مقاومت ارتش اکراین تا همینجا اگه در تاریخ معاصر بینظیر نباشه، قطعا کمنظیره. هرچند که نتیجه جنگ رو تغییر نمیده و دیگه نمیشه کشورشون رو از شر مغولهای اتمی نجات داد، اما عملکردی که به جا گذاشتند حجت رو برای همه کشورهایی که حال و حوصله جنگیدن ندارند تمام میکنه. این مهمه که آدم به مثال تبدیل بشه.
در توضیح اینکه این جنگندگی و کارآمدی از کجا پیداش شد میگن «اینارو انگلیس و آمریکا آموزش داده». هرچند که آموزش آمریکایی حکم اسفناجی رو داره که ملوان زبل میخورد. اما این جمله کوتاه همه این عملکرد رو توضیح نمیده. ولی فرض میکنیم که توضیحش همینه.
موضوع اینه که فقط نظامیهاشون اینطور نیستند. سفرای اوکراین در کشورها هم کیفیت بالایی نشون دادند. سفیر اوکراین در آلمان به یک سلبریتی تبدیل شده. در انگلستان هم همینطور. حتی سفیرشون در ایران هم از چیزی نمیترسه. به طور کلی سه خصوصیت پیگیری، جسارت، و خستگیناپذیری، در دیپلماتهاشون دیده میشه. این رو چطور توضیح میدن؟ اینارو هم ناتو آموزش داده؟
قطعا هیچ ایرانی که از حداقلی از شعور برخورداره، از جمهوری اسلامی انتظار نداره آدمهای باکیفیت رو وارد نهادها و دستگاهها کنه، چون اینها به جهل، شلختگی، پخمگی، و پلشتی افتخار هم می کنند. اما این نگرانی وجود داره که نکنه بیش از نیم قرن سلطه اوباش به کشور باعث شده باشه ایران، فارغ ازینکه این حکومت سرجاش باقی بمونه یا نمونه، در تولید آدمهای کاربلد و بدردبخور، عقیم شده باشه؟
در توضیح اینکه این جنگندگی و کارآمدی از کجا پیداش شد میگن «اینارو انگلیس و آمریکا آموزش داده». هرچند که آموزش آمریکایی حکم اسفناجی رو داره که ملوان زبل میخورد. اما این جمله کوتاه همه این عملکرد رو توضیح نمیده. ولی فرض میکنیم که توضیحش همینه.
موضوع اینه که فقط نظامیهاشون اینطور نیستند. سفرای اوکراین در کشورها هم کیفیت بالایی نشون دادند. سفیر اوکراین در آلمان به یک سلبریتی تبدیل شده. در انگلستان هم همینطور. حتی سفیرشون در ایران هم از چیزی نمیترسه. به طور کلی سه خصوصیت پیگیری، جسارت، و خستگیناپذیری، در دیپلماتهاشون دیده میشه. این رو چطور توضیح میدن؟ اینارو هم ناتو آموزش داده؟
قطعا هیچ ایرانی که از حداقلی از شعور برخورداره، از جمهوری اسلامی انتظار نداره آدمهای باکیفیت رو وارد نهادها و دستگاهها کنه، چون اینها به جهل، شلختگی، پخمگی، و پلشتی افتخار هم می کنند. اما این نگرانی وجود داره که نکنه بیش از نیم قرن سلطه اوباش به کشور باعث شده باشه ایران، فارغ ازینکه این حکومت سرجاش باقی بمونه یا نمونه، در تولید آدمهای کاربلد و بدردبخور، عقیم شده باشه؟
❤7
با این خندههایی که جایگزین گریهست آشنایی دارید؟
الان داشتم با همون سبک میخندیدم.
روزنامه اوکراینی وسط جنگ و بمباران و اشغال نظامی و حتی تهدید متجاوزان به استفاده از سلاح اتمی! مقاله میذاره درباره زد و بندهای مالی نمایندگان مجلس که رفیق فابریک زلینسکی هم هستند!
وسط فاکینگ جنگ، فساد مالی که تازه ثابت نشده رو وصل میکنند به فرمانده کل قوا!
و ما اینجا یه طومار داریم از اسامی کسانی که، در زمان صلح! ماههاست بدون محاکمه در بازداشت هستند، فقط به جرم اینکه گفتند فلان جا، که تازه خیلی فاصله داره تا خود رهبر، تخلفات مالی وجود داره!
این کجا بود ما توش به دنیا اومدیم؟
الان داشتم با همون سبک میخندیدم.
روزنامه اوکراینی وسط جنگ و بمباران و اشغال نظامی و حتی تهدید متجاوزان به استفاده از سلاح اتمی! مقاله میذاره درباره زد و بندهای مالی نمایندگان مجلس که رفیق فابریک زلینسکی هم هستند!
