Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
🇮🇷خیانت خواص
Voice message
ایشون میگه می‌دونید چرا به من بد و بیراه میگن؟ چون من مستقلم!.. بعد چند ثانیه جلوتر میگه می‌دونید چرا فحشم میدن؟ چون توسعه سیاسی نداریم! بعد چند ثانیه جلوتر میگه این میراث حزب توده‌ست!
بالاخره مشخص نشد، این فحش‌ها به خاطر مستقل بودن ایشونه، یا به خاطر فقدان توسعه سیاسیه، یا به خاطر میراث مارکسیسم در تاریخ معاصر ایران!.. گویی از چند جهت و همزمان چند اتفاق ناگوار افتاده تا اینکه ایشون مورد اهانت واقع شده!

اینکه «به من فحش می‌دهند، پس من مستقلم» یک استدلال نیست، یک مغلطه‌ست، که هر کسی می‌تونه استفاده کنه. جنتی هم می‌تونه بگه می‌دونید چرا سن منو مسخره می‌کنن؟ چون من مستقلم! ضمن اینکه صرف مستقل بودن و یونیک بودن که فضیلتی نیست. از بعضی لحاظ، استالین هم آدم مستقل و یونیکی بود، طوری که هنوز کسی شبیهش پیدا نشده و اگه کسی هم بخوایم شبیهش معرفی کنیم میگیم «استالین کوچک». باید نشون بدی به واسطه این استقلال چی داری عرضه می‌کنی و اون چیزی که داری عرضه می‌کنی چقدر میارزه.

اینکه «به من فحش می‌دهند چون توسعه سیاسی نداریم» واقعا تأسف‌باره. هم ازین جهت که طرف خودش رو چنان مهم تلقی می‌کنه که تحقیر شدن خودش رو ادله‌ای محکم برای قضاوت یک ملت میدونه! گویی سطح توسعه ما بستگی به این داره که این آقا فحش بخوره یا نخوره! و هم ازین جهت که استاد علوم سیاسی مملکت از وضعیت سیاسی کشورهای توسعه‌یافته بی‌خبره! اگه بی‌خبر نبود می‌دونست که اتفاقا تو کشورهایی که در اوج توسعه سیاسی هستند، انتقاد تند و بی‌رحمانه و حتی تخریب شخصیت چهره‌های شناخته‌شده سیاسی جزء اتفاقات روتین این جوامعه. آیا انگلیس که هفتصدساله پارلمان داره دچار فقدان توسعه سیاسیه که بیشمار کاریکاتور میشه تو رسانه‌هاش پیدا کرد درباره رییس حزب که به شکل خوک نشونش میده؟ شما نمی‌تونید تو آمریکا یه «صاحب‌نظر» سیاسی پیدا کنید، که رادیو تلویزیون ازش دعوت می‌کنند برای مناظره و مصاحبه، که تو اینترنت سر تا پاش رو به فحش نبسته باشند، فارغ ازینکه تو کدوم طیف سیاسی قرار گرفته باشه.

اینکه تخریب شخصیت به جای نقد فنی، میراث مارکسیست‌هاست، یک دروغ بی‌شرمانه‌ست. در دوران قبل از انقلاب، اگه قشری در ایران وجود داشت که واقعا سواد داشت و قابلیت نقد فنی و بحث داشت، همون مارکسیست‌ها بودن. در زمان همون دکتر مصدق که ایشون به عنوان یک بت پرستشش می‌کنه، از هر ده نفری که کتاب‌خون بودند، هشت‌نفرشون مارکسیست بودند. این یک واقعیته، و نظر شخصی من درباره مارکسیست‌ها (که نظر فوق‌العاده منفی‌ایه) روی این واقعیت هیچ تأثیری نداره. اما ایشون نمیتونه واقعیت رو از احساسات و کینه شخصیش از مارکسیست‌ها تفکیک کنه.

هر فحشی، ناسزا نیست. چون ممکنه طرف سزاوار اون صفت باشه. و هر ناسزایی از ناتوانی از استدلال نیست، چون ممکنه از سر ناامیدی از سطح درک طرف مقابل باشه. لابد خیلی‌ها از اینکه آقای زیباکلام بتونه بعضی چیزها رو درک کنه ناامید شدن که به ناسزا بسنده می‌کنند.
همونطور که به آیدااحدیانی (ورژن اینستاگرامی و صورتی‌رنگ زیباکلام) گفتم، اگه تحمل بد و بیراه رو ندارید، اصلا نباید وارد عرصه عمومی می‌شدید. عرصه عمومی یعنی داوطلبانه خود را در معرض بیشمار قضاوت قرار دادن. آیا ما مشکل فرهنگی نداریم؟ چرا. آیا در فقر توسعه سیاسی نیستیم؟ چرا. آیا رسوبات مارکسیسم در همه جای تاریخ معاصرمون اثر نکرده؟ چرا. ولی سوسول بودن شما ارتباطی با این مسائل نداره.
9
‍ ‍‍ اینو فردی که تحصیلاتش به مراتب از من بالاتره (و دائما به کاپیتالیسم فحش میده) تو اینستاگرامش گذاشته.

