Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اگه داعش برای نجات یکی از افرادش که اسیر شده بیاد درباره منشور حقوق بشر صحبت کنه شما میگی عه اینا به ایندیویژوالیسم اعتقاد پیدا کردن؟ نه. یه بچه هم میفهمه که فقط میخوان آدم‌شون رو نجات بدن. یه مشت دزد و راهزن هم اگه هی جمله «مقررات دست و پاگیر باید حذف گردد» رو تکرار کنند معنیش این نیست که لیبرال شدن. معنیش اینه که میخوان پروژه‌شون رو نجات بدن.
منظور یک دزد از مقررات بد، اینه که چرا نمیذارن یه برج رو با مقوا بسازم. منظور یک کارآفرین از مقررات بد اینه که چرا قانون ارث رو یه جوری تنظیم کردید که تو بافت فرسوده هر کی صاحب پنجاه متر زمین شده که توش نمیشه هیچی ساخت.
Anarchonomy
اگه داعش برای نجات یکی از افرادش که اسیر شده بیاد درباره منشور حقوق بشر صحبت کنه شما میگی عه اینا به ایندیویژوالیسم اعتقاد پیدا کردن؟ نه. یه بچه هم میفهمه که فقط میخوان آدم‌شون رو نجات بدن. یه مشت دزد و راهزن هم اگه هی جمله «مقررات دست و پاگیر باید حذف گردد»…
در مملکتی که دزدها و تبهکاران نه یک نیروی موازی با حکومت، بلکه خود بدنه حاکمیت هستند، فوکوس کردن روی استانداردهای فنی، گزافه‌گوییه. به عنوان یک کشور جهان سومی که هیچ‌وقت واقعا صنعتی نشد، استانداردهای به‌روزی نداریم. اما اهمیتی نداشت اگه به‌روزترین استانداردها رو هم می‌داشتیم. همون اوباشی که استاندارد ضعیف رو دور می‌زنند، استاندارد قوی رو هم دور خواهند زد.
1
لعنت به «باعث و بانی» یعنی شلیک تیر هوایی، که فقط شلیک باشه، به جایی نخوره مهم نیست. همه مسببان این وضعیت اسم دارند و شناخته‌شده هستند.‌ لعنت یعنی دشمنم برای من راهی جز خشونت باقی نگذاشته اما من دست به خشونت نمی‌زنم، و با یک نفرین مذهبی، که در مورد من، که مذهبی هم نیستم کاربردی نداره، جایگزینش می‌کنم.
Anarchonomy
لعنت به «باعث و بانی» یعنی شلیک تیر هوایی، که فقط شلیک باشه، به جایی نخوره مهم نیست. همه مسببان این وضعیت اسم دارند و شناخته‌شده هستند.‌ لعنت یعنی دشمنم برای من راهی جز خشونت باقی نگذاشته اما من دست به خشونت نمی‌زنم، و با یک نفرین مذهبی، که در مورد من، که…
هرجا به جای استدلال از عکس بچه استفاده کردند، بحث رو ادامه ندید.‌ اینکه باید با روسیه جنگید به این دلیل نیست که بچه‌ها رو می‌کشه. اگه هیچ بچه‌ای هم کشته نشده بود هم باید با روسیه می‌جنگیدیم. دلیل اینکه باید مسئله غزه حل بشه این نیست که بچه‌های غزه کشته میشن. اگه همه بچه‌ها رو ازون باریکه خارج میکردن و همه زن‌های غزه توان باردار شدن رو از دست میدادند هم باز مسئله غزه باید حل میشد. اگه هیچ بچه‌ای در ایران استرسی درباره قدرت خرید مادرش نداشت هم باید جمهوری‌اسلامی رو زنده به گور می‌کردیم. اگه به جای یارانه نقدی، هر ماه یک شمش طلا هم درب منزل تحویل‌مون میدادند، باز هم باید این نظام رو نابود می‌کردیم.
3
مرز خیلی ظریف و خطرناکی وجود داره بین فرهنگ
No pain, no gain
و فرهنگی که از روانشناسی امروزی حاصل شده که هر مشکل شخصیتی رو ربط میده به اوضاع اسف‌بار دوران کودکی!
بچه‌ای که زیر بمباران استرس‌های پولیه، یه جوری بزرگ میشه که در بزرگسالی باید خیلی به خودش فشار بیاره که دامنه دیدش رو از «با پول میشه همه‌چیز رو درست کرد» وسیع‌تر کنه. اما خوب نیست اصلا تحت چنین استرس‌هایی نبوده باشه. نه به دلیل ارزش‌های مزخرف شرقی که فقر رو نوعی ویتامین معرفی می‌کنه! بلکه به این دلیل که نمیشه دنیا رو بدون جذب مقادیر قابل توجهی از استرس شناخت. کسی که تحت این استرس‌ها نبوده، نمی‌فهمه که دقیقا در چه دنیایی زندگی می‌کنه. و اگه دیر بفهمه که دقیقا در چه دنیایی قرار داره، دردهای سنگین‌تری بش تحمیل خواهد شد.
بعضی از عزیزان طوری فارسی رو نگارش می‌کنند که با نگاهی به متون خودم حس می‌کنم یک ادیب فرزانه‌م.

