Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
برای اینکه بفهمیم چرا ما اروپا نشدیم لازمه به جغرافیای سرزمین‌مون هم دقت کنیم.

شرایط جغرافیایی حاشیه مدیترانه طوری بود که امکان ایجاد دولت‌شهرها رو فراهم می‌کرد، که با هم رقابت هم داشتند. دولت‌شهر یعنی دولتی که در یک شهر خلاصه شده، که دلیل امکان‌پذیری ایجادش این بود که میتونست روی پای خودش بایسته. در تامین غذا، تجارت، و امنیت.

در ایران دولت‌شهر شکل نمی‌گرفت، چون هیچ جمعیت محلی هیچوقت نمی‌تونست در غذا و تجارت و امنیت، کاملا بی‌نیاز از بقیه باشه. بنابراین همیشه یک مجموعه از وابستگی‌ها بین‌شون وجود داشت.

برای اینکه وابستگی رو قطع کنند به خشونت متوسل می‌شدند. تا زمین کشاورزی، دام، آب، راه، که متعلق به یک جمعیت دیگه‌ست و بش وابسته هستند رو به زور ازشون بگیرند و دیگه وابسته نباشند.

بنابراین هر جمعیتی همواره خودش رو در معرض تجاوز می‌دید. و تجاوز مکرر، بی‌ثباتی و آشوب ایجاد می‌کرد که توسعه هرچیزی رو متوقف می‌کرد یا به عقب مینداخت. و این پایه تاریخی مطالبه عمومی برای ظهور یک امپراتور بود. که بیاد همه رو بنشونه سرجاشون.

و امپراتور، که کوروش بزرگ بود، ظهور کرد. برای اینکه امپراتور بتونه این تجاوزات رو پایان بده، باید همه‌چیز رو تحت کنترل خودش در می‌آورد و یک سیستم متمرکز و بسته بوجود می‌آورد.

چون امپراتوری کنترل همه‌چیز رو در اختیار می‌گرفت، همه ابعاد زندگی داخل دایره مدیریتش قرار می‌گرفت. حتی زیرساخت تجارت و ارتباطات. و به همین دلیل هخامنشیان اولین شبکه پستی دنیا رو ایجاد کردند. همونطور که الان دولت چین شخصا متولی احداث راه آهن مغناطیسی پرسرعت شده.‌

چون امپراتوری پروژه‌های بزرگ انجام میداد، هر چیزی که بزرگ بود از لحاظ وجودی وابسته به امپراتوری دیده می‌شد. چون مردم عادت کرده بودند که کارهای بزرگ امپراتوری رو ببینند، به تدریج در ذهن‌شون حک شد که بدون امپراتوری نمیشه کارهای بزرگ انجام داد. از جمله آباد کردن همه‌جا.

امپراتوری به مرور زیر وزن زیاد خودش خم میشه. و همزمان وظایف ذاتی خودش، که همان کنترل اوضاع در جهت ممانعت از تجاوزها بود رو دیگه نمیتونه انجام بده. چون به دلیل تغذیه قبیله متورم خودی‌ها، خودش به بزرگترین نیروی متجاوز تبدیل شده‌.

افزایش تجاوزات و فقدان کنترل کارآمد، دوباره وضعیت آشوب ایجاد می‌کنه. و وضعیت آشوب مطالبه برای ظهور یک امپراتور دیگه رو از نو ایجاد می‌کنه.

