دایره آزادیخواهی همیشه تنگ بوده ناصرخان، چون هیچوقت تعداد آزادیخواهان جامعه از یک اقلیت محدود فراتر نرفته. اون چیزی که یک جامعه رو آزادتر از بقیه میکنه، کثرت آزادیخواهانش نیست. در آمریکا هم پوتینیسم کم طرفدار نداره. موضوع زیاد کردن تعداد آزادیخواهان نیست. اینکه اغلب مردم خوششون نمیاد از آزاد بودن دیگران، یک فکت بسیار سابقهداره. موضوع اینه که نظام حقوقی و مدنی رو چطور تنظیم کنیم که بشه تو جامعهای که اغلب مردم خوششون نمیاد از آزاد بودن دیگران، از شر دیگران در امان بود.
اهمیتی نداره که منفردزاده، یا هر خری، بیفته داخل دایره آزادیخواهی یا بیفته بیرونش. مهم اینه که از شرش در امان باشیم.
اهمیتی نداره که منفردزاده، یا هر خری، بیفته داخل دایره آزادیخواهی یا بیفته بیرونش. مهم اینه که از شرش در امان باشیم.
کارشناسان نظامی نمیتونند جنگ رو پیشبینی کنند. اونها فقط میتونند نظامیها رو پیشبینی کنند. مثلا اگه صدها تانک و نفربر پشت مرز پارک شده باشه، میتونند به ما بگن احتمال وقوع یک حمله با فلان ابعاد و با فلان اهداف چقدره. از کارشناس نظامی باید پرسید امکانات طالبان چه خطراتی برای مرز شرقی ما داره. نباید ازش پرسید که طالبان با ایران وارد جنگ میشه یا نه.
در دوره زمانه ما جای خیلیها برعکس چیزیه که باید باشه. تانکشناسها تحلیل سیاسی اجتماعی میکنند، و جامعهشناسها و سیاستشناسها، از تانکها آمارگیری میکنند!
درگیری نظامی، چه از سمت طالبان، چه از سمت بلوچستان، چه از سمت کردستان، چه از سمت ترکیه و آذربایجان، و چه از سمت اعراب؛ با اینکه به نظر میرسه منتظر یک بهمریختگی داخلی هستند تا بلافاصله به واقعیت تبدیل بشن؛ از واقعیت ایران دوره. چون همیشه جنگ در صورتی رخ میده که یکطرف به سلطه طرف مقابل پاسخ منفی میده. اما در حاکمیت فعلی ایران، این پاسخ منفی دیگه وجود نداره. هر قدرتی که هر سهمی از ایران بخواد، میتونه بیاد برداره. پس لزومی نداره جنگی شکل بگیره. این حرفهای صدمن یه غاز که در واتساپ و اینستاگرام و تلگرام پخش و پلا میشه که آمریکا عمدا افغانستان رو به طالبان سپرد تا ایران رو بگیرند، از دهان آدم باسواد و بینا بیرون نیومده. طالبان، یا هر نیرویی، اجازه اینکه در جریان بهرهبرداری قدرتها از ایران، خللی ایجاد کنه، نداره. مصرفشدن ایران داره با کمترین هزینه ممکن پیش میره، بنابراین اجازه نمیدن هزینهها بیشتر بشه.
حفاظتشدهترین حالت یک بانک زمانیه که سارقان مسلح گروگانگیر در داخل، و پلیس از بیرون، مواظبند آب از آب تکون نخوره.
در دوره زمانه ما جای خیلیها برعکس چیزیه که باید باشه. تانکشناسها تحلیل سیاسی اجتماعی میکنند، و جامعهشناسها و سیاستشناسها، از تانکها آمارگیری میکنند!
درگیری نظامی، چه از سمت طالبان، چه از سمت بلوچستان، چه از سمت کردستان، چه از سمت ترکیه و آذربایجان، و چه از سمت اعراب؛ با اینکه به نظر میرسه منتظر یک بهمریختگی داخلی هستند تا بلافاصله به واقعیت تبدیل بشن؛ از واقعیت ایران دوره. چون همیشه جنگ در صورتی رخ میده که یکطرف به سلطه طرف مقابل پاسخ منفی میده. اما در حاکمیت فعلی ایران، این پاسخ منفی دیگه وجود نداره. هر قدرتی که هر سهمی از ایران بخواد، میتونه بیاد برداره. پس لزومی نداره جنگی شکل بگیره. این حرفهای صدمن یه غاز که در واتساپ و اینستاگرام و تلگرام پخش و پلا میشه که آمریکا عمدا افغانستان رو به طالبان سپرد تا ایران رو بگیرند، از دهان آدم باسواد و بینا بیرون نیومده. طالبان، یا هر نیرویی، اجازه اینکه در جریان بهرهبرداری قدرتها از ایران، خللی ایجاد کنه، نداره. مصرفشدن ایران داره با کمترین هزینه ممکن پیش میره، بنابراین اجازه نمیدن هزینهها بیشتر بشه.
