ایمانی که با تغییرات احوال روانی تحت تأثیر قرار بگیره، ایمان نیست. اشتراک یک باشگاهه. مادربزرگ من، شیعه نبود. عضو باشگاه شیعیان یک روستا بود. و بله گاهی آدم کفرش در میاد، و کارت اشتراکش رو میسوزونه.
ایمان، حسی که یک بچه پولدار اتریشی از دنیا میگیره رو پیوند نمیده به حسی که یک پدر فقیر که نمیدونه هزینه جراحی پسرش رو از کجا بیاره، از دنیا میگیره. ایمان هر دو اینها رو پوشش میده، و چون پوشش میده تکلیف رو تعیین میکنه. چه در هتلی لاکشری در دامنه آلپ باشی، چه زیر لگد شکنجهگر. برای همینه که ابراهیم از سوزانده شدن توسط آخوندها نمیترسه. چون ایمانش از قبل، تکلیف وضعیت «سوزانده شدن توسط تعدادی آدم سخیف» رو تعیین کرده.
کارت باشگاه اما اینجوری نیست. یه جاهایی کارت رو میذاری روی دستگاه و کدش رو نمیشناسه، و پشت در میمونی. فکر میکنی برای چی گفتند ابراهیم از آتش، و موسی از دریا «عبور» کرد؟ میخواستن بگن اونها پشت در نمیموندند.
ایمان، حسی که یک بچه پولدار اتریشی از دنیا میگیره رو پیوند نمیده به حسی که یک پدر فقیر که نمیدونه هزینه جراحی پسرش رو از کجا بیاره، از دنیا میگیره. ایمان هر دو اینها رو پوشش میده، و چون پوشش میده تکلیف رو تعیین میکنه. چه در هتلی لاکشری در دامنه آلپ باشی، چه زیر لگد شکنجهگر. برای همینه که ابراهیم از سوزانده شدن توسط آخوندها نمیترسه. چون ایمانش از قبل، تکلیف وضعیت «سوزانده شدن توسط تعدادی آدم سخیف» رو تعیین کرده.
کارت باشگاه اما اینجوری نیست. یه جاهایی کارت رو میذاری روی دستگاه و کدش رو نمیشناسه، و پشت در میمونی. فکر میکنی برای چی گفتند ابراهیم از آتش، و موسی از دریا «عبور» کرد؟ میخواستن بگن اونها پشت در نمیموندند.
❤6
یک گروه تلگرامی مختصر دارم و سر درش به عنوان یک قانون به وضوح نوشتم در مطالبی که مینویسید بین خطوط اینتر نزنید تا اندازه مطلب بیش از مقداری که لازم داره نشه. بیش از دو سال گذشته و هنوز باید هرروز نفر به نفر تذکر بدم که آقا خانوم این کار رو انجام ندهید! اگه در این دو سال تعدادی موش صحرایی میآوردم خونه، که میدونید مغزشون چه سایزی داره، و بشون میگفتم عبور از سفره غذا ممنوعه، تا الان طوری مقید به قانون شده بودند که محدوده سفره رو چیزی مشابه یک پادگان نظامی حساس در نظر میگرفتند.
دارم به شدت مقاومت میکنم که این رو تعمیم ندم به کل جامعه ایرانی.
دارم به شدت مقاومت میکنم که این رو تعمیم ندم به کل جامعه ایرانی.
آدم پخش کردن در خیابانهای استانبول برای پیدا کردن و کشتن حداقل یک شهروند اسراییلی، و همزمان گوشمالی دادن به طرفداران جلیلی در داخل، کار یک حکومت که طبق برنامه سازمانی خودش عمل میکنه نیست. هنوز نوع نگاه مردم به این هیولا اینه که یه دکوری داره، و یه عده مثل جادوگر شهر آز، اون پشتش نشستن و دارن صدا درمیارن. ولی اون پشت کسی وجود نداره. کاش میشد این امید واهی که اون پشت کسی وجود داره رو از مردم گرفت. شاید چون خیلی میترسن ازینکه بش فکر کنند.