این چرخه تکراری تاریخ ماست، که اگه اراده نکنیم که ازش کنده بشیم، همچنان اسیرش باقی خواهیم ماند.
11
Anarchonomy
برای اینکه بفهمیم چرا ما اروپا نشدیم لازمه به جغرافیای سرزمین‌مون هم دقت کنیم. شرایط جغرافیایی حاشیه مدیترانه طوری بود که امکان ایجاد دولت‌شهرها رو فراهم می‌کرد، که با هم رقابت هم داشتند. دولت‌شهر یعنی دولتی که در یک شهر خلاصه شده، که دلیل امکان‌پذیری ایجادش…
یکی از چیزهایی که قربانی اعتیاد به امپراتوری متمرکز شد، خود حقیقت بود. چون به دو شقه شکافتش. دیگه دو حقیقت داشتیم. یک حقیقتی که از آسمان نشأت گرفته و ماوراییه. و یک حقیقتی که داخل امپراتوری معنا پیدا می‌کنه. به تناظر دو نوع دروغ هم ایجاد شد. دروغی درباره حقایق آسمانی، که گناه سنگینی بود و همه قبول داشتند گناهه. و دروغ مصلحتی، درباره منافع امپراتوری، که همه پذیرفتند قابل توجیهه. ازونجایی که منافع امپراتوری گسترده بود و گسترده‌تر هم می‌شد، دامنه دروغ مصلحتی هم گسترش پیدا کرد. تا جایی که دروغ به جزیی از زندگی روزمره مردم تبدیل شد. به مرور این جزء، به یک روش رفتاری تکامل پیدا کرد. دیگه این خود زندگی اجتماعی بود که یک دروغ بود. بنابراین هر فرد، دو زندگی داشت. یکی زندگی که در خلوت عبادتگاه یا در خانه در کنار بستگانش داشت، که میتونست جسورانه، ملحدانه و شورشانه باشه، و یکی زندگی عمومی و پابلیک که طوری تنظیم شده که به نفع امپراتوری باشه.
Anarchonomy
یکی از چیزهایی که قربانی اعتیاد به امپراتوری متمرکز شد، خود حقیقت بود. چون به دو شقه شکافتش. دیگه دو حقیقت داشتیم. یک حقیقتی که از آسمان نشأت گرفته و ماوراییه. و یک حقیقتی که داخل امپراتوری معنا پیدا می‌کنه. به تناظر دو نوع دروغ هم ایجاد شد. دروغی درباره حقایق…
در یک خانواده چینی، اگه کسی حرفی علیه وضعیت کشور بزنه، اعضای همون خانواده بش میگن «زبونتو گاز بگیر». چون از چین نباید بدگویی کرد. نه به این دلیل که از دستگاه امنیتی دولت میترسند. این پرهیز مقدم بر ترسه. اول بدگویی درباره کشور رو بد می‌دونند، سپس از دستگاه امنیتی می‌ترسند.
چون زندگی واقعی داخل خونه رو نباید به زندگی دروغین بیرون نشت داد. چون این نشت به ضرر امپراتوری تموم میشه، و اگه امپراتوری رو ضعیف کنیم همه‌مون با هم ضعیف میشیم.
اولین قدم در شکستن زنجیر، اینه که مردم درک کنند اگه امپراتوری ضعیف بشه، و یا حتی از بین بره، چیزی‌شون نمیشه. که باید فقط یک زندگی داشت. و به فقط یک حقیقت پایبند بود.
در برابر اشرار هر حرکتی رو باید به اعتراض تبدیل کرد. حتی عصبانیت از ریزش یک ساختمان رو. نباید اهمیت داد که بگن «ملت دنبال بهانه‌اند که شلوغ کنند». بله دنبال بهانه‌ایم. تا وقتی اسیریم، همه‌چیز باید به عنوان بهانه‌ استفاده بشه. حتی اگه اتفافی بیفته که تقصیر کسی نباشه.

اما یه روزی که از دست این اشرار نجات پیدا کردیم، و مملکت روی ریل زندگی افتاد، باید بریزیم خیابون و فحش بدیم به فرهنگ سنتی خوزستان. که به راحتی دخترها رو سر میبره. که یادشون بندازیم آدم بی‌گناه، فقط اونایی که زیر بتن دفن میشن نیستن. دخترهایی که مورد تجاوز جنسیِ قانونی و شرعی قرار می‌گیرند، و فرار می‌کنند، و برگردانده میشن، و به قتل میرسن، و ازشون خونخواهی نمیشه هم بیگناهند.