وسط فاکینگ جنگ، فساد مالی که تازه ثابت نشده رو وصل میکنند به فرمانده کل قوا!
و ما اینجا یه طومار داریم از اسامی کسانی که، در زمان صلح! ماههاست بدون محاکمه در بازداشت هستند، فقط به جرم اینکه گفتند فلان جا، که تازه خیلی فاصله داره تا خود رهبر، تخلفات مالی وجود داره!
این کجا بود ما توش به دنیا اومدیم؟
❤9
- از حدود هر پنج گوشی هوشمند فروخته شده در دنیا، یکیش آیفونه. ده سال پیش که اندرویید در اوج خودش بود هیچکس این رو باور نمیکرد.
- دولت آمریکا هوآوی رو از صحنه هستی پرت کرده بیرون. اگه اقتصاد این دو کشور به هم وابسته نبودند قاعدتا باید حکم اعلام جنگ رو پیدا میکرد، چون مثل زدن پالایشگاهها بوده.
- فروش کل بازار ۱۱ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بوده. در شرایط رکودی، به برندهای ارزانساز ضربه بیشتری وارد شده. در حالی که تصور عموم اینه که برعکس باشه.
- دولت آمریکا هوآوی رو از صحنه هستی پرت کرده بیرون. اگه اقتصاد این دو کشور به هم وابسته نبودند قاعدتا باید حکم اعلام جنگ رو پیدا میکرد، چون مثل زدن پالایشگاهها بوده.
- فروش کل بازار ۱۱ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بوده. در شرایط رکودی، به برندهای ارزانساز ضربه بیشتری وارد شده. در حالی که تصور عموم اینه که برعکس باشه.
به آسانی.
مخالف زیاد داره و شاید اجرا نشه، یا شامل شمایی که از قبل اونجایید نشه. اما هدف ترسوندن پناهندههاست، که به خودشون بگن «کشور خودم هر گهدونی باشه بهتر از روانداست!»، و در نتیجه قید رفتن به انگلیس با قایق قاچاقچیهای انسان رو بزنه.
نمیشه پیشبینی کرد ولی مشابه این کار رو استرالیا انجام داد و با اینکه خیلی فحش اخلاقی خورد، بش اصرار کرد، و خب تأثیر داشت و اون بساط پناهندههای قایقی تا حد زیادی جمع شد. برای بروکراتها، یه نفع دیگه هم داره؛ اگه پناهنده اونجا افتاد مرد، میگن تو رواندا مرده، و ننگ رسانهایش خیلی به انگلیس نمیچسبه.
مخالف زیاد داره و شاید اجرا نشه، یا شامل شمایی که از قبل اونجایید نشه. اما هدف ترسوندن پناهندههاست، که به خودشون بگن «کشور خودم هر گهدونی باشه بهتر از روانداست!»، و در نتیجه قید رفتن به انگلیس با قایق قاچاقچیهای انسان رو بزنه.
نمیشه پیشبینی کرد ولی مشابه این کار رو استرالیا انجام داد و با اینکه خیلی فحش اخلاقی خورد، بش اصرار کرد، و خب تأثیر داشت و اون بساط پناهندههای قایقی تا حد زیادی جمع شد. برای بروکراتها، یه نفع دیگه هم داره؛ اگه پناهنده اونجا افتاد مرد، میگن تو رواندا مرده، و ننگ رسانهایش خیلی به انگلیس نمیچسبه.
❤3
آتئیستها و اقتصاددانها و جانوران آکادمیک، عادت داشتند بگن در گذشته توحش و خشونت خیلی بیشتر بوده و الان خیلی خوب شده!.. آتئیست مدعی بود علت خشونت در تاریخ مذهب بوده. اقتصاددان مدعی بود وابستگی اقتصادی کشورها به همدیگه جلوی خشونت رو میگیره. جانور آکادمیک هم که قرون وسطی رو جهنمی در دل تاریخ معرفی میکرد، مدعی بود دنیای مدرن دیگه جای خشونت نیست.
اما امروز خبری از مذهب نیست یا جایگاهی نداره، اقتصاد کشورها و حتی انرژی و غذاشون وابسته بهمدیگهست، و مدرنیسم همهجا رو فرا گرفته، روسیه ۶ میلیون اوکراینی رو آواره و به زنان و دختران تجاوز کرده، و شهر بزرگی مثل ماریوپل رو کاملا با خاک یکسان کرده، طوری که تا چهل سال آینده هم قابل بازسازی نیست؛ و اگه به اهداف خودش نرسه چندتا شهر دیگه رو هم به همین وضعیت خواهد انداخت و کسی مانعش نیست.
کاش این بزرگواران انقدر شجاعت میداشتند که بیان بگن اشتباه میکردیم.