این تشکیلات رو باید به شکل جنازهای تصور کرد که خیلی وقته که از زمان فوتش گذشته اما آلوده به مواد رادیو اکتیوه و نمیشه نزدیکش شد. شما برنامههای به هم متصل رو نمیبینید. دارید اپیزودهای جداگانهای از تشعشعات مرگبار رو میبینید. هیچ اتاق کنترلی وجود نداره که در بزنی بری داخل و بگی آقا آدم باش! فقط باید کل جنازه رو در همون حالتی که هست، بدون اینکه خیلی تکونش بدی و به اینطرف و اونطرف بمالی، دفن کنی.
این تشکیلات رو باید به شکل جنازهای تصور کرد که خیلی وقته که از زمان فوتش گذشته اما آلوده به مواد رادیو اکتیوه و نمیشه نزدیکش شد. شما برنامههای به هم متصل رو نمیبینید. دارید اپیزودهای جداگانهای از تشعشعات مرگبار رو میبینید. هیچ اتاق کنترلی وجود نداره که در بزنی بری داخل و بگی آقا آدم باش! فقط باید کل جنازه رو در همون حالتی که هست، بدون اینکه خیلی تکونش بدی و به اینطرف و اونطرف بمالی، دفن کنی.
بابک به عنوان یک «چپ سابق» داره خوب مینوازه.
ولی چیزی که میطلبه ازش تعجب کرد، نظر شاهدخان علویه. چون حداقل انتظار اینه که به عنوان یک فعال کرد، وضعیت کردستان عراق در دموکراسی صرفا انتخاباتی رو ببینه. تازه در عراق، کردها مدتهاست که یک نیروی سیاسی غیرقابل انکار بودهاند، در حالی که در ایران از یک اقلیت دردسرساز برای تهران، فراتر نرفتهاند. جناب علوی تصور میکنه در جریان یک انتخاباتبازی آزاد در ایران، شانس کردهای ایران برای کسب حداقلی از اختیارات محلی چقدر باشه؟ یک عدد بده شاهدخان.
ولی چیزی که میطلبه ازش تعجب کرد، نظر شاهدخان علویه. چون حداقل انتظار اینه که به عنوان یک فعال کرد، وضعیت کردستان عراق در دموکراسی صرفا انتخاباتی رو ببینه. تازه در عراق، کردها مدتهاست که یک نیروی سیاسی غیرقابل انکار بودهاند، در حالی که در ایران از یک اقلیت دردسرساز برای تهران، فراتر نرفتهاند. جناب علوی تصور میکنه در جریان یک انتخاباتبازی آزاد در ایران، شانس کردهای ایران برای کسب حداقلی از اختیارات محلی چقدر باشه؟ یک عدد بده شاهدخان.
Anarchonomy
بابک به عنوان یک «چپ سابق» داره خوب مینوازه. ولی چیزی که میطلبه ازش تعجب کرد، نظر شاهدخان علویه. چون حداقل انتظار اینه که به عنوان یک فعال کرد، وضعیت کردستان عراق در دموکراسی صرفا انتخاباتی رو ببینه. تازه در عراق، کردها مدتهاست که یک نیروی سیاسی غیرقابل انکار…
توهماتی که زیر سایه استبداد شکل گرفته میتونه به دوره دموکراسی هم به ارث برسه. در دموکراسی صرفا انتخاباتی، که نمونهش رو در عراق میبینیم، نه فقط کردها، که ترکزبانها هم درگیر موهومات زیادی هستند. مردمی که فکر میکنند ۴۵ درصد جمعیت ایران رو تشکیل میدن اگه کمتر از ۴۵ درصد آراء ایران رو بدست بیارن، عصبانی خواهند شد، و چون دموکراسی رو هضم نمیکنند به محض عصبانیت، کافه رو بهم خواهند ریخت.