#لبخند_شبانه
چندسال پیش که اینجا زلزله خفیفی اومد، و مردم ریخته بودند خیابون تا مثلا در معرض ریزش آوار نباشند، همسایه ما که پارکینگ نداشت و ماشینش همیشه بیرون پارک بود، لحاف پتو رو آورد و خانوادگی همونجا داخل ماشین خوابیدند. اما هر بیست دقیقه یادش میفتاد یه چیزی رو اگه می‌آورد بهتر بود، و می‌رفت بالا پیداش می‌کرد می‌آورد. یه بار چراغ قوه، یه بار آفتابه، یه بار اسپیکر بلوتوث، یه بار اون یکی زیرشلواری که خشتکش پاره نیست! و در نتیجه دائم در راه پله در رفت آمد بود. طوری که انگار هدف این نبود که تا حد امکان داخل ساختمان نباشیم، بلکه قراره امشب احیاء بگیریم، ولی تو خیابون!

ما زندگی کردن بلد نیستیم، برای همین همه بحران‌ها خیلی سریع به جوک تبدیل میشه. حتی وقتی که تحت استرس هستیم، در نقش یک کمدین قرار می‌گیریم. و سپس خیلی سریع جوک رو وصل می‌کنیم به عزاداری. برخلاف باور کلیشه‌ای، زندگی ما سینوسی و مشابه جریان برق اِی سی نیست. بلکه مشابه جریان دی‌سی است. چون جوک، بلافاصله به عزا، و عزا بلافاصله به جوک تبدیل میشه و این رفت و برگشت همینطور ادامه پیدا می‌کنه. در مواقعی نزدیکی دو انقدر بالاست که به نظر میرسه در هم ادغام شده. آواربرداری متروپل یک نمونه ازین حالت ادغام شدگیه، که در صحنه هم جوک رو میشه دید و هم عزا رو.