اما امروز خبری از مذهب نیست یا جایگاهی نداره، اقتصاد کشورها و حتی انرژی و غذاشون وابسته بهمدیگهست، و مدرنیسم همهجا رو فرا گرفته، روسیه ۶ میلیون اوکراینی رو آواره و به زنان و دختران تجاوز کرده، و شهر بزرگی مثل ماریوپل رو کاملا با خاک یکسان کرده، طوری که تا چهل سال آینده هم قابل بازسازی نیست؛ و اگه به اهداف خودش نرسه چندتا شهر دیگه رو هم به همین وضعیت خواهد انداخت و کسی مانعش نیست.
کاش این بزرگواران انقدر شجاعت میداشتند که بیان بگن اشتباه میکردیم.
❤9
بخش بزرگی از مردم روسیه با شکنجه و تجاوز جنسی به مردم اوکراین موافقند (اروپا خیلی تلاش کرد تا این واقعیت رو نادیده بگیره، ولی موفق نشد)، اما بخش بزرگتری از مردم روسیه هم موافق نیستند که شکنجه و تجاوز انجام بشه، نه به این دلیل که جنایت علیه بشریته. بلکه به این دلیل که معتقدند «ما هم قدرتمندیم هم خوبیم، پس نیازی به این کارها نداریم».
اما ۹۰ درصد مردم روسیه با اینکه پوتین به همون گروهانی که متهم به جنایت جنگی شده مدال بده موافقند؛ چون فارغ ازینکه نظرشون درباره شکنجه و تجاوز چی باشه، همگی سر اینکه غرب دروغ میگوید و به ما اتهام میزند تا بدناممان کند و منشأ همه دروغها و تهمتها غرب است، توافق دارند.
قاعدتا نباید چنین دیدگاهی میداشتند، چون کشور خودشون به صورت به شدت متمرکز اداره میشه، و غرب مرکز نداره. یک طرف سیستمی رو داریم که کاملا بستهست و روایتها رو توسط کنترل مرکزی طراحی و تنظیم میکنه، و در طرف مقابل سیستمی داریم که از مجموعه متنوعی از اعضاء تشکیل شده که آقابالاسر ندارند. عقل سلیم میگه از کدوم یک از این دو سیستم دروغ بیشتری بیرون خواهد اومد؟ جواب عقل کاملا مشخصه: سیستم بسته.
پس چرا ۹۰ درصد روسها از پس این معادله ساده عقلی برنمیان؟ چون تصمیم گرفتند که فکر کنند جهان تشکیل شده از معادلهایی از سیستم خودشون و فقط ممکنه ظاهرشون فرق کنه. بسیاری از روسها خیلی جدی فکر میکنند غرب هم داره مثل روسیه اداره میشه، اما چون غربیها در کار رسانهای مارموزتر هستند، به نظر نمیاد که مثل روسیه اداره میشه! که همون «آسمون همهجا همین رنگه» خودمونه. و وقتی باورت این باشه دعوا بین یک سیستم بسته، و یک سیستم بسته دیگهست، با خودت میگی خب من به سیستم بسته مملکت خودم اعتماد میکنم! و اینجوری میشه که تو کت شهروند ایرانی نمیره که قاسم سلیمانی، علاوه بر یک دزد، یک جنایتکار جنگی بود (البته ما در ایران چون به صورت فرهنگی همیشه کنترلستیز هستیم، همواره دو قطبی وجود داره و این سندروم آسمون همهجا یه رنگه ولی رنگ ما بهتره، نیمی از جامعه رو مبتلا میکنه، نه همهش رو).
این جماعت حتی خودآگاهی کافی برای مشاهده تناقضی که بش دچاره رو هم نداره. فرض موهوم اینکه غرب هم یک سیستم بسته مثل سیستم بسته خودمان است، به این معنیه که غرب داره همهچیز، از جمله روایتها رو کنترل میکنه! از طرفی غیرمتمرکز بودن و متکثر بودن غرب باعث میشه تنوعی از جریانات و روایتها بوجود بیاد که به نظر بیاد باعث تفرقه شده، و همین جماعت ازش نتیجه میگیرند که جامعه غربی الانه که دچار فروپاشی و بیثباتی بشه! به عبارتی همزمان که معتقدند غرب دارد همهچیز را کنترل میکند، معتقدند کنترل همهچیز از دست غرب خارج شده!
که بسیار فان و بامزهست.
اما ۹۰ درصد مردم روسیه با اینکه پوتین به همون گروهانی که متهم به جنایت جنگی شده مدال بده موافقند؛ چون فارغ ازینکه نظرشون درباره شکنجه و تجاوز چی باشه، همگی سر اینکه غرب دروغ میگوید و به ما اتهام میزند تا بدناممان کند و منشأ همه دروغها و تهمتها غرب است، توافق دارند.