اگه چیزی که اینستاگرام ازش میگیره بیش از منفعتشه، قاعدتا واکنشش نباید یک لعنت، ولو جاودانه، باشه، واکنشش باید توقف استفاده ازش باشه. اگه بت بگن ضرر الکل بیشتر از منفعتشه، ترکش می‌کنی، نمیگی لعنت به الکل! اونایی که میدونن ضرر الکل بیشتره، و مثلا عمر رو کوتاه می‌کنه، و باز مصرف می‌کنند، کوتاهی عمر رو ضرر حساب نمی‌کنن، بنابراین در معادله ضرر-منفعت، الکل براشون همچنان توجیه داره. و گرنه اگه برای کسی مرگ زودرس یا سرطان، ضرر محسوب بشه، کاری که نهایتا می‌کنه اینه که میذارتش کنار. نه اینکه بازم بخوره ولی لعنت هم بفرسته! مگر اینکه بخواد ترک کنه، و نتونه. و این حالت فقط در مورد یک معتاد صدق می‌کنه. چی میشه که یک معتاد میگه نمی‌تونم؟ وقتی که حس می‌کنه اگه بذاره کنار خواهد مُرد! یعنی باور داره که ضرر الکل بیش از منفعتشه، اما در حالتی که من داخلش هستم، ضرر ترک کردنش هم بیشتر از منفعت ترک کردنه! یعنی سرمایه‌داری ما رو مجبور کرد چیزی رو انتخاب کنیم که بعدا نتونیم ازش خلاص بشیم. مثلا اینستاگرام شر است، ولی نداشتن اینستاگرام هم یعنی دور افتادن از «اجتماعات بدیع، و بدعت‌های اجتماع»، که اینم در نوع خودش شر است. چیزی که نمیگن اینه که چرا بین این دو شر، شر ماندن در اینستاگرام رو انتخاب می‌کنند؟ حالا که قراره در هر صورت ضرر بکنند، خب ضرری رو به جان بخرند که حداقل با بایکوت کردن سرمایه‌داری همراه باشه. لعنت جاودانه، چه آسیبی به سرمایه‌داری میزنه؟
عین همین نفاق رو در برادران و‌ و خواهران ارزشی ضدصهیونیسم هم می‌بینیم.
وای که چقدر نقطه اشتراک هست بین اسلامگرایی و چپگرایی.. دیگه دارند عین خواهر برادر دوقلو‌ میشن.
4
کل تایمی که شریعتمداری داشت حرف میزد، مهاجرانی وقت داشت که برای جوابش فکر کنه، و فکر هم کرد، و تنها عددی که به ذهنش رسید ۱۰ سال بود! (یعنی از دهنش نپرید، ۱۰ رو در ذهن نگه داشته بود تا بگه). قاعدتا آدم اگه بخواد حرف از «محال» بزنه باید عددی دست‌نیافتنی رو به کار ببره. نه ۱۰ که عمر یه گربه‌ست.

https://t.me/VahidOnline/31854
کویتیه ویدئوی تجمع سلفی‌ها رو گذاشته و میگه وقتی یهودیا از نسل‌کشی فرار کردن و رفتن خارج، وارد سیاست و بیزینس و اینا شدن. ولی مهاجران عرب و مسلمان رفتن خارج یا خلاف می‌بینی ازشون یا جهل یا تروریسم!
5
بعضی وقت‌ها آدم شک می‌کنه آیا واقعا اینا می‌دونن معنی سکولاریسم چیه؟ یا چون س زیاد داره مثل سکس، یه جور چیز مستهجن تو ذهنشون نقش می‌بنده؟
10
‍ ‍‍ تصادفی عکس یه برگ از یه کتاب خطی عربی رو دیدم که تقریبا متعلق به پونصدسال پیشه (به خاطر قرابتم با هنر خوشنویسی هرجا «خط» ببینم فوکوس می‌کنم روش).. با این که کاتب خیلی ساده نوشته ولی یه لحظه مو به تنم سیخ شد از دیدنش. هزارسال بعد از ظهور اسلام، خط عرب به طرز عجیبی شبیه خط پهلوی ما ایرانی‌ها بوده. یه متن پهلوی گذاشتم در سمت راست تصویر تا خودتون ببینید. شباهت‌ها باور نکردنیه.
یک عمر دروغ تحویل ما دادن و متأسفانه همه هم باورشون شده که مسلمون‌ها به ما حمله کردن، و خط‌مون شد عربی!.. در حالی که عرب اصلا خط نداشت که بخواد به ما تحمیلش کنه. تا صدسال بعد از ظهور اسلام حتی خود عرب‌ها هم داشتن به زبان‌های محلی خودشون حرف میزدن، و چیزی نمی‌نوشتند، چطور ممکنه خط ما رو عربیزه کرده باشن؟ همون صد سال بعد هم که خلفا یادشون افتاد با این وضع نمیشه ادامه داد و تصمیم گرفتن خط رو تدوین کنن، این ایرانی‌ها بودند که پروژه رو در اختیار گرفتند. این ما بودیم که خط قدیمی خودمون رو برداشتیم، توسعه‌ش دادیم، کاملش کردیم، و تحویلش دادیم به حکومت، و بعد هم عرب‌ها ازش استفاده کردند، هم خودمون. این خط خودمونه‌. کاملا Designed In Great Persia
به طرز خنده‌داری، این روایت جعلی که خط ما رو اعراب عوض کردند! رو عاشقان هخامنشیان و کوروش‌پرست‌ها ترویج می‌کنند (و در واقع این تنها چیزیه که جمهوری‌اسلامی باشون اختلاف نظری نداره و از تثبیت شدن این روایت استقبال هم می‌کنه). یعنی غرور ملی رو صرف «یأس تاریخی» می‌کنند، که بعضا به نفرت از اعراب هم دامن میزنه. در حالی که قاعدتا باید کاملا برعکس می‌بود، یعنی این‌ها باید در زدودن این جعل تاریخی از ذهن مردم پیشقدم میشدند.‌

