.
نمیتونی بگی: اون خشونتو می‌بینی اونجا پارک کردم؟ اون مال منه. بعدا ازش استفاده می‌کنم!
متاسفانه اینجوری کار نمی‌کنه.
اگه تو قلب حکومت رو پاره نکنی، دیگه فرصتش مال تو نیست. فرصتش شاید دست کسی بیفته که خیلی هم ازش خوشت نمیاد. میتونی دامنه رو نپوشی. ولی یکی می‌پوشدش.
2
وقتی یک زن قراره سونوگرافی برام انجام بده، خیلی سریع و خیلی راحت فرض رو بر این میذارم که خواهرمه، یا یه رفیق قدیمی. اما وقتی زن‌ها خیلی سریع و خیلی راحت می‌پذیرند که یک مرد براشون سونوگرافی انجام بده، حس «چجوری خجالت نمی‌کشن؟» مغزم فعال میشه. این تبعیض کد شده در مغز، سیمای چرکی داره‌. چون خودم رو، به صرف اینکه مذکرم، پاک‌طینت‌تر ازینکه زن غریبه رو چیزی بیشتر از یک خواهر ببینم میدونم، و زن رو به صرف اینکه زنه، بی‌مبالات‌تر ازینکه بشه مواجه شدن با مرد غریبه رو به خودش سپرد! انگار: ما مردها می‌تونیم عیسی باشیم، اما شما زن‌ها نمی‌تونید لش نباشید!

بعضی از رسوبات پدرسالاری از زندگی قبیله‌ای در سطح قرار دارند و با یه بیلچه باغبانی هم میشه بیرونشون آورد. اما بعضی دیگه انقدر عمیقند که مته لازمه.
6
مردهای میانسال، که دارند فرزند نوجوان‌شون رو ازین کلاس به اون کلاس می‌برند، و در طول مسیر درباره برنامه کلاس‌ها، که خیلی تو در تو شده، بحث می‌کنند، تا راه حلی برای چالش همپوشانی زمانی‌شون پیدا کنند، و هیجان‌شون بچه رو دچار یک سوال ناپرسیدنی می‌کنه که «دلیل این شر و شور چیه؟ و چرا من باید یک‌ سمتش باشم؟»؛ یک نمونه از تورم مصنوعی پروژه تربیته، که هدفش نه خود تربیت، که مشغولیت به اونه.
نوشته بود اگر دنبال زن هستید، دنبال پارتنر نباشید. دنبال مادر بالقوه باشید. چون قسمت پارتنری زندگی‌تون حداکثر یک ساله. به محض اضافه شدن فرزند، همه‌چیز زندگی مشترک‌تون متوجه اون فرزند خواهد بود. و در اون شرایط، به مادر مناسبی برای بچه‌ها نیاز دارید، نه یک پارتنر مناسب.
اما توضیح نمیده که چرا باید اینطور باشه؟ چرا باید همه‌چیز زندگی زیر فشار مسئولیت‌های پدری و مادری، خم بشه؟
اما میشه سوال رو به شکل بهتری پرسید: مگه دارید چه چیزی تربیت می‌کنید که انقدر کار میبره؟
4
«یه ایده برای جنگ طبقاتی: حداقل دستمزد رو قفل کنید رو میانگین مبلغ اجاره. بذارید کارفرماها خرخره صاحبخونه‌ها رو بجوعن».

همیشه خیلی‌ها فکر می‌کنند باهوش‌تر از بازارند، بعد تز میدن، که دردسر درست می‌کنه، و در نهایت جواب نمیده، بعد خودشون رو می‌زنند به اون راه.

اگه حداقل دستمزد لینک بشه به اجاره خونه، با فرض قابل اجرا بودنش (که فرض بزرگیه)، کارفرما میره از محلی کارگر میگیره که اجاره‌هاش پایین‌ترند. بنابراین متقاضی بیشتری برای اون محل پیدا میشه (چون همه میفهمن که استخدام در اونجا بیشتره)، و وقتی متقاضی بیشتر شد، قیمت هم بالا میره.

