Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نادان فکر می‌کنه هرجا بشه اسلحه ارسال کرد تبدیل به افغانستان میشه.
اوکراین محاصره‌ست و اگه خطوط ریلی مرز لهستان رو از دست بده، که روس‌ها دارند بمبارانش می‌کنند تا از دست بده، دیگه نمیشه سلاح سنگین ارسال کرد. جغرافیای اوکراین نه ربطی به افغانستان کوهستانی داره نه ویتنام جنگلی. مردم اوکراین هم نه مجاهد هستند، نه ویت‌کنگ. تا الان شجاعتی نشون دادن که خیلی‌ها رو عصبانی کرده، اما نهایتا اروپایی‌اند و مثل پابرهنه‌های پشت‌کوهی پشتون نمی‌تونند بیست سال جنگ فرسایشی انجام بدن.
به جای این تحلیل‌های کلیشه‌ای، بهتره بپرسه چرا در نظام جمهوری اسلامی هیچ‌کس اجازه جمع‌آوری کمک‌های بشردوستانه برای اوکراینی‌ها رو نداره. چون اصلاحاتچی‌ها کانالش رو میخونند و بد نیست حداقل تو یک چیز همراهی نکردن با سپاه رو یاد بگیرند.
7
اینکه عصبانیت بچه لیبرال‌ها از تلاش ایلان ماسک برای خریدن توعیتر، سرگرم‌کننده‌ست؛ دلیل نمیشه از این اقدام ماسک حمایت هم بکنیم. چون دلیلی که داره برای این اقدام معرفی میشه، عوامانه‌ست (و یک شاهد دیگه بر اینکه هرکسی ممکنه به پوپولیسم دامن بزنه، حتی کسانی که نه به قیافه‌شون میخوره نه به موقعیت اجتماعی‌شون).

اینکه اصلا میشه توعیتر رو خرید و سپس آزادی‌های قانونی داخلش رو بیشتر کرد، یک بحث مفصل مجزاست. چون بسیار بعیده. چون ۹۹ درصد کارمندان این شرکت چپ تجددگرا هستند. با تعویض رئیس‌شون، عقایدشون تعویض نمیشه. اما حتی اگه می‌شد همه‌شون رو اخراج کرد، باز هم در استخدام نیروی جدید با چالش بزرگی مواجه میشه، چون ۹۰ درصد کسانی که در این حوزه کار می کنند هم چپ تجددگرا هستند.

اما فرض کنیم از لحاظ قانونی و تجاری و فنی، این کار انجام شد. آیا مشکل توعیتر حل میشه؟ بهیچوجه. برای اینکه مشکل توعیتر، مشکل خود توعیتر نیست؛ مشکل برداشت مردم از شبکه اجتماعیه. تصور عمومی اینه که شبکه اجتماعی یک میدانگاه وسط شهره، یا باید اینطور باشه، که اونجا همه بتونند حرفشون رو بزنند. و اگه همه نتونند حرف بزنند پس ایراد داره! سپس وقت خودشون رو با بحث‌های تئوریک بیهوده درباره تعریف آزادی بیان، تلف می‌کنند.

همه این‌ها به خاطر دو‌ سوء تفاهم بزرگه.

یک، فکر می‌کنند آزادی یک سرویسه که باید ارائه‌ش کرد! یعنی یه عده صبح ساعت ۷ پاشن برن سر کار یه فعالیتی انجام بدن تا ۵ بعدازظهر، تا شما بتونی آزاد باشی حرفتو بزنی! که نه تنها بی‌معنیه، بلکه مسخره‌ست. آزادی یعنی مانعت نشن از امکانات خودت برای بیان نظرات خودت استفاده کنی. نه اینکه ابر و باد و مه و خورشید رو به کار بگیرند تا تو حتما حرف بزنی. وظیفه کسی نیست که بره بالای صخره و تو رو مثل سیمبا به کل جنگل معرفی کنه. قبل از تأسیس توعیتر مگه آمریکا مثل کره شمالی بود که حالا بگیم اگه توعیتر به همه تریبون نده آمریکا میشه کره شمالی؟