یه میل عجیب در بسیاری از ایرانی‌ها وجود داره که سعی می‌کنه هرچقدر که به تاریخ خودش نگاه می‌کنه، فقط افسوس بخوره. یعنی هدف افسوسه، و هرچی که دریافت می‌کنه همه ابزار اون هدف قرار می‌گیرند. حاضره مشتی دروغ رو باور کنه، تا روایت افسوس‌محور برقرار بمونه.
8
‍ ‍‍ یکی دیگه از دروغ‌هایی که در ذهن همه ما فرو کردند اینه که جوامع وقتی اسلام رو پذیرفتند که در اصول و ارزش‌هایی که معرفی می‌کرد، مزیت‌هایی رو دیدند که در دین قدیمی خودشون موجود نبود!
در مورد ایران که علاوه بر این دروغ، یک دوگانه انحرافی هم ساخته شده. دوگانه‌ای که نظرات رو به دو گزینه کاملا متضاد تقسیم کرده: الف- مردم با زور شمشیر مسلمان شدند (این بیشتر در بین عرب‌ستیزها طرفدار داره) و ب- مردم کاملا آگاهانه و با میل شخصی به اسلام گرویدند (این هم بیشتر در بین حوزویان رواج داره). در واقعیت هیچ کدوم این دو حالت نبوده‌. در مورد الف که اتفاقا اعراب خیلی هم علاقه نداشتند که ایرانی‌ها مسلمون بشن. چون ورود غیرعرب به دایره اسلام، اون‌ها رو صاحب حق و حقوقی می‌کرد که تعادل رو بین نیروی غالب و نیروی مغلوب بهم می‌زد. (که البته در نهایت بهم زده شد و مغلوبین هم سطح غالبین شدند و خود این مسئله پاشنه آشیل دستگاه خلافت شد). در مورد ب هم اصلا ازین خبرها نبود. چون اولا در دوره بعد از حمله، نظام اجتماعی تغییر کرد و عرب‌های غالب در طبقه بالاتر قرار گرفتند. به تدریج مغلوبین به این نتیجه رسیدند که بهترین راه نفوذ به طبقه بالا (و رهایی از فشار) مسلمان شدنه، که بلافاصله امتیازاتی رو با خودش به همراه میاره. و دوما، در اون زمان مردم عوام اصلا کاری با مسائل نظری نداشتن. این بحث‌ها که درباره فلسفه و تئوری دینی میشه مربوط به دوره ماست. هزار و چهارصد سال پیش یک دهقان کم‌ترین اهمیتی نمیداد که زرتشت درست میگه یا محمد. اونچه که جامعه و زمانه ازش میطلبید رو انجام میداد.

برای مورد آخر یه مثال دارم براتون.. یک پاراگراف از یک کتاب رو جدا کردم که فوق‌العاده‌ست، و نشون میده پروسه مسلمان شدن می‌تونسته در حد داغ زدن به یک اسب، ساده و بی‌معنی باشه. (سلطنت ممالیک ازین جهت مهمه که نزدیک سیصدسال، حد فاصل حمله مغول تا ظهور امپراطوری عثمانی، مصر و حاشیه مدیترانه رو در سیطره خودشون داشتند). ضمن اینکه اولین چیزی که به با خوندنش به ذهن‌تون میرسه اینه که چقدر شبیه سناریو سریال گیمز آو ترونزه.. اونجا که دنریس وارد جزیره‌ای میشه که برده‌ها رو از بچگی، به عنوان سرباز جان برکف تربیت می‌کنند. وقتی درباره تمدن اسلامی صحبت میشه، معمولا به این لکه‌های ننگ اشاره‌ای نمی‌کنند.
9
اگه اقتصاد ونزوئلا فرو بریزه، ۶۳ میلیارد دلاری که چین بین ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ به این کشور قرض داده میماله!
پیام بهداشتی: سوسیالیسم یه اسب مرده‌ست. روش شرط نبندید.
8
اماراتی که جز بیابان چیزی نداره، این کلیپ تبلیغاتی رو میسازه برای جذب توریست، و تازه افتخار می‌کنه که هنوز «بدویت عربی» رو زنده نگه داشته. و اینجا تبلیغ و جذب که پیش‌کش، «پرویز و پونه» باید به مردم بگه تو بناهای تاریخی پینت‌بال بازی نکنید!