امروز چشم‌مون رو به کاری که نظام با خوزستان می‌کنه نمی‌بندیم. ولی یه روز چشم‌مون رو به کاری که خوزستان با دخترها می‌کنه هم نخواهیم بست.
👍8
اینکه لوکیشن یک پایگاه زیرزمینی مثلا سری رو با یک عکس رسمی منتشر شده توسط خودشون لو میدن، در #گله_گاو چیز تازه‌ای نیست. چیزی که مهمه اینه که باید یکی به تحلیلگران غربی‌ها بگه انقدر این پایگاه‌های زیرزمینی رو جدی نگیرند. لوکیشن‌شون هرجا که باشه. متأسفانه تحلیلگر خارجی، که اصلا در باغ نیست، این فعالیت‌ها رو از روس‌ها و سگ‌های شیعه‌شون می‌بینه و به عنوان یک «دکترین امنیتی» تحلیل‌شون می‌کنه، که وای اینا دارن همه جا تونل میزنند سلاح میریزن توش!
غافل ازینکه ساخت اون تونل‌ها رو همون گاوهایی توجیه کردن که لوکیشن‌شون رو هم لو میدن‌ (در روسیه مسئله فراتر از نشت اطلاعاته. اونجا چیزهایی که در تونل‌ها انبارها می‌کنند، منقضی میشن!). آدم غربی با اتکا به اطلاعات عمومی خودش نمی‌تونه درک کنه که این روند کندن زمین تا عمق فلان متر، پروژه سازمان‌یافته یک مشت دزده برای مکیدن بودجه‌های نظامی، که از قضا نسبت‌های فامیلی جالبی با دزدهای رده بالاتر دارند.
البته مردم خودمون هم گاهی گول روندها رو میخورند و جدی می‌گیرندشون. چون حتی اگه به گاوی بودن تشکیلات یقین پیدا کرده باشند، متوجه نمیشن چطور یک سیستم گاوی میتونه روند ایجاد کنه‌. علت این عدم درک اینه که با قوانین دزدی آشنایی ندارند. چون سیستم گاوی آشوب‌گراست، معنیش این نیست که نمیشه توش روندهای باثبات ایجاد کرد. اتفاقا میشه ایجاد کرد اگه بدونی چطور طبق قوانین دزدی کنی. و اگه طبق قوانین باشه، مجوزت برای دزدی، میتونه مدام تمدید بشه.
همین اوپوزیسیون روس که در غرب ساکنه، اغلب کسانی بودند که تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند. چون از کسی که نباید و به مقداری که نباید دزدیده بودند. تشکیلات پوتین به هیچ‌کس نمیگه دزدی نکن. بلکه ازشون میخواد طبق خط قرمزهای تعیین‌شده دزدی کنند. اونایی که مورد غضب قرار گرفتند، و فرار کردند، و الان به پوتین فحش میدن؛ کاراکترهایی بهتر از پوتین نیستند. فقط یه جا از آدمی که نباید دزدیدند. و اون‌هایی که یک عمره دارند خلاف می‌کنند اما هنوز مورد حمایت پوتین هستند، و در طی این حمایت طولانی موهاشون هم سفید شده، لزوما خدمت خاصی بش نکردن. فقط حواس‌شون بوده از کی میدزدند. اگه حواست باشه که از کی میدزدی، و از آدم‌هایی که نباید ندزدی، جات میتونه انقدر امن بشه که حتی از ارتش هم بدزدی، و در طول چند دهه بدزدی، و یه کاری کنی به دزدی تو بگن «ضرورت استراتژیک».
3
مرحوم خونه‌ای که بهترین جای شهر بود، و می‌تونست مطب یک پزشک خیر باشه رو وقف کرده بود.. تا حسینیه باشه! یک عمر اونجا پرچم زدند و چای دادند.
نهایتا وقتی فوت کرد صد و بیست میلیون تومن از ثروتش رو خرج کردند تا براش در «مکان مناسب» قبر بخرند.
این همون «جامعه مذهبی بی‌زکات» بود که محمد بیشتر تبلیغاتش رو علیه‌شون به کار گرفت. مذهبی بی‌زکات یعنی مذهبی‌ای که خرج می‌کند اما خاصیت فیزیکی برای جامعه ندارد. زکات بدهید یعنی «بدرد بخورید».
6
درباره تاریخ شوروی معادل‌سازی‌های زیادی شده که بعضی‌هاشون گزافند. اما شباهت وضعیت نظام ایران با اواخر دوران شوروی قابل نادیده گرفتن نیست.
اواخر دوران شوروی حکومت به باشگاه پیرپاتال‌ها تبدیل شده بود که هرروز یکی‌شون میفتاد میمرد؛ ولی این باعث نمیشد جوان‌ها جاشون رو بگیرند. یک دایناسور جای یک دایناسور دیگه رو می‌گرفت. جوان‌ها رو برای امور اجرایی میذاشتن. اون‌ها هم برای اینکه ثابت کننده مهره لایقی برای سیستم هستند سعی می‌کردند خودشیرینی بروکراتیک نشون بدن. مثلا به دایناسور بالاتر طرحی رو ارائه بدن که قدرت کنترلی سیستم رو بیش از پیش می‌کنه. و همه این تقلاها و رقابت‌های نفس‌گیر برای خودشیرینی در شرایطی انجام می‌شد که مملکت را داشت آب میبرد.

