اینا پول میگیرن تا ما رو تو برره نگه دارند. هم در محتوا، هم در فرم.
خیلی از سربازانی که از جنگ برمیگردند ازین جهت دچار افسردگی میشن که باور نمیکردند دنیا اجازه بده اتفاقاتی که با چشمشون دیدند، اتفاق بیفته.
این افسردگی یه متناظر دیگه هم داره که ترکیبی از یک نوع بیخیالی و فراره. چون باور نمیکردند دنیا اجازه بده این حد از دلقکبازی که با چشمشون دیدند به صحنه امورات جدی وارد بشه. در واقع چون میبینند که دنیا اجازه داده دلقکها در صدر بنشینند، نتیجه میگیرند که «به درک که چه اتفاقاتی در این دنیا میفتد». و نمیشه خیلی بشون خرده گرفت، هرچند که نتیجهگیری درستی نیست.
خیلی از سربازانی که از جنگ برمیگردند ازین جهت دچار افسردگی میشن که باور نمیکردند دنیا اجازه بده اتفاقاتی که با چشمشون دیدند، اتفاق بیفته.
این افسردگی یه متناظر دیگه هم داره که ترکیبی از یک نوع بیخیالی و فراره. چون باور نمیکردند دنیا اجازه بده این حد از دلقکبازی که با چشمشون دیدند به صحنه امورات جدی وارد بشه. در واقع چون میبینند که دنیا اجازه داده دلقکها در صدر بنشینند، نتیجه میگیرند که «به درک که چه اتفاقاتی در این دنیا میفتد». و نمیشه خیلی بشون خرده گرفت، هرچند که نتیجهگیری درستی نیست.
پروژه بیتکوین در السالوادور تا اینجا یک شکست تمام عیار بوده. با وجود حمایت همهجانبه قانونی و اجرایی دولت، و با وجود ایجاد جو و تبلیغات گسترده و فرهنگسازی، تا الان فقط ۵ درصد فروش کالاها با بیتکوین انجام شده، و همون پنج درصد هم به محض دریافت بیتکوین، به دلار تبدیلش کردن.
با اینکه یک کشور ضعیف و درگیر با فقر و فساد، لابراتوار مناسبی برای آزمایش کارایی بیتکوین نیست؛ اما بهتره جامعه بیتکوین از همین تجربه درسهای لازم رو بگیرند. از جمله اینکه انقدر دنبال قانونی کردن بیتکوین و حمایت دولتی نباشند.
با اینکه یک کشور ضعیف و درگیر با فقر و فساد، لابراتوار مناسبی برای آزمایش کارایی بیتکوین نیست؛ اما بهتره جامعه بیتکوین از همین تجربه درسهای لازم رو بگیرند. از جمله اینکه انقدر دنبال قانونی کردن بیتکوین و حمایت دولتی نباشند.
یه زمانی، یعنی دقیقا ۱۹۴۱
یه عده بودند که میگفتند «چرا با هیتلر صلح نمیکنید؟».
ادامه همونا الان میگن اگه با پوتین مذاکره میکردید به جایی حمله نمیکرد. اگه توافق کنید عقبنشینی میکنه. اگه بشینید صحبت کنید شهرها رو با آتش توپخانه ویران نمیکنه.
فقط الان فرقش اینه که این بزغالههای سیاسی، میلیونها فالوعر در شبکههای اجتماعی دارند.
یه عده بودند که میگفتند «چرا با هیتلر صلح نمیکنید؟».
ادامه همونا الان میگن اگه با پوتین مذاکره میکردید به جایی حمله نمیکرد. اگه توافق کنید عقبنشینی میکنه. اگه بشینید صحبت کنید شهرها رو با آتش توپخانه ویران نمیکنه.
فقط الان فرقش اینه که این بزغالههای سیاسی، میلیونها فالوعر در شبکههای اجتماعی دارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پسران خود ماهیگیری بیاموزید.
Broken Heart
M.R. Shajarian & Seventh Soul
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
در ادبیات فارسی، گاهی معشوق به شکل یک عوضی پفیوز ترسیم میشه، و عاشق به شکل یک پخمهی بزن تو سرش نونشو بگیر. باید بررسی بشه ریشههای روانشناختی این برداشت بیچارهگرا از رابطههای متعالی چی بوده.