قاعدتا نباید چنین دیدگاهی میداشتند، چون کشور خودشون به صورت به شدت متمرکز اداره میشه، و غرب مرکز نداره. یک طرف سیستمی رو داریم که کاملا بستهست و روایتها رو توسط کنترل مرکزی طراحی و تنظیم میکنه، و در طرف مقابل سیستمی داریم که از مجموعه متنوعی از اعضاء تشکیل شده که آقابالاسر ندارند. عقل سلیم میگه از کدوم یک از این دو سیستم دروغ بیشتری بیرون خواهد اومد؟ جواب عقل کاملا مشخصه: سیستم بسته.
پس چرا ۹۰ درصد روسها از پس این معادله ساده عقلی برنمیان؟ چون تصمیم گرفتند که فکر کنند جهان تشکیل شده از معادلهایی از سیستم خودشون و فقط ممکنه ظاهرشون فرق کنه. بسیاری از روسها خیلی جدی فکر میکنند غرب هم داره مثل روسیه اداره میشه، اما چون غربیها در کار رسانهای مارموزتر هستند، به نظر نمیاد که مثل روسیه اداره میشه! که همون «آسمون همهجا همین رنگه» خودمونه. و وقتی باورت این باشه دعوا بین یک سیستم بسته، و یک سیستم بسته دیگهست، با خودت میگی خب من به سیستم بسته مملکت خودم اعتماد میکنم! و اینجوری میشه که تو کت شهروند ایرانی نمیره که قاسم سلیمانی، علاوه بر یک دزد، یک جنایتکار جنگی بود (البته ما در ایران چون به صورت فرهنگی همیشه کنترلستیز هستیم، همواره دو قطبی وجود داره و این سندروم آسمون همهجا یه رنگه ولی رنگ ما بهتره، نیمی از جامعه رو مبتلا میکنه، نه همهش رو).
این جماعت حتی خودآگاهی کافی برای مشاهده تناقضی که بش دچاره رو هم نداره. فرض موهوم اینکه غرب هم یک سیستم بسته مثل سیستم بسته خودمان است، به این معنیه که غرب داره همهچیز، از جمله روایتها رو کنترل میکنه! از طرفی غیرمتمرکز بودن و متکثر بودن غرب باعث میشه تنوعی از جریانات و روایتها بوجود بیاد که به نظر بیاد باعث تفرقه شده، و همین جماعت ازش نتیجه میگیرند که جامعه غربی الانه که دچار فروپاشی و بیثباتی بشه! به عبارتی همزمان که معتقدند غرب دارد همهچیز را کنترل میکند، معتقدند کنترل همهچیز از دست غرب خارج شده!
که بسیار فان و بامزهست.
❤4
طالبان به دنیا قول داده بود افغانستان به پلتفرمی برای گروههای جهادی تبدیل نشه. اما هرروز داعش خراسان یک ویدئو از فعالیتهاش منتشر میکنه که ثابت کنه اتفاقا داره به پلتفرم خوبی تبدیل میشه.
که بعید نیست اسپانسرشون دستگاه امنیتی پاکستان باشه، تا جلوی پروژه طالبان رو بگیرند.
دولت نژادپرست و قومگرای پاکستان، از چشم ابروی طالبان خوشش نیومده بود که از تشکیل حکومتش در کابل دفاع کرد. اونها به این نتیجه رسیده بودند که باید قورباغهشون رو قورت بدن، به این معنی که دیر یا زود باید با واقعیت «پشتون دولتدار» مواجه بشن، پس بهتره خودشون برن تو دل این واقعیت، و تا اونجایی که میشه کنترلش کنند.
اما با یک مشکل مواجهند، و اون اینه که پروژه طالبان میتونه از مرزهای افغانستان عبور کنه و دامن پاکستان رو هم بگیره. چون میلیونها پشتون هم در خاک پاکستان ساکن هستند. و این چالش پتانسیل تبدیل شدن به وضعیتی خطرناک رو داره، دقیقا به این دلیل که پروژه ملیگرایی در پاکستان به موفقیت نرسید. بخش قابل توجهی از آدمهایی که داخل این کشور هستند براشون مهم نیست که پاکستان چیست! براشون این مهمه که اسلام چیست.
پروژه طالبان اینه: سرکوب سنت، برای یکپارچه کردن قوم پشتون (چه اینطرف مرز و چه اونطرفش)، و تعریف منافع در قالب هویت ملی اسلامی!