دو، فکر می‌کنند پلتفرم اجتماعی باید کل جامعه رو در یک جا جمع کنه تا واقعا اجتماعی باشه! اما نه تنها شدنی نیست، بلکه جالب هم نیست. جایی که همه حضور داشته باشند، برای منی که ضعیفم و یک نفرم و دستم به جایی بند نیست جای بدتریه، نه بهتر. چون قوی‌ترها فضا رو قبضه می‌کنند. نه تنها ارتش سایبری دولت‌ها با امکانات و بودجه‌ای که دارند می‌تونند فضا رو به نفع خودشون شکل بدن، بلکه گروه‌های خشن‌تر و بدوی‌تر هم می‌تونند این کار رو بکنند. الان میلیون‌ها روس از نسل‌کشی اوکراینی‌ها حمایت می‌کنند. ایلان ماسک واقعا مایله بذاره اینها فضا رو با نفرت‌پراکنی و عادی‌سازی نسل‌کشی پر کنند؟ نه‌. پس مجبوره خط قرمزهایی بکشه، و به محض اینکه خطوط جدید ترسیم بشن، باز یه عده خواهند گفت آزادی نیست!


اینکه بخواهیم جامعه به هر پلتفرمی اجازه فعالیت بده، بسیار متفاوته با اینکه بخواهیم هر پلتفرمی کل جامعه رو در خودش جا بده. این چیزیه که ایلان ماسک و خیلی‌ها هنوز نتونستند درک کنند.
5
«روسیه شکست خورد».
کو؟ کجا؟ چطوری؟ فردا که کل اوکراین رو گرفت میخواید به مخاطب‌تون چی بگید؟ مهم نیست؟ هرروز یه نظر؟ بازیه؟

«شانگهای قحطیه».
کو؟ کجاش؟ چرا؟ آدم قحطی زده میشینه تو خونه‌ش؟ فردا که شهر باز شد میخواید به مخاطب‌تون چی بگید؟ مهم نیست؟


خیلی ریلکس از واژه‌ها استفاده می‌کنند. خیلی ریلکس و بی‌خیال.
5
Anarchonomy
«روسیه شکست خورد». کو؟ کجا؟ چطوری؟ فردا که کل اوکراین رو گرفت میخواید به مخاطب‌تون چی بگید؟ مهم نیست؟ هرروز یه نظر؟ بازیه؟ «شانگهای قحطیه». کو؟ کجاش؟ چرا؟ آدم قحطی زده میشینه تو خونه‌ش؟ فردا که شهر باز شد میخواید به مخاطب‌تون چی بگید؟ مهم نیست؟ خیلی ریلکس…
«چین قصد دارد با وارد کردن عمدی شوک به شبکه تأمین کالا و بالا رفتن قیمت‌ها، در کشورهای مصرف‌کننده ناآرامی ایجاد کند».

که چی بشه؟ یعنی چی اصلا؟ خودتون هم می‌فهمید چی میگید؟ آشوب، دسته‌بازی داره مگه؟

در دوران قدیم، که ارتباطات وجود نداشت و خیلی محدود بود؛ محتوای تبادلات کلامی خیلی محلی بودند. زن حسن داره میزاد. گاو حسین از طویله درنمیاد. دختر جعفرو یکی میخواد. و ازین قبیل. وقتی دایره محتوا محدوده، مصرف‌گرایی واژگانی رواج پیدا می‌کنه. از کلماتی استفاده میشه که برای اون سوژه‌ها زیادی‌اند. و این تکرار میشه. تا اینکه تبعاتش وارد دنیای فیزیکی میشد. یک طایفه با یک طایفه دیگه درگیر میشد، چون یک عده در استفاده از کلماتی مثل سرقت، خیانت، غیرت، نیت، ذلت، عفت، حسرت، زیاده‌روی کرده بودند. چون هدف‌شون این بود که صحبت رو بسط بدن. زندگی بعضی‌ها واقعا از هم میپاشید، چون عده‌ای می‌خواستند صحبت‌های شبانه رو از مقداری که لازمه، جدی‌تر کنند. چون در فقدان عمق و محتوا، تنها چیزی که دست‌شون بود صحبت بود؛ و هرکس انگیزه داره که تنها داراییش رو گران‌تر کنه‌.