فاکتورهای بیرونی مثل آموزش قطعا خیلی مهمند. ما تقریبا برای هیچ‌‌چیز آموزش نمی‌بینیم. اما دقت در رفتار مردم نشون میده عوامل دیگه‌ای هم دخالت داره. مثلا به نظر میرسه هر فرد، یک موجود در خود فرو ریخته‌ست. انقدر از فضای بیرون بیزاره، و در خودش فرو رفته، که ارتباطش رو با بیرون به کلی از دست داده. خطر فیزیکی یا حوادث، مجبورش می‌کنه ارتباط با بیرون رو تازه کنه. و این براش خوشایند نیست. بنابراین در مواجهه با حادثه، اولویت اول تلاشش اینه که همه‌چی زودتر تموم بشه! از تقلای همسایه ما در بالا پایین رفتن هم میشد این رو دید که انگار داره درون خودش این تلقین ناخودآگاه رو انجام میده که «این کار ایکس هم انجام بدم دیگه میتونیم برگردیم به حالت همیشگی دیگه، نه؟ پس بدوئم برم انجام بدم!». تا جایی که هدف از انجام اون کارها، به حاشیه میره. حتی اگه اون هدف، زنده ماندن یا سالم ماندن باشه.
برای همینه که ما در بحران، حتی عجله کردن نمی‌بینیم. شلوغ کردن می‌بینیم.
5
اینکه دو نفر بیان تو خونه و صاحبخونه رو که یک سرهنگ نظامیه بلند کنند و ببرند تو تراس و پرتش کنند پایین، چیزیه که تو فیلم‌های اکشن تایوانی که میخوان بیننده رو همون اول فیلم شوکه کنند، دیده میشه. چون واقعا ترسناکه. اما به نظر میرسه اسراییل صحنه‌های فیلم‌ها رو داره تو محدوده کرج و تهران انجام میده. و این در شرایطیه که هنوز جنگی شروع نشده. قاعدتا نباید در نمایش توانایی‌های امنیتی اطلاعاتی دست و دلباز بود. چون نباید به حریف نشون داد که لبه تسلط تا کجا پیش رفته. اما حاضرند این دست و دلبازی رو به خرج بدن تا این هشدار رو داده باشند که در صورت درگیری نظامی، پایتخت از داخل مورد حمله قرار می‌گیره، نه از بیرون. و برای آخوند هیچی خطرناک‌تر ازین نیست که خودش قبل از گوشت‌های قربانیش، هدف قرار بگیره.

بعیده نهایتا درگیری رسمی رخ بده، ولی اگه رخ داد شاید اولین جنگ ایران باشه که بتونیم لم بدیم رو مبل و فقط تماشا کنیم.
5
ازین‌هایی که آداب معاشرت عرفی درباره کسانی که متفاوتند رو رعایت می‌کنند نیستم، و مثلا اگه آدمی ببینم که یک پا نداره ممکنه ازش بپرسم اون یکی پات کو؟ در دوران دبستان هم یه همکلاسی داشتم که صدای کلفت خاصی داشت، طوری که انگار نفسش از یه زانوی چهل و پنج درجه رد میشه بعد میاد بیرون. یک بار به اون هم گفتم چرا صدات اینجوریه؟ و ناراحت شد، و کلا دیگه از من خوشش نمی‌اومد. الان فهمیدم خواننده شده، و صداش واقعا مناسب خوانندگیه. اون زانوی تو گلوش به دردش خورد. اما متاسفانه نه سایتی داره، نه پروفایلی در سرویس‌های پخش موسیقی، و اگه عکسش نبود و کج شدن دهنش موقع خندیدن نبود، خودم هم نمی‌تونستم بشناسمش. معتبرترین جایی که باشون کار کرده، یکی ازیناست که دی‌جی میفرستن به عروسی‌ها. مطمئنم از زندگیش راضیه، چون از همون بچگی به نظر می‌رسید خانواده‌ش به صورت دیفالت محتاج نان شب نخواهند شد. اما تلف شدن استعداد، خودش تجسمی از فقر شدیده. مقایسه با آمریکایی‌ها که یک فرد سیب‌زمینی مانند رو هم می‌تونند به عرصه‌های جهانی وارد کنند، نشون میده که ما اساسا بلد نیستیم در بیزینس، خودمون و دیگران رو بالا بکشیم.
4
قرآن، که کتاب مسلمان‌هاست، به خودش نمیگه کتاب. به انجیل و تورات میگه کتاب. از اولین آیه، خودش رو چیزی خواندنی معرفی می‌کنه، نه چیزی نوشتنی. محمد نبود که مکتوبش کرد. این امپراتوری نوظهور عربی بود که مکتوبش کرد. شاید برای توسعه قلمرو لازمش داشت‌. شفاهی نگه داشتن قرآن از ساحت مادی جداش می‌کرد، و این از تقدس‌گرایی دور نگهش میداشت. به قرآنی که جایی نوشته نشده نمیشه توهین کرد. به محض اینکه مکتوب شد، دعوا هم شروع شد. کاغذش رو زدن بالای نیزه‌ها و مخالف سیاسی‌شون رو تخطئه کردند.