به جای این حرف‌ها می‌تونند یک‌دفعه برن سر اصل مطلب و بگن: «کارفرما باید موظف باشد مسکن کارگران خود را در نزدیک‌ترین نقطه به محل کار تأمین کند». در قرن نوزدهم و تا حدی بیستم، خود کارفرما بدون اینکه کسی بش امر کنه اینکارو میکرد. اما الان شکل کار فرق کرده. الان میتونه از کارگر هندی که لازم نیست از خونه‌ش بیاد بیرون استفاده کنه. عزیزان مایلند حداقل دستمزد به میانگین اجاره خونه در ده‌کوره‌های هند لینک بشه؟
2
سرعت انتقال دیتا از تلسکوپ جیمز وب، که یک و نیم میلیون کیلومتر از زمین فاصله داره، ۲۸مگابیته که میشه حدودا یک فایل ۱۲ گیگی در هر ساعت‌.
نود درصد مردم ایران تو خونه‌شون اینترنتی با این سرعت ندارند‌. اینکه بگیم مردم ما عملا، و به زور، خارج از منظومه شمسی نگه داشته شدن، میتونه معنادار باشه‌.
👍6
این روزها می‌تونید روش سیاست‌ورزی مجانین خاورمیانه رو مقایسه کنید با اروپایی‌ها. امپراتوری بریتانیا وقتی یک پروژه امپریالیستی رو شروع می‌کرد که مطمئن شده بود میتونه تا آخرش بره. حتی وقتی در موضع دفاعی هم بود، طوری دفاعش رو تنظیم می‌کرد که بعدا جای مانور داشته باشه. این سبک هنوز هم در دولت‌های دموکراتیک اروپایی وجود داره. اینطور نیست که در اروپا حماقت رخ نمیداد. اتفاقا حماقت‌های تاریخی رخ داد. اما اینطور است که سیاست، همیشه گایدلاین داره.
در خاورمیانه گایدلاینی وجود نداره. و در نتیجه تحرکات همه، سه خصوصیت مشترک داره:

- هرروز در حال تصمیم‌گیری برای همان روز هستند
- گیر کردن در گوشه رینگ بارها و بارها تکرار میشه
- هیچ‌کس نمیتونه خروجی تحرکات رو به منافع ملی ترجمه کنه

اگه به کارنامه جمهوری اسلامی و جمهوری اردوغانی در سوریه در هشت سال گذشته نگاه کنید، این سه خصوصیت رو می‌بینید. اما مختص این دو کشور نیست، و مختص موضوع سوریه نیست.
نوشته بودم امپراتوری‌ها نمی‌تونند آدم معنوی تربیت کنند. پرسیده پس کی میتونه؟ کسی که تجربه معنوی داشته؟

خیر. تجربه معنوی رندوم رو شاید یه آدم‌کش هم که تصادفا پاش رو میذاره تو یه کلیسا، یا زیر یه آبشار بلند قرار می‌گیره، کسب کنه. یکی از نیروهای قراردادی ارتش آمریکا که زمانی سفره دلش رو برای من باز می‌کرد، صرفا به این دلیل مسلمان شده بود که تصادفا لای قرآن رو باز کرده بود و خط عثمان‌طه چشمش رو گرفته بود. تو پادگان بش تجاوز کرده بودند و دستش به جایی بند نبود.‌ از مادیات و غرایز که دلخور بشی، از دریچه کولر هم انتظار پیدا می‌کنی نوری از ماوراء به صورتت بتابونه و نجاتت بده. چه برسه کتابی با خط هپنوتیزم‌کننده.
این آدم فقط میتونه بگه «زندگیم زیر و رو شد». نمیتونه آدم معنوی تربیت کنه. زندگیش زیر و رو شد چون آدم‌های اطرافش رو عوض کرد، و بعضی از عادت‌هاش رو. یه چیزهایی که براش مهم نبودند، براش مهم شدند، و چیزایی که مهم بودند، دیگه مهم نبودند. و همین از سرش هم زیادیه، و خدا رو شاکره، چون «چنج» چیزی بود که دنبالش بود.

آدم معنوی رو آدمی تربیت نمی‌کنه که میگه معنویت فلان است، و فلان نیست. آدمی میتونه آدم معنوی تربیت کنه، که رفته جلو و در برابر چیزی ایستاده، که ازش فرصت‌سازی برای دیگران بدست میاد، بدون اینکه تردید کنه. چون راه رو باز کرده، مربی بقیه میشه؛ نه چون میخواسته مربی باشه. کل موضع موسی در برابر فرعون این بود که بذار مردم من خدایی که خودشون میخوان رو بپرستند. رفت جلو، ایستاد، این رو گفت، و تا تهش رفت. حتی سوال پرسیدنش از خدا هم از روی جدیتش بود. وقتی گفت «من لکنت دارم...»، می‌خواست بگه «نکنه من کم باشم برای این کار؟». حتی به این فکر نمی‌کرد که سوپر استار این پروژه خودش باشه یا یکی دیگه که لکنت نداره. هرچقدر موسی خودش رو کم می‌دید، کار بزرگتری بش سپرده می‌شد.