https://t.me/jenabegav/756
زمانی اوکراینی‌ها لهستانی‌ها رو نسل‌کشی می‌کردند. لهستانی لیتوانیایی‌ها رو نسل‌کشی می‌کردند. و هرسه همدیگه رو، به تلافی. الان اون دو دارند هرچه دارند در اختیار اوکراین میذارن.
و این چیزیه که خیلی‌ها درک نمی‌کنند. زخم شرارت‌های محلی، قابل ترمیمه. ولی شرارت‌های امپریالیستی، نیست. مردمی که کنار هم زندگی می‌کنند، می‌تونند همدیگه رو بدرند، و بعدها همدیگه رو ببخشند. اما زخم شرارت امپریالیستی هیچوقت خوب نمیشه.
توبه گرگ مرگه رو نباید درباره آخوندی که از استشمام بوی شورش‌های زنجیره‌ای ناگهان خودش رو عزادار آبادان نشون میده به کار برد. چون این حتی توبه ریاکارانه هم نیست. گرگ شاید گلوی همه گله رو پاره کنه، اما جنازه‌دزد و عزادزد نیست. شاید حرمت آبروی گرگ اندازه حرمت کعبه نباشه؛ اما نباید هر چیزی رو بش نسبت داد.
این باید به شهروند آمریکایی بفهمونه که دولت نمیتونه قوانین اسلحه‌ای که تصویب شده‌اند رو هم به درستی اجرا کنه. اما باز اصرار داره که اجرای قوانین جدیدتر و بیشتری رو به دقیقا همین دولت بسپاره!
واقعا حیرت‌انگیزه.
میگه ایرانی‌ها خشمگینند، اما نمی‌دونند چی میخوان.
ولی اینکه ندونی چی بخوای مرحله پیشرفته‌ایه، چون معطوف به آینده‌ست.
مردم ایران اول باید گذشته‌شون رو بفهمند.
3
Anarchonomy
میگه ایرانی‌ها خشمگینند، اما نمی‌دونند چی میخوان. ولی اینکه ندونی چی بخوای مرحله پیشرفته‌ایه، چون معطوف به آینده‌ست. مردم ایران اول باید گذشته‌شون رو بفهمند.
بخشی از فهم گذشته فهم اینه که خیلی از اتفاقات دیروز رو نباید به امروز و سپس به فردا تعمیم داد.
بخش دیگه‌ای از فهم گذشته، تشخیص و تفکیک دوره‌های استثنایی و دوره‌های تکرارشونده‌ست.
به تایوان گفتند دموکراسی رمز موفقیته! بازار آزاد، رمز قدرته! این دو رو داشته باشی دیگه کسی بت حمله نمی‌کنه. نه ارتش بزرگی لازم داری، نه سلاح غیرمتعارفی. اما به داعش شیعه گفتند حالا امروز بمب هسته‌ای نساز، بذار فردا بساز، فردا رو که خدا ازت نگرفته. به بچه‌هاتون ویزا میدیم نساز. پول نقد میدیم نساز. جون مادرت نساز. و بعد که ساخت، خواهند گفت عه ساختی؟ ای جلب. جماعت چندمیلیاردنفری جهان‌سومی‌های جهان، چه نتیجه‌ای ازین تفاوت خواهند گرفت؟

