Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
مادر بچه بیاد بشینه تو باشگاه تکواندو تا کلاس بچه‌ش تموم بشه رو دیده بودیم، اما اینکه مادرها بیان بشینند تو کلاس آموزش قرائت قرآن پسرشون، صحنه تازه‌ای بود. شاید اثر سعید طوسیه، شاید هم نیست. ولی زمان ما اینطور نبود. در هر صورت وضعیت مضحکی ساخته. انگار یک حالت جنگیه و مجبورند این آرایش حفاظتی رو به خودشون بگیرند، چون کلاس تابستانی خیلی واجبه!
نه تکواندو به درد مبارزه میخوره، نه قرائت قرآن آدم معنوی میسازه. اگه عقلانیتی در کار بود از فرصت تابستان استفاده می‌کردند برای دور کردن بچه‌ها از شهر، و مالیدن تن‌شون به خشونت طبیعت. سنگ بزرگ نشانه نزدنه. آدم مبارز و معنوی که بهرحال تربیت نخواهد شد، پس بهتره حداقل روی تربیت آدم‌هایی که می‌تونند راه بقا رو پیدا کنند تمرکز بشه.
2
«چرا مقامات آمریکایی مجاهدین خلق رو ول نمی‌کنند؟»

چون توی ایرانی منگل که تا دیروز داشتی به لیست امید رأی میدادی فکر می‌کنی با راهپیمایی سکوت و اعتصاب و تجمع جلوی ادارات میشه حکومتی رو عقب روند که هیچ ابایی از تیراندازی از هلی‌کوپتر به سمت تظاهرکنندگان و سپس بمباران شهرها نداره. و معلومه نیروهای خارجی تو رو جدی نمی‌گیرند و میرن سراغ گروهکی که بلده کار فیزیکی انجام بده و خشونت خط قرمزش نیست. تو چهل سال وقت داشتی به غرب بگی مجاهدین قبل ازینکه تروریست باشند، اسلامگرا هستند و ایران از اسلامگرایی خسته‌ست. چهل سال وقت داشتی که یک اپوزیسیون بسازی که هم سکولار باشه هم کار فیزیکی انجام بده. و نکردی. حالا سزاوار اینی که احیاء این گروهک رو ببینی.
13
هدف روس‌ها هیچوقت فقط زدن اهداف واقعا نظامی نیست. برای اون‌ها مهد کودک هم یک هدف نظامیه. چون اینکه مردم انقدر در مصیبت فرو برن که دیگه حس جنگیدن نداشته باشند هم جزء اهداف حملات‌شونه. درست مثل وحوش هزار سال پیش.
اما همزمان این واقعیت هم وجود داره که موشک‌های کروزشون دقیق نیستند. نباید بی‌عرضه بودن‌شون پشت وحشی بودن‌شون پنهان بشه‌.
این «زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند» یک مصداق سیاسی هم داره‌. بچه‌های جهان‌سوم دعواهای توعیتری آمریکایی‌ها رو می‌بینند و فکر می‌کنند الانه که تگزاس جدا بشه! الانه که کالیفرنیا جدا بشه! چون در وضعیتی ترحم‌برانگیز تصور می‌کنه اون‌ها هم درگیر بیماری‌های مزمن اینجا هستند که صد ساله هرروز یک تجزیه‌طلب داره اعدام میشه و هنوز خطرش برطرف نشده!

ایالت‌های آمریکا، تأسیسی مستقل از هم داشتند، و وقتی متحد شدند به همدیگه متعهد شدند، نه به پایتخت. در کشور امپراتوری‌زده‌ای مثل ایران، هر واحد جغرافیایی فقط در یک قرارداد یک طرفه، بین خودش و تهران قرار داره. برای همین انقدر شکننده به نظر میرسه، و به راحتی انگیزه برای بهم زدن این تک قرارداد بوجود میاد. در آمریکا، هر ایالت در قراردادهای اتحاد با چهل و نه ایالت دیگه‌ست. برای همین تجزیه موضوعیت نداره. چه راه قانونیش باز باشه، چه نباشه.