کسی که بلد نیست راه باز کنه، یا نمیتونه هزینه‌هاش رو بده، نمیتونه مربی کسی باشه.
👍7
خوانندگان اینجا دیگه با سه اصل کلی #گله_گاو‌ آشنایی دارند:

۱- ایران فاقد حکومت است. یک تعداد گاو مسلح دارند ادای حکمرانی در می‌آورند.
۲- هر کاری که فکر می‌کنیم این گاوها نخواهند کرد، خواهند کرد.
۳- تا وقتی این گاوها هستند، فردا قطعا از امروز بدتر است.

و این جایی برای امیدواری باقی نمیگذاره.
اما اینطور نیست. خود همزمانی تسلط گله گاو بر ایران، با عبور از نسل پنجاه و هفتی، فرصت‌ مهمی برای آیندگان ایجاد می‌کنه. هرچند که تا اون موقع تقریبا ایران قابل سکونت نخواهد بود، اما تاریخ پر است از شکفتن‌هایی که بعد از ویرانی‌های کامل رخ داده‌اند. تطبیق «الخیر فی ما وقع» به روندهای دراز مدت سیاسی، خیلی‌ها رو دچار سوء تفاهم می‌کنه، و باید با دقت بش پرداخت.

و اما اون فرصت مهم چیه؟
عدم اعتماد!

اینکه نمیشه به گاوها اعتماد کرد، جامعه رو در برابر خیلی چیزها بیمه می‌کنه. البته، متأسفانه، اون قضیه اعتماد به دستگاه دولت، به صرف دولت بودنش، مثل صف کشیدن برای واکسن برکت، یا توقع از قوه قضاییه برای برخورد با دزدی سیستماتیک، سر جاشه. اما اون یه موضوع مدرن و جهانیه و مختص ایرانی‌ها نیست. استرالیایی‌ها هم لازمه بدونند که گاهی در اعتماد به دولت به مثابه یک بز عمل می‌کنند.
اون عدم اعتمادی که مدنظره، مربوط به روایت‌های فرادولتیه.
می‌تونم یه مثال بزنم.
رسانه‌های روسیه خبری منتشر کردند که میگه با آزمایش خون اسرای اوکراینی کشف شده که آمریکا در آزمایشگاه‌های بیولوژیک خودش در خاک اوکراین، داشته ماده جدیدی رو سربازان اوکراینی آزمایش می‌کرده که پس از تزریق خودآگاهی‌شون رو از دست میدن و به موجودی بی‌اراده و اهریمنی و در خدمت دستگاه اطلاعاتی آمریکا درمیان!

سناریویی که آمریکایی‌ها برای سریال‌های نتفلیکس استفاده می‌کنند، و البته دیگه نمی‌کنند چون کلیشه شده، در محتویات رسمی روسیه قرار می‌گیره، و مردمش چیزی تا همین حد مضحک و بچه‌گانه رو باور می‌کنند. یک علتش که قطعا غرب‌ستیزی روس‌هاست که در بک‌گراند همه افکارشون وجود داره. اما علت مهم‌تر اینه که مردم روسیه، به خاطر سابقه صنعتی و علمی که شوروی در تاریخ ثبت کرد، دانشمندان و کارشناسان خودشون رو، و همچنین مدیرانی که این دانشمندان و کارشناسان رو تحت مدیریت خودشون دارند، خیلی جدی می‌گیرند‌. و این باعث شده که کل جامعه روسیه به شکل یک الاغ رم کرده دربیاد‌.

ازونجایی که جامعه ما در ایران، به شدت مبتلا به بیسوادی، کم‌سوادی، واپس‌گرایی، و تعصب بود و است، اگر در این دوره کسانی غیر از همین گاوها در مسند کنترل بودند، و همزمان استالینیست هم بودند، امروز مردم ما هم شکل الاغی بدی به خودش پیدا می‌کرد و معلوم نبود نسل‌های بعدی چه وضعیتی پیدا کنند. بعبارتی ما شانس آوردیم، که با وجود چنین مردمِ از لحاظ ذهنی آسیب‌پذیری، با استالینیست‌هایی طرفیم که همزمان با استالینیست بودن، گاو هم هستند!

