Anarchonomy
44.7K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یه «مرده‌شور همتونو ببرن، من باید ردیف اول می‌نشستم» خاصی تو چهره نتانیاهو دیده میشه.
Anarchonomy
یه «مرده‌شور همتونو ببرن، من باید ردیف اول می‌نشستم» خاصی تو چهره نتانیاهو دیده میشه.
آمریکا داره بخشی از بودجه دفاعی اسراییل رو تأمین می‌کنه، اما همچنان نمیتونه ازش بخواد که اسراییل تسلیحاتی که مورد نیاز اوکراینه براشون بفرسته. تسلیحاتی که خود آمریکا هم نداره.

اینکه آمریکا نمیذاره ما مستقل باشیم، افسانه‌ای بود که پنجاه و هفتی‌ها انقدر تکرارش کردند که غیر از خودشون تا دو نسل بعد هم باورش کردند.
میشد متحد آمریکا بود، و مستقل هم بود، و بعضی جاها به آمریکا نه گفت. بعضی وقت‌‌ها این نه گفتن، درسته، بعضی وقت‌ها مثل مورد اوکراین غلطه، ولی درست باشه یا غلط، میشه نه گفت. افسران ارتش حکومت پهلوی هم می‌تونستند این نه رو به مستشاران نظامی آمریکا بگن و جلوی شورشی‌ها بایستند.
تلفات موتورسیکلت‌ها یه جوریه که کارکنان اورژانس در آمریکا بش میگن دونرسایکل! چون بیشتر اهدای عضو متعلق به موتورسوارهاست که مرگ مغزی میشن. و این در شرایطیه که اونجا تقریبا همه کلاه کاسکت دارند. حالا به نظر میرسه لازمه که واژه دونراسکوتر هم ابداع بشه. چون با افزایش تعداد اسکوترهای برقی، تلفاتش هم داره هرروز بیشتر میشه، در شرایطی که اغلب این‌ها کلاه کاسکت ندارند. که لابد چون فکر می‌کنند سرعتشون کمه، نیازی بش نیست. این دختر هم به خاطر هیچ جونش رو از دست داد.
و این یه داستان تکراری در رابطه با دخالت دولته. روش درست انجام یک کار یا استفاده از یک وسیله به صورت خودجوش به کار گرفته نمیشه، چون همه منتظرند تا یک بزرگتر بیاد محیط رو آماده کنه، و وقتی همه متوجه بحرانی بودن وضع شدند از دولت میخوان که ورود کنه. و دولت میاد یه جوری محدودیت میذاره یا یه جوری محیط رو طراحی می‌کنه که بخشی از مزیت‌های اون وسیله از بین میره، و خودش معضلات دیگه‌ای ایجاد می‌کنه.
نباید فراموش کرد که عامل اصلی ترافیک شهری و آلودگی حاصل ازون، کارهاییه که دولت در طول دهه‌ها انجام داده، تا مثلا خطر خودرو رو کم کنه!
شاید مرگ یا معلولیت بر اثر موتور یا اسکوتر ناشی از حادثه باشه، اما اینکه با پای خودت بری پیش این شارلاتان‌های کایروپراکتیک، که کل بدنت رو‌ فلج کنه، حادثه نیست. ظلم عمدی به خوده.
1
تصویری از فاصله چهار و نیم میلیارد سال نوری. و تصویر دوربین مداربسته از فاصله سه متری.
این میم، که همه‌جا پخش شده برای خنده‌ست. اما نکته‌ ریزی داره.
بعضی‌ها به اشتباه میگن «آره خب، این یه دوربین بیست دلاریه، اون یه تلسکوپ ده میلیارد دلاری». یا میگن «آره خب، ولی تلسکوپ اون تصویر رو با دوازده ساعت نوردهی گرفته، نه در یک لحظه».
این‌ها حرف‌های درستی هستند. ولی اصل موضوع این نیست، و استفاده ازین جواب‌ها اشتباهه. اصل موضوع اینه که در مشاهده‌گری علمی، سقف توان دستگاه از قبل تعیین میشه و با همون توقع، خروجی رو مطالعه می‌کنند. ولی در دوربین مداربسته، ما میخوایم از سقف توان دستگاه عبور کنیم و چیزهای بیشتری ازش بیرون بکشیم، در نتیجه بیش از حد زوم می‌کنیم و بیش از حد روشنش می‌کنیم، و نتیجه میشه این. اون مهندس ناسا حد و حدود وسایلش رو میشناسه، اما مصرف‌کننده دوربین مداربسته حد و حدودش رو نمیشناسه.