افغانستان هیچوقت یک کشور نبود. یک کالکشن از قبیلهها بود که هیچوقت هیچکدوم به دیگری غلبه نمیکرد. دینامیکی متعلق به هزاران سال پیش. یک فسیل زنده از جامعه بدوی. برای وضع حمل این جامعه به قرن بیست و یکم، بهترین راهکار تشکیل یک دولت فدرالی بود. اما دولت فدرال رو آدمهای لیبرال میسازند، که در افغانستان وجود نداشت. پس چنین جامعهای، که چون باستانیه ضعیفه، به قویترین نیروی نوظهور میبازه. و به طالبان باخت. چون اونها به خاطر مجموعهای از اتفاقات، که قسمتی ازش شانس بود، و قسمتی ازش نقشآفرینی بیگانههای خارجی بود، و قسمتی هم عملکرد خودشون؛ به دینامیک جدیدی از قدرت دست پیدا کردند که میتونست به ساختار سنتی غلبه کنه. که بافت اصلیش اسلام جهادی بود. در سیستم سنتی، هر قبیله ماست خودش رو میخورد، و اگه ماستش تأمین میشد به اینکه اون بیرون چی میگذره اهمیت نمیداد. بعضی ازین قبایل به مدت هزار سال اهمیتی ندادند. اما اسلام جهادی، مرد افغان شمال افغانستان رو به مرد افغان جنوب افغانستان وصل کرد و یک شبکه ملی تشکیل داد. دیگه ماست قبیله کافی نبود. حالا همهچیز به همه ربط داشت. و واضحه، یک ارتش قبیلهای، در برابر ارتشی که از کل کشور میتونه نیرو جذب کنه، شانسی نداشت. از طرفی اسلام جهادی، ارزش نیروی انسانی رو پایین آورد. قبیله محلی نمیتونه همه مردان خودش رو از دست بده، چون موجودیتش رو از دست میده، اما طالبان هرچقدر که بخواد «مردانی برای خرج شدن» داره، که حاضرند بمیرند، که خیلی سریع جایگزین میشن.
موضوع خود مذهب نیست. موضوع ابزارآلاتیه که برای برنده شدن فراهم میکنه. ابزاری که حتی خود طالبان پیشبینی نمیکرد که بش مجهز بشه. یه زمانی انفجار انتحاری در مدرسه ابتدایی، یک تابو بود. حتی برای جهادیها. ولی الان نیست. چون طالبان کشف کرد که این هم یک ابزاره، چرا استفاده نکنیم؟
اگه این دینامیک رو درک کنیم میتونیم متوجه بشیم که چرا تا زمانی که پشتونهای پاکستان، زیر سایه نیرویی غیر از این هویت ملی اسلامی هستند، پروژه طالبان نیمه تمام محسوب میشه. فارغ ازینکه کارها در داخل افغانستان خوب پیش بره یا نره.
دستگاه امنیتی پاکستان همون موقع که دید نیروهای طالبان هرکسی که پرچم دولت سابق افغانستان رو در دست داره به رگبار میبنده باید میفهمید موضوع چیه. نه تنها همه اقوام افغانستان محکوم هستند که این نظم جدید پشتونی-ملی-جهادی رو بپذیرند، بلکه هیچ پشتونی هم حق نداره چیزی غیر ازین قدرت پشتونی رو به رسمیت بشناسه. حتی اونهایی که اون طرف مرز هستند.
که بعید نیست اسپانسرشون دستگاه امنیتی پاکستان باشه، تا جلوی پروژه طالبان رو بگیرند.
دولت نژادپرست و قومگرای پاکستان، از چشم ابروی طالبان خوشش نیومده بود که از تشکیل حکومتش در کابل دفاع کرد. اونها به این نتیجه رسیده بودند که باید قورباغهشون رو قورت بدن، به این معنی که دیر یا زود باید با واقعیت «پشتون دولتدار» مواجه بشن، پس بهتره خودشون برن تو دل این واقعیت، و تا اونجایی که میشه کنترلش کنند.
اما با یک مشکل مواجهند، و اون اینه که پروژه طالبان میتونه از مرزهای افغانستان عبور کنه و دامن پاکستان رو هم بگیره. چون میلیونها پشتون هم در خاک پاکستان ساکن هستند. و این چالش پتانسیل تبدیل شدن به وضعیتی خطرناک رو داره، دقیقا به این دلیل که پروژه ملیگرایی در پاکستان به موفقیت نرسید. بخش قابل توجهی از آدمهایی که داخل این کشور هستند براشون مهم نیست که پاکستان چیست! براشون این مهمه که اسلام چیست.
پروژه طالبان اینه: سرکوب سنت، برای یکپارچه کردن قوم پشتون (چه اینطرف مرز و چه اونطرفش)، و تعریف منافع در قالب هویت ملی اسلامی!