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
در ادبیات فارسی، گاهی معشوق به شکل یک عوضی پفیوز ترسیم میشه، و عاشق به شکل یک پخمهی بزن تو سرش نونشو بگیر. باید بررسی بشه ریشههای روانشناختی این برداشت بیچارهگرا از رابطههای متعالی چی بوده.
❤7
به عنوان یک فکت مقدماتی: کل روسیه چاه مستراحی بیش نیست...
اما حزب کمونیست کاملا دکوریه، و در عین دکوری بودن تمام مخالفتها با مرکز رو در خودش جمع کرده. هر اعتراضی در روسیه انجام میشه، زیر پرچم این حزبه. اعتراضات لیبرالها، در رسانههای غربی بزرگ جلوه داده میشه چون لیبرالهای فراری در غرب زیادند و تریبون دارند و سعی میکنند پایگاه مردمی خودشون رو برای میزبانان اروپایی و آمریکایی قوی جلوه بدن (و متأسفانه الان هم روایتسازی اپوزیسیون رو به دست گرفتن و مهملاتی تحویل مخاطب غربی میدن، از جمله تطهیر جامعه عوام روسیه از فاشیسم و خلاصه کردن همهچیز به پوتین؛ که کاملا خلاف واقع است. باید همیشه این رو در نظر گرفت که روسهای فراری، مستندساز نیستند. داستانپرورند). حتی اگه لیبرالها اعتراضی ترتیب میدن، صرفا متمرکز بر اهداف سیاسیه، و یک بار نشده مثلا درباره وضعیت کارگران یا بیمه و این چیزها تجمعی شکل بدن (چرا بدن وقتی بیشترشون بازمانده رانتخوارهای یلتسینی هستند؟). اگه اعتراضی درباره مشکلات روزمره مردم روسیه انجام بشه، تحت پرچم حزب کمونیسته. ولی تحت کنترل حزب نیست. چون کسانی که اعتراض دارند، خودشون رو کمونیست میدونند و خودجوش با خودشون پرچم داس و چکش میارن خیابون. و از قضا این خود حزبه که سعی میکنه مانع شکلگیری تجمع بشه. مواردی بوده که عمدا برنامهریزی زمانی و خیابانی رو طوری بهم ریختن که جمعیت کمتری بیاد. میشه گفت حزب کمونیست روسیه تنها حزب سیاسی دنیاست که آرزو داره هیچ طرفداری نمیداشت!
اوباش کاگب نه تنها آزادی عمل سیاسی رو از کمونیستها گرفتن، بلکه هر نوع تحرک کارگری رو در نطفه خفه میکنند. چون ناسیونالیسم امپریالیستی این امکان رو بشون میده. درست در تضاد با چیزی که مدنظر مارکس بود، کارگر روس اول واقعیت ملی رو میبینه بعد واقعیت طبقاتی رو. بنابراین اول یک فاشیسته بعد یک بدبخت (بعد از یک قرن بزن و بکش و برو و بیا، میشه گفت ایده مارکس هیچوقت وارد روسیه نشد!). بنابراین کرملین همواره این اهرم رو در اختیار داره که به بدبخت یادآوری کنه فاشیست بودن مهمتر است. هربار کارگران روس به آستانه یک نارضایتی نزدیک میشن، سریع مسئله «مادرمان، روسیه بزرگ» در برابرشون قرار میگیره. و این حلقه تأسفباری ساخته: ارتش و صنعت فشله، چون کارگر بیسواد و فقیر و بیانگیزهست، ولی به زحمتکشیدن ادامه میده، چون روسیه کبیر برای ابرقدرت ماندن به زحمت کشیدن و فداکاریش نیاز داره! این رو در مکالمههای تلفنی شنود شده بین سرباز و خانوادهش هم میشه دید. پدر درست بعد ازینکه پسر رو تهییج میکنه که باید پیروز برگردید، میگه آئودی و بنز اینارو دیدی موتور استارترشون رو دربیار اینجا میفروشیم خوب میخرن!