حفاظتشدهترین حالت یک بانک زمانیه که سارقان مسلح گروگانگیر در داخل، و پلیس از بیرون، مواظبند آب از آب تکون نخوره.
مملکت ما همونطور که فرصت نکرد دوره چاپ رو درست بگذرونه و بالغ نشده به عصر دیجیتال وارد شد، در مورد موسیقی هم فرصت نکرد دوره اجراهای زنده رو درست بگذرونه و مستقیم رسید به نوار کاست. در نتیجه در یک دورهای، کلمه «نوار» معنی «اجرای زنده» میداد. و نوار گوش دادن میشد در مجلس لهو و لعب بودن! قشر مذهبی تا اواخر دوره پهلوی سعیش رو کرد که اصلا طرفش هم نره، و اگه استفاده سنتشکنانه خمینی از نوار برای پیامهای سیاسی مذهبی نبود، شاید تا چند دهه دیگه این فاصله رو حفظ میکردند. اما حتی با تبصره انقلاب هم تعریف، تغییر چندانی نکرد؛ بلکه ویرایش شد: نوار گوش دادن یعنی گناه، مگر اینکه سخنرانی مذهبی باشد! در تقریبا همون دوران مادر من به دعوت یکی از آشنایان در مراسم خانوادگیشون شرکت کرده بود و با حجم قابل توجهی از بزن و بکوب با تداخلاتی از محرم و نامحرم مواجه شده بود، و پرسیده بود ماذا فازا؟ اون آشنای ما هم با سلف کانفیدنس خاصی در جواب به مادرم گفته بود: ما هم هیئتمون رو میریم، هم نوارمون رو گوش میدیم!
این عبارت «نوارمون هم گوش میدیم» باعث ایجاد سوء تفاهمهایی در قشر روشنفکر و باسوادتر شد و نتیجه گرفتند جامعه ایرانی بلاتکلیف است! و ازون موقع دارند روش مانور میدن، و محتویات زیادی هم پیرامونش تولید شد، و اوجش همون کاریکاتوره که جوان ایرانی رو در حین خواندن نماز نشون میده در حالی که روی در و دیوار اتاقش هم عکس کوروش نصب شده، هم عکس چهگوارا، هم عکس محمدرضاشاه، و هم عکس حضرت عباس! (که در نسخه ۲۰۲۰ به بعد عکس سلیمانی هم اضافه شده).
اما هرچند که در جامعه ما بلاتکلیفیهای زیادی وجود داره، اما این جزء اونها نیست. در این زمینه خاص، انسان بلاتکلیف کسی است که هنوز نتوانسته بین گذشته و امروز، یکی را انتخاب کند. مختاره که انتخاب کنه، ولی هنوز نکرده. اما این اتفاق اینجا نیفتاده. انتخاب انجام شده و مردم گذشته رو انتخاب کردهاند، چون متعلق به سیصد، پانصد، یا هزارسال پیش هستند. اما در کنارش چندتا موز هم از دنیای امروز برمیدارند. روشنفکر ما فکر کرد مردم ما بین این موزها، و گذشته؛ گیر کرده. ولی گیری در کار نبود. اینها جفتش رو میخواستند.
گوهر خیراندیش نماینده خیلی از همین ایرانیان معاصره که انتخابشون رو کردن و موزشون هم برمیدارند. یک نمونه خاص که به صورت لابراتواری بررسی سیاسی بشه نیست. یکی از همینهاست. فقط بعضیها در طول زمان و گردش ایام، به سمت کانتر حاکمیت میرن و چندتا موز هم ازونجا برمیدارند. این خانوم، همون آشنای ماست، که کارش گستردگی پیدا کرده و به جاهای دیگه هم سرایت کرده. آثار و بقایای رفتاری اینها رو همهجا میشه دید، حتی در قبرستان. خانوادههای سانتالی که در عمرشون لای قرآن رو باز نکردهاند، وقتی یکی از خودشون رو دفن میکنند، که اون هم به نوبه خودش لای قرآن رو باز نکرده بود، یه پولی میدن به آخوند که بیاد بش تلقین میت بده و بگه امامت کیه و کتابی که بازش نکردی کدومه، و در ادامه درباره بریده شدن دست و پای ابوالفضل العباس نکاتی رو یادآور بشه! چون تعداد زیاد موزهای برداشته شده، باعث نمیشه که در مقاطعی به تنظیمات کارخانه برنگردند.
ضروریست به این درک برسید که اگه ایرانی میانگینی دیدید که به نظر میرسید به قرن بیست و یکم وارد شده، باید اول احتمال بدید که صرفا داره نوارشو گوش میده.
این عبارت «نوارمون هم گوش میدیم» باعث ایجاد سوء تفاهمهایی در قشر روشنفکر و باسوادتر شد و نتیجه گرفتند جامعه ایرانی بلاتکلیف است! و ازون موقع دارند روش مانور میدن، و محتویات زیادی هم پیرامونش تولید شد، و اوجش همون کاریکاتوره که جوان ایرانی رو در حین خواندن نماز نشون میده در حالی که روی در و دیوار اتاقش هم عکس کوروش نصب شده، هم عکس چهگوارا، هم عکس محمدرضاشاه، و هم عکس حضرت عباس! (که در نسخه ۲۰۲۰ به بعد عکس سلیمانی هم اضافه شده).