قدیمیها مشکل کمتری برای راهنمایی کردن کوچکترها داشتند. میگفتند این کار رو بکن و اون کار رو نکن. یا طرف انجام میداد یا نمیداد. اما در هرصورت سرش رو مینداخت پایین و گوش میداد، و آخرش میگفت چشم. در مواردی که خطاب به جمع خانوادگی بود، فقط یکی دو نفر حق تکلم داشتند. مثلا اگه عمو یا دایی داشت نطق میکرد که فلان کار اشتباه است، فقط پدر اجازه داشت انقلت بیاره، بقیه باید صرفا گوش میدادند. هیچ بچهای اجازه نداشت دهان باز کنه، چه برسه به اینکه طرف یکی از بزرگترها رو بگیره.
اما الان اینجوری نیست. به بچه هجده ساله میگی فلان کار درست است و فلان کار نادرست، میگه موافقم، یا موافق نیستم! و نمیشه بش گفت بچه مگه همکلاسی من هستی و دارم بات بحث تئوریک میکنم؟ موافقم مخالفم چیه؟
شبکههای اجتماعی که به تکثیر و تکثر نظردهی منجر شد، یک فرهنگ رو شکل داد که از همون بچگی تصور میکنند هر کلامی، یک کوئیزه! و هر مکالمهای یک میزگرده!
ما ازون فرهنگ پدرسالار قبیلهای که هر مردی در خانه یک شیخ منبری بود و بقیه باید فقط مستمع میبودند، خیلی لخت پریدیم وسط این حمام زنانه اینترنتی! و فرصت نشد یک کد رفتاری نرمال شکل بگیره برای انتقال تجربه از بزرگترها به کوچکترها، و از بیشتر دنیادیدهها به کمتر دنیادیدهها.
اما الان اینجوری نیست. به بچه هجده ساله میگی فلان کار درست است و فلان کار نادرست، میگه موافقم، یا موافق نیستم! و نمیشه بش گفت بچه مگه همکلاسی من هستی و دارم بات بحث تئوریک میکنم؟ موافقم مخالفم چیه؟
شبکههای اجتماعی که به تکثیر و تکثر نظردهی منجر شد، یک فرهنگ رو شکل داد که از همون بچگی تصور میکنند هر کلامی، یک کوئیزه! و هر مکالمهای یک میزگرده!
ما ازون فرهنگ پدرسالار قبیلهای که هر مردی در خانه یک شیخ منبری بود و بقیه باید فقط مستمع میبودند، خیلی لخت پریدیم وسط این حمام زنانه اینترنتی! و فرصت نشد یک کد رفتاری نرمال شکل بگیره برای انتقال تجربه از بزرگترها به کوچکترها، و از بیشتر دنیادیدهها به کمتر دنیادیدهها.
باید مینوشتم آقای XS245 تا بفهمید موضوع خود شاه نیست؟
اون نقشه رو برای این گذاشتم که یادآوری کنم خیلی از معضلاتی که امروز «ریشهدار» معرفی میشن، میتونه حاصل چند تا اتفاق ساده در چند صدسال قبل باشه، نه اینکه چون ما ایرانیها اینطوریم، پس اینطور شد!
صحبت این بود که آیا یهو باید رفت تو دل دموکراسی، یا لازمه به مدت ده سال یک آدم با خودمحوری اتاق رو مرتب کنه، بعد تحویل دموکراسی بده. این نقشه یک شاهد تاریخی ازین واقعیت است که «مهم است چطور تحویلمان بدهند».
اون نقشه رو برای این گذاشتم که یادآوری کنم خیلی از معضلاتی که امروز «ریشهدار» معرفی میشن، میتونه حاصل چند تا اتفاق ساده در چند صدسال قبل باشه، نه اینکه چون ما ایرانیها اینطوریم، پس اینطور شد!
صحبت این بود که آیا یهو باید رفت تو دل دموکراسی، یا لازمه به مدت ده سال یک آدم با خودمحوری اتاق رو مرتب کنه، بعد تحویل دموکراسی بده. این نقشه یک شاهد تاریخی ازین واقعیت است که «مهم است چطور تحویلمان بدهند».
دستگاه امنیتی پاکستان عکس یکی از اعضای طالبان پاکستان رو که دستگیر کردن منتشر کرده. ولی باید ازشون پرسید قراره چی دستگیرمون بشه ازین عکس؟
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
❤5
آدم هیئتی هیچوقت فهمی از سیستمها پیدا نمیکنه، بنابراین حتی مشاهدات زیادش هم به فهمش اضافه نمیکنه.