آمریکایی‌ها در رفاه غوطه‌ورند و انسان در بهشت کسل میشه، چون دوست داره برای چیزی بجنگه. خیلی از دعواهای اونجا، برای فرار از کسل شدنه. و هموطن ساده‌لوح من فکر می‌کنه خبریه.
6
در آلمان، مالیات ماشین سواری با موتور ۲۵۰۰ سی‌سی که حتی هیبرید هم نیست، سالی ۲۶۰ یوروعه.
در ایران، حضرات تعیین فرموده‌اند که ماشینی که ۲ و نیم میلیارد ارزش داره، که در واقع ارزشش این نیست و دو سه برابر قیمت جهانیشه، سالی ۳۵ میلیون تومن مالیات بده، که میشه بیش از هزار یورو!
یعنی صاحب یک خودروی خارجی در ایران، باید ۴ برابر شهروند ثروتمندترین کشور اروپا مالیات پرداخت کنه.
البته در آلمان، مالیات صرف ساخت مسکن انبوه اجاره‌ای برای جوان‌ها میشه. در حالی که در ایران به اینکه «صاحبخانه باید به خدا ایمان داشته باشه و کرایه رو زیاد نکنه» اکتفا می‌کنند.
بعد میگن نباید به قتل آخوند فکر کرد.
در بین چیزهایی که سلامت زن رو تهدید می‌کنه، بارداری ناخواسته در ردیف بیستم هم قرار نمی‌گیره.
سلامت بهانه‌ست، همونطور که کنترل ویروس بهانه بود برای پاسپورت واکسن.
هدف اصلی تغییر دادن تعاریفه، که منشا انجیلی دارند. برای تمدن فعلی این انجیل بود که تعریف کرده که انسان چیست، و حیات چیست، و زن و مرد چیستند، و ازدواج چیست، و تعهد چیست، و مسئولیت چیست.
دنبال تخریب تمدنی که بر مبنای انجیله هستند، نه کمک به دختری که از متجاوز باردار شده.
همزمان با هم مقاله‌هایی منتشر میشه که میگه واکسن جان فلان میلیون نفر رو نجات داد، و اون یکی میگه تعداد آدم‌هایی که واکسن به کشتن داد بیشتر از آدم‌هایی بود که نجات داد! و هرکس مطابق با میل خودش یکی رو انتخاب می‌کنه که روایت خودش رو تأیید کنه.
اما با دقت به اینجور مقالات میشه متوجه شد که بولشت هستند. چون یا در تفسیر آماری اشتباه عمدی یا سهوی دارند، یا تعمیم‌های بی‌معنی انجام داده‌اند.

مردم تو این فضای پیچیده رسانه‌ای باید یاد بگیرند که بدون اینکه متخصص باشند، دقیق باشند. و برای اینکه دقیق باشند باید به هیچ‌کس باج ندن. وقتی که یک محتوا رو همراه با اعتماد به تولیدکننده‌ش یا توزیع‌کننده‌ش مطالعه می‌کنی، در واقع داری بش باج میدی‌. وقتی استاد فلانی لینک مقاله رو برات میفرسته و میگه این خیلی جالبه حتما بخون، با این ذهنیت پس‌زمینه‌ای که استاد فلانی گفت بخونمش، میخونیش. و این باج دادن به اون استاد فلانیه.

البته این معادل «نداشتن سوگیری» نیست. در برابر مقاله نباید سوگیری نداشت. بلکه برعکس باید سوگیری منفی داشت. نباید فرض کنی که یک قاضی هستی و باید چک کنی ببینی نویسندگان مقاله درست میگن یا غلط میگن. باید بنا رو بذاری بر اینکه اشتباه کرده‌اند و سعی کنی اشتباه رو پیدا کنی. اگه پیدا نشد، تازه میتونی تأیید کنی که مقاله قابل اعتناست! مثلا وقتی مینویسه «از آنجایی که مقدار ایکس و ایگرگ بسیار نزدیک بهم هستند، پس..» نباید سریع بپری روی جمله بعد از پس. ابتدا باید بپرسی «کو؟ کجای متن معلوم شد که این دو بهم نزدیک هستند؟».
رییس جمهور فرانسه در حالی برای حقوق زنان آمریکا ابراز نگرانی می‌کنه که در کشور خودش بعد از هفته چهاردهم بارداری، سقط جنین با موانع قانونی مواجه میشه. یعنی سه ماه و نیم، که از مدت چهار ماهه شرع اسلام هم عقب‌تره.
فرهنگ آمریکا بر دنیا مسلطه، و کسی نمیتونه جلوی این تسلط رو بگیره؛ بلکه حتی متواضعانه در برابرش سر خم می‌کنند. اما در عین حال قابلیت هضم کامل این فرهنگ رو هم ندارند. حتی فرانسه هم با اینکه آمریکاییزه شده، هنوز خودش رو انقدر آماده نمی‌بینه که همه‌چیز رو آمریکایی کنه، و برای همین به نظر میرسه که محافظه‌کارتره. یک‌جور حالت «تو با همین فرمون برو داداش، ما هم پشتت میایم حالا.. گاماس گاماس!» به آمریکا دارند.