فارغ ازین توضیح، حد و حدود دوربین‌های مداربسته خیلی جلوتر خواهد رفت، طوری که در سال‌های آینده از کیفیت تعجب خواهید کرد، و شاید بترسید.
4
یه زمانی در یکی از مجلات معماری یک کار جدید دیدم و سایز پروژه کنجکاوم کرد که ببینم سرمایه‌گذارش کیه، و پس از کمی چرخیدن در گوگل رسیدم به اینکه به یکی از کارتل‌های مواد مخدر وصل میشه، هرچند که در ظاهر همه‌چیز اوکی و قانونیه.
خشن‌ترین باندهای خلافکار در مکزیک، بخشی از پول‌شون رو دارند صرف ساختن مملکت می‌کنند. اون هم با پروژه‌هایی که به درد مردم محلی میخوره، نه ابرمال ساختن در وسط برهوت! اون پول رو دارن به قیمت خون خیلی‌ها به دست میارن، ولی دوست دارن مکزیک رو آباد ببینند.

کسانی که میگن اگه قراره حکومتی بیاد که از جمهوری‌اسلامی خشن‌تره، نیاد بهتره! هنوز متوجه نیستند. حتی خلافکارهای مکزیک از آخوندها بهترند. خیلی بهترند. به عنوان مثال، آدم‌کش‌های مکزیک نمیذاشتن دریاچه ارومیه خشک بشه.
4
حرف‌های کلنل‌های روس که این روزها داره شنیده میشه، یه کپی از حرف‌هاییه که در زمان جنگ ایران و عراق زده می‌شد، چه علنی و چه در سنگرها. با این تفاوت که روسیه کوهی از سلاح در اختیار داره و ایران اون زمان در هرج و مرج و فقر نظامی بود.

این چند مورد ازون حرف‌هاست که برای ما ایرانی‌ها خیلی تکراری و نوستالژیکه:

- الان نمیشه بعضی جنازه‌ها رو برگردوند، چون به منطقه‌ای که اون جنازه‌ها افتادن توش کنترل نداریم.

- بعضی‌ها از خدمت فرار می‌کنند و روحیه بقیه رو هم تضعیف می‌کنند. این‌ها رو به زودی در ملاء عام معرفی می‌کنیم (زمان شوروی یه سنت استالینی وجود داشت که عکس عناصر نامطلوب رو میزدن رو بیلبوردها. الان دارند دوباره این سنت رو احیاء می‌کنند).

- الان که نمیشه جنگ رو متوقف کرد. متوقف کنیم که همه تلفاتی که تا الان دادیم به باد بره؟

- مردم به یکی دو عملیات که شکست خورده توجه نکنند، جنگ فقط اون چند اتفاق نیست. در چند جبهه دیگه کاملا موفق بودیم.

- سربازان دشمن خودشون نمیخواستن بیان جبهه، انقدر تحت شستشوی مغزی قرار گرفتن که اومدن.