ببینید کار ما چقدر سخته که باید در ایران از دموکراسی‌ای دفاع کنیم، که خود غرب هم انداخته‌ش زیر پا.
مهمل شماره ۱۰: «لکس فریدمن: غربی‌ها فکر می‌کنند روس‌ها تحت تأثیر پروپاگاندا هستند، و روس‌ها هم فکر می‌کنند غربی‌ها تحت تأثیر پروپاگاندای رسانه‌ها هستند، که هر دو میتونه درست باشه..».

نه جاهل عزیز، هر دو نمی‌تونه درست باشه. فقط یکیش درسته. روس‌ها تحت تأثیر پروپاگاندا هستند. کاری که سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز می‌کنند برای شکل‌دهی برای افکار عمومی، پروپاگاندا نیست‌. تبلیغاته. و برای همین میشه ترن‌آفش کرد. پروپاگاندا رو نمی‌تونی خاموش کنی، یا بزنی یه کانال دیگه. چون توسط حکومت که انحصار خشونت داره، پخش میشه. سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز نه تنها انحصاری در خشونت ندارند، بلکه توان اعمال خشونت ندارند. اون‌ها صرفا فروشنده محتوا هستند. ممکنه من بواسطه‌ نوشته‌هام در حال تربیت ذهن شما باشم، اما به محض اینکه از کانالم لفت بدید، تمام اهرمی که روی شما دارم، که ندارم، میپره. اگه اونایی که دارند محتوا رو به خوردت میدن، همونایی هستند که ممکنه تو خیابون بدون هیچ توضیحی بگیرنت و بندازنت تو ون و ببرن؛ یعنی تحت پروپاگاندا قرار داری. اگه غیر ازینه، اسمش پروپاگاندا نیست. صرفا در معرض تبلیغاتی. و میتونی توجه نکنی. یا اگه خیلی حوصله داشته باشی، میتونی علیه‌ اون تبلیغات، تبلیغات کنی. و اینجوری میشه که در جامعه دو قطبی پیش میاد. خود دو قطبی، یعنی پروپاگاندایی وجود ندارد، یا کار نمی‌کند. در جامعه‌ای که پروپاگاندا وجود ندارد یا کار نمی‌کند، ممکن است یکدستی بوجود بیاید. اما در جامعه‌ای که پروپاگاندا وجود دارد، هر یکدستی ایجاد شده، محصول پروپاگانداست.