این امپراتوری ایرانی بود که امام رضا رو کاغذی، آجری، سرامیکی، فولادی، طلایی کرد. برای همین الان به نقشه مشهد از بالا هم نباید توهین کرد.
11
وزیر خارجه آمریکا یاد قربانیان کشتار میدان تیان‌آنمن رو گرامی میداره. شیپورچی دولت چین پایینش لینک یک صفحه درباره کشتار روستاییان ویتنامی توسط سربازان آمریکایی رو میذاره.
جهان‌سومی‌های امپراتوری‌پرست، ممکنه از دولت امپریالیستی پول بگیرند تا «پس خودتون چی، هان؟» رو تبلیغ کنند. ولی اگه پول نمی‌گرفتند هم در درک تفاوت‌ها عاجز بودند. همون اتفاقی که در ویتنام رخ داد در رسانه‌های آمریکا بازتاب زیادی پیدا کرد و جزء اتفاقاتی بود که موج ضدجنگ رو تقویت کرد. همون مثالی که استفاده می‌کنه تا بگه آمریکا با بقیه گه‌دونی‌های شرقی فرقی نداره، دقیقا یک مثال تاریخیه که چرا آمریکا هیچ شباهتی به گه‌دونی‌های شرقی نداره.
7
دختره با چندتا عکس نود مخش رو زده و به شام دعوتش کرده و مسمومش کرده و همون شب از ایران رفته.

یک نفر برای انجام دادن این کار با من کافیه، اما انجام دادن این کار با یه مهندس که داره گرفتاری‌های موشکی نظام رو برطرف می‌کنه، یه تیم میخواد. و این تیم قطعا در حفاظت اطلاعات سپاه هم آدم داره.
36
Anarchonomy
دختره با چندتا عکس نود مخش رو زده و به شام دعوتش کرده و مسمومش کرده و همون شب از ایران رفته. یک نفر برای انجام دادن این کار با من کافیه، اما انجام دادن این کار با یه مهندس که داره گرفتاری‌های موشکی نظام رو برطرف می‌کنه، یه تیم میخواد. و این تیم قطعا در حفاظت…
چرا انباردار ارتش روسیه تو برگه گزارش تعداد قطعات رو بیشتر از چیزی که هست می‌نویسه، که بعد موقع جنگ (یا همون تجاوز) سرباز با تانک بره وسط راه گیر کنه و کشته بشه؟ چون دزده و همه دزدند.
چرا از بالا تا پایین همه دزدند؟ چون تشکیلات این اجازه رو بشون میده. چطور تشکیلات میتونه این اجازه رو بشون بده؟ چون هیچ مکانیزمی برای حرف زدن علیه اوباش وجود نداره. زیردست انباردار میدونه که رئیسش دزده، اما چیزی نمیتونه بگه. خبرنگار میدونه همه دزدن، اما چیزی نمیتونه بگه‌. دزدهای بالایی هم می‌دونند پایینی‌ها دزدند، اما به دزد اعظم نمی‌تونند چیزی بگن.

تو سیستم بسته نمیشه از چیزی محافظت کرد.
75
ائمه جمعه دارند گله می‌کنند که چرا به جای فقط آرد و روغن، قیمت همه کالاهای سوپر مارکتی بالا رفت، که یک مقدارش به این برمیگرده که موظفند به «انتقاد فیک»، تا اعتراضات اصلی به حاشیه بره، و یک مقدار هم به این برمیگرده که هیچ درکی ازینکه بازار چطور کار می‌کنه ندارند.
مهم‌ترین چیزی که تحت تأثیر افزایش قیمت قرار می‌گیره شکر و روغن نیست. این‌ها رو میشه نخورد یا کمتر خورد.‌ مهم‌ترین چیزی که تورم داره نابودش می‌کنه ساختمانه، که هرچقدر هم صنعتش بومی باشه، باز تحت تأثیر قیمت دلاری کالاهاست. در شرایطی که فقط هزینه ساخت فیزیکی آپارتمان، حتی در شهرستان، منهای پول‌هایی که باید از زیر میز پرداخت بشه، به متری ۱۵ میلیون تومن رسیده، یک واحد صدمتری رو اگه حضرت دانیال نبی هم بسازه و اصلا دنبال سود غیرمتعارف هم نباشه، زیر ۲ میلیارد تومن نمیتونه بفروشه. که البته دانیالی در کار نیست، و باید ۳ میلیارد بابتش پرداخت کرد. و نه سیستم بانکی توان تأمین وامی در این حد و اندازه داره، و نه مردم توان پرداخت قسطش رو.