https://youtu.be/D74nS6UBD7E
3
چرا این ویدئو فقط ۱۵۰ بار دیده شده؟ اینو باید همه ببینن.
شاید هفت‌تپه واقعا به شش‌هزار کارگر نیاز نداشته باشه، و اگه سپرده میشد به یک شرکت بین‌المللی هم در نهایت نصف‌شون رو اخراج می‌کرد، اما وضعیتی که ما توش هستیم هیچ ارتباطی نه به سیستم‌های سوسیالیستی داره، نه به سرمایه‌داری. نه دولت، شبیه دولت‌های سوسیالیستی، کارگر رو ساپورت می‌کنه، نه شرکت، مثل کشورهای سرمایه‌داری دنبال حداکثر بازدهی و توسعه بیزینسه. ما دقیقا بین چهل دزد بغداد گیر افتادیم.‌ فقط فرقش اینه که بیست نفر از این دزدها لباس دولت تن کردن و بیست تای بقیه لباس بخش خصوصی!

https://youtu.be/8WTDQVCGyig
5
این حرف نتانیاهو مثل اشعار حماسیه:

ضعیف خرد شود، و ذبحش کنند، و اثری ازو در تاریخ نماند. و آن که قویست می‌ماند، چه نیک باشد و چه بد. قوی را محترم دارند. پیمان با قوی بندند و در آخر، با قوی صلح شود.
8
Anarchonomy
این حرف نتانیاهو مثل اشعار حماسیه: ضعیف خرد شود، و ذبحش کنند، و اثری ازو در تاریخ نماند. و آن که قویست می‌ماند، چه نیک باشد و چه بد. قوی را محترم دارند. پیمان با قوی بندند و در آخر، با قوی صلح شود.
اکه هنوز کسی هست که رفتار اسراییل رو درک نمی‌کنه، همین یه توعیت باید کافی باشه برای توجیهش. کل سیاست اسراییل بر مبنای همین نوع نگاهه. و چه خوشمون بیاد چه نیاد، تو خاورمیانه، این درست‌ترین نوع نگاهه. باید گستاخ و قوی بود.
7
‍ ‍‍ از وقتی پست مربوط به خط فارسی رو نوشتم هی پیغام و پسغام میاد و یکی میگه خوب گفتی دمت گرم، یکی میگه چرت نگو بی‌سواد!.. همه هم متخصص و زبان‌شناس!
اون دفعه که تصویر اف۵ آقایون رو گذاشتم (که دریچه هواش بسته بود) هم مشابه همین پیغام‌ها سرازیر شد. اون‌ها هم همه متخصص و «آقا من کارم اینه» بودند. و من همچنان برام سوال باقی موند که موتوری که اگه فاصله ایمن رو باش رعایت نکنند، آدم نود کیلویی رو میتونه مثل توپ پینگ پونگ بکشه داخل و ببلعه، چجوری با پوششی که، اینطور که میگن منافذ ریزی داره، خفه نمیشه؟ اما به هرحال، وقتی در مورد یک وسیله فیزیکی مکانیکی که جلو چشم‌مون هست به یک اجماع نمی‌رسیم، دیگه نباید انتظار داشت درباره موضوع پیچیده‌ای مثل ریشه زبان‌ها و خط‌ها توافقی وجود داشته باشه.
اما لینک یک پست وبلاگی رو میذارم تا هرکس خواست بره بخونه، چون ایشون خیلی بهتر از من توضیح داده که چرا اینکه ما خط‌مون رو از عرب‌ها گرفتیم حرف مفت است!

https://www.iranboom.ir/shekar-shekan/dabireh/1611-khat-farsi-bazxmande-khat-irani.html

یه اسکرین‌شات از کتاب الفهرست ابن‌ندیم هم پیوست می‌کنم به پست که همه ببینند این شباهت‌های غیرقابل انکار رو. حتی این نویسنده عرب اذعان داره که قبل از اسلام در ایران هفت خط (دبیره) وجود داشته، و از خوش‌شانسی دو سه نمونه از شکل و شمایل این خط‌ها رو هم آورده. به حروف د و ر نگاه کنید، و همچنین کشیدگی‌ها که الان جزء لاینفک خط فارسی هستند. بعد میگن خط عربی از خط نبطی گرفته شده! یه سرچ کنید تو گوگل و خط نبطی رو ببینید، و این اسکرین شات هم ببینید. با حداقلی از IQ هم میشه تشخیص داد کدوم از کدوم ریشه گرفته.