افغانستان هیچوقت یک کشور نبود. یک کالکشن از قبیلهها بود که هیچوقت هیچکدوم به دیگری غلبه نمیکرد. دینامیکی متعلق به هزاران سال پیش. یک فسیل زنده از جامعه بدوی. برای وضع حمل این جامعه به قرن بیست و یکم، بهترین راهکار تشکیل یک دولت فدرالی بود. اما دولت فدرال رو آدمهای لیبرال میسازند، که در افغانستان وجود نداشت. پس چنین جامعهای، که چون باستانیه ضعیفه، به قویترین نیروی نوظهور میبازه. و به طالبان باخت. چون اونها به خاطر مجموعهای از اتفاقات، که قسمتی ازش شانس بود، و قسمتی ازش نقشآفرینی بیگانههای خارجی بود، و قسمتی هم عملکرد خودشون؛ به دینامیک جدیدی از قدرت دست پیدا کردند که میتونست به ساختار سنتی غلبه کنه. که بافت اصلیش اسلام جهادی بود. در سیستم سنتی، هر قبیله ماست خودش رو میخورد، و اگه ماستش تأمین میشد به اینکه اون بیرون چی میگذره اهمیت نمیداد. بعضی ازین قبایل به مدت هزار سال اهمیتی ندادند. اما اسلام جهادی، مرد افغان شمال افغانستان رو به مرد افغان جنوب افغانستان وصل کرد و یک شبکه ملی تشکیل داد. دیگه ماست قبیله کافی نبود. حالا همهچیز به همه ربط داشت. و واضحه، یک ارتش قبیلهای، در برابر ارتشی که از کل کشور میتونه نیرو جذب کنه، شانسی نداشت. از طرفی اسلام جهادی، ارزش نیروی انسانی رو پایین آورد. قبیله محلی نمیتونه همه مردان خودش رو از دست بده، چون موجودیتش رو از دست میده، اما طالبان هرچقدر که بخواد «مردانی برای خرج شدن» داره، که حاضرند بمیرند، که خیلی سریع جایگزین میشن.
موضوع خود مذهب نیست. موضوع ابزارآلاتیه که برای برنده شدن فراهم میکنه. ابزاری که حتی خود طالبان پیشبینی نمیکرد که بش مجهز بشه. یه زمانی انفجار انتحاری در مدرسه ابتدایی، یک تابو بود. حتی برای جهادیها. ولی الان نیست. چون طالبان کشف کرد که این هم یک ابزاره، چرا استفاده نکنیم؟
اگه این دینامیک رو درک کنیم میتونیم متوجه بشیم که چرا تا زمانی که پشتونهای پاکستان، زیر سایه نیرویی غیر از این هویت ملی اسلامی هستند، پروژه طالبان نیمه تمام محسوب میشه. فارغ ازینکه کارها در داخل افغانستان خوب پیش بره یا نره.
دستگاه امنیتی پاکستان همون موقع که دید نیروهای طالبان هرکسی که پرچم دولت سابق افغانستان رو در دست داره به رگبار میبنده باید میفهمید موضوع چیه. نه تنها همه اقوام افغانستان محکوم هستند که این نظم جدید پشتونی-ملی-جهادی رو بپذیرند، بلکه هیچ پشتونی هم حق نداره چیزی غیر ازین قدرت پشتونی رو به رسمیت بشناسه. حتی اونهایی که اون طرف مرز هستند.
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگن نیمههادیها نزدیکترین چیز به جادو هستند.
بیراه نیست.. چون بدون نیمههادیها این شاهکار مهندسی در آسمان خودنمایی نمیکرد.
بیراه نیست.. چون بدون نیمههادیها این شاهکار مهندسی در آسمان خودنمایی نمیکرد.
❤2
Anarchonomy
میگن نیمههادیها نزدیکترین چیز به جادو هستند. بیراه نیست.. چون بدون نیمههادیها این شاهکار مهندسی در آسمان خودنمایی نمیکرد.
چامسکی از وقتی من نوزاد بودم داره به اسراییل فحش میده. الان به اوکراینیها میگه «روسیه یه ابرقدرت هستهایه، شوخی نیست که، دو سه تا استانتون رو بدید بش قال قضیه کنده بشه، کریمه رو هم فراموش کنید».
با این منطق، همین حرف رو به فلسطینیها هم میشه زد: «اسراییل یه قدرت هستهایه، پدافندش هم همه رو هاج و واج کرده، فردا پدافند لیزری هم اضافه میکنه و تامام! قید مقاومت رو بزنید و صلح کنید. تخلیه شهرکهای جدید رو هم فراموش کنید».