اون پیرمردهایی که روایت‌های صداسیمایی رو می‌پذیرند، در سطح کلان اهمیت ندارند. چون اعتمادشون توسط عدم اعتماد بقیه مردم، خنثی میشه. برای الاغ شدن جامعه، نیاز است که مثل روسیه، یک اعتماد فراگیر و یک‌دست وجود داشته باشه. که در ایران وجود نداره.

اینکه «ما از کون شانس آوردیم که خروجی این‌ها مستعان ۱۱۰ بود» رو اون بیرون نمیشه گفت. ولی شما که غریبه نیستید.
👍7
خواهرم بستنی خرید. ۲۵ هزار تومن.
پدر گفت ما به بنا روزی ۲۵ تا تک‌تومن مزد می‌دادیم.
گفتم چه سالی؟
گفت ۵۲
گفتم با این پول چه می‌شد خرید؟
گفت با ۳۶ تومن می‌شد یک متر زمین خرید.
گفتم یعنی یک بنا با یک روز و نیم کار کردن می‌توانسته یک متر زمین در وسط شهر بخرد؟
گفت بله. خودم با همین قیمت خریدم.
خواستم یقه‌اش را بگیرم و بگویم پس چرا شورش کردید لعنتی‌ها؟
اما زیرپوش تنش بود و یقه‌اش گشاد شده.


#لبخند_شبانه
🤔9
آخوند چون امپراتورپرست بود، وقتی مناقب اهل بیت رو از زبان خودشون می‌خوند، که ما فلانیم و ما بهمانیم، تصویر امپراتوری که داره از خودش تعریف می‌کنه در ذهنشون نقش می‌بست.
علی حتی وقتی می‌گفت نسب من اینه و اونه، داشت می‌گفت ما خانوادگی اهل هزینه دادنیم، ما رو تست نکنید. ولی آخوند فکر کرد داره میگه ما ژن‌مون خوبه!
آدم گشنه رو ببرند تو کنفرانس علمی که آخرش پذیرایی داره، فکر می‌کنه هدف از کنفرانس اون غذای آخرش بوده. ذهن چیپ آخوند هیچ‌وقت نمیتونه مردهای بزرگ رو درک کنه.


https://t.me/AnimalsQuotes/5540
Anarchonomy
Video
میپرسه این عکس‌هایی که از تلسکوپ وب منتشر می‌کنند رنگ واقعیه یا دستکاری می‌کنند؟ برای اینکه بگه واقعی‌اند اینطور توضیح میده که چشم ما سبز قرمز و آبی رو می‌بینه، اما وب فقط مادون‌قرمز رو می‌بینه، پس سه باند طول موجی از مادون قرمز رو تبدیل می‌کنند به سه باند سبز قرمز آبی، و این تصویر به دست میاد، پس اصلیه و ساختگی نیست.

اما این تعریف «اصلی» نیست. جواب درستش اینه که بله دستکاری می‌کنند. چون هیچ طول موجی قابل ترجمه به طول موج دیگه‌ای نیست. داخل طیف مرئی هم همینطوره. اگه ازتون بخوام نارنگی رو به رنگ خیار دربیارید، از چه فرمولی استفاده می‌کنید؟ هیچ فرمولی وجود نداره.
باید به مردم اینجوری توضیح داد. این سه باند از مادون قرمز، سه عنصر گازی که در طیف مرئی دیده نمی‌شوند را تشخیص می‌دهند، سپس ما طبق یک قاعده قراردادی که بین خودمان است، مثلا هیدروژن را به مثلا فلان رنگ نمایش می‌دهیم.
چجوری میشه فهمید این قرارداد خودمونی خوب تنظیم شده؟ هیچ‌جوری. چون چیزی نداریم که باش مقایسه کنیم.
چرا بعد از اینهمه پیشرفت دوربین‌های مداربسته، هنوز تصویر مادون قرمز رو که در تاریکی شب می‌گیرند، که سیاه سفیدند، نمی‌تونند رنگی کنند؟ چون ما میدونیم چیزهایی که دوربین در شب می‌گیره، در روز چه رنگی هستند، پس اگه در تبدیلش اشتباه کنه، مشکلاتی پیش میاد. زیاد جالب نیست که دوربین در شب ماشین رو آبی نشون بده، و صبح بفهمیم آبی نبوده! البته با یادگیری ماشینی، دارند یک کارهایی می‌کنند که کامپیوتر بتونه حدس بزنه. اما اون حدس هم برای عادی جلوه دادن تصویره (سیاه سفید برای مردم که به رنگی عادت دارند، غیرعادی به نظر میاد)، و گرنه نمیتونه اعتبار قانونی داشته باشه.
چطور هنوز داری درباره فقه حجاب ان‌قلت میاری؟
چطور هنوز داری بحث می‌کنی که منظور پیامبر و قرآن از حجاب چی بوده؟
چطور هنوز متوجه نیستی؟