از خط که بگذریم یه سری ادعاهای خنده‌دار هم درباره زبان دارند. مثلا میفرمایند اعراب حمله کردند و کلمات‌شون وارد فارسی شد و گند خورد بش و مردم هم فارسی یادشون رفت و عربی یاد گرفتن!.. در هیچ زمانی و هیچ مکانی نشده که با شمشیر بشه ملت رو مجبور کرد به زبان خاصی حرف بزنند. الان که تازه اینهمه امکانات و ارتباطات هست، جمهوری‌اسلامی چهل ساله داره پول خرج می‌کنه و تبلیغ می‌کنه تا ما با عربی مأنوس بشیم! اما خروجی کل این تلاش‌ها این بوده که ما می‌ریم عراق و نه ما می‌فهمیم اونا چی میگن نه اونا میفهمن ما چی میگیم! تازه عربی عراق که خیلی قرابت داره به ما.. برید قاهره به مکالمات روزمره مردم گوش کنید اگه تونستید یک کلمه بفهمید. اینکه کلمات وارد زبان بشن که با زور اتفاق نمیفته. همین الان ترک‌ها به ۸۵ میگن هشتاد بِش! پنجش رو ترکی میگن ولی هشتادش فارسیه. نمیگن سکسان بش. کسی اسلحه نذاشت رو سرشون که به هشتاد بگو هشتاد!
8
‍ ‍‍ با نزدیک‌شدن ایام محرم دوباره بساط پرخاشگری علیه توده ایرانی پهن میشه، با این عنوان که «این احمق‌ها باز دارن برای قاتلان اجدادشون سوگواری می‌کنند».
خواستم خودم چیزی درباره‌ش بنویسم که دیدم یکی از کاربران توعیتر، رشته توعیت خوبی درباره‌ش نوشته (که کلش رو تو این عکس می‌تونید بخونید).
همونطور که اشاره کرده هیچ سند درستی که نشون بده علی و پسرانش (یعنی مقتولان کربلا) در فتوحات ایران نقشی داشتند وجود نداره. همین که قیام‌کنندگان و شورشیان ایرانی هم فقط با خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس کار داشتن و رویکرد کلی‌شون نسبت به بنی‌هاشم این بود که «شما وایسا کنار دخالت نکن» خودش به اندازه کافی گویا هست. اگه مقتولان کربلا، قاتلان ایرانی‌ها بودند، ایرانیان اون زمان حتما علیه‌شون اقدامات تندتری انجام می‌دادند. اما از همه این‌ها گذشته، مدعیان عزیز به روابطی که در صدر اسلام بین علی و بقیه جریان داشت توجه ندارند. وقتی که دختر پیامبر فوت کرد، علی شبانه در جایی که کسی ازش خبر نداشت دفنش کرد. بعدا اصحاب و ریش‌سفیدان گفتن چیکار کردی جنازه دختر پیامبرمون رو؟ اونم گفت به شما مربوط نیست برید رد کارتون. ولی اصرار کردند، و کار به دعوا کشید، تا جایی که علی رفت شمشیرش رو از خونه آورد و میخواست همشونو بکشه! اونام دیدن ارزش نداره به خاطر یه قبر خودشونو به کشتن بدن بیخیالش شدند. خب از خودتون سوال کنید، آیا در چنین وضعیتی، علی رو میذارن سردار سپاه اسلام بشه یا دخالت کنه در امور فتوحات؟ خیلی واضحه موقعیت. حتی وقتی که به عنوان خلیفه انتخابش کردند خیلی زود متوجه شدند که اشتباه کردند، چون غنائم رو خیلی کمونیستی‌طور پخش و پلا میکرد بین مردم. برخلاف باور عموم، هدف از تسخیر سرزمین‌ها، مسلمان کردن غیرمسلمان‌ها نبود، هدف کسب ثروت بود، و اون ثروت داشت به دست علی به باد فنا می‌رفت. و برای همین خیلی زود ساقطش کردند.

ازین‌ها هم که بگذریم، «قاتل اجداد» معرفی کردن این‌ها چه دردی رو از چه کسی دوا می‌کنه، جز اینکه یک نفرت پوچ ضدعربی ایجاد کنه؟ صحبت ۱۴ قرن پیشه. در دنیای قدیم بدون آدم کشتن امورات هیچ حکومتی راه نمیفتاد. همین داریوش خودمون افتخار می‌کنه شورشیانی رو قتل عام کرده که حاضر نبودند اهورا مزدا رو بپرستند! خشونت چنان عادی و روتین بود که یک بار پادشاه ایرانی در بابل حمام خون به راه ننداخت، این واقعه چنان عجیب و بدیع بود که داستانش رو همه جا نوشتند، از الواح سنگی گرفته تا کتب مقدس! قضاوت اخلاقی که اون زمان چه خشونتی موجه بود و چه خشونتی موجه نبود، کاملا بی‌معنیه.