اما هرچند که در جامعه ما بلاتکلیفیهای زیادی وجود داره، اما این جزء اونها نیست. در این زمینه خاص، انسان بلاتکلیف کسی است که هنوز نتوانسته بین گذشته و امروز، یکی را انتخاب کند. مختاره که انتخاب کنه، ولی هنوز نکرده. اما این اتفاق اینجا نیفتاده. انتخاب انجام شده و مردم گذشته رو انتخاب کردهاند، چون متعلق به سیصد، پانصد، یا هزارسال پیش هستند. اما در کنارش چندتا موز هم از دنیای امروز برمیدارند. روشنفکر ما فکر کرد مردم ما بین این موزها، و گذشته؛ گیر کرده. ولی گیری در کار نبود. اینها جفتش رو میخواستند.
گوهر خیراندیش نماینده خیلی از همین ایرانیان معاصره که انتخابشون رو کردن و موزشون هم برمیدارند. یک نمونه خاص که به صورت لابراتواری بررسی سیاسی بشه نیست. یکی از همینهاست. فقط بعضیها در طول زمان و گردش ایام، به سمت کانتر حاکمیت میرن و چندتا موز هم ازونجا برمیدارند. این خانوم، همون آشنای ماست، که کارش گستردگی پیدا کرده و به جاهای دیگه هم سرایت کرده. آثار و بقایای رفتاری اینها رو همهجا میشه دید، حتی در قبرستان. خانوادههای سانتالی که در عمرشون لای قرآن رو باز نکردهاند، وقتی یکی از خودشون رو دفن میکنند، که اون هم به نوبه خودش لای قرآن رو باز نکرده بود، یه پولی میدن به آخوند که بیاد بش تلقین میت بده و بگه امامت کیه و کتابی که بازش نکردی کدومه، و در ادامه درباره بریده شدن دست و پای ابوالفضل العباس نکاتی رو یادآور بشه! چون تعداد زیاد موزهای برداشته شده، باعث نمیشه که در مقاطعی به تنظیمات کارخانه برنگردند.
ضروریست به این درک برسید که اگه ایرانی میانگینی دیدید که به نظر میرسید به قرن بیست و یکم وارد شده، باید اول احتمال بدید که صرفا داره نوارشو گوش میده.
❤6
به کشورشان تجاوز کن، آبادیها رو به سکونتگاههای زشتی که بازسازیشون هیچوقت به اتمام نمیرسه تبدیل کن، متخصصین و باسوادها رو فراری بده، زبان و فرهنگ قومیتیشون رو منقرض کن، زمینهای کشاورزی بدرد بخورشون رو ازشون بگیر و اونایی که ازشون نگرفتی رو مجبور کن چیزی که میخوای بکارند، آبهای سطحیشون رو بدزد، و ترکیب قومیتی شهرهاشون رو تغییر بده، و هرکی مخالف این تغییرات بود رو با تیر بزن.
این خلاصه برنامهایه که روسیه برای اوکراین داره و داره هرروز قدم به قدم اجراش میکنه. اما یکم آشنا نیست؟ در ۴۳ سال گذشته همین کارها رو با کشور ما نکردند؟ حتی در جزییات هم کپی اتفاقات اینجاست، مثل تصاحب زمینها. که تازه اینجا یک سازمان هم به نام سازمان وقف! براش تأسیس شده. مثل دزدیدن آبهای سطحی زاگرس. مثل دستکاری قومیتی سیستان و بلوچستان. مثل زنده به گور کردن زبانها و فرهنگهای محلی.
اما میخوام توجه شما رو به تفاوت بعضی موضعگیریها جلب کنم. برنامه نابودی اوکراین رو دیدند، همهجا پرچم اوکراین رو زدن. از ساختمان پارلمان در کانادا، تا کافههایی در بلژیک. «به اوکراین سلاح برسانید» نه تنها یک پروژه بینالمللی شده، بلکه یک مطالبه عمومی هم است، هرچند که مخالفانی هم داره. با اینکه روسیه قدرت اول اتمی دنیا، و در قوای زرهی ارتش دوم دنیاست.
اما در داخل و خارج به ما چی گفتند؟ به ما اینها رو گفتند: اسلحه؟ خشونت؟ میدونی جنگ داخلی یعنی چی؟ میخوای سوریه بشیم؟ میخوای خونریزی رو با خونریزی متوقف کنی؟ یعنی انقدر وطنفروش شدی که از خارجیها اسلحه بگیری ایرانیها رو بکشی؟ اصلا مگه میشه از پس این نظام تا دندان مسلح بر اومد؟ با اینکه قوای مسلح ایران از پس پابرهنههای خاورمیانه هم برنمیاد و عملا ارتش مدرن نداره.