این عادت هیچوقت حذف نشد، بلکه با گسترش ارتباطات و تکثر نجومی سوژه‌ها و نزدیک شدن فرد به سوژه‌هایی که ازشون دوره، یا ربطی بشون نداره، یا کاری نمیتونه درباره‌شون بکنه، مصرف‌گرایی واژه‌ها به دامن حوزه‌های تخصصی و خاص هم کشیده شد. مثل «موازنه قدرت» که بچه‌های هفت هشت ساله هم دارند باش جمله میسازند. مثل «استراتژی» که کاملا به یک روسپی همه‌جایی تبدیل شده. مثل «قطب سیاسی». مثل «ژئوپولیتیک». مثل «تورم». مثل «بازدارندگی». مثل «نظم جهانی». مثل «مارکسیسم». مثل «فدرال رزرو». مثل «جنگ چریکی». مثل «جی‌دی‌پی». این بسط صحبت تیراژی پیدا کرده که حالا با یک جنگل از مهملات مواجهیم که انقدر بزرگه که نه میشه دورش زد، نه میشه از وسطش رد شد. فقط باید سوزوندش و صافش کرد.
4
- چاقو زدن به رهگذر یهود
- حمایت حماس از چاقوکش
- پرتاب سنگ در مسجدالاقصی
- حمایت حماس از سنگ‌پرت‌کن
- دستگیری سنگ‌پرت‌کن و همه پسرعموهایش در اورشلیم شرقی
- پرتاب راکت توسط حماس در حمایت از پسرعموهای دستگیر شده
- بمباران هوایی غزه در پاسخ به پرتاب راکت
- قیام ژورنالیست‌ها علیه رژیم بچه‌کش
- فروریختن ساختمان‌ها و درخواست آتش‌بس
- ارسال پول توسط قطر برای بازسازی ساختمان‌ها
- ریپیت


باورنکردنیه ولی این سریال رو تا الان از مختار هم بیشتر پخش کردن.

#لبخند_شبانه
8
آخوند نادان برای اینکه بگه علی مهم بود میگه در کعبه متولد شد!
به من چه که کجا متولد شد؟
اون چیزی که به من مربوطه اینه که از ما گرفتیدش. شعر درست کردید که مظهرالعجایب! است و اون شعر رو همه‌جا خوندید تا کارتون راه بیفته، اما تنها بخش عجیب زندگیش این بود که از همون روزی که متولد شد میخواستن از ما بگیرنش. یک روز با دروغ‌های شاخ‌دار در تحسینش، و یک روز با دروغ‌های شاخ‌دار در تقبیحش. تنها کاراکتر تاریخ که همیشه، از زمانی که زنده بود، تا همین الان؛ در ایراد گرفتن ازش، و مهمل‌گویی درباره‌ش، مسابقه بود!
یک مشت آدم پرت که حتی در همین دنیای مدرن تنها دلیلی که حرمسرا ندارند اینه که پول ندارند، هنوز قفل کرده‌اند روی تعداد همسرانش، و یک مشت آدم پرت‌تر که تنها دلیلی که خورشیدپرست نیستند اینه که از مد افتاده، سعی دارند از نون و نمک خوردنش رژیم تغذیه دربیارن. ملی‌گرایانی که حاضرند به خاطر یکپارچگی وطن، هموطن رو از دم تیغ بگذرونند؛ هنوز قفل کرده‌اند روی مشارکتش در حمله اعراب به هموطنان چهارده قرن قبل! کسانی که جنایات قدرت اتمی رو نادیده می‌گیرند چون ممکنه تحریک بشه! هنوز اصرار دارند ثابت کنند اینکه ذوالفقار از تعدد کشتن خمیده شد نشانه اینه که مرد خدا نبود!
هزار و چهارصدساله باغ وحش بزرگی از خلافکارها، آدم‌کش‌ها، پشت‌کوهی‌ها، ابلهان، خبیثان، شارلاتان‌ها، گیج‌ها، مقدس‌نماها، خداستیزها، سنت‌گرایان، مدرنیست‌ها، باسوادها، بیسوادها.. تمام تلاش‌شون رو می‌کنند، با هر روشی که بلدند، علی رو از ما بگیرند‌.