و متأسفانه به یک مسئله دیگه هم توجه ندارند. این حسین که در کربلا کانون توجه مردمه، با حسین تاریخ عرب فرق داره. این یه حسین جدیده که مردم خودشون ساختن و قالب کردن به اون شخصیت تاریخی. و این در همه مذاهب وجود داره. آیا نظری که امروز یک آمریکایی مذهبی درباره مسیح داره، با نظری که یک ایتالیایی در هفتصدسال پیش درباره مسیح داشت یکیه؟ مطلقا یکی نیست. و شاید انقدر تفاوت داره که اگه اون مسیحی هفتصدسال پیش رو میشد زنده کرد و این مسیحی امروزی رو بش نشون داد، قطع به یقین می‌گفت که کافره! مردم، مسیح و حسین خودشون رو با ذهن خودشون میسازن. با مستندات تاریخی کار ندارند. معنی نداره که بیای بگی این حسین فلان کرد و بهمان کرد. شما داری درباره یه حسین دیگه صحبت می‌کنی، اون داره برای یه حسین دیگه گریه می‌کنه‌.




https://twitter.com/Orwellian2017k/status/1035122205070434307?s=19
5
Anarchonomy
Photo
میفرمایند «درد تو عدم مشارکت زنان و تبعیض نیست.. دردت اینه که تبریز و آذربایجان ساز خودشون رو می‌زنن».
چرا نشه درد هر دو رو داشت؟ مغز ایرانی باید بتونه همزمان هفتاد درد مختلف رو مدیریت کنه.
چهار تا پست اینستاگرامی برام فرستادن که آره ببین زن هم توشون هست (و جالبه چندنفر فرستادند و یک کلیپ تو همشون وجود داشت. قاعدتا اگه تعداد بالا بود، باید این سلکشن به سمت رندوم میل میکرد، نه اینکه توش تکراری دربیاد). تقریبا تو هیچ‌کدوم «زن» نیست. یا دختر بچه‌ هستند، یا دخترهای نوجوان قطعا مجرد. اونم از شهرهای غیر آذری‌. کی رو می‌خوایم گول بزنیم؟ من که خودم آذری‌ام و می‌دونم درباره چه جامعه‌ای حرف می‌زنم.. این دیگه اف۵ و خط پهلوی نیست که بگن تخصص نداری. حقیقت اینه که از جانب ترک جماعت، آروات طایفاسی (زن جماعت)، جلو دوربین نباشه و اجنبی‌ها نبینندش بهتره، چه برسه بخواد برقصه! هر کی گفت ازین می‌ترسن که پلیس فتا گیر بده دروغ میگه. این مسئله فراتر از فتاپتاست. و حتی فراتر ازین نظامه‌. اگه همین فردا هم حاکمیت کن فیکون بشه، تا پنجاه سال بعد هم این غیرتی‌بازی‌های ترکی سرجاش باقی خواهد موند، یا لاقل من که امیدی ندارم. حقیقت اینه که در نظرسنجی‌ها وضع آذربایجان در حمایت از حجاب اجباری، حتی از یزد که بش میگن دارالعباده تأسف‌بارتره!

و اما در مورد ساز مخالف.. به من نمی‌تونن انگ شادی‌ستیزی بزنن، حداقل هموطنان آذری عزیزم نمی‌تونن. همینایی که با این چالش حال می‌کنند، چند روز دیگه که محرم شروع بشه گل میمالن به سرشون تا فاکینگ ۶۰ روز دیگه مشکی رو‌ از تن‌شون در نمیارن، نه من (لاقل احوالات روزمره من دچار این وضعیت سینوسی نیست). این مخالفت با شادی نیست، هر کس هروقت دلش خواست و هرجور دلش خواست شادی کنه و به بقیه هم نشونش بده. ولی تو این مملکت هیچ چیزی از سیاست در امان نیست، چه کسی خوشش بیاد چه نیاد. اون موقع که ملت برای پیروزی روحانی تو انتخابات ریخته بودن بیرون هم گفتم که با این شادی نباید مخالفت کرد، اما باید دید چه مسیجی رو داره منتقل می‌کنه. شادی برای پیروزی یه مارموز امنیتی که حتی پسر خودشم فدای نظام می‌کنه، چه مسیجی داره؟ همونطور که پایکوبی برای «بد نباختن» به اسپانیا، مسیج داره، وسط شدیدترین بحران اقتصادی و سیاسی که در تاریخ بعد از انقلاب سابقه نداشته هم، همچین حرکت‌هایی مسیج خاص خودش رو داره. اونم از اقلیمی که نزدیک یک دهه‌ست تو همه اعتراضات تحول‌خواه، به طرز عجیبی خودشو به خواب زده! و اونم چالشی که با آهنگی گره خورده که توش از یکی از بحران‌های زیست‌محیطی کشور نام برده میشه! که اتفاقا همین قضیه رو بدتر کرده.. اول ادای افسوس درمیارن، بعد ناگهان وارد فاز رقص میشن.. انگار دارن میگن «دریاچه رو خشک کردن؟ به تخمت.. بیا وسط!».