بحث دینی برای اختلاف تو با یک فرد دیگه‌ست، نه برای اختلاف تو با یک حکومت فاشیستی.
اینکه من بگم دید محمد و آدم‌های اطرافش به پوشش، با دید آدم‌های امروز فرق داشته؛ چه حرفم درست باشه چه غلط، ربطی به کاری که حکومت داره می‌کنه، نداره. اگه حکومت فردا بگه حجاب اسلامی یعنی پوشش گردن به پایین، باز هم باید باش مخالفت کرد. اگه بگه دامن تا روی زانو مشکلی نداره، باز باید باش مخالفت کرد. چون به حکومت مربوط نیست یک انسان خودش رو می‌پوشونه یا نمی‌پوشونه.
👍11
یکی از احشام اخیرا فرموده اقتصاددان‌ها را ببندید به گاری تا مملکت درست بشه، یا چیزی شبیه این، که حتی مهم نیست با چه دقتی نقل قول بشه.

این رو باید در حکومتی فرضی به زبان می‌آوردند که برای چند دهه سابقه پیروی از اقتصاددان‌ها رو، از هر مکتبی، داشته، و سپس شکست خورده‌. نه حکومتی که از ابتدا بنا رو بر این گذاشت که اقتصاد مال خر است، و بعد ازون عده‌ای آخوندزاده یا آخوندصفت رو بدون اینکه حتی در کلاس‌های درس حاضر بشن، عنوان دکترای اقتصاد داد، تا هر خریتی رو تئوریزه کنند. در ایران از همون ۵۷ اقتصاددان‌ها به گاری بسته شده‌اند، و امر به چیزی که قبلا انجام شده، مفهوم نداره.

اما فارغ از پروژه #گله_گاو‌ در به لجن کشیدن همه‌چیز، از جمله دانشگاه، که شامل علم اقتصاد هم می‌شد؛ اون چیزی که امروز ایران بش نیاز داره، اقتصاددان نیست، حسابرسه. اون اتفاقی که داره نمیفته، و مصمم هستند که نیفته حسابرسیه. چیزی که میتونه با شفافیت کامل به مردم نشون بده که دخل و خرج کشور داره به چه سمتی میره، و برای کنترلش باید قید چه چیزهایی رو زد. وقتی وسط ماه بفهمی که پول کم داری، تشخیص اینکه نمیتونی بری مسافرت، تخصص نمیخواد، نیازی به تعلق به مکتبی خاص هم نداره.

این حساب و کتاب در پاکستان وجود نداشته، و امروز طوری در گل فرو رفته‌اند که هیچ‌کس راه حلی براش نداره. سه کالای انرژی، غذا، و دارو؛ که ضروریات زندگی هستند، کاملا وابسته به واردات از خارجه، در حالی که درآمد کفاف مصرف رو نمیده. و مصرف بالاست، چون همه‌چیز سوبسید داره. و وقتی سوبسید حذف میشه، داد مردم درمیاد.

برخلاف هوچی‌گری انزواگراها، خود وابستگی خطرناک نیست. اگه حساب دخل و خرج جدی گرفته بشه، میشه وابسته بود و به ویل مصیبت هم نیفتاد. ایران انرژی داره، میتونه غذاش رو تولید کنه، و در دارو ظرفیت خوبی داره. اما در هر سه فشله، و علاوه بر غذا و دارو، به زودی ممکنه انرژی هم وارد کنه. صادرات، غیر از فرآورده‌های هیدروکربنی تقریبا در حد یک شوخیه، ماجراجویی بی‌انتهای نظام بیزینس رو در بن‌بست قرار داده، تورم مزمن کارکرد اشتغال رو ازبین برده، و جمعیت داره فرصت مهارت‌یابی برای بازار جهانی رو از دست میده، در حالی که نشتی تشکیلات هم بالاست و پول زیادی داره بین دزدها دست به دست میشه. همه این‌ها یعنی روز به روز خرج بیشتر، و درآمد کمتر میشه.