وقتی بمب کنار جادهای در افغانستان باعث از کار افتادن خودروهای زرهی آمریکا میشد، میگفت اون بمب که یه دهاتی دفنش کرده بود، حداکثر ۱۰۰ دلار خرج برداشته بود، اما ماشین ۱۰۰ هزار دلاری ارتش آمریکا رو اسقاطی کرد. پس مجهزترین ارتش دنیا رو هم میشه خیلی ارزون از کار انداخت!
سپس همین خط رو ادامه داد و بعدا گفت با یک موشک پدافندی خیلی ارزان پهپاد ۱۰۰ میلیون دلاری آمریکا رو زدیم! و باز ادامه داد و گفت اگه حماس به پرتاب راکتهای ارزان خودش ادامه بده، دیگه کل اقتصاد اسراییل هم از عهده هزینه موشکهای گنبد آهنین برنمیاد، پس مجهزترین ارتشها رو هم با روشهای ارزان میشه ورشکست کرد!
یادمه همون روزها بود که به یکی ازین هیئتیها گفتم اگه اینطوره چرا بادیگارد مقامات نظام به جای اسلحه گرم، چاقو حمل نمیکنند؟ خیلی ارزونتره، کاراییش هم بارها در پایین شهر اثبات شده. مرحوم داداشی با اون هیکل رو با یه چاقو ضامندار کامپکت کشتن.
خیلی نگذشته که اسراییل داره خودش رو برای پدافند لیزری آماده میکنه (هنوز یکم کار داره)، که از بین بردن هر راکت براش ۱ دلار میفته. و کوادکوپترهای بیست سی میلیون تومنی که برای مراسم عروسی استفاده میشد، در حاشیه حتی تهران، مشغول زدن سولههای موشکسازی و مهندسان هوافضای سپاه هستند، و تشکیلات پدافندی موجود هیچ ایدهای برای مقابله باش نداره.
هدف سیستم، گرانسازی نبوده. امکاناتش گران هستند چون قبلا وجود نداشتند و الان وجود پیدا کردهاند. اگه چیزی رو بخوای که قبلا وجود نداشته، گرون درمیاد. چاقو ده هزار ساله که وجود داره. اما چون سازمانیافتگی، همهچیز رو پوشش میده، چیزهایی که قبلا وجود داشتند، به چیزهایی که دارند بوجود میان اضافه میشن، و کار همدیگه رو تکمیل میکنند. اسراییل اول تکنیکهای گرانقیمت رهگیری اهداف رو توسعه داد، بعد لیزر هم بش اضافه کرد. اول راههای گرانقیمت نفوذ به داخل خاک ایران رو توسعه داد، بعد قطعات کوادکوپترها و مهمات رو فرستاد که اینجا مونتاژ کنند و به پرواز دربیارند.
آدم هیئتی اما این رو نمیفهمید، و هر تقابلی رو به صورت ایزوله میدید. انگار فقط یک نبرد وجود داره. فقط بین یک راکت، و یک موشک پدافندی. و معلومه که اگه فکر کنی یک اتفاق ایزولهست، فکر میکنی اون راکت ارزان برنده شده.
وقتی بمب کنار جادهای در افغانستان باعث از کار افتادن خودروهای زرهی آمریکا میشد، میگفت اون بمب که یه دهاتی دفنش کرده بود، حداکثر ۱۰۰ دلار خرج برداشته بود، اما ماشین ۱۰۰ هزار دلاری ارتش آمریکا رو اسقاطی کرد. پس مجهزترین ارتش دنیا رو هم میشه خیلی ارزون از کار انداخت!
سپس همین خط رو ادامه داد و بعدا گفت با یک موشک پدافندی خیلی ارزان پهپاد ۱۰۰ میلیون دلاری آمریکا رو زدیم! و باز ادامه داد و گفت اگه حماس به پرتاب راکتهای ارزان خودش ادامه بده، دیگه کل اقتصاد اسراییل هم از عهده هزینه موشکهای گنبد آهنین برنمیاد، پس مجهزترین ارتشها رو هم با روشهای ارزان میشه ورشکست کرد!