ولی چرا همیشه خواستند از ما بگیرند؟
چون مسیحی بود که می‌جنگید، بدون اینکه از جنگیدن خوشش بیاد‌. چون حاکمی بود که حکمرانی رو جدی می‌گرفت بدون اینکه از حکم راندن خوشش بیاد. چون پولداری بود که به پول درآوردن اهمیت میداد، بدون اینکه پول براش مهم باشه. چون جنبه همه‌چیز رو داشت، بدون اینکه به چیزی علاقه داشته باشه. چون تعطیل کننده بچه‌بازی، مهمل‌گویی، و ابتذال بود.
نمیخواستن از ما بگیرنش تا ستاره ما نباشه. میخواستن از ما بگیرنش تا ما علی نشیم. شیعه علی بودن هیچ خطری نداره. علی شدن مردم بود که خطرناک بود، و هست، و خواهد بود.


به ما گفتن در کعبه به دنیا اومد تا بمون بگن «تو هیچوقت علی نمیشی». و دقیقا به همین دلیل باید بشون گفت به درک که در کعبه به دنیا اومد.
هجده رمضان، سالگرد ترور علی نیست. سالگرد ترور ماست.
👍19
عزیزم، خیلی بهتره که مسخره‌ی یه دولت دموکراتیک باشی تا اینکه یه دولت اقتدارگرا برای اینکه ثابت کنه آلت بزرگی داره مثل سگ اسیرت کنه. این رو از من بپذیر.
اینکه بین دولت و تو، یه نهادی مثل قوه قضاییه ایستاده، یه باگ نیست. یک نعمته.
7
مقاومت ارتش اکراین تا همینجا اگه در تاریخ معاصر بی‌نظیر نباشه، قطعا کم‌نظیره. هرچند که نتیجه جنگ رو تغییر نمیده و دیگه نمیشه کشورشون رو از شر مغول‌های اتمی نجات داد، اما عملکردی که به جا گذاشتند حجت رو برای همه کشورهایی که حال و حوصله جنگیدن ندارند تمام می‌کنه. این مهمه که آدم به مثال تبدیل بشه.
در توضیح اینکه این جنگندگی و کارآمدی از کجا پیداش شد میگن «اینارو انگلیس و آمریکا آموزش داده». هرچند که آموزش آمریکایی حکم اسفناجی رو داره که ملوان زبل میخورد. اما این جمله کوتاه همه این عملکرد رو توضیح نمیده. ولی فرض می‌کنیم که توضیحش همینه.

موضوع اینه که فقط نظامی‌هاشون اینطور نیستند. سفرای اوکراین در کشورها هم کیفیت بالایی نشون دادند. سفیر اوکراین در آلمان به یک سلبریتی تبدیل شده‌. در انگلستان هم همینطور. حتی سفیرشون در ایران هم از چیزی نمی‌ترسه. به طور کلی سه خصوصیت پیگیری، جسارت، و خستگی‌ناپذیری، در دیپلمات‌هاشون دیده میشه. این رو چطور توضیح میدن؟ اینارو هم ناتو آموزش داده؟

قطعا هیچ ایرانی که از حداقلی از شعور برخورداره، از جمهوری اسلامی انتظار نداره آدم‌های باکیفیت رو‌ وارد نهادها و دستگاه‌ها کنه، چون این‌ها به جهل، شلختگی، پخمگی، و پلشتی افتخار هم می کنند. اما این نگرانی وجود داره که نکنه بیش از نیم قرن سلطه اوباش به کشور باعث شده باشه ایران، فارغ ازینکه این حکومت سرجاش باقی بمونه یا نمونه، در تولید آدم‌های کاربلد و بدردبخور، عقیم شده باشه؟
7
با این خنده‌هایی که جایگزین گریه‌ست آشنایی دارید؟
الان داشتم با همون سبک می‌خندیدم.
روزنامه اوکراینی وسط جنگ و بمباران و اشغال نظامی و حتی تهدید متجاوزان به استفاده از سلاح اتمی! مقاله میذاره درباره زد و بندهای مالی نمایندگان مجلس که رفیق فابریک زلینسکی هم هستند!
وسط فاکینگ جنگ، فساد مالی که تازه ثابت نشده رو وصل می‌کنند به فرمانده کل قوا!