در فرهنگ آمریکا، ظرفیت دعوا خیلی بالاست. و این ظرفیت، تا این حد، در خیلی از جوامع کهنه وجود نداره. آمریکا داره به راحتی شرابی رو سر می‌کشه که اگه بقیه دو پیک بزنند مسموم میشن. به همین ترتیب آخوند شیعه و پا منبری‌هاش هم حق دارند بترسند. مخصوصا که بر خلاف اروپا، ترمزگیر بومی هم که کار بکنه، ندارند‌. مسلمه که جز خوندن نماز وحشت، کاری از دست‌شون برنیاد‌.
3
هشتاد درصد جامعه شهری ایران، با جمهوری‌اسلامی‌ای که هشتاد درصد مشکلاتش رو با غرب حل کرده باشه، مشکلی ندارند.
9
Anarchonomy
هشتاد درصد جامعه شهری ایران، با جمهوری‌اسلامی‌ای که هشتاد درصد مشکلاتش رو با غرب حل کرده باشه، مشکلی ندارند.
اینکه تا ۲۰۶۰‌ حرکت جدی در ایران رخ نخواهد داد به خاطر اون هشتاد درصدی نیست که با جمهوری اسلامی‌ای که هشتاد درصد مشکلاتش رو با غرب حل کرده باشه مشکل ندارند. بلکه به خاطر اون بیست درصده که بی‌تحرکند.
این نسبت میتونه بسته به جامعه و شرایط کمی بالا پایین بشه، اما در کلیت نسبت، همه‌جا برقراره. بخش قابل توجهی از مردم انگلیس در رفراندوم برگزیت شرکت کردند، اما فقط بیست درصد مردم این کشور درباره‌ش حرف می‌زدند، و فقط پنج درصد درگیرش بودند، و فقط یک درصد به شکل سیاسی توش دخیل بودند، و فقط صد نفر بخش عمده کار رو انجام دادند. و اون صدنفر لزوما روشنفکرهای انگلیس نبودند. از قضا روشنفکرهای انگلیس بشون میگفتن کله‌خراب! این یک مسابقه درباره اینکه کی فهمش بیشتره نیست. یک مسابقه درباره اینه که کی میتونه مسیر مردم رو عوض کنه.
15
شانگهای هم باز شد و آمارهای اقتصادی چین به قبل از تعطیلی این شهر برنگشت. دیگه با کرونا هم نمیشه مخفیش کرد.
2
Anarchonomy
شانگهای هم باز شد و آمارهای اقتصادی چین به قبل از تعطیلی این شهر برنگشت. دیگه با کرونا هم نمیشه مخفیش کرد.
وقتی قیمت مس اینجوری با مخ میاد پایین، رویترز می‌نویسه سرمایه‌گذاران از تصمیمات آتی فدرال رزرو اطمینان ندارند‌. در حالی که باید بنویسه صنعت داره مس خیلی کمتری استفاده می‌کنه، چون سفارش‌های خیلی کمتری گرفتن.
Anarchonomy
وقتی قیمت مس اینجوری با مخ میاد پایین، رویترز می‌نویسه سرمایه‌گذاران از تصمیمات آتی فدرال رزرو اطمینان ندارند‌. در حالی که باید بنویسه صنعت داره مس خیلی کمتری استفاده می‌کنه، چون سفارش‌های خیلی کمتری گرفتن.
بانک مرکزی چین، از چند بانک مرکزی در آسیای جنوب شرقی، و شیلی، خواسته تا یک استخر نقدینگی مشترک برای یوآن بسازند (که هر کدوم از اعضاء نیاز داشت، تحت شرایطی که تعیین شده، ازش برداره). رویترز هم یه جوری تیتر میزنه که وای داره حول یوآن اجماع جهانی شکل می‌گیره! اما در متن طرح اومده که این کشورها فلان مقدار یوآن، «یا معادل دلاری آن» را در این استخر بریزند. که یعنی موضوع یوآن نیست. موضوع دلاره. چین با فقر دلاری مواجه شده، و میخواد دسترسیش رو بیشتر کنه.