فقط این نیست که خشونت رو نامشروع کردهاند، بلکه خشونت رو فقط برای ما نامشروع کردهاند! و من نمیدونم چطور داریم با این تبعیض زشت که از بردهداری نژادی هم بدتره کنار میاییم.
این خلاصه برنامهایه که روسیه برای اوکراین داره و داره هرروز قدم به قدم اجراش میکنه. اما یکم آشنا نیست؟ در ۴۳ سال گذشته همین کارها رو با کشور ما نکردند؟ حتی در جزییات هم کپی اتفاقات اینجاست، مثل تصاحب زمینها. که تازه اینجا یک سازمان هم به نام سازمان وقف! براش تأسیس شده. مثل دزدیدن آبهای سطحی زاگرس. مثل دستکاری قومیتی سیستان و بلوچستان. مثل زنده به گور کردن زبانها و فرهنگهای محلی.
اما میخوام توجه شما رو به تفاوت بعضی موضعگیریها جلب کنم. برنامه نابودی اوکراین رو دیدند، همهجا پرچم اوکراین رو زدن. از ساختمان پارلمان در کانادا، تا کافههایی در بلژیک. «به اوکراین سلاح برسانید» نه تنها یک پروژه بینالمللی شده، بلکه یک مطالبه عمومی هم است، هرچند که مخالفانی هم داره. با اینکه روسیه قدرت اول اتمی دنیا، و در قوای زرهی ارتش دوم دنیاست.
اما در داخل و خارج به ما چی گفتند؟ به ما اینها رو گفتند: اسلحه؟ خشونت؟ میدونی جنگ داخلی یعنی چی؟ میخوای سوریه بشیم؟ میخوای خونریزی رو با خونریزی متوقف کنی؟ یعنی انقدر وطنفروش شدی که از خارجیها اسلحه بگیری ایرانیها رو بکشی؟ اصلا مگه میشه از پس این نظام تا دندان مسلح بر اومد؟ با اینکه قوای مسلح ایران از پس پابرهنههای خاورمیانه هم برنمیاد و عملا ارتش مدرن نداره.
فقط این نیست که خشونت رو نامشروع کردهاند، بلکه خشونت رو فقط برای ما نامشروع کردهاند! و من نمیدونم چطور داریم با این تبعیض زشت که از بردهداری نژادی هم بدتره کنار میاییم.
❤7
اینکه چرا ماه تو عکسی که با موبایل میگیرن خیلی کوچک دیده میشه رو انقدر پرسیدند ازم که باید یه متن بنویسم و همهجا کپی پیست کنم.
لنز دوربین گوشی شما، نسبتا وایده و طبیعتا در زاویه دید واید که خیلی چیزها رو در برمیگیره، هرچیزی مساحت کمتری اشغال میکنه. اما زاویه دید چشم ما هم زیاده، پس چرا برای ما اینطور نیست؟ چون زاویه دید ما هم وایده هم واید نیست. ما برای قسمتهای مرکزی رزولوشن بیشتری داریم و برای قسمتهای حاشیهای رزولوشن خیلی کمتر. اون قسمت مرکزی که رزولوشنش بالاست، واید نیست.
این بخش اپتیکی قضیه بود، و شامل همهچیز میشه، نه فقط ماه.
یک جنبه پردازشی هم داره که احتمال داره مختص ماه باشه. حتی در دوره طلایی تمدن اسلامی، دانشمندان مشکوک شده بودند که سیستم بینایی ما درباره سایز ماه به مغزمون دروغ میگه، مخصوصا وقتی به افق نزدیکه. از همون زمان نظریاتی درباره علتش ارائه شده ولی هیچکدومش اثبات نشده تا جایی که میدونم.
لنز دوربین گوشی شما، نسبتا وایده و طبیعتا در زاویه دید واید که خیلی چیزها رو در برمیگیره، هرچیزی مساحت کمتری اشغال میکنه. اما زاویه دید چشم ما هم زیاده، پس چرا برای ما اینطور نیست؟ چون زاویه دید ما هم وایده هم واید نیست. ما برای قسمتهای مرکزی رزولوشن بیشتری داریم و برای قسمتهای حاشیهای رزولوشن خیلی کمتر. اون قسمت مرکزی که رزولوشنش بالاست، واید نیست.
این بخش اپتیکی قضیه بود، و شامل همهچیز میشه، نه فقط ماه.
یک جنبه پردازشی هم داره که احتمال داره مختص ماه باشه. حتی در دوره طلایی تمدن اسلامی، دانشمندان مشکوک شده بودند که سیستم بینایی ما درباره سایز ماه به مغزمون دروغ میگه، مخصوصا وقتی به افق نزدیکه. از همون زمان نظریاتی درباره علتش ارائه شده ولی هیچکدومش اثبات نشده تا جایی که میدونم.
#لبخند_شبانه
این فضاحتها، به این واقعیت که بسیاری از انقلابیون پنجاه و هفتی متعلق به قشر اوباش میدان خراسان و اطرافش بودند، ارتباط داره.. اما مسئله فقط این نیست.