https://t.me/RezaNassaji/2530
اما حزب کمونیست کاملا دکوریه، و در عین دکوری بودن تمام مخالفتها با مرکز رو در خودش جمع کرده. هر اعتراضی در روسیه انجام میشه، زیر پرچم این حزبه. اعتراضات لیبرالها، در رسانههای غربی بزرگ جلوه داده میشه چون لیبرالهای فراری در غرب زیادند و تریبون دارند و سعی میکنند پایگاه مردمی خودشون رو برای میزبانان اروپایی و آمریکایی قوی جلوه بدن (و متأسفانه الان هم روایتسازی اپوزیسیون رو به دست گرفتن و مهملاتی تحویل مخاطب غربی میدن، از جمله تطهیر جامعه عوام روسیه از فاشیسم و خلاصه کردن همهچیز به پوتین؛ که کاملا خلاف واقع است. باید همیشه این رو در نظر گرفت که روسهای فراری، مستندساز نیستند. داستانپرورند). حتی اگه لیبرالها اعتراضی ترتیب میدن، صرفا متمرکز بر اهداف سیاسیه، و یک بار نشده مثلا درباره وضعیت کارگران یا بیمه و این چیزها تجمعی شکل بدن (چرا بدن وقتی بیشترشون بازمانده رانتخوارهای یلتسینی هستند؟). اگه اعتراضی درباره مشکلات روزمره مردم روسیه انجام بشه، تحت پرچم حزب کمونیسته. ولی تحت کنترل حزب نیست. چون کسانی که اعتراض دارند، خودشون رو کمونیست میدونند و خودجوش با خودشون پرچم داس و چکش میارن خیابون. و از قضا این خود حزبه که سعی میکنه مانع شکلگیری تجمع بشه. مواردی بوده که عمدا برنامهریزی زمانی و خیابانی رو طوری بهم ریختن که جمعیت کمتری بیاد. میشه گفت حزب کمونیست روسیه تنها حزب سیاسی دنیاست که آرزو داره هیچ طرفداری نمیداشت!
اوباش کاگب نه تنها آزادی عمل سیاسی رو از کمونیستها گرفتن، بلکه هر نوع تحرک کارگری رو در نطفه خفه میکنند. چون ناسیونالیسم امپریالیستی این امکان رو بشون میده. درست در تضاد با چیزی که مدنظر مارکس بود، کارگر روس اول واقعیت ملی رو میبینه بعد واقعیت طبقاتی رو. بنابراین اول یک فاشیسته بعد یک بدبخت (بعد از یک قرن بزن و بکش و برو و بیا، میشه گفت ایده مارکس هیچوقت وارد روسیه نشد!). بنابراین کرملین همواره این اهرم رو در اختیار داره که به بدبخت یادآوری کنه فاشیست بودن مهمتر است. هربار کارگران روس به آستانه یک نارضایتی نزدیک میشن، سریع مسئله «مادرمان، روسیه بزرگ» در برابرشون قرار میگیره. و این حلقه تأسفباری ساخته: ارتش و صنعت فشله، چون کارگر بیسواد و فقیر و بیانگیزهست، ولی به زحمتکشیدن ادامه میده، چون روسیه کبیر برای ابرقدرت ماندن به زحمت کشیدن و فداکاریش نیاز داره! این رو در مکالمههای تلفنی شنود شده بین سرباز و خانوادهش هم میشه دید. پدر درست بعد ازینکه پسر رو تهییج میکنه که باید پیروز برگردید، میگه آئودی و بنز اینارو دیدی موتور استارترشون رو دربیار اینجا میفروشیم خوب میخرن!
https://t.me/RezaNassaji/2530
Telegram
Reza Nassaji
یکی از نکات کلیدی که در فهم جوامع استبدادزده باید در نظر داشت، ضعف جامعهی مدنی و هضم اپوزیسیون در قدرت مطلقهی حاکمه است. برای مثال، در ایران، نه تنها پوزیسیون اصولگرا کمترین نقدی به شخص مستبد مطلقه و فساد و استثمار سیستماتیک ندارند، که اصلاحطلبان برآمده…
«- لاوروف میگوید عملیات نظامی روسیه در اوکراین برای نجات دادن جهان از نظام ستمگرانه نئواستعماری غرب است.