احمق‌ها فکر می‌کنند این چیزها رو میشه خاکستری دید و وسط‌بازی کرد. اتفاقا این چیزها دقیقا سیاه و سفیدند.
5
Anarchonomy
مهمل شماره ۱۰: «لکس فریدمن: غربی‌ها فکر می‌کنند روس‌ها تحت تأثیر پروپاگاندا هستند، و روس‌ها هم فکر می‌کنند غربی‌ها تحت تأثیر پروپاگاندای رسانه‌ها هستند، که هر دو میتونه درست باشه..». نه جاهل عزیز، هر دو نمی‌تونه درست باشه. فقط یکیش درسته. روس‌ها تحت تأثیر…
و یک کامنت جانبی درباره قماش لکس فریدمن

این‌ها با اینکه ژست «در هرصورت من یک آمریکایی‌ام و بس» می‌گیرند، اما دل‌شون غنج میره برای «روسیه‌ی کبیر مقتدر که احدی جرئت نداره خش بندازه به کاپوتش». فقط آرزو می‌کنند که کاش این روسیه کبیر می‌تونست اقتدارش رو در وضعیتی بدست بیاره که یه سری از افتضاحات مثل سرشاخ شدن پرهزینه با غرب، که ما داریم توش زندگی می‌کنیم، و یه سری از بی‌عرضگی‌ها، که تو غرب خوب به نمایش درمیاد و حیثیت نمیمونه، رخ نمیداد. اگه کیف یک شبه و بدون خونریزی اشغال میشد این‌ها از فرط شعف در پوست خود نمی‌گنجدیدند. دقیقا نسخه اسلاو خرچسونه‌های ایرانی ساکن تورنتو هستند که ایران رو یک ایران آخوندی مقتدر که همه ازش می‌ترسند می‌پسندند، اما آرزو دارند مسائل آبروبری مثل مستعان ۱۱۰ و مسائل تحقیرکننده‌ای مثل کتلت‌ شدن‌های مکرر سرداران نظام، رخ نمیداد. برای اون‌ها، تجاوز و کشتار غیرنظامیان اوکراین و ویران کردن شهرهاشون، در حد یک لکه رسانه‌ایه که یکم در غرب، که این لکه‌ها رو خوب نشون میده، کار رو برای طرفداری از وطن مقتدر سخت می‌کنه. برای این‌ها هم تورم هفتاد درصدی و یمنیزه شدن طبقات زیر خط فقر و پاکستانیزه شدن طبقه متوسط ایران، لکه‌هایی هستند که یکم کار رو برای تبلیغ ایران آخوندیِ مقتدر، سخت می‌کنه.
کسانی که براشون میصرفه زندگی آدم‌ها نابود بشه تا موهومات امپریالیستی‌شون به واقعیت بپیونده رو در هر لباسی و از هر نژادی باشند خوب بشناسید و در موقعیت‌های مناسب بشاشید تو دهن‌شون.
5
فکر می‌کنند برای پیش‌بینی روندهای اجتماعی باید نوستراداموس بود اما برای برای پیش‌بینی روندهای اقتصادی چندتا نمودار کافیه! اما ترکیه یک نمونه‌ست که نشون میده اتفاقا میتونه دقیقا برعکس باشه. برای پیش‌بینی روند اقتصادی ترکیه باید نوستراداموس بود، چون در حال حاضر هم امکان این وجود داره که از منجلاب فعلی خارج و به یک اقتصاد متنوع و قوی تبدیل بشه، و هم امکان این وجود داره که به آرژانتین۲ و سپس به ونزوئلا ۲ تبدیل بشه. اما پیش‌بینی روند اجتماعیش آسونه، و خیلی راحت میشه گفت رو به توالته. نشانه‌ای که برای من کافیه اینه: مملکتی که اصرار داره کلیساها رو مسجد کنه، اما هنوز نمیذاره زن‌ها در مسجد نماز بخونند، یعنی داره پایینی میره، نه بالایی. اگه هر کدوم ازین دو به تنهایی در حال وقوع بود، نمی‌شد خیلی مطمئن گفت رو به پایینه. چون کاملا همزمان و موازی هم در حال وقوعه، میشه مطمئن بود.
2
Anarchonomy
مرحوم خونه‌ای که بهترین جای شهر بود، و می‌تونست مطب یک پزشک خیر باشه رو وقف کرده بود.. تا حسینیه باشه! یک عمر اونجا پرچم زدند و چای دادند. نهایتا وقتی فوت کرد صد و بیست میلیون تومن از ثروتش رو خرج کردند تا براش در «مکان مناسب» قبر بخرند. این همون «جامعه مذهبی…
کسی که نمیتونه به خانواده‌ش زکات بده به جامعه‌ش هم نخواهد داد. و زکات به خانواده با پول نقد محاسبه نمیشه. این چیزی نیست که بشه کارت به کارت کرد. گاهی بدرد خوردن، خود خرج کردن پول نیست، نوع خرج کردن پوله.