یه نگاه جهانسومی سمی ناجوری وجود داره که برای مولفههای قدرت، میانبر قائله! مثلا فکر میکنه شهادتطلبی نیروی زمینی، خلاء یک نیروی هوایی مدرن رو پر میکنه! این زمان جنگ خیلی پررنگ بود، اما الان به همهچیز تعمیم پیدا کرده. تا جایی که حس میکنند سه تا توعیت جلبطور، معادل سه تا ناو هواپیمابره! واقعا باور دارند که دنیا اینجوری کار میکنه. خیلیهاشون فیلم بازی نمیکنند. واقعا همینند.
این فضاحتها، به این واقعیت که بسیاری از انقلابیون پنجاه و هفتی متعلق به قشر اوباش میدان خراسان و اطرافش بودند، ارتباط داره.. اما مسئله فقط این نیست.
یه نگاه جهانسومی سمی ناجوری وجود داره که برای مولفههای قدرت، میانبر قائله! مثلا فکر میکنه شهادتطلبی نیروی زمینی، خلاء یک نیروی هوایی مدرن رو پر میکنه! این زمان جنگ خیلی پررنگ بود، اما الان به همهچیز تعمیم پیدا کرده. تا جایی که حس میکنند سه تا توعیت جلبطور، معادل سه تا ناو هواپیمابره! واقعا باور دارند که دنیا اینجوری کار میکنه. خیلیهاشون فیلم بازی نمیکنند. واقعا همینند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یو مادر فاعکررررر 😄
تو استرالیا پسره پلاکارد گرفته دستش که روش نوشته فاک ژی جینپینگ، یا همون مرگ بر خامنهای خودمون. بعد چینیهای ناسیونالیست مقیم استرالیا اومدن بش فحش میدن.
کار برای مخالفان دولت چین سختتره. چون ما که هشتاد میلیونیم اینهمه نایاکی ریخته در کشورهای غربی، چین که یک و نیم میلیارد نفره چندتا نایاکی داره تو کشورهای دیگه؟ تعدادشون باید میلیونی باشه.
تو استرالیا پسره پلاکارد گرفته دستش که روش نوشته فاک ژی جینپینگ، یا همون مرگ بر خامنهای خودمون. بعد چینیهای ناسیونالیست مقیم استرالیا اومدن بش فحش میدن.
کار برای مخالفان دولت چین سختتره. چون ما که هشتاد میلیونیم اینهمه نایاکی ریخته در کشورهای غربی، چین که یک و نیم میلیارد نفره چندتا نایاکی داره تو کشورهای دیگه؟ تعدادشون باید میلیونی باشه.
Anarchonomy
یو مادر فاعکررررر 😄 تو استرالیا پسره پلاکارد گرفته دستش که روش نوشته فاک ژی جینپینگ، یا همون مرگ بر خامنهای خودمون. بعد چینیهای ناسیونالیست مقیم استرالیا اومدن بش فحش میدن. کار برای مخالفان دولت چین سختتره. چون ما که هشتاد میلیونیم اینهمه نایاکی ریخته…
انسان غربی عزیز، آیا پذیرفتن مهاجران خاورمیانهای و آفریقایی که حداکثر خلافشان قتل ناموسی دخترشان است، برای جامعه شما خطرناکتر است؛ یا پذیرش مهاجران روسی و چینی که پرستش اقتدارگرایان و دیکتاتورها وارد کد ژنتیکشان شده؟
یک تخاصم دائمی وجود داره بین سگبازها و گربهبازها، سر اینکه کدومشون ارزش این رو داره که وقت گذاشته بشه روشون. هر طرف لیستی از مزیتها و برتریهای حیوان مورد پسند خودش داره و دنبال صحتسنجی اون لیست نیست؛ بلکه دنبال بیشتر کردن تعداد شواهدیه که اون لیست رو تأیید کنه.
نمیدونم چندبار نوشتم که اروپاییها روسها رو از خودشون میدونند، حتی اگه گازشون بگیره. اینها حکم سگبازها رو دارند، که هرچقدر بشون گفته شد این سگ خونگی نیست، گرگه؛ گوششون بدهکار نبود. اینها همون رفتاری رو با روسها داشتند که آدم با یک پت تربیتنشده داره. حمایت در عین دیدن علائم هاری!
اما در آن سوی آنتلانتیک، آمریکاییها چینیها رو پت خودشون در نظر گرفتند و اعتقادی به سگ ندارند. این گربهداری از قرن نوزدهم و از همین شانگهای شروع شد که الان داره بزرگترین و ضدانسانیترین قرنطینه تاریخ بشر رو تجربه میکنه. تاجر آمریکایی، که هیچ اصولی غیر از تجارت نمیشناخت، و مشکلش با دولت آمریکا هم فقط درباره آزادیهای تجارت بود، وقتی پاش رو به شانگهای گذاشت و تجار صرفا پولشناس اونجا رو دید، احساس کرد خانواده گمشدهش رو پیدا کرده. این رابطه تا جایی پیش رفت که امروز آمریکاییهای ساکن شانگهای، که کم هم نیستند، غلیظتر از عملههای صادراتی حزب کمونیست از عملکرد دولت، و حیثیت چین، دفاع میکنند! این آمریکاییهای ساکن شانگهای هستند که دارن میگن اینجا همهچی خوبه! اگه شری هست به خاطر غربیهاست! چینیها را گربههایی میدونند که حتی اگه اندازه ببر چاق شده باشند، بیآزارند، و این آدمیزاد غربیه که وحشیبازی درمیاره و چینیستیزه!