- ما با یک کشور نمی‌‌جنگیم، داریم با کل دنیا می‌جنگیم.
سال گذشته چین ۳۷۰ میلیارد دلار خرج تست کرونای روزانه شهروندانش کرده. یعنی روزی ۱ میلیارد دلار.
بر فرض که کسی سیاست این دولت در برابر کرونا رو قبول داشته باشه، باید درباره عملی بودنش برای کشورهای دیگه که پول هنگفت ندارند هم توضیح بده.
3
قبل ازینکه گروه متصل به کانال رو ببندم، می‌اومدن افاضات جوردن پیترسون رو کامنت میذاشتن. و می‌گفتم این مهملات رو نذارید اینجا. بعد گله می‌کردند که چه مشکلی داری با این آقا.

اخیرا یک مصاحبه انجام داده که من به جاش خجالت کشیدم. ازین خجالت‌هایی که روانشناس‌ها بش میگن شرم نیابتی. مقداری روده‌درازی فرموده که ما آمریکایی‌ها از لحاظ اخلاقی رسوا هستیم، و یه سری مثال پرت میزنه، مثل این دعواهای چیپ که درباره جنسیت در جامعه‌شون مطرحه، در نتیجه ما در جایگاهی نیستیم که اشغالگری روسیه رو محکوم کنیم و بگیم ازون‌ها بهتریم!

روسیه داره از نیروهای وگنر استفاده می‌کنه در اوکراین. این گروه هرجا عکس میندازن یکی یه پتک گرفته دستش. پتک نماد گروهشونه. چون تو سوریه، وقتی یکی رو اسیر می‌گرفتند، با پتک دست و پاش و حتی جمجمه‌ش رو خرد می‌کردند، و بعد جنازه‌ش رو آتش می‌زدند‌. آقای پیترسون فکر می‌کنه اونایی که به تعریف انجیلی جنسیت پایبند نیستند، فرقی با روس‌ها که ارزشی برای حیات انسانی و حقوق انسانی قائل نیستند، ندارند، و بلکه بدترند!

این منم که باید بپرسم چرا مشکلی ندارید با این آقا؟
9
آیا ظلم بی‌‌انتقام می‌ماند؟

بله. وقتی ویلیام یکم، به انگلستان حمله کرد، که به خاطر همین حمله به ویلیام فاتح مشهور شد، به قدری آدم کشت که تخمین زده میشه ۲۰ درصد کل جمعیت این سرزمین نابود شدند. و این برای خودش هم سنگین به نظر می‌اومد و در بستر مرگ اعتراف کرد که به زبان امروزی جنایتکار جنگی بوده. البته مثل سگ مرد. تمام غارت‌هایی که انجام داده بود اطرافیان و بستگان رو ثروتمند کرده بود و همون‌ها بلافاصله بعد از اطمینان ازینکه از دنیا رفته، اتاقش رو ترک کردند تا فکری برای مراقبت از اموال‌شون بکنند. و جنازه موند وسط و خدمتکارها هرچیز قیمتی که داشت برداشتند و تقریبا لختش کردند. موقع دفن یکی از مردم بلند شد داد زد اینجا که میخواهید دفنش کنید زمین ما بود این به زور از ما غصب کرد، من راضی نیستم تو زمین مصادره‌ای ما این دزد رو دفن کنید! که مجبور شدن یه پولی بش بدن که کوتاه بیاد‌. و البته چون قدش بلند بود توی قبر جا نمی‌شد ‌‌و به زور فشارش دادن، طوری که مایعات داخل بدنش میریزه بیرون و بوی بدی که ایجاد کرده بود حضار رو اذیت می‌کرد و وضعیت طوری شد که دعا رو سریع خوندند که تموم بشه بره پی کارش.
اما اون ۲۰ درصد مردم، که در جنگ یا قحطی، قتل عام شده بودند؛ دیگه زنده نشدند.