حماس، معادل دولت اوکراین نیست؛ چون دولت اوکراین داره دفاع میکنه، با اینکه موفق نخواهد شد. اما حماس عمد داره که موفق نشه، چون نفعش در اینه که فلسطین سر و سامان پیدا نکنه. اما این یک بحث مستقل دیگهست. منطق دفاع هم یک بحث دیگه. امثال چامسکی دو تا منطق برای دفاع دارند، یکیش رو برای قربانیان «سراب شوروی» استفاده میکنند، و یکیش رو برای قربانیان هژمونی آمریکا و مابقی قدرتها.
برای اینها نه جان انسان مهمه، نه کرامتش. اینها فقط باید به بت خیالی که از «شرق» برای خودشون ساخته بودند، سرویس بدن؛ و تا داخل گورشون سرویس خواهند داد.
با این منطق، همین حرف رو به فلسطینیها هم میشه زد: «اسراییل یه قدرت هستهایه، پدافندش هم همه رو هاج و واج کرده، فردا پدافند لیزری هم اضافه میکنه و تامام! قید مقاومت رو بزنید و صلح کنید. تخلیه شهرکهای جدید رو هم فراموش کنید».
حماس، معادل دولت اوکراین نیست؛ چون دولت اوکراین داره دفاع میکنه، با اینکه موفق نخواهد شد. اما حماس عمد داره که موفق نشه، چون نفعش در اینه که فلسطین سر و سامان پیدا نکنه. اما این یک بحث مستقل دیگهست. منطق دفاع هم یک بحث دیگه. امثال چامسکی دو تا منطق برای دفاع دارند، یکیش رو برای قربانیان «سراب شوروی» استفاده میکنند، و یکیش رو برای قربانیان هژمونی آمریکا و مابقی قدرتها.
برای اینها نه جان انسان مهمه، نه کرامتش. اینها فقط باید به بت خیالی که از «شرق» برای خودشون ساخته بودند، سرویس بدن؛ و تا داخل گورشون سرویس خواهند داد.
❤9
بیهودهترین تلاش، تقلا برای بهروزیه. حیوان اجتماعی، از لحظهای که متولد میشه در یک دو راهی جبری قرار داره. یا زندگی با همنوعان رو بپذیره، یا در تنهایی و عزلت بمونه. که هر دو، نوعی از بیچارگی رو بش تحمیل خواهند کرد.
تلاش برای رفاه، چیزی نیست جز تندتر کردن دور این ماشین بیچارگی، تا زودتر به پایان برسه. اگه حتی همیشه چیزی برای خوردن و سقفی بالای سر وجود داشت، باز آدمها بیکار نمینشستند. چون نشستن همهچیز رو کند میکنه.
ازینکه مجبورید هرروز شش صبح بیدار بشید و به جایی برید که دوستش ندارید، حس افسردگی دارید، چون به نظر میرسه که برای زنده ماندن مجبورید کاری رو انجام بدید که داره عمرتون رو به باد میده.
اما دقیقا همین رو میخواهید. که به باد بره. تا زودتر بگذره. تلاش برای نان، یک پوششه برای مشروع کردنش. چون تلف کردن عمر برای زنده ماندن مشروعه، کسی ازینکه عمرتون به باد بره، ایراد نمیگیره.
تلاش برای رفاه، چیزی نیست جز تندتر کردن دور این ماشین بیچارگی، تا زودتر به پایان برسه. اگه حتی همیشه چیزی برای خوردن و سقفی بالای سر وجود داشت، باز آدمها بیکار نمینشستند. چون نشستن همهچیز رو کند میکنه.
ازینکه مجبورید هرروز شش صبح بیدار بشید و به جایی برید که دوستش ندارید، حس افسردگی دارید، چون به نظر میرسه که برای زنده ماندن مجبورید کاری رو انجام بدید که داره عمرتون رو به باد میده.
اما دقیقا همین رو میخواهید. که به باد بره. تا زودتر بگذره. تلاش برای نان، یک پوششه برای مشروع کردنش. چون تلف کردن عمر برای زنده ماندن مشروعه، کسی ازینکه عمرتون به باد بره، ایراد نمیگیره.
❤10
یکی از شوخیهای موذیانه تاریخ با ما این بود که بنای آمفیتئاترها باقی موندند. در حالی که طبیعت خشن حوادث همیشه طوری بود که قاعدتا نباید هیچ اثری ازشون باقی میموند. کاخ، متعلق به شاه بود؛ و کلیسا متعلق به خدا. با اینکه اینها هم تخریب میشدند، اما انگیزه برای حفظ کردنشون وجود داشت. آمفیتئاتر تنها بنایی بود که هم فخرفروشی میکرد، هم برای مردم بود. این چیزی نبود که دشمنان و مهاجمان و تمدنستیزها، سالم بذارنش. اما با همه انگیزهای که میتونست علیهشون وجود داشته باشه، با وضع نسبتا خوبی از رودههای خشونت بیرون اومدند. انگار کسی لای آجرهای سنگیشون کد تقلب برای بقا، جاساز کرده بوده.