- چرا دختران لاوروف در یک کالج آمریکایی درس خوندن پس؟ چرا این دخترها در دنیای ستمگرانه غربی زندگی میکنند؟ و چرا دخترهای پوتین هم همین وضع رو دارند؟».
لاوروف این حرف رو به رسانه چینی زده. اتفاقا سوال بالا رو درباره فرزندان اعضای حزب کمونیست چین هم میشه پرسید.
- چرا دختران لاوروف در یک کالج آمریکایی درس خوندن پس؟ چرا این دخترها در دنیای ستمگرانه غربی زندگی میکنند؟ و چرا دخترهای پوتین هم همین وضع رو دارند؟».
لاوروف این حرف رو به رسانه چینی زده. اتفاقا سوال بالا رو درباره فرزندان اعضای حزب کمونیست چین هم میشه پرسید.
Anarchonomy
«- لاوروف میگوید عملیات نظامی روسیه در اوکراین برای نجات دادن جهان از نظام ستمگرانه نئواستعماری غرب است. - چرا دختران لاوروف در یک کالج آمریکایی درس خوندن پس؟ چرا این دخترها در دنیای ستمگرانه غربی زندگی میکنند؟ و چرا دخترهای پوتین هم همین وضع رو دارند؟».…
این جهت مهاجرت افرادیه که مخترعند یا اگه بشون امکانات بدی میتونند اختراع ثبت کنند.
مثل اینکه در جهان ستمگرانه غربی! و مخصوصا آمریکا، خبرهایی هست.
مثل اینکه در جهان ستمگرانه غربی! و مخصوصا آمریکا، خبرهایی هست.
«چرا یه تعداد زیادی از اونایی که تو ارتش خدمت کردن جذب بیتکوین شدن؟ سادهست. برای اینکه تو خدمته که میفهمی دولت چه گهی زده به همهچی. بیتکوین موثرترین رأی علیه جنگه».
نوشتم جامعه بیتکوین باید دست از اکتیویسم سیاسی برداره، گفتند کجا اکتیویست بودیم؟
آقا.. ریخته همهجا ازین توعیتها.
دیتای مخدوش یا نامعتبر، تقلیلگرایی، سانتیمانتالیسم، و سپس نتیجهگیری دلخواه. این فرمول ثابت این توعیتهاست (بین هرکدومش هم یه اینتر زده تا کار تشخیصش رو برای شما آسان کنه).
با پول فیات میشه جنگ رو سالها کش داد، ولی اینطور نیست که با یک پول درستبنیان نشه جنگ طولانی رو هندل کرد. یکم تاریخ بخونید.
نوشتم جامعه بیتکوین باید دست از اکتیویسم سیاسی برداره، گفتند کجا اکتیویست بودیم؟
آقا.. ریخته همهجا ازین توعیتها.
دیتای مخدوش یا نامعتبر، تقلیلگرایی، سانتیمانتالیسم، و سپس نتیجهگیری دلخواه. این فرمول ثابت این توعیتهاست (بین هرکدومش هم یه اینتر زده تا کار تشخیصش رو برای شما آسان کنه).
با پول فیات میشه جنگ رو سالها کش داد، ولی اینطور نیست که با یک پول درستبنیان نشه جنگ طولانی رو هندل کرد. یکم تاریخ بخونید.
در آلمان، که اگه به عنوان شغل تمام وقت، ماتحت سگ رو هم طهارت بگیری ماهی ۲ هزار یورو بت میدن، اگه برند برات مهم نباشه، میتونی با ۱۵ یورو و هشتاد سنت، ۲۰ بسته پونصد گرمی ماکارونی بخری، که میشه بستهای ۲۳ هزار تومن. و این با احتساب مالیاته، و مالیاتشون نزدیک بیست درصده، که اگه اونو حساب نکنیم میشه بستهای حدود ۱۹ هزارتومن. یعنی همون مقداری که اوباش شیعه برای مردم ما با ماهی ۲۰۰ یورو درآمد در نظر گرفتن.