و ما اینجا یه طومار داریم از اسامی کسانی که، در زمان صلح! ماه‌هاست بدون محاکمه در بازداشت هستند، فقط به جرم اینکه گفتند فلان جا، که تازه خیلی فاصله داره تا خود رهبر، تخلفات مالی وجود داره!

این کجا بود ما توش به دنیا اومدیم؟
9
نسیم هم مثل منه.
- از حدود هر پنج گوشی هوشمند فروخته شده در دنیا، یکیش آیفونه. ده سال پیش که اندرویید در اوج خودش بود هیچ‌کس این رو باور نمی‌کرد.

- دولت آمریکا هوآوی رو از صحنه هستی پرت کرده بیرون. اگه اقتصاد این دو‌ کشور به هم وابسته نبودند قاعدتا باید حکم اعلام جنگ رو پیدا می‌کرد، چون مثل زدن پالایشگاه‌ها بوده‌.

- فروش کل بازار ۱۱ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بوده. در شرایط رکودی، به برندهای ارزان‌ساز ضربه بیشتری وارد شده‌. در حالی که تصور عموم اینه که برعکس باشه.
به آسانی.
مخالف زیاد داره و شاید اجرا نشه، یا شامل شمایی که از قبل اونجایید نشه. اما هدف ترسوندن پناهنده‌هاست‌، که به خودشون بگن «کشور خودم هر گه‌دونی باشه بهتر از روانداست!»، و در نتیجه قید رفتن به انگلیس با قایق‌ قاچاقچی‌های انسان رو بزنه‌.
نمیشه پیش‌بینی کرد ولی مشابه این کار رو استرالیا انجام داد و با اینکه خیلی فحش اخلاقی خورد، بش اصرار کرد، و خب تأثیر داشت و اون بساط پناهنده‌های قایقی تا حد زیادی جمع شد. برای بروکرات‌ها، یه نفع دیگه هم داره؛ اگه پناهنده اونجا افتاد مرد، میگن تو رواندا مرده، و ننگ رسانه‌ایش خیلی به انگلیس نمی‌چسبه.
3
آتئیست‌ها و اقتصاددان‌ها و جانوران آکادمیک، عادت داشتند بگن در گذشته توحش و خشونت خیلی بیشتر بوده و الان خیلی خوب شده!.. آتئیست مدعی بود علت خشونت در تاریخ مذهب بوده. اقتصاددان مدعی بود وابستگی اقتصادی کشورها به همدیگه جلوی خشونت رو می‌گیره. جانور آکادمیک هم که قرون وسطی رو جهنمی در دل تاریخ معرفی می‌کرد، مدعی بود دنیای مدرن دیگه جای خشونت نیست.

اما امروز خبری از مذهب نیست یا جایگاهی نداره، اقتصاد کشورها و حتی انرژی و غذاشون وابسته بهمدیگه‌ست، و مدرنیسم همه‌جا رو فرا گرفته، روسیه ۶ میلیون اوکراینی رو آواره و به زنان و دختران تجاوز کرده، و شهر بزرگی مثل ماریوپل رو کاملا با خاک یکسان کرده، طوری که تا چهل سال آینده هم قابل بازسازی نیست؛ و اگه به اهداف خودش نرسه چندتا شهر دیگه رو هم به همین وضعیت خواهد انداخت و کسی مانعش نیست.

کاش این بزرگواران انقدر شجاعت می‌داشتند که بیان بگن اشتباه می‌کردیم.
9
بخش بزرگی از مردم روسیه با شکنجه و تجاوز جنسی به مردم اوکراین موافقند (اروپا خیلی تلاش کرد تا این واقعیت رو نادیده بگیره، ولی موفق نشد)، اما بخش بزرگتری از مردم روسیه هم موافق نیستند که شکنجه و تجاوز انجام بشه، نه به این دلیل که جنایت علیه بشریته. بلکه به این دلیل که معتقدند «ما هم قدرتمندیم هم خوبیم، پس نیازی به این کارها نداریم».
اما ۹۰ درصد مردم روسیه با اینکه پوتین به همون گروهانی که متهم به جنایت جنگی شده مدال بده موافقند؛ چون فارغ ازینکه نظرشون درباره شکنجه و تجاوز چی باشه، همگی سر اینکه غرب دروغ می‌گوید و به ما اتهام می‌زند تا بدنام‌مان کند و منشأ همه دروغ‌ها و تهمت‌ها غرب است، توافق دارند.