برای هزاران سال، ارزش مادی در زمین و زن خلاصه می‌شد. و هدف در این سه خلاصه میشد: باید زمین و زن بدست آورد. باید زمین و زن را حفظ کرد. باید به زمین و زن، افزود! این تقریبا چکیده‌ای از همه دعواهای پدرها با پسرها، پدرها با پدرها، و پسرها با پسرها بوده. کسی نمی‌گفت پدرم ما رو هیچوقت به مسافرت نبرد! می‌گفت پدرم برای ما هیچ زمینی باقی نذاشت!

اما با نفوذ ارزش‌های مدرن غربی، دیگه اوضاع فرق کرده. دیگه زمین و زن مطرح نیست. درست یا غلط، تجربه، تنها چیزیه که ارزش داره. پولی که باش میشه تجربه‌های زیادی رو چشید، پوله. پولی که نمیشه این تجربه‌ها رو داشت، پول نیست. به جوان امروزی حتی اگه یک تکه زمین در وسط برهوت اهدا کنی، اول ازت میپرسه اینو متری چند میخرند؟ و اگه بشه فروختش، سریع میفروشن تا باش چیزهایی بخرند که فقط تجربه‌ست. مثل تجربه سوار شدن روی وسیله خاصی. تجربه سفر کردن به لوکیشن خاصی. تجربه شرکت کردن در پارتی خاصی. تجربه بازی با اسباب‌بازی خاصی.

و پولدارهای ما این رو نمی‌فهمند (شاید چون فاصله نسلی زیادی با عشایر ندارند). ازونجایی که نمی‌تونند برای بچه‌هاشون تجربه فراهم کنند، اون بچه‌ها با اینکه امکانات مالی خریدن خیلی چیزها رو دارند، به فضای مجازی فرار می‌کنند. و ما شاهد پدیده اجتماعی حیرت‌انگیزی هستیم که فرزندان خانواده‌های نسبتا ثروتمند، در همون موقعیت فراری هستند که فرزندان خانواده‌های فقیر در اون قرار دارند. یعنی ترجیح میدن با دوستان مجازی‌شون در فضای مجازی، تجربه‌ای مجازی داشته باشند، اما با پدر و مادرشون وقت نگذرونند. و اون پدر و مادر ثروتمند، این ناکامی رو اینطور ترجمه می‌کنه که این اعتیاد به فضای مجازی، حاصل یک اعتیاد اپیدمیکه و بچه خودشون هم یکی از بسیاره، و کاریش نمیشه کرد.
یه مربی یوگا یه بار بش گفته بود اگه معده‌تون تو هضم مشکل داره دنبال غذا و رژیم خاص نباشید. ذهنتون مسائل زندگی رو هضم نمی‌کنه که معده‌تون هم غذاها رو هضم نمی‌کنه. سوء هاضمه فکری، به سوء هاضمه گوارشی منجر شده.
اون زمان معده‌دردهای شدیدی داشت. تا جایی که از شدت درد خم میشد و شکمش رو با دستاش می‌گرفت و صداهای رنجورانه‌ای از خودش در می‌آورد. تا اینکه رفت آزمایش داد معلوم شد عفونت هلیکوباکتری بوده. یه دوره آنتی‌بیوتیک خورد درست شد.