وقتی بچه کولبر رو با تیر میزنند میگن مملکت مرز داره قانون داره هرج و مرج که نیست. وقتی میخوان قیمت آرد رو پنج برابر کنند میگن هرروز هزاران تن آرد گندم میره خارج از کشور و نمیشه کنترلش کرد! انگار مملکت مرزبانی نداره و همه میرن و میان و هیشکی به هیشکیه مثل زمان تیمورلنگ.
بنابراین ما دو تا مرز داریم. یک مرز برای پسران فقیر. که وجود داره و خیلی بلنده و خطرناکه. و یک مرز برای پسران پولدار، که نامرئیه و هیچخبری در اطرافش نیست.
اون یارو معلم چینی رو که در پاکستان کشتند، یه خبرنگار پرتی از رفیقش پرسید این موسسه کنفوسیوس چیه که اینا رفتن جلوش خودشونو ترکوندند؟ اونم بش گفته بود اینا در واقع مبلغان بینالمللی حزب کمونیست چین هستند. و اینم گفته بود عااا.. حالا کمی معنی پیدا کرد. چینیتبارها عصبانی شدند و گفتند این چه حرفیه میزنی که معنی پیدا کرد؟ داری ترور معلم رو توجیه میکنی. مغز شاخکی، که قبلا دربارهش نوشتم، به این جور توضیحات حساسیت نشون میده، چون فکر میکنه وقتی خشونتی رخ داد فقط باید محکوم کنی و هیچ حرف دیگهای نزنی. اگه خدای نکرده پرسپکتیوی بدی که این خشونت در چنین بستری رخ داده، نتیجه میگیره که خوشت اومده ازین خشونت! اما به مغز شاخکی نباید اهمیت داد. پرسپکتیو مهم است. باید خیلی حواست باشه که نماینده چه چیزی هستی. تو بلوچستان که هرروز یه عده رو به جرم امنیتی میربایند و دیگه اثری ازشون پیدا نمیشه، خشم ایجاد شده معلم چینی رو معلم زبان نمیبینه، سرباز نظام سرکوبگر میبینه.
خیلیها در مملکت ما نیز هستند که در جایگاه اون معلم چینی قرار دارند، و فکر میکنند چون خودشون رو معلم میدونند بقیه هم معلم میبینندشون. ولی اینطور نیست، و داره پیش میره به سمتی که دیگه اینطور نباشه. خشم در حال تجمیع، به مرور همهچیز رو باینری میکنه: یا نماینده نظام هستی، یا نیستی. و خیلیها حواسشون نیست که هستند.
بنابراین ما دو تا مرز داریم. یک مرز برای پسران فقیر. که وجود داره و خیلی بلنده و خطرناکه. و یک مرز برای پسران پولدار، که نامرئیه و هیچخبری در اطرافش نیست.
اون یارو معلم چینی رو که در پاکستان کشتند، یه خبرنگار پرتی از رفیقش پرسید این موسسه کنفوسیوس چیه که اینا رفتن جلوش خودشونو ترکوندند؟ اونم بش گفته بود اینا در واقع مبلغان بینالمللی حزب کمونیست چین هستند. و اینم گفته بود عااا.. حالا کمی معنی پیدا کرد. چینیتبارها عصبانی شدند و گفتند این چه حرفیه میزنی که معنی پیدا کرد؟ داری ترور معلم رو توجیه میکنی. مغز شاخکی، که قبلا دربارهش نوشتم، به این جور توضیحات حساسیت نشون میده، چون فکر میکنه وقتی خشونتی رخ داد فقط باید محکوم کنی و هیچ حرف دیگهای نزنی. اگه خدای نکرده پرسپکتیوی بدی که این خشونت در چنین بستری رخ داده، نتیجه میگیره که خوشت اومده ازین خشونت! اما به مغز شاخکی نباید اهمیت داد. پرسپکتیو مهم است. باید خیلی حواست باشه که نماینده چه چیزی هستی. تو بلوچستان که هرروز یه عده رو به جرم امنیتی میربایند و دیگه اثری ازشون پیدا نمیشه، خشم ایجاد شده معلم چینی رو معلم زبان نمیبینه، سرباز نظام سرکوبگر میبینه.