پاسخ به ظلم نباید معطوف به انتقام‌پذیری باشه. حتی اگه نشه انتقام گرفت، نباید بی‌پاسخ گذاشت. حتی اگه پاسخ‌های کوچک باشه. حتی پاسخی در حد مخالفت اون یارو با دفن شاه در زمین پدریش.
همه پاسخ‌ها جمع میشه، و برای آیندگان نقشه راه میسازه.
10
چون هنوز چشم تربیت‌شده‌ای ندارید که درست ببینید. و وقتی درست نمی‌بینید متوجه ایراد نمیشید.

از یک ایرانی تیپیکال بپرسید یکی از نکات مثبت تهران به نیویورک چیه؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که متروی تهران برق میزنه، ولی متروی نیویورک همه‌جا بوی ادرار میاد!
4
Anarchonomy
چون هنوز چشم تربیت‌شده‌ای ندارید که درست ببینید. و وقتی درست نمی‌بینید متوجه ایراد نمیشید. از یک ایرانی تیپیکال بپرسید یکی از نکات مثبت تهران به نیویورک چیه؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که متروی تهران برق میزنه، ولی متروی نیویورک همه‌جا بوی ادرار میاد!
چشم تربیت‌شده به همه‌چیز نگاه می‌کنه، و با توضیحات ساده قانع نمیشه. متروی تهران تمیزه چون پادگانی اداره میشه، و بله در پادگان میشه یکی رو اجیر کرد که هرجا کسی رو دید که داره میشاشه با چوب بیفته دنبالش. اداره پادگانی برای سیستم‌های بسته منفعت داره، چون پاسخگوی کسی نخواهند بود. به عنوان مثال میتونند به جای سه چوب‌به‌دست، دوازده چوب‌به‌دست استخدام کنند، و هزینه حقوق و مزایاشون هم به دولت تحمیل بشه. در حالی که واگن‌ها دارند دیرتر از حد استاندارد سرویس میشن، و در نتیجه زودتر از موعد از رده خارج میشن، یا ریسک حوادث رو بالا میبرند. متروی نیویورک برای هر سنتی که خرج می‌کنه باید جوابگو باشه، و برای خیلی چیزهای دیگه نمیتونه خرج کنه. پس فعلا برای ایمنی خرج می‌کنه و بهداشت ایستگاه میمونه با کرام‌الکاتبین. آیا نمی‌شد متروی نیویورک هم مثل متروی لندن اداره کرد؟ شاید میشد. اما محیط با محیط فرق داره. نیمه اول قرن بیستم، قیمت بلیت رو بش تحمیل کردند (چهل سال تمام پنج سنت ثابت موند!) و عملا ورشکستش کردند، نیمه دوم قرن، از حالت خصوصی خارجش کردند و همزمان دولت محلی بودجه رو خرج اتوبان کرد و مترو مهجور موند. در قرن بیست و یکم، سیاسی‌بازی، بروکراسی و موانع اداری هرکاری رو چند برابر گران‌تر کرد، و این بدهی مترو رو هرروز بالاتر برد. این تاریخ پر از افسوس ایجاد شد، چون رأی مردم مهم است. بله اگه نیویورک رو رضاخان اداره می‌کرد، شاید متروش هم تمیزتر و شیک‌تر می‌بود. ولی مردمش نمیخوان مترویی تمیز و شیک داشته باشند به قیمت حکمرانی یک رضاخان. در حالی که مردم ما این معامله رو می‌پذیرند.
👍7
Anarchonomy
چون هنوز چشم تربیت‌شده‌ای ندارید که درست ببینید. و وقتی درست نمی‌بینید متوجه ایراد نمیشید. از یک ایرانی تیپیکال بپرسید یکی از نکات مثبت تهران به نیویورک چیه؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که متروی تهران برق میزنه، ولی متروی نیویورک همه‌جا بوی ادرار میاد!
چشم شما اگر خوب می‌دیدید، می‌دید که خیلی از آلمانی‌ها اسم نیچه رو نشنیده‌اند، ولی ذهن‌شون روی پلتفرمی که نیچه ساخته، خوب یا بد، سواره. و می‌دید که در ایران خیلی‌ها نیچه رو حفظند اما در زندگی تفاوت عقیدتی فاحشی با پدربزرگ چوپان‌شون ندارند. همون آلمانی ساده و سطحی، که فقط ازش بحث درباره فوتبال می‌بینی، اگه نماینده دولت دخالتی در فوتبال کنه بش میگه غلط کردی دخالت کردی‌‌. اما در کشور شما اگه حکومت فوتبال رو به زور زنده نگه نداره، یکی از علائم بی‌صاحاب بودن مملکت حسابش می‌کنند. البته همون آلمانی، جای دیگه از دولت انتظار دخالت داره، و ازش میخواد مسکن انبوه استیجاری بسازه. اما در کشور شما، همون چوپان‌زادگان در بازار آزاد بودن مسکن، از میلتون فریدمن جلو زده‌اند.
4
Anarchonomy
چشم شما اگر خوب می‌دیدید، می‌دید که خیلی از آلمانی‌ها اسم نیچه رو نشنیده‌اند، ولی ذهن‌شون روی پلتفرمی که نیچه ساخته، خوب یا بد، سواره. و می‌دید که در ایران خیلی‌ها نیچه رو حفظند اما در زندگی تفاوت عقیدتی فاحشی با پدربزرگ چوپان‌شون ندارند. همون آلمانی ساده…