اون چه که پیش روی ماست، یک پاکستان گازیه، که مثل رژیم اسد، به تسلط به صرفا پایتخت هم قانعه!
طبق این چشم‌انداز برنامه‌ریزی، و احساسات‌تون رو تنظیم کنید.
3
Anarchonomy
یکی از احشام اخیرا فرموده اقتصاددان‌ها را ببندید به گاری تا مملکت درست بشه، یا چیزی شبیه این، که حتی مهم نیست با چه دقتی نقل قول بشه. این رو باید در حکومتی فرضی به زبان می‌آوردند که برای چند دهه سابقه پیروی از اقتصاددان‌ها رو، از هر مکتبی، داشته، و سپس شکست…
می‌بینید که حتی برای صنایع نفت و گاز هم خرج نمی‌کنند، که خرج کردن براش مستلزم عقب‌نشینی از بعضی از مواضعه، که یعنی به خاطر نفت و گاز هم حاضر نیستند عقب‌نشینی کنند. پس با مرحله‌ای که در اون روسیه بشون نفت قرض بده، تا نیازهای روزمره رو تأمین کنند هم، مشکلی نخواهند داشت.

قناعت به پایتخت، تدریجی رخ میده، و شکل رسمی نداره. ولی برای چنین تشکیلاتی، جزء گزینه‌های پیش رو است. و علائمش از همین الان هم پیداست.
حالا دیگه به طوررسمی میفرمایند مدرک محکمی برای اینکه افسردگی ربطی به پایین بودن سطح سروتونین داشته باشه، وجود نداره! که یعنی میلیاردها دوز دارو، به صدها میلیون نفر داده شد، و داره داده میشه، بدون اینکه پشتوانه علمی داشته باشه.
اما مسئله، تجویز دارو بدون پشتوانه علمی ایده‌آل نیست. چون حتی در پزشکی هم خیلی از داروها در شرایطی تجویز میشن که موثر بودنش کاملا اثبات نشده، بلکه بی‌ضرر یا کم‌ضرر بودنش اثبات شده. مسئله اینه که در پزشکی، اول علت‌های محتمل علائم، به ترتیب سطح احتمال، یکی یکی رد میشن، و در آخر اگه چیزی موند که نمیشد ردش کرد، تعیین می‌کنه که باید چه درمانی پیش گرفت، که ممکنه درمان با دارو باشه. اما در مشکلات روانی، این پروسه طی نمیشه، چون خیلی از علت‌های محتمل، نه تنها اصلا به رسمیت شناخته نمیشن؛ بلکه جدی گرفتن‌شون بی‌مبالاتی نسبت به وضعیت فرد جلوه داده میشه! مثلا اگه گفته بشه علت افسردگی مراجعه‌کننده شما اینه که حاضر نیست وزن مسئولیت‌ها رو بپذیره، یک توهین تلقی میشه. و متعاقبا احترام به اون فرد، اینه که فرض کنیم ترکیبات شیمیایی مغزش بهم خورده و هیچ‌چیز دست خودش نیست!
Anarchonomy
حالا دیگه به طوررسمی میفرمایند مدرک محکمی برای اینکه افسردگی ربطی به پایین بودن سطح سروتونین داشته باشه، وجود نداره! که یعنی میلیاردها دوز دارو، به صدها میلیون نفر داده شد، و داره داده میشه، بدون اینکه پشتوانه علمی داشته باشه. اما مسئله، تجویز دارو بدون پشتوانه…
کی اطلاعات پزشکی رو از نیوز گرفت؟ گفتم حالا دارند به شکل رسمی بش اذعان می‌کنند. اونی هم که اذعان کرده وانتی سر کوچه‌مون نیست، مقاله رو باز کنید می‌بینید کیه.
کی گفت افسردگی ساده‌ست؟ چون ممکنه راه حل ساده داشته باشه، معنیش این نیست که تصور کردیم مشکل، ساده‌ست. شماها باعث شدید وقتی به کسی میگم صبح‌ها ساعت ۵ بیدار شو، فکر می‌کنه دارم برای سرطان روده، عنبر نسا تجویز می‌کنم!
داروهای موثر علاوه بر بهبود وضع فرد، وضع سلامت جامعه رو هم بهبود میدن. همونطور که الان وضع کلی کنترل سرطان در کشورها رو بهبود دادن. نمی‌تونید همین ادعا رو درباره داروهای ضدافسردگی‌ داشته باشید. در انگلیس از هر پنج نفر یک نفر داره مصرف می‌کنه، اما هیچ بهبودی در آمار افسردگی کشور ایجاد نشده، و داره بدتر هم میشه.
خیلی زحمت کشیده شده برای این بنا.

#استفراغات_معماران