و ما وسط این غربیهای اروپایی و غربیهای آمریکایی و پتهای درندهشون گیر کردیم، با اینکه اطلاعاتمون از حیوانات جهانسومی از هر کسی بیشتره.
نمیدونم چندبار نوشتم که اروپاییها روسها رو از خودشون میدونند، حتی اگه گازشون بگیره. اینها حکم سگبازها رو دارند، که هرچقدر بشون گفته شد این سگ خونگی نیست، گرگه؛ گوششون بدهکار نبود. اینها همون رفتاری رو با روسها داشتند که آدم با یک پت تربیتنشده داره. حمایت در عین دیدن علائم هاری!
اما در آن سوی آنتلانتیک، آمریکاییها چینیها رو پت خودشون در نظر گرفتند و اعتقادی به سگ ندارند. این گربهداری از قرن نوزدهم و از همین شانگهای شروع شد که الان داره بزرگترین و ضدانسانیترین قرنطینه تاریخ بشر رو تجربه میکنه. تاجر آمریکایی، که هیچ اصولی غیر از تجارت نمیشناخت، و مشکلش با دولت آمریکا هم فقط درباره آزادیهای تجارت بود، وقتی پاش رو به شانگهای گذاشت و تجار صرفا پولشناس اونجا رو دید، احساس کرد خانواده گمشدهش رو پیدا کرده. این رابطه تا جایی پیش رفت که امروز آمریکاییهای ساکن شانگهای، که کم هم نیستند، غلیظتر از عملههای صادراتی حزب کمونیست از عملکرد دولت، و حیثیت چین، دفاع میکنند! این آمریکاییهای ساکن شانگهای هستند که دارن میگن اینجا همهچی خوبه! اگه شری هست به خاطر غربیهاست! چینیها را گربههایی میدونند که حتی اگه اندازه ببر چاق شده باشند، بیآزارند، و این آدمیزاد غربیه که وحشیبازی درمیاره و چینیستیزه!
و ما وسط این غربیهای اروپایی و غربیهای آمریکایی و پتهای درندهشون گیر کردیم، با اینکه اطلاعاتمون از حیوانات جهانسومی از هر کسی بیشتره.
❤3
اینا پول میگیرن تا ما رو تو برره نگه دارند. هم در محتوا، هم در فرم.
خیلی از سربازانی که از جنگ برمیگردند ازین جهت دچار افسردگی میشن که باور نمیکردند دنیا اجازه بده اتفاقاتی که با چشمشون دیدند، اتفاق بیفته.
این افسردگی یه متناظر دیگه هم داره که ترکیبی از یک نوع بیخیالی و فراره. چون باور نمیکردند دنیا اجازه بده این حد از دلقکبازی که با چشمشون دیدند به صحنه امورات جدی وارد بشه. در واقع چون میبینند که دنیا اجازه داده دلقکها در صدر بنشینند، نتیجه میگیرند که «به درک که چه اتفاقاتی در این دنیا میفتد». و نمیشه خیلی بشون خرده گرفت، هرچند که نتیجهگیری درستی نیست.
خیلی از سربازانی که از جنگ برمیگردند ازین جهت دچار افسردگی میشن که باور نمیکردند دنیا اجازه بده اتفاقاتی که با چشمشون دیدند، اتفاق بیفته.
این افسردگی یه متناظر دیگه هم داره که ترکیبی از یک نوع بیخیالی و فراره. چون باور نمیکردند دنیا اجازه بده این حد از دلقکبازی که با چشمشون دیدند به صحنه امورات جدی وارد بشه. در واقع چون میبینند که دنیا اجازه داده دلقکها در صدر بنشینند، نتیجه میگیرند که «به درک که چه اتفاقاتی در این دنیا میفتد». و نمیشه خیلی بشون خرده گرفت، هرچند که نتیجهگیری درستی نیست.
پروژه بیتکوین در السالوادور تا اینجا یک شکست تمام عیار بوده. با وجود حمایت همهجانبه قانونی و اجرایی دولت، و با وجود ایجاد جو و تبلیغات گسترده و فرهنگسازی، تا الان فقط ۵ درصد فروش کالاها با بیتکوین انجام شده، و همون پنج درصد هم به محض دریافت بیتکوین، به دلار تبدیلش کردن.
با اینکه یک کشور ضعیف و درگیر با فقر و فساد، لابراتوار مناسبی برای آزمایش کارایی بیتکوین نیست؛ اما بهتره جامعه بیتکوین از همین تجربه درسهای لازم رو بگیرند. از جمله اینکه انقدر دنبال قانونی کردن بیتکوین و حمایت دولتی نباشند.