یادمه همون روزها بود که به یکی ازین هیئتیها گفتم اگه اینطوره چرا بادیگارد مقامات نظام به جای اسلحه گرم، چاقو حمل نمیکنند؟ خیلی ارزونتره، کاراییش هم بارها در پایین شهر اثبات شده. مرحوم داداشی با اون هیکل رو با یه چاقو ضامندار کامپکت کشتن.
خیلی نگذشته که اسراییل داره خودش رو برای پدافند لیزری آماده میکنه (هنوز یکم کار داره)، که از بین بردن هر راکت براش ۱ دلار میفته. و کوادکوپترهای بیست سی میلیون تومنی که برای مراسم عروسی استفاده میشد، در حاشیه حتی تهران، مشغول زدن سولههای موشکسازی و مهندسان هوافضای سپاه هستند، و تشکیلات پدافندی موجود هیچ ایدهای برای مقابله باش نداره.
هدف سیستم، گرانسازی نبوده. امکاناتش گران هستند چون قبلا وجود نداشتند و الان وجود پیدا کردهاند. اگه چیزی رو بخوای که قبلا وجود نداشته، گرون درمیاد. چاقو ده هزار ساله که وجود داره. اما چون سازمانیافتگی، همهچیز رو پوشش میده، چیزهایی که قبلا وجود داشتند، به چیزهایی که دارند بوجود میان اضافه میشن، و کار همدیگه رو تکمیل میکنند. اسراییل اول تکنیکهای گرانقیمت رهگیری اهداف رو توسعه داد، بعد لیزر هم بش اضافه کرد. اول راههای گرانقیمت نفوذ به داخل خاک ایران رو توسعه داد، بعد قطعات کوادکوپترها و مهمات رو فرستاد که اینجا مونتاژ کنند و به پرواز دربیارند.
آدم هیئتی اما این رو نمیفهمید، و هر تقابلی رو به صورت ایزوله میدید. انگار فقط یک نبرد وجود داره. فقط بین یک راکت، و یک موشک پدافندی. و معلومه که اگه فکر کنی یک اتفاق ایزولهست، فکر میکنی اون راکت ارزان برنده شده.
❤3
در توکیو تمام خانههای دوبلکس، که یعنی خیلی از خانههای توکیو، این حق رو دارند که طبقه همکف رو به مغازه تبدیل کنند و برای این مغازه نیاز به اخذ جواز کسب ندارند. در نتیجه در این شهر تعداد بیشماری بیزینس خانگی در کوچه خیابون ایجاد شده که از انواع نان تا انواع مربا و شیرینیجات میفروشند.
و اینجا خیابانهایی داریم به طول یک کیلومتر! تشکیل شده از آپارتمان محض، و نه هیچچیز دیگهای، که ساکنین برای رسیدن به نزدیکترین مغازه، باید حداقل بیست دقیقه پیادهروی کنند، که چون نمیکنند، ماشین رو میارن بیرون.
و اینجا خیابانهایی داریم به طول یک کیلومتر! تشکیل شده از آپارتمان محض، و نه هیچچیز دیگهای، که ساکنین برای رسیدن به نزدیکترین مغازه، باید حداقل بیست دقیقه پیادهروی کنند، که چون نمیکنند، ماشین رو میارن بیرون.
شوروی با هر نیرویی که میخواست ازون دیگ لجن جدا بشه با مشت آهنین برخورد میکرد، و یکی ازون نیروها هم نیروهای دفاع میهنی استونی بود. اما خیلی وقتها این سرکوب بهانه بود برای دزدی. تو این حکم طرف رو به اعدام محکوم کردند، و خانوادهش رو فرستادند به سیبری. به جرم اینکه عضو این نیرو بوده، و ۱۲۷ هکتار زمین و ۳۰ تا گاو داشته!
یکم آشنا نیست؟ البته اینجا وقتی زمینهای طرف رو بالا میکشند اسمش میشه انفال، چون از مفسد فیالارض گرفته شده.