جامعه شما هرچی که غرب نوشته رو تقریبا خونده، ولی گیجه. و نتیجه میشه این کمدی سخیف، که از لیبرتارینیسم جامپ می‌کنند روی استالینیسم.
چون هیچ پلتفرمی برای فکر کردن نداره. پس گرفتار وربالیسم و لغت‌بازی میشه. تا جایی که ناچار میشی ازشون بپرسی معنی کلمه «بهتر» یا «خردمندانه» در منظومه فکری شما چیست؟
چون پلتفرم نداره بازار آزاد هم درک نمی‌کنه، به چاله نتیجه‌گرایی میفته؛ و دیکتاتوری رو آرزو می‌کنه که سناتورهایی که قصد کنترل بازار رو دارند، از دم تیغ بگذرونه!
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پلیس چین مانور مبارزه با تروریسم اجرا کرده، و تروریست فرضی یه نفره که یه پلاکارد دستش گرفته و روی پلاکارد خواهان افزایش حقوق توسط کارفرماست!
جامعه‌ای که پلتفرمی برای اندیشیدن نداره دقیقا به همین روز میفته.‌ که از قتل ثروتمندان و مصادره املاک‌شون به نفع طبقه کارگر، میرسه به اینجا که کارگر ناراضی رو به صورت دیفالت، تروریست محسوب می‌کنه. در پاندولی از نفهمی، به مدت یک قرن با انواع ایسم‌های غربی بازی می‌کنند، و نهایتا بر می‌گردند به همون تنظیمات کارخانه شرقی: سلطان به سلامت باد!
3
نوتلا یکی از کالاهای جهانیه که میشه قدرت خرید رو باش تخمین زد. الان در اروپا که «مثلا» تورم دارند، قیمت هر کیلو رسیده به ۶ الی ۷ یورو.
به مردم ایران دارن میدن کیلویی ۱۴ یورو!
از دو حالت خارج نیست. یا داریم حق راهزن میدیم بابت همه کالا. یا یورو ۶۰ هزار تومنه.
6
اگه در مملکت ژورنالیسم و رسانه آزاد وجود داشت، الان خبرنگار، زنی که سارقان مسلح طلاهاش رو در اتوبوس دزدیدند، و حالا نیروی انتظامی مدعیه که دستگیرشون کرده، پیدا میکرد و ازش می‌پرسید طلاهاش رو بش برگردوند یا نه، و اگه می‌گفت دقیقا همونارو بش دادند، ثابت می‌شد که اونی که مدعی هستند دستگیر شده، واقعا همون دزده.
خبرنگارها ممکنه گاهی خودشون هم مهمل‌بافی کنند، اما کارکرد اصلی‌شون اینه که جلوی توزیع انبوه زر مفت رو بگیرند‌.
2
Anarchonomy
نوتلا یکی از کالاهای جهانیه که میشه قدرت خرید رو باش تخمین زد. الان در اروپا که «مثلا» تورم دارند، قیمت هر کیلو رسیده به ۶ الی ۷ یورو. به مردم ایران دارن میدن کیلویی ۱۴ یورو! از دو حالت خارج نیست. یا داریم حق راهزن میدیم بابت همه کالا. یا یورو ۶۰ هزار تومنه.
تو بازار شما، که تا حد زیادی آزاده، انقباض و انبساط در امتداد هم هستند‌. یعنی وقتی با سربالایی قیمت مواجه میشیم، یکم جلوتر با سرپایینی‌ها هم مواجه خواهیم شد. در نتیجه رابطه منافع مشتری با منافع فروشنده حالت معکوس پیدا می‌کنه. مثلا در آمریکا مردم داشتند پول بیشتری از جیب میدادند برای کالاها، و شرکت‌ها داشتند در گزارش مالی خودشون رکوردهای سود رو جابجا میکردند، و به قول ما پول پارو می‌کردند. اما حالا انبارهاشون بیش از حد جنس داره و به همون دلیلی که گفتی انتظار کاهش سود دارند، و در نتیجه مشتری قراره پول کمتری بپردازه.
از طرفی موقعیت همه توزیع کنندگان مشابه هم نیست. ممکنه مشتری بتونه شامپو رو از فروشگاه ایکس ارزون بخره، و آبمیوه ارزون رو از فروشگاه ایگرگ. در این حالت، با دقت در انتخابش میتونه حتی متوجه تورم نشه.
هیچ‌کدوم این‌ها در خرابه‌ی ایران محلی از اعراب نداره.
2
فکر می‌کنند در یک ایران آزاد و سکولار، خودنمایی‌های اعتقادی به تعادل میرسه، و تعادل رو در تساوی تصاحب فرصت‌های دیده شدن می‌دونند. بر حسب این محاسبه غلط، تصور می‌کنند ایران اگر «روز خوب» رو دید، در اون روز، هم ایستگاه‌های دوپس دوپس عید غدیر در خیابان خواهیم داشت، هم کارناوال‌های رقص. اما اینطور نیست. در فضای سکولار، خودنمایی‌های اعتقادی ما، چون هویتی‌اند، کمرنگ‌تر و حاشیه‌ای‌تر میشن، و صنعت سرگرمی رشد انفجاری پیدا خواهد کرد. تعادل اتفاقا در عدم تساوی خواهد بود.