با اینکه یک کشور ضعیف و درگیر با فقر و فساد، لابراتوار مناسبی برای آزمایش کارایی بیتکوین نیست؛ اما بهتره جامعه بیتکوین از همین تجربه درسهای لازم رو بگیرند. از جمله اینکه انقدر دنبال قانونی کردن بیتکوین و حمایت دولتی نباشند.
یه زمانی، یعنی دقیقا ۱۹۴۱
یه عده بودند که میگفتند «چرا با هیتلر صلح نمیکنید؟».
ادامه همونا الان میگن اگه با پوتین مذاکره میکردید به جایی حمله نمیکرد. اگه توافق کنید عقبنشینی میکنه. اگه بشینید صحبت کنید شهرها رو با آتش توپخانه ویران نمیکنه.
فقط الان فرقش اینه که این بزغالههای سیاسی، میلیونها فالوعر در شبکههای اجتماعی دارند.
یه عده بودند که میگفتند «چرا با هیتلر صلح نمیکنید؟».
ادامه همونا الان میگن اگه با پوتین مذاکره میکردید به جایی حمله نمیکرد. اگه توافق کنید عقبنشینی میکنه. اگه بشینید صحبت کنید شهرها رو با آتش توپخانه ویران نمیکنه.
فقط الان فرقش اینه که این بزغالههای سیاسی، میلیونها فالوعر در شبکههای اجتماعی دارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پسران خود ماهیگیری بیاموزید.
Broken Heart
M.R. Shajarian & Seventh Soul
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
در ادبیات فارسی، گاهی معشوق به شکل یک عوضی پفیوز ترسیم میشه، و عاشق به شکل یک پخمهی بزن تو سرش نونشو بگیر. باید بررسی بشه ریشههای روانشناختی این برداشت بیچارهگرا از رابطههای متعالی چی بوده.
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
در ادبیات فارسی، گاهی معشوق به شکل یک عوضی پفیوز ترسیم میشه، و عاشق به شکل یک پخمهی بزن تو سرش نونشو بگیر. باید بررسی بشه ریشههای روانشناختی این برداشت بیچارهگرا از رابطههای متعالی چی بوده.
❤7
به عنوان یک فکت مقدماتی: کل روسیه چاه مستراحی بیش نیست...
اما حزب کمونیست کاملا دکوریه، و در عین دکوری بودن تمام مخالفتها با مرکز رو در خودش جمع کرده. هر اعتراضی در روسیه انجام میشه، زیر پرچم این حزبه. اعتراضات لیبرالها، در رسانههای غربی بزرگ جلوه داده میشه چون لیبرالهای فراری در غرب زیادند و تریبون دارند و سعی میکنند پایگاه مردمی خودشون رو برای میزبانان اروپایی و آمریکایی قوی جلوه بدن (و متأسفانه الان هم روایتسازی اپوزیسیون رو به دست گرفتن و مهملاتی تحویل مخاطب غربی میدن، از جمله تطهیر جامعه عوام روسیه از فاشیسم و خلاصه کردن همهچیز به پوتین؛ که کاملا خلاف واقع است. باید همیشه این رو در نظر گرفت که روسهای فراری، مستندساز نیستند. داستانپرورند). حتی اگه لیبرالها اعتراضی ترتیب میدن، صرفا متمرکز بر اهداف سیاسیه، و یک بار نشده مثلا درباره وضعیت کارگران یا بیمه و این چیزها تجمعی شکل بدن (چرا بدن وقتی بیشترشون بازمانده رانتخوارهای یلتسینی هستند؟). اگه اعتراضی درباره مشکلات روزمره مردم روسیه انجام بشه، تحت پرچم حزب کمونیسته. ولی تحت کنترل حزب نیست. چون کسانی که اعتراض دارند، خودشون رو کمونیست میدونند و خودجوش با خودشون پرچم داس و چکش میارن خیابون. و از قضا این خود حزبه که سعی میکنه مانع شکلگیری تجمع بشه. مواردی بوده که عمدا برنامهریزی زمانی و خیابانی رو طوری بهم ریختن که جمعیت کمتری بیاد. میشه گفت حزب کمونیست روسیه تنها حزب سیاسی دنیاست که آرزو داره هیچ طرفداری نمیداشت!