در خیلی از کشورها درصد اجاره‌نشینی بالا رفته، ولی اون‌ها در حال تولید انبوه و صنعتی مسکن اجاره‌ای هستند. در حالی که اینجا هیچ خبری نیست. و این میتونه مثل یک مین، زیر پای خود حکومت عمل کنه.
6
«هر دختری بایه. تو فقط باید بفهمی بایسکشواله، یا بایپولار».

این جوک رو روزنامه‌نگار واشنگتن‌پست ریتوعیت کرد، و مجبورش کردند عذرخواهی کنه. یکی از سوالات مضحکی که پرسیدند این بود که «چطور واشنگتن‌پست اجازه می‌دهد کارمندش به نیمی از جمعیت توهین کند؟».
اگه خیلی‌ها ازون نیمی از جمعیت به این جوک بخندند چی؟

#لبخند_شبانه
🤔3
این چیزی که امروز دارند به اوکراین میگن رو به ما هم خواهند گفت. به اوکراین میگن اهداف نظامی روسیه که در خاک روسیه‌ست رو هدف قرار نده، چون این خط قرمز روسیه‌ست و ممکنه با حمله هسته‌ای پاسخ بده. دارند به کشوری که بش تجاوز شده میگن، اونجایی که داره ازش موشک شلیک میشه و میاد زن و بچه و پیر و جوان رو می‌کشه، هدف قرار نده! مثل اینه که به زنی که داره بش تجاوز میشه بگن فقط جیغ بزن، چیز تیزی رو به بدن متجاوز فرو نکن!

به ما هم اجازه بهم ریختن ایران رو نمیدن. چون این حکومت، مملکت رو به زاغه موشک تبدیل کرده. و برای خارجی‌ها مهم شلیک نشدن اون موشک‌ها، که ممکنه اتمی هم بشن، و دور ماندن‌شون از دست کلکسیون بزرگ تروریست‌های خاورمیانه‌ست؛ نه حل شدن معضل‌ جامعه ما با سلطنت و خلافت. با تظاهرات و دیوارنویسی و هر از گاهی چند شهید دادن، که به مرور مثل پاکستان به یک خبر روزمره تبدیل بشه، اوکی هستند. اما به هم ریختن رو نمی‌پذیرند. دارند به ما هم میگن فقط جیغ بزنیم.
15
وانت بالایی رو فورد دقیقا ۵۰ سال پیش با قیمت حدود ۳ هزار دلار به بازار عرضه کرد که با احتساب تورم در طول نیم قرن، میشه حدود ۲۰ هزار دلار امروز. وانت پائینی رو امسال داره میفروشه، با همون قیمت ۲۰ هزار دلار. و البته با انبوهی از امکانات رفاهی و ایمنی. پس در عرض پنجاه سال، ارزش پول تقریبا هفت برابر کمتر شده، اما از لحاظ کیفیت و امکانات، ماشینی تحویل می‌گیرند که هفت برابر بهتره.

یک آمریکایی هیچوقت نمی‌فهمه ما ایرانی‌ها در همین پنجاه سال، چه خفتی رو تحمل کردیم.
13
اون یارو که جلوی تانک دولت چین ایستاده بود و اون عکس تاریخی ازش گرفته شد، جلوی یک تانک نایستاده بود، جلوی یک ارتش ایستاده بود. ابعادش در این عکس بهتر معلومه.
نظر معترضان این بود که چه خبرتونه دارید از آرمان‌های کمونیسم فاصله می‌گیرید و فلان. اما نظر معترضان هرچه که باشه، چه‌ کسانی جز یک مشت بیمار روانی اینهمه تانک رو ردیف می‌کنند جلوی مردم غیرمسلح؟
کشوری که به روانی‌ها اعتماد کنه، در دراز مدت هزینه‌های بدی خواهد داد.
7