بر و بچه‌های بیت‌کوین در طول سه چهار سال گذشته، خیلی روی «چاپ الکی دلار» فوکوس کردند. اما شرایط طوریه که انگار برعکسه، و دلار به اندازه کافی چاپ نشده، تا جاییه که چین، که تولیدکنندگانش دارند رکورد دریافت کمترین سفارش و کمترین حاشیه سود رو می‌زنند، در به در دنبال اینه که به دلار بقیه کشورها چنگ بزنه. اگه اونجور که بیت‌کوینی‌ها می‌گفتند دلار مثل علف خرس همه‌جا ریخته بود، این وضعیت فعلی دیده نمی‌شد.
البته شرارت نظام فیات سرجاشه، و مهمه؛ اما این حد از فوکوس روی چاپ بی‌پشتوانه، پشتوانه نداره.

همونطور که باید با جاعش ستیز داشت حتی اگه هیچ‌کس رو سرکوب نکنه، باید پرچم بیت‌کوین رو بالا نگه داشت، حتی اگه پول فیات رو الکی چاپ نکنند.
پشم‌الدین‌های پاکستان از لگد کردن پرچم اسراییل و آمریکا رسیدند به لگد کردن لوگوی بانک‌های کشورشون.
داستان طولانی و مضحک اسلامگرایی.
جلوی شر رو باید گرفت، نه فقط به خاطر ضرری که میدونی چیه و چقدره، بلکه به خاطر ضرری که نمی‌دونی چیه و چقدر خواهد بود. سی‌‌ چهل سال پیش کسی پیش‌بینی نمی‌کرد گرمای هوا طوری بشه که مردم در دامنه البرز هم حس کنند در عربستان قرار دارند، اما اگه برای «انرژی رایگان» هورا نمی‌کشیدند، همه‌چیز به شکلی متفاوت توسعه پیدا می‌کرد و الان با نماهای شیشه‌ای و سنگی، دیوارهای نازک، و تهویه اسراف‌کننده دست به گریبان نبودیم؛ که تغییر اقلیم رو به بدتر از چیزی که هست تبدیل کنه.
5
جامعه دگرباشان احتمالا متوجه نشدند که اون پرچم خودشون نیست و پرچم جمهوری چینه که بین ۱۹۱۲ تا آخرای جنگ جهانی به چین حکومت می‌کرد، اما بازی رو به کمونیست‌ها باخت و خلاصه شد به تایوان . اونی هم که گرفته دستش احتمالا متوجه نیست که درسته اون یه حکومت دموکراتیک بود مثلا، اما بعیده که می‌تونست انقدر لیبرال بشه که با دگرباش‌ها کنار بیاد. اینکه ادامه اون جریان در تایوان لیبرال شد، معنیش این نیست که در خود چین هم می‌تونست لیبرال بشه. قدرت زیاد و سرزمین پهناور، خلق و خوی آدم رو هم عوض می‌کنه، چه برسه سیاستش رو.
از یکی از مصدومان بمباران روس‌ها مصاحبه کردن و طرف تو تخت بیمارستان میگه فکر نمی‌کردم بازار رو بزنن!
هنوز باور نکرده‌اند که پسرعموهای اسلاوشون هیچ مشکلی با بمباران جایی که میدونند محل تجمع مردمه ندارند‌. البته اگه به واقعیت اشراف داشتند هم در این مورد خاص شاید تغییری در سرنوشت‌شون ایجاد نمی‌شد، چون نمیشه خرید روزانه رو تعطیل کرد. ولی مهمه که آدم در اوج ساده‌دلی نمیره.
وضعیت مقامات بلندپایه ارتش روسیه مثل اون داستان خرگوش‌ها شده که شیر جنگل هرروز لت و پارشون میکرد، تا اینکه یه روز تصمیم گرفتند خودشون داوطلبانه هرروز یکی رو برای ناهار بفرستند که آقاشیره بخوره و به بقیه کار نداشته باشه. جنون امپریالیستی پوتین هم داره رس این ارتش رو می‌کشه و درجه‌دارها می‌دونند چه خبره. برای اینکه بیشتر ازین بشون هزینه وارد نکنه دارند آهسته و پیوسته روی تکمیل اشغال اون دو تا استان اوکراین کار می‌کنند تا چند روز بعد برن بش بگن گرفتیم دیگه، موفق شدیم، «همینو بخور فعلا».
هند در زیر یا رو، از هسته‌ای شدن آخوندها استقبال می‌کنه، با این پیش‌فرض ابلهانه که پاکستانی که بین دو قدرت هسته‌ای گیر افتاده باشه، تحت کنترل‌ بیشتری قرار می‌گیره.
در هند آدم باسواد زیاد هست، و مقامات دولتی از بین همون باسوادها انتخاب میشن. در سطح محلی شاید خل‌وضع‌های زیادی دیده بشن، که مثلا یارو با دمپایی بیفته دنبال کارمندش که چرا به موقع یه فایل رو امضاء نکرده؛ ولی در دولت مرکزی همه مثلا نخبه‌اند. هرچند که آدم مدتی در خیابان‌های هند قدم بزنه این حس بش دست میده که اینجا نخبه بودن نباید کار سختی باشه. کافیه یک چشم داشته باشی.
اما همون نخبه‌های دولتی، به طرز ترحم‌برانگیزی تحت هیپنوتیزم چپ آمریکایی هستند، و هر شناختی که از جهان دارند، از کانال چپ آمریکایی عبور کرده. هرچند که در کنارش مقهور اسامی آمریکایی هم هستند، که ممکنه در لیست اسامی چپ نباشه. مثلا کسینجر رو خیلی جدی می‌گیرند، و فکر می‌کنند سیاست خارجه یک نوع هنره، و کسینجر رامبراند این هنر محسوب میشه. اهمیت نمیدم که کی بش بر میخوره، ولی ترجیح میدم به این تیپ از جانواران آکادمیک بگم «نخبگانی با دمپایی سر بسته». چون خیلی بشون میاد.
البته ازین کساشر در کشور خودمون هم کم نداریم، فقط #گله_گاو خیلی بشون اجازه نمیده که به مراتب بالای حکومتی برسند. نه به این دلیل که گله میدونه دمپایی سربسته پوشیده‌اند. بلکه به این دلیل که اون مراتب بالاتر قبلا توسط گاوهای فک و فامیل اشغال شده. یک نمونه که باعث میشه از شدت کرینج دچار سوء هاضمه بشم این عنوان من درآوردی «علم مذاکره» است. چون یک دمپایی سربسته سه لایه‌ست. در لایه اول، سلیقه یک فرد خاص در مذاکره با خارجی‌ها، که میتونه یک جانور دانشگاه امام صادقی باشه و می‌تونه یک جانور آکادمیک صادراتی به اروپا باشه رو اینطور جلوه میدن که راه مذاکره همینه که این آقا میگه! در لایه دوم، این رو به عنوان علم جا میزنند! همون ذهنیت بدبخت جهان‌سومی که به هرچیزی که میشه ازش کنفرانس درآورد میگه علم! که در بیشتر موارد چیزی بیشتر از یک منبر، ولی توسط یک فرد کت شلواری، نیست. در لایه سوم این عنوان در مملکتی داره به رسمیت شناخته میشه که سی ساله داره درباره فعالیت هسته‌ای مذاکره می‌کنه و هنوز به نتیجه نرسیده! که معادل پرورش میلیون‌ها مهندسه که نهایتا چیزی بیشتر از پراید نمیسازند.
میگه ابراهیم برای اینکه نشون بده جفنگ‌پرستی نکنید یه روز میاد میگه خورشید چه خفن است، از امروز خورشید را می‌پرستم. بعد غروب که میشه میگه زارت این چه خداییه که میره پایین؟ فردا شب میگه ماه چه خوجگل است، از امشب ماه را می‌پرستم. بعد صبح میشه، ماه تو آبی آسمون کمرنگ میشه میگه زارت، این چه خداییه که محو میشه؟