خیلیها در مملکت ما نیز هستند که در جایگاه اون معلم چینی قرار دارند، و فکر میکنند چون خودشون رو معلم میدونند بقیه هم معلم میبینندشون. ولی اینطور نیست، و داره پیش میره به سمتی که دیگه اینطور نباشه. خشم در حال تجمیع، به مرور همهچیز رو باینری میکنه: یا نماینده نظام هستی، یا نیستی. و خیلیها حواسشون نیست که هستند.
❤6
زمانی که ساکن خانه حیاطدار بودیم و هنوز ساخت و ساز اطراف انقدر توحش پیدا نکرده بود که منظره رو بدره، آفتاب تا آخرین لحظه غروب فرصت پیدا میکرد سرخیش رو بپاشه به در و دیوار اتاقهامون. و یکی ازون روزها جایی نوشتم آدمی که در چنین خانهای زندگی میکنه، روح و روانی متفاوت از کسی که در لانههای آپارتمانی محروم از نور محبوس شده، خواهد داشت. از چیزی که نوشتم نتیجه گرفتند که دارم میگم من به واسطه خانهای، که مال خودم هم نیست، آدم سالمتری هستم، تا شما.
توضیح اینکه منظورم خودم نیست بلکه دارم درباره افکت فیزیک محیط روی روان آدمها صحبت میکنم، فایدهای نداشت. مخصوصا که نمیشد گفت شخص من، که یک استثناست، در خود بهشت هم میتونم افسرده باشم.
الان که اعترافات اسرای روس رو میبینم درباره اون نظر دچار تردید شدم. اون نظریهام میگفت اگر استثنائات، از جمله خودم رو، کنار بگذاریم؛ بین دو گروه که یکیشون هرروز غروب رو میبینند، و یکیشون که اصلا نور ندارند؛ اون گروهی که غروب رو میبینند به صورت میانگین آدمهای سالمتری خواهند بود. ولی این سربازان روس، به راحتی توضیح میدن که در زمان حمله به شهرها و روستاها، افراد عادی و رهگذرها رو بدون هیچ دلیلی به رگبار میبستند؛ و در زمان ادای این جملات هیچ رفلکس احساسی در چهره و بدنشون دیده نمیشه. انگار متوجه تفاوت جنایت، با بقیه کارهای معمولی و روزانه نیستند. و بیشترشون از مناطق ضعیف و دورافتاده روسیه هستند. برخلاف ایران، رابطه مستقیمی وجود داره بین فلاکت و منظره طبیعی. بسیاری از کسانی که ساکن خانههای ویلایی هستند، از بیچارگان جامعه هستند که حتی توان مهاجرت به شهرهای بتنی-شیشهای رو ندارند. و اگه هوا خوب باشه، و حداقل در نیمه اول سال، غروب رو تا آخرین لحظهش میبینند. مخصوصا در زمینهای کاملا فلت و بدون کوه روسیه. ولی نتیجه کلی این بوده که خیلیهاشون بیمار روانی، سایکوپت، و کاملا غیرقابل نجات شدهاند.
یکی از تریگرهای نظریهم، منزل شخصی چارلز دیکنز بود که بش این امکان رو میداده که هرروز صبح منظره شهر و عبور و مرور خورشید از بالای سر شهر رو ببینه. ولی برداشت غلطی بوده. منظره طبیعی، کسی رو به آدم سالم تبدیل نمیکنه. بلکه به آدم سالم کمک میکنه که بیشتر دوام بیاره.
توضیح اینکه منظورم خودم نیست بلکه دارم درباره افکت فیزیک محیط روی روان آدمها صحبت میکنم، فایدهای نداشت. مخصوصا که نمیشد گفت شخص من، که یک استثناست، در خود بهشت هم میتونم افسرده باشم.