یکم آشنا نیست؟ البته اینجا وقتی زمینهای طرف رو بالا میکشند اسمش میشه انفال، چون از مفسد فیالارض گرفته شده.
فارغ ازصحت یا عدم صحت این ادعاها، اگه در ایرانخودرو هم عملیات خرابکاری انجام بشه و انفجاری صورت بگیره و چندتا از مهندسها کشته بشن، باز میگید پول به آقا احسان ساخت؟
نه، اشتباه نکنید. پیشنهاد من این نیست که درباره احسان وزارت دفاعی و سپاهی این رو نگید. پیشنهاد من اینه که به احسان خودرویی، احسان مپنایی، احسان پالایشگاهی هم این رو بگید. چون نه تنها درسته، بلکه شما رو از تناقض هم خارج میکنه.
ولی نمیگید. چون تو ذهنتون حکومت رو دو شقه کردید، که یک بخشش مکتبیه، و یه بخشش خدماتی. و اون بخش خدماتی رو عاری از گناه «کار کردن برای نظام» میدونید.
خیلی رک بودم؟ پس ولومش رو بیشتر میکنم: شما لازم داشتید بخش خدماتی رو منزه بدونید، چون بایکوت کردن بخش مکتبی آسون بود. به خودتون میگفتید فوقش برای سپاه کار نمیکنم، هزار جای دیگه میشه کار کرد. بایکوت کردن سپاه کار سختی نیست (مگر اینکه خودشون بیان سراغت). اما بایکوت کردن بقیه حکومت آسون نیست. چون یعنی رد کردن خیلی از موقعیتها. بعضی وقتها یعنی فقیر شدن، یا ماندن.
نه، اشتباه نکنید. پیشنهاد من این نیست که درباره احسان وزارت دفاعی و سپاهی این رو نگید. پیشنهاد من اینه که به احسان خودرویی، احسان مپنایی، احسان پالایشگاهی هم این رو بگید. چون نه تنها درسته، بلکه شما رو از تناقض هم خارج میکنه.
ولی نمیگید. چون تو ذهنتون حکومت رو دو شقه کردید، که یک بخشش مکتبیه، و یه بخشش خدماتی. و اون بخش خدماتی رو عاری از گناه «کار کردن برای نظام» میدونید.
خیلی رک بودم؟ پس ولومش رو بیشتر میکنم: شما لازم داشتید بخش خدماتی رو منزه بدونید، چون بایکوت کردن بخش مکتبی آسون بود. به خودتون میگفتید فوقش برای سپاه کار نمیکنم، هزار جای دیگه میشه کار کرد. بایکوت کردن سپاه کار سختی نیست (مگر اینکه خودشون بیان سراغت). اما بایکوت کردن بقیه حکومت آسون نیست. چون یعنی رد کردن خیلی از موقعیتها. بعضی وقتها یعنی فقیر شدن، یا ماندن.
❤3
من نگفتم، خودشون گفتن شرع میگه اگه در یک جلسهای، شراب هم در سفره بود، بر مومن واجبه که در اون جلسه شرکت نکنه. چون نگن مومن با مشروبخورها میپلکید! چون شأن مومن مهم است.
اتفاقا منطقی هم است. اما همین منطق رو درباره طلبگی به کار نمیگیرند. اگه قاعده زمانه اینه که طلبگی، قرار گرفتن در سایه حکومته، مردم حق دارند هر طلبهای رو متصل به حکومت بدونند؛ پس معنی نداره طلبه بگه «من کاری به حکومت ندارم، دارم درس دین میخونم!». این بولشت است.
لذا طلبه، تافته جدا بافته است، چون طلبه است. حتی اگه لباس استتار بپوشه.
اتفاقا منطقی هم است. اما همین منطق رو درباره طلبگی به کار نمیگیرند. اگه قاعده زمانه اینه که طلبگی، قرار گرفتن در سایه حکومته، مردم حق دارند هر طلبهای رو متصل به حکومت بدونند؛ پس معنی نداره طلبه بگه «من کاری به حکومت ندارم، دارم درس دین میخونم!». این بولشت است.
لذا طلبه، تافته جدا بافته است، چون طلبه است. حتی اگه لباس استتار بپوشه.