همونطور که افراد آزادند هر زمانی و به هر شکلی، هر حرکت شادی رو راه بندازن، منم آزادم که نگاه کنم و اینطور برداشت کنم که ازش بوی جنس‌خرابی در میاد.
6
موزه ملی برزیل در شهر ریو به طور کامل در آتش سوخت و هزاران اثر تاریخی بی‌نظیر از بین رفت. بی‌کفایتی، چیزیه که از حمله مغول‌ها و داعشی‌ها هم می‌تونه مخرب‌تر باشه.
4
Anarchonomy
موزه ملی برزیل در شهر ریو به طور کامل در آتش سوخت و هزاران اثر تاریخی بی‌نظیر از بین رفت. بی‌کفایتی، چیزیه که از حمله مغول‌ها و داعشی‌ها هم می‌تونه مخرب‌تر باشه.
حوادثی مثل این اهمیت اینترنت و آرشیو مجازی رو بیشتر نشون میده. فرق این نابود شدن‌ها با نابود شدنی که زمان حملات اعراب و حملات مغول رخ میداد اینه که از آثار فعلی حداقل عکس و فیلم موجود هست و چندین جا تو چندین سرور ذخیره شده.
ازونجایی که ایران در عصر حاضر، گرفتار بی‌کفایت‌ترین حاکمان جهان شده، به نظر من وظیفه هر ایرانیه که با هر دوربینی که در اختیار داره از هر اثری که فعلا موجوده، مستندسازی کنه. مهم نیست اگه تکراری باشه و قبلا افراد دیگه‌ای مستند کرده باشند. قانون بک‌آپ اینه که «هر چه تعداد کپی‌ها بیشتر، ریسک کمتر». اگه حتی تو محله‌تون یه در قدیمی باقی مونده که بالاش یه کتیبه هست، ازش عکس بگیرید و به بقیه هم بگید که بگیرند. چون با این حجم از بی‌کفایتی و خیانت که ما شاهدیم، باید فرض رو بر این گذاشت که هیچ اثری از میراث فرهنگی تاریخی ایران باقی نخواهد ماند. اگه این فرض در ذهن‌مون تثبیت بشه، با انگیزه بیشتری مستندسازی می‌کنیم. اگه یه تپه باستانی جایی هست، باید حتم بدونید که به زودی با خاک یکسان خواهد شد. پس از زوایای مختلف عکس و فیلم بگیرید. اگه یه حمام یا آب‌انبار هست، که به زباله‌دانی تبدیل شده، عکس بگیرید. چون حتما با خاک یکسان خواهد شد. مهم نیست زباله‌ها در کادر باشند. مهم اینه که آیندگان بدونند یه همچین چیزی اینجا بوده و این شکلی بوده‌. سعی کنید تگ مختصات رو هم بوسیله جی‌پی‌اس به عکس‌ها الصاق کنید که معلوم باشه دقیقا در چه مکانی بوده.
ما هر چقدر که از ایران مستند تهیه کنیم، اضافه نمیاد. وقتی که دیگه ایرانی باقی نموند (که خیلی دور نیست)، معلوم میشه همش لازم بوده. حتی بی‌کیفیت‌ترین عکس‌ها و فیلم‌ها.
6
‍ ‍‍ «صحبت کردن با دوستانم در حلب مثل پا گذاشتن به یک دنیای موازیه. ازینکه چندتا رستوران‌ و بار جدید باز شده بعد از «غائله» حرف می‌زنند.. و وقتی درباره اوضاع زندگی‌شون می‌پرسم میگن:
خب، چیزه.. یه دقه بیا تو سیگنال!»

شهروند سوری بدبخت، جرئت نداره به رفیق غربیش بگه واقعا تو چه فلاکت و خفقانی زندگی می‌کنند و برای اینکه بگه «حاجی به فاک رفتیم» مجبوره بره تو یه پیامرسان مجهز به رمزگذاری که یه وقت نیان خفتش کنن. خبرنگار صداسیما میره تو شهرهای به اصطلاح آزادشده، و از تردد مردم و ماشین‌ها و صف نانوایی‌ها فیلم می‌گیره که بگه همه‌چی خوب و مرتب شده و ملت راضی‌ان. ولی واقعیت هیچ ربطی به گزارش‌های صداسیما نداره. این مردم بعدِ از دست نیم میلیون نفر و از دست دادن خیلی چیزهای دیگه، حالا مجبورن در شرایطی زندگی کنند که نه پول هست، نه امید، نه آینده، نه امنیت، نه حتی آزادی برای نالیدن!