قاعدتا نباید چنین دیدگاهی می‌داشتند، چون کشور خودشون به صورت به شدت متمرکز اداره میشه، و غرب مرکز نداره. یک طرف سیستمی رو داریم که کاملا بسته‌ست و روایت‌ها رو توسط کنترل مرکزی طراحی و تنظیم می‌کنه، و در طرف مقابل سیستمی داریم که از مجموعه متنوعی از اعضاء تشکیل شده که آقابالاسر ندارند‌. عقل سلیم میگه از کدوم یک از این دو سیستم دروغ بیشتری بیرون خواهد اومد؟ جواب عقل کاملا مشخصه: سیستم بسته.
پس چرا ۹۰ درصد روس‌ها از پس این معادله ساده عقلی برنمیان؟ چون تصمیم گرفتند که فکر کنند جهان تشکیل شده از معادل‌هایی از سیستم خودشون و فقط ممکنه ظاهرشون فرق کنه. بسیاری از روس‌ها خیلی جدی فکر می‌کنند غرب هم داره مثل روسیه اداره میشه، اما چون غربی‌ها در کار رسانه‌ای مارموزتر هستند، به نظر نمیاد که مثل روسیه اداره میشه! که همون «آسمون همه‌جا همین رنگه» خودمونه. و وقتی باورت این باشه دعوا بین یک سیستم بسته، و یک سیستم بسته دیگه‌ست، با خودت میگی خب من به سیستم بسته مملکت خودم اعتماد می‌کنم! و اینجوری میشه که تو کت شهروند ایرانی نمیره که قاسم سلیمانی، علاوه بر یک دزد، یک جنایت‌کار جنگی بود (البته ما در ایران چون به صورت فرهنگی همیشه کنترل‌ستیز هستیم، همواره دو قطبی‌ وجود داره و این سندروم آسمون همه‌جا یه رنگه ولی رنگ ما بهتره، نیمی از جامعه رو مبتلا می‌کنه، نه همه‌ش رو).

این جماعت حتی خودآگاهی کافی برای مشاهده تناقضی که بش دچاره رو هم نداره. فرض موهوم اینکه غرب هم یک سیستم بسته مثل سیستم بسته خودمان است، به این معنیه که غرب داره همه‌چیز، از جمله روایت‌ها رو کنترل می‌کنه! از طرفی غیرمتمرکز بودن و متکثر بودن غرب باعث میشه تنوعی از جریانات و روایت‌ها بوجود بیاد که به نظر بیاد باعث تفرقه شده، و همین جماعت ازش نتیجه می‌گیرند که جامعه‌ غربی الانه که دچار فروپاشی و بی‌ثباتی بشه! به عبارتی همزمان که معتقدند غرب دارد همه‌چیز را کنترل می‌کند، معتقدند کنترل همه‌چیز از دست غرب خارج شده!

که بسیار فان و بامزه‌ست.
4
طالبان به دنیا قول داده بود افغانستان به پلتفرمی برای گروه‌های جهادی تبدیل نشه. اما هرروز داعش خراسان یک ویدئو از فعالیت‌هاش منتشر می‌کنه که ثابت کنه اتفاقا داره به پلتفرم خوبی تبدیل میشه.
که بعید نیست اسپانسرشون دستگاه امنیتی پاکستان باشه، تا جلوی پروژه طالبان رو بگیرند.

دولت نژادپرست و قوم‌گرای پاکستان، از چشم ابروی طالبان خوشش نیومده بود که از تشکیل حکومتش در کابل دفاع کرد. اون‌ها به این نتیجه رسیده بودند که باید قورباغه‌شون رو قورت بدن، به این معنی که دیر یا زود باید با واقعیت «پشتون دولت‌دار» مواجه بشن، پس بهتره خودشون برن تو دل این واقعیت، و تا اونجایی که میشه کنترلش کنند.