اوباش کاگب نه تنها آزادی عمل سیاسی رو از کمونیستها گرفتن، بلکه هر نوع تحرک کارگری رو در نطفه خفه میکنند. چون ناسیونالیسم امپریالیستی این امکان رو بشون میده. درست در تضاد با چیزی که مدنظر مارکس بود، کارگر روس اول واقعیت ملی رو میبینه بعد واقعیت طبقاتی رو. بنابراین اول یک فاشیسته بعد یک بدبخت (بعد از یک قرن بزن و بکش و برو و بیا، میشه گفت ایده مارکس هیچوقت وارد روسیه نشد!). بنابراین کرملین همواره این اهرم رو در اختیار داره که به بدبخت یادآوری کنه فاشیست بودن مهمتر است. هربار کارگران روس به آستانه یک نارضایتی نزدیک میشن، سریع مسئله «مادرمان، روسیه بزرگ» در برابرشون قرار میگیره. و این حلقه تأسفباری ساخته: ارتش و صنعت فشله، چون کارگر بیسواد و فقیر و بیانگیزهست، ولی به زحمتکشیدن ادامه میده، چون روسیه کبیر برای ابرقدرت ماندن به زحمت کشیدن و فداکاریش نیاز داره! این رو در مکالمههای تلفنی شنود شده بین سرباز و خانوادهش هم میشه دید. پدر درست بعد ازینکه پسر رو تهییج میکنه که باید پیروز برگردید، میگه آئودی و بنز اینارو دیدی موتور استارترشون رو دربیار اینجا میفروشیم خوب میخرن!
https://t.me/RezaNassaji/2530
اما حزب کمونیست کاملا دکوریه، و در عین دکوری بودن تمام مخالفتها با مرکز رو در خودش جمع کرده. هر اعتراضی در روسیه انجام میشه، زیر پرچم این حزبه. اعتراضات لیبرالها، در رسانههای غربی بزرگ جلوه داده میشه چون لیبرالهای فراری در غرب زیادند و تریبون دارند و سعی میکنند پایگاه مردمی خودشون رو برای میزبانان اروپایی و آمریکایی قوی جلوه بدن (و متأسفانه الان هم روایتسازی اپوزیسیون رو به دست گرفتن و مهملاتی تحویل مخاطب غربی میدن، از جمله تطهیر جامعه عوام روسیه از فاشیسم و خلاصه کردن همهچیز به پوتین؛ که کاملا خلاف واقع است. باید همیشه این رو در نظر گرفت که روسهای فراری، مستندساز نیستند. داستانپرورند). حتی اگه لیبرالها اعتراضی ترتیب میدن، صرفا متمرکز بر اهداف سیاسیه، و یک بار نشده مثلا درباره وضعیت کارگران یا بیمه و این چیزها تجمعی شکل بدن (چرا بدن وقتی بیشترشون بازمانده رانتخوارهای یلتسینی هستند؟). اگه اعتراضی درباره مشکلات روزمره مردم روسیه انجام بشه، تحت پرچم حزب کمونیسته. ولی تحت کنترل حزب نیست. چون کسانی که اعتراض دارند، خودشون رو کمونیست میدونند و خودجوش با خودشون پرچم داس و چکش میارن خیابون. و از قضا این خود حزبه که سعی میکنه مانع شکلگیری تجمع بشه. مواردی بوده که عمدا برنامهریزی زمانی و خیابانی رو طوری بهم ریختن که جمعیت کمتری بیاد. میشه گفت حزب کمونیست روسیه تنها حزب سیاسی دنیاست که آرزو داره هیچ طرفداری نمیداشت!
اوباش کاگب نه تنها آزادی عمل سیاسی رو از کمونیستها گرفتن، بلکه هر نوع تحرک کارگری رو در نطفه خفه میکنند. چون ناسیونالیسم امپریالیستی این امکان رو بشون میده. درست در تضاد با چیزی که مدنظر مارکس بود، کارگر روس اول واقعیت ملی رو میبینه بعد واقعیت طبقاتی رو. بنابراین اول یک فاشیسته بعد یک بدبخت (بعد از یک قرن بزن و بکش و برو و بیا، میشه گفت ایده مارکس هیچوقت وارد روسیه نشد!). بنابراین کرملین همواره این اهرم رو در اختیار داره که به بدبخت یادآوری کنه فاشیست بودن مهمتر است. هربار کارگران روس به آستانه یک نارضایتی نزدیک میشن، سریع مسئله «مادرمان، روسیه بزرگ» در برابرشون قرار میگیره. و این حلقه تأسفباری ساخته: ارتش و صنعت فشله، چون کارگر بیسواد و فقیر و بیانگیزهست، ولی به زحمتکشیدن ادامه میده، چون روسیه کبیر برای ابرقدرت ماندن به زحمت کشیدن و فداکاریش نیاز داره! این رو در مکالمههای تلفنی شنود شده بین سرباز و خانوادهش هم میشه دید. پدر درست بعد ازینکه پسر رو تهییج میکنه که باید پیروز برگردید، میگه آئودی و بنز اینارو دیدی موتور استارترشون رو دربیار اینجا میفروشیم خوب میخرن!
https://t.me/RezaNassaji/2530
Telegram
Reza Nassaji
یکی از نکات کلیدی که در فهم جوامع استبدادزده باید در نظر داشت، ضعف جامعهی مدنی و هضم اپوزیسیون در قدرت مطلقهی حاکمه است. برای مثال، در ایران، نه تنها پوزیسیون اصولگرا کمترین نقدی به شخص مستبد مطلقه و فساد و استثمار سیستماتیک ندارند، که اصلاحطلبان برآمده…