یه حالت مشابهی هم میتونه درباره آدم‌ها وجود داشته باشه. طرف رو در نگاه اول می‌بینی، و میگی چه پسر خوبی، چه دختر خوبی، چه پارتنر خفنی و چه رفیق خفنی میتونه باشه. بعد یه مدت کوتاه می‌بینی که «هوم.. نه!». فردا یکی دیگه رو می‌بینی و میگی عا این خوبه. چه زن شاسی‌بلندی بشه برام، چه شوهر خوش‌سکسی بشه برام. بعد به آخر روز نرسیده می‌بینی «نات اَکشوآلی». فردا یکی دیگه رو می‌بینی و میگی عا این خوبه. این ازین رفیق فاب‌های لاتی میشه. یا ازین جاست‌فرندهای فرنچ‌طور که روشون برچسب خورده «صرفا در سینما و کافه استفاده شود». اما خیلی سریع می‌بینی که «هِه.. نه».

حالا ممکنه بگن خدا رو نمیشه با رفیق و پارتنر مقایسه کرد. ولی مورد ابراهیم فقط درباره خدا نیست‌. میخواست بگه نه تست کنید، نه منتظر نتیجه تست باشید. اونایی که فیک نیستند، خودشون فیک نبودن‌شون رو نشون میدن‌.
6