اما با یک مشکل مواجهند، و اون اینه که پروژه طالبان میتونه از مرزهای افغانستان عبور کنه و دامن پاکستان رو هم بگیره. چون میلیون‌ها پشتون هم در خاک پاکستان ساکن هستند. و این چالش پتانسیل تبدیل شدن به وضعیتی خطرناک رو داره، دقیقا به این دلیل که پروژه ملی‌گرایی در پاکستان به موفقیت نرسید. بخش قابل توجهی از آدم‌هایی که داخل این کشور هستند براشون مهم نیست که پاکستان چیست! براشون این مهمه که اسلام چیست.

پروژه طالبان اینه: سرکوب سنت، برای یکپارچه کردن قوم پشتون (چه اینطرف مرز و چه اونطرفش)، و تعریف منافع در قالب هویت ملی اسلامی!
افغانستان هیچ‌وقت یک کشور نبود. یک کالکشن از قبیله‌ها بود که هیچوقت هیچ‌کدوم به دیگری غلبه نمی‌کرد. دینامیکی متعلق به هزاران سال پیش. یک فسیل زنده از جامعه بدوی‌. برای وضع حمل این جامعه به قرن بیست و یکم، بهترین راهکار تشکیل یک دولت فدرالی بود. اما دولت فدرال رو آدم‌های لیبرال میسازند، که در افغانستان وجود نداشت. پس چنین جامعه‌ای، که چون باستانیه ضعیفه، به قوی‌ترین نیروی نوظهور میبازه. و به طالبان باخت. چون اون‌ها به خاطر مجموعه‌ای از اتفاقات، که قسمتی ازش شانس بود، و قسمتی ازش نقش‌آفرینی بیگانه‌های خارجی بود، و قسمتی هم عملکرد خودشون؛ به دینامیک جدیدی از قدرت دست پیدا کردند که می‌تونست به ساختار سنتی غلبه کنه. که بافت اصلیش اسلام جهادی بود. در سیستم سنتی، هر قبیله ماست خودش رو میخورد، و اگه ماستش تأمین می‌شد به اینکه اون بیرون چی میگذره اهمیت نمیداد. بعضی ازین قبایل به مدت هزار سال اهمیتی ندادند. اما اسلام جهادی، مرد افغان شمال افغانستان رو به مرد افغان جنوب افغانستان وصل کرد و یک شبکه ملی تشکیل داد. دیگه ماست قبیله کافی نبود. حالا همه‌چیز به همه ربط داشت. و واضحه، یک ارتش قبیله‌ای، در برابر ارتشی که از کل کشور میتونه نیرو جذب کنه، شانسی نداشت. از طرفی اسلام جهادی، ارزش نیروی انسانی رو پایین آورد. قبیله محلی نمیتونه همه مردان خودش رو از دست بده، چون موجودیتش رو از دست میده، اما طالبان هرچقدر که بخواد «مردانی برای خرج شدن» داره، که حاضرند بمیرند، که خیلی سریع جایگزین میشن.
موضوع خود مذهب نیست. موضوع ابزارآلاتیه که برای برنده شدن فراهم می‌کنه. ابزاری که حتی خود طالبان پیش‌بینی نمیکرد که بش مجهز بشه. یه زمانی انفجار انتحاری در مدرسه ابتدایی، یک تابو بود. حتی برای جهادی‌ها. ولی الان نیست. چون طالبان کشف کرد که این هم یک ابزاره، چرا استفاده نکنیم؟