غدیر هیچوقت برای ایران چیزی جز یک پرچم هویتی نبوده. چون دستگاه صفوی دقیقا به همین دلیل، از دل تاریخ اسلام بیرونش کشید و ازش عید ساخت. حکومت صفوی نه فقط یک پیچ مهم در تاریخ ما، که در کل خاورمیانه بود. امپراتوری عثمانی آرزو داشت از مسیر کوه‌های البرز، یعنی کمربند تبریز تهران مشهد، به آسیای میانه متصل بشه، تا ترک‌های اونجا و ترک‌های آناتولی، داخل یک امپراتوری و فقط امپراتوری ترک، قرار بگیرند. ظهور صفویه، وسط این رویا یک سد زد.‌ ما سد بین ترکستان و ترکیه شدیم، و ترکیه سد ما و اروپا. و به سختی میشه اتفاقی مهم‌تر ازین در منطقه ما پیدا کرد. حداقل از بعد از حمله مغول. اگر این سد زده نمیشد، کل ساکنین دامنه البرز ترک‌زبان می‌شدند، شاید قسمت جنوبی کشور، به شیخ‌نشینان خلیج فارس تعلق می‌گرفت، و اون چیزی که به نام ایران می‌شناسیم به اصفهان و شیراز خلاصه میشد.
امپراتوری عثمانی با اینکه مدعی اسلام بود، اما در مملکت‌داری همچنان از سبک امپراتوری روم استفاده می‌کرد، و مردم تحت امر خلیفه، در حوزه فرهنگی اروپا قرار داشتند. بنابراین سدی که صفویه زد، نه یک دیوار بین ما و ترک‌ها، بلکه در اصل یک دیوار در برابر غرب بود. اینکه ریشه این غرب‌ستیزی کجاست و چرا انقدر عمیقه، یک بحث مستقل دیگه‌ست، اما این تصور که غدیر رو بولد کردند تا سربازان ایرانی ذکر یاعلی برای جنگیدن داشته باشند، ساده‌انگارانه‌ست‌. دعوا پیچیده‌تر ازین‌ها بود. و دعوای بدی بود، که تا همین امروز گریبان‌مون رو رها نکرده‌. این غرب‌ستیزی کل مذهب رو کرد زیر جوهر هویت جدید، و دوباره بیرونش آورد، تا جایی که غصب خلافت علی رو نه صرفا اختلافی بین علی و عموزادگانش؛ بلکه اختلافی بین علی و غرب می‌دیدند. چون معاویه حاکم شام بود، و شام در حوزه فرهنگی غرب. این‌ها نه مشکلی با اصل امپراتوری سنی‌مذهب داشتند و نه با خودمحوری ساختاریش. هدف فقط صیانت سرزمین‌های شرقی، از امپراتوری‌هایی که تحت تأثیر غربند بود. کل تصوری که من و شما و هر بچه شیعه‌ای در ایران، در طول عمرش از تشیع پیدا می‌کنه، محصول این پروژه هویتی، با هدف غرب‌ستیزی بوده.