الان که اعترافات اسرای روس رو میبینم درباره اون نظر دچار تردید شدم. اون نظریهام میگفت اگر استثنائات، از جمله خودم رو، کنار بگذاریم؛ بین دو گروه که یکیشون هرروز غروب رو میبینند، و یکیشون که اصلا نور ندارند؛ اون گروهی که غروب رو میبینند به صورت میانگین آدمهای سالمتری خواهند بود. ولی این سربازان روس، به راحتی توضیح میدن که در زمان حمله به شهرها و روستاها، افراد عادی و رهگذرها رو بدون هیچ دلیلی به رگبار میبستند؛ و در زمان ادای این جملات هیچ رفلکس احساسی در چهره و بدنشون دیده نمیشه. انگار متوجه تفاوت جنایت، با بقیه کارهای معمولی و روزانه نیستند. و بیشترشون از مناطق ضعیف و دورافتاده روسیه هستند. برخلاف ایران، رابطه مستقیمی وجود داره بین فلاکت و منظره طبیعی. بسیاری از کسانی که ساکن خانههای ویلایی هستند، از بیچارگان جامعه هستند که حتی توان مهاجرت به شهرهای بتنی-شیشهای رو ندارند. و اگه هوا خوب باشه، و حداقل در نیمه اول سال، غروب رو تا آخرین لحظهش میبینند. مخصوصا در زمینهای کاملا فلت و بدون کوه روسیه. ولی نتیجه کلی این بوده که خیلیهاشون بیمار روانی، سایکوپت، و کاملا غیرقابل نجات شدهاند.
یکی از تریگرهای نظریهم، منزل شخصی چارلز دیکنز بود که بش این امکان رو میداده که هرروز صبح منظره شهر و عبور و مرور خورشید از بالای سر شهر رو ببینه. ولی برداشت غلطی بوده. منظره طبیعی، کسی رو به آدم سالم تبدیل نمیکنه. بلکه به آدم سالم کمک میکنه که بیشتر دوام بیاره.
❤7
به دلایلی، بازار جهانی با کمبود دلار مواجه شده، در نتیجه هر کشوری باید مقدار بیشتری از ارز خودش رو بده تا دلار بگیره، در نتیجه ارزش ارز خودش یک مقدار کاهش پیدا میکنه، و این خارج از کنترل دولتهاست. اما ذهن دولتپرست، که اصلا باور نمیکنه اتفاقات اون بیرون چیزی جز طرح و برنامه دولت باشند، از نمودار بالا نتیجه میگیره که دولت چین عمدا داره دستکاریهایی میکنه تا ارزش یوان رو بیاره پایین! یه عده ازینها در قسمت بیو مینویسند کارشناس بورس و فارکس!
Anarchonomy
در آلمان، که اگه به عنوان شغل تمام وقت، ماتحت سگ رو هم طهارت بگیری ماهی ۲ هزار یورو بت میدن، اگه برند برات مهم نباشه، میتونی با ۱۵ یورو و هشتاد سنت، ۲۰ بسته پونصد گرمی ماکارونی بخری، که میشه بستهای ۲۳ هزار تومن. و این با احتساب مالیاته، و مالیاتشون نزدیک…
باز اینکه کلمه به کلمه کپی نمیکنید یعنی پیشرفت داشتیم 😄
ارزان کردن انرژی، هنر سرمایهداری بود؛ اما سرمایهداری نمیتونه درمان بلاهت باشه. ارزان کردن انرژی، معادل بینهایت کردنش نیست. فعلا هیچ راهی نداریم که به انرژی بینهایت دست پیدا کنیم. پس باید انقدر عقل داشت که انرژی، با هرقیمتی، برای چیزی که ارزش نداره، صرف نشه. لب دریا و درست رو به آفتاب سوزان میامی، آپارتمان آکواریومی ساختن، کار عاقلان نیست.
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
❤3
اوضاع سفارشات آنلاین دنیا کمی بهم ریخته و خیلی از محصولات خیلی دیر به دست مشتری میرسند. اگه کالای ایکس رو سفارش بدید، ولی اشتباها کالای ایگرگ رو بفرستند که میدونید صف سفارش طولانیای داره و خیلیها دنبالش هستند، پس میفرستید یا صداتون رو درنمیارید؟
Final Results
55%
پس میفرستم، شاید یکی بیشتر از من نیاز داشت.
45%
پس نمیفرستم، مشکل شرکته که نظم نداره.