اگه این دینامیک رو درک کنیم می‌تونیم متوجه بشیم که چرا تا زمانی که پشتون‌های پاکستان، زیر سایه نیرویی غیر از این هویت ملی اسلامی هستند، پروژه طالبان نیمه تمام محسوب میشه. فارغ ازینکه کارها در داخل افغانستان خوب پیش بره یا نره.
دستگاه امنیتی پاکستان همون موقع که دید نیروهای طالبان هرکسی که پرچم دولت سابق افغانستان رو در دست داره به رگبار می‌بنده باید می‌فهمید موضوع چیه. نه تنها همه اقوام افغانستان محکوم هستند که این نظم جدید پشتونی-ملی-جهادی رو بپذیرند، بلکه هیچ پشتونی هم حق نداره چیزی غیر ازین قدرت پشتونی رو به رسمیت بشناسه. حتی اون‌هایی که اون طرف مرز هستند.
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگن نیمه‌هادی‌ها نزدیک‌ترین چیز به جادو هستند‌.
بیراه نیست.. چون بدون نیمه‌هادی‌ها این شاهکار مهندسی در آسمان خودنمایی نمی‌کرد.
2
Anarchonomy
میگن نیمه‌هادی‌ها نزدیک‌ترین چیز به جادو هستند‌. بیراه نیست.. چون بدون نیمه‌هادی‌ها این شاهکار مهندسی در آسمان خودنمایی نمی‌کرد.
چامسکی از وقتی من نوزاد بودم داره به اسراییل فحش میده. الان به اوکراینی‌ها میگه «روسیه یه ابرقدرت هسته‌ایه، شوخی نیست که، دو سه تا استان‌تون رو بدید بش قال قضیه کنده بشه، کریمه رو هم فراموش کنید».
با این منطق، همین حرف رو به فلسطینی‌ها هم میشه زد: «اسراییل یه قدرت هسته‌ایه، پدافندش هم همه رو هاج و واج کرده، فردا پدافند لیزری هم اضافه می‌کنه و تامام! قید مقاومت رو بزنید و صلح کنید. تخلیه شهرک‌های جدید رو هم فراموش کنید».

حماس، معادل دولت اوکراین نیست؛ چون دولت اوکراین داره دفاع می‌کنه، با اینکه موفق نخواهد شد. اما حماس عمد داره که موفق نشه، چون نفعش در اینه که فلسطین سر و سامان پیدا نکنه. اما این یک بحث مستقل دیگه‌ست. منطق دفاع هم یک بحث دیگه. امثال چامسکی دو‌ تا منطق برای دفاع دارند، یکیش رو برای قربانیان «سراب شوروی» استفاده می‌کنند، و یکیش رو برای قربانیان هژمونی آمریکا و مابقی قدرت‌ها.
برای این‌ها نه جان انسان مهمه، نه کرامتش. این‌ها فقط باید به بت خیالی که از «شرق» برای خودشون ساخته بودند، سرویس بدن؛ و تا داخل گورشون سرویس خواهند داد.
9
منهای حذف‌شده‌ها، ده هزار پست!
شاید هرچی لازم بوده بگم.. گفتم.
بیهوده‌ترین تلاش، تقلا برای بهروزیه. حیوان اجتماعی، از لحظه‌ای که متولد میشه در یک دو راهی جبری قرار داره‌. یا زندگی با همنوعان رو بپذیره، یا در تنهایی و عزلت بمونه. که هر دو، نوعی از بیچارگی رو بش تحمیل خواهند کرد.
تلاش برای رفاه، چیزی نیست جز تندتر کردن دور این ماشین بیچارگی، تا زودتر به پایان برسه. اگه حتی همیشه چیزی برای خوردن و سقفی بالای سر وجود داشت، باز آدم‌ها بیکار نمی‌نشستند. چون نشستن همه‌چیز رو کند می‌کنه.
ازینکه مجبورید هرروز شش صبح بیدار بشید و به جایی برید که دوستش ندارید، حس افسردگی دارید، چون به نظر میرسه که برای زنده ماندن مجبورید کاری رو انجام بدید که داره عمرتون رو به باد میده.
اما دقیقا همین رو میخواهید. که به باد بره. تا زودتر بگذره. تلاش برای نان، یک پوششه برای مشروع کردنش. چون تلف کردن عمر برای زنده ماندن مشروعه، کسی ازینکه عمرتون به باد بره، ایراد نمی‌گیره.
10
طرح بلندترین برج چوبی دنیا در پرث استرالیا
۴۸ طبقه، ۲۴۵ واحد آپارتمان، ۳۵۰ میلیون دلار.
خیلی طول کشید معمارها رو قانع کنیم از بتن فاصله بگیرند‌. حالا پنجاه سال هم طول می‌کشه تا قانع‌شون کنیم از شیشه هم یکم فاصله بگیرند.