میخوام بگم حرف‌های با وایب معنوی رو جدی نگیرید. مگر اینکه من بتون بگم.
7
«ساختمان امپایر استیت تو ۱۳ ماه ساخته شد. ساختمون کرایسلر در طول ۳۶ ماه و بدون تلفات. این در آمریکای امروز قابل تصور هم نیست. ما باید بهتر و سریعتر ازین عمل کنیم‌».

دولت فضول، و کوهی از مقررات، نمی‌ذاره این آمارها تکرار بشه. بعضی مجوزها به تنهایی چندماه زمان می‌برند. اما شما دارید درباره نیویورک صحبت می‌کنید که تمرکز ثروت در اون همینطور افزایش داشته. بدیهیه که طرف‌های درگیر در معامله بیشتر و حریص‌تر و مداخله‌جوتر شده باشند.
شما می‌خواهید همه‌کس و همه‌چیز رو در یک محیط کوچک جمع کنید و انتظار داشته باشید همه‌چیز مثل ساعت کار کنه و هیچ ناهنجاری پیش نیاد. نات گوئینگ تو هپن.
در اینکه مردم زیر آوار متروپل کشته شدند، فقط خود حکومت مقصره. اما اینکه افرادی که قربانی شدند، زیرش بودند، به این دلیله که به این حکومت همیشه مقصر اعتماد داشتند. همون اعتمادی که مردم بیروت به دولت‌شون داشتند. همه ما همینقدر ساده‌دلیم.
تمرکز همه‌چیز در یک شهر، حتی اگه یک مشت اوباش تبهکار مدیرش نباشند، یک ریسک بزرگه. چون عقل حکم می‌کنه که انسان خودش رو بیش از حد در معرض بقیه انسان‌ها قرار نده. در یک شهر چندمیلیون نفری، در معرض تعداد خیلی بیشتری از رفتارهای غیرعادی هستی. و همچنین در معرض تعداد بیشتری از مصنوعاتی که توسط اون‌ها ساخته شده. و وقتی مدیریت، در دست اوباش تبهکار باشه، ریسک به صورت تصاعدی بالا میره. اینطور نیست که کسی این ریسک تصاعدی بالارفته رو نبینه. مگه ایرانی‌ای باقی موند که انفجار قطار نیشابور رو ندیده باشه، یا صدها مورد دیگه؟ تنها چیزی که باعث میشه این ریسک بزرگ نادیده گرفته بشه، اعتماده.
Anarchonomy
در اینکه مردم زیر آوار متروپل کشته شدند، فقط خود حکومت مقصره. اما اینکه افرادی که قربانی شدند، زیرش بودند، به این دلیله که به این حکومت همیشه مقصر اعتماد داشتند. همون اعتمادی که مردم بیروت به دولت‌شون داشتند. همه ما همینقدر ساده‌دلیم. تمرکز همه‌چیز در یک…
اعتماد درباره گزینه‌هایی در درون شماست، نه در بیرون شما‌. و درون شما همیشه انتخاب وجود داره. هیچ موقعیتی ناچارتر از موقعیت سربازی که محاصره شده نیست، اما حتی در اون موقعیت هم میتونه انتخاب کنه که تسلیم بشه، یا نشه. اگه تسلیم بشه، یعنی داره به دشمنی که محاصره‌ش کرده اعتماد می‌کنه که طبق قوانین بین‌المللی باش برخورد خواهند کرد. و گرنه مرگ با شکنجه رو به مرگ سریع ترجیح نمیداد.
رفتار هموطنان گروگان من نشون نمیده که انتخاب درونی‌شون رو درست انجام داده باشند. این سطح از اعتماد متناسب با شرارتی که شاهدیم و بش شناخت داریم نیست. مردم اصرار دارند در برابر داعش، محسن حججی باشند.