می‌دونید چی خنده‌داره؟ جمهوری‌اسلامی پول داد و خون داد تا مشروب‌فروشی‌های حلب دوباره باز بشن!
یه نگاهی به قوانین آنتی‌تراست آمریکا که برای مقابله با اقداماتیه که به فضای رقابتی در اقتصاد آسیب میزنه انداختم و بندی که توش به چیزی شبیه «احتکار» اشاره کنه پیدا نکردم. شاید اونایی که حقوق خوندن بهتر بدونن ولی من چیزی ندیدم. گفتم شاید آمریکا استثناست.. رفتم قوانین مربوط به رقابت در هند رو هم نگاه کردم. اونجا مواردی بود که یکمی شبیه احتکار باشه. اما دو نکته توش هست، اولا باید چند توزیع‌کننده همزمان با هم، توزیع کالا رو متوقف کنند، که این همزمانی باید برمبنای یه توافق باشه. یعنی دادگاه بتونه تشخیص بده اینا با هم هماهنگ کردند که توطئه بکنند. دوما هدف ازین توطئه این باشه که قیمت رو به عدد خاصی برسونن. نه اینکه همینجور بی‌هدف باشه. الان احتکار در ایران (تازه اگه واقعیت داشته باشه) این خصلت‌ها رو نداره، چون توزیع‌کنندگان با هم هماهنگ نکردن که کالایی رو عرضه نکنند، هر توزیع‌کننده مستقلا تصمیم‌گرفته فعلا جنسش رو وارد بازار نکنه. هدف تعیین عدد خاصی برای قیمت هم ندارند، چون اون عدد هرچی که بود تا الان بش رسیده بود. ولی الان قیمت بالا رفته ولی باز از توزیع امتناع می‌کنه. یعنی صاحب کالا، توطئه نکرده، بلکه منتظره، و منتظر بالا رفتن قیمت نیست، منتظر باثبات شدن اوضاعه.
قوانین آنتی‌تراست برای این ایجاد میشن که جلوی رفتار ضدرقابتی رو بگیرن. ولی در وضعیت فعلی ما، موضوع اصلا رقابت نیست. خود فعالیت زیر سواله!

یه سری مسائل بدیهی که به ابتدایی‌ترین حقوق انسانی مربوط میشه رو هم باید در این مملکت به بحث کشید. مثل آزادی فردی یک تاجر، یا مالکیت خصوصیش. هیچ فروشنده‌ای وظیفه نداره به فروختنش ادامه بده. جنسش مال دولت یا مال مردم نیست که دولت و مردم تعیین کنن باید بفروشه یا نفروشه.‌ معنی نداره کسی رو مجبور کنند که به فعالیتش ادامه بده‌ (تو آنتی‌تراست هم وقتی شرکتی محکوم میشه، جریمه‌ش می‌کنند. نمیگن تو محکومی به ادامه دادن فعالیت!) فعال اقتصادی، سرباز پادگان که نیست که بشین پاشو بش بدی.

ممکنه بگن خب الان داروها رو ریختن تو انبارها و نمیفروشن، به نظرت باید چیکار کرد؟.. به نظرم این سوال ایراد داره. برای چی دختر وزیر میتونه با انبار کردن دارو وضعیت بازار دارو رو بهم بریزه؟ چون انحصار وارداتش رو داده بودن به ایشون! اگه انحصاری وجود نداشت چه اتفاقی میفتاد؟ یه فرد دیگه میرفت وارد می‌کرد، و دختر وزیر میدید داره از واردکننده جدید عقب میمونه، دوباره شروع می‌کرد به توزیع. به همین سادگی. چرا ایران‌خودرو میتونه ماشین رو نگه داره و دیرتر تحویل بده؟ چون رقیبی وجود نداره که بتونه ماشین دیگه‌ای رو سریع‌تر تحویل مردم بده.

این تئاتر احتکار که اخیرا داره اجرا میشه، نمونه واضحیه از ریختن ماست فقه اسلامی تو قیمه زندگی مدرن! این کلمه فقط تو فقه معنی داره، که با عرف تجارت هزار سال پیش تطابق داشت، اما الان وقتی وارد عرصه مدرن میشه، نه تنها جلوه‌ای نامربوط، بلکه حتی مضحک به خودش می‌گیره. البته مقامات نظام خودشون میدونن علت مشکل کجاست، و ریختن این ماست تو قیمه صرفا جهت دادن آدرس غلط و تشویش افکار عمومیه. ولی همین حربه‌شون، به نفع سکولارها تموم خواهد شد. چون هربار که امر فقهی وارد عرصه مدرن میشه، یه تیکه بزرگ از اعتبار «حکمرانی اسلامی» ازش کنده میشه. یعنی دیگه لازم نخواهد بود به طور نظری و تئوریک این سبک از حکمرانی رو نفی کنیم، بلکه مردم خودشون با مصداق‌هایی که ایجاد کرده کاملا متوجه میشن که باید نفی بشه.
4