اگر درک کنید که تشیع در ایران چیزی جز هویت غرب‌ستیز نیست، متعاقبا درک خواهید کرد که در یک روز فرضی که سد شکسته بشه، و این هویت موضوعیت خودش رو از دست بده، خودنمایی‌های مربوط بش هم آب خواهد رفت.
👍10
همون اول جنگ همینجا نوشتم پوتین کل اوکراین رو اشغال می‌کنه، یا جوری نابودش می‌کنه که دیگه کشوری وجود نداشته باشه که اشغال شده باشه یا نشده باشه، و مردم اوکراین چاره‌ای جز فرار نخواهند داشت، و نوشتم که باید به هر قیمتی در برابر روس‌ها ایستاد، حتی اگه هیچ صنمی با اوکراینی‌ها نداشته باشیم، اما اروپا حاضر نیست هر قیمتی رو بپردازه. پس روسیه هر کاری دلش بخواد خواهد کرد.
و دقیقا اوضاع همینجوریه که نوشته بودم. نه گوی شیشه‌ای بلورین می‌خواست. نه تحصیلات آکادمیک در هاروارد. یه دیپلم ردی در یکی از گه‌دونی‌های ایران، بدون دسترسی به اطلاعات غیرپابلیک، این رو تو کانالش نوشت. چه مکانیزم ذهنی و فکری و فرهنگی باعث شد اینهمه مهمل و جفنگ بشنویم در انکار این واقعیت؟
👍5
در اقتصاد خو گرفته به چاپ پول بی‌پشتوانه، عده‌ای نه تنها مستقل از پدر و مادرشون، بلکه مستقل از واقعیت بیرون از حباب خودشون زندگی می‌کنند. تا جایی که مبتلا به این توهم خنده‌دار و ترحم‌برانگیز میشن که بی‌نیازی عده‌ای از سگ‌دو زدن، به این دلیله که در ایران هرچیزی، از جمله کار و تفریح و خانواده، سر جای خودشه!
2