کاخ برای دیده شدن مردم توسط شاه بود، و کلیسا و مسجد برای دیده شدن مردم توسط خدا. آمفیتئاتر تنها جایی بود که مردم، دیده نمیشدند، بلکه خودشون بیننده بودند. آمفیتئاتر نماد شهود زندگان بود، و قضاوتهاشون، و تأیید کردنهاشون، و رد کردنهاشون، و فحش دادنهاشون، و تشویق کردنهاشون. که خیلی وقته که دیگه زنده نیستند.
انسان قدیم در اینکه زندگی اجرای یک نمایشه، تردیدی نداشت. اما از یک جایی به بعد سوال بزرگی بوجود اومد که نمایش برای چه کسی؟ نمایش برای اجدادمان که مردهاند و دارند ما رو تماشا میکنند، یا نمایش برای زندگان، که دارند ما رو تماشا میکنند؟ آمفیتئاتر نمادی از انتخاب دوم بود.
و تاریخ برامون سالمش نگه داشت که مرز این دو انتخاب محو بشه. تا بگه زمان، گزینه دوم رو چنان میبلعه که هر نمایشی، نمایشی برای مردگان باشه.
کاخ برای دیده شدن مردم توسط شاه بود، و کلیسا و مسجد برای دیده شدن مردم توسط خدا. آمفیتئاتر تنها جایی بود که مردم، دیده نمیشدند، بلکه خودشون بیننده بودند. آمفیتئاتر نماد شهود زندگان بود، و قضاوتهاشون، و تأیید کردنهاشون، و رد کردنهاشون، و فحش دادنهاشون، و تشویق کردنهاشون. که خیلی وقته که دیگه زنده نیستند.
انسان قدیم در اینکه زندگی اجرای یک نمایشه، تردیدی نداشت. اما از یک جایی به بعد سوال بزرگی بوجود اومد که نمایش برای چه کسی؟ نمایش برای اجدادمان که مردهاند و دارند ما رو تماشا میکنند، یا نمایش برای زندگان، که دارند ما رو تماشا میکنند؟ آمفیتئاتر نمادی از انتخاب دوم بود.
و تاریخ برامون سالمش نگه داشت که مرز این دو انتخاب محو بشه. تا بگه زمان، گزینه دوم رو چنان میبلعه که هر نمایشی، نمایشی برای مردگان باشه.
❤5
اوکراین: ما همون نفربرهای زرهی که همین الان دارید رو میخوایم.
آلمان: غیرممکنه. به این ۴۰ هزار و ۴۵۵ دلیل واهی نمیتونیم به شما بدیم.
اوکراین: یه پهپاد میخوایم که هنوز اختراع نشده.
آمریکا: مشکلی نیست، یه هفته بمون وقت بده که طراحی، توسعه، تست و تولیدش رو انجام بدیم.
(این جنگ باعث شد تازه خیلیها بفهمند آمریکا چیست).
آلمان: غیرممکنه. به این ۴۰ هزار و ۴۵۵ دلیل واهی نمیتونیم به شما بدیم.
اوکراین: یه پهپاد میخوایم که هنوز اختراع نشده.
آمریکا: مشکلی نیست، یه هفته بمون وقت بده که طراحی، توسعه، تست و تولیدش رو انجام بدیم.
(این جنگ باعث شد تازه خیلیها بفهمند آمریکا چیست).
❤8
یه چیزی در حین ترجمه سرجای خودش قرار نگرفته. مقام مالزیایی هشدار داده مسلمانانی که روزهخواری کنند با مجازات غسل میت روبرو خواهند شد. مشخص نیست منظورش اینه که باید یک میت رو غسل بدن، یا خودشون به عنوان یک میت فرضی شسته خواهند شد. ازین جهت جالبه که منظور هر کدومش باشه، به یک اندازه فاکدآپه. اما به این ختم نمیشه. در مالزی رستورانها و فستفودها در رمضان میتونند باز باشند، به شرطی که پشت شیشه بزنند «از سرویسدهی به مسلمانان معذوریم». اگه کلا ممنوع کنند، چینیها عصبانی میشن، و نمیخوان چینیها رو عصبانی کنند، بنابراین یه آپارتاید به ضرر مسلمانها ایجاد کردن! که روی بچهها خیلی تأثیر داره، چون میبینند که «ما رو راه نمیدن، ولی کافرها رو راه میدن».
یک دلیل دیگه از هزاران دلیل برای اینکه جامعه مسلمان رو نباید به دست مسلمانان سپرد.
یک دلیل دیگه از هزاران دلیل برای اینکه جامعه مسلمان رو نباید به دست مسلمانان سپرد.
❤2